چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، مافياي روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

قابل توجه *آمر*، همایون پور/ دومین گزارش جلسه محاکمه پادوهایش

 

ریاست محترم انجمن فرویدی

سرکار خانم دکتر کدیور

 

 

با احترام گزارش دادگاه مورخ ۹۴/۴/۶ به شرح زیر به استحضار می رسد. از آنجا که گزارش را از روی حافظه نوشته ام ممکن است مطالب قدری جابجا شده باشد.

 

اعضای انجمن فرویدی یک ساعت پیش از شروع دادگاه در محل مجتمع حاضر بودند. در ساعت ۸:۴۵ متهمان ـ رسول قورخانه چی و مهدی محمدی ـ به همراه آرش حسام و علیرضا محمدی و دو فرد دیگر که بعداً در جلسه دادگاه متوجه شدیم وکیل آنها هستند ـ به دفتر شعبه مراجعه کردند. در واقع از جمعیت حدوداً ۳۰ نفری سیاهی لشکر که در دادسرا هر جلسه حضور پیدا می کردند، تنها همین دو نفر (آرش حسام و علیرضا محمدی) باقی مانده بودند. ظاهراً بقیه از صرافت پیگیری این دو متهم افتاده اند! پس از ساعت ۹ شاکیان و متهمان به داخل فراخوانده شدند. قاضی از متهمان خواست بایستند و سپس در مورد اتهامات از آنها توضیح خواست. مهدی محمدی ـ که باز هم طبق روال دادسرا سیاه پوش بود ـ عنوان کرد اینها در کنگره قبلی که در دانشگاه علوم بهزیستی برگزار شد اغتشاش و شلوغی کردند و ما در کنگره ای که داشتیم برای اینکه آن اتفاق نیفتد نگذاشتیم وارد شوند. فیلم آن هم موجود است. شما می توانید زنگ بزنید از حراست دانشگاه علوم بهزیستی بپرسید. مشهدی وقت گرفت و توضیح داد من استادیار همان دانشگاه علوم بهزیستی هستم که می گویند آنجا کنگره اول برگزار شد و هنوز هم دارم آنجا خدمت می کنم. قاضی پرسید مدرک شما چیست؟ مشهدی پاسخ داد دکتری. و ادامه داد اگر ما آنجا کار خلافی کرده بودیم، الان اینجا نبودیم. آنجا هم حراست دارد و به اندازه شما هم مسئولیت دارند و کارشان را هم بلدند. بعد هم خودشان در همان کنگره اعلام کردند که کنگره جغرافیای روانکاوی و فرهنگ در فلان تاریخ برگزار می شود، علاقمندان می توانند شرکت کنند. ما هم اعضای انجمن فرویدی هستیم تنها انجمن به ثبت رسیده روانکاوی در ایران، ما از وزارت کشور مجوز داریم. کار ما همین است، شغلمان همین است، بر طبق اهداف اساسنامه مان در آنجا حاضر شدیم که بطرز غیرانسانی از ورود ما ممانعت کردند. چند تا مرد گردن کلفت چند تا خانم را هل دادند. شما خودتان هم متوجه می شوید فقط این دو نفر نبودند که ۱۰ نفر آدم را زدند، ۸-۷ نفر مرد بودند، زنجیره انسانی تشکیل دادند. ما را هل دادند، فیلمش را هم تحویل داده ایم، ما هم به پلیس زنگ زدیم.

 

