سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:فرهیختگان ایران و روانکاوی

لاکان و آوار فلسفی ـ قسمت آخر

 

امر واقع (The Real Order)

لاکان

امر واقع همان واقعیت نیست. آنچه واقعیت می‌نامیم مربوط به امر نمادین یا واقعیت اجتماعی است. امر نمادین بدون امر واقع نمی‌تواند وجود داشته باشد و در عین حال امر واقع امر نمادین را تخریب می‌کند و بدین سو ماهیتی پارادوکسیکال دارد. امر واقع رابطه مؤثری با بدن دارد. امر واقع نیازی است که گرسنگی را بر می‌انگیزد، نه ابژه‌ای که آن را ارضاء می‌کند. در حقیقت امر واقع جایی است که این نیاز از آن‌جا شکل می‌گیرد. ما می‌دانیم که امر واقع وجود دارد و از طریق نشانه‌هایش در امر نمادین (مثل گریه نوزاد هنگام گرسنگی) تجربه‌اش می‌کنیم اما راهی برای نمادینه کردنش نداریم. واقعیت اجتماعی از طریق فرایند حذف و نمادسازی امر واقع است که خلق می‌شود. به کلامی بهتر امر واقع آن چیزی است که مطلقاً تن به نمادینه شدن نمی‌دهد. در سال ١٩۶۴ لاکان ارتباط امر واقع با نیاز را تصحیح می‌کند و آن را با مفهوم «تروما» ـ زخم روحی التیام ناپذیر ـ مرتبط می‌داند. تروما مثل خاطره‌ای است که در ذهن فرد تثبیت شده و اختلال و رنج روانی شدیدی را موجب می‌شود و تلاش‌های فرد برای بیان و توضیح عقلانی آن بی نتیجه مانده و از این رو مدام تروما بر می‌گردد. مثال خوب سینمایی برای توضیح تروما فیلم «مارنی» ساخته آلفرد هیچکاک (١٩۶۴) است که در آن مارنی قادر به بیان رنج روحی‌اش نیست اما مدام وقتی رنگ قرمز را می‌بیند روانی می‌شود، نهایتاً وقتی مارنی قادر به بیان خاطره تلخ کودکی‌اش می‌شود تروما از بین می‌رود. به همین علت است که نام دیگر روانکاوی گفتار درمانی (Talking Cure) است. لاکان بیان می‌کند که تروما تا آن جایی که امر واقع است نمادناپذیر می‌ماند و همانند جابه جا شدن استخوان در سوژه است. هر قدر هم که برای نمادپردازی و به قالب کلام در آوردن درد و رنج ناشی از تروما بکوشیم همواره چیزی از آن بیرون می‌ماند. همواره مازادی وجود دارد که نمی‌توان با زبان بیانش کرد، این مازاد که لاکان با X نشانش می‌دهد همان امر واقع است.

لاکان در سمینارهایش بیان می‌کند که همواره هسته‌ای از امر واقع وجود دارد که از نمادسازی می‌گریزد و همه بازنمایی‌ها، تصاویر و دلالت‌ها صرفاً تلاشی برای پر کردن این شکاف هستند. لاکان این عنصر واپس زده را بازنمود یا «چیز» ـ Das Ding ـ می‌نامد. «چیز» ابژه‌ای گمشده است و هیچ جا آشکار نمی‌شود و جالب این که از همان اول جایی نبوده که بعداً گم شود. «چیز» ابژه ـ علت میل است و به شکلی بازگشتی یا Retroactive ساخته می‌شود. لاکان در سال ١٩۶۴ مفهوم «چیز» را با «ابژه کوچک» a ـ یا ابژه پتی آ ـ تعویض کرد. «چیز» در واقع «نه ـ چیز» است و تنها به وسیله میل سوژه است که ساخته می‌شود و به چیزی بدل می‌شود. این میل به پر کردن خلأ یا حفره موجود در دل سوبژکتیویته و امر نمادین است که چیز را خلق می‌کند.

