سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۲)

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۱)

 

سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی!
آقای دکتر جلیلی!
آقای دکتر فدایی! و هیات همراه!
این خارجی ها استثنائا نادان هم از آب در می آیند، اگر به آقای دکتر صنعتی برنخورد، موضوع صحبتم در انگلند است (نترسید هنوز به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! نرسیده ام. به رویال کالج نیز هم)
در یک سایت بی اهمیتی به نام General Medicine Council نوشته اند:
About us: We help to protect patients and improve medical education and practice in the UK by setting standards for students and doctors. We support them in achieving and exceeding those standards, and take action when they are not met. [1]
از کی تا حالا بیماران نیاز به protect دارند؟! و از کی تا حالا medical education نیاز به ارتقا دارد؟ (می گویم که نادان هستند!) کار را به جایی کشیده اند که از استانداردهایی و اصولی حرف می زنند. مردم در همین حد که معاون وزیر بهداشت ایران گفته «هر مداخله‌ای در حوزه سلامت چه در آموزش و چه در درمان، مربوط به وزارت بهداشت است و باید مجوز وزارت بهداشت را اخذ کند.» [۲] بسشان است و از سرشان هم زیاد است. یعنی دیگر باید خیالشان راحت باشد که وزارت بهداشت آنجاست، اینکه چه بر سرشان می رود و پزشکشان متخصص چیزی که می گوید نیست و مدرکش را از خرزوخان گرفته که موضوع با اهمیتی نیست که شلوغش می کنند.
نمی دانند اینها، این خارجی ها، که می شود از ۳۰ سال پیش تا همین امسال و حتی تا بعد از کنگره خواری از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! مدرک نداشته باشی ولی «خدوم» وار خدمت کنی. به چه کسی؟ به همین جامعه، و به همین «توده» آموزش بدهی از همان چیزی که نمی دانی (خداییش عجب محصولاتی شوند آنها!) . پس مردم چه؟ دور از جون شما، خوب به جهنم. همین که دست پر برکت دکتر صنعتی برایشان نسخه بنویسد باید خدا را شاکر باشند.
مساله protect اینجا پیش می آید آقایان! که وقتی جماعتی ایرانی، که رفته اند «سازمان مردم نهاد»ی تشکیل داده اند، حرف از وطن دوستی بزنند و «صداقت» و «شرافت» و مزاحم کار آقای دکتر صنعتی شوند، همه از اقصی نقاط جامعه روان بایستی بکوب بیایند و نامه و سفارش نامه و اعلامیه و الحاقیه بدهند که این آدم مدرکش درست است. (راستش یک حسی داعشی لحظه ای مرا به شک انداخت که مگر مدرکش درست نیست؟! ولی گذشت آن حس)
شما ممکن است در همین اوضاع و احوال دیگر جناب دکتر را نبینید. چرا؟ چون رفته اند از دانشگاه دیگری فارغ التحصیل شوند. مزاحمت را می بینید؟ این «سازمان مردم نهاد» با گفته هایش کاری کرد که دکتر فکر کند آنها محل تحصیلش را دوست ندارند و او بدو رفته مدرک دیگری جور کند. و اینجا جایی نیست جز « رویال کالج».
ای بابا! خدا رفتگان شما را هم بیامرزد، این مرحوم کردان مگر این روزها از ذهن من می رود؟!
بیایید باز سری به همان خارج بزنیم. این General Medicine Council می گوید:
Our role: We are an independent organisation that helps to protect patients and improve medical education and practice across the UK. [3]
می بینید! حرف از «independent organization» می زنند! یعنی یک ذره اتحاد، یک ذره حمایت از همکار خدوم و اینها تو کارشان نیست. یعنی اگر کسی دروغ گفت، باید پایش بایستد.
این آدمهای «خدوم» نشناسِ independent کار را به جایی رسانده اند که وقتی از رویال کالج سوالی شده خیلی واضح گفته اند « The Royal College of Psychiatry does not give diplomas or degrees».
این هم شد کالج!؟ این هم شد خارج!؟ یعنی تو چشم ایمیل آدم نگاه می کنند و می گویند « In order to become a Psychiatrist in the UK you will need to register with the GMC and obtain a licence to practice medicine. Information on this can be found here: http://www.gmc-uk.org/.» [۴] و حتی منبع هم می دهند، در کمال وقاحت! نمی گویند که این « practising psychotherapist» (به خدا اگر من به دیکته practising دست زده باشم) در نامه خود به آقای میلر گفته اند « They have written back confirming his fellowship» [۵]
خدایا! چه کسی پاسخگوی این همه بی آبرویی است!
آقایان! اکیدا توصیه می کنم، این بار هر قدر هم سرتان شلوغ بود آقای دکتر را به جایی معرفی کنید که کمی از ادب و احترام به بزرگتر چیزی سرشان شود. (در سایت انجمن فرویدی، در پرسش و پاسخ یک نفر حرفی از تاسیس یک دانشگاه زد، پر بیراه هم نگفت ها! مثلاً اسمش باشد «دانشگاه صنعتی برای ارائه به «انجمن فرویدی» – و هیچ ارزش دیگری ندارد.» یعنی فایده دارد؟)

۱- http://www.gmc-uk.org/about/index.asp
۲- http://www.akairan.com/havades-akhbar/isna/a7312972150894102.html
۳- http://www.gmc-uk.org/about/role.asp
۴- https://freudianassociation.org/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%86/
۵- https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%98%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%B1/

 

سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای امیر ت. در مورد کاسبان روان
یعنی یه آدم تا چه حد ممکنه بی حیا باشه که در حالی که حتی مدرک روانپزشکی نداره ادعای فوق تخصص روان درمانی و بالاتر از آن روانکاو بودن داشته باشه!!!
واقعا که “کشور جهان سومی کشور جهان سومی است”!!!

 

سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
این کالج سلطنتی واقعا خیلی داعشیه. چقدر بی فرهنگ! نمیفهمه آدم با یه «استاد خدوم» اینطور رفتار نمیکنه.
خفه شو! میکروفنو بده ببینم! درِ اون کالجتونو گل بگیرن. حیف پول! به دکتر خدایی تعهد داده بودید! (جلالی ندوشن جان به جات گفتم، تو گریه تو بکن بابا جان!)
چه معنی داره مدرک ندن وقتی جناب صنعتی اینهمه زحمت کشیده پول داده که روانپزشک بشه از اونجا؟ پس آرزوی جناب جلیلی چی میشه؟ حالا دکتر جعفریان چیکار کنه؟ چه جوابی به دکتر نقوی امیدوار بده؟ تکلیف مکتب روزبه چی میشه؟ حالا تکلیف مدرک روانکاوی سامان توکلی چی میشه؟ تاریخ جنبش روانکاوی تو ایرانو بگو! خدا مرگم بده دبیری علمی کنگره روانکاوی؟
.
.
.
راستی توجه کردید که انجمن فخیمه روانپزشکان هم طبق فرمایش جناب جلیلی میخوان همینطوری مدرک روانپزشکی به ملت بدن؟ یعنی آمدن همایونپور به ایران باعث شده همه به هوس بیفتن با روشهای درپیتی و مادون جهان سومی «متخصص» بشن! البته راست هم میگن از جهتی. مگه چیشون از همایونپور کمتره؟ بعد روانکاو طب سوزنی حالا باید تحویل گرفت روانپزشکان طب سوزنی رو!!!

 

سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
تیر خلاص رویال کالج: ما نه مدرک می دهیم نه «درجه تخصصی»

اخبار شبانگاهی
آخرین اخبار مربوط به «کنگره وزین»
مهمانان از مشهد آمده: سر قبر بابات مدرک بده! هووووو!
جلالی ندوشن: شما همه تون یه نفرید! چماقم کو؟
جناب خدایی: اشتباهی این ایمیل اینجا اومده قرعه نامشو به نام صنعتی بیچاره زدند!
جناب جلیلی: این به هیچ وجه خدمات ارزشمند استاد خدوم دکتر صنعتی را کم رنگ نمیکند. ما اهل کوفه نیستیم ممد تنها بماند!
جناب نقوی: آقای دکتر جعفریان! درخواست می شود در اسرع وقت شکایتی رو که در نامه قبلی گفته بودم؟ بیخیالش بشید!
قورخانه چی: oh lala! بچه ها واسه ممد جا وا کنید (در بازداشتگاه)
مهدی محمدی: همه ما محمد صنعتی هستیم!(باز هم در بازداشتگاه)
جناب سروش: این رویال کالج چش نداره ببینه کسی غیر خودش هم روانپزشکه. نمیتونه با زخم … اش بشینه!
سامان توکلی: فروید با آقای دکتر صنعتی به ایران آمد ولی بعد فروید ماند و آقای دکتر مجبور به رفتن شدند!
منصوره کیانی: گلم کو بذارم زیر دماغ آقای دکتر از حال نرن؟ همه اش تقصیر این روانکاو ماریا است!
آقای دکتر کشله: is mohammad sanati a sanatian? no he isnt.
همایونپور: من هنوزم میگم بذارید ایمیل سومو به ژک آلن میلر بنویسم شاید ایندفه افاقه کرد! آخه چرا این رویال کالج از من بعنوان منبع موثق در مورد مدرک ممد تحقیق نکرد؟ منکه هستم، منو بینید!

جناب صنعتی: این رویال کالجا اشتباهی ترجمه می کنند! اشتباهی ایمیل میفرستن! داعشی ان اینا… خودزنی می کنند!… بخدا تازه پول دادم. (توجه کنید که هی صدا ضعیف تر و ضعیف تر میشه مثل میکروفن بود؟ از اعضای انجمن فرویدی موقع سوال پرسیدن هی دورتر و دورتر میشد!) آه ای بادها…ای همه شاگردان من… پس کنگره دوم چی میشه؟ من هنوز آرزو داشتم…

و اینچنین بود که فروید با انجمن فرویدی در ایران «ماند»!

با مشروح اخبار در سایت انجمن فرویدی با ما باشید. این تازه اول ماجراست!

 

چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
چه بلایی سر حافظه دکتر صنعتی(!)‌و همایون پور آمده که همه چیز را فراموش کرده اند؟ در نامه ای به آقای میلر نوشته اند نخستین کنگره خود را در دانشگاه شهید بهشتی برگزار کرده اند. اگر تقریبا سی سال از فارغ التحصیلی صنعتی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) گذشته، اما به قول خودشان از این کنگره که شش هفته بیشتر نگذشته، به هر حال دروغگو کم حافظه است!

 

چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
درود و صد درود به گل رویت «فریاد» یاس جان!
نکنه تو هم مثل صنعتی شبا خواب نداری که از ساعت ۱۱:۱۵ تا ۱۲:۰۸ شب همینطوری هی واسه انجمن دیدگاههای تکراری میفرستی؟
انقدر از تو ترسیده بودیم که کامنتاتو با شناسنامه شون چاپ کردیم! راستی از رو نرفتی هنوز عزیز جان؟ چی میزنی شبا میتونی انقدر فعال باشی؟ (به من هم «درگوشی» میگی؟ مث کنگره درگوشی؟) جان جانان خیلی عجیبه که استادت گهرجان همه جا تو بوق و کرنا کرد که این قضیه رو آقای میلر میخواد سیاسی کنه و به رژیم ببنده، بعد تو میگی ما حکومتی هستیم! تا حالا راجع به کانفورمیست یا همون حزب باد خودمون چیزی شنیده ای؟
بعد هم باباجان اگه تو آینه خودتو می بینی فکر میکنی بقیه چطور این قیافه وحشتناکو تحمل می کنند، دلیل نمیشه ما هم از قیافه ات بترسیم.
اسناد و مدارک خواسته بودی نه؟ شما اول مدرک نشون ما بده که تو کدوم شعبه دادگاه قاضی تحقیق هستی و چقدر این مساله به تو ربط داره تا ما هم شواهد و مدارکمونو «در صورتی که به تو مربوط بود» ارائه کنیم. تا مدرکتو از england دست راست درب سوم دست و پا کنی بدرود عزیز دل برادر!
یک بغل گلهای یاس سپید بدرقه راهت تا england!

 

چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
تو کامنتهای قبلیم گفته بودم که من قضیه سرقت ادبی محمود خاتمی استاد تمام گروه فلسفه دانشگاه تهران را دنبال می کنم. شباهت این قضیه به قضیه جناب صنعتی خیلی زیاد است. سرقت ادبی این استاد !!! را یک سایت خارجی، دیلینوس با انتشار مقاله ای افشا کرد. و بعد از آن البته کسان دیگری نیز به سرچ و بررسی پرداختند و سرقت های ادبی گسترده ای از این جناب رو شد. تا کنون خود محمود خاتمی حرفی نزده و دانشگاه تهران هم ایضاً . البته بالاخره دانشگاه تهران باید جواب خارجی ها را بدهد. ایمیل کاسبان روان به آقای میلر هم قضیه را جهانی کرد و حال دانشگاه علوم پزشکی تهران باید به این فکر کند که حداقل جواب انگلیسی ها را باید بدهد که این همه دروغ در مورد رویال کالج بافته اند.

« محمود خاتمی اکنون از سوی دانشگاه تهران برای یک فرصت پژوهشی در کانادا به سر می برد و متاسفانه تلاش های ما برای برقراری تماس با او به نتیجه ای نرسید. به همین منظور با حمید طالب زاده، مدیر گروه فلسفه دانشگاه تهران تماس گرفتیم و چندوچون کار را از ایشان جویا شدیم. وی ضمن محکوم کردن هرگونه سرقت ادبی گفت: «پس از انتشار مقاله ای درباره رساله دکترا و چند کتاب دکتر خاتمی در فضای مجازی از ایشان تقاضا کردیم در مورد این مساله توضیح دهند تا بتوانیم از او حمایت کنیم. اما هیچ پاسخی از ایشان دریافت نکردیم. به هر حال مساله بسیار مهمی است و گروه فلسفه دانشگاه تهران اصل این مساله را محکوم می کند و به زودی اعلام موضع خواهد کرد.» طالب زاده با اشاره به قضاوت درباره صدق و کذب این مقاله و تصمیم گیری درباره ایشان افزود: «قضاوت درباره این مورد خاص را باید یک مرجع قانونی انجام دهد و به همین منظور از ریاست دانشگاه تهران درخواست کرده ایم این مساله را بررسی کرده و نظر و رای نهایی شان را اعلام کنند.»»
http://www.pajouheshmag.ir/npview.asp?ID=3065275

 

جمعه ۰۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله در مورد کاسبان روان
دورادور خبر هایی درباره اتفاقات اخیر مربوط به کنگره و دکتر صنعتی داشتم. امروز اولین باره که اینجام و نمی تونم خوندن نظرات رو کنار بگذارم…
درونم آشوبی به پا شده … سرم گیجه… شوکه شدم… یک لحظه از ذهنم گذشت: چه صحرای محشری است اینجا و بدنبالش تداعی شد : یا لیتنی کنت ترابا ،  بدنبالش رفتم و کمی کامل ترش رو پیدا کردم

«یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنی‏ کُنْتُ تُراباً»؛روزی که انسان آنچه با دست خود از قبل فرستاده همه را می‌بیند، و کافر می‌گوید: اى کاش خاک بودم

 

شنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای k9 در مورد کاسبان روان
با عرض سلام: من نه روانکاوم و نه روانشناس و نه رواندرمانگر که بگونه ای و بهر دلیلی با “دکتر “صنعتی ضدیت داشته باشم. من فقط بخاطر علاقه ای که به همه علوم از جمله روانکاوی دارم ادبیان روانکاوی را مطالعه می کنم و با اینکه در این رشته خبره نیستم اما قادرم که خر مهره را از گوهر تشخیص دهم .چند سال پیش که در انترنت به دنبال مقالات می گشتم برای اولین بار به اسم “دکتر “صنعتی بر خوردم که نوشته ای بود در سطح بسیار پایئن که بیشتر شبیه سخنرانی های شارلاتان های تاک شو بود تا یک مقاله در خورد علمی و قابل اندیشه کردن. من بعد از انهم یکی دو بار به سایت خودشان سر زدم که حتی تک مقاله و نوشته کوتاهی نیز در باره ائده و اندیشه و ارای روانکاوی ندیدم. در فیس بوک ” علاقه مندان به روانکاوی” به اقای صنعتی انتقاد کرده بودم که ایشان اگر هم در صد رشته دیگر نابغه باشداما روانکاو نیستند که با اعتراض یکی دو نفر مواجه شدم. کار شما ها در افشا گری اینگونه افراد قابل تقدیر است. نباید اجازه داد که عده ای فکر کنند که رانکاوی یتیم است و هر چه دلشان خواست برای منفعت شخصی خودشان بر سر روانکاوی بیاورند.

 

شنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این ایمیل کاسبان روان مثل مدرک جناب کردان می ماند. خدا بیامرز با رونمایی از مدرک جعلی پرغلطش آمد قضیه را فیصله دهد؛ بدجور رسوا شد!

 

شنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ. ز. در مورد کاسبان روان
آقای صنعتی بهتر نبود جهت اثبات سخنان خود یک کپی از مدرک تحصیلی را نیز با نامه ای که به آقای ژک آلن میلر نوشته بودید، پیوست می کردید؟ همان کپی مدرک شما کافی بود و دیگر حتی نیازی به مکاتبه نداشت، فکر می کنم هنوز هم دیر نشده است سریعا اقدام نمایید.

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
جناب صنعتی بهتره مطلب «روانپزشکی در انگلستان» رو از سایت ما بخونی که بفهمی تو حساب کتابت اشتباه کرده ای اگرچه که هی سال فارغ التحصیلیت مثل آمپر بالا و پایین رفته ولی از اونجا که دروغگو کم حافظه هم میشه، آخر هم این سالها درست در نیومد که نیومد! شما ظاهرا یکی دو سال زود هیات علمی شدی! باید یه کم دیگه صبر میکردی و تو england وقت میگذروندی تا بتونی ادعا کنی مدرک روانپزشکی گرفته ای. البته ممکنه «جهشی» خونده باشی چون از «چون شمایی» همه چیز بر میاد والله!

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
مرجان لعیمان جان
غلط به عرضت رسوندند: «شنیده ها حاکی از هماهنگی ها برای کنگره پوشالی بعدی است».
دیگر خبری از کنگره نیست، کاسبان روان دنبال ساخت دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستانند!

 

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای امیر ت. در مورد کاسبان روان
آن آقای دکتر جعفریان که تک تک شماهارا به نام می شناسد به ضجه و لابه تان محل نگذاشت آنوقت از ایمیل نگاری به آقای میلر چه انتظاری دارید؟ آخه یک کم شعور هم خوب چیزیه!

 

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای آرش در مورد کاسبان روان
این ایمیل های مذبوحانه به ژک الن میلر نشان می ده که این کاسبان روان و پدر و خواهر “معصومه” به همه رئیس روسا رو انداخته اند و رو ندیده اند که حالا به پاهای ژک الن میلر افتاده اند!

 

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. در مورد کاسبان روان
این کاسبان روان نامه دوم خود را به فرانسه نوشتند بلکه بالاخره آقای میلر را «متوجه» “بحران” کنند. از نتیجه نامه اول به زبان انگلیسی “سلیس” که چیزی عایدشان نشد!
“نویسنده نامه” هنوز اینقدر ادب ندارد که وقتی در مورد یک “عضو برجسته اکول” با رئیس AMP صحبت می کند، او را “دکتر کدیور” خطاب کند، نه “کدیور”! دکتر بودن ایشان نیز خاری در چشمانتان بوده و خواهد بود… مثل تنها روانکاو بودن ایشان از دریای سیاه تا دریای چین.
فکر می کنم شما حق دارید که آقای میلر را از عواقب احتمالی فعالیت های دکتر کدیور و انجمن فرویدی با خبر کنید! چون “چوب را که برداری، گربه دزده خودش خبردار می شود”! البته این عواقب یقه کسانی را خواهد گرفت که یک عمر با مدرک نداشته مردم را سرکیسه کردند، با درد و رنج آنها کاسبی کردند، از پول بیت المال کنگره های پوچ و بیهوده برگزار کردند بلکه به رزومه های خود آب ببندند، در مکانهای مختلف دنیا علیه کشور و حکومت خود سخنرانی کرده اند، مردم را “توده” فرض کردند، از کسانی که مدرک نداشته اند به عنوان “خدوم” یاد کرده اند و تند و تند در مدح ایشان نامه پراکنی می کنند، مقاله های دزدی را که حتی روخوانی آنها را نمی توانند، به این و آن بدهند بلکه از خسته کنندگی سخنرانی هایشان چیزی بکاهد!
وقتی “نویسنده نامه” حرف از روابط جنسی خارج از ازدواج می زند، خودش میداند که چه توصیه ای کرده! که برو لذت ببر به هر طریقی شده؛ حتی با شوهر دوستت!! به خاطر همین است که روی این جمله در نامه ای که به یک آدم مهم در دنیا می نویسد تاکید می کند!
آدم حاضر است تا دورترین نقطه دنیا برود یا در دل کوهستان ها تونل حفر کند ولی با خودش مواجه نشود! این نامه نگاری با آقای میلر هم برای من همین معنی را می دهد!

 

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
خودتون ببینید این مرجان مجعول چه کارها که نمی کنه:
۰۲آبان ۱۳۹۳ در سایت انجمن فرویدی:
دیدگاه خانم/آقای مرجان پشت کوهی در مورد کاسبان روان
…دکتر صنعتی هم دم مطبش نوشته بود روانکاو از انگلستان. میرفتید و اسید میپاشیدید بهشون بعد هم میگفتید…

۰۵آذر ۱۳۹۳ در سایت انجمن فرویدی:
دیدگاه خانم/آقای مرجان لعیمان
حماسۀانجمن ما-۱
آیا زمان آن نرسیده که صورت روانکاوان وحشی و کاسبان روان و مریدان جاهل آنان را با اسید حقیقت شستشو دهیم…

۱ décembre 2014 (10 آذر در نامه به آقای میلر)
… sur le site de Kadivar non seulement aucune réaction mais des incitations à “LAVER” “le visage” de ceux qui ne lui plaisent pas par “L’ACIDE de la culture”.

حالا سوای از این قضیه رذالت و خباثت این آدم های همه چیز مجعول، آدم با خودش فکر می کنه که سلول های خاکستری مغزهای اینها در چه وضعیتی به سر می برند واقعاً؟

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
ریاست محترم بیمارستان روزبه
با سلام
لطفا هر چه سریعتر جهت پیگری مکاتبه خود (به شماره ۱۰۵۳/ص/۹۳/۳۲۰ به تاریخ ۳/۸/۹۳ ) از آقای دکتر جعفریان، نامه یادآوری شماره ۲ را تنظیم نمایید. دکتر صنعتی(!) از شما بسیار نا امید شده و به آقای ژک آلن میلر پناه آورده.
با تشکر

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نرگس م. در مورد کاسبان روان
جناب صنعتی در کنگره خواری اعضای انجمن را داعشی خطاب کرده بوده .در نامه دوم به آقای میلر هم دکتر کدیور ،حامی اسیدپاشی ، معلوم نیست اتفاق وحشتناک بعدی در این دنیا چی باشه که به دکتر کدیور و انجمن فرویدی ربطش بدن!
برای اینکه روی دروغشان پوشیده شود چه ها که نخواهندکرد!
ولی خب بالاخره که چی؟!تکلیف این دروغ که باید معلوم شه.
یعنی فکر می کنن با این کارا قضیه تموم می شه! !یا اینکه حالا که داره غرق می شه می خواد تنها روانکاو ایرانی وانجمن فرویدی رو با خودش غرق کنه! زهی خیال باطل

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ. ز. در مورد کاسبان روان
آقای صنعتی مگه به شما پیشنهاد نداده بودم به جای نامه نگاری یک کپی از مدرک تحصیلی خودتان به آقای میلر بفرستید تا نتیجه بگیرید. کمی به حرف گوش کنید. آخر آن دختر معصوم شما چه گناهی کرده که او را این قدر زجر می دهید؟

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
این یادداشت را در صفحه ای از فیسبوک در ارتباط با سرقت ادبی محمود خاتمی، استاد تمام فلسفه دانشگاه تهران و ایضاً یک استاد فلسفه دیگر خواندم:

«رسوایی های زنجیره ای اخیر در دانشگاه ها باعث نوشتن این یادداشت است. با احترام به تک تک اساتید و دانشجویانی که این بزنگاه سیاه را تاب آورده اند. لحن بلاغی و احساسی نوشته برای تذکار و توجه دادن به موقعیتی است دهشتناک. با این امید که این وضع بدیهی نشود:
امروز روزِ عزای آکادمی در کشور ماست. روزی که باید بر بالینِ دانشگاه زار زار گریست. این دم و دستگاه باطل است. استادش باطل است. دانشجویش باطل است، پایان نامه اش باطل است. آن مدرکِ منحوسِ لیسانس و ارشد و دکتری اش باطل است وُ کاغذ پاره. دروغ است. فریب است. آنچه آدمی را آوارۀ کوچه باغ هایِ دانش می کند عشق است نه دانشگاه. فیلیاست نه آکادمیا. حُبِ حکمت است نه شوقِ سنجاق کردنِ مدرک بر سینه. گندی شاپورِ معرفت را بغدادِ دزدانِ با چراغ لت و پار کرده است. بیت الحکمه شده است دارالفسق و بیت الجهل. تکلیف پایان نامه های دانشجویان و حال و روزِ مقالات پژوهشی که روشن بود. تکلیف تصنیفاتِ اساتیدِشان هم روشن شد. مهترانِ شان به کهترانِ شان رفته اند. از تخم کرکس ببرِ بنگال بیرون نخواهد آمد. دانشگاه باید با همان پوزخندی بر لب که بیرونیان را به سخره می گرفت کلاه اش را قدری کج بگذارد وُ برای خودش کف بزند وُ تعویذ بر گردن آویزان کند، مبادا چشم زخمی او را از پای درآورد. اما این تازه ابتدای کار است وُ سونامی در راه. آخر بجاست هر نهادی هر از گاه نگاهی از سرِ سنجش و نقد به حال و روز خود بیندازد. راه کار؟ تخته های قطور لازم است و میخ های سترگ. باید درش را تخته کنید و بر درگاه با خط خوش بنویسید: گورستانِ دانش و حکمت و پژوهش.»

https://www.facebook.com/kave.behbahani/posts/10204552464284185?fref=nf

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
با اطلاعاتی که در “روانپزشکی در انگلستان” سایت داده شده قطعا و بدون شک نتیجه می گیریم آقای صنعتی هم روانکاوند و هم روانپزشک! مگر نشنیدید که مردی ادعا کرد شاعر است، از او شعری خواستند در اثبات ادعا، فرمود:
“شاعران جمله تلامیذ منند (۲ بار)
اگه باور نداریداز خودشون بپرسید”!

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/آقای م. س. در مورد کاسبان روان
با سلام و احترام خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی
قبل از همه این رو بگم که با کمال میل تمام سایت شما رو زیر و رو کردم و از همه مطالبش استفاده کردم و لذت بردم. فقط یک سوال برام پیش اومده بود: ‘انگیزه’ شما برای افشای ماهیت حقیقی آقای صنعتی-نمیگم دکتر چون به برکت شما دستش روشده-. در سرتاسر سایت، به انگیزه های اخلاقی که برای این افشاگری دارید اشاره شده، مثل لزوم حمایت از بیماران در مقابل شیادان و….
اما توی سایت به جمله ای برخوردم که معناش کاملا چیز متفاوتی بود. کل متن رو میذارم:

انجمن علمی روانپزشکان ایران

یکشنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۳دیدگاه آقای ناصر در مورد کاسبان روان هیچ توجه کرده اید که اسم فارسی «انجمن علمی روانپزشکان ایران» در ترجمه انگلیسی شده Iranian Psychiatric Association ؟!! فقط برای اینکه بتوانند مخفف آن را بنویسند IPA!!! وگرنه می بایست ترجمه می کردند!!!Iranian Scientific Association of Psychiatrists«هنوز هم فکر می کنید برگزاری «اولین کنگره روانکاوی» توسط انجمن روانپزشکان از سر حواس پرتی بوده است؟» (۱)اینها از سال ها قبل «آرزوی بزرگ» (۲) IPA شدن را در سر می پروراندند! حداقل از سال ۱۳۷۵!واقعاً «روانپزشکی چه خلائی هست که نداشته باشد؟» (۳)می بینید این «IPA» هم مثل «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است. اگر انجمن فرویدی نبیند هیچ کس نخواهد دید. فقط کافی بود «پایشان را توی کفش دکتر کدیور نکنند» تا انجمن فرویدی هم «نبیند»!

این متن خیلی گول زنندس. اون جمله کافی بود تا پایشان را….ظاهرا اشاره داره به بستری شدن خانم دکتر که ظاهرا با توطءه جناب صنعتی میسر شده.
نمیدونم این جمله دوپهلو برای چی به کار رفته. یک معناش اینه که انگیزه شماها رو شخصی جلوه بده و بگه که اگه آقای صنعتی این کار رو نمیکرد انجمن هم دنبالش نمی افتاد. حتی خود من که به عملکرد انجمن فرویدی در زمینه شناساندن روانکاوی به ایرانیها آفرین میگم، چند روز در مورد ماهیت انگیزه تون مردد بودم. البته همین امروز قانع شدم. اون متن رو یه کاربر که جزو انجمن نیست نوشته. دومین معنا اینه که شاید منظور گوینده اینه که دروغ صنعتی چنان بزرگ بوده که اگر آقای صنعتی اینجوری گاف نمیداد و پاش رو تو کفش خانم دکتر نمیکرد حتی انجمن تیزبین فرویدی هم هیچوقت متوجه تقلبی بودن که چه عرض کنم، مدرک نداشتن ایشون هم نمیشد.
حرفمو خلاصه کنم. اون جمله پا تو کفش…. دوپهلوست و یک پهلوش، ماهیت کار انجمن رو کاملا شخصی و از روی اغراض شخصی جلوه میده.
لطفا اگه صلاح میدونید، یه جوری اصلاحش کنید تا کاربران دیگه توی شک و شبهه نیافتن.
اما به هر حال سوال من سر جاشه. میتونم خودم رو در مورد اون نوشته اینجوری قانع کنم که کل اون متن رو کس دیگه ای نوشته و ربطی به انجمن نداره و جمله اش دوپهلوست.
اما سوال من: آیا انگیزه شما اخلاقه یا مسایل شخصی. منظورم اینه که چرا بعد از قضایای سال ۹۳ به فکر آقای صنعتی افتادید و چرا قبلش باهاش کاری نداشتید؟؟ من خودم شخصا با این قسمت ماجرا که انگیزه تون شخصی هم باشه مشکلی ندارم. مشکل من اینه که انگیزه تون شخصی باشه اما پشت اخلاق و…پنهانش کرده باشید.
با تشکر

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. س. در مورد کاسبان روان
با سلام و احترام خدمت اعضای محترم انجمن فرویدیقبل از همه این رو بگم که با کمال میل تمام سایت شما رو زیر و رو کردم و از همه مطالبش استفاده کردم و لذت بردم. فقط یک سوال برام پیش اومده بود: ‘انگیزه’ شما برای افشای ماهیت حقیقی آقای صنعتی-نمیگم دکتر چون به برکت شما دستش روشده-. در سرتاسر سایت، به انگیزه های اخلاقی که برای این افشاگری دارید اشاره شده، مثل لزوم حمایت از بیماران در مقابل شیادان و….اما توی سایت به جمله ای برخوردم که معناش کاملا چیز متفاوتی بود. کل متن رو میذارم:انجمن علمی روانپزشکان ایرانیکشنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۳دیدگاه آقای ناصر در مورد کاسبان روان هیچ توجه کرده اید که اسم فارسی «انجمن علمی روانپزشکان ایران» در ترجمه انگلیسی شده Iranian Psychiatric Association ؟!! فقط برای اینکه بتوانند مخفف آن را بنویسند IPA!!! وگرنه می بایست ترجمه می کردند!!!Iranian Scientific Association of Psychiatrists«هنوز هم فکر می کنید برگزاری «اولین کنگره روانکاوی» توسط انجمن روانپزشکان از سر حواس پرتی بوده است؟» (۱)اینها از سال ها قبل «آرزوی بزرگ» (۲) IPA شدن را در سر می پروراندند! حداقل از سال ۱۳۷۵!واقعاً «روانپزشکی چه خلائی هست که نداشته باشد؟» (۳)می بینید این «IPA» هم مثل «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است. اگر انجمن فرویدی نبیند هیچ کس نخواهد دید. فقط کافی بود «پایشان را توی کفش دکتر کدیور نکنند» تا انجمن فرویدی هم «نبیند»!این متن خیلی گول زنندس. اون جمله کافی بود تا پایشان را….ظاهرا اشاره داره به بستری شدن خانم دکتر که ظاهرا با توطءه جناب صنعتی میسر شده.نمیدونم این جمله دوپهلو برای چی به کار رفته. یک معناش اینه که انگیزه شماها رو شخصی جلوه بده و بگه که اگه آقای صنعتی این کار رو نمیکرد انجمن هم دنبالش نمی افتاد. حتی خود من که به عملکرد انجمن فرویدی در زمینه شناساندن روانکاوی به ایرانیها آفرین میگم، چند روز در مورد ماهیت انگیزه تون مردد بودم. البته همین امروز قانع شدم. اون متن رو یه کاربر که جزو انجمن نیست نوشته. دومین معنا اینه که شاید منظور گوینده اینه که دروغ صنعتی چنان بزرگ بوده که اگر آقای صنعتی اینجوری گاف نمیداد و پاش رو تو کفش خانم دکتر نمیکرد حتی انجمن تیزبین فرویدی هم هیچوقت متوجه تقلبی بودن که چه عرض کنم، مدرک نداشتن ایشون هم نمیشد.حرفمو خلاصه کنم. اون جمله پا تو کفش…. دوپهلوست و یک پهلوش، ماهیت کار انجمن رو کاملا شخصی و از روی اغراض شخصی جلوه میده.لطفا اگه صلاح میدونید، یه جوری اصلاحش کنید تا کاربران دیگه توی شک و شبهه نیافتن.اما به هر حال سوال من سر جاشه. میتونم خودم رو در مورد اون نوشته اینجوری قانع کنم که کل اون متن رو کس دیگه ای نوشته و ربطی به انجمن نداره و جمله اش دوپهلوست.اما سوال من: آیا انگیزه شما اخلاقه یا مسایل شخصی. منظورم اینه که چرا بعد از قضایای سال ۲۰۱۳ به فکر آقای صنعتی افتادید و چرا قبلش باهاش کاری نداشتید؟؟ من خودم شخصا با این قسمت ماجرا که انگیزه تون شخصی هم باشه مشکلی ندارم. مشکل من اینه که انگیزه تون شخصی باشه اما پشت اخلاق و…پنهانش کرده باشید.
ببخشید که متن رو دوباره فرستادم.ظاهرا سال بستری شدن اجباری خانم دکتر ۲۰۱۳بوده که من به خاطر همپوشانی قسمتی از سال میلادی با شمسی فکر میکردم سال ۹۳ بوده. در حالیکه پارسال یعنی سال نود و دو بوده.
با تشکر

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
بعضی وقتها آنقدر از دست این صنف روانشناسان عصبی می شوم که نگو و نپرس! به راحتی اجازه دادند که روانپزشکان فلوشیپ رواندرمانی را بدون هماهنگی با سازمان نظام روانشناسی تصویب و اجرا کنند. آنقدر بی عرضه اند که اجازه دادند چند سال متوالی روانپزشکان، کنگره رواندرمانی برگزار کنند. آنقدر دور و پرت از مرحله اند که نمی دانند بابا فردا این فلوهای رواندرمانی که ۱ سال و اندی فقط درس رواندرمانی خواندند (آن هم پیش جناب صنعتی که مدرکش رو از انگلند دست راست درب سوم گرفته) همه کاره حوزه رواندرمانی می شوند. افسوس، افسوس از روانشناسان.
حالا البته نکته مهم اینجاست که انجمن علمی روانپزشکان فکر کرده بود انجمن فرویدی مانند انجمن روانشناسی ایران، انجمن روانشناسی بالینی ایران و سازمان نظام روانشناسی، بی بخار است که اجازه دهد سرخود کنگره روانکاوی برگزار کنند.
خدایی این روانپزشکان فکر کرده بودند خدای روح و روانند؛ حالا کم کم جا می افته براشون که همون دو نانوگرم، چهار میلی گرم فلوکستین و لیتیوم و … را بدند و کاری به روانکاوی نداشته باشن.

