شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:ایران زیبای ما، ترور اسپهبد سلیمانی، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

قربانی انسانی چند هزار تن از مردم ایذه به دست اسکندر به انتقام مرگ «دوست پسرش» هفستیون

براساس برخی روایات تاریخی، اسکندر پس از ورود به ایران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفستیون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد که یال‌های اسب و قاطرها را بچینند و کنگره‌های برج و باروها را برافکنند. سپس غیب وی وی از طرف ژوپی تر، هفستیون را نیم خدایی نامید و برای آمرزش وی قربانی طلب کرد. بالاخره اسکندر برای اینکه در جنگ تسلی بیابد، به مملکت کوسی‌ها رفته و پس از مطیع کردن آن‌ها شکار انسان ترتیب داد و امر نمود تفاوتی بین مرد و زن، بزرگ و کوچک نگذاشته و همه را بکشند و این قصابی وحشت‌انگیز را قربانی دفن هفستیون نامید. این حادثه در کوه‌های بختیاری در ایذه اتفاق افتاد.[۹]

منبع: ویکیپدیا

 

هفستیون یا هفایستیون (به انگلیسی: Hephaestion) اشرافزادهٔ مقدونی که از دوران کودکی دوست صمیمی اسکندر مقدونی بود و با او روابط عاطفی داشت. وی در فاصلهٔ سال‌های ۳۲۴ تا ۳۵۶ پیش از میلاد می‌زیست. او همچنین از سرداران برجستهٔ یونان بود که بر ساخت و احداث شهرها و مهاجرنشین‌ها در باختر، آسیای میانه و هند نظارت داشت. اسکندر او را پاتروکلوس من (دوست آشیل قهرمان یونانی) می‌خواند.[۱] هفستیون در ۳۲۴ پیش از میلاد با دختر کوچکتر داریوش سوم، دری‌په‌تیس خواهرزن اسکندر وصلت کرد.[۲]
او در همان سال در هگمتانه، پایتخت تازه متصرف‌شدهٔ مادها در مجلسی که به مناسبت پیروزی‌های اسکندر برپا شده بود، بطور ناگهانی درگذشت. پس از این واقعه اسکندر سرزمین‌های اطراف همدان را به باد غارت گرفت و مردم آن سامان را به انتقام مرگ محبوبش از دم تیغ گذراند و نام این کار را قربانی برای هفستیون گذاشت. پس از آن دستور داد تا مقبره‌ای عالی برای آن دوست گرانقدرش بسازند و برای این کار ده‌هزار تالان مقرر فرمود.[۱]

منبع: ویکیپدیا


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=50658

  تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۸، ساعت: ۱۶:۵۴