سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:«خنداننده شو»ی مبارزه با اخلالگران اقتصادی توسط بازپرس حسینی، اعدام های غیر فقهی و غیر شرعی، حکم قصاص آرمان عبدالعالی، دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

قتل و سر به نیست کردن جسد در حضور برادر کوچکتر و البته در میدان مینا نه در آریاشهر!!

آرمان دوباره به قصاص محکوم شد

هیأت قضائی دادگاه کیفری استان تهران بار دیگر حکم بر اعدام آرمان داد. پسر جوانی که هفت‌ سال قبل به جرم قتل دختر مورد علاقه‌اش دستگیر و در این مدت پرونده‌اش با فراز و نشیب زیادی روبه‌رو شد. او که یک بار تا پای چوبه دار رفته بود، درست در لحظات آخر دوباره به زندگی برگشت و به او مهلت دادند؛ مهلتی که حالا هشت ماه از آن می‌گذرد.

بیست‌ودوم شهریور بود که آرمان برای بار دوم محاکمه شد. وقتی درخواست اعاده دادرسی او پذیرفته شد، دوباره برای رسیدگی به پرونده‌اش به دادگاه کیفری یک استان تهران برگشت. بعد از  هفت ‌سال رفت تا جزئیات کشته‌شدن دختر مورد علاقه‌اش را بازگو کند. اما باز هم قتل غزاله را انکار کرد. «غزاله پایش سُر خورد و روی زمین افتاد. از ترس جسدش را درون سطل زباله انداختم.» این تنها ادعایی است که آرمان در مقابل هیأت قضائی داشت اما اینکه جسد کجاست، هنوز هم مشخص نیست و در این دادگاه نیز باز هم مشخص نشد.
در آن جلسه که در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران خانواده غزاله برای قاتل دخترشان قصاص خواستند، در ابتدای جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت که با اینکه جسد مقتول کشف نشده اما همه شواهد و مدارک ازجمله اعترافات اولیه متهم علیه اوست و برای همین او را مجرم شناخته و برایش درخواست مجازات قانونی دارم. در ادامه مادر غزاله گفت:   «هنوز هم نمی‌توانم آن روز‌ها را فراموش کنم. روزهایی که خانه به خانه به دنبال تنها دخترم می‌گشتم. دختری که باهوش بود و امیدهای زیادی برای آینده‌اش داشت. من خانه به خانه به دنبالش گشتم تا به آرمان رسیدم. زجر کشیدم تا فهمیدم دخترم آخرین‌ بار کجا بوده؛ تازه بعد از آن بود که آرمان اعتراف کرد. من به‌ عنوان یک مادر چندین روز زجر دلواپسی را تحمل کردم تا بالاخره خودم توانستم عامل نابودی زندگی دخترم را پیدا کنم. برای همین قصاص می‌خواهم. قاتل دخترم آرمان است و باید اعدام شود.»
با این حال آرمان که حالا ٢۵‌ سال دارد، همچنان منکر قتل شده و گفته است: «اتهام قتل عمد را قبول ندارم. من غزاله را دوست داشتم و دلیلی نداشت که بخواهم او را به قتل برسانم. غزاله خودش زمین خورد. من او را نکشتم. من و غزاله قرار بود با هم ازدواج کنیم. من عاشق او بودم. روز حادثه خانواده‌ام در خانه نبودند. فقط برادر کوچکم بود. غزاله به خانه ما آمد. بعد از کمی صحبت خواست از آنجا برود که پایش سر خورد و زمین افتاد. سر غزاله به دیوار خورد و بر اثر شدت ضربه جان باخت. من که به‌‌شدت ترسیده بودم جنازه را در کیسه‌ای نایلونی گذاشتم. او جان باخته بود و من هم از ترس اینکه خانواده‌ام متوجه نشود، جسدش را برداشتم و در سطل زباله‌ای در میدان مینا که نزدیک خانه‌مان است، انداختم. فردای همان روز هم رفتم و کفش و کیف غزاله را درون همان سطل زباله انداختم. دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی برای جسد غزاله افتاده است. باور کنید من از ترسم و از روی بچگی بعد از دستگیری به قتل اعتراف کردم. در صورتی که من مرتکب قتل نشده‌ام.»
پس از پایان جلسه هیأت قضائی وارد شور شدند تا اینکه درنهایت صبح دیروز حکم دوباره قصاص آرمان از سوی قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری صادر شد.

 

منبع: روزنامه شهروند


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=56883

  تاریخ انتشار: ۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت: ۱۱:۳۵