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
راستی هیچ دقت کرده اید که تا کنگره ی خواری ما «فقط یک NGO» بودیم اما حالا شده ایم عامل سازماندهی اسید پاشی تو اصفهان!! و این که موضعی در این مورد نگرفته ایم نشون میده این کارو تشویق می کنیم!!! یکی نیست به عصمت جان بگه اسم سایت ما هست «سایت انجمن فرویدی»، «شما» فکر می کنید آش شله قلمکار اسمش روانکاویه، هر جا هر اتفاقی بیفته می پرید میرید در موردش حرف می زنید حتی اگه ندونید اصلا موضوع چی هست فقط برای اینکه بگید «من هم بازی» مثل گهر که همه جا از روانکاوی حرف میزنه بعد نمیدونه لبیبدو با سکس فرق داره. عزیزم اسم «هر چیزی» که تو آرزوهای آدم هست، روانکاوی نیست! توی سایتمونم هر چی به روانکاوی مربوط باشه میاد. «شما» میخواهید ژستهای «حقوق بشری» بگیرید که مثلا از قربانیان خشونت حمایت می کنید! ولی هزار جور خشونت تو کنگره هاتون مرتکب شدید که فقط باید گفت خجالت بکشید! ما نیازی به این «اداها» نداریم. البته نه کسی رم زده ایم، نه هل داده ایم، نه هتک حرمت کرده ایم، نه بخاطر سوال پرسیدن بهش فحش ناموسی داده ایم، نه متلک جنسی به هم جنسمون گفته ایم، نه… تازه از نظر شما به حقوق بشر توجه نداریم!!!
همین شماها اونجا که روح و روان همون بشرا رو برای پر کردن جیب خودتون و اسم در کردن له می کنید، اونجا که با دروغ دسیسه می چینید که «تنها روانکاو ایران و بخش عمده ای از آسیا» رو تو بیمارستان روانی نگه دارید اصلا حرفی از حقوق بشر نمی زنید. نمی دونستیم حقوق بشر هم «انتخابی»یه! بعضی بشرا حقوق دارند ولی بعضیا ندارند انتخابشم بر اساس منافع گهر و محمده! عزیزم اینکه کسی نمیتونه با «بیمارش» ازدواج کنه جزو همون حقوق بشره! اینکه دروغگو دشمن خداست جزو همون حقوق بشره! اینکه برای تخصصی که ادعا میکنی، باید مدرک داشته باشی جزو همون حقوق بشره! اینکه زحمت کشیدن برای رسیدن به مدارج علمی لازمه، جزو همون حقوق بشره!… و اینکه ایمیل بزنی به آقای میلر محل برگزاری کنگره رو با دروغ شاخدار از دانشگاه علوم بهزیستی ببری شهید بهشتی (فقط بخاطر عقده های خودت) نقض حقوق بشره! اینکه برای خلاصی از دکتر میترا کدیور هزار جور دروغ بگی، جو سازی کنی، با کمک شاگردات بخوای اونو از روی زمین محو کنی، نقض حقوق بشره! اینکه «اعضای کمیته علمی و اجرایی» سرکار علیه اعضای انجمن فرویدی رو هل میدادند، فحش میدادند، هتک حرمت میکردند، ضرب و شتم میکردند نقض حقوق بشره! چند تا مرد گردن کلفت در مقابل فقط ۸-۷ تا خانم!!! این چیزیه که شما بهش میگید «حقوق بشر»؟! این یکی ژستو دیگه نگیرید که آدم حالش بهم میخوره. یعنی آبروی حقوق بشرم می برید. همین شماها با اون اداهای حقوق بشری برای پر کردن جیب خودتون و اسم در کردن، اصلا ککتون هم نمی گزه حقوق صدها بشر زیر پاتون له بشه وگرنه چرا ادعای چیزی رو دارین که هیچ تخصصی توش ندارین؟ این جزو حقوق «بشر»ایی که به شما مراجعه می کنند نیست؟ وقتی «روانکاواتونو» تو گروه فرویدی تهران تشویق می کنید برای شادیشون میتونند با شوهر دوستشونم رابطه جنسی داشته باشند، حقوق بشر «اون دوسته» پس کجاست؟ فقط گروه شما حقوق داره؟ بقیه بشر نیستند؟ یا وقتی تو کنگره ی خواری رزیدنت مرد حمله کرد یکی از اعضای خانم انجمن فرویدی رو بزنه و حراست دستاشو گرفت و مانع شد، حقوق بشرتون کجا بود؟ تو کنگره ای که فقط بخاطر «پرسیدن سوال»، میکروفن رو روی اعضای انجمن فرویدی قطع میکردید حقوق بشرتون کجا بود؟ وقتی بخاطر معرفی خودشون بعنوان اعضای انجمن فرویدی اونا رو هو میکردید، حقوق بشرتون کجا بود؟ آزادی عقیده جزو حقوق بشر شما نیست؟ وقتی هر چی فحش بلد بودید به اعضای انجمن فرویدی دادید حقوق بشرتون کجا بود؟ این خشونت نیست؟ اسمش چیه؟
وقتی به «ایران» دروغ می بندید حقوق بشرتون کجاست؟ حتما میدونید حقوق بشرو زیر پا گذاشته اید که میترسید اعدام یا سنگسار بشید! خب اگر کسی واقعا جرمی رو مرتکب نشده چرا باید ناراحت باشه که ما حرف بی سند و مدرک مثلا برای رییس قوه قضاییه می فرستیم؟ یا برای نمایندگان مجلس یا مثلا دفتر ریاست جمهوری؟ «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است»؟ اون حقوق بشری که مثل سال فارغ التحصیلی جناب صنعتی آمپرش با «منافع شما» بالا و پایین میره فقط بدرد همون هالوهای IPA میخوره. ارزونی خودتون!

 

سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
راستش دو روز کنگره ی یواشکی فهمیدم «جغرافیای روانکاوی» به «سینمایی ها» هم مربوطه ولی حالا دارم می فهمم به «شوهر روانکاو اعظم» هم مربوطه. حوزه روانکاوی وحشی واقعا چقدر گسترده است! یاد «تاریخ جنبش روانکاوی در ایران» افتادم که همسر فعلی و آنالیزان سابق جناب صنعتی هم جزوش بود! چقدر این روانکاوای وحشی خانواده دوستند!

 

چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
باز هم دم دانشگاه تهران گرم که هرچند تو بیانیه گفته شایعات ولی به هر حال مسئولیت پذیرتر از دانشگاه علوم پزشکی تهرانه در افتضاح مدرک دکتر صنعتی:

«بیانیه دانشگاه تهران درباره انتشار شایعاتی مبنی بر عدم رعایت امانت داری علمی از سوی یکی از اعضای هیأت علمی
باسمه تعالی
نظر به نشر شایعاتی مبنی بر عدم رعایت امانت داری علمی یکی از اعضاء هیأت علمی دانشگاه تهران در فضاهای مجازی و عدم موضع‌گیری سلبی و ایجابی ایشان و انتشار گمانه زنی‌هایی از سوی افراد مختلف، موارد ذیل را به استحضار عموم دانشگاهیان و جامعه علمی کشور می رساند:
دانشگاه تهران همواره بر رعایت اخلاق علمی، حفظ حقوق معنوی و مالکیت فکری افراد حقیقی و حقوقی و نیز مجامع دانشگاهی و علمی اهتمام و تأکید ویژه داشته و دارد و این امر مهم و بدیهی را جزو وظایف ذاتی و اصول مسلّم و راهبردی خود می داند و برای نیل به این مقصود، اندک تسامح و مجامله‌ای را نخواهد پذیرفت. از این رو به منظور حفظ و حراست از حقوق و حیثیت دانشگاه و فرد یا افراد ذیحق، کمیته‌ای متشکل از برجسته ترین استادان مرتبط تشکیل داده تا این موضوع را با سرعت، دقت و جدیت تمام مورد بررسی تخصصی قرار دهند. بدیهی است هر نتیجه‌ای که از این بررسی حاصل آید ملاک و مناط عمل قرار خواهد گرفت و جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهد شد.
دانشگاه تهران در صورت اثبات تخلف مزبور، برخورد قاطعانه و قانونی را با فرد متخلف انجام داده و با ارجاع موضوع به مراجع ذیصلاح از انجام رفتارهای غیر اخلاقی و غیر حرفه‌ای تبرّی خواهد جست. هم‌چنانکه اگر اتهام وارده اثبات نگردد، دفاع از حیثیت شغلی و صنفی اعضای هیأت علمی را وظیفه همیشگی و لازم خود می شمارد.
اداره کل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه تهران»

«http://ut.ac.ir/fa/news/1/bodyView/962/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87.%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87.%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86.%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87.%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1.%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C.%D9%85%D8%A8%D9%86%DB%8C.%D8%A8%D8%B1.%D8%B9%D8%AF%D9%85.%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA.%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA.%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C.%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C.%D8%A7%D8%B2.%D8%B3%D9%88%DB%8C.%DB%8C%DA%A9%DB%8C.%D8%A7%D8%B2.%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C.%D9%87%DB%8C%D8%A3%D8%AA.%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C.html

 

چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
خواستم بگویم «جامعه علمی» که در آن بجای «علم»، «تعارف» و «رابطه» حرف اول را بزند نتیجه ای جز محمد صنعتی و محمود خاتمی نخواهد داشت آنهم در «دانشگاه مادر». معلوم است «فرزندان» چنین مادری چه خواهند شد! «گاه دانش» وقتی فرا می رسد که بدانیم جایگاه «علم» بالاتر از جایگاه «رفاقت» ها، «مراعات» ها، و «منافع» فردی و گروهی ماست.
سوگوار تو هستم «دانشگاه»!

 

چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
در بخشی از مطلبی با عنوان ” قبحی که شاید هنوز نرفته باشد۱″ به قلم کاوه لاجوردی، به نقل از روزنامه شرق، شماره ۲۱۶۹ به تاریخ ۲/۹/۹۳، صفحه ۷(اندیشه)، با اشاره به سرقت علمی محمود خاتمی استاد فلسفه دانشگاه تهران می نویسد: “… واکنش رسمی دانشگاه تهران و گروه فلسفه اش به این اتفاقات چه بوده است؟ تا امروز که پایان آبان است، هیچ. هیچ، نه حتی در حد بیانیه ای که بگوید دانشگاه از اتهامات خبردار شده است و رسیدگی خواهد کرد. البته که باید به متهم امکان دفاع داد، اما هیچ محکمه ای همیشه منتظر حضور متهم نمی ماند (وانگهی، چنان که بسیاری در این دوهفته گفته اند، تصورش آسان نیست که آقای دکترخاتمی چگونه از خود دفاع خواهند کرد). به نظرم در اینجا وظیفه دانشگاه تهران بوده است که به شهروندان اطمینان بدهد که با دقت و سرعت به موضوع رسیدگی خواهد کرد. در مقام مقایسه، به نظر می رسد در سال های اخیر مسوولان ورزش کشور در مورد شایعاتی درباره رسوایی های ورزشی با شفافیت بیشتری عمل کرده اند”!
و سپس البته بدرستی در مقام مقایسه واکنش دانشگاه تهران با مجله تایم و شبکه سی ان ان می نویسد: “به نظر می رسد که هر قدر نهادی قدرت جامعه و مردم را بیشتر بداند خود را بیشتر به پاسخگویی و رفتار شفاف مجبور می یابد. وقتی در ۲۰۱۲ معلوم شد که نویسنده مجله تایم و مجری برنامه مشهوری در شبکه سی ان ان در مقاله ای از ایده های چند پاراگراف از مقاله شخص دیگری استفاده کرده است بدون اینکه به آن مقاله ارجاع داده باشد، تایم و سی ان ان به سرعت واکنش نشان دادند و خود آن شخص هم به سرعت و به روشنی عذرخواهی کرد. (تکرار کنم: این مجری و نویسنده مشهور فقط از ایده های کسی استفاده کرده بود، نه اینکه مقاله او را بالکل به نام خود منتشر کرده باشد.) تفاوت رفتار دانشگاه تهران با این موسسات – که از بودجه عمومی هم تغذیه نمی کنند – آشکار است و گمان نکنم تفصیل بیشتری بطلبد”!
حال جای پرسش است که آیا روزنامه شرق که این مطلب را چاپ می کند می تواند توضیح دهد در مورد مصاحبه روزنامه اعتماد با دکتر سامان توکلی با عنوان “فروید چگونه به ایران آمد” مورخ ۹۲/۷/۱۵ و “پاسخی که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد۲″ تاکنون چه واکنشی نشان داده است؟
آیا با ارسال ایمیل های انجمن فرویدی در این مورد برای روزنامه ها، هفته نامه ها، مجلات و… روزنامه شرق می تواند ادعا کند که در این مورد هیچ نمی داند؟
آیا مسئولین روزنامه شرق هرگز از همکاران خود در روزنامه اعتماد پرسیده اند چرا برخلاف قانون مطبوعات کشور و قوانین انسانی هیچگاه پاسخ انجمن فرویدی را چاپ نکرده اند؟
آیا سیاست یک بام و دو هوای روزنامه شرق در مورد خطای دکتر محمود خاتمی دانشگاه تهران و خطای صنعتی و دکتر توکلی علوم پزشکی تهران که دومی به مراتب بزرگتر از اولی است(۳)، قابل تامل نیست؟
همکاران محمود خاتمی در دانشگاه تهران، روابط را بر ضوابط ترجیح داده و مصلحت را قربانی حقیقت کرده اند، مسئولین روزنامه شرق علاوه بر آن رسالت شغلی خود را نیز نادیده می گیرند!
آیا هنوز وقت آن نرسیده که به نقش خویش در خطاهای جمعی لختی بیندیشیم و گاهی نیز انگشت اتهام به سوی خود نشانه رویم؟

۱-https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D9%86%C3%B7-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87/

۲-https://freudianassociation.org/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%86%DA%A9%D8%B1/

۳- فراموش نکنیم صنعتی ۳۰ سال است به درمان بیماران اشتغال و حتی در بیمارستان روزبه مسئولیت هایی داشته و دارد!

 

پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
جناب صنعتی روز سوم کنگره جعلی در سخنرانی غرایش از مخالف بودن با خشونت حرف زد و اینکه دیالوگ باید صورت بگیرد. الان دقت می کنید چقدر دارد دیالوگ می کند. حتی حاضر نیست در مورد این افتضاح مدرکش توضیحی بدهد در حد یک خط. قبلش هم دیدیم چطور جواب داد. واقعاً معنای دیالوگ را فهمیدم.

 

پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
خانم م. س.!
اینکه پاش رو توی کفش دکتر کدیور کرده مساله شخصی نیست! چون اگه شخصی بود همون موقع پیگیریش می شد، کمااینکه «در مورد اون آدمایی که شروع کننده قضیه بودند پیگیری شد.» [۱]
و البته این ایده هم با خوندن دیدگاه خانم ز. ن. (پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳) برام روشن شد که «… اینکه شما گفته اید اگر این افشاگری مرتبط به بستری کردن اجباری دکتر کدیور در سال ۲۰۱۳ است، انگیزه ای شخصی است؛ بسیار نادرست است چرا که روانکاوی با روانکاو آغاز می شود. وقتی روانکاو حذف شود، روانکاوی حذف می شود…»
صنعتی از روانکاوی حرف زده وقتی روانکاو نیست. دکتر کدیور «از دریای چین تا دریای سیاه تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی است». پس چطور می شه که اینجا، تو ایران کسی حرفی از روانکاوی بزنه ولی اجازه اش رو از این «تنها روانکاو» نگرفته باشه؟!
خانم م. س.!
مطلبی از دکتر کدیور یادم میاد: «…اگر بطور متوسط مدت زمان لازم برای یک روانکاوی را تا پایان آن ۱۰ سال در نظر بگیریم ممکن است که این ۱۰ سال به ۸ سال تقلیل یابد یا به ۱۲ سال افزایش پیدا کند. این احتمال زیاد است که از ۱۲سال هم بگذرد ولی هرگز به زیر ۸ سال تقلیل پیدا نخواهد کرد. …» [۲] چه برسه به روانکاوی اختراعی این جماعت که شده «۳ ماهه، حتی با تلفن و اسکایپ!»این آقا به جای روانکاوی چیزای دیگه ای به خورد ملت می ده. چون نمی دونه روانکاوی چیه و روانکاوی نشده. ولی ادعاش رو کرده و با نام روانکاوی کار کرده. پس باید پاسخگوی ادعایی که کرده و کارهایی که این همه سال در قالب روانکاوی کرده باشه. این همه نسخه هایی که برای ملت به این نام پیچیده و این همه صدمه ای که به روانکاوی زده.
و یه سوال: حالا چرا داره از چیزی که نمی دونه – که اون چیز روانکاویه- حرف میزنه؟
این اون کفشیه که صنعتی پاش رو توش کرده.
۱- نقل به مضمون اشاره به بخشی از توضیحات دکتر کدیور
۲- پی نوشت دکتر کدیور در تاریخ ۸۷/۹/۲۳ بر صورتجلسه چهارمین جلسه هیات مدیره انجمن فرویدی در تاریخ ۸۷/۹/۲

 

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
لطفا مقایسه کنید:

Freudian psychoanalysis may have lost ground in the West, but not, according to Gohar Homayounpour, in Tehran, where “today’s sexuality is still Freud’s sexuality”. [۱]

با این:
«اما شاید، بتوان گفت ورود اصلی مفاهیم و کاربرد دیدگاه های روانکاوی در روانپزشکی و روانشناسی ایران برای درمان بیماران را باید با بازگشت دکتر محمد صنعتی به ایران مرتبط بدانیم. در اواسط دهه ۱۳۶۰، دکتر محمد صنعتی، که روانپزشکی و روانکاوی را در انگلیس آموخته بود، در گروه روانپزشکی دانشگاه تهران مشغول به کار شد و دو مسیر را پی گرفت.» [۲]
همایونپور در اولی ما را خبردار می کند که Freudian psychoanalysis may have lost ground in the West (حالا انگار نه انگار که AMP تو همین WEST است. او در اولین فرصت برای خودش آقای میلر را حذف می کند. )
و سامان توکلی در روزنامه اعتماد دکتر کدیور را حذف می کند و انگار نه انگار که دکتر کدیور در « شهریور ۱۳۷۲ پس از سال‌ها اقامت در پاریس و نیویورک به وطن بازگشت. در پاریس او توسط یک روانکاو ارشد عضو اکول فرویدی فرانسه (École de la cause freudienne (ECF و عضو انجمن جهانی روانکاوی (World Association of Psychoanalysis (WAP به مدت ۱۰ سال و به صورت ۴ جلسه در هفته ـ مطابق ضوابط شناخته شده جهانی ـ روانکاوی شد. آنالیست دکتر کدیور خود توسط شخص ژک لکان روانکاوی شده بود. روانکاوی شخصی دکتر کدیور توسط بلندپایه‌ترین کمیسیون‌های داوری اکول فرویدی فرانسه (ECF) و انجمن جهانی روانکاوی (WAP) مورد بررسی و سپس مورد تأیید قرار گرفته و پس از آن خود ایشان به عضویت این دو نهاد گران‌سنگ پذیرفته شد. پس از تأسیس فدراسیون اروپایی روانکاوی (Eurofederation of Psychoanalysis (EFP دکتر کدیور افتخار عضویت در این نهاد بین المللی را نیز بدست آورد. دکتر میترا کدیور تنها عضو انجمن جهانی روانکاوی در ایران است. » [۳] و از سال ۱۳۷۲ مشغول به «شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و احقاق جایگاه واقعی، درخور و شایسته آن در ایران» [۴] بوده اند.
همایونپور زحمت کشیده و کاری کرده که «.. in Tehran, … “today’s sexuality is still Freud’s sexuality”» و «ورود اصلی مفاهیم و کاربرد دیدگاه های روانکاوی در روانپزشکی و روانشناسی ایران برای درمان بیماران را باید با بازگشت دکتر محمد صنعتی» بوده.
یکی پیر راه بوده (صنعتی) و آورده و سپرده به جوانی کارآموزده از بلاد غرب (همایونپور) و به این ترتیب «محور صنعتی- همایونپور» کمر به شکستن کمر روانکاوی و فرهنگ بسته اند.
ولی همایونپور در جای دیگر با «از آقای میلر و لکان گفتن» اعتبار می گیرد وقتی از آنها نقل قول می کند:

« Jacques Alain Miller (1) beautifully summarizes that we do not distinguish between psychic reality and social re-ality. Psychic reality is social reality. We find in Lacan’s very last teaching this provoking proposal: ‘Neurosis is due to social relations’.» [۵]

ولی این «محور» در نهایت به آقای میلر نامه می زند و می گوید: «You NEED TO INTERVENE MR MILER If you keep supporting her in this way that means you tacitly agree with what she is doing and we hold you PERSONALLY RESPONSIBLE for her actionS over here in Tehran.» [۶]
خیلی ساده، آنها از توانایی یک «روانکاو واقعی» خبر دارند؛ وقتی می بینند از پس یک «روانکاو واقعی» -میترا کدیور- بر نمی آیند دست به دامن یک «روانکاو واقعی» دیگر –ژک الن میلر- می شوند،. ولی «محور»، بین راه چیزی را گم کرده…

۱- http://www.the-tls.co.uk/tls/public/article1171578.ece
۲- http://www.aftabir.com/articles/view/applied_sciences/psychbiology/c12_1381178833p1.php/%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF
۳- https://freudianassociation.org/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%af%db%8c%d9%88%d8%b1/
۴- ماده ۹ اساسنامه انجمن فرویدی – بخش« الف: کلیات»
۵- http://www.ipa.org.uk/IPA_Docs/Gohar%20%20Homayounpour%20IPAWEB%20(1).pdf
۶- https://freudianassociation.org/%d8%a7%db%8c%d9%85%db%8c%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%98%da%a9-%d8%a7%d9%84%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%b1

 

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
همیشه با خودم فکر می کردم که « قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید» یعنی چی؟
حالا که به مدد وجود انجمن فرویدی معمای مدرک صنعتی حل شد و تحصیلات روانپزشکی در انگلستان معلوم شد که به چه صورت است؛ تحصیلات صنعتی در روانپزشکی در بلاد انگلستان هم نیمه تموم مونده و روانپزشک نشده، آب دستش بوده گذاشته زمین و بدو بدو اومده ایران تا این سرزمین قحطی زده از وجود روانکاو!!!! بی بهره نمونه!!! روانکاوی را با چه سختی و مرارتی !! در ایران با قناعت به همون عنوان MRCPsych شروع کرده…… اصلا هم نیازی به گذراندن سه سال بعدی نداشته تا روانپزشک شود!

candidates are awarded a CCT (UK) or CCST (Ireland), both meaning Certificate of Completion of (Specialist) Training. At this stage, the psychiatrist can register as a specialist and the qualification of CC(S)T is recognized in all EU/EEA states

آخه کشورمون ایران خیلی نیاز مبرم به روانکاو بدون طی دیسیپلین خاص روانکاوی داشته و ایشون هم با از خودگذشتگی انگلستان را ترک کرده و به وطن برگشته تا روان ایرانی ها را بی نصیب نگذارد!!!
از این جالب تر گذشت سی سال از آن زمان است بدون اینکه آب از آب تکان بخورد!!
واقعا اگر دکتر کدیور و انجمن فرویدی نبود، تکلیف این روان ایرانی ها چی می شد؟؟؟
خوب معلومه کلاغه به خونش نرسید!!
حالا باید گفت که اصلا قرار نیست کلاغه به خونش برسه، چون این نبرد ها و رویارویی ها ابدی- ازلی است……..

 

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
در زمان های قدیم….
کسی که می گفت روانکاو فارالتحصیل کشور انگلستان است واسمش هم صنعتی بود، یک کسی میومد پیشش که روانکاوی اش کنه خانمی بود به اسم مهدیه. بعد از مدتی از هم خوششان آمد و شدند زن و شوهر!!!
داستان به همین سادگی است!!!
آنالیزان شد زن آنالیست!!!!
آنزمان دکتر کدیور ایران آمده بود، اوآن را میدانست، این ایراد اساسی، این لنگش، اینکه یک جای کار اساسا خیلی خراب است،ولی آنزمان هنوز «اشتیاق ها از تعداد انگشتان دست فراتر» نرفته بود و انجمن فرویدی هنوز شکل نگرفته بود……..
« وزهیچ کسی هیچ دو گوشم نشنود» [خیام] که این یعنی چی؟ همه در خوابی آرام بودند…
او همچنان یکه تاز بود و با همه سر و کار داشت: دانشگاه، اصحاب رسانه، کارگردانان و هنرپیشه ها، فرهنگستان هنر…
اما از طرفی یک کسی بود «کسی که مثل هیچ کس نیست» و وجودش مزاحم بود…
آه! همه ددمنشی ها با او از آنجا آغاز شد و این نوشته کوتاه قادر نیست آنها را بیان کند…از آن فعلا بگذریم…
اما خطابم به یکی از خوانندگان سایت است که با خود فکر کرده مسئله شخصی است، مساله فروید و روانکاوی در ایران است، مساله تلاش یک روانکاو است که می خواهد گفتار روانکاوی را در این سرزمین فارسی زبان جاری کند، مساله اینست. مساله نبرد همیشگی بین خیر و شر است، بین اصالت و تقلب…!
مساله ساده است: کسی که حتی مدرک روانپزشکی هم ندارد، مدعی است روانکاو است و سی سال است در قدیمی ترین دانشگاه ایران لم داده و حالا که اینهمه فضا را مهیا دیده، فضای مسموم جهل و سودجویی، کنگره ای منتسب به روانکاوی راه انداخته!! آنهم با بی سوادترین ها، آنهم با بیت المال!! و از طرفی مدعی تربیت روانکاو هم هست!!!
در تمام این جستجو ها و پرسش گری هایی که همه با یک سئوال «منیره ه.» آغاز شد، و به نقطه «تیر خلاص» این تحقیق و تفحص که تحصیلات روانپزشکی در کشور انگلستان را نشان می دهد، ختم شد، ضربه های متوالی به توهمات و باورهای ما می خورد و آن را شکننده و شکننده تر می کرد. ضرب آهنگ سنگین آن ما را به تلاش و تلاش بیشتر برای حل معما می برد. اما برای کسی که اسطوره را با دروغ یکی می داند، تنها راه، فرار است و بس! او حتی شجاعت رویارویی هم ندارد. دروغ کجا و وقایع ناباورانه کجا! ما پا به پای کشف حقیقت پیش رفتیم اما هر بار ضربه ای دیگر بود.»
مدام اسطوره گیل گمش به ذهنم تداعی می شود؛اسطوره شناسان می گویند این اسطوره هم مانند هر اسطوره دیگری بر مبنای وقایع ناباورانه بنا شده است.
این ترجمه لوح دهم حماسه گیلگمش است:
منبع: http://shamlou.org/?p=679
«……. پس به کشتی درنشستند و تیرها به کشتی درنهادند کشتی را در آب پیش بردند و با بادبان‏ها در دلِ دریا شتاب کردند. می‏باید که چهل روز و پنج روز بر آب دریا بگذرند.
اینک نخستین روز و دیگر روز و سوم روز برگذشته است و اورشه‏نبی به تالاب دریای مرگ می‏رسد.
و اورشه‏نبی با او با گیل‏گمش می‏گوید:
«ــ از آن تیرها یکی را سخت در کف دریا بکوب! می‏باید بپرهیزی تا از آبِ مرگ به دست‏ات نرسد ورنه در جای بخواهی مُرد!… اکنون تیر دیگری بردار، و آن را سخت در کف دریا بکوب!… سومین را گیل‏گمش، سومین را بکوب!
«ــ چارمین را گیل‏گمش، چارمین را بکوب!
«ــ پنجمین را گیل‏گمش، پنجمین را بکوب!
«ــ ششمین را گیل‏گمش، ششمین را بکوب!
«ــ هفتمین را گیل‏گمش، هفتمین را بکوب!
«ــ هشتمین را گیل‏گمش، هشتمین را بکوب!
«ــ نهمین را گیل‏گمش، نهمین را بکوب!
«ــ دهمین را گیل‏گمش، دهمین را بکوب!
«ــ یازدهمین را گیل‏گمش، یازدهمین را بکوب!
«ــ دوازدهمین را گیل‏گمش، دوازدهمین را بکوب!» .
و همچنان… تا گیل‏گمش یک‏صدوبیست تیر بر کفِ تالابِ دریای مرگ بکوفت.
آنک گیل‏گمش بند از میان بازگشوده، پوست شیر از شانه به زیر می‏افکند و به دستی توانمند، دیرکِ کشتی را از جای برمی‏کَند…
………
و ئوت‏نه‏پیش‏تیم با او با گیل‏گمش می‏گوید:
«ــ خشم را از خود دور کن! خدایان و آدمیان را هر یکی نصیبی هست… مادر و پدرت تو را به هیأت آدمیان در وجود آورده‏اند، گو دو پاره از سه پاره‏ی وجود تو خدایانه باد: یک پاره‏ی وجود تو آدمی است و تو را به جانب تقدیر آدمیان می‏کشاند. جاودانگی بهره‏ی آدمیان نیست. مرگِ هراس‏انگیز غایت هر زندگی است… خانه را آیا جاودانه پی می‏افکنیم یا پیمان را جاودانه می‏بندیم؟ برادران آیا میراثِ پدر را جاودانه بخش می‏کنند؟ آدمی آیا جاودانه از نشاطِ تولید برخوردار می‏ماند؟ رودبار آیا به هر روزی طغیان می‏کند و خاکِ زمین را در خود می‏دارد؟ مرغ کولی‏لو و مرغ کی‏ری‏په آیا در بهاری جاودانه به سر می‏برند و چشمانِ ایشان جاودانه در آفتاب می‏نگرد؟… از آغازِ زمان دوامی در میان نبوده است. نه مگر خفتگان و مردگان به یکدیگر ماننده‏اند؟ نه مگر بر آن هر دو از مرگ اثری هست؟… هم در آن هنگام که آفتاب نوزاده‏یی را درودی می‏فرستد ممه‏توم خداوندِ سرنوشت و ئنون‏نه‌کی ــ ارواحِ بزرگِ توانمند ــ گِرد می‏آیند و او را هر آنچه نصیب است می‏دهند. زندگی و مرگ آدمی را ایشان اند که تقدیر می‏کنند… روزهای زندگی را به شماره می‏دهند. اما روزِ مرگ را برنمی‏شمرند!»

