چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

فروید در ۲۴ جلسه در «مکتب روزبه»

جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»

 
این جهان بازیگه است و مرگ شب
باز گردی کیسه خالی پر تعب
کسب دین عشقست و جذب اندرون
قابلیت نور حق را ای حرون
کسب فانی خواهدت این نفس خس
چند کسب خس کنی بگذار بس
نفس خس گر جویدت کسب شریف
حیله و مکری بود آن را ردیف

 

با سلام؛
از قدیم گفته اند: گرسنه را چه حلال و چه حرام.
امروز، وقتی پررویی روانپزشک قلابی “مکتب روزبه” را با این همه تلاشهای انجمن فرویدی برای فهماندن خطاهای او و اطرافیانش، و اصرارشان در حفظ مسیر غلطشان را می بینم به این جمله ی درست آقای خمینی با این مضمون ایمان آوردم که گفت: وقتی آنها بر مسیر باطل خود این قدر پابرجا هستند، چرا ما از مسیر درست و به حقی که می¬رویم کوتاه بیاییم؟
در سمپوزیوم اعتیاد مورخ پنجشنبه ۲۵ دیماه ۱۳۹۳ با یکی از روانپزشکان سرشناس در زمینه اعتیاد (دکتر آ. م.) صحبتی داشتم که از وقاحت کاسبان روان مرا شوکه کرد. دکتر آ. م. برای رد درخواست کمک به من صحبت از درگیری خودش در جلساتی نمود که چهارشنبه ها توسط گروه دکتر صنعتی در بیمارستان روزبه برای مرور همه کتابهای فروید برگزار می شود. طبق گفته ی ایشان در این جلسات هر هفته یکی از کتابهای فروید مطالعه می شود! وی در پاسخ به سؤال من که چند بار پرسیدم مثلاً کدام کتابها؟ هربار گفتند همه کتابها. پرسیدم منظورتان از همه کتابهای فروید، استاندارد ادیشن ۲۴ جلدی هم هست؟ جناب دکتر گفتند: “بعله، اون رو که هر هفته یک جلدش رو می¬خوانیم”!! بعد از این شوک چند موضوع ذهنم را مشغول کرد:
۱- جناب دکتر اصلاً نمی دانند در جلساتی که هر هفته چهارشنبه در بیمارستان روزبه شرکت می¬کنند چه مطالبی، بر چه اساسی و طبق کدام منابع ارائه می¬شود.
۲- جناب دکتر اصلاً نمی¬دانند ابعاد هر جلد از این کتابها و حجم مطالب موجود در آن چقدر است. مگر اینکه، هوش مافوق سرشار و استعداد ذاتی گروه اندکی از دانشجویان و دانش آموختگان روانپزشکی بیمارستان روزبه چنین قابلیتی به آنها داده باشد که سایرین از درک آن عاجزند.
۳- جناب دکتر متوجه نشدند که با گفتن این جملات، با توجه به موضوع آن جلسه¬ی سمپوزیوم (توهم¬زاها) خودشان به چه نکته ظریفی درباره استعداد خدادادی برخی آدمها برای همه کاره شدن اشاره کردند.
۴- خود دکتر آ. م. در همین سمپوزیوم از سایکوز (به ویژه اسکیزوفرنیا) به عنوان endorphins intoxication نام بردند و استدلال نمودند که چون دسته ای از توهم زاها در مصرف کنندگان علایمی همچون توهمات پسیکوتیک ایجاد می کنند، پس برای این گروه از بیماران روان درمانی ها کاربرد چندانی نداشته و دارو درمانی بهترین گزینه است. در واقع، با توجه به این استدلال، این سؤال مطرح می شود که چرا وقتی توجیه بیوشیمیایی بودن منشاء اختلالات روانی تا این سطح ساده می شود که دارودرمانی با هر میزان کارایی بر روان¬درمانی¬ها اولویت پیدا می کند؛ باز هم عده¬ای دست از سر روانکاوی برنمی¬دارند؟ تازه، عده ای هم مثل دکتر آ.م. که تا چندی قبل فقط به فعالیت طبی و دارویی می¬پرداختند امروزه در جرگه¬ی فعالان روانکاوی (در جبهه¬ی کاسبان روان) قرارگرفته¬اند؟
۵- باز هم این جمله به یادم آمد: “روانپزشکی چه خلائی دارد که روانپزشکان به روانپزشک بودن خالی قانع نیستند؟”.
در انتها، یاد جمله ای قدیمی افتادم: نهضت همچنان ادامه دارد.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7809

  تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۵۵