چهارشنبه ۹ آذر ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سور مقصور کاسبان روان

قسمت سی ام

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ع. ا. در مورد «کنگره خواری»
با سلام بنده روانپزشک و رواندرمانگر هستم و مدت طولانی در خدمت دکتر صنعتی و دکتر رفعتیان به فراگیری رواندرمانی تحلیلی پرداخته ام از انچه در این چند روز در کنگره مشاهده کردم و در این سایت دیدم و از رفتار گروهی که خود را انجمن فرویدی مینامند بسیار متعجب و ناخرسند شدم توهین به دیگران و زیر سوال بردن هرچیز به هر قیمت و هر شیوه ای رفتاری نیست که در دیالوگ روانکاوانه مورد پسند باشد . با بعضی از اعضا این گروه از جمله اقای دکتر پروا اشنایی مختصری دارم که سبب تعجب بیشتر بنده کردبد در اینجا نیز قصد تعریف روانکاوی معرفی فروید و… را ندارم چراکه هیچکدام ار اینها ملک طلق کسی نیست و هیچگاه انحصار طلبی اسباب پیشرفت نبوده دکتر صنعتی نیز نیازی به دفاع و معرفی من ندارند و شما همچنان میتوانید ایشان را مسخره نموده و برای خود کف و هورا بکشید (البته جامعه علمی همواره قدردان بزرکان و زحمت کشان خود خواهد بود ).در واقع هدفم از این پرسش ان است که علت این رفتارها را که بسیار دور از انتظار بود انهم از گروهی که خود را به روانکاوی منتسب میدانند بدانم

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
جناب صنعتی بعد از ۳۰ سال آرزو به دلی یک کنگره «روانکاوی» (با تعدادی مهمان خارجی که تا صد سال دیگر هم خواب نمی دیدند به ایران دعوت شوند) برگزار کرد، می دانید چرا؟ چون با وجود ابهت «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» و با وجود این کشف بزرگ که صادق هدایت «روانکاو وحشی» است و با وجود مناظره با دختر شریعتی، هنوز هم به حد کافی در این مورد که روانکاو بزرگی است، متقاعد نشده. البته حق دارد چون کسی جز خودش و «دار و دسته» اش متوجه تکوین «آن روانکاو اعظم» در او نشده اند. این است که با وجودی که یک سالن برایش صنعتی! صنعتی! کرد و هنوز هم خانم سارا س. برایش صنعتی! صنعتی! می کند، به خودباوری نرسیده. توصیه می شود کمی توسط کلاینین ها «contain » شود یا با «freudian discourse » سرکار علیه همایونپور «searchin the father » کند یا خانم نانسی مک ویلیامز برایش مشخص کند که «attachment» اش از چه تایپی است تا به خودباوری برسد. صنعتی تو میتونی!

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
این ۱۰ نفر دانشجوی موبور آمده بودند به صنعتی خود روانکاو خوانده و همکاران آموزش دهند یا برای یادگیری و کسب تجربه آمده بودند؟ یعنی ما باید هزینه آموزش دانشجویان آنها را بدهیم؟

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد «کنگره خواری»
خانم/آقای میهمان عزیز
ما که قبلاً جواب کامنت شما را داده بودیم اما ظاهرا شما متوجه پاسخ ما نشده اید. پس برای بار آخر برایتان تکرار می کنیم: «روانکاوی هرگز بی اثر نیست و اثرش آن چیزی نیست که در فرهنگ ساده لوحی چخ بختیارها نگاشته شده است.» (پی نوشت دکتر کدیور بر اولین جلسه هیأت مؤسس انجمن فرویدی، ۸۷/۸/۱۴)

 

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد «کنگره خواری»
آرزوهای بزرگ اثر دکتر سیامک موحدی
آقای سیامک موحدی یک کیس ساختگی ارایه داد که سناریو بسیار ضعیفی داشت ولی یک آرزوی بزرگ را نمایش می داد. در این سناریو او آنالیز دکتر x که خودش نیز روانکاو بود را بعهده داشت. بیمار دکترx به نام ورا عاشقش شده بود و در جریان تحلیل دکترx جناب سیامک موحدی متوجه شد خودش عاشق بیمار دکترx شده است و به این ترتیب یک آرزوی بزرگ را نمایش داد:
«ای کاش من فروید بودم، بروئر همکارم بود و یک دورا هم بیمارم بود» اینطور هم می شود این آرزو را بیان کرد«اگر بیمار من دورا بود و بروئر همکارم آنگاه من فروید بودم»
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8205

  تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۴:۳۲