 

شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران در تاریخ ۹۳/۹/۴ اعلام کرده است که معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت ابلاغیه‌ای در خصوص پیشگیری و برخورد با تخلفات پژوهشی به روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور صادر کرده است.
https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B1/
آیا در حال حاضر کمیته اخلاق در دانشگاه علوم پزشکی تهران وجود دارد یا در حال تاسیس است؟
اگر این کمیته وجود داشته، پس دانش آموخته دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان چه معنایی داشته و واگذاری کرسی دانشیاری به آقای دکتر صنعتی(!) بر اساس کدام معیار اخلاقی صورت گرفته است. اما اگر این کمیته در حال تشکیل است باید هر چه سریع تر این پرسش را پیگیری کند: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟». همچنین بررسی پایان نامه های ایشان به عنوان استاد راهنما، مشاور و داور ضروری است. چون در اینجا نه تنها مساله پژوهش به میان می آید، بلکه صحبت از بیماران و رنج هایشان هم مطرح می شود.

 

 

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
«محور اطاعت یا انفعال در برابر مراجع قدرت یا استبداد، یکی دیگر محورهایی است که متخصصین زیادی به آن اشاره کرده اند. به این نحو که به علت تاریخ طولانی استبداد در این فرهنگ، روان درمانگر در این فرهنگ در جایگاه عقل برتر همه چیز توان قرار داده می شود و بیمار در جایگاه درمانده و ضعیف…»
شنیده اید که دزد به دزد می زند؟! حالا ببینید: تا به حال اینها نمی دانستند عبارت «سوژه ای که فرض می شود بداند» در دنیا وجود دارد چه رسد به اینکه بدانند چیست و به چه می گویند و کجا کاربرد دارد، بعد وقتی توسط دکتر کدیور در درسنامه ها و کتاب مکتب لکان و سخنرانی ها و … مطرح شد، خوب برای خودشان یک برداشتهایی کرده اند و آن را هر جا درست است نه، هر جا فکر می کنند درست استفاده می کنند. حالا این نئو- صنعتی- همایونپور به این «متاع» دزدی کاربردهای دیگری می دهد: «روان درمانگر در این فرهنگ در جایگاه عقل برتر همه چیز توان قرار داده می شود…»
این بخشی از سخنرانی سمیه بابایی، استعداد درخشان! دوره دکترا (در زمان خودش) در کنگره خواری بود.
باید به حال این دست استعدادهای درخشان! تاسف خورد. باید به حال جامعه ای که این استاد اخلاق، مدرس دانشگاه و رییس بخش رواندرمانی در بیمارستان روزبه است، تاسف خورد که هنوز هم جرات نکرده بگوید: «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! کجاست؟»
سنایی می گوید: «چو علم آموختی از حرص آن گه ترس کاندر شب/ چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا» راجع به این افراد باید گفت، چو دزدیدی درسنامه و ایده از روی حرص آن گه ترس کاندر شب/ «چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا» و باز هم بترس چون اتفاقاً با آن چراغ حتماً «پا در کفش دکتر کدیور» کرده ای و حالاست که -اگر به عصمت خانم بَر نخورد- دیگر «خواب» در چشم نخواهی داشت.

 

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
کاسبان روان تو نامه اولشون نوشتن، انجمن فرویدی تو ایمیلهایی که واسه دانشگاه علوم پزشکی تهران می فرسته می گه دکتر صنعتی باید از کار تعلیق بشه و برکنار بشه و …
ما تو ایمیلهامون چنین چیزی رو نگفتیم ولی اگه دانشگاه علوم پزشکی تهران اندک واقعاً اندک شرفی داشته باشد باید نه تنها اخراجش کند که خیلی جدی تر با او برخورد کند!
۳۰ سال زمان کمی نیست، اگر شما می خواهید ۳۰ سال را ندیده بگیرید، ما نمی گیریم؛ هنوز آنقدر بی غیرت نشده ایم!

 

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
یکی دو روز پیش یکی از دانشجویانم از یکی از شهرهای کوچک نقل می کرد که چه وضع تاسف انگیزی وجود دارد: کسی که مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی دارد، با ادعای روانکاوی مردم را می بیند! از یکی دیگر شنیدم که در همین مشهد و اصفهان خودمان ملت برای «اثبات روانکاو بودن» «تخت» میخرند و در مطبشان می گذارند! داشتم فکر می کردم چند نفر این را می دانند که روانکاوی «مدرک دانشگاهی» ندارد و آدمها صرف اینکه روانشناس یا روانپزشک هستند نمی توانند روانکاو باشند. و مسلم است که این تنها موردی نیست که فردی از ناآگاهی مردم سوء استفاده می کند تا خودش را چیزی که نیست جا بزند. نکته مهمتر اینکه در جامعه روانشناسان و روانپزشکان شما این پدیده را به وفور می بینید که «همکاران» «به ناگهان» تبدیل به روانکاو می شوند و تنها چیزی که برای روانکاو شدن لازم دارند این است که «ادعا» کنند. یاد همکاری می افتم که یک جلد استاندارد ادیشن فروید را میزد زیر بغل و همه هم او را روانکاو می دانستند و هر وقت صحبتی می شد رو به او می گفتند البته شما باید تحلیل کنید! ولی باید می شنیدید چه چیزهایی را به اسم روانکاوی به خورد دانشجویان می داد. و بدتر از آن اینکه همینها دانشجویانی تربیت می کنند که غوره نشده مویز می شوند و همگی «روانکاو بعد از این» این «جامعه علمی» هستند! واقعا فکر می کنید اگر صنعتی و همایونپور این کار را می کنند، دیگرانی که نه مدرک درست و حسابی دارند و نه سواد حسابی در همان رشته خودشان، به طمع نمی افتند که همان راه را ادامه دهند؟ اگر ۳۰۰ نفر برای صنعتی در کنگره ای دست می زنند که دبیر علمی اش مدرک روانپزشکی قابل ردیابی ندارد ـ کنگره ای که تریبونی است برای «معرفی انحصاری»! دار و دسته صنعتی (از جمله همسر عالیقدرش) بعنوان «روانکاوان ایرانی» ـ باید پرسید این ۳۰۰ نفر «کف زن» چه کسانی هستند. کسی که «زحمت» کشیده باشد برای آنکه راهی را «بی زحمت» دور زده دست نمی زند! باور کنید همه آدمها طمع دارند.

 

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
چرا این جماعت هیج جا در ایران به رسمیت شناخته نشده اند؟
چرا آقای صنعتی هنوز به طور رسمی نیومده و از مدرکی که ۳۰ سال باهاش ارتزاق کرده و کلاه مردم رو برداشته، یعنی روانپزشکی و رواندرمانی دفاع کنه؟
اگر واقعاً این مدارک رو داره پس چرا اینا رو از توی ویکی پدیا و «سایت شخصی» اش پاک کرده؟
چرا این آدما یه تریبون رسمی ندارن؟ و از توی فیسبوک و اینجور جاها صداشون میاد بیرون؟
این جملات رو از حرفهای همایونپور در کنگره در گوشی ببینید *:

«On behalf of myself and the Freudian group of Tehran I wish you a warm welcome and
extend to you our attempt towards a poetic hospitality…»

وقتی همایونپور داشت در کنگره، در گوش اعضای خمار IPA « wish you a warm welcome» رو اغواگرانه نجوا می کرد، اعضای گروه فرویدی داشتند با توهین و هل دادن مانع ورود اعضای «انجمن فرویدی» به داخل کنگره می شدن.
قورخانه چی که به وضوح به خانمهایی که جلوی در صف کشیده بودند می گفت: « فکر کردید شما رو برای چی آوردیم اینجا؟! ما شما رو اینجا آوردیم که هل بدهید. » و در همین حین خانمی از همان صف با تعجب و بیزاری گفت: «آخه هل دادن که…» آخر او حریف خودش نشد و قورخانه چی حریفش شد و آن خانم تقریبا تا انتهای پاسبانی، در همون صف کشیک می داد.
به همین سادگی از احساس گناه و بیزاری آدمها چیز دیگری می سازند.
اینها تعدادی از همان ۱۵۰ نفری هستند که همایونپور با افتخار پُز تعدادشون رو به IPA می داد.

Now, Let me take this opportunity to provide a short summary of the Freudian group of
Tehran, where we do not have any official registration with the Iranian government, neither are we able to offer our students and candidates any sort of certificates or diplomas, as we are not associated with any Iranian University.

سرکار علیه بفرمایید دقیقا منظورت از این Iranian government چیه؟ چون اسم رسمی این کشور Islamic republic of Iran است و اگه حالا این «هالوهای IPA» شما رو اینجوری می پسندن، شما هم براشون خوش رقصی می کنی؟
اون وقت هزینه ی این سالن رو کی پرداخت کرده جز بیت المال همین مملکت؟ چون سالن «جشن تولد مهدی محمدی» رو گفتن که «شوهرم اینا» پولش رو نداده (مهدی محمدی همان روز می گفت اینجا یک برنامه خصوصی است. جشن تولد است، جشن تولد من است.) آن وقت همین کنگره ی در گوشی رو زیر گوش یکی از سازمان های همین دولت برگزار می کنید؟!
به این عزیزان هالیوودی گفتی که neither are
we able to offer our students and candidates any sort of certificates or diplomas ولی آیا گفتی که خودت هم بیشتر از یک ترم استاد حق التدریسی بودن، اجازه بودن تو دانشگاه رو پیدا نکردی؟ یا این توی تعارفاتتون گم شد؟!
البته اعضای گروه فرویدی تهران نباید ناراحت باشن، چون به تبعیت از پیر و مرادشون، صنعتی، اونا هم نباید مدرکی داشته باشن و اگه همایونپور هم انقدر پول خرج نمی کرد، از همون VGSP هم مدرک نداشت.

We are also not recognized by any International associations officially.

یعنی هیچ کی شک نمی کنه که چرا اینا به صورت رسمی هیچ جا پذیرفته نشده اند و حالا این پذیرفته نشدن رو دارن در قالب موضوعی برای افتخار هم جار می زنن؟!

So how come we have about 150 members in Tehran and Mashhad, and a continuous and insistence desire for new members to join?

اگه راست می گید اسم این ۱۵۰ نفر رو بگید. کاری نداره، (اگه هیچ کی هیچ جا ثبتتون نکرده) خودتون که اعضاتون رو قبول دارید، اسامیشون رو اعلام کنید، فقط لطفا اون بچه ای که اومده بود کنگره و حوصله اش سر رفته بود و تو پارک می چرخید و بچه ی نوپایی که برای نمایش خوش رقصی مادرش آورده بودنش دادسرا و «شوهرم اینا» و هنرپیشه ای که جای کسی که قرار بود افتتاح کنگره رو بکنه (کی بود؟ آهان کیارستمی. کارگردان قرار بود کنگره روانکاوی رو افتتاح کنه) اومد رو تو لیست نذارید.
راستی همایونپور! اگه اون کسی که قراره هرجور شده لذت ببره، حتی از بودن با شوهر دوستش، دوست خودت باشه بازم قانون همینه؟
وقتی آدم دستش خالی باشه و هیچی هم برای جبرانش نداشته باشه به جز اجازه ی گردن کشی دادن به «ژویی سانس »، مجبوره این به رسمیت شناخته نشدن رو یه جوری به خورد اعضای خودش و IPA بده:

Maybe it has to do with an internal sense of legitimacy of the group, after all is this not
what we say about the position of the psychoanalyst that when all is said and done, it is an
internal position one must find within oneself in order to become a psychoanalyst.

لطفا این را هم توجه بفرمایید که اینا نمی گن که آدما میرن روانکاوی واسه اینکه خودشون ببینن چه دردی دارن، بلکه میرن که روانکاو بشن. همین. و چه شغلی تو دنیا بهتر از این که بگن هر کار می خوایی بکنی بکن، احساس گناه هم نداشته باش. پس چرا قیافه هاشون اینجوری یکهو پیر و کریه می شه؟ (کتاب «تصویر دورین گری» از اسکار وایلد یادم میاد.)
بعد از کشور ایران و مردم ایران و دولت، حالا نوبت به شهر مشهد رسیده که همیشه برای مردم این سرزمین و تاریخ این سرزمین با عنوان مقدس همراه بوده؟ که برید این کثافت کاریا و دروغها رو اونجا ادامه بدید و برید به IPA بگید تو مشهد هم این مارا رو کردیم و بازم با IPA به ریش ملت بخندید؟

وقتی پای وطن فروشی به میان میاد، سرکار علیه فقط جغرافیش کار می کنه و تاریخ و ریاضیش می ره پیش اخلاق و مدرک استادیار صنعتی. البته حق هم داره، طرف ۸ ساله اینجا داره زجر می کشه و روانکاوی می کنه، فرضا هم که حداقل روانکاوی خودش (اگر روانکاوی ای رفته بود) ۱۲ سال طول می کشید، میشه ۲۰ سال، الان اگه حدود ۳۵ سالش هم باشه، یعنی از ۱۵ سالگی رفته روانکاوی؟ نه بابا!
نه به این که جهشی می خونه، نه به صنعتی! راستی! صنعتی جان! فکر نکنی ازت غافل شدیم ها؟! نه! می دونی، اگه دیپلمه هم بودی، ولی روانکاویت رو رفته بودی و تموم کرده بودی که کاریت نداشت کسی ولی حالا اومدی اول سوار مدارک تقلبیت شدی، بعد هم یکهو اجی مجی خوندی و به هوای مدرکهای نداشته ات شدی روانکاو؟ اینو باید جواب پس بدی. یا اینا هم به نظرت به لحاظ درونی مشروعیت داره؟
این همه فقط مشروعیت درونی منو یاد یه گروه میندازه: منافقها.

*http://www.ipa.org.uk/IPA_Docs/2_Homayounpour_Tehran.pdf

 

سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
عجیب اینجاست که در کشور ما هرکس با حداقل مدرک فوق لیسانس در هریک از گرایشهای روانشناسی و با تخصص روانپزشکی می تواند “ادعا” کند روانکاو است؛ نظام پزشکی و نظام روانشناسی که با او کاری ندارند هیچ، رئیس سازمان نظام روانشناسی و معاون وزیر بهداشت هم بر آن “ادعا” مهر تایید می زنند چون روانکاوی را جزئی از روان درمانی محسوب می کنند!!
با همان منطق روان درمانی اجزای دیگری هم دارد؛ رفتار درمانی، شناخت درمانی، معنا درمانی، واقعیت درمانی و… باید از آن مدعیان پرسید چرا “سایر اجزای” روان درمانی را از انتساب به خود بی نصیب گذاشته اید؟ یا سوال بهتر؛ چرا دست از سر “روانکاوی” برنمی دارید؟ چرا تلاش نمی کنید برای “سایراجزای” روان درمانی فلوشیپ بگیرید؟ و چرا برای “سایر اجزای روان درمانی” مهمان خارجی دعوت نمی کنید و کنگره برگزار نمی کنید؟ خودتان هم می دانید چه نیم کاسه ای زیر کاسه فریب شماست!!!

 

سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
خانم مریم د.
می توانید در خواب خرگوشی خود باقی بمانید و فکر کنید که رئیس گروهتان هم بسیار نجیب و هم بسیار نابغه تشریف دارن! همانگونه که جناب صنعتی از انگلند دست راست درب سوم، مدرک دارن!!!

 

چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
خانم همایون پور به صورت جهشی روانکاوی شده! برای همین است که الان هم گروهش چندماهه روانکاو می شوند، ولی باز هر کاری بکند به پای جناب صنعتی نمی رسد که به صورت فوق جهشی از انگلند دست راست درب سوم مدرک روانکاوی گرفته است!
راههای دور زدن را باید از این دو آموخت!

 

چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه آقای ا. م. در مورد کاسبان روان

…گفت:درمانگر باید به اصول انسانی آشنا باشد و او را محور قرار دهد.
او گفت:برای حل این مشکل در کشورهای دنیا هر کدام از تخصص ها یک انجمن دارند و از این طریق بر رفتار و اخلاق اعضا نظارت دارند.

http://khabaronline.ir/detail/327137/society/health
همایونپور،جلیلی،فدایی،توکلی و…شخصیت گفته فوق راهمکار،عزیز،روانکاو،استادو… میدانند.
اگرماکیاول زنده بوددرباره او چه میگفت؟

 

یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
فکر می کنم این روانکاوان خودخوانده، اگر تاریخ می خواندند واقعاً بهتر می توانستند خدمتی به این جامعه بکنند! هم جناب صنعتی و هم عصمت ترک قشقایی بسیار علاقه مندند که در مورد روانکاوی در ایران، تاریخ و رشد آن حرف بزنند اما از آنجایی که نه روانکاوند و نه فهمی از تاریخ و رشد چیزی در طی زمان دارند، اولی روانپزشکی را روانکاوی و دومی روانشناسی را روانکاوی معرفی می کند!
آخر یکی نیست خصوصاً به جناب صنعتی بگوید شما همان تاریخچه زندگی خودتان را دقیق بنویسید: مثل اینکه این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست و این جریان فوق تخصصتان را، خدا خیرتان بدهد!

 

یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
همیشه اینگونه بوده است؛ آنانکه در تاریخ نامشان با حراست از “حقیقت” ثبت می شود؛ و آنانکه در مصاف با حق جویان، نامشان در تاریخ با “کفر۱″ ثبت می شود، شب پرستان!
و بی شک نام “صنعتی” در تاریخچه روانکاوی در ایران خواهد ماند! قطعا “اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی ایران” در تاریخچه روانکاوی در ایران ثبت خواهد شد! قطعا از “همایونپور” و “کنگره جغرافیای روانکاوی” او در تاریخچه روانکاوی در ایران یاد خواهد شد! ثبت در تاریخ به هر قیمتی، حتی… !!

۱-معناى لغوى «کفر»، پوشش و پوشاندن است. از این رو، مردم عرب، شب را «کافر» می ‏گویند.
http://www.wikifeqh.ir/%DA%A9%D9%81%D8%B1

 

دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
تلاش محور صنعتی – همایونپور و دوستانشان در داخل و خارج از کشور این بوده و هست که روانکاوی را قبضه کنند و واقعا همانطور که در سایت انجمن آمده «سند فروید» را به نام خودشان بزنند. در هر نوشته ای، در هر سخنرانی، در هر تلاشی فقط این نام دکتر میترا کدیور است که از «تاریخ جنبش روانکاوی در ایران» حذف می شود و درست بر اساس زحمات هموست که این جماعت امروز جرات دارند از «فروید» حرف بزنند یا freudian touch داشته باشند! آقای صنعتی! آن موقع که «به وطن برگشتی» و دو نفر از دانشجویانت خواستند موضعت را مشخص کنی، از فروید هم گفتی روانکاو اعظم؟ یا بخاطر اینکه صدایش در نیاید که بدون داشتن مدرک روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تهران! بعنوان روانپزشک عضو هیات علمی شدی، از فروید اعلام برائت کردی؟ همان زمان چند نفر پزشک عمومی می توانستند عضو هیات علمی آن دانشگاه شوند که یکی از آنها تو بودی؟ حالا که یکی دیگر زحمت کشید و به برکت زحمت او بجای حرفهای نامربوط و توهینهایی که در کتابهای درسی در مورد فروید می نوشتند، الان در همان کتابهای درسی از او بعنوان یک «دانشمند» یاد می کنند، «ناگهان» برگزارکننده کنگره روانکاوی شدی!!! میدانی چرا آن موقع این کار را نکردی؟ چون نه جراتش را داشتی و نه لیاقتش را که برای روانکاوی و فروید بجنگی. آدمهایی مثل تو درست عین کفتار می مانند که از پس مانده های شکار شیر (که اتفاقا همیشه شیر ماده است که شکار می کند) روزی میخورند.

 

دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد همزمان با هفته پژوهش،در تاریخ ۹۳/۹/۲۴ مراسم بزرگداشت روز پژوهش در دانشگاه، با حضور معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت و رییس دانشگاه برگزار شد.
http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=53086
هنوز محل اخذ مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی(!) -دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان- مشخص نیست، آنگاه جشنواره روز پژوهش برگزار می شود. آیا به نظر نمی رسد بررسی پرونده صنعتی باید در اولویت باشد چون مساله بیماران و آموزش به دانشجویان مطرح است. راستی چقدر از بودجه صرف برگزاری این مراسم شده است؟
شگفتا از این جامعه علمی جهان سومی.

 

دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر جعفریان رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران در مراسم بزرگداشت روز پژوهش به افتخارآفرینی پیاپی دانشگاه در کسب رتبه نخست پژوهشی اشاره کرد.
http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=53086
آقای دکتر جعفریان
آیا شما می دانید آقای دکتر صنعتی(!)از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده اند؟
آیا شما می دانیددانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!

دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
همایونپور بیخود این گروه فرویدی تهران را با سرعت نور گسترش نمی دهد. چرا باید همایونپور و قورخانه چی و پور علی بابا و مشتاق و … به خودشان زحمت بدهند که مرتب به مشهد بروند و برگردند؟ اینها می خواهند با استناد به تعداد برای خودشان مشروعیت بخرند درست مثل برگزاری کنگره برای درست کردن «رزومه روانکاوی». دیدید که همه شان در سخنرانی صنعتی شدند روانکاو!!! در حالیکه ساده ترین مطالب روانکاوی را هم نمی دانستند. از طرف دیگر اگر در تهران یک «انجمن فرویدی» هست که کنگره شان را هم زهرشان می کند، در شهرستانها که یک عالم فارغ التحصیل روانشناسی بیکار هست که از خدا می خواهند یک آدمی را که اتفاقا از «خارج» آمده عَلَم کنند و بگویند ما از او مجوز داریم که روانکاویم وگرنه چرا همایونپور در کنگره ی یواشکی اش از حس مشروعیت درونی می گوید و آن را به «اشتیاق برای آنالیز»!!!!!!! نسبت می دهد؟ جز برای نعل کردن همین آدمهای بیسواد است که حتی همان شناخت درمانی را هم بلد نیستند انجام دهند و تا دیروزش یک مراجع هم حاضر نبود پیششان برود. این «پرستیژ روانکاوی» است که مردم را به مطبهای این آدمها می کشاند. البته بعد از مدت کوتاهی بالاخره آدمها می فهمند چه خبر است چون هر چه نباشد همانطور که دکتر کدیور گفته اند «همه آدمها که ناخودآگاه دارند». اینکه این دوستان «از مشهد آمده» آنطور سینه چاکانه برای صنعتی در کنگره ی خواریش دست میزدند برای این بود که نان شبشان به همین دروغهای صنعتی بند است وگرنه آنها را چه به مراجع دیدن حتی با همان رفتاردرمانی ساده!!!
و یادمان نرود کسی که سواد و صلاحیت کاری را ندارد خودش بهتر از هر کس دیگری این را می داند. و اتفاقا همین آدمها هستند که وقتی یک آدمی بیسوادتر از خودشان مثل صنعتی یا همایونپور به آنها می گوید روانکاو! دیگر نمی شود آنها را از عرش خدا پایین بیاوری! آخر تا دیروزش حتی بعنوان یک روانشناس هم قبولشان نداشتند. چه زیبا گفته اند که: یارب مباد که گدا معتبر شود/ گر معتبر شود ز خدا بیخبر شود!

 

چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
هیچوقت نباید تلاش محور صنعتی – همایونپور را برای «به نام زدن» دست کم گرفت؛ از مصاحبه سامان توکلی با روزنامه اعتماد تا مقاله نادر برزین در مورد «تاریخ جنبش روانکاوی در ایران». آنها از به نام زدن «هر چیزی» که صنعتی را مرکز روانکاوی ایران معرفی کند دریغ ندارند. در همین رابطه لطفا به مطالب زیر توجه کنید:

Avec la création de l’hôpital Rouzbeh en 1946, le premier hôpital et centre de formation psychiatrique moderne, la psychiatrie reçut un nouvel élan (Javanbakht et Sanati, 2006). Pendant plus de vingt ans cet hôpital demeura le seul centre d’études psychopathologiques. Quelques années plus tard l’hôpital Rȃzi, le plus grand hôpital psychiatrique en Iran, sera fondé avec l’appui d’Ahmad Nezȃm.
http://www.a2ip-psychanalyse.org/textes-a-consulter/la-psychanalyse-en-iran-n-barzin/

مترجم گوگل

With the creation of the Rouzbeh hospital in 1946, the first hospital and training center of modern psychiatric, psychiatry received new impetus (and Javanbakht Sanati, 2006). For over twenty years the hospital remained the only center of psychopathological studies. A few years later the Rȃzi Hospital, the largest psychiatric hospital in Iran will be founded with the support of Ahmad Nezȃm.

و اما نگاهی هم به این لینک بیندازید:
http://razi.uswr.ac.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=9&pageid=8068
«سایت رسمی بیمارستان رازی» که می گوید:
«این مرکز به عنوان یکی از قدیمی ترین بیمارستان های روانی کشور در سال ۱۲۹۷ شمسی تاسیس گردید و به پاس خدمات شایان دانشمند بزرگ محمد بن ذکریای رازی به نام مرکز روانپزشکی رازی نامیده شد.»
یعنی تاسیس بیمارستان روزبه طبق گفته خود عضو محور صنعتی – همایونپور حدود ۶۸ سال پیش بوده ( در سال ۱۹۴۶ میلادی) در حالیکه بیمارستان روانپزشکی رازی حدود ۹۶ سال پیش تاسیس شده! باز هم به ریاضی رسیدیم ۹۶>68 یا ۶۸>96؟ مساله این است.
به این ترتیب می فهمیم که جنبه دیگری از «به نام زدن» «سند فروید» به نام صنعتی، «تاریخ سازی» برای «مکتب روزبه» است.

 

پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نسیم در مورد کاسبان روان
داشتم برای چندمین بار دیدگاه های اعضای انجمن فرویدی را در مورد کنگره ی خواری می خواندم و این که چگونه طرفداران صنعتی به آنها گوشزد می کرده اند که او یک پیرمرد است و احترامش واجب. از خودم می پرسم که او برای ازدواج کردن با “آنالیزانش” پیرمرد نیست ولی برای حساب پس دادن پیرمرد است؟!!!

 

پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر سامان توکلی
دبیر انجمن علمی روانپزشکان
چرا در تدوین «سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران» از دکتر صنعتی(!) دعوت به عمل نیاوردید؟! او که در زمره اساتید اعاظم است و در محفل شما تاریخ ساز است، پس چگونه او را از قلم انداختید؟!
اگرچه به نفعتان نیست،اما به خاطر وجاهت علمی خودتان خوب است که شما هم فکر کنید که «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» کجاست؟

 

پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
سوال آقای دکتر صنعتی(!)«دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» چقدر جامعه علمی(!) روانپزشکان را فعال کرده است. با این سوال آنها کارگروه تشکیل داده و سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران را تدوین کرده اند و هم اکنون از وزیر محترم بهداشت و درمان درخواست ملاقات حضوری کرده اند تا جناب آقای دکتر هاشمی به آنها نظرات ارشادی بدهد(آخی چقدر معصوم و علمی).این هم از فواید یک سوال خوب است که به برکت انجمن فرویدی حاصل شده است.

 

جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
پیام «وایبری» «روانکاو صاحب freudian touch» برای تشویق مردم به خواندن مقاله «جالب»اش!!!:
«مقاله جالب دکتر گوهر همایون پور در مورد ما و دیگری، سیاست و روانکاوی، ارتباط اتاق درمان و بستر اجتماعی و سیاسی و نکات دیگری است که خواندن آن می تواند ایده های جالبی را به ذهن خواننده فرا بخواند. با خواندن این مقاله می توان این سوال اساسی را پرسید که در شرایط تاریخی و اجتماعی تروماتیک ایران، خود روانکاوان تا چه حد توانسته اند از این شرایط مصون باشند؟ و آیا اصلا چنین امکانی وجود دارد؟ و بسته به پاسخی که به این سوال داده می شود، میزان نزدیکی آنچه در اتاق تحلیل ایرانی می گذرد، تا چه حد به آنچه که از آن انتظار می رود نزدیک است؟»
نکات مهمی در این پیام «وایبری» هست:
۱. بعد از روانکاوی «تلفنی» حالا چشممان به روانکاوی و آموزش از طریق «وایبر» نیز روشن شد؛ فعالیت گهر همایونپور در راستای گسترش «روانکاوی شرکتی»! با استفاده از تکنولوژی روز جای تقدیر دارد.
۲. از این پیام نتیجه می گیریم که خواندن یک مقاله روانکاوی برای این است که «می تواند ایده های جالبی را به ذهن خواننده فرا بخواند»!
۳. تازه می فهمیم که شرایط تاریخی و اجتماعی ایران چقدر «تروماتیک» است و چه سوال اساسی ای را تا بحال ندیده گرفته بودیم! تصادفا این شرایط تاریخی و اجتماعی «تروماتیک»، بر ملا شدن مدرک نداشته جناب صنعتی و ارزش مدرک روانکاوی شرکتی VGSP Inc نیست؟
۴. آیا قبلا کسی از «مصون» بودن روانکاوان حرف زده بود که حالا گهر خانم بخواهد این ایده اشتباه را اصلاح کند؟
۵. آیا به تصور گهر و بر اساس تعلیمات VGSP Inc روانکاو باید از شرایط تاریخی و اجتماعی مصون باشد؟!
۶. آیا اگر گهر روانکاوی نشده و نمی تواند وقتی مراجع می بیند مسایل خودش را از مسایل مراجعینش جدا کند، گناه آن به پای روانکاوی است؟
۷. این «اتاق تحلیل ایرانی» چه فرقی با مثلا «اتاق تحلیل فرانسوی» دارد؟
و سرانجام از این پیام می فهمیم در ذهن همایونپور چه توفانی از «تروما» از فعالیت های انجمن فرویدی برپاست!!!

 

شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
خدا را شکر که برای روان ایرانی ها هم «سند» تنظیم شد!! اونم به اسم آدم های علمی در انجمن روانپزشکان ایران!واقعا اگر ما این آدم های علمی انجمن روانپزشکان را نداشتیم[ به واژه علمی دقت ویژه ای بفرمایید] الآن روان مان سر از کجا که در نمی آورد!!!! حالا هم خودمون نمی دونیم وگرنه سر از جاهای خوبی درنیاورده؛ مثلا هی فکر می کنیم که خوب دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ یا مثلا رواندرمانی با روانکاوی فرق داره و کار هر بز نیست خرمن کوفتن و این حرفا…….یا مثلا چطوریه که هر کی به هرکیه و همه ادعای روانکاوی دارن و همه هم فقط کافیه چند جمله بگن که توش کلمه روانکاوی باشه و همین اون آدمو میکنه روانکاو!!
خوب حالا که سند برا سلامت روانمان تنظیم شده دیگه میدونیم یعنی یاد میگیریم چی بگیم چی نگیم، چه فکرایی بکنیم چه فکرایی نکنیم، چی بده چی خوبه… خدارا صد هزار مرتبه شکر!
اگر این علمیان عزیز نبودند که ما نمی دانستیم چقدر آمار بیماری های روانی بالا رفته، نمی دانستیم که کی علمی است و کی غیر علمی است! نمی دانستیم اولویت چی هست چی نیست……
در این سند گفته اند: «اما انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، به عنوان نهاد علمی متشکل از گروه‌های مختلف روان‌پزشکان ایران می‌تواند نقشی برجسته درگردآوری دیدگاه گروه‌های مختلف و گسترده‌تر یاز روان‌پزشکان کشور داشته باشد و بکوشد تا با جلب مشارکت طیفی وسیع‌تر از افراد وگروه‌های تأثیرگذار و مرتبط و با استفاده ازفرایندهای دست‌یابی به اجماع نظر نقش ویژه‌ای در ارایه‌ی دیدگاه‌های مشورتی به افراد، سازمان‌ها و نهادهای مرتبط باسلامت روان داشته باشد.»
به کلمه «اما» هم دقت کنید، نهاد علمی است ها!!
ما باید منتظر «ارتقای دانش در بدنه‌ی متخصصان مرتبط باسلامت روان» باشیم و بالاخره معلوم بشه تو دانشگاهها کی باید باشه، کی نباشه چی بگن چی نگن…
و مهم تر از همه: اونوقت دیگه معلوم میشه جناب دکتر صنعتی آیا فقط « یک جاده صاف کن» بودند یا نه!
خسته نباشی دکتر توکلی!!

 

شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
همه جای دنیا آدم های با مدرک نامعتبر و بدون مدرک که دارند کار می کنند؛ وجود دارند. ولی می دونید فرق ما با بقیه کشورهای دنیا چیه؟!
تو کشورهای درست و حسابی این آدمها جایگاهی ندارند و تو دانشگاه ها، رسانه ها و … به عنوان آدمهای برتر اون حوزه معرفی نمی شن، ولی اینجا دقیقاً همینا تو دانشگاهها کار می کنند و رسانه ها هم اونها رو به عنوان آدمهای برتر اون حوزه می شناسن!
البته در حوزه روانکاوی «سحر نزدیک است»!

