چهارشنبه ۹ آذر ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سور مقصور کاسبان روان

قسمت سی و ششم

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای فرزام پ. در مورد «کنگره خواری»
کمی آرامش، کمی متانت، کمی تربیت…
از خواندن کلماتی که دوستان «غیرداعشی» اصحاب صنعتی در سایت گذاشته اند، متاسف شدم. کلماتی چون احمق های دیوانه، مزخرف، بی شعور، آشغال و…. . دوستان! شما که میکروفون را از ما گرفتید تا «منطق» ما را نشنوید، اما ما میکروفون را از شما نمی گیریم تا با «منطق» و «تربیت» شما آشنا شویم. امیدوارم تمام آن ساده دلانی که تصور می کردند روانکاو شدن تنها نیاز به این دارد که به آن علاقمند باشی، و نیازی به تربیت ندارد، حالا دیگر قانع شده باشند. امیدوارم تمام آن کسانی که تصور می کردند روانکاو شدن تنها نیاز به پیپ و ریش و دستمال گردن و بازیگری دارد ( و بازیگری هم که در بسیاری از موارد «مادرزادی» است)، اکنون دیگر قانع شده باشند. امیدوارم تمام کسانی که تصور می کردند میان یک کنگره روانکاوی و جشنواره سینمایی فجر اختلاف چندانی وجود ندارد، اکنون دیگر به همت انجمن فرویدی از اشتباه درآمده باشند. واقعا اگر این انجمن نبود، این کنگره در میان سوت و کف و هیاهوی «بهترین تماشاگران دنیا» (چیزی که ایرانیان همیشه بدان «متهم» بوده اند) پایان نمی یافت؟ تماشاگرانی که از اینکه یک خارجی مو طلایی یک کلمه «سلام» بر دهان مبارکش جاری کنند، به وجد می آمدند، تماشاگرانی که پیش از معرفی سخنران خارجی خمیده قامت، برای او دست می زدند (طوری که رئیس جلسه به طنز به سخنران بگوید مثل اینکه شما را می شناسند!)، و تماشاگرانی که دروغ و سیاه بازی و فیلم بازی کردن هر چه بزرگ تر بود، برایشان جذابیت بیشتری داشت. تماشاگرانی که صرف معروفیت و چهره بودن کسی، برایشان بت می ساخت تا در برابرش غش کنند.
دوستان! می گویند:«عده ای را برای همیشه، یا همگان را برای مدتی، می توان فریفت. اما همگان را برای همیشه، هرگز!» (منسوب به لینکلن). اگر شما دوست دارید همیشه جزو آن «عده ای» باشید، این مقام ارزانیتان. بروید و از اینکه از هنرپیشه محبوبتان لبخندی یا امضایی گرفته اید، بر خود ببالید. می دانم گرفتن این امضا برای شما گاهی سالهای زیادی از عمرتان را گرفته است. اما انتظار نداشته باشید که انجمن فرویدی اجازه بدهد که همگان برای همیشه خفته باشند. چنین چیزی ذاتا نیز غیرممکن است. پس می بینید که گناه ما آنقدرها که می پندارید بزرگ و نابخشودنی نیست.
واقعا بالشخصه از یک کنگره روانکاوی! انتظار بیشتری داشتم. تصور نمی کردم روان درمانی پویا آنقدر توخالی باشد که جز شرح انتقال متقابل و بد شدن حال درمانگر و تعبیرات محیرالعقول و تکنیکهای CBT چیز بیشتری برای گفتن نداشته باشد. به راستی از این کنگره که ظاهرا تنها هدفش پاشیدن بذر مرگ در مزرعه فرویدی بود چه چیزی شنیدیم که اندکی تازگی و طراوت داشته باشد؟ شاید تنها یک چیز، و آن هم جمله ای بود که از آقای دکتر آرش جوانبخت در پاسخ به پرسش کوبنده ی یکی از اعضای انجمن فرویدی بیرون آمد، که البته آن هم احتیاج به اصلاح کوچکی دارد. دکتر جوانبخت! ما به جنگ «آسیاب بادی» نمی رویم. جنگ ما با «حزب باد» است، و میان آسیاب بادی و حزب باد، تفاوت بسیاراست. فعلا که باد موافق برای شما و بسیاری از دوستانتان از جانب «خارج» می وزد. بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است…

 

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم خ. ف. در مورد «کنگره خواری»
آمده بودیم که بحث تئوریک بکنیم و با خودمان فکر کردیم به هر حال یک تئوری آبکی را به چالش میگیریم ولی دیدیم که جز احساسات در به در روانکاوان وحشی چیزی مطرح نمی شود که به چالش گرفته این شد که اینقدر احساساتشان جریحه دار شد با لاخره یکی باید اینها را ازخواب بیدار می کرد وگرنه که شنوندگان نمی فهمیدند که اینها دارند در خواب حرف می زنند می خواستند چون پول دادند به زور هم که شده چیزی یاد بگیرند هی می گفتند بدوش بابا نره.