قاضی از آنها در مورد کنگره در گوشی توضیح خواست. قورخانه چی و مهدی محمدی توضیح دادند ما با اینها چند سال است همکاریم، خانم دکتر همایونپور از ما خواست بطور مسالمت آمیز از آنها بخواهیم شرکت نکنند. سالنی هم که ما گرفته بودیم کوچک بود. اینها هم دعوتنامه نداشتند. مشهدی گفت دعوتنامه ای نبوده. اعضای انجمن گفتند خودشان می گفتند مهمانی خصوصی است. همین مهدی محمدی می گفت تولد من است. در سالن دولتی تولد گرفته بودند! قاضی دوباره پرسید چرا از ورود ما ممانعت کردند. مهدی محمدی دوباره شروع به توضیح کرد که ما خانمهایمان را گذاشتیم ردیف جلو که جلوی اینها را بگیرند. خانم فدائی گفت آنها به شما محرم بودند؟! مهدی محمدی ادامه داد ما مهمان خارجی داشتیم اینها در کنگره قبلی آنقدر فریاد زدند که همه دست می زدند تا صدایشان به گوش مهمانان خارجی نرسد. کلی آبروریزی شد. ما نمی خواستیم آبروریزی شود. ما از آرژانتین و … مهمان خارجی داشتیم. قاضی توضیح داد تا اینجا که من متوجه شدم این کنگره بین المللی که نبوده چون باید اعلام داشته باشد، فراخوان داشته باشد و… یک چیز خصوصی بوده. مشهدی توضیح داد این کنگره اول که می گویند، کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران بوده که دبیر آن دکتر صنعتی بود که نوشته مدرکش را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان گرفته ـ جایی که روی کره زمین موجود نیست و چنین آدرسی توهین به شعور آدمهاست. ما پرسیدیم اینجا کجاست؟ آنجا هم نگذاشتند ما سوال کنیم، میکروفن را روی شخص من قطع کردند، میکروفن را از دست من کشیدند، مگر کنگره جای تبادل نظر نیست؟ در کنگره اینها هم خانم ابتکار معاونش خانم خواجه وند را فرستاد و از اینها خواست بگذارند اعضای انجمن فرویدی وارد شوند و اگر برنامه آنها را بهم ریختند، اقدام کنند ولی اینها روی خانم ابتکار را هم زمین انداختند. ما از هر دو کنگره غیر قانونی به وزارت کشور و وزارت بهداشت شکایت کرده ایم و به محض اینکه آنها تخلف را تشخیص دهند به قوه قضاییه شکایت خواهیم کرد. قاضی گفت بله، ولی الان آن موضوع به دادگاه فعلی ما ربطی ندارد.

 

وکیل ـ امیر حسین ولاش جردی که یک جوان ۳۴ ساله بود و از اراک آمده بود (احتمالاً چون هیچ وکیلی در تهران حاضر به قبول چنین پرونده ای نشده بود!) ـ گفت اگر این کنگره غیرقانونی بوده چرا اینها اصرار داشتند در آن شرکت کنند؟ مهدی محمدی یک دروغ شاخدار هم گفت: اینها خودشان را به من می چسباندند که بگویند من آنها را زده ام!!! قورخانه چی هم گفت ما را تحریک کردند. قاضی پرسید چطوری تو را تحریک کردند؟ قورخانه چی گفت با دوربینهایشان می آمدند توی صورت ما فیلم می گرفتند. قاضی گفت اینکه می گویی ما را تحریک می کردند معلوم است تحریک شده ای، آدم هم وقتی تحریک می شود، فحش می دهد، می زند. قورخانه چی گفت نه این کار را نکردم. قاضی گفت ازت فیلم گرفته اند، خب یکی بیاید از من فیلم بگیرد، از من عکس بگیرد چه می شود؟ قورخانه چی گفت اگر دوربین را بیروند توی صورت شما ناراحت نمی شوید؟ اینقدر به ما استرس وارد کردند. مهدی محمدی هم گفت اینها در سایتشان رجز خوانی می کردند. وقتی قاضی از قورخانه چی هم پرسید اینها جسارت هم کردند؟ گفت بله. و به سایت اشاره کرد که در سایتشان تهدید می کردند که ما کنگره را به هم می ریزیم.

 