 

دوشنبه ۰۱ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
فکر می کنم در همه جای دنیا اگر قرار باشد یک مقاله «علمی» مورد قضاوت قرار بگیرد این مساله مهمی است که بیطرفانه به بررسی موضوع مورد بحث بپردازد. مقاله نادر برزین با عنوان
« La psychanalyse en Iran » «روانکاوی در ایران» به کلی از چنین ملاکی به دور است. اجازه دهید حرفم را اثبات کنم:
مقاله او را می توانید در این آدرس پیدا کنید:

http://www.a2ip-psychanalyse.org/textes-a-consulter/la-psychanalyse-en-iran-n-barzin/

او در مقاله اش (توجه کنید که عنوان مقاله «روانکاوی در ایران» است)از اقدامات رضاشاه برای ایجاد تغییرات فرهنگی در ایران شروع کرده و بعد با این جمله پایه های پیدایش روانکاوی در ایران را برای خوانندگان توضیح می دهد:

LES FONDATIONS DE LA PSYCHANALYSE EN IRAN La psychanalyse fut introduite en Iran – comme dans bien d’autres pays en voie de développement – par des psychiatres formés à l’étranger.

مترجم گوگل

FOUNDATIONS OF IRAN Psychoanalysis Psychoanalysis was introduced in Iran – as in many other developing countries – by psychiatrists trained abroad.

که معرفی روانکاوی را در کشورهای در حال توسعه به نام روانپزشکان تحصیل کرده «خارج» می زند.
در ادامه می خوانیم:

Pourtant le directeur du département de psychologie était Mahmoud Sanaie un – le premier – psychanalyste de formation britannique, qui fera des contributions importantes à la compréhension de la culture iranienne avec une analyse des figures mythologiques dans le Shâh Nâmeh de Ferdowsî.

مترجم گوگل

Yet the director of the psychology department was Mahmoud Sanaie one – the first – British training psychoanalyst who will make important contributions to the understanding of Iranian culture with an analysis of mythological figures in the Shahnameh of Ferdowsi.

که در راستای همان نتیجه گیری اولیه به ما می گوید که دکتر صناعی اولین روانکاو «خارج» آموزش دیده ایران است.
و ما البته تعجب نمی کنیم که ببینیم همزمان با اولین روز برگزاری کنگره جعلی جناب صنعتی، یک صفحه در ویکی پدیا باز می شود با عنوان «رده روانکاوان اهل ایران» که در آن نام محمد صناعی، محمد صنعتی و فریدون موللی بعنوان ۳ روانکاو ایرانی آمده:
«رده:روانکاوان اهل ایران
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
صفحه‌ها

این ۳ صفحه در این رده قرار دارند؛ این رده در کل حاوی ۳ صفحه است.
ص
محمود صناعی
محمد صنعتی
ک
کرامت موللی
این صفحه آخرین‌بار در ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴ ساعت ‏۰۱:۳۵ تغییر یافته‌است.»
آدرس http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
همینطور هم تعجب نمی کنیم که ببینیم مقاله ای که نادر برزین نوشته همان مقاله ای است که جناب صنعتی با عنوان «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران» در روز اول کنگره ی خواری ارائه داد و معلوم نیست نویسنده این مقاله بالاخره جناب صنعتی است یا نادر برزین؛ مگر اینکه نادر و محمد نداشته باشد!
بگذریم، در جای دیگری از مقاله نادر برزین، دکتر صنعتی بعنوان همان شوالیه شجاع که در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران بازگشته معرفی شده:

Si, suite à la révolution de 1979 et la guerre qui a suivi, un grand nombre de praticiens ont quitté l’Iran pour s’installer en Occident, d’autres, au contraire, sont retournés dans leur pays. C’est par exemple le cas du Dr. Sanati, psychiatre et psychanalyste de formation anglaise, coauteur du seul article existant sur le sujet de la psychanalyse en Iran (2006), qui a pu faire depuis 1982, des contributions importantes pour introduire l’approche psychanalytique en Iran – à l’hôpital Rouzbeh

مترجم گوگل

If, following the 1979 revolution and the war that followed, many practitioners have left Iran to settle in the West, others, however, have returned to their country. This is for example the case of Dr. Sanati, psychiatrist and psychoanalyst English training, co-author of the only existing article on the subject of psychoanalysis in Iran (2006), which has been able to since 1982, significant contributions to introduce the psychoanalytic approach to Iran – to Rouzbeh hospital

پیش از ادامه دادن این مقاله اجازه دهید سری به سایت رسمی دانشگاه علوم پزشکی تهران بیندازیم که ببینیم این روانکاو معروف چه رزومه ای در سایت دانشگاهش دارد:
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038
«آقای دکتر محمد صنعتی در سال ۱۳۲۴در شهرستان اصفهان متولد شد. ایشان تحصیلات ابتدایی را در دبستان هدایت در سال ۱۳۳۰ و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان سعدی آغاز نمود و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید. تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۲ در رشته پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۴۹ فارغ‌التحصیل شد. وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید. ایشان اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه روانپزشکی در بخش روانشناسی بیمارستان روزبه مشغول به کار می‌باشند.
سمت های اجرائی (گذشته تاکنون)
۱- عضو بورد روانپزشکی از سال ۷۵-۱۳۶۷ ۲- سرپرست بخش رواندرمانی از سال ۱۳۷۰ تاکنون ۳- رئیس بیمارستان روزبه از سال ۶۸-۱۳۶۶ ۴- مدیرگروه روانپزشکی از سال ۶۸-۱۳۶۶» «آخرین به روز رسانی ۲۹ مهر»
می بینید که دانشگاه علوم پزشکی تهران هیچگونه آموزشی در زمینه روانکاوی برای این دانشیار «خدوم» در روزمه اش ذکر نکرده؛ روزمه ای که دقیقا دو ماه پیش آخرین بار ویرایش شده. البته اگر به تاریخ مقاله نادر برزین نگاهی بیندازیم می بینیم که مربوط به سال ۲۰۱۰ است:
Extraits de : Barzin Nader, « La psychanalyse en Iran », Topique, 2010/1 n° ۱۱۰, p. 157-171. DOI : 10.3917/top.110.0157 […],
یعنی زمانی که جناب صنعتی با دل راحت خودش را روانکاو معرفی می کرد. در حال حاضر که مجبور شده هم از فوق تخصص رواندرمانی بگذرد و هم از « تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی او در بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن». برای اطلاعات بیشتر در این مورد به این آدرس مراجعه کنید: http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C&oldid=13391004
اجازه دهید به ادامه مقاله نادر برزین بپردازیم:
در سایت رسمی بیمارستان روزبه به این آدرس
http://roozbehhospital.tums.ac.ir/Default.aspx?tabid=810
می خوانیم:
«معرفی کلی بیمارستان
تاریخچه بیمارستان

در سال ۱۳۱۹ کرسی بیماران روانی در دانشکده پزشکی ایجاد شد .آموزش روانپزشکی در آن سالها منحصر به تدریس دروس نظری توسط شادروان دکتر رضائی بود و شادروان دکترمیرسپاسی سالی یک یا دو بار دانشجویان را برای آموزش بالینی به تیمارستان شهرداری هدایت می‎نمودند. در سال ۱۳۲۵ محل فعلی بیمارستان روزبه در اختیار تیمارستان درآمد وبخشی بنام بخش پلی‎کلینیک در آن محل ایجاد گردید. در سال ۱۳۲۹ یک بخش ۳۰ تختخوابی در بیمارستان امام خمینی فعلی و هزار تختخوابی سابق احداث و در تاریخ ۱۳۳۰/۷/۰۴همین بخش به محل فعلی بیمارستان روزبه انتقال یافت. و بدین ترتیب بیمارستان روزبه رسماً به دانشگاه تهران پیوست. در سال ۱۳۳۴ احداث اولین واحد بیمارستان روانی در باغ این بیمارستان آغاز گردید. در نتیجه در سال ۱۳۳۵ بیمارستان روزبه شامل بخش‎های روانی ۱ و ۲ شد. در سال ۱۳۳۹ بیمارستان تجدید بنا و بخش‎های مردانه ۲ و ۳ و زنانه ۱ و ۲ فعلی در آن احداث گردید و در تاریخ ۱۳۳۹/۰۶/۲۱با بهره برداری از بناهای جدید گنجایش بیمارستان به ۱۰۰ تختخواب رسید.
در سال ۱۳۴۹ با انحلال بیمارستان وزیری موقتاً بخش اعصاب به بیمارستان روزبه انتقال یافت و تعداد بیست تختخواب از یکصد تختخواب بخش‎های روانی به بخش اعصاب واگذار گردید که ۱۰ تختخواب به مردان و ۱۰ تختخواب به زنان اختصاص داده شد و بخش‎های الکتروشوک و الکتروانسفالوگرافی در بیمارستان روزبه راه‎اندازی شد.در سال ۱۳۵۳ بیمارستان دارای یک بخش زنانه و دوبخش مردانه و یک بخش داخلی اعصاب و یک بخش کاردرمانی بود.فردی خیر به نامآقای نوشیروانی در سال ۱۳۵۵ یک بخش با ظرفیت ۳۰ تخت ساخته وآن را به بیماران روانی اختصاص داد در نتیجه گنجایش بیمارستان به ۱۳۰ تختخواب افزایش پیدا کرد. در سال ۱۳۵۵ بخش کاردرمانی ساخته شد و طبقه فوقانی آن نیز به روانشناسی اختصاص یافت…»
که در آن نه از ادعاهای جناب برزین خبری هست و نه خبری از اینهمه کشفیات و تحقیقات و آموزشها در زمینه روانکاوی در ایران! البته این سایت یک بخش مربوط به افتخارات بیمارستان روزبه هم دارد که در آن می خوانیم:
«دستاوردها و افتخارات بیمارستان

برگزیده نخستین سمینار و جشنواره حاکمیت خدمات بالینی در سال ۱۳۸۷
دریافت گواهینامه ایزو در سال ۲۰۰۴
کسب رتبه اول در اولین جشنواره اداری مالی دانشگاه در سال ۹۰
دریافت گواهی نامه تعهد به تعالی از سازمان ملی بهره وری در سال ۹۰
کسب رتبه اول در دومین جشنواره اداری مالی دانشگاه در سال ۹۱
دریافت گواهینامه ایزو در سال دریافت گواهینامه ایزو در سال ۲۰۱۲»
آدرس: http://roozbehhospital.tums.ac.ir/Default.aspx?tabid=813
که جناب برزین از این افتخارات در مقاله خود اصلا یاد نکرده!
وی همچنین در مورد تعداد روانکاوان در ایران بسیار دست و دلباز است:

Il est difficile d’estimer le nombre de psychanalystes en Iran à l’heure actuelle, mais on peut dire avec certitude qu’il s’agit au maximum de quelques dizaines, installés quasi totalement à Téhéran et la plupart de formation de base psychiatrique.

مترجم گوگل

itis difficult to estimate the number of psychoanalysts in Iran at the moment, but we can say with certainty that it is at most a few dozen, located almost entirely in Tehran and most psychiatric basic training.

در ادامه:

Tout comme aux États-Unis, la psychanalyse a pu être introduite à l’université en Iran par la voie des départements de littérature. À titre d’exemple, on peut citer Mme Shideh Ahmad-Zȃdeh, professeur de littérature anglaise à l’université de Shahid Beheshti qui travaille sur Lacan et la psychanalyse contemporaine. Au sein de la même université, il y a des présentations de « cas » à raison d’une fois par semaine par des psychanalystes confirmés, de formation française, anglaise et américaine.

مترجم گوگل

Just as the United States, psychoanalysis could have been introduced at the university in Iran by way of literature departments. Examples include Shideh Ms. Ahmad-Zȃdeh, professor of English literature at the University of Shahid Beheshti who works on Lacan and contemporary psychoanalysis. Within the same university, there are presentations of “case” at a rate of once a week by experienced psychoanalysts of French training, English and American.

و به جای خوب مطلب می رسیم که به لکان و روانکاوی لکانی می پردازد:

Il y a d’autres initiatives qui favorisent spontanément l’introduction de la psychanalyse en Iran et l’internet facilite l’accès des non-spécialistes aux théories psychanalytiques. Les pages persanophones de l’internet peuvent témoigner de la multiplicité des initiatives, y compris par exemple, l’organisation en 2009 par le « Sȃzmaneh Behzisti Ostȃn Tehrȃn » (l’organisation de santé de la région de Téhéran) d’un colloque sur la psychanalyse (SBOT, 2010), l’organisation des voyages d’études subventionnés pour praticiens iraniens installés à l’étranger afin de faciliter les rencontres avec leurs homologues en Iran, la commémoration de la vingt-troisième année du décès de Lacan, la publication d’un ouvrage en 2006 sur Lacan, Derrida et Kristeva, la publication en 2003 de Freud et vivre avec lapsus, par Zohreh Rouhi, et une multitude de blogs et sites internet autour de la psychanalyse. Par le biais de l’internet, les cours et entretiens de Lacan ainsi que certaines traductions officieuses de ses œuvres se trouvent facilement sur les sites persanophones. Une traduction d’un ouvrage de J. A. Miller sur Lacan par Movallali est publiée en persan en 2009 Chehar mafhoum assasi dar ravankavi (Quatre principes de base de la psychanalyse) et peut être téléchargée sur l’internet. Movallali qui est psychanalyste à Paris est aussi régulièrement interviewé par les radios iraniennes.

مترجم گوگل

There are other initiatives that promote spontaneous introduction of psychoanalysis in Iran and the internet makes it easier for non-specialists to psychoanalytic theories. The Persian pages of the internet can testify to the multiplicity of initiatives, including for example, the organization in 2009 by the “Sȃzmaneh Behzisti Ostȃn Tehrȃn” (health organization in the region of Tehran) a symposium on psychoanalysis (SBOT, 2010), the organization of study tours for subsidized Iranian practitioners living abroad to facilitate meetings with their counterparts in Iran, the commemoration of the twenty-third year of the death of Lacan, the publication of a book in 2006 on Lacan, Derrida and Kristeva, the publication in 2003 of Freud and live with slip by Zohreh Rouhi, and a multitude of blogs and websites about psychoanalysis. Through the internet, Lacan courses and talks as well as some unofficial translations of his works are easily found on Persian sites. A translation of a book on JA Miller Lacan Movallali is published in Persian in 2009 Chehar Mafhoum assasi dar ravankavi (Four basic principles of psychoanalysis) and can be downloaded on the internet. Movallali who is a psychoanalyst in Paris is regularly interviewed by Iranian radio.

و اینجاست که راز آن «البته» ای که جناب صنعتی در مورد دکتر کدیور در سخنرانیش در اولین روز کنگره ی خواری گفت معلوم می شود، زمانی که از دکتر میترا کدیور، موسس تنها دو انجمن به ثبت رسیده مرتبط با روانکاوی در ایران که مجوز فعالیت خود را وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران گرفته اند یعنی «انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی» (سال تاسیس ۱۳۸۵) و «انجمن فرویدی» (سال تاسیس ۱۳۸۷) در بین «مترجمین آثار لکان» نام برد!!!
چطور می شود از سالگرد لکان صحبت کرد، ار ترجمه کتابهای لکان در ایران صحبت کرد ولی از میترا کدیور تنها روانکاو لکانی ایرانی در انجمن جهانی روانکاوی نام نبرد؟ چطور می شود از گسترش کتابهای ترجمه شده از فروید و ژک الن میلر صحبت کرد و از پنجشنبه های فرویدی، کلاسهای آشنایی با فروید و لکان، و مرکز روانکاوی افریقا صحبت نکرد؟ و به یاد بیاوریم همین ژک الن میلر کسی است که درباره خانم دکتر گفته: «دکتر کدیور اعتباری برای ایران است» (نشریه الکترونیکی لکان کوتیدین، «On nous écrit de Téhéran»، ایمیل آقای میلر به افشین زمانی به تاریخ ۲ فوریه ۲۰۱۳، ص ۵۰) و باز هم یادمان باشد که ژک الن میلر در افتتاحیه دانشگاه مردمی ژک لکان گفته:

« I’m saying Université populaire because the term is a well-known one, it’s common currency, and it indicates very well that we’ll be taking to heart that ‘Freudian education of the French people’ I was earnestly calling for back at the start of the decade – or maybe it is to be extended to all peoples, as the example of Mitra Kadivar in the Islamic Republic of Iran encourages us.»
http://www.js-webdesign.com/web_pulsewebsite/aboutus.html

تجربه میترا کدیور در جمهوری اسلامی ایران مشوق تاسیس دانشگاه مردمی ژک لکان بوده.
واقعا «چشمهایی دارند برای ندیدن» (از کتاب خانم دکتر)

 

 

سه شنبه ۰۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
سامان جان سلام!
متن تدوین «سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران» را می خواندم. فقط نام شریف شما بود که می توانست نقطه پایان این جعل نامه باشد. این همه خواندم و منتظر چیزی بودم بی آنکه بدانم. و نامت سامانی به این متن نابه سامان داد.
راستش این همه نام آشنا آن هم یکجا برایم هیجان انگیز بود: «فهرست اعضای «کمیته‌ی تدوین سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران برای سلامت روان» و نیز هم‌کارانی که در کارگاه برگزارشده شرکت داشتند» و «سهم اصلی را در تدوین این متن برعهده داشته‎اند»: امیرحسین جلالی، احمد جلیلی، فربد فدایی، ربابه مزینانی، علی‌اکبر نجاتی‌صفا، حمیدرضا نقوی و… . تمام دوستان و آشنایان از بلاد دور و نزدیک ولایات فخیمه ی روانپزشکی که در کنگره ی خواری سنگ تمام گذاشتند. بعضی از آنان که در کنگره شرف حضور نداشتند، پس از آن در خواری خود کم نگذاشتند. البته خانم مزینانی که هم در کنگره و هم در بیرون آن سنگ تمام گذاشت. فقط جای چند نفر خالی بود که احتمال دادم آنها را به گهر سپرده باشید، مثل روشنایی مقدم و صنعتی. ولی مگر می شود؟!
پیر و مرادت محمد آقا!؟ همان که در صفحه اندیشه روزنامه «اعتماد» (!) از او گفتی: «… شاید، بتوان گفت ورود اصلی مفاهیم و کاربرد دیدگاه های روانکاوی در روانپزشکی و روانشناسی ایران برای درمان بیماران را باید با بازگشت دکتر محمد صنعتی به ایران مرتبط بدانیم. در اواسط دهه ۱۳۶۰، دکتر محمد صنعتی، که روانپزشکی و روانکاوی را در انگلیس آموخته بود، در گروه روانپزشکی دانشگاه تهران مشغول به کار شد و دو مسیر را پی گرفت.» [۱] ؟ پس چه شد آن همه مرام که از کیسه ی روانکاوی و دکتر کدیور برایش گذاشتی؟
او یعنی جزء این ۵۵ نفر نبود یا دیگر مهره ی سوخته به حساب می آید؟ یا جای دیگری مشغول «اجماع» بود؟
راستش ما می دانیم که شما جماعت «دلسوزنما» خودتان خوب می دانید که با «روانپزشکی» شروع می کنید و به هست و نیست آدمها می رسید؛ بله منظورم «روانکاوی» است.
اگر جز این بود، در آن سند اجماعی حتما واضح و شفاف، به صورت مشخص اعلام می کردید که: دقیقا منظورتان از این نشست چیست؟ مشکل موجود چیست؟ و به طور کل دردتان چیست.
بیایید به متن شما نگاهی بیندازیم و از زبان خودتان بگوییم:
«این انجمن کوشیده است تا با روش‌های مختلف … در سال‌های گذشته نقش کارشناسی و مشورتی خود را برای وزارت بهداشت و سایر سازمان‌ها و نهادهایی که به نوعی با سلامت و سلامت روان مربوط‌اند ایفا نماید.»
چه چیزی در این دنیا هست که به حیطه سلامت روان مربوط نیست؟ آن مطالبی که انجمن فرویدی در وبسایت خود چاپ کرد را، با موضوع «چرا «حج و زیارت» را «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» نمی‌کنید؟!» خوانده اید؟ می خواهید به عربستان هم بگویید حج را تا «اجماع» بعدی شما تعطیل کند؟!
و البته احتمالا چون شما طرف مشورت وزارت بهداشت هستید اوضاع آنچه شما «سلامت روان کشور» می نامید چنین است! حداقل یک چنین مشاوری باید بی طرف باشد تا به هوای منافع خود منافع مملکت را تباه نکند.
«۷-۱- ایجاد ارتباط علمی، فنی، تحقیقاتی،آموزشی وتبادل نظر بین محققان، متخصصان و سایرکارشناسانی که به نحوی درشاخه‌های گوناگون رشته‌ی مرتبط با انجمن فعالیت دارند.»
معلوم کنید که «شاخه‌های گوناگون رشته‌ی مرتبط با انجمن» چیست. چون تازه فردا معلوم می شود که شما سند آن را به نام چه کسی زده اید. ولی خودمانیم نمی توانم با این فکر کنار بیایم که «روانپزشکی چه چیزی کم ندارد…» [۲] و این ضرب المثل که همسایه ها یاری کنید، تا من شوهر داری کنم.
«۷- ۳- تعامل و هم‌کاری با مراجع ذی‌صلاح در زمینه‌ی بازنگری و ارزش ‌یابی برنامه‌های آموزشی و بهداشتی‌ـدرمانی، مؤسسات آموزشی و سطح علمی دانش‌آموختگان مقلطع مختلف علوم پزشکی.»
در این خصوص چند سوال هست که چون ممکن است مثل کنگره ی خواری گوش شما و دیگر اعضای IPA ایران دچار ناشنوایی موضعی شود، می نویسم که بخوانید:
۱- صلاحیت این انجمن را چه کسی تایید کرده؟
۲- بازنگری و ارزش ‌یابی سطح علمی دانش‌آموختگان مقلطع مختلف، شامل حال صنعتی و دوستان هم می شود یا این مرگ فقط خوب است برای همسایه؟
۳- شما دقیقا در این مملکت و در این دنیای «روان» چه کاره اید که در مورد «بازنگری و ارزش ‌یابی» حتی برای «سطح علمی دانش‌آموختگان مقاطع مختلف علوم پزشکی» هم اظهار نظر می کنید؟ (حیف که بعضی از ضرب المثل ها را نمی توانم بگویم!)
۴- «انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در دوره‌ی جدید فعالیت و در جهت انجام وظایف خود…». این « دوره‌ی جدید فعالیت» از کجا سبز شد؟ از بعد از کنگره که خیلی خوار شدید؟ از بعد از انصراف های پیاپی صنعتی در صفحه ی ویکیپدیا و سایت شخصی اش؟ از بعد از بی آبرو شدن «مکتب روزبه»؟ از کی دقیقا؟ از بعد از دیدن عظمت و پیگیریهای انجمن فرویدی که نبود؟! بود؟
۵- یا مثلا همین «مصمم شد تا در اجرای این بخش از وظایف خود فعالانه‌تر عمل کند.» این دیگر چه صیغه ای است؟
ولی خداییش جالب است. یاد آن خواننده خوش ذوق سایتمان می افتم که از آقای گودرزی و خانم شقایقی گفت. این هم همان حکایت است: انجمن علمی روان‌پزشکان ایران (همان که حتی بلد نیست نامش را درست ترجمه کند و همان که تکلیفش با خودش معلوم نیست که می خواهد IPA ای یعنی مثلاً روانکاو شود یا روانپزشک) بدو بدو آمده و فهمیده راند جدیدی از فعالیت را باید آغاز کند و یاد وظایف خود افتاده. بر چه اساسی؟ نه بر اساس آنچه به او اعلام شده، نه بر اساس اساسنامه ای، چیزی، نه! نه! «براساس برداشتی که… دارد» . حق هم دارند ها! حق دارند. وقتی توهم IPA بودن را دارند، وقتی هنوز نمی دانند روانپزشکی با روانکاوی فرق دارد و در نتیجه خودشان هم تعدادی روانپزشک هستند نه روانکاو، خوب معلوم است بر اساس برداشتی «که از اولویت سلامت در دولت جدید، و تمایل وآمادگی بیش‌ترِ وزارت بهداشت و مسؤولان آن برای استفاده از نظرات کارشناسی متخصصان رشته‌های مختلف» دارند، یاد وظایف خود می افتند و باز هم به خرج معلوم نیست چه کسی جمع می شوند و به «وظایف خود فعالانه‌تر عمل» می کنند و «کمیته‌ی تدوین سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران برای سلامت روان» (یعنی حتی نام آن از قبل مشخص است) تشکیل می دهند و کارگروه درست می کنند و آسمان و ریسمان را به هم می بافند و «روند بیانیه‌ ی اعلام نظر اجماعی انجمن برای ارتقای سلامت روان کشور» را تدوین می کنند. بدا به حال این کشور، بدا به حال مردمی که به نام آنها دارید فقط کام خودتان را شیرین می کنید. بدبختیان اینجاست که کامتان شیرین شدنی هم نیست.
اینهایی که می خواهند در مورد همه چیز حتی پزشکی هم بر اساس برداشت خود نظر بدهند چه کسانی هستند؟ افراد صادق و خدومی که در همان کنگره خود را به شفافترین وجه به ما معرفی کردند: «هم‌کاران عضو انجمن، مسؤول برنامه‌ریزی و پیش‌برد این کار شد و درروز ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ کارگاهی را با دعوت از روان‌پزشکان کشور، شامل مدیران گروه‌های آموزشی روان‌پزشکی سراسرکشور ،مسؤولان یا نمایندگان کمیته‌ها و شاخه‌های استانی انجمن،کارشناسان و مسؤولان دفتر سلامت روانی‌ـاجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، و نمایندگانی از گروه‌های دیگر روان‌پزشکان بخش خصوصی و دولتی، پیش‌کسوتان و جوانان برگزارکردکه اینکارگاه در نهایت باحضور ۵۵ نفر از هم‌کاران از برگزار شد.»
هزینه این نشست ها و « کارگروه‌ی متشکل از تعدادی از هم‌کاران» که با این ابهام معرفی می شود را چه کسی پرداخت می کند؟ آیا آخرِ آن به بیت المال نمی رسد؟ یا آن را هم روانپزشک بی مدرک، صنعتی حلال کرده برایتان؟ مثل ازدواج با آنالیزان (!) که اشکال ندارد.
پس یکی از آن ۵۵ نفر که « سهم اصلی را در تدوین این متن برعهده داشته‎اند» و احتمالا از این جملات سر در میاورد بیاید و بگوید این یعنی چه:
«هدف از برگزاری این نشست و کارگاه مشورتی، هم‌اندیشی در زمینه‌ی مهم‌ترین مسایل سلامت روان و روان‌پزشکی کشور بود، تا با تعیین مهم‌ترین محورهای مرتبط با آن، وضعیت موجود، مشکلات و راه‌کارهای پیش‌نهادی بررسی شود؛ و در ادامه‌ی این روند بیانیه‌ ی اعلام نظر اجماعی انجمن برای ارتقای سلامت روان کشور تدوین شود.»
بعد من حتما خودم پاسخ این سوالات را خواهم داد:
۱- مهمترین مسایل سلامت روان و روان‌پزشکی کشور کدامند؟
۲- محور چیست؟ همان «محور صنعتی- همایونپور» است یا فقط با منافع آنها هم جهت است؟
۳- تعیین مهم‌ترین محورهای مرتبط با سلامت روان و روان‌پزشکی کشور یعنی تعیین چه چیزی؟
۴- با ارتقای سلامت روان کشور دقیقا کدام درد این برادران IPA نما حل شده و درد بعدی که عود میکند کدام است؟
۵- چرا عبارت «وضعیت موجود، مشکلات…» اینقدر شبیه کلمات و «دغدغه» های راستین (!) سامان نایافته ی گهر جان است؟ و چرا درد «وضعیت موجود، مشکلات…» خوب نمی شود؟
آخر خدایا ما تا کی باید از دست این روانپزشکان بی ابتکار بخندیم؟! اینجا را ببینید:
بعد از اینکه ناگهان از «خواب» غفلت پریدند، برای انجام وظیفه ، «کمیته‌ی تدوین سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران برای سلامت روان»، متشکل از هم‌کاران عضو انجمن، مسؤول برنامه‌ریزی و پیش‌برد این کار شد. کدام کار؟ اینکه «انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در دوره‌ی جدید فعالیت و در جهت انجام وظایف خود، و براساس برداشتی که از اولویت سلامت در دولت جدید، و تمایل وآمادگی بیش‌ترِ وزارت بهداشت و مسؤولان آن برای استفاده از نظرات کارشناسی متخصصان رشته‌های مختلف دارد، مصمم شد تا در اجرای این بخش از وظایف خود فعالانه‌تر عمل کند».
یعنی همه چیز باز برمی گردد سر جای اول خودش. یعنی اینها واقعا نمی توانند یک جمله راست و صریح بگویند یا چون هی درون آن چیزی می پیچند و پنهان می کنند این همه جملاتشان قلنبه قلنبه زده بیرون؟!
در آخر: در این همه زحمتی که کشیدید و بر اساس برداشت خود، کارگروه و جلسه و … تشکیل دادید، راه‌کارهای پیش‌نهادی چه بوده که حالا شما می خواهید آن را بررسی هم بنمایید؟! و بعد این « که اجماع نظر اعضای انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، باپشتوانه‌ی دانش و تجربه‌ی همه‌ی اعضای آنکه در سراسرکشور و درموقعیت‌های مختلف، از نزدیک و به طور جدی و دل‌سوزانه با سلامت روان جامعه در ارتباط هستند، می‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی دیدگاه‌های بخشی مهم و تأثیرگذار از متخصصان سلامت روان این کشور باشند». چی شد که فکر کردید انقدر نظراتتان « می‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی دیدگاه‌های بخشی مهم و تأثیرگذار از متخصصان سلامت روان این کشور باشند»؟ حیطه سلامت روان از کی معادل حیطه حرص و طمع IPA ایران شده؟
و این که مسؤول «کارگروه معیارهاو شیوه‌های مراقبت، تعیین حدودحرفه‌ای، و مرزهای صلاحیت حرفه‌ای» فقط حدود دیگران را باید مشخص کند یا حدود بی پایان شما روانپزشکان را هم باید تعیین کند؟
بچه که بودم فکر می کردم چرا می گویند در زمان جاهلیت، پس از نزول قرآن هیچ کس نتوانسته جمله ای همتای آیه های آن بیاورد. فکر می کردم یعنی هیچ کس آن تلاشی که باید را نکرده؟ و حتی گاهی خودم هم تلاش می کردم با همان چیزهایی که در حد شنیده هایم بود، چیزی بسازم در مصاف با قرآن! و آخر سر از خیر یافتن جواب می گذشتم. حالا برایم آن سوال جواب داده شده: با همین جملات دزدی و جملات بی سر و ته کسانی که تلاش می کنند از چیزهایی که از کلاس های دکتر کدیور -رییس انجمن فرویدی- دزدیده اند، چیزی بگویند که هم همتای آن باشد و هم معنا بدهد. نتیجه اش این می شود که می گویند: «اَلفیل مَالفیل» [۳]
۱- http://www.aftabir.com/articles/view/applied_sciences/psychbiology/c12_1381178833p1.php/%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF
۲- اشاره به دیدگاهی که در سایت انجمن چاپ شده بود .
۳- در خصوص معارضه با قرآن: «معدود افرادی هم که اقدام به معارضه کرده اند، چنان شکست فاحشی خورده اند که خود دلیلی قاطع بر ادعای قرآن است. نمونۀ بارز آن سوره ای بود که مسیلمۀ کذّاب در مقابل سورۀ فیل، ساخت: «الفیل مالفیل له ذَنَب وَبیل و خرطومٌ طویل؛ یعنی: فیل، فیل چیست؟ دُمی فجیع و خرطومی بلند دارد.» آوردن این سوره باعث مضحکه قرار گرفتن او شد و در همان زمان ادبا و صاحب نظران، که مسلماً همه هم مسلمان نبوده‌اند، عبارات سخیف و بی‌ارزش او را نپذیرفتند.»
http://pasokhgoo.ir/node/47331

 

سه شنبه ۰۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
با وجود دکتر صنعتی(!)، فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان، بیمارستان روزبه چگونه توانسته گواهینامه ایزو و گواهینامه تعهد به تعالی را دریافت کند و برگزیده نخستین سمینار و جشنواره حاکمیت خدمات بالینی باشد؟!

