پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:باز نشر

فقط کافی است شرافتمندانه ارتزاق کنی تا بفهمی

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ع. و. در مورد «کنگره خواری»
پدیده آشنای “تحمیر” کردن آدمها را شاید در زندگی روزانه بارها و بارها تجربه کرده باشیم . می خواهم داستانی در این رابطه برایتان بگویم که در گرماگرم کنگره مزین به نام “روانکاوی” اتفاق افتاد.
البته قبل از هر چیزی باید تاکید کنم که شخصا چند ماهی است مطالب سایت شما را دنبال می کنم و بعضی از مقالات راکه مفاهیم اساسی روانکاوی را شرح می دهد را خوانده ام . اما با این وجود هیچ گونه دانشی در زمینه روانکاوی ندارم و از قضا در روز کنگره منتظر اتمام سمینار و دیدار با یکی از دوستانی بودم که خود در کنگره حاضر بود و جریان سمینار را از طریق تلویزون سالن انتظار پی گیری می کردم.
داستان از این قرار است که بعد از سخنرانی یکی از به اصطلاح “روانکاوان” حاضر در کنگره اظهارات یکی از اعضای هیات رئیسه جلسه که اتفاقا یک پزشک شیک پوش و به اصطلاح خودمانی “از ما بهتران” آمریکائی بود تحیر و تعجب را نه تنها در من بلکه شاید در بسیاری از کسانی که بحث را دنبال می کردند بر انگیخت .
آقای دکتر سخنران در ابتدا از گرفتگی صدای خود عذر خواهی کرد و البته به حکمت این گرفتگی صدا با تاکید بر کلمه انگلیسی hoarseness اشاره کرد و این نکته را هم مغفول نگذاشت که در ادامه به جنبه سمبولیک به کار بردن این اصطلاح اشاره خواهد کرد.
بعد از اتمام سخنرانی آقای دکتر آمریکائی با اعتراف به اینکه سمینار ارائه شده به فارسی را دنبال کرده و از مشاهده اسلایدهای انگلیسی سمینار که به صورت همزمان برای انگلیسی زبانان پخش می شده خودداری کرده فقط با تاکید بر شنیدن کلمه hoarse به کشف بزرگ و تحسین برانگیزی نائل شده است. از این قرار که ظاهرا این کلمه که سخنران به کار برده باعث تداعی دو کلمه دیگر در ذهن آقای دکتر تحلیل کننده بحث شده است و این کلمات عبارتند از horse و whore .
خلاصه اینگونه نتیجه گیری شد که سوژه مطالعه شده در بحث همانند یک اسب (horse) توسط والدینش به کار گرفته شده و به سان یک فاحشه (whore) ابزار دست آنها بوده است.
نکته محیرالعقول در این تحلیل که البته با تحسین و تشویق پیاپی حضار تشنه معرفت و دانش قرار می گرفت این است که برای کمتر کسی این سوال پیش آمد “مگر نه اینکه پایه ای ترین اصل روانکاوی این است که نتایج تحلیل از تداعی ها و کلام بیمار باید به دست آید نه از خش صدای دکتر روانکاو؟؟” . یعنی در اینجا سوژه مورد مطالعه خش صدای آقای دکتر روانکاو بوده نه چیزی که از بیمار ساطع شده باشد. اقای دکتر تحلیل کننده بحث نیز چیزی به آن اضافه می کند و به این ترتیب این بیمار به خوبی و خوشی تحلیل می شود.
این جاست که باید گفت “آقای گودرزی چه ربطی به خانم شقایقی دارد !!”

 

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

سپاس از دیدگاه آقای ع. و.
انجمن فرویدی


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=48676

  تاریخ انتشار: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت: ۰۰:۱۹