لاکان در ادامه مفهوم دیگری را به نام «فانتزی ناخودآگاه» بیان می‌کند. در حقیقت امیال ناخوداگاه در بستر فانتزی تجلی می‌یابند. فانتزی صحنه‌ای خیالی است که در آن سوژه قهرمان داستان است. فانتزی نه ابژه میل که زمینه آن است. به قول اسلاوی ژیژک: «فضای فانتزی به صورت سطحی خالی یا پرده، برای نمایش امیال عمل می‌کند.» یا به بیان سینمایی: فانتزی میزانسن میل است. لذت فانتزی‌ها نه ناشی از دست یابی به ابژه آن، بلکه حاصل به روی صحنه آوردن میل است. در ادامه و در اواخر دهه ۶٠ و تمام دهه ٧٠ لاکان به بیان رابطه فانتزی با ابژه پتی آ می‌پردازد. ابژه پتی آ، بیانگر فقدان در دیگری بزرگ است. لاکان میل را عبارت از میل به چیزی که گمشده است، تعریف می‌کند. با گسست رابطه نیاز ـ منبع نیاز بین کودک و مادر، شکافی میان میل کودک و میل مادر به وجود می‌آید. این شکاف یا حفره حرکت میل و ظهور ابژه پتی آ را موجب می‌شود. سوژه با کمک فانتزی تلاش می‌کند توهم وحدت خود را با دیگری بزرگ حفظ کند و بر چندپارگی خود سرپوش گذارد. نکته کلیدی اینجاست که ابژه پتی آ ابژه‌ای نیست که آن را گم کرده باشیم، زیرا در این صورت می‌توانستیم بیابیمش و میل خود را ارضاء کنیم. بلکه ابژه پتی آ، احساس مداوم سوژه است مبنی بر این که چیزی از زندگی ما کم شده یا فاقدش هستیم. ما همواره به دنبال ارضاء، دانش، ثروت، عشق یا … هستیم و حتی اگر آن‌ها را به دست آوریم باز چیز دیگری هست که میل آن را داشته باشیم. امر واقع لاکانی حفره یا مغاکی در هسته وجودی ماست که مدام به دنبال پر کردنش هستیم. ابژه پتی آ ساز و کار پوشاندن موقتی این فقدان است.

مثالی درباره فرایند ازدواج می‌تواند در توضیح این مفهوم پیچیده لاکانی مفید باشد. وقتی انسانی عاشق می‌شود با آرمانی کردن معشوق فکر می‌کند در کنار او احساس غیر قابل وصفی دارد. این همان جنبه خیالی عاشق بودن است. زوج شدن و احساس پیوند با دیگری در ساحت امر نمادین جای می‌گیرد. مسأله سومی هم هست. معشوق ممکن است که زیبا، با هوش، مهربان و … باشد، اما آنچه که او را از دیگر کسانی که ممکن است همین صفات را داشته باشند اما مورد عشق ورزی قرار نگیرند جدا می‌کند، چیزی مازاد است که نمی‌توان آن را با زبان بیان کرد و به همان دلیل است که ابژه عشق ورزیدن قرار می‌گیرد. این مازاد همان ابژه پتی آ یا ابژه ـ علت میل است. ابژه پتی آ، حفره یا شکافی است که امر نمادین به گرد آن شکل می‌گیرد و نیز آن چیزی است که فقدان را پنهان می‌کند. در اصطلاح لاکانی، فانتزی رابطه ناممکن سوژه با ابژه پتی آ را تعریف می‌کند.

 لکان

سمینارهای دهه ١٩٧٠ لاکان سراسر به بیان امر واقع و امکان ناپذیری مواجهه با آن می‌پردازد و از اینجا مفهوم دیگری به نام «ژوئی‌سانس» را تعریف می‌کند. فروید در مطالعات بالینی‌اش دریافته بود که بسیاری از بیماران به شکلی وسواسی تجربه دردناک یا تروماتیک خود را تکرار می‌کنند که این عمل در تعارض با ارجحیت اصل لذت قرار می‌گیرد. فروید این امر را «رانه مرگ» ـ Death Drive ـ نامید و هدف اصلی زندگی را یافتن مسیری درست برای این رانه نامید. این امر به وسیله لاکان این‌گونه اصلاح شد که ما نه به سوی  مرگ بلکه به موجب مرگ به حرکت در می‌آییم. فقدان است که زندگی را از طریق میل پیش می‌برد. ما در ارضای امیال همواره احساس می‌کنیم که چیز بیشتری وجود دارد، چیزی که از دست داده‌ایم. این چیز بیشتر که ما را فراتر از لذت ناچیزی که تجربه می‌کنیم ارضاء می‌کند همان «ژوئی‌سانس» است. ما نمی‌دانیم ژوئی‌سانس (کیف) چیست اما می‌دانیم که وجود دارد و «آن جا» است، چرا که همواره در وضعیتی ارضاء نشده هستیم. علاوه بر آن با فرض این که چیزی آن جا هست و ما فاقدش هستیم، عموماً آن را به دیگری بزرگ نسبت می‌دهیم. گمان می‌کنیم دیگری بزرگ سطحی از لذت را تجربه می‌کند که فراتر از تجربه شخصی ماست. اساس ایدئولوژی یهود ستیزانه حزب نازی در همین امر بود که یهودی (به مثابه دیگری بزرگ)، ژوئی‌سانس یا لذت ما را دزدیده است.

 

منابع :

ژاک لاکان ـ شون هومر ـ نشر ققنوس

مکتب لکان ـ روانکاوی در قرن بیستم ـ دکتر میترا کدیور ـ نشر اطلاعات

 

منابع برای مطالعه بیشتر :

فصلنامه ارغنون ـ روانکاوی ١ و ٢

مبانی روان کاوی، فروید ـ لاکان / کرامت توللی ـ نشر نی

واژگان لاکان ـ نشر نی

 

منبع: آپاراتوس


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=2300

  تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۳، ساعت: ۱۲:۱۷