 

چهارشنبه ۰۳ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
چند ماهی است موضوع ادعای “روانکاو بودن” دکتر صنعتی۱ و پس از آن ادعای گهر همایون پور۲ بحث مجامع علمی ماست! دکتر صنعتی بیش از سی سال است که این ادعا را دارد و تا زمانی که سایت انجمن فرویدی به طرح موضوع نپرداخته بود “هیچکس”،از او درخواست مدرکی برای اثبات ادعایش نکرده بود!
بیماران دکتر صنعتی احتمالا تصور می کردند اشتغال و تدریس او در معتبرترین دانشگاه علوم پزشکی کشور و داشتن مطب خصوصی، عضویت در انجمن روانپزشکان و …. به منزله تایید اعتبار او از جانب مراکز “ذیصلاح” کشور است، در واقع بیماران به اعتبار مراجع “ذیصلاح” به صنعتی اعتماد کرده بودند. درصد زیادی از شاگردان او نیز احتمالا باور نمی کردند فردی فقط با ادعای شخصی و بدون تعیین صلاحیت علمی و حرفه ای در امور سلامت روان و درمان اشتغال داشته باشد. آنها نیز با اعتماد و به اعتبار نهادها و مراجع “ذیصلاح” صنعتی را باور کرده بودند!
بنابراین برای اولین بار در تاریخ ۳۰ ساله این ادعا، انجمن فرویدی با اتکا به حضور “روانکاو راستین”، صنعتی را در جایگاه پاسخگویی قرار داد. انجمن فرویدی توانست از صنعتی بپرسد: “شما کی و کجا برای روانکاوی تربیت شده اید؟”.
طرح این پرسش و عدم امکان پاسخگویی قابل انتظار از جانب صنعتی، و لجاجت او و یارانش در رزومه سازی برای خود با برگزاری کنگره روانکاوی جعلی، تردید در صلاحیت علمی او را بیشتر و با جستجوی دقیق تر در سایت شخصی صنعتی، صفحه ویکیپدیای او، سایت فرهنگ و روانکاوی و نیز سایت بیمارستان روزبه مشخص شد ظاهرا، دکتر صنعتی حتی دارای مدرک معتبر روانپزشکی هم نیست!
البته از آنجایی که طی چند سال گذشته، صنعتی، در مورد ادعای روانکاو بودن خود احساس خطر می کرد و دست خود را برای اثبات ادعایش از مدارک قابل ارائه خالی می دید، در اقدامی محتاطانه، جمعی از روانپزشکان و روانشناسان و افرادی مانند همایون پور را به یاری فراخوانده و آنها نیز با دسترسی به مطالب سرقت شده از کلاسهای دکتر کدیور توسط برخی سودجویان فرومایه، به دعوت صنعتی پاسخ مثبت دادند. صنعتی مجبور به پذیرش شرکایی برای خود شده و این تبانی، خصوصا پس از تلاش نافرجام آنان، برای حذف فیزیکی دکتر کدیور جدی تر شد.
طرح پرسش از جانب انجمن فرویدی در مورد اعتبار تخصصی صنعتی و پس از آن بررسی اعتبار مدارک ادعایی همایونپور منجر به واکنشهایی در شنوندگان و خوانندگان مطالب سایت شد و عجیب اینکه واکنش خواص و مراجع “ذیصلاح” با واکنش عامه تفاوتی نداشت؛ چنانچه عوام، اعضای انجمن را متهم به آبروریزی کردند و خواص نیز؛ مانند رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، ریاست بیمارستان روزبه و دکتر فدایی از اعضای هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان و… نیز از انجمن فرویدی که موجب تکدر خاطر جناب صنعتی شده بود شاکی بوده و صنعتی را برای برگزاری کنگره ای پربار!!! تحسین و تمجیدکردند!
تمامی واکنشهای عوامانه را می شود با وارد کردن دو کلمه به بحث پاسخ گفت: “حریم خصوصی”!
و اصرار انجمن فرویدی بر لزوم پاسخگویی در برابر مسئولیت های پذیرفته شده و نیز افشای ادعای دروغین روانکاو بودن، ورود به حریم خصوصی افراد نیست، بلکه سکوت و بی توجهی به اینگونه ادعاهای واهی مشارکت در پیامدهای زیانبار آن است.
اما آیا خواص نیز واقعا نگاهی عامیانه به موضوع تقلب و کلاهبرداری علمی دارد؟ آیا معتبرترین مراکز علمی-دانشگاهی کشور و مراجع “ذیصلاح” قانونی، می توانند ادعا کنند از چگونگی و لزوم تعیین صلاحیت روانکاوان در جهان بی اطلاع هستند؟!!
یادآوری این نکته ضروری است که حداقل از چند ماه گذشته، بطور منظم و تقریبا همه روزه، ایمیل حاوی اخبار و مطالب انجمن فرویدی به انضمام مدارک موجود در مورد تخلفات قانونی این مدعیان دروغین، به مراجع “ذیصلاح” ارسال می شود.

انجمن علمی روانپزشکان ایران که می توانست یکی از مراجع “ذیصلاح” باشد، چندی پیش در اقدامی بسیار پسندیده طی نامه ای به شماره۴۷۶۳/۱۷ مورخ ۷/۲/۱۳۹۲ با امضای جناب آقای دکتر میرسپاسی به جناب آقای دکتر علی فتاحی دادستان انتظامی محترم سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ، همراه تعداد ۴ عدد تصویر نسخه‏ هایی که در اثبات تخلف تجویز داروهای روانپزشکی توسط برخی از روانشناسان بالینی و یا مشاوره نوشته شده بود ارسال و به فاصله کمی پس از آن با ارسال مجدد نامه موضوع را پیگیری می کند. سرانجام نامه شماره ۷۷/۳۰۹۸۳ مورخ ۶/۸/۹۲ از جانب دادستان محترم انتظامی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ در پاسخ به درخواست انجمن علمی روانپزشکان ارسال که در آن از صدور کیفرخواست برای یکی از متهمان خبر می دهد و انجمن علمی روانپزشکان، تمامی مدارک و مراحل نامه نگاری آن را بدون نگرانی از هتک “آبروی” افراد و به درستی در سایت خود منتشر می کند!۳
در اقدامی دیگر، انجمن علمی روانپزشکان به بهانه”اقدامات اخیر سازمان نظام روان‏شناسی و مشاوره، و تداخل آن با حیطه‌ی عملکرد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، و سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران”۴ ، تلاش می کند روان درمانی را نیز از حوزه اختیارات سازمان نظام روانشناسی و مشاوره خارج و در سلطه روانپزشکان قرار دهد!
این در حالی است که در رزومه دکتر صنعتی نوشته شده است نامبرده “مسئول کمیته روان‌درمانی در انجمن روانپزشکان ایران است”۵ و انجمن علمی روانپزشکان ایران نیز دکتر صنعتی را یکی از اعضای خود معرفی می کند!۶
بررسی اینکه آیا دکتر صنعتی مدرک معتبر روانپزشکی و در نتیجه صلاحیت عضویت در انجمن علمی روانپزشکان ایران را دارد یا نه با همان انجمن علمی روانپزشکان است اما:
۱- عمل او که خود را بدون تایید مراجع “ذیصلاح”، بیش از ۳۰ سال است روانکاو معرفی کرده با نسخه نویسی غیرقانونی روانشناسان بالینی چه تفاوتی دارد؟
۲- آیا انجمن علمی روانپزشکان ورود به روانکاوی را “تداخل روانپزشکی با حیطه عملکرد روانکاوی” نمی داند؟
۳- سیاست یک بام و دو هوای انجمن روانپزشکان چه معنایی دارد؟

از منظر قانونی حداقل سه نهاد؛ یعنی سازمان نظام پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران و نیز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره می بایست خود را موظف به رسیدگی و پیگیری تخلفات آشکار مطرح شده از جانب انجمن فرویدی بداند. برای روشن تر شدن مطلب، بهتر است به شرح وظایف این مراجع “ذیصلاح” نگاهی گذرا بیندازیم:
در قانون سازمان نظام پزشکی فصل اول، ماده ۲، بخشی از اهداف۷ سازمان را اینگونه شرح داده است:
الف- تلاش در جهت تحقق بخشیدن به ارزش های عالیه اسلامی در کلیه امور پزشکی
ب- تلاش در جهت پیشبرد و اصلاح امور پزشکی
د- حفظ و حمایت از حقوق بیماران
ﻫ- حفظ و حمایت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشکی
و در فصل دوم، ماده ۳، بخشی از وظایف و اختیارات۸ سازمان نظام پزشکی به شرح زیر آمده است:
– تنظیم دستورالعمل‌های تبلیغاتی و …….
– صدور پروانه اشتغال مطب‌های پزشکی و حرف وابسته و تمدید آن ها و مشارکت در صدور پروانه مؤسسات پزشکی بر اساس مقررات و ضوابط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
فصل سوم، شرایط عضویت را شرح می دهد و در تبصره ۲، ماده ۴ آن می گوید:
برای پرداختن به حرفه پزشکی پس از اخذ پروانه اشتغال، عضویت در سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران الزامی است.
در تبصره ۱ ماده ۲۸ همان قانون می گوید:
عدم رعایت موازین شرعی و قانونی و مقررات صنفی و حرفه‌ای و شغلی و سهل‌انگاری در انجام وظایف قانونی به وسیله شاغلین حرف پزشکی و وابسته به پزشکی تخلف محسوب و متخلفین با توجه به شدت و ضعف عمل ارتکابی و تعدد و تکرار آن حسب مورد به مجازات‌های زیر محکوم می‌گردند.
و در ماده ۱۴و ۱۵، بخش تخلفات پزشکی۹ قانون سازمان نظام پزشکی گفته شده است:
ماده ۱۴- هر پزشک یا دندانپزشک می تواند رشته های تخصصی خود را که موفق به اخذ آن شده است در تابلو یا سرنسخه و کارت ویزیت قید نماید.
ماده ۱۵- کسانی که تحصیلات خارجی ایشان به موجب ارزشنامه صادره از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و یا وزارت علوم تحقیقات و فناوری و یا وزارت آموزش و پرورش، تخصص شناخته شده است، متخصص کشوری می باشند که تحصیلات مذکور را در آن جا انجام داده اند و می توانند این موضوع را در تابلو و سرنسخه خود قید کنند.
۱- آیا عدم رسیدگی سازمان نظام پزشکی به تخلف آشکار “روانکاو بودن” دکتر صنعتی که بیش از ۳۰ سال تداوم داشته است همسو با “ارزش های عالیه اسلامی در امور پزشکی” و در “جهت پیشبرد و اصلاح امور پزشکی” است؟
۲- آیا عدم رسیدگی به تخلف آشکار مدعیان دروغین روانکاوی، “حفظ و حمایت از حقوق بیماران” و “حفظ و حمایت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشکی” است؟
۳- آیا تاکنون سازمان نظام پزشکی ادعای دروغین ۳۰ ساله روانکاو بودن دکتر صنعتی و سایر پزشکان مشابه او را که نقض آشکار ماده۳ و نیز تبصره ۱ ماده ۲۸ قانون سازمان نظام پزشکی است، در تمدید پروانه اشتغال آنان در نظر گرفته است؟
۴- انجمن علمی روانپزشکان نیز می تواند بپرسد آیا مدارک روانپزشکی دکتر صنعتی بر اساس ماده ۱۵ قانون سازمان نظام پزشکی ارزشیابی و تایید شده است؟

در شرح وظایف مرکز امور هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران، دانشگاهی که دکتر صنعتی در آن شاغل و عضو هیئت علمی آن است، بخشی از اهداف،اینگونه نوشته شده است:۱۰
– بازنگری روش های ارزیابی عملکرد از جمله سامانه شعاع در جهت مدیریت بهینه نیروی انسانی
– هماهنگی امور مربوط به انتخاب و انتصاب رؤسای دانشکده ها و مدیران گروه ها و ارزیابی عملکرد آنها.
۱- آیا دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران، در راستای اهداف مرکز امور هیات علمی خود عمل نموده و صحت یا سقم ادعا و “عملکرد” دکتر صنعتی در طول بیش از ۳۰ سال ادعای دروغین روانکاوی توسط روسای دانشکده، مدیران گروه و در نتیجه مرکز امور هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران، “ارزیابی” شده است؟
۲- آیا دفاع غیرعلمی و غیرقانونی ریاست بیمارستان روزبه از صنعتی و خدشه دار کردن آبروی علمی یکی از معتبرترین دانشگاههای علوم پزشکی و یکی از قدیمی ترین بیمارستانهای روانپزشکی کشور در “جهت مدیریت بهینه نیروی انسانی” آن است؟

سازمان نظام روانشناسی نیز از دیگر مراجع “ذیصلاح” در رسیدگی به این موارد است زیرا رسیدگی به ادعای همایونپور و بخشی از فعالیت های تشکیلات گروه فرویدی او، به سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور مرتبط است. در ماده۲،اهداف سازمان نظام روانشناسی و مشاوره می خوانیم:۱۱
ماده ۲ـ اهداف سازمان عبارتنداز:
– حمایت از حقوق مراجعان به روانشناسان و مشاوران.
– حمایت از حقوق صنفی روانشناسان و مشاوران.
به بخشی از وظایف و اختیارات سازمان نظام روانشناسی و مشاوره نیز دقت کنیم:۱۲
ماده ۳ـ وظایف واختیارات سازمان با توجه به اهداف فوق به شرح زیر است:
– تعیین حدود صلاحیت‌های تخصصی و صدور شماره نظام و پروانه کار برای اعضای سازمان .
تبصره ۱ـ برای کلیه شاغلین به حرفه‌های روانشناسی و مشاوره دریافت شماره نظام الزامی است.
– نظارت بر کیفیت کار تخصصی و رسیدگی به تخلفات تخصصی روانشناسان و مشاوران که عنوان جرایم عمومی را نداشته باشند از طریق هیأت رسیدگی به تخلفات صنفی.
فصل سوم، شرایط عضویت را شرح می دهد،۱۴ در تبصره ۳ ماده ۴ تصریح می کند:
تبصره ۳ـ برای اشتغال در حرفه‌های روانشناسی و مشاوره اخذ پروانه از سازمان و عضویت در آن الزامی است. عضویت در هیات علمی موسسات آموزش عالی از مفاد این تبصره مستثنی است.
و ماده ۵ به صراحت می گوید:
– مشاوران و روانشناسان برای هرگونه اشتغال در حرفه خود باید دارای پروانه ازسازمان باشند.

۱- آیا سازمان نظام روانشناسی با وجود دریافت منظم ایمیل های ارسال شده توسط انجمن فرویدی و مدارک موجود در سایت انجمن فرویدی، همچنان از فعالیت غیرقانونی همایونپور و تشکیلات گروه فرویدی بی خبر است؟
۲- آیا عدم رسیدگی به تخلفات آشکار و فعالیت غیرقانونی همایونپور و تشکیلات گروه فرویدی او در تهران و مشهد در راستای اهداف سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و “حمایت از حقوق مراجعان به روانشناسان و مشاوران” و “حمایت از حقوق صنفی روانشناسان و مشاوران” است؟
۳- آیا همایونپور و تشکیلات او از “تعیین حدود صلاحیت‌های تخصصی و صدور شماره نظام و پروانه کار” و “دریافت شماره نظام” مستثنی هستند؟
۴- آیا با وجود شواهد و قرائن ارائه شده و غیرقابل انکار، “نظارت بر کیفیت کار تخصصی و رسیدگی به تخلفات تخصصی” همایونپور و تشکیلات او ضرورتی ندارد؟

و پرسش آخر اینکه آیا سازمان محیط زیست و شهرداری تهران برای در اختیار قرار دادن اموال و اماکن متعلق به دولت و بیت المال به مدت دو روز و به رایگان برای برگزاری کنگره ای بدون پشتوانه علمی لازم مجوز و مدارک معتبر از برگزارکنندگان درخواست و دریافت کرده است؟

موضوع دروغ و عدم صداقت علمی موضوعی بسیار جدی است و نباید آن را فقط به افراد دروغگو تنزل داد، روا نیست که اعتبار نهادهای علمی- حرفه ای خرج آنان شود! درخواست از جامعه علمی کشور برای حمایت از حقایق علمی و تخصصی کاملا بجا است، همانگونه که درخواست اجرای ضوابط و قوانین از مراجع”ذیصلاح”، کاملا بجا و بحق است. برای حفظ آبروی علمی کشور تلاش کنیم! همه جای دنیا خطا و خطاکاری هست، آنچه تضمین آبروی ماست شیوه قانونی و قاطع رویارویی با خطا است نه سکوت در برابر آن!

۱- https://freudianassociation.org/category/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%86/
۲- https://freudianassociation.org/category/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86/
۳- http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?id=301
۴-http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?id=318
۵-http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C
۶-http://www.psychiatrist.ir/search/?search=%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C&type=1
۷-http://siasat.behdasht.gov.ir/index.aspx?siteid=291&pageid=35004
۸-همان.
۹-http://siasat.behdasht.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=291&pageid=35001&siteid=291
۱۰-http://education.tums.ac.ir/IPPWebV1C037/Persian_WebUI/Templates/WebSiteTemplate1/WebSiteFile1114.aspx
۱۱-http://pcoiran.org.ir/?run=Main&Title=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%20%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%20%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&num=53
۱۲- همان.
۱۳- همان.

 

چهارشنبه ۰۳ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
به نظر شما کدام گزینه صحیح است:
۱- IPA ایران بهتر است اول تکلیفش رو با خودش روشن کند در مورد:
الف) این که روانپزشکند یا «ادعای دیگری دارند»*
ب) فقط چون بلد نبودند، اسم سایت انجمن علمی روانپزشکان ایران را درست ترجمه نکردند و گذاشتند IPA وگرنه هیچ قصد دیگری در بین نیست
ج) چون «علمی» در کار نیست و دنبال خاله زنک بازی هستند در ترجمه انگلیسی از خیر کلمه «علمی» گذشتند
۲- چون ملت روز به روز به آنها اطمینان کمتری دارند، بهتر است در ۲ جبهه اقدام کنند. آن ۲ جبهه کدامند:
الف) می گویند ما روانکاویم. این هم سند: چون روانپزشکی خوانده ایم و اسممان هم هست IPA ایران!
ب) بر اساس برداشت خود از شرایط وزارت بهداشت متوجه وظایف خود شده و خدا نکند که شرایط را هم مساعد درک کنند. یاد سلامت جیب خود (ببخشید سلامت روان جامعه) می افتند و یکهو نقش مشورتیشان در وزارت بهداشت گل می کند.
در صورت نیاز به راهنمایی می توانید از صفحه اندیشه روزنامه اعتماد، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان، انستیتو روانکاوی تهران، مقدمه ای که کیارستمی بر کتاب گهر نوشت یا هر روانکاو وحشی دیگر که هر جا دیدید کمک بگیرید.
* اشاره به بخشی از سخنان دکتر میترا کدیور

 

چهارشنبه ۰۳ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. در مورد کاسبان روان
چند روز پیش با دو نفر از پزشکان فارغ التحصیل دانشگاه جندی شاپور اهواز صحبت می کردم. آنها می گفتند قضیه مدرک دکتر صنعتی مشابه مورد دکتر سید کاظم علوی فاضل در اهواز است. او هم مدرک روانپزشکی نداشته است در حالیکه سال ها تا زمان بازنشستگی رییس گروه روانپزشکی دانشگاه جندی شاپور بوده است. آنها گفتند که او هم مثل دکتر صنعتی گفته که در لندن درس خوانده است!
به دنبال این صحبت ها در اینترنت جستجو کردم. شباهت های این دو فرد ( دکتر صنعتی و دکتر علوی فاضل) مرا به تعجب واداشت:
۱. در سال ۱۳۶۱ با همت دکتر سید کاظم علوی فاضل درمانگاه روانپزشکی بطور مستقل بازگشایی شد و در سال ۱۳۶۴ بخش روانپزشکی تاسیس گردید. سرانجام در مهرماه ۱۳۶۹ با گرفتن اولین دستیاران روانپزشکی آموزش تخصصی روانپزشکی نوین در این بخش آغاز بکار نمود. (منبع:http://fmedicine.ajums.ac.ir/HomePage.aspx?TabID=12983&Site=fmedicine.ajums.ac&Lang=fa-IR)
دکتر صنعتی هم در سال ۱۳۶۲ شروع به کار در دانشگاه تهران کرده است.
۲. هر دو مدعی اند که فارغ التحصیل اینگلیس و شهر لندن هستند! در صورتی که هیچکدام هیچ مدرکی ارائه نداده اند. در مورد رزومه دکتر علوی فاضل هم جستجو کردم که هیچ چیزی در مورد محل اخذ مدرک مورد ادعایش یافت نشد!!
۳. تفاوت آنها در این است که دکتر علوی فاضل افزون بر آن ادعای روانکاوی نداشته است! و ظاهرا دکتر صنعتی در دیزی را خیلی بازتر دیده که خود را داعیه دار روانکاوی در ایران هم می داند!!
من در مورد صحت این خبر همین را می توانم بگویم که در مملکتی که دولت به گرد تقلب در دانشگاه ها هم نمی رسد، در مملکتی که معدود کسانی خواهان شفافیت در ادعاها هستند، خواهان راستی آزمایی اند، در مملکت بیداد کردانیسم، اگر گفته شود که اعتبار مدرک کسی زیر سئوال است، بسیار درست تر است تا ادعای کسی به سادگی باور شود!!! اینهمه اقبال از فردی که سی سال دروغ گفته، آدم را سخت سخت به فکر فرو می برد!!
جای بسی تعجب است که در پایتخت ایران و زیر گوش وزارت بهداشت و دانشگاهی که مدعی علمی ترین مرکزدانشگاهی ایران است، و حتی فراتر از آن مدعی بنیانگزاری فلوشیپ رواندرمانی در ایران است، در چنین محیط پر از هاله های نور علم!! فردی اینگونه ترک تازی می کند. اهواز واقع در جنوب غرب ایران و صدها کیلومتر دور از پایتخت، مسئولین بی سر و صدا دکتر فاضل را از سیستم خارج کردند و یا شاید هم کهولت سن و بازنشستگی!! اما گمان نمی کنم اختلاف سنی زیادی با دکتر صنعتی داشته باشد ولی هرچه بوده که پزشکان فارغ التحصیل آنجا از قضیه خبر دارند، به عبارتی سیستم در آنجا خیلی هوشمند تر است و او سال هاست که دیگر عضو هیات علمی دانشگاه جندی شاپور نیست. واقعا انگشت حیرت به دهانم که چگونه اینهمه سال، اینهمه روانپزشک، اینهمه رزیدنت، اینهمه همکار هیات علمی، اینهمه سکوت، اینهمه بی تفاوتی، اینهمه……چی بگم آخه!! نمی دانم «اهالی روزبه» بعد از افشا گری های انجمن فرویدی چه پاسخی به آیندگان دارند که بدهند؟ زیرا در هر حال چه ما باشیم و چه نباشیم، داوری ها به تاریخ سپرده خواهد شد.

 

جمعه ۰۵ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر نقوی
رئیس بیمارستان روزبه
چه خبر از مکاتبه شماره ۱۰۵۳/ص/۳۲۰/۹۳ تاریخ ۹۳/۸/۳ در حمایت از مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) – رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه –؟ چرا از آقای دکتر جعفریان پاسخ نامه خود را پیگیری نمی کنید؟ آیا چون نامید از پاسخ هستید، به همراه آقای دکتر جلیلی-رئیس انجمن روانپزشکان- و … پیگیر تدوین سند اجماعی انجمن علمی روان‎پزشکان ایران شده و می خواهید دست به دامن آقای دکتر هاشمی -وزیر بهداشت و درمان- شوید و از ایشان نظرات ارشادی برای مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) بخواهید و تا می توانید انجمن فرویدی را متهم کنید؟

 

 

یکشنبه ۰۷ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ندا در مورد کاسبان روان
گروه؟ گروه؟ کدام گروه؟
س ف عزیز در این سایت فقط ۱۰۰ صفحه مطلب در قسمت پرسش و پاسخ نوشته شده اما شما هنوز هم…!!!
یعنی شما هنوز فکر می کنید که تشکیلات گلد کوئیستی “فرویدین تاچ” مشهور با صدارت عظمای قورخانه چی معلوم الحال یک گروه روانکاوی است؟!
یعنی شما هنوز فکر می کنید که شبکه مافیائی صنعتی که حتی بدون داشتن یک مدرک روانپزشکی معتبر برای خودش “پدرخوانده” ای۱ در حوزه روانپزشکی شده و قصد داشت روانکاوی را هم یک جا ببلعد یک گروه روانکاوی است؟!
یعنی شما فکر می کنید که دکتر مرادی که قادر است گنجشکی را رنگ کرده و بجای قناری بفروشد و یک مرکز مشاوره تخصصی را یک انستیتوی!!! روانکاوی!!! جا بزند -و تازه به همین هم بسنده نکند و در مورد تاریخ صدور مجوز مرکز مشاوره اش هم دروغ بنویسد و بجای ۴۶۰۰ ساعت در ۳۰۰ ساعت روانکاو تولید کند!!!۲- یک گروه روانکاوی است؟!
بس کنید دیگر.
چشم هایتان را باز کنید.

۱- https://freudianassociation.org/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%81%DB%8C%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88/

۲- https://freudianassociation.org/%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%D8%A7/

 

سه شنبه ۰۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. در مورد کاسبان روان
زمانی هیات علمی شدن برای خیلی ها آرزویی بود بسیار هیجان انگیز؛ تا آنجا که این خیلی ها خودشان را به آب و آتش می زدند تا هیأت علمی خصوصاً یک دانشگاه معتبر شوند. فکر کنم همه دوستانی که آشنایی داشته باشند با دکتر مرادی می دانند که او تلاش خودش را کرد که هیأت علمی شود اما نشد همانطور که گهر همایون پور هم می خواست هیأت علمی بشود آن هم در دانشگاه شهید بهشتی اما نشد؛ خب این دو تن شانس جناب صنعتی را نداشتند. آخر جناب صنعتی در دوران جنگ به ایران برگشته بود. تازه انقلاب شده، جنگ شروع شده بود و کشور نابسامان بود در آن حد که این جناب با عضویت در رویال کالج، شد روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران. اما خب دیگر زمان جنگ گذشته و بخت با خانم همایون پور و دکتر مرادی یار نیست. از آنجا که آدمهای خلاق (!) همیشه راهی برای رسیدن به آرزوها و تحقق آنها دارند، این دو تن نیز راههایی را برای رسیدن به این آرزو طی کردند: اولی از فرصت به دست آمده از غفلت سازمان نظام روانشناسی استفاده کرد و توانست از بهزیستی مجوز مرکز مشاوره بگیرد و بعد اسمش را گذاشت انستیتو روانکاوی تهران که آنها که می دانند خوب متوجه می شوند چرا این اسم انتخاب شده. دکتر مرادی خیلی دلش می خواست هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران بشود خب حالا که نشده انستیتو روانکاوی تهران ایجاد می شود تا او هم به همه آرزوهای دلش برسد. اما کیست که نداند نه این انستیتو روانکاوی تهران، انستیتو روانپزشکی تهران می شود و نه این «روانکاوی»، روانکاوی!
دومی نیز در یک حرکت خلاقانه، گروه فرویدی تهران را به عنوان «یک انستیتو آموزش روانکاوی» (!!!!) ایجاد کرد؛ و از زمان ایجادش چون فهمیده بود که گروه از هیچ جایی تأیید نشده اش، معتبر حساب نمی شود، خود را به در و دیوار IPA زد تا بدین ترتیب رسمیتی پیدا کند اما چه کند این گروه که IPA تاکنون به این حرکتها پاسخی نداده است!
نام فرویدی گروه را هم که نیاز نیست بگوییم چرا انتخاب شده، کاملاً عیان است. همانطور که گفته شده این کاسبان روان، خلاقیتی در اوج و نهایت دارند!

 

چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
جالب اینجاست که با تمام تلاشی که روانپزشکان و روانشناسان می کنند تا روانکاوی را “جزئی از روانپزشکی”۱ یا روانکاوی را “نوعی از گرایش های روانشناسی”۲، معرفی کنند عمل خود مدعیان دروغین روانکاوی نشانه نقض آن است. آنها تمام تلاش خود را می کنند تا به شکلی مشروعیت خود را به تحصیلات روانکاوی در انگلند یا نهاد های ظاهرا “معتبر” مثل IPA مرتبط کنند و این یعنی همان دکتر صنعتی که انجمن روانپزشکان سنگ او را به سینه می زند یا دکتر مرادی که بهزیستی افتخار می کند که مجوز اولین مرکز روانکاوی را برای او صادر کرده است می دانند که نه سازمان نظام پزشکی، نه انجمن روانپزشکان، نه سازمان نظام روانشناسی و نه بهزیستی مرجعی معتبر برای صدور مجوز روانکاوی نیستند. آنها می دانند که تنها یک روانکاو راستین در ایران حضور دارد ولی ظاهرا نمی دانستند که روانکاوی اجازه نمی دهد هر کسی به سادگی با سوءاستفاده از نام روانکاوی برای خود “تشخص” دست و پا کند. تا کی قرار است بر این ضلالت پافشاری کنند خدا می داند!
۱-اشاره به بخشی از مصاحبه معاون آموزشی وزارت بهداشت.
۲-اشاره به بخشی از مصاحبه رییس سازمان نظام روانشناسی.

 

چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
خدایی شباهت کشور ما رو به آلمان می بینید؛ اونجا ۲۰۰۰۰ نامه می زنن که فردی که صلاحیت علمی نداره برکنار بشه و خود فرد استعفا میده، اینجا به رئیش دانشگاه نامه می زنن که از کسایی که دارن می گن یه فرد بی صلاحیت تو اون دانشگاه است شکایت بشه!

«وزیر دفاع آلمان، کارل تئودور زو گوتنبرگ، به دلیل کپی کردن قسمتهایی از پایان نامه اش کناره گیری کرد. ایشان که تا این اواخر کاندیدای احتمالی صدارت عظمی هم به شمار می رفت، از مدرک PhD هم محروم شده است. او در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که از کلیه سمتهای دولتی اش کناره گیری می کند. این اتفاق پس از آن رخ داد که بیش از ۲۰۰۰۰ شخصیت علمی آلمانی به خانم آنگلا مرکل نامه نوشتند و از اینکه او هنوز در سر کارش است انتقاد کردند. خانم مرکل در حالی به حمایتش از او ادامه داد که حزبش درگیر سه انتخابات ایالتی پیش رو بود. با اینحال وزیر دفاع در برلین اعلام کرد که “با وجود اینکه از صدر اعظم به خاطر حمایتش ممنون است، دیگر نمی تواند فشارها را تحمل کند”. این اشرافزاده ۳۹ ساله بعد از آن تحت فشار قرار گرفت که یکی از اساتید دانشگاه برمن پایان نامه سال ۲۰۰۶ او را با کمک اینترنت مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از این بود که در این پایان نامه قسمتی از یک مقاله روزنامه کلمه به کلمه کپی شده است و همچنین پاراگرافی از یک گزارش وبسایت سفارت امریکا بدون ذکر منبع مورد استفاده قرار گرفته است. سرانجام دانشگاه بایروت که دکترای او را داده بود، تصمیم گرفت که وی “وظایف علمی را به طور قابل ملاحظه ای نقض کرده است.»

http://pap.blog.ir/1389/12/23/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D9%82%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84_%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1_%D8%AA%D8%B3%D9%88_%DA%AF%D9%88%D8%AA%D9%86%D8%A8%D8%B1%DA%AF

 

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ.ز. در مورد کاسبان روان
آقای دکتر مرادی! پروانه اشتغال انستیتو روانکاوی تهران را رو نمایی کنید تا همانند آقای دکتر صنعتی(!)- روانپزشک فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان- رسوای عالم و آدم نشوید.

 

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
آقای سینا
الان دیدگاه شما رو به تاریخ ۲۱ مهر دوباره خوندم، در «سور مقصور کاسبان روان، قسمت هجدهم»؛ شکایتتون به کجا رسید؟! اصلاً شکایت کردید؟!
مسئولین برگزارکننده کنگره جعلی شکایت کردند؟!
آقای سینا جواب همه این سؤالات مشخص است؛ آنها چون می دانند چه گندی زده اند این کار را نمی کنند؛ آخر چطور به قاضی بگویند کنگره علمی شان توسط فردی ریاست شده که مدرکش غیرقابل ردیابی است!
برای شما راحت است که ببینید در این مملکت عده ای به اسم علم و فقط برای معرفی خود، بودجه دولتی را حیف و میل کنند؛ برای ما قابل قبول نیست!

راستی آن «فیلم نمایشات» را هم به هرجایی که خواستید نمایش دهید تا بالاخره تکلیف این سؤال اساسی مشخص شود: «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟»

 

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران با همکاری انجمن علمی روان پزشکان ایران، دفتر سلامت روانی- اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان تامین اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان، مرکز تحقیقات بهداشت روان دانشگاه علوم پزشکی ایران، مرکز تحقیقات علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، انجمن جامعه شناسی ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات اقدام به برگزاری چهارمین همایش روانپزشکی فرهنگی اجتماعی در اوایل سال ۱۳۹۴نموده اند. برای این جامعه و مراکز علمی هنوز این سوال مطرح نشده است که «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟». پاسخ به سوال مدرک تحصیلی آقای دکتر صنعتی(!) می توانست یک همایش واقعی روانپزشکی فرهنگی و اجتماعی باشد. دروغ، فریب بیماران، ضربه زدن به جامعه علمی کشور و … یک عمل بی اخلاق، ضد فرهنگ و ضد اجتماعی است. به هر حال از اساتید امروز این مراکز مرتبط با روان و درمان نمی توان انتظار بیش از آن را داشت، زیرا آنها همان دانشجویان دیروزی هستند که اکثریت آنها افتخار شاگردی«اساتید اعاظم» را داشته و در مکتب روزبه تربیت شده اند.

 

پنج شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. در مورد کاسبان روان
می دونید اگه قاضی شیرینی خور و اساتید با مدارک غیرقابل ردیابی وجود نداشتن تو سیستم، چنین فجایعی رخ نمی داد. می دونید اگه یعضی افراد در سیستم های علمی و قضایی ما مطامع شخصی براشون مهم نبود و فقط بر اساس قواعد عمل می کردن، فاجعه سال ۲۰۱۳ رخ نمیداد.
اگه برای امیرعباس کشاورز دکتر کدیور به عنوان یک انسان اهمیت داشت، اون کارا رو نمی کرد. دکتر کدیور برای اون فقط یک وسیله بود، یک شیء که با اون بتونه به شهرت برسه.

