چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

فواد صابران و جاسوس عملیات کربلای ۴

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
واقعا جای شگفتی است که آدم تا کجا می تواند بی وجود و بی حمیت و بی اصل و نسب باشد! تاریخ کشورش را یکسر دیوانگی بداند، شعر و ادب سرزمینش را از فرهنگ عامیانه ی مردم جدا بداند، نظرش این باشد که “انسانیتی که آدم در دیباچه شاهنامه می خواند، ربطی به فرهنگ عامه ایران ندارد و فرهنگ ایران یک نوع فرهنگ دیوانه وار است”. غیور مردان این مملکت را دیوانه بپندارد، بیمارانی که به او مراجعه می کنند و یا نمی کنند، هر دو را به سخره بگیرد و به قول کسی که او را معرفی می کند: “زیر پرسش بردن فرهنگ فردی، خانوادگی و ملی”.
او، فواد صابران، اصلا ایرانی نیست! او بویی از وطن نبرده. قول خودش، نسبت به دو سال فارسی ای که خوانده خیلی شعر بلد است و خیلی ادبیات فارسی بلد است. اما این هیج ربطی به ایرانی بودن او ندارد! او فقط صحبت کردن به این زبان را می تواند. همین و بس.
در خون یک ایرانی شرف و غیرت نسبت به آب و خاک کشورش جریان دارد. یک ایرانی واقعی وقتی در اوضاع مردم و مملکتش نابسامانی می بیند، برای رفع آن از جان مایه می گذارد. یک ایرانی در کشوری بیگانه، دم از دیوانگی مردم و تاریخ و فرهنگ کشورش نمی زند! تاریخ و فرهنگی که به قول شاملو “آن همه نام درخشان پشت آن خوابیده”.
به نظر من فرقی بین فواد صابران و جاسوس عملیات کربلای ۴ نیست. عملیاتی که لو رفت و ۱۷۵ غواص ایرانی دست بسته زنده به گور شدند.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=11988

  تاریخ انتشار: ۶ تیر ۱۳۹۴، ساعت: ۲۳:۱۲