چهارشنبه ۹ آذر ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

صدهزاران بار ببریدم امید

از که از شمس این زمن باورکنید!

 

پنج شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:

 
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب

 

بنگاه‌های ازدواج(۲)!
در یکی از درسنامه ها،خانم دکترکدیور جمله ائی رو از فروید بیان میکنند:

 

«افرادی که آموزش کافی برای روانکاو شدن ندیده اند،عمل شان مثل کسی است که دیوهایی را از بند آزاد میکند وچون قادر به کنترل آنها نیست از مقابلشان می گریزند.»
سوالی که مطرح میشود اینستکه آخرین راهکار این به اصطلاح «بنگاه‌های ازدواج»به کجا ختم میشود؟یا نتیجه اش چی میشود؟

 

فکر کنم که اخوان ثالث در پایان شعر مثلی: نکیر ومنکری تو یا که داماد؟
پاسخ این سواال را داده باشد!
دراین شعر جوانی سخت کمرو ،داماد میشود ودر شب زفاف حرفی برآ گفتن پیدا نمیکند تا اینکه:
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زدوپرسیدازهمسر که:آیا
تومیدانی اصول دین بودچند؟!
عروسش زدتمسخربارلبخند
که حجله ست این،نه گور،ای خانه آباد
نکیرومنکری تو یاکه داماد؟!
خدایا حجله ام راگورگردان
زمن این کره خر را دور گردان!

 

خب جوابمان رو ازاین راهکار خلاقانه گرفتیم!
حالا ببینیم خیام چه راهکاری نشونمون میده:
تاراه قلندری نپوئی نشود
رخساره به خون دل نشوئی نشود
سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان
آزادبه ترک خودنگوئی نشود!

 

دراین مسیری که بقول معروف:
غیرناکامی دراین ره کام نسیت
راه عشقست این ره حمام نیست!

 

ببینیم چه خبر است؟
مولوی که همش داد از شمس تبریزی میزند و میگوید«شمس من و خدای من!»و یا:
شمس تبریزی اگر روی به من ننمائی
والله این قالب مردار بهم درشکنم
دراین مسیرسخت و افت و خیزهایش چه میگوید؟میگوید:
صدهزاران بار ببریدم امید
ازکه از شمس این زمن باورکنید!

 

باسپاس
گرگلی سارسعدلوبچاقچی
ازکویرسیرجان
۱۷ دیماه


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=17424

  تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۴، ساعت: ۲۳:۱۸