اگه خانم روانشناس پزشک قانونی و شبنم نوحه سرا برای خوش عزیزی پیش استادشون، «روانکاو اعظم» اطلاعات پرونده دکتر کدیور را فاش نمی کردند، هیچ “golden opportunity” پیش نمی اومد برای بعضی فرصت طلبا!!!

اگه اگه اگه…

 

جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. در مورد کاسبان روان
جالبه «نفوذ» آقای صنعتی در تار و پود این سیستم حتی از قدرت و نفوذ یک وزیر هم بیشتر است. ماجرای آقای کردان چقدر طول کشید؟ در هر صورت بعد از مفتضح شدن، استیضاح شد و از وزارت کشور رفت ولی آقای صنعتی خم به ابروش نیومده و هنوز با دل راحت در مطبش مریض می بینه!!! اون هم ساعتی ۳۲۰ هزار تومان!!!!!!
توی دانشگاه های ما چه خبره؟!!!

 

جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
خانم معصومه ه.
برادرم می گفت برای یکی از دوستان پزشک اش به جرم گرفتن دو هزار تومان اضافه ویزیت از مریض اش، احضاریه و توبیخ آمده است!! [ بر اساس برنامه تحول نظام سلامت کشور]
دقت کنید که طرح تحول نظام سلامت در حال پیاده شدن است و نرخ ویزیت هم مشخص شده است! یعنی این « پدرخوانده» از قوانین مستثناست؟؟
آقای دکتر نقوی نرخ ویزیت ایشان را می داند؟؟؟
البته بیماران باید شکایت کنند و لابد بیماران ایشان در حال ارضای « اید» شان هستند و وقت این کارها را ندارند!!!

 

جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
در همان کلاس دکتر…سازمان نظام روانشناسی، همان مدرس مدعی روانکاوی که به دروغ پاسخ داد آنالیز شده است، وقتی متوجه شد بعضی از شرکت کنندگان در کلاس با توجه به روشنگری های سایت انجمن فرویدی مشتاق به پرسیدن در مورد روانکاوی هستند، اجازه پرسش ندادند و زمان پرسش و پاسخ را به انتهای کلاس موکول کردند که به دلیل طولانی شدن کلاس!! زمان پرسش و پاسخ حذف شد!!
بخش پرسش و پاسخ کنگره صنعتی را هنوز فراموش نکرده ایم!!

 

شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
وقتی تیتر مطلب « ایمیل گهر همایون پور به ژک الن میلر به قصد منصرف کردن وی (!!!) از حمایت از میترا کدیور » رو دیدم، با دیدن تاریخش، فکر کردم باز هم رو کردن یک سند جدید توسط دکتر کدیور از «همایونپور» و غافلگیر کردن ما. و بعد از خوندن ایمیل بود که فهمیدم واقعا فکر نمی کردم همایونپور وقاحت رو تا اینجاها رسونده باشه…
خانم افروز ر. نوشته بودن: آقای میلر پزشک نیستند. وقتی داشتم این نامه نغز رو می خونم دوزاریم افتاد؛ دیدید این آدمای بعضا بیسواد رو (منظورم سواد نوشتاری نیستها) که هر کی رو میبینند به عنوان هندونه زیر بغل گذاشتن بهش میگن «آقای دکتر» یا «آقای مهندس». اینم حکایت گهره. واسه این که طرفش رو تحت تاثیر قرار بده از هر حربه ای استفاده میکنه:

Dear Dr. Miller
بعد ادامه داده: Until now I have chosen silence, the silence of the analyst, as an active method of being heard, but to continue to be silent now would be nothing but irresponsible and passive.

بابا بیخیال! تو و سکوت آنالیست! اصلا تو میتونی ۲ دقیقه زبون به دهن بگیری؟ اصلا تو تا حالا در مقابل سکوت آنالیست قرار گرفتی؟ البته چرا! از زمانی که درگیر دکتر کدیور شدی و بعد هم نامه نگاریات با آقای میلر، خوب چشیدی این سکوت رو.
بعدش هم بگو ترسیدی بی مسؤولیتی و منفعلانه بودن رو در مقابل کی کرده باشی که یکهو به حرف اومدی اونم لاینقطع! خودت؟ امیال پلیدیت که به واسطه یه مشت روانپزشک خودفروش حالا به تحقق نزدیک شده؟ یا روانکاوی وحشی؟
گهر جان! با این پارگراف اولت دیگه نکته افشا نشده نذاشتی! ببین:
I was immediately informed: چرا باید کسی فورا بهت خبر بده؟ یعنی موضوع چیه که تو از همون روز اول، خبردار شدی؟
بعدش هم، آخه خنگ خدا! فکر نکردی آقای میلر این دروغای شاخدارتو باور نمیکنن؟ فکر کردی همه دنیا همون قداره بند های هم محوری تو هستن که میگی:

This was only possible due to the efforts of the few psychiatrists there who are friends of psychoanalysis.

خدایا همه مریضا و متوهمهایی از این دست رو شفا بده تا عالمی هم از شرشون نجات پیدا کنن!
اینجاس که معنی اخلاق رو هم خوب می فهمیم. صنعتی کو؟ پیداش نیست؟! استاد اخلاق! ملاحظه بفرمایید که همونطور که توی دیدگاه های سایت هم اومده بود، «محور صنعنی- همایونپور» و بر و بچه ها چه شرافتمندانه (!) اطلاعات بیمارانشون (!) رو جار می زنن:
I was immediately informed through some of the psychiatrists at the hospital who have been in analytic training with me here in Tehran
یعنی این طفلکی های تو اومدن دوان دوان به تو خبر خوش دادن که دکتر کدیور اینجاس و تو گفتی آزادش کنید ولی «They did not listen to me». برو خودتو رنگ گن گهر! تو اگه درخواستت آزادی دکتر کدیور بود که اصلا از این قضایا خبردار نمی شدی. اون وقت منت بعدی که میذاری جالبه که به خاطر تو با ایشون با احترام برخورد کردن! همچین دروغ میگی که خودت هم باورت شده ها! اصلا همین جمله: I still want her to be released نشون میده که تو چقدر دست داری تو قضیه. در همین راستا معنی « friends of psychoanalysis» را هم فهمیدیم. یعنی میشه بخوای آنالیست رو حذف کنی (از قضا یا اصلا به خاطر اینکه تنها آنالیست ایرانه) و بعد دوست آنالیز باشی؟
گفته:

and although a part of me was delighted to see your continuing effort

سرکار علیه خبر نداره «در پایان روانکاوی یک یکپارچگی رخ می ده»؟ (نقل به مضمون از کلاسهای آشنایی با فروید و لکان) هنوز داره راجع به تکه های مختلف خودش حرف میزنه؟ بعد این شاگرد تربیت میکنه؟!!
گهر جون! این سکوت تو نیست که معنی داره. چون داری بال بال می زنی و می خوایی یه کاری کنی که نمیشه. اون جواب آقای میلر به توئه که معنی داره. اون سکوت ۲ ساله ی رییس این انجمن، دکتر میترا کدیوره که معنی داره. از ۱۹ فوریه ۲۰۱۳ این نامه رو داشته اند و حالا اونو رو کردن. خدایی توان داری یک هزارم این مدت صبر کنی؟ پس معنی سکوت روانکاو رو هم نفهمیده ای! مثل خیلی چیزای دیگه.
در ادامه داره از یه کاری هم که کرده سوءاستفاده اش رو هم می کنه: This case is different from Rafah’s case, for which I immediately signed the petition last year! ، من که این کارو کردم پارسال، پس الان به حرف من گوش بدید (!). من کار قبلی رو فهمیدم. پس اینم می فهمم به خدا. پس از دکتر کدیور حمایت نکنید.
و باز ادامه داده: there has been a long standing animosity towards psychoanalysis in Tehran
همایونپور! حواست کجاست؟ قلم به دستت می گیری واسه آقای میلر بنویسی باید صد برابر حواستو جمع کنی! آقای میلر که مخاطبای خوش خنده ی IPA و موزه ی فرویدت نیستن! ایشون خوب می دونن از سابقه زحمات دکتر کدیور. نمی دونی از چی دارم حرف می زنم . نه؟! یه زمانی سخت بود از روانکاوی حرف زدن در ایران (نه در تهران!) ولی به پاس زحمات دکتر کدیور، رییس دو انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی و انجمن فرویدی این سختی و این شرایط بسیار فرق کرد. پس فکر نکن باز یک نفر ساده و بیخبر مخاطب نامه ات شده. (گرچه توقع می ره که جوابی که بهت دادن خوب شیرفهمت کرده باشه.)
فکر می کنم حیف که نمیتونم تمام توصیفی که درباره این گهرِ بد گهر به کله ام هجوم میاره بگم. این جمله رو ببینید:

an animosity we have all seen regularly since Freud first exhibited on the part of the people toward their own unconscious
we have all seen! Regularly!

آخه آدم ناحسابی! تو که فکر کنم وقتی دکتر کدیور به ایران اومدن هنوز ۱۸ سالت نشده بوده و دست چپ و راستت رو هم نمیشناختی، به چه حقی از we have all seen regularly since Freud first exhibited حرف می زنی؟ کیو داری فریب می دی؟ خودتو داری با کی جمع می بندی؟ الان مثلا در طی چند سال سرکار روانکاو شدی که داری به صورت Regularly چنین چیزی رو می بینی؟!

I do acknowledge that a part of the psychiatric community here finally caught a ‘crazy psychoanalyst’, so they thought, and that this was a golden opportunity.

در ایران، ببخشید در تهران (!) علیه روانکاوی (ای که همایونپور دلش می خواد) مخالفت هست. ولی اینجا a part of the psychiatric community هست که تنها روانکاو ایران رو، روانکاوی که همایونپور حضورش رو و وجودش رو دلش نمی خواد رو caught a ‘crazy psychoanalyst’.

خوب یک مرور بد نیست: از سال ۷۲ دکتر کدیور دارن برای روانکاوی در ایران زحمت می کشن و این گهر میگه

there has been a long standing animosity towards psychoanalysis in Tehran

از سال ۶۲ (هنوز صنعتی تصمیم نگرفته از کی) صنعتی داره با مدرک دروغین روانپزشکیش «توده» رو توی بیمارستان روانی روزبه و توی مطبش و کلاساش و مجله بخارا و هزار جای دیگه فریب میده (پول جلسات آنالیزش ۳۲۰ هزار تومانه! باور می کنید؟!). و نتیجه اش هم برای اون یکی عضو «محور صنعتی- همایونپور» قابل تقدیره: that a part of the psychiatric community here finally caught a ‘crazy psychoanalyst’, و همین جماعت ابله a golden opportunity به این بدگهرِ خود روانکاو خوانده میدن.
با یکی حرف میزدم که می گفت صنعتی مدرک نداره که نداشته باشه، خدمتگزار مملکته (!). این همه روانپزشک تربیت کرده و یه چیزی می گفت مثل اینکه صنعتی پدر روانکاوی یا روانپزشکی در ایرانه (!). وقتی این همه سال روانپزشکایی که تربیت کردی و روانکاوایی که بهشون کارت روانکاوی دادی خوب بالاخره باید برات ثمر بده دیگه، که به کمکشون تنها روانکاو عضو AMP از دریای سیاه تا دریای چین رو حذف کنی و تو بشی پدر روانکاوی در ایران! و پدر روانکاوی بخواهی که بمونی ولی… ولی این همون چیزیه که فقط با «خاک گور» پر میشه، برادر!
اون وقت this was a golden opportunity چه صیغه ایه؟! فرصت واسه سرکار که اسب شهوت شهرتت رو بتازونی؟ که به همه ثابت کنی تا چه اندازه پستی؟ که طمعت پایان نداره و حتی میتونی به خاطرش آدم بکشی؟
اول اومدی از golden opportunity حرف زدی بعد می گی Alas they were not going to let go of it easily یا without noise؟! عجب ضرب المثل با مسماییه این «قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس رو!»
فکر میکنم در آن واحد داری هم از این موضوع استفاده می کنی و هم به ضررته. یه golden opportunity گیر آوردی که خودت رو تو این شلوغی و نمایش (show) نشون بدی (همونجوری که شیوه ات اینه) ولی از این که در این شلوغی آقای میلر و دیگران به نفع دکتر کدیور اقدام می کنن ناراضی هستی.
و خدایی ضجه و مویه ای که تو این جمله ات هست به خنده میندازه منو: However this was still not a case like that of Rafah, and, Dr. Miller,… و تلاشی که می کنی که صدات شنیده بشه. و یک چیز دیگه ای که با یکی از کامنت های خانم مرجان م. به ذهنم اومد اینه که خوب حذف دکتر کدیور میخوایی جاشون رو بگیری در مقابل آقای میلر، ولی عین حذف یه همشیر، در مقابل پدر و مادر. عین بچه هایی که تحمل وجود همشیراشون رو در مقابل پدر و مادرشون ندارن و حتی در این موضوع یه ذره ریاکاری هم نمیتونن بکنن. دکتر کدیور میگن: «خوب گوشهایتان را باز کنید. آرزوهای کودکی تحقق ناپذیرند. شما نمی توانید از همه «خواهرها و برادرها» جلو بزنید. نمی توانید تمام آنها را از صحنه حذف کنید. بیهوده تلاش نکنید. البته منحل شدن کمپلکس های کودکی فقط در آنالیز شخصی هر فرد امکان پذیر است ولی حواستان را جمع کنید که حداقل هر روز این کمپلکس را از نو زندگی نکنید!» (پی نوشت دکتر کدیور در تاریخ ۸۷/۹/۲۳ بر صورتجلسه چهارمین جلسه هیات مدیره انجمن فرویدی در تاریخ ۸۷/۹/۲)
این دیگه اوج بدبختی آدمه که بره به یه روانکاو، اونم تازه نه هر روانکاوی، به آقای میلر بگه میفهمم

due to the unfortunate political situation in Iran and the lack of transparency exercised by the state, it becomes a struggle to decide what to do from your position with events such as what has happened with Mitra Kadivar…

یعنی جای صنعتی خالی که بگه «این یه جور خودزنیه!»
آخه آدم تا چه خرفت می تونه بشه! آقای میلر خودشون میخواستن بیان ایران، تو از کدوم شرایط و کدوم struggle to decide حرف میزنی؟ (خداییش چی میزنی که اینطور توهم داری؟)
بعد تازه تهدید هم میکنی؟ این کارو بکنید وگرنه or we might all end up shooting the piano players. The piano players being our students, analysands and supervisers.

اینجا مرجع ضمیرت در our کیه؟ یعنی باز خودتو با آقای میلر جمع بستی؟ بعد این students اینا کیان؟ قورخانه چی و محمدی و اینا؟
ولی این که از استفاده از زبان فرانسه غافل نمیشی جالبه! حتما دنبال یه اشتراکی می گردی که بیشتر از چیزی که فکر می کنی دکتر کدیور هست، خودت رو به آقای میلر نزدیک کنی ولی بابا جان این چه تلاش بیهوده ی جان فرساییه! ساده است. دکتر کدیور یه روانکاوه و تو یکی هستی که میخواد اون روانکاو رو از بین ببره و تو این راه از رییس AMP کمک می خوایی. خودت جایگاه خودت رو پیشاپیش مشخص کردی. دیگه این چه التماس کردنیه؟
والا من دیگه کم آوردم. به این پاراگراف که رسیدم فکر کردم از هر جمله اش سه تا شاخه زده بیرون:

Since the day of my return to Tehran about six years ago (I finished my analytic training in Boston, I was born in Paris and spent all my life outside of Iran)

اگه اینو راست گفته باشی و ۶ سال قبل از فوریه ۲۰۱۳ آمده باشی ایران، یعنی حداکثر، حدود ۲۷ سالت بوده. بعد training ات رو توی ۲۷ سالگی تموم کردی و اومدی اینجا به جولان دادن؟ training ات رو تموم کردی و آماده روانکاوی کردن هم شدی و فقط ۲۷ سالته؟ پیش قاضی و ملق بازی؟!
بعدشم خیال کردی که آقای میلر هم عشق خارجن یا مثل اون خام های IPA که میگی پاریس دنیا اومدم و همه عمرم رو خارج از ایران بودم، که از این چیزا که می گی خوششون بیاد یا امتیاز بدن بهت؟ بابا اگه ایران انقدر پیف پیفه پاشو برو اونجایی که دوست داری، البته اگه پَسِت نزنن! وقتی تو تو شاگردی موحدی رو می کردی، دکتر کدیور تو ایران داشتن شاگرد تربیت می کردن. راستی چرا به آقای میلر راستش رو نگفتی؟ که ورمونت درس خوندی و نه حتی بوستون (همون شرکت BGSP.Inc منظورمه). که تازه هر دانشگاه بوستونی هم که اون دانشگاه بوستون نمیشه!
I have tried slowly but surely to bring the cause of psychoanalysis to Tehran.

سرکار! خواب بودی خیره. وقتی تو حدودا ۱۴ ساله بودی و هنوز دست در دست مامان و بابا میرفتی مدرسه، دکتر کدیور تو ایران داشتن بذر روانکاوی واقعی رو توی ایران می کاشتن. و اون خیالی که تو از cause داری، ایشون واقعیش رو به ایران آوردن، گهر! به ایران، نه به تهران و مشهد! متوجهی؟!

We have held conferences, provided classes both here in Iran and over Skype, provided supervision and analysis again both here and by telephone.

خدایا! کاری کن آدم خودش با دست خودش کاری نکنه دیگران بهش بخندن.
یه زن ۲۷ ساله اومده ایران (لطف کرده ها! دانشگاه بوستون و موحدی رو ول کرده و تختش رو برداشته و اومده اینجا. نه! اون تخت نه. تختی که دوست داره روش روانکاوی کنه ولی موفق نمیشه رو می گم). بعد کنفرانس و کلاس میذاره و از تکنولوژی اسکایپ هم غافل نمیشه (مثل وایبر که واسه تبلیغاتش ازش استفاده میکنه) بعد سوپرویژن میده و آنالیز میکنه از طریق تلفن (چرا میخندید؟ مگه استادش نگفت تلفن بادی داره!)

Our classes have now extended to other cities such as Mashhad.

خدا وکیلی بگو به جز مشهد دیگه کلاسات رو کجا extend کردی؟ تو رو خدا بگو!

(You would be interested to know that Mashhad is a highly religious city, and we teach the fundamentals of Freud there. In the last week we taught three essays on sexuality in Mashhad!

“You would be interested to know” : حالا یه دقیقه دست بردار از سر حدس زدن افکار آقای میلر (جالبه که هی این نظر میده و آخر سر آقای میلر میگن: I can’t read your long letter just now.””) . حرف خودتو بزن. عین این بازاریاب هایی که با ایجاد سوال میخوان مشتری جذب حرفاشون بشه. (گهر! به نظرم برو همون شرکت بوستون، واحد بازاریابی استخدام شو. البته اگه نگفتن مدرک دانشگاهت معتبر نیست!)
می دونی بد گهر! آدم وقتی حرف میزنه بدجور خودش رو لو میده، بخصوص وقتی زیاد حرف میزنه. تو خودت خیال می کنی که فروید ضد دینه و حالا از اینکه تونستی یه پایگاه ضد دین (بازم به زعم خودت) توی مشهد، راه اندازی بکنی ذوق کردی. و نکته بدبختانه دیگه وقتیه که تو sex رو با sexuality (ساحت روانی- جنسی) یکی میگیری. و خوب البته واسه فهمیدن سکس ۳ تا مقاله در یک هفته زیاد نیست. و آدم مثل کلاسای «آشنایی با فروید و لکان» شونه هاش زیر بارش خم نمیشه.

I have attended numerous international conferences, I have published various articles (the last one was ‘The Couch and the Chador’, co-written with Dr.Movahedi, and due to be published in the latest issue of the IJP).

گهر منظورت از کنفرانس همونیه که در گوشی برگزار کردی، که محمدی دم در می گفت این مهمونیه و تولد منه و زنجیره انسانی بسیار خوش تیپت هم از جمله خانم فراهانی (شاگرد قورخانه چی) می گفت شما همه مهمونیایی که دعوت نیستین هم میرین؟! (ما اگه شک داشتیم که مهمونیه دیگه مطمئن شدیم.) بعد هم حالا کنگره بین المللی چه شهرتی میاره برای آدم؟ ای بابا حواسم نیستا! وقتی آدم از تخت روانکاوی و چادر بشینه با موحدی بنویسه حتما کنگره بین المللی هم مهم میشه. ما که یادمون نرفته آقای موحدی تو کنگره خواری در به در دنبال این بود که «ورا» رو بالاخره پیدا کنه و سخنرانیش تنها سخنرانی ای بود که با این همه خنده های حاضرین همراه بود. نه که بدبخت لطیفه گفته باشه ها. نه! ملت به حرف عادیش هم می خندیدن (پس چرا وقتی نوبت به بررسی مدرک و اقدامات این آدم میشه، همین آدما طرفدارش میشن؟!)

My book Doing Psychoanalysis in Tehran was published by the MIT Press last August, and Julia Kristeva was generous enough to endorse it.

چرا اینجا نمیگی که پیش گفتار کتابت رو یه کارگردان سینمایی نوشته؟ چرا نمیگی نه کتابت و نه هیچ کدوم از اون مقاله هات به زبون فارسی نوشته نشده؟ حالا هم می خوایی با generous enough بودن Julia Kristeva آقای میلر رو ترغیب کنی که گوشه چشمی بهت نشون بِدَن؟ فکر کردی این «حرص عقب نموندن» رو آقای میلر هم مثل تو و نوحه سرا و کشاورز و صنعتی و اع… دارن؟

All of our efforts here have led to new altitudes reached for psychoanalysis, and this has only been possible due to the efforts of many of our international colleagues, from very different analytic backgrounds, but all sharing the desire for the cause of psychoanalysis here in Iran, among them Dr. Stefano Bolognini, president elect of the IPA.

آقا یکی کمک کنه معنی خودباخته رو بگه.
بابا اصلا تو خودِ خارج هستی. دیگه بیشتر از این؟! طرف با موحدی، استاد کمپانی BGSP.Inc رفته مقاله نوشته، کتاب به نام تهران نوشته و داده کریستوا امضاش کنه، ایران رو تو کنگره بین المللی که رفته تحقیر کرده بلکه یه جا پذیرفته بشه، بعد حق داره که بگه اینا همه از صدقه سر همکاران بین المللی ماست. فقط انقدر نمی فهمه که برای یک روانکاو واقعی different analytic backgrounds وجود نداره و فقط اینه که «روانکاوی یعنی فروید و فروید یعنی روانکاوی» (سخنرانی دکتر میترا کدیور در اولین جلسه پنج‌شنبه‌های فرویدی، مهرماه ۱۳۸۴). و البته ناگفته نماند که داره یه اسم دیگه رو هم برای تشویق آقای میلر به پذیرفتن حرفاش میاره وسط.

I am giving you all this information, because if I ask you to do your research on people that should definitely also apply to me.

یعنی منظورش اینه؟ که آقای میلر! اطلاعات بهتون دادم که اگر گفتم برید پرس و جو کنید، از هرکی بپرسید میاد باز از من آمار می گیره. باور نمیکنم ایم چیزایی که مه این young woman داره به نمایش میذاره رو!
خردهایی نمی‌خواهم که از دونی و طماعی/ سر و سرور نمی‌جوید همی‌جوید کلهداری (دیوان شمس مولوی)

 

 

یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ.ز. درباره «مافیای روان»
علی رغم اطلاع سانی در مورد مدرک غیر قابل ردیابی دکتر صنعتی(!)، اما شنیده ام که او هنوز در مطب خود با دریافت ۳۰۰ هزار تومان در هر جلسه به کار دارو درمانی (روانپزشکی) و روان درمانی مشغول است. از سوی دیگر شنیده ام که اگر «مثلا پزشک عمومی خود را متخصص مغز واعصاب معرفی کند، این عمل می تواند تحت عنوان جعل عنوان، جرم هم تلقی شود والبته تخلف انتظامی هم خواهد بود…».
http://www.imj.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&ID=0330c59c-c1ba-41b8-928a-38565edca060&CategoryID=136092d0-9c27-41ae-b34f-66d8946b612a&WebPartID=e7ba7c12-ac39-4a34-b9ad-6ebe8261f65d
عمل مجرمانه صنعتی نه تنها شامل مدرک نداشته می شود بلکه دریافت تعرفه های بسیار غیر متعارف هم نوعی تخلف پزشکی محسوب می شود.
در نتیجه می توان گفت: «زیر سبیلی در کردن» این عمل مجرمانه صنعتی چه منفعت مشترکی برای اعضای نظام پزشکی، جامعه روانپزشکان و دانشگاه های علوم پزشکی دارد؟

 

دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ.ز. درباره «مافیای روان»
علی رغم اطلاع سانی در مورد مدرک غیر قابل ردیابی دکتر صنعتی(!)، اما شنیده ام که او هنوز در مطب خود با دریافت ۳۰۰ هزار تومان در هر جلسه به کار دارو درمانی (روانپزشکی) و روان درمانی مشغول است. از سوی دیگر شنیده ام که اگر «مثلا پزشک عمومی خود را متخصص مغز واعصاب معرفی کند، این عمل می تواند تحت عنوان جعل عنوان، جرم هم تلقی شود والبته تخلف انتظامی هم خواهد بود…».
http://www.imj.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&ID=0330c59c-c1ba-41b8-928a-38565edca060&CategoryID=136092d0-9c27-41ae-b34f-66d8946b612a&WebPartID=e7ba7c12-ac39-4a34-b9ad-6ebe8261f65d
عمل مجرمانه صنعتی نه تنها شامل مدرک نداشته می شود بلکه دریافت تعرفه های بسیار غیر متعارف هم نوعی تخلف پزشکی محسوب می شود.
در نتیجه می توان گفت: «زیر سبیلی در کردن» این عمل مجرمانه صنعتی چه منفعت مشترکی برای اعضای نظام پزشکی، جامعه روانپزشکان و دانشگاه های علوم پزشکی دارد؟

 

دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
هیچوقت نباید طمع روانشناسان را برای قبضه کردن روانکاوی دست کم گرفت. همین کلاسهای نادر منیرپور در زمینه روانکاوی با مجوز بازآموزی از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بهترین مثال آن است:
http://mcopt.blog.ir/1393/09/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87
در حالی که انجمن فرویدی دست محور صنعتی – همایونپور، مکتب روزبه و انجمن روانپزشکان را رو کرده، سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بجای درس عبرت گرفتن از این موضوع ظاهرا فکر کرده موقعیت مناسبی است که با تضعیف روانپزشکان، حالا خودش روانکاوی را یکجا ببلعد!!! به سازمان محترم نظام روانشناسی و مشاوره یادآوری می شود که اصلا در حد و اندازه ای نیستند که بخواهند ادعایی در مورد روانکاوی داشته باشند و قبل از اینکه مثل جناب صنعتی و انجمن فخیمه روانپزشکان رسوای خاص و عام شوند، خودشان حدشان را بدانند و پایشان را به اندازه گلیمشان دراز کنند!

دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
این مطالب روانکاوان سایکوتیک یا شاید بهتره بجای اسم مستعار از اسم واقعیشون استفاده کنیم: «گروه فرویدی تهران»، خیلی نکته های جالبی توش هست:
اول از همه عکسشونه که نشون میده اونا به چه چیز میگن «درمان در حوزه روح و روان» و مهمتر از اون مقاصد شومشون رو برای دکتر کدیور افشا می کنه. بعد هم از اول، این مطلب با دروغ شروع میشه: کجای این کنگره «بین المللی» بود؟ برگزار کنندگانش ادعای بین المللی بودنشو نداشتن بعد این کاسه های داغتر از آش همچین ادعایی دارند؟ دوم، اصطلاح «روانکاوی وحشی» (فروید، ۱۹۱۰) رو فروید برای کسانی به کار میبره که آموزش کافی در روانکاوی ندیده اند که دقیقا به رهبر و مراد این گروه اشاره داره وگرنه دکتر کدیور که اسمشون در سایت رسمی انجمن جهانی روانکاوی ثبته و آقای میلر هم که در هر فرصتی از دکتر کدیور تجلیل می کنند و در «میترا ورژن بتا» هم گفته اند که خانم دکتر «همکار آنها [منظور اعضای AMP است] در ایران هستند». گروه فرویدی تهران و محور صنعتی – همایونپور بهتره فکر مدرک نداشته روساشون باشن: صنعتی که یه پزشک عمومیه و همایونپور هم که یه لیسانس علوم اجتماعی بیش نیست! اینم که گفته اند: «به علت نداشتن صلاحیت های علمی و بالینی موجب بحران های شدید در زندگانی های فردی و خانوادگی بسیاری از افراد فرهیخته گردیدند که به خطا، دروغ این گروه را واقعیت پنداشتند.» نمیدونم تو گروهی که مجوز رابطه با شوهر دوستشون توسط «استاد راهنما»ی «رییس اعظم» جناب موحدی صادر شده این نگرانی برای از هم پاشیدن خانواده ی نداشته دیگه چیه؟! و این بحران های شدید منظورشون چیه؟ قرار بازداشت قورخانه چی و مهدی محمدی؟ یا روابط خارج از حیطه زناشویی که گهر تو نامه اش به آقای میلر با زبون خودش نوشته؟ و ترسش از سنگسار؟ بهر حال ما که اونجا نبودیم ولی وقتی رییسشون میگه، حتما خودش دیده دیگه!!! «انسانهای فرهیخته» هم _ بجز اعضای انجمن فرویدی _ در اون کنگره جعلی حضور نداشتن، اونجا یه سفره حضرت عباس پهن کرده بودن البته با پول بیت المال که یه عده ای رو صنعتی توی سخنرانیش «روانکاو» کنه! اینم روش محور صنعتی – همایونپور برای «تایید پایان روانکاوی» «کاندیداها»ست!!! بعد هم دوستان من! اون لمپنایی که دانشگاه علوم بهزیستی رو با سه راه سیروس اشتباه گرفته بودن و عربده می کشیدن و از زن و مردشون میخواستند اعضای انجمن فرویدی رو بزنن همون اعضای برگزار کننده کنگره و مهمانان از مشهد آمده بودند!در ضمن در نمایش رو حوضی خوش رقصی هم جزوشه که تعدادی از اعضای این محور همین نقش رو داشتند از جمله کسانی که وقتی یه خارجی میگفت «سلام» کم مونده بود «پیرهن بر تن بدرند»!!! نامه دکتر نقوی هم که فعلا رو هوا مونده و جوابی از دکتر جعفریان، شما شنیدید ما هم شنیدیم! من جای شما بودم این نامه رو ور میداشتم، جز ضایع شدن چه فایده ای براتون داشته؟ در مورد «کیس شربر» و «کودکی را میزنند» هم باید گفت اگه درسنامه های دزدی از دکتر کدیور رو قورخانه چی و پور علی بابا برای گهر نبرده بودند در عمرتون اسم این مقاله ها رو هم نشنیده بودید ولی از آنجا «ظرفیت استفاده از متون فرویدی» نیاز به «یک وضعیت ویژه» داره که شما از اون محرومید، ارجاعتون به چنین مقالاتی رو نمیتونم جدی بگیرم! ببخشید!!! فقط یه نکته که خیلی چشممو گرفت: هم این دوستان و هم دوستان کنگره ی خواری ظاهرا خیلی سوخته اند از اینکه در انجمن فرویدی با سال و نام مقاله و حتی پاراگراف و علامت تعجب و … به مقاله های فروید ارجاع میدن و این کاریه که اونا نه عرضه شو دارن و نه «در وضعیتی هستند» که بتونن انجامش بدن. بعد هم عزیزان من یادتون باشه اون «ابوسعید» بود که می گفت «ما هیچ نیستیم»، شما با اون مدرک گهر اتفاقا هستید ولی جزو «قاذورات عالم امکان»!!! یعنی آدم خودشو چی باید ببینه که فکر کنه حرفی که ابوسعید زده، در مورد اونم صدق می کنه!!!!! شربر رو لازم نبود زحمت بکشید بخونید، خودتونو تو آینه نگاه میکردید کافی بود!!!
در مورد شاهد عینی برای ضرب و شتم هم باید گفت باز هم قورخانه چی بهتون دروغ گفت: کسانی بعنوان شاهد امضا کرده اند درگیری اتفاق افتاده که خودشون سمت رسمی داشتند و هیچ ارتباطی هم با انجمن فرویدی نداشتند! شما که انتظار نداشتید از اعضای گروه فرویدی تهران با اون سابقه دروغ و دغل رییسشون بعنوان شاهد بخوان که تایید کنند درگیری نبوده؟! ضمن اینکه عزیزان من یادتون باشه اینجا کنگره ی خواری نیست که فانتزی های خودتونو به دیگران فرافکنی کنید: داریم از «دنیای خارج» (نه اون خارجا؟!) حرف می زنیم و در این دنیا به تشخیص «قوه قضاییه» این ممکلت واقعا این ضرب و شتم «با تمام ادله و اسناد لازم» «مسجل و ثابت» شد و براش هم قرار بازداشت و … صادر شد. حالا شما میخواهید «قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران» رو «زیر سوال ببرید» خودتون باید در دادگاه صالح حرفتون رو اثبات کنید!!! اینجا که موزه فروید نیست برادر من!!! که هر چی دلت خواست «دروغ به جمهوری اسلامی ببندی»!
اما این نکات خوشمزه ای که در مورد مقاله «کودکی را میزنند» گفته بودید واقعا خیالمو راحت کرد: با درسنامه های دزدی هم نمیتونید کاری از پیش ببرید بسکه بیسوادید!
و کلام آخر اینکه بله، «دکتر کدیور بزرگ ماست»، نه درمانگر ماست، نه مراد ما ولی درست فهمیدید که «بزرگ» ماست چون اوست که «دلیل راه» است و این «دانش ناخودآگاه» علیرغم میلتون خودش رو نشون داد، لکان که گفته «ناخودآگاه بیرون است» (به نقل از کتاب دکتر کدیور)

 

دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد «مافیای روان»
بازپرس پرونده دکتر کدیور که حکم بستری شدن را می ده مدارک دکتر کدیور رو در مورد عضو انجمن جهانی روانکاوی بودن جعلی می دونه!!!
دقت می کنید دوستان یک بازپرس چنین حکمی رو می ده؛ حکم بستری شدن رو!!!
خیلی دلم می خواد بدونم نظر این جناب رو در مورد مدرک دکتر صنعتی!