 

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
کنگره تمام شد! هوا تاریک شده بود و به همراه تنی چند از اعضای انجمن در حیاط دانشگاه محل برگزاری به طرف در خروجی قدم می زدیم. خانمی جوان که ظاهرا یکی از برگزار کنندگان کنگره بود، با خشم و عصبانیت زیاد ما را مورد خطاب قرار داد و گفت:” اصلا کار خوبی نکردید مهمان خارجی ما داشت سخنرانی می کرد، آبروی ما را بردید”!
فرصتی نبود تا به آن خانم محترم که در ماتم از دست رفتن آبرویشان بود، پاسخی بدهم! اندکی پس از هنگامه بحران مراسم باشکوه اختتامیه! بود.
اگر شرایط مناسب بود به او می گفتم دوست عزیز، “آبروی ما” آن زمان که یک “خارجی” سخنرانی
می کند و با اعتراض جمعی که حقیقت را فریاد می کنند، نمی رود، بلکه؛
“آبروی ما” زمانی می رود، که متوجه می شوند رتبه اول علوم پزشکی این کشور سالهاست فردی را بدون مدرک معتبر بعنوان عضویت علمی و چه وچه و چه… پذیرفته است و جرات ندارد او را مورد پرسش قرار دهد!
“آبروی ما” آن زمان می رود؛ که با بودجه این مملکت و بنام “علم” و “روانکاوی” فردی “خود روانکاو خوانده” با جمعی از نوچه های غیرمتخصص تر از خود کنگره تخصصی برگزار می کند و جماعتی از جامعه علمی ما نه تنها معترض نیستند که با او همنوایی می کنند و با “دلسوزی” برای او که با مظلوم نمایی خود را “احمق”
می خواند گلهای قرمز رنگ هدیه می دهند، همان جماعت علمی، که از فقدان گردش آزاد اطلاعات در جامعه و مطبوعات بی طرف می نالند!
“آبروی ما” زمانی می رود، که با صرف بسیار هزینه، بلیط رفت و برگشت، هتل و پذیرایی، مهمانانی از ینگه دنیا دعوت می شوند تا تصورات، افکار و احساسات همچون یک بیمار پارانویاک خود را به نام تشخیص و درمان به ما غالب کنند!
“آبروی ما” زمانی می رود، که تعدادی جوانک کم سن و سال موبور از انستیتو روانکاوی نا کجا آباد با صرف هزینه ملی به این کنگره دعوت می شوند. برای چه آمده اند؟ برای آموزش دادن که صنعتی «خود روانکاو خوانده» باید از غم بمیرد و یا برای آموزش گرفتن؟! هزینه آموزش آنها را ما باید تقبل کنیم؟!
“آبروی ما” زمانی می رود، که سخنرانان “خارجی” شما هر اراجیف و چرندیاتی می گویند و برایشان کف
می زنند تا پس از بازگشت “فکر کنند” همه توان علمی، اولین رتبه دانشگاههای علوم پزشکی و انجمن علمی روانپزشکان ما این است!
“آبروی ما” زمانی می رود، که یکی از حضار از جا بلند می شود و بر ای گسترش “روانکاوی” در سایر شهرهای ایران جز تهران، از مهمان خارجی کنگره جعلی چاره می جوید!
“آبروی ما” زمانی می رود، که سخنران “خودروانکاوخوانده دانشگاه شهید بهشتی” دکتر مجتهدی، اعضای انجمن فرویدی را روان پریش می خواند و بی ادبی نشان می دهد!
“آبروی ما” زمانی می رود، که در جامعه علمی هیچ مخاطبی از سخنران و هیچ دانشجویی از استاد منبع و رفرنس نمی خواهد!
چقدر فاصله است بین “آبروی ما”ی آنها و “آبروی ملی” ما! تنها چیزی که آنجا “آبروی ملی ما ” بود انجمن فرویدی ایران بود و بس!

