سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سور مقصور کاسبان روان

قسمت بیستم

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
واقعا هر یک جلسه پنجشنبه های فرویدی که قابل مقایسه نیست! یک جلسه کلاسهای یکشنبه، از همه کنگره سه روزه این جماعت بیسواد با مهمانان بیسوادتر از خودشان دانش بیشتری انتقال می دهد! ایکاش دوباره پنجشنبه های فرویدی برگزار شود.

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

سپاس از دیدگاه خانم م. م. در مورد «کنگره خواری»
اما بشنوید از خانوم عیسی وند تنها روانکاو! لاکانی!! این کنگره. باید عرض کنم در طی سخنرانی تنها چیزی که از ایشان به عنوان یک روانکاو رویت شد نازقامتی روانی بود وقتی کلمات گهربارشان را آهنگین و لطیف چون صدای فرشتگان آسمانی بر سر ما می ریختند که: «اعتماد به نفس نوروتیک بسیار پایین است. احساس گناه می کند.» خدا را شکر این کنگره فقط سه روز بود.

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد «کنگره خواری»
امروز روز ختم «کنگره خواری» بود! «کنگره خواران» چنان از ما می ترسیدند که در وقت اول پرسش و پاسخ، حرف یکی از اعضا را قطع کردند و بعد نیز دو نوبت بعدی پرسش و پاسخ را حذف نمودند، ولی جایتان خالی، در آخر جلسه قبل از اختتامیه ما سئوالاتمان را پرسیدیم، از آنجا که به ما میکروفن ندادند، خودمان بلندتر حرف زدیم و آنها هم چون جوابی به سئوالات ما طبق معمول نداشتند، مجبور شدند به سرعت ختم جلسه را اعلام کنند. و این واقعاً ختمی است بر چنین «کنگره خواری» هایی!

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
امروز در سومین و آخرین روز کنگره جناب صنعتی باز هم جواب سوال ما را نداد که بالاخره این دانشگاه روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجای england است. و نمی دانم چرا این سوال اینقدر اعضای کمیته علمی و اجرایی کنگره و جمع «روانکاوان وحشی» را به هم ریخت. از اول تا آخر کنگره صحبت از دیالوگ بود و آنوقت به خاطر پرسیدن سوال آن هم در زمان پرسش و پاسخ، میکروفن ما را قطع کردند و حراست تهدیدمان کرد و ازمان در حال پرسیدن سوال فیلم «جنایی» گرفت. در حالیکه در همانجا آقایان و خانمهای نامحرم با هم دست می دادند، همدیگر را لمس می کردند و همه این کارها را هم جلوی چشم حراست می کردند! فضای «دیالوگ» این کنگره واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد. باز هم از جناب صنعتی و کمیته علمی کنگره برای اینکه به من یاد دادند دیالوگ یعنی چه ممنونم واقعاً.

 

 

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد «کنگره خواری»
تداعی به سبک موبرای:
از کنار به پاورپوینت انگلیسی معرفی کیس، سارا مبتلا به آنورکسیا، می نگرند، بعد از مطالعه تاریخچه کیس گردنشان درد می گیرد؛ “بی خیال گوش میکنم”! دقت کنید! “پروفسور” از مهمانان خارجی است و فارسی نمی داند! بین خواب و بیداری مراحل زیر اتفاق می افتد:
۱- صدای گوینده، “روشنایی مقدم” hoarse (خشن) شده، “پروفسور یاد horse (اسب) می افتند.
۲- اسب حیوانی است که باید به او بگویند چکار بکند چکار نکند و سارا که فقط تاریخچه اش را جناب “پروفسور” خوانده است شبیه اسب است.؟!!
۳- کلمه whore به ذهن “پروفسور” می رسد (به او هم می گویند چه بکند یا نکند) پس سارا مثل یک فاحشه است فاحشه ای برای پدر و مادرش!
۴- سارا در شرکت پدرش کار می کند پس همسر پدرش است!(پدر و مادر سارا جدا شده اند).
معنی کردن تداعی بیمار بیچاره را در این کنگره بسیار دیدیم ولی تداعی “روانکاو” در مورد بیمار دانشجوی خودش معرکه است! روشی بدیع در تداعی!
باور می کنید؟ خودم هم باور نمیکنم!! کاش فایل صوتی این اعجوبه روانکاوی بود تا بیشتر می آموختیم!


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7480

  تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۷:۵۳