پنج شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

نویسنده: فرزام پروا

در پاسخ به افاضات آقای فرشید مرادیان:

 

«ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه تست        عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»

 

البته صرف مگس بودن مذموم نیست، اما مگس ماندن سخت مستحق هرگونه نکوهش است، آن هم برای «آدمی»، که مقام سیمرغی را نیز می‌تواند با همت خود احراز کند؛ بله! به قول خواجه شیراز، «شاهبازان طریقت» را می‌توان از بابت «قناعت کردن به شکر» و «مقام مگسی» شماتت کرد.

 

ژک لکان می‌گوید: «ارزش یک دانش در مشکلاتی است که در به دست آوردن ژوئی‌سانس از آن دانش وجود دارد».[۱] حال ممکن است کسی همت و توان و شوق مطالعه ۲۴ جلد آثار فروید، و ۲۷ جلد سمینارهای لکان را نداشته باشد، نه بخواهد از انقلاب فرویدی چیزی بداند، و نه از انقلاب لکانی، و این که چطور لکان «تئوری فرویدی را تا منتهی درجه گسترش داد»،[۲] تا جایی که امروزه «سوژه‌ی روانکاوی مشخصاً لاکانی [از سمینار هفدهم به بعد] سوژه‌ی ناخودآگاه به مثابه نوشتار است و در کلینیکِ آن، روانکاو کسی است که خواندنِ ناخودآگاه را بلد باشد»،[۳] و تا جایی که اکنون «آنچه نمی‌تواند گفته شود»[۴] موضوع کنگره روانکاوی قرار گرفته است. در چنین غفلتی آیا آبرومندانه‌تر نیست که شخص سکوت اختیار کند؟

 

در این که کسی چون آقای ریموند تالیس بخواهد هرجا شکری یافت پرواز کند، و فیلسوف و شاعر و رمان نویس و منتقد فرهنگی و پزشک و نوروساینتیست باشد،[۵] به خودی خود مشکلی وجود ندارد. مشکل آنجاست که به مجرد برخورد با دانشی که همت و توان موشکافی در آن را ندارد، در تارهای سخنی که از آن سر در نمی‌آورد گرفتار آید، و سپس قلم بردارد و بخواهد در مورد زندگی نامه کسی اظهار فضل کند، و در این میان، ناتوانی خود را به او نسبت داده، و وی را عنکبوت به شمار آورد. یکی نیست بگوید: «آقای محترم! قبل از این که این ترّهات از قلم شما تراوش کند، بهتر نبود صبر می‌کردید تا لااقل چندتا دیگر از سمینارهای لکان به انگلیسی ترجمه شود؟ [تا سال ۱۹۹۷ که این اظهار فضل اتفاق افتاده، تنها ۴ سمینار، آن هم از سمینارهای اولیه لکان به انگلیسی ترجمه شده است،[۶] یعنی هنوز از انقلاب لکانی در زبان انگلیسی اثری وجود ندارد!]. آیا سابقه‌ای که در فیزیولوژی حیوانی[۷] دارید، به شما اجازه چنین اظهار نظری را داده است؟!!»

 

اما موضوع اسف‌بارتر این است که برای ارائه شاهد و مدرک، به نوشته چنین کسی ارجاع داده می‌شود، و مطلبی که از سر غفلت نوشته شده، «مرجع خواندنی» نامیده می‌شود. بایستی از دوستان پرسید که آیا تمام مراجع شما چنین هستند، و باید مشت را نمونه خروار بگیریم؟!

 

امیدواریم دفعه بعدی که می‌خواهید با عرض و آبروی خود بازی کنید، لااقل کسی را به زحمت نیندازید! وگرنه به قول خواجه شیراز:

 

«طوطیان در شکّرستان کامرانی می‌کنند               وز تحسّر دست بر سر می‌زند مسکین مگس»

 

 

 

[۱] یادداشت از درسنامه دکتر کدیور

[۲] کتاب مکتب لکان

[۳] مقدمه‌ای بر انقلاب لکانی/ شهریار وقفی پور/ بخش فرهیختگان ایران و روانکاوی

[۴] موضوع کنگره Ghent 2014 اکول لکانی بین المللی

[۵] معرفی آقای ریموند تالیس در ویکی پدیا

[۶] سمینارهای ژک لکان، ویکی پدیا

[۷] معرفی آقای ریموند تالیس در ویکی پدیا

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=2774

  تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۲:۳۰