 

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد «کنگره خواری»
کنگره آتش بیاران معرکه و واکسیناسیون
می گویند زمانی که امیرکبیر واکسن را برای اولین بار وارد این کشور کرد مردم بی اطلاع اجازه نمی دادند که کودکانشان واکسینه شوند و حتی آنان را از چشم مامورانی که برای تلقیح واکسن به در منازل مراجعه
می کردند پنهان می کردند.
دعانویسان و رمالان نیز آتش بیار معرکه شده و با اشاعه این تصور که با تلقیح، جن وارد بدن اطفال می شود بر ترس و نگرانی مردم بی اطلاع می افزودند.
حال روایت “روانکاوی” است و آتش بیاران این معرکه!
در زمان استراحت بین دو جلسه سخنرانی کنگره جعلی و بلافاصله پس از سخنرانی عیسی وند “روانکاو خود خوانده” لکانی! آقایی پیش ما (دو نفر از اعضا) آمد! پرسید “می توانم از شما سوالی بپرسم؟ من سایت روانکاوی و فرهنگ را دارم”! از او نپرسیدیم که این آیا همان سایت صنعتی “خود روانکاوخوانده” است یا خیر ولی به ادامه پرسش و پاسخ ما توجه کنید تا بگویم:
– شما به چه چیز اعتراض دارید ؟
– نمی بینید می گوید با ۴ سال آنالیز، روانکاو لکانی! شده و همه سخنرانی اش مصداق کامل سرقت ادبی است؟
– (با تعجب) خب مگر ۴ سال کم است؟! (این یک نکته) و ادامه …..
– مگر لکان خودش بیشتر از یک جلسه!!!! آنالیز شد؟
– شما اصلا چیزی از روانکاوی می دانید؟! یک جلسه؟!!!!!
– در روانکاوی آموزش که به آنالیز ربطی ندارد!
– صبر کنید سوال دارید یا می دانید؟ (نکته دوم)
می خواهم از نکته دوم شروع کنم آنجا که ما پرسشگری نمی دانیم، آنجا که شک حتی در جامعه علمی ما منفور و گناه شمرده می شود، انگار جامعه، خصوصا جامعه علمی ما پرسشگری را در ذهن خود خفه کرده است! آیا اگر جامعه علمی ما پرسشگر بود بعد از این همه اشاره، کنایه، سوال، و یکپدیا … نباید سوال کند که آقای صنعتی! واقعا دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ یا جناب “پروفسور” مهمان “خارجی” آنچه
می گویید با ارجاع به کدام منبع است؟
ولی ترس جامعه علمی! از “روانکاوی” برای چیست و چرا ترجیح می دهد خود را صاحب نظر آن بداند؟ شاید چون “گفتار روانکاوی در جهت مخالف گفتار اربابی قرار گرفته است. امروزه در پایان قرن بیستم تنها گفتار اربابی باقی مانده گفتار اقتصاد بازار است که در آن همه چیز کالاست، حتی دانش، حتی درمان و همه چیز از مختصات بازار تبعیت می کند. مقوله دانش و مقوله درمان هم باید مشخصات یک کالای ایده ال را داشته باشند و یک کالای ایده ال سه مشخصه دارد: با هزینه کم تولید می شود، سریع به دست مصرف کننده می رسد، سودآوری بالایی برای تولید کننده دارد. نه دانش روانکاوی و نه درمان روانکاوی هیچیک در راستای اقتصاد بازار نیست و از مختصات آن تبعیت نمی کند”. دانش روانکاوی برای اکثریت جامعه علمی! ما که تابع اقتصاد بازار است با صرفه نیست ولی “نام خالی از دانش” آن؟! این “واقعیتی (است) که نمی‌توانند با صدای بلند آن را ابراز کنند”.
کتاب مکتب لکان و مقاله توصیحات، کاربردها و راهکارها، سایت انجمن فرویدی.

 

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد «کنگره خواری»
با سلام و ادب
منبع لا لا لالایی (خلاصه ای از محتوای علمی که در هفته روانکاوی (!) توسط روانکاوان کنگره خوار اراوه شده) از دو سایت زیر بوده است که با عرض پوزش منبع آن را ذکر نکرده بودم:

 
http://gertoop.samenblog.com/print/%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87.htm
http://www.khaleleila.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1116:1392-01-16-07-12-15&catid=143:1392-01-07-16-53-51

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8976

  تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت: ۱۴:۴۵