قاضی گفت قصاص قبل از جنایت که نمی شود کرد! شما می گذاشتید اینها وارد شوند اگر شلوغ می کردند بعد جلوشان را می گرفتید. شما اعلام عمومی کرده اید بعد مانع ورود اینها شده اید. وکیل گفت خانم دکتر همایونپور خواسته بود رو حساب همکاری از اینها بخواهند مسالمت آمیز آنجا را ترک کنند! قورخانه چی هم گفت اعلام عمومی نبوده. یک تعدادی مهمان دعوت کرده بودیم. قاضی پرسید کارت دعوتتان کو؟ وکیل بروشور کنگره یواشکی را به قاضی داد. قاضی بعد از یک نگاه سطحی آن را گوشه ای انداخت و گفت این چیست به من می دهی؟ من کارت دعوتتان را خواستم. شما یا اعلام عمومی کرده اید یا از یک تعدادی مهمان دعوت کرده اید، باید کارت دعوت داشته باشید. متهمان و وکیل سعی کردند توضیح دهند که مهمانها تلفنی دعوت شده بودند. قاضی گفت پس شما باید یک لیست به من می دادید و می گفتید اینها دعوت بوده اند و اسامی این افراد (اعضای انجمن فرویدی) در این لیست نیست. اینها هم نمی توانستند وارد شوند. و از متهمان پرسید چه کسی گفت جلوی اینها را بگیرید؟ متهمان گفتند دکتر همایونپور. قاضی پرسید برگزارکننده کی بود؟ متهمان گفتند دکتر همایونپور. اعضای انجمن توضیح دادند که این کنگره در هیچ کجا پوسترش چاپ نشده، فراخوان نداشته، و هیچ سازمانی از آن حمایت نکرده. یک چیز خصوصی بوده. قاضی پرسید اسم اینها را هم برد؟ به اسم گفت؟ مهدی محمدی گفت دکتر همایونپور گفت جلوی انجمن فرویدی ها را بگیرید. وکیلشان گفت اینها همدیگر را می شناختند، دکتر همایونپور خواسته بود مسالمت آمیز قضیه را حل کنند. قاضی از متهمان پرسید سمت شما چه بود؟ قورخانه چی گفت عضو کمیته علمی بوده و مهدی محمدی گفت عضو کمیته اجرایی بوده. قاضی از آنها حکم خواست که آنها اول نفهمیدند منظور قاضی چیست! قاضی توضیح داد شما آنجا چکاره بودی؟ گفتند عضو کمیته اجرایی. قاضی گفت خب باید یک حکم داشته باشی یا یک صورتجلسه که این افراد کمیته علمی هستند یا اجرایی. مهدی محمدی گفت این سمتها عرفی بوده. قاضی با تعجب پرسید عرفی دیگر یعنی چه؟! مهدی محمدی گفت ما حکم نداریم توی خودمان قرار شد من کمیته اجرایی باشم. قاضی گفت تو هیچ سمتی نداشته ای، بعد رفته ای مردم را زده ای؟ تو چکاره بودی؟ قورخانه چی آمد توضیح بدهد که ما با دکتر همایونپور ۸-۷ سال است داریم کار می کنیم… که قاضی حرف او را قطع کرد. دکتر اردشیرزاده توضیح داد این خانم همایونپور یک گروهی تشکیل داده به اسم گروه فرویدی تهران ولی اینها از هیچ کجا از هیچ سازمانی مجوز ندارند، به ثبت نرسیده اند. قاضی پرسید گفتید فروید؟ نظریات فروید که منسوخ شده. وکیل متهمان وسط پرید که اینها هم فرویدی هستند! دکتر اردشیرزاده و آقای خطیبی توضیح دادند که نظرات فروید تحریف شده و ما ( انجمن فرویدی) می خواهیم همین تحریف ها را از بین ببریم. قاضی با تعجب گفت پس اینطور! اعضای انجمن توضیح دادند ما تنها NGO روانکاوی در ایران هستیم که از وزارت کشور مجوز داریم و به ثبت رسیده ایم. وکیل متهمان که دید با سوء استفاده از فرویدی بودن ما نتوانسته کاری از پیش ببرد گفت اینها شلوغ بازی درآورده اند. فکر می کنم اینجا دکتر اردشیرزاده توضیح داد فیلمی که ما به کلانتری تحویل دادیم، همانجا در کلانتری نگاه کردند و چند مورد را خودشان یادداشت کردند. قاضی برای متهمان و وکیل توضیح داد اینها از حیثیت دفاع کرده اند، امر به معروف و نهی از منکر کرده اند. وکیل پرسید این نهی از منکر است؟ قاضی پاسخ داد بله، تضییع حق شده. و ادامه داد شما حقوق خوانده ای، وکیلی، لیسانس از دانشگاه تهران داری، فوق لیسانس از ناکجا آباد، یک مدرک از پیام نور. بعد کارمندان دادگستری که حقوق نخوانده اند و ۱۰ سال سابقه کار دارند، بروند یک انجمن بزنند و هی بالا بروند، حق شما تضییع می شود. اینجا هم همینطور. و رو به اعضای انجمن فرویدی گفت شما NGO هستید، خیرخواه مردمید، کار عام المنفعه می کنید. و دوباره برای وکیل توضیح داد الان هم که در آیین دادرسی کیفری جدید به NGOها حق شکایت داده اند، می توانند اعلام جرم کنند. درست است که بعدا آمده اند با یک تبصره محدود کرده اند، گفته اند حق اعتراض به رای دادگاه را ندارند ولی تا ۸۰% قانون به اینها حق داده. بعد دوباره از متهمان پرسید برای چه جلوی اینها را گرفتید؟ وکیل گفت اینها آمر داشتند. قاضی پرسید آمرتان کی است؟ متهمان گفتند دکتر همایونپور. وکیل دوباره تاکید کرد اینها آمر داشتند. قاضی توضیح داد با اینحال سلب مسئولیت نمی شود وگرنه هیچ مجرمی روی کره زمین وجود نداشت. هر کسی مسئول رفتار خودش است. با اینحال وکیل هنوز هم اصرار داشت. قاضی پرسید اگر من به شما بگویم آدم بکشی، می کشی؟ وکیل گفت فقط در مورد قتل خیر! قاضی گفت، خب بگویم دزدی کن، می کنی؟ وکیل گفت من که نه، ولی اگر آمر بگوید می کنند!!! قاضی در پاسخ لبش را گاز گرفت!

