چهارشنبه ۹ آذر ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سور مقصور کاسبان روان

قسمت هشتم

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم کتایون خ. در مورد «کنگره خواری»

 
با سلام و عرض ادب.
بر کسی پوشیده نیست که دکتر کدیور روانکاوی برجسته هستند و متاسفانه آموزش روانکاوی در ایران به غلط انجام می گیرد و گروه های جور واجور به هر کسی اجازه می دهند مراجعی را بر روی couch برند. من سخت گیر هستم و همیشه دروغ افراد در رزومه ی شان برایم آزار دهنده است ولی چرا با این خشم در کنگره با دکتر صنعتی و بقیه رو به رو می شوید و این مقدار لیبیدو را صرف افشاگری می کنید وقتی مراجع قانونی برای پیگیری وجود دارند؟ من هم جزء کسانی هستم که با دروغگویی و عوام فریبی مشکل دارم. ولی از طریق مراجع قانونی بدون آبرو ریزی می توان مدرک را چک کرد. شاید واقعا ایشان مدرک روانپزشکی و فلوشیپی دارند.

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

سپاس از پاسخ خانم کتایون خ.
انجمن فرویدی

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. الف. در مورد «کنگره خواری»

 
«خر برفت و خر برفت و خر برفت.» امروز یکی از دوستانم را در وقت استراحت کنگره دیدم. او که شاهد سئوال من و جواب هیآت رییسه آن روز کنگره و کف زدن حضار برای پاسخ هیات رییسه بود، گفت ماجرای این کف زدن ها مرا یاد یکی از اشعار مولانا در مثنوی معنوی انداخت که داستان صوفی ای را نقل می کند که سوار بر خرش سفر می کرد. در راه به خانقاهی رسید که صوفیانی در آن مقیم بودند. مولوی با تکرار این حدیث که با آمدن فقر، دین از دست می رود می گوید این صوفیان مانند نود و نه درصد صوفیان دیگر از فقر و گرسنگی نای فکر کردن به دین را نداشتند. فکرشان حول و حوش شکم و دنیایشان دور می زد. مسافر غافل از ماهیت این صوفیان خر خود را به خادم خانقاه سپرد و به جمع آنان پیوست. در خانقاه مشغول بود که عدّه ای از صوفیان رفتند و خرش را به زور از خادم گرفتند و فروختند و با آن طعام گوناگون خریدند و در خانقاه به شادی و سرور پرداختند. پای می کوبیدند و می رقصیدند و با هم از شادی می خواندند: «خر برفت و خر برفت و خر برفت.» مسافر نیز بی خبر از همه جا به جمع آنها پیوست و پا به پای آنها پا می کوبید و می رقصید و می خواند: «خر برفت و خر برفت و خر برفت.» بعد همگی طعام خویش خوردند و آشامیدند و خوابیدند. صبح که مسافر از خواب برخاست آن صوفیان را ندید. کوله بارش را بست و برداشت و سراغ خرش رفت تا آنها را بار خرش کند و برود. خرش را در طویله ندید. پس پیش خادم رفت و سراغش را از او گرفت. خادم به او گفت که آن صوفیان به زور و با تهدید به مرگ، خر را از او گرفتند و بردند. مسافر گفت : «آن خر نزد تو امانت بود. باید می آمدی و به من ماجرا را می گفتی تا خودم فکری به حال خودم و خرم می کردم.» خادم گفت: «از قضای روزگار آمدم به شما بگویم، امّا دیدم که خودِ شما همراه صوفیان دیگر می خندید و می رقصید و می خوانید که خر برفت و خر برفت و خر برفت. اتفاقاً از همه ی آنها با ذوق و حرارت بیش تر می خواندید. گفتم که خود را چه زحمت بدهم و عیش شما را چرا منقص کنم خودتان حتماً خبر دارید که خر برفت و خر برفت و خر برفت!» بعد هم می گوید که خلق را «تقلیدشان بر باد داد، ای دو صد لعنت بر این تقلید باد».

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

سپاس از پاسخ م. الف.
انجمن فرویدی

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. الف. در مورد «کنگره خواری»

 
امروز دکتر جوانبخت نتوانست خودش را در برابر سئوال ما کنترل کند و به شجاعت و استقامت ما تبریک گفت. البته ما نیازی به این تبریک ها از جانب «کنگره خواران» نداریم…..

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

سپاس از پاسخ خانم م. الف.
انجمن فرویدی

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد «کنگره خواری»

 
دکتر کدیور، روانکاوی مکتب لکان، صفحه ۶۸: «اگر بخواهیم کلمه ای را به جمله ای اضافه کنیم چه پیش می آید؟ در ابتدا متوجه می شویم که در آن جمله جایی برای این کلمه نیست بنابراین کلمه را همچنان در بیرون از جمله رها می کنیم. مرحله بعد این است که سعی می کنیم کلمه را در جاهای مختلف جمله قرار دهیم و هر بار متوجه می شویم که ساختار جمله کلی به هم می ریزد…» دو روز از کنگره گذشت و آن کلمه «انجمن فرویدی» است! کلی بهم ریخته بودند وقتی تبانی می کردند و میکروفون را دست پرسشگر ساختگی می دادند، وقتی به هم اشاره می کردند که وقت را تمام شده اعلام کنند، وقتی با شروع صحبت اعضای انجمن فرویدی کف می زدند و هو می کردند، کلی بهم ریخته بودند!

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

سپاس از پاسخ خانم م. م.
انجمن فرویدی

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. م. در مورد «کنگره خواری»

 
آقای حامد خ باید بگویم دیروز که این جمله را در کامنت تان خواندم: «چرا هر جا نظری از فروید نقل قول شده بود، آن صفحه زود ناپدید می‌شد.» فکر کردم نکند اشتباه می کنید. باید اعتراف کنم در درک ابعاد حضور و تاثیر «انجمن فرویدی» از شما عقب بودم. امروز دقت کردم و بله! حق کاملا با شما بود. در نهایت ناباوری همه صفحات ترجمه مرتب و منظم ورق می خورد و فقط زمانی همه چیز به می ریخت که پای جمله ای از فروید در میان بود!!!

 

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

سپاس از پاسخ خانم م. م.
انجمن فرویدی


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=6110

  تاریخ انتشار: ۲۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت: ۲۲:۴۱