 

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
در جستجوی مطلبی بودم که به مقدمه صنعتی در کتاب روان پویشی کوتاه مدت دوانلو برخوردم. در این مقدمه صنعتی فروید را کاملا تحریف کرده است:
“روان درمانی های تحلیلی کوتاه مدت ریشه در کارهای بالینی خود فروید دارد. او توانست گوستاو ماهلرو برنو والتر را طی جلساتی محدود (۴ تا ۶ جلسه) با موفقیت درمان کند. پس از او تلاش های ساندور فرنزی و ویلهلم استکل با درمان های فعال و به خصوص نظرات اتو رنک(اراده درمانی) در دهه ۳۰ و نیز کوشش ناموفق فرانتس الکساندرو ” تجربه های اصلاح کننده” او اشتیاق روانکاوان برای کوتاه کردن مدت روان درمانی های پویا را، طی یک قرن گذشته نشان می دهد. آرزویی که بلاخره در ۳-۲ دهه پایانی قرن با کارهای دوانلو و دیگران بر آورده می شود.” **
اما صنعتی این پارگراف را براساس کدام منبع فروید نقل کرده است؟! در یکشنبه های آفریقا اکنون مقاله «آنالیز با پایان و بی پایان » توسط خانم دکتر مرجان پشت مشهدی خوانده می شود که درست برخلاف این گفته های صنعتی است. همچین تا جایی که به یاد دارم فروید همیشه روانکاوی را مشغله ای زمان بر می داند و در مقاله «آنالیز با پایان و بی پایان » (۱۹۳۷)به این مقوله به طور مفصل می پردازد. فکر می کنم صنعتی این مقاله فروید را تاکنون ندیده است. او شاید تا زمان بروئر و هینوتیزم (قبل از ۱۹۰۰) فروید را دنبال کرده است ولی مدعی است که روانکاو است.
گرچه او چیزی از روانکاوی نمی داند اما از این راه امرار معاش می نماید. او جلسه ای ۳۲۰ هزار تومان هزینه روانکاوی دریافت می کند و مزخرفاتی در مورد فروید و روانکاوی به افراد جامعه و بیمارانش می دهد.
**روان درمانی پویشی کوتاه مدت، نوشته دکتر حبیب دوانلو باترجمه دکتر عنایت خلیقی سیگارودی با مقدمه دکتر محمد صنعتی، ص۷).

 

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
از وقتی شنیده ام که صنعتی مراجعانش را برای هر جلسه ۳۰۰ هزار تومان (نه جلسات آنالیز! آنالیزش ۳۲۰ هزار تومان است) نقره داغ می کند، دارم فکر میکنم پس این بازرس های وزارت بهداشت دقیقا در کدام محل هستند که این موضوع را نمی بینند. دکتر همتی را یادتان هست؟ معاون محترم درمان سازمان تامین اجتماعی؟ در کنگره خواری، وقتی اعضای انجمن فرویدی می پرسیدند «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» بعد از چند دقیقه، همین آقای همتی رفت و صنعتی را زیر پر و بال خود گرفت تا مبادا این سوال صنعتی را از پای در آورد.
باور کنید که آقای همتی از سمت راست سالن رفت و در کنار صنعتی، تقریبا در سمت چپ سالن ایستاد! دقیق خاطرم نیست ولی فکر میکنم تا پایان برنامه محل انجام وظیفه را ترک نکرد. چرا؟
صنعتی چه کسانی را زیر پر و بال گرفته که حالا دارند ادای دین می کنند؟
این زیر پر و بال بگیرها فکر کرده اند چقدر دوام می آورند در برابر این «سوال خوب»* و تا کجا حاضرند روح و جسم آدمهای این مملکت را فدای منافع صنعتی نمایند؟
* اشاره به دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان در تاریخ پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳- با عنوان « از فواید یک سؤال خوب»
https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8/

 

پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳

دیدگاه آقای امین درباره «مافیای روان»
آقای دکتر صنعتی(!) یادتان نرود که نام سهیل رضایی را در تاریخچه روانکاوی خود ثبت کنید. چرا در کنگره جعلی روانکاوی اسم او را از قلم انداختید؟! به سامان توکلی هم بگویید در مصاحبه بعدی با روزنامه اعتماد سهیل رضایی را فراموش نکند. خدایش سهیل رضایی چه چیزی کمتر از هماپون پور دارد، او را هم به جمع خودتان بپذیرید. مشترکات زیادی باهم دارید، اگر بیاد تو جمعتون، آن وقت جمعتون جمع می شه.

 

جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
این جهان بازیگه است و مرگ شب
باز گردی کیسه خالی پر تعب
کسب دین عشقست و جذب اندرون
قابلیت نور حق را ای حرون
کسب فانی خواهدت این نفس خس
چند کسب خس کنی بگذار بس
نفس خس گر جویدت کسب شریف
حیله و مکری بود آن را ردیف

با سلام؛
¬از قدیم گفته اند: گرسنه را چه حلال و چه حرام.
امروز، وقتی پررویی روانپزشک قلابی “مکتب روزبه” را با این همه تلاشهای انجمن فرویدی برای فهماندن خطاهای او و اطرافیانش، و اصرارشان در حفظ مسیر غلطشان را می¬بینم به این جمله¬ی درست آقای خمینی با این مضمون ایمان آوردم که گفت: وقتی آنها بر مسیر باطل خود این قدر پابرجا هستند، چرا ما از مسیر درست و به حقی که می¬رویم کوتاه بیاییم؟
در سمپوزیوم اعتیاد مورخ پنجشنبه ۲۵ دیماه ۱۳۹۳ با یکی از روانپزشکان سرشناس در زمینه اعتیاد (دکتر آ. م.) صحبتی داشتم که از وقاحت کاسبان روان مرا شوکه کرد. دکتر آ. م. برای رد درخواست کمک به من صحبت از درگیری خودش در جلساتی نمود که چهارشنبه¬ها توسط گروه دکتر صنعتی در بیمارستان روزبه برای مرور همه کتابهای فروید برگزار می¬شود. طبق گفته¬ی ایشان در این جلسات هر هفته یکی از کتابهای فروید مطالعه می¬شود! وی در پاسخ به سؤال من که چند بار پرسیدم مثلاً کدام کتابها؟ هربار گفتند همه کتابها. پرسیدم منظورتان از همه کتابهای فروید، استاندارد ادیشن ۲۴ جلدی هم هست؟ جناب دکتر گفتند: “بعله، اون رو که هر هفته یک جلدش رو می¬خوانیم”!! بعد از این شوک چند موضوع ذهنم را مشغول کرد:
۱- جناب دکتر اصلاً نمی دانند در جلساتی که هر هفته چهارشنبه در بیمارستان روزبه شرکت می¬کنند چه مطالبی، بر چه اساسی و طبق کدام منابع ارائه می¬شود.
۲- جناب دکتر اصلاً نمی¬دانند ابعاد هر جلد از این کتابها و حجم مطالب موجود در آن چقدر است. مگر اینکه، هوش مافوق سرشار و استعداد ذاتی گروه اندکی از دانشجویان و دانش آموختگان روانپزشکی بیمارستان روزبه چنین قابلیتی به آنها داده باشد که سایرین از درک آن عاجزند.
۳- جناب دکتر متوجه نشدند که با گفتن این جملات، با توجه به موضوع آن جلسه¬ی سمپوزیوم (توهم¬زاها) خودشان به چه نکته ظریفی درباره استعداد خدادادی برخی آدمها برای همه کاره شدن اشاره کردند.
۴- خود دکتر آ. م. در همین سمپوزیوم از سایکوز (به ویژه اسکیزوفرنیا) به عنوان endorphins intoxication نام بردند و استدلال نمودند که چون دسته¬ای از توهم¬زاها در مصرف کنندگان علایمی همچون توهمات پسیکوتیک ایجاد می¬کنند، پس برای این گروه از بیماران روان درمانی¬ها کاربرد چندانی نداشته و دارو درمانی بهترین گزینه است. در واقع، با توجه به این استدلال، این سؤال مطرح می¬شود که چرا وقتی توجیه بیوشیمیایی بودن منشاء اختلالات روانی تا این سطح ساده می¬شود که دارو¬درمانی با هر میزان کارایی بر روان¬درمانی¬ها اولویت پیدا می¬کند؛ باز هم عده¬ای دست از سر روانکاوی برنمی¬دارند؟ تازه، عده¬ای هم مثل دکتر آ.م. که تا چندی قبل فقط به فعالیت طبی و دارویی می¬پرداختند امروزه در جرگه¬ی فعالان روانکاوی (در جبهه¬ی کاسبان روان) قرارگرفته¬اند؟
۵- باز هم این جمله به یادم آمد: “روانپزشکی چه خلائی دارد که روانپزشکان به روانپزشک بودن خالی قانع نیستند؟”.
در انتها، یاد جمله¬ای قدیمی افتادم: نهضت همچنان ادامه دارد.

 

جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
روز آخر کنگره جعلی جان برکفان سالن سنگ تمام گذاشتند؛ از هر طرف ندای «صنعتی، صنعتی» شنیده می شد، کلی به ما توهین کردند و البته از پرسشگری های ما هم کلی فیلم تهیه کردند! با خودم فکر می کنم اگه اینقدر آن جان برکفان این سردمداران را گنده نمی کردند، آنها هم وهم برشان نمی داشت که خیلی کسی هستند و هرکاری نمی کردند!
” سجده‏ خلق از زن و از طفل و مرد
زد دل فرعون را رنجور کرد
گفتن هر یک خداوند و ملک
آن چنان کردش ز وهمى منهتک‏
که بدعوى الهى شد دلیر
اژدها گشت و نمى‏ شد هیچ سیر”
مولانا

 

 

شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم/ آقای مهمان درباره «مافیای روان»
از قدیم گفتند: ماه پشت ابر نمیمونه و بار کج هم به مقصد نمیرسه. بالاخره دست همه شما روانکاونماها رو شد. اگه مدرکی مستند برای دفاع از خودتون ندارید حداقل یکم شهامت داشته باشید و به جرایم خودتون اعتراف کنید. شاید بخشیده بشید یا حداقل از بار جرمتون کم بشه.

 

یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
دکتر شریعت جان! یادت میاد «فاجعه تاریخی» رو؟ همین بود که ما می گفتیم! همه دنیا حالا این حکایت رو میدونند: «شکایت همسایه ها»، «ارزیابی در پزشکی قانونی» با حضور «شاگرد همایونپور»، «بستری اجباری»، «تشخیص اسکیزوفرنیای دیرآغاز» با حضور «نوکر همایونپور»، «روزی یک میلی گرم ریسپریدون» با حضور «شاگرد صنعتی»، و آخر سر «از ترس کمپین آقای میلر و به خاطر آبروریزی «جهانی»» آزادی دکتر کدیور! و مهمتر از آن نقش محور صنعتی ـ همایونپور در پشت لوای «فیلم» «شکایت همسایه ها» و با استفاده از ابزار «روانپزشکی صنعتی مرگ»! تعجبی داره که همایونپور با «سینمایی ها» نشست و برخاست داره؟ برای ساختن فیلم باید هم تهیه کننده داشت: که شوهرش بود، هم کارگردان داشت: که خودش بود، هم سناریو داست: که نویسنده اش خودش و صنعتی بودند و هم بازیگر: که اعضای محور صنعتی ـ همایونپور و در راس آنها شبنم نوحه سرا (در نقش جاسوس دو جانبه) بود! این همون «فاجعه تاریخی»یه که برای تو و نوحه سرا و روانپزشکی و محور صنعتی ـ همایونپور آبرو نذاشته!

 

یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
امروز ساعت ۷/۵۰ دقیقه از رادیو ایران دکتر فدایی در مورد راننده های تاکسی و مسافرین صحبت می کردند. از اینکه ناگهانی، نه بتدریج، شتر به موتور تبدیل شد و رانندگان تاکسی تصور کردند کجاوه باستانی را هر کجا بخواهند می توانند برانند. از لزوم رعایت قوانین توسط رانندگان و مسافرین با دقت و نکته بینی تا آنجا جلو رفتند که پول درشت مسافر زمان پیاده شدن حقوق سایرین را به مخاطره می اندازد!
تذکرات ایشان بعنوان روانپزشکی که به مسائل اجتماعی می پردازد قابل تقدیر ولی آقای دکتر روانپزشک مدافع صنعتی، که حتی متوجه پول خرد و درشت مسافر هم هست عرصه درمان و خصوصا علم را کمتر از حمل و نقل درون شهری می داند؟ میتوان یک شبه و بدون هیچ تعلیم و تربیتی از شتر روانپزشکی به موتور روانکاوی منتقل شد؟ از آن بدتر، می توان پزشک عمومی بود و ۳۰ سال با جعل عنوان کار و تدریس داشت؟ شاید تصور کرده اید روانکاوی نه آن کجاوه باستانی که اسب مرادی است که روانپزشکان را به IPA می رساند؟
جناب دکتر فدایی، روانپزشک محترم، همیشه شنوندگان جنابعالی همان “توده” جناب صنعتی نیستد که “ابزار سنجش دروغ” ندارد گاهی هم بطور اتفاق عضوی از اعضای انجمن فرویدی سخنان گهربار شما را می شنود!!

 

دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
آقا منِ ساده لوح تا حالا فکر می کردم هزار و صد تا دلیل هست که جناب حضرتی، سردبیر روزنامه اعتماد مطلبی که قریب به ۱ سال پیش «سامان تقلا» توی روزنامه اعتماد جعل کرد و از رییس این انجمن، دکتر میترا کدیور دزدید و از روانکاوی در ایران دزدید رو چاپ کنن و حضرتی اون رو تصحیح نکنه.
حالا که داره باز از صنعتی مینوسه و اون رو روانپزشک معرفی میکنه دیگه نمی تونم هزار تا دلیل بیارم که باز هم «اعتماد» قابل اعتماد است و باز هم بعد از این همه روشنگری سایت انجمن خبر نداره که صنعتی روانکاو نیست. صنعتی گفته بود روانپزشکه و با پلکان روانپزشکی خواست سر از روانکاوی در بیاره و اونجا دکان بزنه.
دکان زد البته. دکانش هنوز باز است و جلسه ای ۳۲۰ هزار تومان میگیرد از آنکه او را روانکاو فرض می کند. این وظیفه ی یک روزنامه نیست؟ این که بگوید «آی مردم! این بابا که ما گفتیم روانکاوه، روانکاو نیست. ما فکر کردیم هر کی از در دانشگاه بره تو، تا روانپزشکی بخونه، از اون یکی در روانکاو میاد برون. خوب اشتباه کردیم و حالا هم پاش می ایستیم.»
اعتماد!
طرف توی کشور آلمان دروغ میگه، مردم و رسانه ها کاری ندارن چه سمتی داره، که وزیر دفاعه، کارو به جایی میرسونن تا استعفا بده.
همین کشور خودمون، مردم و رسانه ها و مجلس کاری کردن که کردان مجبور به استعفا (ولی به قول خود مرحومش: استیفا) شد. حالا موضوع چیه که شما دست از سر این هیبت دروغ بر نمیدارید؟!
کاری جز تبلیغ برای دروغ هم در این دنیا هست.

https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

 

دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
کلمه مافیا در ویکی پدیا اینچنین تعریف شده: “انجمن مخفی خلافکاران سیسیل بود. این گروه در اواسط قرن ۱۹ میلادی به دلیل بی اعتمادی مردم به حکومت و سیستم قانونی و وابستگی مردم به افراد محلی قدرتمند در سیسیل بوجود آمد و بعدها در شرق ایالات متحده آمریکا و استرالیا گسترش یافت.معروف‌ترین نمونه مافیا پنج خانواده‌های تبهکار در شهر نیویورک می‌باشد.تمام فعالیتهای مافیا برای پول سازی است.”
در ویکی پدیا قوانین ده گانه مافیا را ذکر کرده که تعدادی از آنها را اینجا ذکر می کنم:
آیتم دو: به زن دوستتان نگاه نکنید. (کاری که به عقیده همایونپور اگر باعث شادی شما میشه، مجازید انجام بدید!)
آیتم سه: با پلیس دیده نشوید. (آقای صنعتی که باید بالاخره به دادگاه تشریف ببره و پاسخ بده که خلاصه این انگلند کجاست. قورخانه چی و محمدی که رفتند و … ادامه دارد…)
آیتم پنج: همواره در دسترس بودن یک وظیفه‌است حتی اگر همسرتان در حال وضع حمل است. (آره دیگه از اینجا زنگ بزنن به همایونپور و در مورد وضعیت دکتر کدیور بگن. اون هم آنجا با بقیه “خانواده مافیایی” هماهنگ کنه –سوفی دو میژولا، نادر برزین، عصمت ترک قشقایی، سیامک موحدی، فواد صابران، نادر آقاخانی، امیر عباس کشاورز، شبنم نوحه سرا، وحید شریعت، محمد صنعتی و …- و خلاصه همه چیز تحت کنترل باشه. به قول یکی از دیدگاه ها “فقط فکر آقای میلر و انجمن فرویدی رو نکردن”)
آیتم هشت: وقتی سوالی پرسیده می‌شود حتماً حقیقت را بگویید. (خوب این بدبخت حق داره که حرف نزنه، چون باید حقیقت رو بگه!! وقتی مدرک نداره، از کجا حالا بعد ۳۰ سال براتون مدرک جور کنه؟ یا اون یکی که شرکت سهامیش توی ورمونته ولی اسمش بوستونه. که با اون مدرک توی امریکا نیم کیلو نخودچی هم بهشون نمیدن! به خاطر همین پاشده بدو بدو اومده ایران. باباش با مدرک نداشته، ۳۰ سال سابقه “خدومی” درست کرده، چرا دختر نتونه؟)
آیتم نه: ثروت اگر متعلق به خانواده دیگریست به آن چشم ندوزید. (دزدی از مطالب و درسنامه های دکتر کدیور، استفاده از پول بیت المال برای برگزاری کنگره ی خواری، زدن کارخانه تولیدی برای تولید ۱۵۰ عضو ظرف مدت ۷ سال، جلسه ای ۳۲۰ هزار تومن برای هر جلسه به اصطلاح روانکاوی، استفاده از اسکایپ و تلفن برای روانکاوی کردن ملت _خوب در هر حال پول این ها هم به حساب ریخته میشه دیگه؛ واسه راه رضای خدا که کسی رو اینجوری روانکاوی نمیکنن_، … و پیدا کردن تخت خالی در عرض سه سوت برای دکتر کدیور در یک بیمارستان روانی دولتی. چون ایشان بدجوری کارو بار اونارو کساد میکنه!)
آیتم ده: این افراد نمی‌توانند عضو کوزا نوسترا (نام حقیقی مافیا) شوند: کلیه کسانی که خویشاوندی نزدیک در تشکیلات پلیس دارند، کلیه کسانی که خویشاوندی خائن در خانواده دارند، کلیه کسانی که بدرفتاری می‌کنند و به ارزش‌های اخلاقی پای‌بند نیستند. (انصافا زبونم در مورد این آیتم و این خانواده مافیایی قاصره!!!!)

 

دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
امروز یاد خاوری افتادم. رییس متواری بانک ملی. همو که هر جا سخن از «اعتماد» بود…
چرا یاد خاوری افتادم؟! چون داشتم به صنعتی فکر می کردم. صنعتی جان در پناه این همه «اعتماد»ی که به او شده فربه و متمول می شود. او خانواده اش (آنالیزان سابقش) را فرستاده به همان جایی که ادعا می کند از آنجا مدرک گرفته. داشتم به قدم بعدی او فکر می کردم که خاوری یادم آمد و دست کوتاه مردم…
چرا هنوز صنعتی در مقابل هیچ کس پاسخگو نیست!؟

 

سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره م. درباره «مافیای روان»
رئیس سازمان امور اراضی از شکل گیری پدیده ای به نام “کوه خواری ” در کنار زمین خواری خبر داد و گفت: این روند اگر قاطعانه قطع نشود ، امنیت غذایی کشور و عرصه های منابع طبیعی را تهدید خواهد کرد.

قباد افشار در گفتگو با رادیو اقتصاد اظهار داشت : تغییر کاربری کوه ها و تپه ها در برنامه زمین خواران قرار گرفته است که در اطراف کلانشهرها دیده می شود و به عرصه های مسکونی و دیگر کاربری ها تبدیل می کنند.
منبع: http://alef.ir/vdcdok0xjyt0kx6.2a2y.html?255248
خوب هرگوشه ای سر می جنبانی مافیایی در یک زمینه ای هست!زمین خواری، رانت خواری، کنگره خواری و حالا کوه خواری!! این خبر را که خواندم یاد کنگره های جعلی صنعی و همایونپور افتادم. پدیده های زمین خواری، کوه خواری،رانت خواری، کنگره خواری…… واقعا تکان دهنده است! با این حساب واژه « آدم خواری» را هم برای همانهایی باید بکار برد که قصد شوم خود را در به بند کشیدن دکتر کدیور به نمایش گذاشتند!
در مورد سایر «خواری ها» «دست ما کوتاه و….» و در مورد « آدم خواری» آنها حساب AMP و آقای میلر و شاگردان خانم دکتر را نکشیده بودند….

 

چهارشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه آقای محمد درباره «مافیای روان»
تو این قضایا من دو تا سوال برام پیش اومده که ممنون میشم اعضای انجمن فرویدی جواب بدن:
۱- یکی اینکه این ایمیل هایی که افراد دیگه میزنن به دکتر میلر، اعضای انجمن فرویدی از کجا متنش رو گیر میارن و پخش می کنن؟

۲- دوم هم اینکه شما که انقد میگید اگه صنعتی مدرک داره، اسکنشو بزاره روی سایتش و قائله تموم بشه (من کاری با داشتن یا نداشتن مدرک صنعتی ندارم و نمیدونم مدرک داره یا نه)، چرا خودتون ی صوتی یا یه کلیپ ویدئویی کوچولو از دکتر کدیور نمیزارید توی سایتتون که خود دکتر کدیور اعلام کنن که من سالم هستم و این مسایل در مورد بیماری من دروغ هست و… اگر هم دکتر رو به زور یک جایی بستری کردن، اگه ی نفری میره ملاقات ایشون ی طوری این کار رو انجام بده که دیگه خیال همه راحت بشه و خودتون هم انققد انرژی نزارید و بحث کنید که دکتر سالم هستن و….

 

چهارشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
می بینی ایسنای عزیز، رسانه ها دروغگویان را می سازند۱
همان دو سوال و جواب اول مصاحبه، تکلیف را روشن می کند:

What was your training, Iran and France, to become a psychoanalyst?
I started clinical studies in psychology at the University of Jondishâpour, located in Ahwaz, southern Iran. Then I went to the University of Paris 7 Denis Diderot. I spent the French psychology degrees from bachelor to master and obtained a doctorate in psychoanalysis.

یعنی خانم ترک قشقایی تا مقطع فوق لیسانس “آنالیزان سابق۲″ بوده است و با گذراندن دکترا از “میان فانتاسم عبور کرده۳″ و “روانکاو امروز۴″ می شود!!! علاوه بر پرسیدن آدرس دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان از صنعتی، باید آدرس دانشگاهی که دکترایش معادل “فانتاسم بنیادین” است و فارغ التحصیلی آن معادل “عبور از فانتاسم” را هم از ترک قشقایی بپرسیم، برای روز مبادا بد نیست!
و سوال دوم مصاحبه:

What practice of psychoanalysis are you?
I was a lecturer in psychology at public and private universities: the University of Tehran, Qazvin, the Islamic Azad University of Karaj. As a psychotherapist, psychoanalyst, I practiced in three private clinics two of which were attached to one of Tehran Faculty of Psychology and the other that of Karaj. These clinics are the equivalent in France of mental health centers. I received as child patients, adolescents and adults. This is how I came to be interested more specifically to mental development problems in children who subsequently can damage adulthood.

واقعا فهم تفاوت بین “کاویدن” و “درمان” یا “analysis” و “therapy” اینقدر غیرممکن است؟
حالا رابطه بین mental health و روانکاوی بماند که معلوم نیست دیگر چه صیغه ای است!!!!!!
عصمت ترک قشقایی به “میزان دلخواه” روانکاوی را هم به روانشناسی اضافه می کند تا با سوءاستفاده از “ندانستن” مصاحبه کننده، آشی بپزد تا به دهان خود و همپالگی های ایران نشینش خوش بیاید.
آیا قوانین مطبوعات در این موارد ساکت است؟ آیا همه خبرگزاریهای معتبر دنیا با هر کسی با هر عنوان “ادعایی” مصاحبه می کنند و آنان را صرفا بر اساس ادعایشان به خوانندگان خود قالب می کنند یا این فقط مشکل ژورنالیست های ایرانی است؟ حالا هر کجای دنیا هستند؟!!

۱-برگرفته از “مطلب می بینی ایسنای عزیز، رسانه ها دروغگویان را می سازند”، سایت انجمن فرویدی.
۲-روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، ص ۱۰۱.
۳- همان.
۴- همان.

 

پنج شنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
این بشنوید و بخندید مربوط به سخنرانی معنوی پور رو که گوش دادم با خودم گفتم چقدر اعضای انجمن فرویدی واقعا نجابت کردند توی اون جلسه. از اینور جلالی ندوشن هی می گفت من با خانم دکتر پشت مشهدی فقط کار دارم بابت تعهدی که به حراست دانشگاه داده و منظورش تعهدی بود که هیچوقت داده نشده بود و این یک دروغ بزرگ بیش نبود که فقط با هدف شانتاژ کردن گفته میشد و از طرف دیگه صنعتی که خودش تو توطئه حذف فیزیکی دکتر کدیور دست داشت اونجا اومده از civilization حرف میزنه! یکی نیست بهش بگه مرت… تو اگه civilization حالیت بود نمیرفتی با «آنالیزانت» ازدواج کنی!!! کنگره دیدی راه انداخته ای بعد به صاحبان واقعی این کنگره روانکاوی اجازه حرف زدن نمیدی ادعای تمدنتم میشه؟ منظورت تمدن مافیایاست دیگه؟ دیگه چه کاری مونده که برای ارضای خواسته های شیطانیت نکرده باشی؟: با آنالیزانت که ازدواج کردی، خودتو که به دروغ ۳۰ سال روانپزشک جا زدی، با دروغ خودتو روانکاو معرفی کردی، تاریخ ایران رو که تحریف کردی، جلسه ای ۳۲۰۰۰۰ تومن از مراجعات میگیری بابت حرفای صد تا یه غازت، دکتر کدیورو که میخواستی حذف کنی، روانکاوی رو که میخواستی یکجا ببلعی و…. فقط این کنگره دزدی زهرمارت شد به برکت انجمن فرویدی که حالیت کرد روانکاوی لقمه گنده تر از دهنته، حالام که تو گلوت مونده و داره خفه ات میکنه مثل سایر دوستانی که تو کنگره بلبل زبونی میکردن و حالا دیگه خفه شده اند مثل خود گهر!
« و ورای تمام اینها هنوز مانده که آرامش این دنیا را باز هم با روش دیگری که به زودی خواهید شنید به هم بزنیم» (فروید، سخنرانی ۱۸ از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی، «تثبیت در تروماها ـ ناخودآگاه»، ۱۹۱۶)

 

جمعه ۰۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
وقتی ترک قشقایی می گوید:

In Iran, psychoanalysis was poisoned by other pseudo-psychoanalytic currents were after him. It was the same with psychology, poisoned time by behaviorism and pavlovism. It begins to lose its place among the population. The weakening of these currents allowed the opening to psychoanalysis bringing a completely different look to what existed before.

منظور ایشان از other pseudo-psychoanalytic currents کیست؟ مگر جز این است که «مافیای روان» یعنی محور صنعتی- همایون پور، ترک قشقایی و… در برابر روانکاوی واقعی مانع تراشی می کنند. ترک قشقایی با هدف «مدفون کردن نام انجمن فرویدی» نشان داد که چقدر وابسته به همین جریان های شبه روانکاوی در ایران است. نباید فراموش کرد توطئه بر علیه تنها روانکاو واقعی- دکتر میترا کدیور- در ایران نیز توسط همین جریان شبه روانکاوی ( محور صنعتی -همایون پور، ترک قشقایی و…)انجام شد.
بعلاوه از همان جریان شبه روانکاوی که ترک قشقایی از آن یاد می کند، سه سال بعد صنعتی در سخنرانی خود، در کنگره جعلی روانکاوی، به عنوان تاریخچه روانکاوی در ایران نام می برد. اما ترک قشقایی آنچه را که انجمن فرویدی در طی سال ها در برابر این شبه روانکاوی هادر ایران انجام داده است (سست کردن جریان های شبه روانکاوی)را به نام خود ثبت می کند. این گونه سخن گفتن نیز از دیگر ویژگی های یک شبه روانکاو است.

 

جمعه ۰۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
نوشته های صنعتی به نام روانکاوی طی سالها و قالب کردن خود بعنوان روانپزشک و روانکاو با داشتن مدرک «فقط پزشکی عمومی»، در کنار آمدن گهر به ایران و ایجاد تشکیلات گلد کوئیستی «گروه فرویدی تهران»، در کنار دزدی درسنامه ها و سی دی های کلاس خانم دکتر توسط قورخانه چی در سال ۱۳۸۶، در کنار روانکاوی تلفنی و اسکایپی و وایبری، در کنار مقاله نادر برزین در سال ۲۰۱۰ برای معرفی صنعتی بعنوان روانکاو و «تاریخ سازی» برای روزبه بعنوان اولین بیمارستان «علمی» روانپزشکی در ایران، در کنار انتشار مصاحبه عصمت ترک قشقایی با «مجله تهران» در سال ۲۰۱۱ برای «مدفون کردن نام انجمن فرویدی»، در کنار بستری اجباری دکتر کدیور در ابتدای سال ۲۰۱۳ با همکاری شبکه مافیایی محور صنعتی – همایونپور، در کنار برپایی گروه مطالعاتی لکان در BGSP Inc تحت سرپرستی سیامک موحدی در سال ۲۰۱۳ مدت کوتاهی پس از بستری اجباری دکتر کدیور، در کنار معرفی رفعتیان یار دیرین صنعتی به آقای میلر بعنوان روانکاو ایرانی! برای دیدن خانم دکتر در بیمارستان!!!، در کنار این واقعیت که سیامک موحدی خبر آزادی دکتر کدیور رابه آقای میلر داده بود، در کنار معرفی «ناگهانی» دو نفر بهایی بعنوان روانکاوان ایرانی (فواد صابران و نادر آقاخانی) و تلاش برای سیاسی کردن بستری اجباری دکتر کدیور در سال ۲۰۱۳ و تلاش برای برپایی کمپینی علیه کمپین آقای میلر برای آزادی دکتر کدیور پشت سر رودینسکو، در کنار مقالات متعدد میشل راتفوس علیه آقای میلر و دکتر کدیور با استناد به حرفهای گهر همایونپور در سال ۲۰۱۳، در کنار این دروغ که «جمهوری اسلامی ایران روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و من هم با آنها موافقم» (کلمات گهربار گهر همایونپور در موزه فروید در مارس ۲۰۱۳)، در کنار شرکت گهر در کنگره IPA در سال ۲۰۱۲، در کنار پولهای شوهرم اینای گهر و نشست و برخاست با سینمایی ها بخصوص کیارستمی که برای کتاب «روانکاوی» گهر «مقدمه» نوشته!!!، در کنار برگزاری کارگاه روانکاوی در ایرسا توسط شاگردان و نوکران گهر در اردیبهشت ۹۲، در کنار فلوشیپ رواندرمانی در سال ۲۰۱۴، در کنار کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران به دبیری علمی صنعتی باز هم در سال ۲۰۱۴ و معرفی یک لیست بلند بالا از «روانکاوان ایرانی» توسط صنعتی در سخنرانیش که خانومم ایناش و شاگردان و نوکران همایونپور هم جزوشان بودند، در کنار عدم حضور رییس انجمن روانپزشکان، رییس سازمان بهزیستی و رییس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در کنگره صنعتی، در کنار کنگره؟! جغرافیای روانکاوی با هزینه شخصی!!! گهر همایونپور و با استفاده از امکانات دولتی همان رژیمی که بنا به گفته گهر روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده بود و گهر هم با آن موافق بود، در کنار دعوت از مهمانان خارجی باز هم با «هزینه شخصی»!!! گهر همایونپور، در کنار ایمیلهای متعدد به آقای میلر و مثلا تهدید ایشان برای دست برداشتن از حمایت از دکتر کدیور، در کنار صفحه فیس بوک «روانکاوان سایکوتیک»، در کنار در به دری قورخانه چی برای بازنشسته یا بازخرید شدن، در کنار فرستادن آنالیزان سابق و همسر فعلی به «خارج»، در کنار تهدید و توهین به اعضای انجمن فرویدی در کنگره صنعتی و ممانعت از صحبت کردن آنها، در کنار جلوگیری از ورود اعضای انجمن فرویدی به کنگره یواشکی…
همه اینها چه چیزی را نشان می دهد؟ یک توطئه، توطئه ای برای «به نام زدن» روانکاوی و بلعیدن یکجای آن از سوی محور صنعتی – همایونپور که از مدتها پیش در حال طرحریزی و اجرا بوده؛ توطئه ای که فقط با حذف دکتر میترا کدیور از روی کره زمین به موفقیت می رسید، توطئه ای که حضور بنیانگذار انجمن جهانی روانکاوی، شاگرد «لکان» و مرد اول روانکاوی در دنیا آن را خنثی کرد!
به صنعتی، همایونپور و «همکاران و نوکران» توصیه می کنم این جمله لاتین ابتدای کتاب «تعبیر رویاها»ی فروید را هزار بار بخوانند:

Flectere si nequeo superos acheronta movebo

«اگر نتوانم قدرت‌های برتر را خم کنم، جهنم را به حرکت درمی‌آورم»

 

 

دوشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سپیده سحر م. درباره «مافیای روان»
آقای محمد، حیف وقت که برای جواب دادن به سوالات شما صرف بشه.شما هنوز نفهمیدی که با اقدام چهار شاگرد دکتر کدیور در ایران و آقای میلر و کمپین ایشان در خارج از ایران خانم دکتر کدیور از توطئه خلاص شدن و الان دارند به کارشون ادامه می دن؟
هنوز نفهمیدی که آقای میلر همکاری و ارتباط مستقیمی با دکتر کدیور دارند و هر چیزی که که مربوط به ایران و روانکاوی باشه، خانم دکتر کدیور رو در جریان می گذارند؟ یا مطالب سایت به این شفافیت رو درست بخون یا به همون وب گردی در سایت های دروغ پرداز اینترنتی ادامه بده.