 

قاضی رو به متهمان توضیح داد آن آمرتان هم مثل اینکه بلد نبوده، نمی دانسته، این کاره نبوده، شما که مهمان خارجی داشتید باید وزارت امور خارجه و وزارت کشور در جریان باشند. نمی شود که همینطوری چند خارجی را وارد کشور کنید. امنیت آنها باید تامین شود. اگر هم آبروریزی شده شما مقصر بوده اید که خارجی ها را در معرض چنین وضعیتی قرار دادید. در مورد تاریخ کنگره ها هم سوال کرد و توضیح داد اگر اینها در آن کنگره قبلی شلوغ کردند و آمر شما می ترسید برای این کنگره هم همان اتفاق بیفتد باید با نیروی انتظامی هماهنگ می کرد، وقت هم که داشت، دو تا مامور می آمدند آنجا اگر اینها شلوغ می کردند آنها جلویشان را می گرفتند. شما که نمی توانی مردم را بزنی چون آمرت گفته. شما چکاره ای؟ حراستی؟ نگهبانی؟ هر چه هستی باید حکم داشته باشی. در آن کنگره قبلی که می گویی شرکت کننده بودی. مهدی محمدی گفت در این کنگره کمیته اجرایی بودم. قاضی گفت حکم که نداری.

 

فکر می کنم در همین حین بود که جناب ولاش جردی یک برگ کاغذ را به قاضی داد که قاضی تاریخ آن را که نگاه کرد گفت اینکه تاریخش ۹۳/۸/۳ است، تاریخش بعد از آن است (۲۴ و ۲۵ مهر ۹۳) این را که قبول نمی کنم. شما باید یک لیست داشتید از کسانی که دعوت شده بودند و می گفتید ما به اینها زنگ زدیم و اسم این افراد ( اعضای انجمن) در لیست نبود. [لازم به توضیح است این برگه نامه دکتر نقوی به رییس علوم پزشکی تهران ـ دکتر جعفریان ـ بود که وکیل به قاضی داد! ظاهراً دلیل موجه تری برای زدن مردم پیدا نکرده بودند!]

 

وکیل یک عکس بزرگ هم از جلوی در کنگره یواشکی نشان قاضی داد که بگوید اینها می خواسته اند به زور وارد شوند. قاضی پرسید این چیست؟ این عکس که چیزی را نشان نمی دهد ولی اگر هم بدهد به ضرر متهمان است. این چی است که آورده ای؟!

 

یک جایی از جلسه هم قاضی از وکیل آنها در مورد یک ماده قانونی پرسید که وکیل بلد نبود!!! و خود قاضی گفت ماده ۱۹۴ است دیگر!

 

