جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:حکم قصاص آرمان عبدالعالی، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

قصۀ آرمان و غزاله از زبان شهرزاد

nkz.s

ازش پرسیدم آرمان اگه غزاله رو پله ها افتاد چرا زنگ نزدی به آمبولانس؟
گفت هل کرده بودم شهرزاد نمی دونستم چیکار کنم
گفتم اگه تو اونقدر هل کرده بودی که نتونستی فکر کنی که به آمبولانس زنگ بزنی چه طوری به ذهنت رسید که غزاله رو اونقدر حرفه ای بدون ذره ای اثر از خون پلاستیک پیچ کنی؟
سکوت کرد..
پرسیدم این کارو کردی یا بهت گفتن بگی؟
جواب داد:مهمه مگه شهرزاد؟
گفتم:امیدتو از دست دادی؟پس مامان کاترین چی می شه ؟بابا کامیار چی؟آرتین رو یادت رفته؟به خاطر اونا بجنگ!
گفت :من خیلی وقته مردم شهرزاد همین الانش هم به خاطر اونا نفس می کشم اما دیگه نمی کشم..
تلفن رو قطع کرد..
این آخرین مکالمه ی من با آرمان پای تلفن بود.سکوت کردم چون بهم قول داده بودن که روز آخر رضایت بدن.اون بچه که آزارش به مورچه نمی رسید و جز بسکتبالش و مدرسه ش فکری نداشت رو کشتین!یک بار نه که صد بار!
۷ سال جوانیش رو تباه کردید بارها تا پای اعدام بردینش!اون ندونست چی شده..اما ناهید خانوم یا آقا داوود شما دونسته هزاران بار کشتینش شما قاتل هستید!
ناهید خانوم شما حالتون از منم بهتر بود وقتی دیدمتون موهای بلوند و سشوار کشیده شده ..ناخونای کاشت شده.‌.کلامتون رو که جای خود داره که از هر سه کلمه یکیش ناسزا بود.غزاله همیشه از شما می ترسید!!اینو خودتونم می دونید!!چون تایید کردید!!غزاله بارها به من گفت شهرزاد نکنه من بچه سر راهی باشم؟؟
با هر پست من تنتون باید بلرزه ناهید خانوم.چون خیلی چیزا هست که الان می تونم راحت بیان کنم.
آرمان فقط ۱۷ سالش بود..

روح آرمان در آرامش هست..
یه جای قشنگ و نورانی..
مثل قلب روشنش..
روحت شاد آرمان عزیزم💔
# آرمان_غزاله # نه_به_اعدام # آرمان_عبدالعالی # غزاله_شکور # نه_به_خشونت # غزاله_آرمان

منبع: صفحه اینستاگرام شهرزاد کشاورز

 

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=60038

  تاریخ انتشار: ۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت: ۱۹:۰۴