چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:پشت «نقاب» انستیتو! روانکاوی!! تهران: مرکز مشاوره مرادی-مینا با مجوز از بهزیستی!!!، روانکاوی در انجمن فرویدی

لذت استمنائی جعفری نژاد در وسط رابطه مرادی – مینا!

یکشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۵

منصوره اردشیرزاده:
«دکتر تورج مرادی! تا زمانی که به آن جاسوس خائن پناه بدهی از خشم ما در امان نخواهی بود» [۱]
این مقاله را دیدم و به یاد کامران جعفری نژاد افتادم!
سال ۸۱ وارد گروه عرصه فرویدی –مکتب لکان شدم. آن زمان جعفری نژاد و مینا ملانقی هنوز زن و شوهر نبودند! در پایان کلاس هر کس که تمایلی به پیاده کردن جلسه درس را داشت، کاست آن جلسه را می دادند. یک بار هم من داوطلب شدم. طنین صدای ملانقی هنوز توی گوشم است؛ هرچی خانم دکتر [کدیور] گفتند باید پیاده کنی، حتی اگر یک اِ بگن باید پیاده کنی. این جملات را شمرده و با لحنی جدی می گفت. در آن زمان با خودم اندیشیدم چقدر این جلسات برایش مهم اند و چقدر علاقمند است!
بله واقعا برای خودش و شوهر[بعد از این اش] مهم بودند، خب سیر بعدی وقایع این اهمیت را نشان داد.
اما همانطور که دکتر کدیور می گوید « تاریخ روانکاوی تاریخ فرومایگی ها و کم مایگی هاست»، ملانقی به زودی رفت و جعفری نژاد ماند! یعنی مینا در سال ۱۳۸۲ دیگر نبود! فکر می کنم سال بعدش یعنی سال ۸۳ ازدواج کردند، هر چندگویی که در همان سال ها در کش و بش ازدواج بودند، بماند!
سال ۸۳ یک بار جعفری نژاد گفت: مینا بین دکتر کدیور و دکتر مرادی، دکتر مرادی را انتخاب کرد! من پاسخ دادم: این کجا و آن کجا! مگر دکتر مرادی روانکاو است؟! جعفری نژاد اصرار داشت که بله مرادی هم روانکاو است اما متد اش فرق می کند!!! متد لکانی ها چک و لگد است و کوهاتی ها نرم و ملایم هستند!!!!
دکتر مرادی اما خودش چنین فکر نمی کرد در سال ۱۳۸۱ وقتی که به واسطه انجمن علمی روانشناسان ایران سمینار سه روزه ای با عنوان آشنایی با رواندرمانی تحلیلی برگزار کرد، به نیابت از آنها توانست گواهی صادر کند!!!! در خواب اش هم نمی دید که چنین ارتقایی یابد! اما مینا سال بعد او را ارتقا داد تا کم کم برای شوهرش هم فکری بیندیشد!
عجب روانکاو بی یال و دم و اشکمی!
سال ۸۴ کامران جعفری نژاد درحالی که قدیمی ترین شاگرد خانم دکتر بود، اما حاضر نشد که برای تاسیس انجمن فرویدی داوطلب شود!!
سال ۸۶ اولین مجمع عمومی انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی تشکیل شد و او هم داوطلب بود و توسط اعضای انجمن با بالاترین رای به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب شد!!
چند روز بعد، دکتر کدیور به او گفت «خوب دکتر جعفری نژاد در اینمورد چه فکر می کنید؟» پاسخ داد: باید فکر کنم، این رای بالا برای خودم خیلی عجیب است! خانم دکتر همانموقع هوم بلندی گفتند، از همانهایی که هر کس در آنالیز با ایشان است، می داند که چقدر چند پهلو و مهم هستند!!!
خاطرم هست که در همان زمان دکتر کدیور یک بار سرکلاس به وی گفت: « ما هرچه برای شما زحمت می کشیم، شما می روید و آنها را undo می کنید!»
گه گاه برای کارهای انجمن با او تماس می گرفتیم، می گفت به منزل من زنگ نزنید!!
سال ۸۶ در حالی که نائب رییس انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی بود، از قرار در همان زمان با مرادی – مینا در مرکز مشاوره مرادی – مینا همکاری داشته است!!!!!!!
خوب حالا «هوم» بلند خانم دکتر و آنچه به وی در مورد undo کردن به او گفت، معنا می یابد!
در همان سال دیگر به وزارت کشور رفت و شخصا استعفایش را تسلیم کرد!!!! بدون اینکه به هیات مدیره اطلاع دهد!!
خاطرم هست که آن روز برای پیگیری کارهای انجمن به وزارت کشور رفته بودیم که یکی از کارشناسان پرونده نامه اش را به من نشان داد! آنموقع او دیگر نبود. سخت ناراحت بودم و به تلخی خبر را به خانم دکتر کدیور اطلاع دادیم. ایشان گفت :«من که به شما گفته بودم تاریخ روانکاوی تاریخ فرومایگی ها و کم مایگی هاست.»
او می دانست که به قدری به همه چیز گند زده است که دیگر در انجمن جایی برای او نیست. تا مدت ها فکر می کردم که او کم آورد و نتوانست ادامه دهد ولی اکنون میدانم که «کم مایگی» و «فرومایگی» چگونه دست در دست هم دارند! او با مینا-مرادی محشور است!! با خودم می گفتم چگونه ممکن است سرکلاس دکتر کدیور بنشینی و بعدش بتوانی کسی دیگر را تحمل کنی؟ آنقدر اصیل و ناب بشنوی و بروی زیر منبر یک شومن؟!
او در خانه اش گنجینه ای از درسنامه های دکتر کدیور را قایم کرده است و درست آن چیزی اتفاق افتاده است که دکتر کدیور در مقاله «روانکاوی در انتانسیون و روانکاوی در اکستانسیون»[۲] بیان کرده اند :« تلاش برای کسب دانش بدون اهتمام در انتقال دادن آن، مساوی با تلاش در به دست آوردن یک نوع لذت استمنایی است. روانکاوی در گسترش هدف غایی خودش را کسب این لذت استمنایی نمی داند و به کسی هم اجازه نمی دهد که بخواهد از این طریق به یک چنین لذتی دست یابد. اصلاً یکی از علل روی آوردن به لذت استمنایی به معنای واقعی کلمه این است که شخص قادر نیست با دیگری مشارکت کند. حالا صرف نظر از مواردی که دیگری در دسترس نیست یا برای رسیدن به او موانع زیادی سر راه است، در اکثر موارد روی آوردن به لذت استمنایی به این دلیل است که موانع و باز داری‌ها در خود شخص است و این موانع و باز داری‌ها ساختاری هستند نه حدوثی. روانکاوی چه در شدت و چه در گسترش، یکی از کارهایش، یکی از اهدافی که برای خودش قایل است، این است که موانع و بازداری های ساختاری را که منجر به سوق دادن سوژه به سمت لذت استمنایی می‌شود را کاهش دهد. برای این کار هم در روانکاوی در شدت و هم در روانکاوی در گسترش اسباب و وسایل مناسب وجود دارد. پس تا این جا که برایتان توضیح دادم، متوجه شدید که دانش هم مثل هر ابژه ی دیگری می تواند وسیله ی کسب ژوئی سانس باشد.»
کامران جعفری نژاد در یک «ژوئی سانس آنال» [۳] بی پایانی اسیر شده است!

[۱] https://freudianassociation.org/?p=27969
[۲] https://freudianassociation.org/?p=3438
[۳] همان منبع


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=33920

  تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۶، ساعت: ۱۲:۳۱