در ادامه قاضی در مورد اتهام تهدید از یکی یکی اعضای انجمن سوال کرد که شما را چه تهدیدی کرده اند و چه کسی؟ ۴ نفر از اعضای انجمن در مورد تهدیدها گفتند: خانم فدائی گفت مهدی محمدی به من گفت تو بیمارستان رازی کار می کنی دیگر؟ محل کارت را بلدم. حالا نتیجه اش را می بینی، من آدم دارم. قاضی پرسید محل کار شما را می دانست؟ خانم فدائی گفت بله، از آنجا اخراج شده. قاضی گفت حالا گفته می بینی دیگر، اینکه تهدید نشد. خانم اردشیرزاده گفت بهزاد پور علی بابا مرا تهدید کرد و گفت پشیمان می شوی. آقای خطیبی گفت مهدی محمدی دست مرا می گرفت می گفت تو که زن نیستی. می گفت چرا دستت می لرزد. و با انگشتش می آمد توی صورت من نشان میداد. خانم مرادی هم گفت یک خانمی را آورده بودند که عکس می گرفت مهدی محمدی گفت اسمتان را داریم، عکستان را هم گرفته ایم، بعدا حسابتان را می رسیم. قاضی در مورد اتهام تهدید گفت اینها تهدید نمی شود که در قانون ۳ سال حبس برای آن گذاشته اند. در ادامه جلسه هم عنوان کرد من تهدید را برمی دارم. در مورد سایر اتهامات مبنی بر ضرب و جرح عمدی، فحاشی، و اهانت قاضی دو بار از متهمان پرسید و از آنها خواست از خودشان دفاع کنند، از وکیل هم همینطور. متهمان هر دو اقرار کردند که از ورود اعضای انجمن فرویدی به کنگره ممانعت بعمل آورده اند ولی اتهامات را قبول نکردند. قاضی هم گفت ممانعت را قبول داری، بعد ضرب و جرح را قبول نداری؟! در مورد اهانت هم متهمان اتهام را قبول نکردند. وکیلشان هم گفت من کل پرونده را خواندم موردی که مصداق اهانت باشد ندیدم. قاضی گفت خود ممانعت از ورود بزرگترین اهانت است، اهانت عملی است. شما از شهرستان بیایی که در یک کنگره شرکت کنی، بعد شما را راه ندهند. اینها هم همه دکتر و فوق لیسانس هستند. همین اهانت است. در دفاعیات، متهمان باز هم فقط گفتند دکتر همایونپور گفت جلوی اینها را بگیریم و وکیل هم همان حرفهای قبلی را تکرار کرد. قاضی رو به قورخانه چی گفت ببین بگو غلط کردم، به نفعت است. نشان می دهد متنبه شده ای ولی اینجوری که می گویی یعنی متنبه نشده ای. من هم از ابزارم استفاده می کنم و آخرش را برایتان می نویسم ها؟ قورخانه چی گفت آخر کاری که نکرده ام چه بگویم؟!!! وکیل لایحه خود را بصورت دست نویس به قاضی تحویل داد. قاضی از شاکیان پرسید شما رضایت می دهید؟ مشهدی گفت نه. قاضی گفت شما نمی توانی از طرف بقیه بگویی. خودشان باید بگویند، شما از طرف خودت بگو. مشهدی گفت از طرف خودم نه. فدائی گفت آخر اینها کارهای دیگری هم کرده اند. این فقط یک قسمت است. اگر ما ببخشیم آن کارها را ادامه می دهند. بقیه شکات هم اعلام کردند که نمی بخشند. قاضی جرم قورخانه چی را ضرب و جرح عمدی و اهانت و توهین و جرم مهدی محمدی را مشارکت در ضرب و جرح عمدی، فحاشی و اهانت عنوان کرد. در انتها از شکات پرسید چه کسانی حکم پزشکی قانونی داشتند؟ و در برگه های شکایت جدید که به شکات داد خواست که هر کس برگه پزشکی قانونی دارد ذکر کند. از متهمان هم آدرس و مشخصاتشان را پرسید. قورخانه چی ظاهراً می ترسید این اطلاعات را بلند بگوید چون نزدیک میز قاضی رفت و گفت. مهدی محمدی هم فقط آدرس منزلش را داد و آدرس محل کاری در کار نبود! ضمن تفهیم اتهام به متهمان و زمانی که صحبت از ضرب و جرح شد، قاضی در مورد حکم پزشکی قانونی هم سوال کرد، در اینجا وکیل به میز قاضی نزدیک شد و شروع کرد آهسته صحبت کردن با قاضی! که قاضی گفت بلند صحبت کن. وکیل گفت خانم فدائی در اظهارات اولیه در کلانتری در مورد کمرش چیزی نگفته ولی بعدا اضافه کرده. خانم فدائی گفت نه، من از اول هم گفتم. مرا از بالای پله ها هل دادند.

 

لازم به ذکر است که شخص دیگری به نام آقای غروبی یا قلوبی هم وکیل دوم بود که صحبت چندانی در جلسه نکرد.

 

در آخر اعضای انجمن فرویدی لایحه خود را به قاضی تحویل دادند. من جزو اولین کسانی بودم که بعد از امضای اوراق از دفتر شعبه بیرون آمدم، تعدادی از اعضا که بعداً بیرون آمدند به ما گفتند که وکیل (امیرحسین ولاش جردی) در دفتر شعبه از آنها عذرخواهی کرده بود. دکتر اردشیرزاده هم گفت وکیل در مورد بروشور کنگره سر متهمان داد زده که این چی بوده که آوردید؟

 

در سالن انتظار علیرضا محمدی و آرش حسام با چهره های ناراحت و گرفته نشسته بودند.

 

حدود ساعت ۱۱:۳۰ مجتمع قضائی را ترک کردیم.

 

 

با تقدیم احترام

مرجان پشت مشهدی

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=12125

  تاریخ انتشار: ۱۲ تیر ۱۳۹۴، ساعت: ۱۰:۵۵