چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سور مقصور کاسبان روان

قسمت بیست و یکم

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد «کنگره خواری»
من نمیدانم شما بگویید؛ اینکه صنعتی در کنگره وقتی با اعتراض اعضای انجمن فرویدی در مورد “روانکاو خواندن خودش” مواجه می شود می گوید روانکاو نه یک “احمق” معنادار نیست؟ می توانست بگوید روانکاو نه یک پزشک، یک معلم!
ایکاش متخصصین کنگره خودش این کلمه را معنا می کردند!

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
یکی از خانمهای شرکت کننده در وقت استراحت پرسید:”چرا اعتراض می کنید؟ چرا سوال
نمی پرسید؟” پاسخ دادم:” در مورد روانکاوی از اینها چی بپرسیم؟ مگر چیزی می دانند؟ همه اعتراض ما همین است”. گفت:”حالا چرا اینقدر ناراحتید؟ آرومتر”. وقتی گفتم:” شما در مورد تجاوز عراق هم همینطور قضاوت می کنید؟” تعجب کرد! او نمیدانست که “روانکاوی” و “فروید” سالهاست در این کشور صاحب دارد و این کنگره جعلی، تجاوزی است به ملک طلق “روانکاو”!

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد «کنگره خواری»
امروز جناب صنعتی بعد از اینکه گفت من خشونت را نمی توانم تحمل کنم، کلی اظهار خشم به انجمن فرویدی کرد و سپس گفت امروز انجمن فرویدی خودزنی کرد. و ادامه داد که من بعنوان روانکاو … در این موقع یکی از اعضای انجمن فرویدی به او اعتراض کرد که شما روانکاو نیستید او در حضور همه پشت میکروفن گفت منِ روانکاو نه، منِ احمق…
حال من سوالی دارم نظرتان در مورد این خودزنی چیست؟

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
جناب صنعتی و همکاران!
از این به بعد از کلمه “روانکاوی” برای هیچ کنگره و… استفاده نکنید تا از وقت و انرژی ما خرج کنید و مجبور به شنیدن اینهمه چرندیات نشویم، اینهمه کلمه: رواندرمانی، روانپویشی، رواندرمانی روان تحلیلی….
ما اجازه نخواهیم داد کلمه “روانکاوی” خالی از معنای واقعی آن شود! “روانکاوی” یعنی “فروید” و “فروید” یعنی “روانکاوی”! فهمیدید؟!

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
جالب است امروز وقتی سرکار علیه همایونپور در مورد فروید صحبت کرد، از او خواستیم منبعش را بگوید، او ناگهان برای چند لحظه سکوت کرد. دارم فکر می کنم یعنی واقعا خودش را جای فروید گذاشته که فکر می کند نیاز به ذکر منبع ندارد یا چون انگلیسی صحبت می کرد فکر کرده یعنی منبع؟ بعد هم نمی دانم چرا این «روانکاوان وحشی» تنها چیزی که در مورد مراجعینشان داشتند بگویند این بود که:
i just had a feeling of…
یعنی غیر از احساس خودشان هیچ چیزی از مراجع دستگیرشان نمی شود. و من مدام از خودم می پرسم مگر آدم های دیگر feeling ندارند که بتوانند «اینطوری» روانکاو شوند؟ من که نتیجه گرفتم برای روانکاو شدن، داشتن همین feeling مبارک کافی است. و این سوال برایم پیش آمد که این رزومه های عریض و طویل و این همه ادعای training اصلا برای چه بود؟ یعنی قبلاً همینقدر feeling هم نداشتند و باید training می گرفتند تا آن را پیدا کنند؟


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7746

  تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۴۰