 

دوشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
” مسؤولیت‌پذیری، “با سرعت، دقت و جدیت تمام”

اواسطِ پاییزِ امسال درباره‌ی متهم‌شدنِ مستندِ یکی از استادانِ فلسفه‌ی دانشگاه تهران به انتحالِ مکرر و گسترده بحث‌های فراوانی درگرفت. (داده‌ای جزئی برای تخمینِ تعدادِ دنبال‌کنندگانِ بحث: دو مطلبِ این وبلاگ درباره‌ی این موضوعْ مستقیماً بیش از نه‌هزار کلیک گرفت و بیش از سیصد بار به اشتراک گذاشته شد.) دست‌کم دو روزنامه‌ی کثیرالانتشار و یک هفته‌نامه هم به موضوع پرداختند.

یکی از نشریاتِ خارجی‌ای که استادِ متهم مقاله‌ای در آن منتشر کرده بود رسماً اعلام کرد که مقاله‌ منحول بوده. بیش از دو هفته بعد از این اعلام، دانشگاه تهران بیانیه‌ای صادر کرد. در این بیانیه‌، که متن‌اش شروع می‌شود با “نظر به نشر شایعاتی مبنی بر عدم رعایت امانت داری علمی یکی از اعضاء هیأت علمی دانشگاه تهران در فضاهای مجازی”، نامِ استادِ متهم ذکر نشده است؛ اما به نظرم تصورِ عمومی این بود که این بیانیه درباره‌ی آن استادِ متهم است. دست‌کم برداشتِ من این بود که بیانیه درباره‌ی ایشان است.

در بیانیه آمده بود که دانشگاه تهران در موردِ رعایتِ اخلاقِ علمی، “اندک تسامح و مجامله‌ای را نخواهد پذیرفت.” به علاوه، دانشگاه تهران

“به منظور حفظ و حراست از حقوق و حیثیت دانشگاه و فرد یا افراد ذیحق، کمیته‌ای متشکل از برجسته ترین استادان مرتبط تشکیل داده تا این موضوع را با سرعت، دقت و جدیت تمام مورد بررسی تخصصی قرار دهند. بدیهی است هر نتیجه‌ای که از این بررسی حاصل آید ملاک و مناط عمل قرار خواهد گرفت و جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهد شد.
دانشگاه تهران در صورت اثبات تخلف مزبور، برخورد قاطعانه و قانونی را با فرد متخلف انجام داده و با ارجاع موضوع به مراجع ذیصلاح از انجام رفتارهای غیر اخلاقی و غیر حرفه‌ای تبرّی خواهد جست. هم‌چنانکه اگر اتهام وارده اثبات نگردد، دفاع از حیثیت شغلی و صنفی اعضای هیأت علمی را وظیفه همیشگی و لازم خود می شمارد.”

حالا بیش از چهل روز از انتشارِ این بیانیه گذشته است. گمان نمی‌کنم بررسیِ این اتهاماتِ خاص به آزمایشِ دی‌ان‌اِی و یافتنِ نمونه‌های خون و مو و احضارِ شهود نیازی داشته باشد. برایم خیلی روشن نیست که کارِ کمیته‌ی تشکیل‌شده از برجسته‌ترین استادانِ مرتبط چقدر طول خواهد کشید. دانشگاه تهران امسال هشتادساله شد.”

http://kaavelajevardi.blogspot.com/

این یادداشت را در یک وبلاگ فلسفی خواندم. نویسنده از بی مسئولیتی دانشگاه تهران در قبال سرقت ادبی «استاد» گروه فلسفه شاکی است، خواستم بگویم در برابر دانشگاه علوم پزشکی تهران که انگار نه انگار مدرک یکی از «استاد»انش از چندین ماه پیش زیر سؤال است، دانشگاه تهران را که آمده بیانیه صادر کرده، می توان نهایت مسئولیت دانست!

 

سه شنبه ۰۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
«چو از قومی یکی بی دانشی کرد
نه که را منزلت ماند نه مه را»

بعد از زیر سؤال رفتن مدرک دکتر صنعتی، خیلی منتظر بودم که روانپزشکان واگنش بجا و معقولی نشان بدهند و خواستار برخورد با این جناب باشند؛ اما چنین چیزی تا کنون اتفاق نیفتاده. فکر می کنم به این جامعه «علمی» روانپزشکان باید هشدار داد که نادیده گرفتن این تقلب و فساد دانشگاهی، فقط اعتبار خودشان را از بین می برد.

 

سه شنبه ۰۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
با سلام
بی بی سی فارسی در تاریخ دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳ در برنامه ی میزگردی خود به نام پرگار درباره رؤیا و کارکرد آن در سیستم روانی برنامه ای پخش کرد.مجری برنامه داریوش کریمی بود و مهمان های برنامه یک روانشناس(آقای دکتر ظریفکار)، یک روانپزشک(خانم دکتر جهانبخش) و متخصص مغز و اعصاب (آقای جوادی) بودند. قابل توجه دکتر صنعتی، همایون پور و یارانشان که همه مهمانان برنامه پرگار خارجکی و به ویژه در کشور انگلستان بودند. یعنی همانجایی که دانشکده دانشگاه روانپزشکان که دکتر صنعتی مدعی فارغ التحصیلی از آنجاست بودند!! جالب آنکه هیچ کدام از مهمان ها ادعای روانکاو بودن نداشتند و تنها روانشناس جمع نظرات فروید را درباره رویا طرح می کرد آن هم نه به عنوان روانکاو و فقط بر اساس آن چه فروید گفته اظهارنظر می نمود. دو مهمان دیگر بدلیل عدم آگاهی کافی درباره روانکاوی از اظهارنظر درباره حیطه خارج از تخصص خودشان خود داری می کردند.
همه متفق القول بودند که بررسی مقولاتی از این دست بیشتر در حوزه کاری علمای علم روانکاوی است و روانکاوی را زیر شاخه روانشناسی و روانپزشکی معرفی نمی کردند. بلکه آن را شاخه ای از علم می دانستند و کلمه ی روانشناسی از نوع فرویدی را مطرح نمودند و وقتی درباره رواندرمانی طی روانکاوی صحبت شد آن را مقوله ای مستقل و جدای از رواندرمانی در روانپزشکی و روانشناسی معرفی کردند. حالا این سؤال از همایونپور و صنعتی و دوستانشان پرسیده میشه که آیا فقط دانشکده دانشگاه جعلی روانپزشکان انگلستان با توهم روانکاو شدن در ۲۴ جلسه و ۳۰۰ ساعت و… می تواند روانکاوانی مثل شما تحویل دهد یا کمک رسانه هایی مثل ایسنا هم برای نشر اکاذیب لازمه؟
قابل توجه رسانه های داخلی مثل جهان نیوز و ایسنا: یک ذره فقط یک ذره مسئولیت بررسی صحت و سقم اخباری را که منتشر می کنید را از بی بی سی یادبگیرید. همان بنگاه خبری که بعضی از شما جنابان در مذمتشان طومارها نوشته اید.

 

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
با خواندن تماس یک نفر از مراجعان صنعتی با مدیرعامل انجمن یاد صحبت های یکی از دوستانم در همین جند روز پیش افتادم که مطالب سایت انجمن فرویدی را دنبال می کند. گفتگوی ما در مورد ادبیات بود و آدم های مطرح در زمینه هنر. او عین این جملات را برایم نوشت: «من بعد از قضایای کنگره و دکتر صنعتی و این حرفا خیلی با احتیاط به اسمهای بزرگ نزدیک میشم. خیلیاشون منحرف میشن و باد می کنن و شروع می کنن به تنبلی و تجارت و خیانت در اون چیزی که باید حفظش کنن.در هر زمینه ای همین که یه نفر مردم باهاش عکس میگیرن و امضا میگیرن کافی نیست.»
خوب مایه مباهات من است که بازتاب فعالیت انجمن مان را می بینم.

 

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
آنچه طی این چند ماه اتفاق افتاد، همه بحث و بررسی هایی که حول و حوش مدارک دکتر صنعتی و گهر همایون پور رخ داد، برای خیلی ها در حکم زلزله ای بود که باورهای غلط محکمشان را دچاز آشوب ساخت. آنچه باورش برای این «مریض» سخت است، همین فروریختن «کاخ پوشالی» ای است که او از دکتر صنعتی و «تحلیلش» برای خود ساخته است. یاد صحنه ای از فیلم «خداحافظ لنین» می افتم که در آن زنی معتقد به حکومت کمونیستی آلمان شرقی قبل از فروریختن دیوار برلین، دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان بستری شد و در مدت فروریختن دیوار اصلاً در شرایطی نبود که متوجه شود چه اتفاقی افتاده است و بعد از مرخص شدن از بیمارستان نیز فرزندانش به دلیل پیشگیری از حمله مجدد قبلی چیزی به او نگفتند تا اینکه یک روز وقتی در خانه اش تحت مراقبت فرزندانش بود، متوجه پرواز مجسمه لنین در آسمان شد. مجسمه لنین برداشته شده بود، او با همان لباس خانگی اش از آپارتمان بیرون دوید و رفتن و دور شدن مجسمه لنین را در آسمان نگاه کرد. در آن صحنه آدم احساس می کرد همه آن «کاخ پوشالی» برای آن زن دارد فرو می ریزد…

فکر می کنم که دیگر تاریخ انقضاء تفکر صنعتی ها و همایون پورها فرا رسیده باشد! بالاخره تا زمانی می شود حقیقت را کتمان کرد و تا زمانی «توده» هم دروغ را بدون سنجش می پذیرد. «نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد!»

 

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم لاله ش. درباره «مافیای روان»
نمیدونم خشمی که از این صنعتی زالو دارم ، چه جوری خاموش کنم..
خانم تماس گیرنده به صنعتی گفته هفت سال دارم میام چرا دارم هی بدتر میشم صنعتی گفته مشکل تو خیلی پیچیده است ده سال دیگه هم باید بیاا!!
یاد بچه گی ام افتادم، رفته بودم خونه ی پدر بزرگم، برای پادردش روی پاش زالو گذاشته بودند تا دردش ساکت بشه، این زالو ها بعد از چندین ساعت ولکن خون خوردن از پای پدربزرگم نشدن.. و چاق چاق شده بودند، و آخر سر روی زالو ها نمک میریختن، تا دست از خون خوردن بردارند.. نمک های انجمن فرویدی داره کارشو میکنه..تا این زالوها !! دست از خون خوردن بردارند.
حالم ازشون بهم میخوره بی وجدان هاااااا

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه متاسفانه اخیرا شمار دیپلم‌های جعلی نسبت به گذشته افزایش یافته است، به خانواده‌ها در این خصوص هشدار داد و گفت: در صورت شناسایی افراد سودجود و مراکز غیرمجاز برخوردهای قانونی لازم انجام خواهد شد.
http://www.hamhameh.org/%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/
ای کاش در سطح تحصیلات عالیه و دانشگاهی نیز چنین مسئولیتی حس می شد.در حوزه پزشکی نیز فرد با وجدانی اعم از وزیر بهداشت، رئیس دانشگاه، رئیس بیمارستان، یک پزشک و … یافت می شد تا در مورد مدرک غیر قابل ردیابی صنعتی به جامعه علوم پزشکی هشدار دهد و بگوید چه فاجعه ای رخ می دهد وقتی فردی مدرک تخصصی ندارد، اما بیش از ۳۰ سال به عنوان پزشک متخصص در مقام استاددانشگاه است و به دانشجویان تدریس می کند.
ای کاش در جامعه پزشکی کسی می پرسید:«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
مجله تهران که به قول یکی از مسؤلینشان “رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است”، قصد معرفی کدام ایران را به فرانسوی زبانان دارند؟ ایرانی که برخی از رسانه هایش اعتماد و ایسنا هستند که هر پرت و پلایی را منتشر می کنند و وقتی به آنها تذکر داده می شود، یا کلا گوش بدهکار ندارند یا به خاطر باند بازی، از انتشار جوابیه انجمن فرویدی سر باز می زنند در حالی که “ادعای” طالب اصلاح بودن می کنند؟ یا ایرانی که معاون وزیر بهداشت آن بدون علم و آگاهی (البته امیدوارم فقط اینگونه باشد، که باز هم در این صورت از بی خبری و بی دانشی یک معاون وزیر!! خبر می دهد که این هم نکته کم اهمیتی نیست) روانکاوی را به نام روانپزشکی می زند؟ یا ایرانی که در آن شخصی با نداشتن مدرک روانپزشکی ۳۱ سال مردم را به اصطلاح درمان کرده، کرسی های دانشگاه را اشغال کرده و در جامعه علمی!! کشور به عنوان خدوم از او یاد می کنند؟ یا ایرانی که مانند قارچ توسط محور صنعتی -همایونپور با برگزاری دوره های چند ساعته روانکاو تحویل جامعه می دهند؟ یا ایرانی که رونپزشکانش قصد از بین بردن تنها روانکاو عضو جامعه جهانی روانکاوی در ایران را داشتند؟ یا ایرانی که در آن نوچه های صنعتی و همایونپور درسنامه ها و ترجمه های دکتر کدیور را می دزدند و با آن “کسب درآمد” می کنند؟
خبرگزاری ها و رسانه ها اول از همه مسئول درستی و اعتبار مقالات خود هستند. بر دوش مجله تهران بار دیگری نیز سنگینی می کند: “معرفی ایران به فرانسوی زبانان”. کسی که با هدف “معرفی ایران” اقدام به چاپ مقاله یا مطلب می کند، اول از همه باید عشق به وطن و عشق به سرافرازی و بالندگی ایران در رگ و پی خودش و تمامی کارمندانش ریشه دوانده باشد. نه اینکه تیشه براشته و به ریشه آباء و اجداد وطنش بزند. باید گوش هایش باز باشد، قصدش فهمیدن باشد، فارغ از تمام باند بازی ها و دوستی ها و دشمنی ها، تا آن وقت بتواند کشورش را به فرهنگی دیگر بشناساند. چون موضوع اصلا شخصی نیست، موضوع فرهنگ، تاریخ و اعتبار این سرزمین کهن است.
خانم ترک قشقایی روانکاو شدنش را اینگونه تعریف می کند:

I went to the University of Paris 7 Denis Diderot. I spent the French psychology degrees from bachelor to master and obtained a doctorate in psychoanalysis.

کسی که فقط تحصیلات دانشگاهی در رشته روانکاوی گذرانده “نمی تواند” یک روانکاو باشد. این موضوعی است که تمام روانکاوان واقعی به آن اذعان می کنند. روانکاو شدن مستلزم گذراندن راه سخت و دشواری است که با پاس کردن چند واحد دانشگاهی “هرگز” حاصل نمی شود. در کتاب مکتب لکان ص.۴۱ نوشته شده: “برگردیم به این سؤالمان که یک روانکاو چگونه حادث می شود؟ روانکاو محصول انجام گرفتن عمل روانکاوی بر شخص خودش است و از هیچ طریق دیگری حادث نمی شود. حادث شدن او نتیجه یک فرایند بسیار بطئ و بسیار طولانی است که هیچ زمان از پیش تعیین شده ای بر آن متصور نیست.”
این جملات کوتاه فقط در مورد شخصی است که ادعای روانکاو بودن دارد. بماند که در مصاحبه چه می گوید…! که خود بحثی طولانی است. یعنی تا همینجای مطلب، مجله تهران می توانست با این خانم مصاحبه نکند. یا اگر هم مصاحبه ای اتفاق افتاد، می توانست چاپ نشود!
فکر می کنم رویکرد مجله تهران هم واقعا همان است که این ایران -که فعلا دروغ و دغل در آن کم اتفاق نمی افتد- را به فرانسوی زبانان معرفی کند. واقعا به گردانندگان این مجله توصیه می کنم مطلب “کشور جهان سومی کشور جهان سومی است” را بخوانند.

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
«او برای من خدایی بوده».
از دیشب این جمله در ذهن ام تکرار می شود. البته شکسته شدن این «خدایان زمینی» برای خود فرد معتقد، شاید واقعه دردناکی باشد، اما مگر حکایت تازه ای است؟ دکتر کدیور این موضوع را در کتاب شان « مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم» در فصل «مقایسه روشهای متلف درمانی بر اساس درخواست بیمار» به طور کامل توضیح داده اند. در صفحه ۱۲ایشان «مقولۀ درمانگر و جایگاهی که او در درخواست بیمار و برداشت خودش اشغال می کند.» را چنین توضیح می دهند: «بیمار به یک درمانگر خاص مراجعه می کند، زیرا فکر می کند آن درمانگر قادر به تسکین رنج اوست. او به دنبال «کسی است که فرض می شود بداند».* دانستن در اینجا نه به معنای احاطه بر یک دانش مبتنی بر نشانه شناسی، فارماکولوژی، تئوری های روانشناسی یا روانکاوی است، بلکه به معنای دانستن این است که در وجود من چه می گذرد، «دانستن ناخودآگاه من». در نتیجه درمانگرها بر اساس جایگاهی که بیماران به آنها می دهند و براساس باور خودشان از این جایگاه به چند دسته تقسیم می شوند.
۱. بسته به اینکه بیمارشان آنها را در جایگاه « کسی که فرض می شود بداند» قرار می دهد یا نه؟
۲. بسته به اینکه خودشان خود را در جایگاه « کسی که فرض می شود بداند» می دانند یا نه؟»
در مورد فرد مورد نظر انگار هردو مورد اتفاق افتاده، دوست ما ۷ سال منتظر مانده و از پول و وقت خود سرمایه گذاشته و به نتیجه ای نرسیده است، و درمانگر (دکتر صنعتی) با حفظ این جایگاه به عنوان درمانگر همانطور که در صفحه ۱۳ دکتر کدیور ادامه می دهند: «رواندرمانگربا وجودی که در بسیاری از موارد می داند که در این جایگاه نیست، ولی قبول می کند که این جایگاه را اشغال کند و از این مکان به بیمار پاسخ دهد و همین مساله او را در وضعیتی توانفرسا قرار می دهد….».
از همین مکان بوده که به بیمار انگ های مختلفی به اسم روانکاوی می چسبانده و آن بنده خدای بی خبر را بازهم بی خبر تر می گذاشته! آنهم به نام روانکاوی نه رواندرمانی! دکتر کدیور در صفحه ۱۴ در مورد برخورد روانکاو و این درخواست بیمار می گویند: «اما یک روانکاو واقعی، یعنی روانکاوی که خودش به طور صحیح و کامل روانکاوی شده باشد، می داند که «کسی که فرض می شود بداند» در خارج از بیمار نیست و دانشی را که بیمار به دنبال آن است در خود اوست، در ناخودآگاه اوست.»
تعبیرهایی که دکتر صنعتی با اشغال این جایگاه به بیمارش داده، یا به عبارتی تعبیرهای «روحوضی» وی، بیشتر به «ترانه های درخواستی» شبیه بوده تا «تعبیر»!
دکتر کدیور در مورد تعبیر روانکاو در صفحه ۱۴ کتاب چنین می گویند:« تعبیر یعنی بزرگ نمایی حرفهای خود بیمار. یعنی واداشتن او به شنیدن آنچه خودش می گوید. زیرا بیمار به رغم تمام رنج هایش و به رغم تمام تلاشهایش درعمق وجودش نمی خواهد بداند. روانکاوی که در این تله بیفتد و باور کند که در «جایگاه کسی که فرض می شود بداند» قرار دارد نهایتأ کارش به دستورالعمل دادن و نصیحت کردن می رسد و اگر خیلی «دانشمند» باشد مشغول القاء تئوریهای خود به بیمار می شود.»
۷ سال به زعم خودشان «موش آزمایشگاهی بودن» برای کسی که بدون هیچ مدرک و بدون هیچ تلاش و بدون هیچ پشتوانه علمی – تخصصی و صرفا با رانت خواری، جایگاهی اینچنین اشغال کرده، البته موضوعی دردناک است؛ هم برای خود بیمار و هم برای کل جامعه ایرانی! اما، همیشه یک اما هم هست؛
– شروع کلاس های گروه عرصه فرویدی – مکتب لکان از سال ۱۳۸۰، یعنی ۱۳ سال پیش!
– اولین چاپ کتاب خانم دکتردر سال ۱۳۸۱ ، یعنی ۱۲ سال پیش!
– شروع پنج شنبه های فرویدی از مهر ماه ۱۳۸۴، یعنی از ۹ سال پیش!
– شروع جلسات آشنایی با فروید و لکان از سال ۱۳۸۵، یعنی از ۸ سال پیش!
– – کسب مجوز فعالیت انجمن ارتباط با جامعه جهانی درشروع بهار سال ۱۳۸۶ و کسب مجوز فعالیت انجمن فرویدی در سال ۱۳۸۷، یعنی از ۸ سال پیش!
– – شروع به کار مرکز روانکاوی آفریقا از سال ۱۳۹۲، یعنی از یکسال پیش!

– شروع به کار سایت انجمن فرویدی از سال ۱۳۹۳، یعنی امسال!
– شروع کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران» از سال ۱۳۹۳، یعنی امسال!
و اینهمه بازتاب و انعکاس و …….
«و ورای تمام اینها هنوز مانده که آرامش این دنیا را باز هم با روش دیگری که به زودی خواهید شنید به هم بزنیم» (جمله پایانی فروید در سخنرانی ۱۸ «تثبیت در تروماها ـ ناخودآگاه» (۱۹۱۶)

*Subject Supposed to Know

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
دوست دارم بدانم جواب «مریض دکتر صنعتی» را چه کسی می دهد؟ «مکتب روزبه»؟، دانشگاه علوم پزشکی تهران؟، وزارت بهداشت و درمان؟، کمیسیون بهداشت و درمان مجلس؟ یا قوه قضاییه؟!

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
دوستی داشتم که در جریان بستری اجباری دکتر کدیور بود و از آن سالها ایمیل های کنپین را برایش فوروارد می کردم. بعد از کنگره خواری، یکی از مطالب در مورد صنعتی را که دید گفت اعضای انجمن در کنگره خیلی بد برخورد کرده اند و … . وقتی جریان را برایش گفتم، گفت بهتر است آنها خودشان با هم درگیر باشند و ما خود را درگیر نکنیم! یعنی صنعتی و دکتر کدیور .و همچین صحبتهایی. هنگ کردم از پاسخش. گفتم این همه توضیح و طرف اینجوری خودش را بزند به آن راه!
وقتی متن تماس مریض صنعتی را خواندم، فکر کردم نه بالاخره جایی هست که بعضی از آدمها بیش از آن نمی توانند خودشان را فریب دهند و البته جایی هست که صنعتی بیش از آن نمی تواند مردم را تحمیر کند.
و این جمله ای که خیلی وقت پیش در یکی از دیدگاه ها آمده بود : شما برای این اینجا هستید که بفمید نه اینکه بفهمانید.

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
«خشونت داعشیه.» این جمله را که یادتون هست، «استاد اخلاق»، جناب صنعتی تو روز سوم کنگره جعلی در مورد انجمن فرویدی گفت. بعد از این جمله بود که جان برکفان سالن به اعضای انجمن فرویدی می گفتند: داعشی یا انجمن روانکاوان داعش. بعد از این سخنرانی غرا بود که شرکت کننده ها وقتی از کنار اعضای انجمن فرویدی رد می شدند، می گفتند از مرز داعش رد می شویم. «خشونت»ی که جناب صنعتی به ما نسبت داد، این بود که ما ادعای او و رفقایش را زیر سؤال بردیم؛ فقط همین. چون ما اعتبار کنگره آنها را زیر سؤال می دانستیم، «خشن» و «داعشی» شدیم. دلم می خواهد بدانم جناب صنعتی و شرکا که «خشونت» را سؤالهای ما می دانند، نظرشان نسبت به «با پنبه سر بریدن» و «با نمد داغ کردن» بیمارانشان (همان «توده» معروف) چیست؟!

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
مطلب گفتگوی مریض دکتر صنعتی با خانم هاشمی را که خواندم، یاد صحنه آخر فیلم «نیمفومانیاک» افتادم. هفته پیش، این فیلم را دیدم. زنی که اعتیاد جنسی داشت، داستان زندگی خود را برای یک مرد مسن تعریف می کرد. از سوءاستفاده هایی که از خود و دیگران کرده بود، سخن می گفت. در لابلای صحبتهایش، تو متوجه عذاب وجدانی می شدی که باعث تنفر او از خودش شده بود. مرد مسن که به نظر «فرهیخته» بود، در لابلای داستان زن، نظرات «فرهیخته گونه» اش را بیان می کرد و همه تلاشش این بود که قضاوت نکند و سعی می کرد عذاب وجدان زن را کاهش دهد. زن خودش می دانست چکار کرده، اما مرد مسن تلاش می کرد بگوید خطایی نکرده که باعث این همه تنفر از خودش شود. در حین تماشای فیلم، از این مرد مسن بدم می آمد. به یک دلیل ساده، به نظرم او خیلی ریاکار می آمد. ادای «پیامبر» بودن را درمی آورد. همه اش در حین فیلم با خودم می گفتم این موقعیت یعنی گفتگوی این زن با این مرد مسن در مورد زندگی، افکار، احساسات و کارهایش و تلاش مرد برای «قضاوتگر نبودن و مهربان بودن» شبیه جلسات «رواندرمانی» است که در آن مراجع با کوله باری از درد و رنج و خطا و احساس گناه به سراغ «رواندرمانگر» می آید و «رواندرمانگر» هم تلاشش این است که با «همدلی»، «عدم قضاوت» حال او را خوب کند، از احساس گناهش بکاهد و … و دقیقاً مانند جلسات «رواندرمانی» پر از ریاکاری است؛ چون در اکثر اوقات، «درمانگر» فقط نمایش یک انسان «بدون قضاوت» و «خیلی مهربان» را بازی می کند.
در صحنه آخر فیلم که به نظرم شاید اعصاب خوردکن ترین صحنه فیلم بود، همین مرد مسن «بدون قضاوت»، «فرهیخته» و «مهربان» بعد از اینکه زن داستانش را تمام کرد و به نظر می رسید تصمیم گرفته زندگی نویی را آغاز کند، به صورت بی شرمانه ای از زن خواست که با او رابطه جنسی برقرار کند. زن شوکه شده بود. مرد مسن استدلال کرد او که با همه مردان رابطه داشته، چرا امتناع می کند؟ زن با حالت شوکه شده ای، با تفنگش مرد را کشت!
می دانید احساس بد من نسبت به این مرد، با دیدن این صحنه به اوج رسید. همه آن حرفها و تلاش ها برای «خوب بودن» و «قضاوتگر نبودن» شویی بیش نبود و آنقدر فریبکاری این مرد مسن زیاد بود که زن هم تاب نیاورد.

بالاخره روزی فریب گریبان فریبکار را می گیرد جناب صنعتی!

 

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
این «مافیای روان» چه فکری کرده بودند! ؟
دکتر کدیور برای این «در ایران هستند تا زبان سعدی از کلام فروید بی نصیب نماند»۱ و این «مافیای روان» در همین مملکت میایند که او را به خاموش ترین وجه خاموش کنند. او را خاموش کنند و در نتیجه کلام فروید در ایران را. و بعد هم راهشان را بکشند و بروند دنبال صفای خودشان. چون در پرتو چون خورشیدِ یک روانکاو واقعی، فانوس حقیر آنها جلوه ای نداشته و حالا خودشان همگی ناگهان روانکاو شده اند و تخت هم که دارند!
نشد! از آنجایی که « فکر همه چیز را کرده بود جز ژک الن میلر و شاگردان خانم دکتر.»۲ را. (خانم مرجان م. درباره «مافیای روان» گفته بودند «وقتی می گفتیم «آقای میلر» منظورمون «شاگرد لکان» بود!» و این به ذهنم رسید که و این هم شاگرد تربیت کردن دکتر کدیور.)
یعنی محمد صنعتی، گهر همایونپور، شبنم نوحه سرا، سید وحید شریعت، امیرعباس کشاورز، افشین اعتضادی، عصمت ترک قشقایی و حسن قهاری فکر کرده بودند خوب حالا که دکتر کدیور آزاد شد، پس صبر کنیم تا فرصت بعدی و حالا برویم دنبال کار خودمان؟! نه آقا جان! «شب دراز است و قلندر بیدار»
در مدرسه به ما می گفتند وقتی فرد توبه از حرام خواری می کند، باید انقدر مرارت بکشد تا وزنی که با مال حرام بر بدن او اضافه شده را از دست دهد. هرگز صحت این مطلب را بررسی نکرده بودم و حال بعد از مدتها به خاطرم آمد و اندیشیدم اکنون توبه نکرده باید پس دهند این «مافیای روان» آن چک های شوهرم اینها را و تمام آن منافعی که چون خانه ای روی زحمات دکتر کدیور و انجمن فرویدی ساخته بودند.
آقای صنعتی که انقدر خشونت برایتان غیرقابل تحمل بود و دیگر دست پروردگان ایشان،حافظ می گوید:۳
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

گوییا باور نمی‌دارند روز داوری/ کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

۱- نقل به مضمون از سخنان دکتر کدیور در کلاس گروه عرصه فرویدی- مکتب لکان
۲- از دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
۳- http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh199

 

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
قابل توجه جنابان دکتر نقوی و دکتر جلیلی!
لطفا «در اسرع وقت» در مورد جنایات این «استاد خدوم»!!!!!!!!!!!!!!!!! توضیح بدهید مردم منتظرند!

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«تماس مریض دکتر صنعتی با همراه مدیر عامل انجمن فرویدی»
جناب آقای دکتر هاشمیان، وزیر محترم بهداشت و درمان! خواهشمند است یک سر به «مکتب روزبه» در دانشگاه علوم پزشکی تهران بزنید و ببینید چه جنایتها به اسم «درمان» در آنجا اتفاق میفتد! جلوی ویترین «مکتب روزبه» زده اند: «فلوشیپ رواندرمانی» که وزارتخانه متبوع شما مجوز آن را صادر کرده. آیا می دانید دکتر صنعتی با پشتوانه «دانشیاری» این دانشگاه چطور مردم را در مورد مدرک و صلاحیتش به اشتباه می اندازد؟ و چطور با زندگی آنها بازی می کند؟
از وزیر بهداشت، کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و قوه قضاییه کشورم می پرسم: جزای کسی که بدون داشتن مدرک اقدام به «درمان» بیماران آنهم در حوزه «روح و روان» کند چیست؟

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
فکر نمی کنید با وجود مشاورانی مانند خانم دیباییان و همینطور «مریض»های وفاداری که صنعتی را «خدا» می دانند، واقعا صنعتی خیلی فروتنی به خرج داد که در کنگره ی خواریش گفت «منِ روانکاو» و نگفت «منِ خدا»؟! دارم فکر می کنم این خانم خداییش چیش از حضرت موسی کمتره با این اوصاف؟ با خدا که حرف زده اونم رو در رو!!!!
راستی اساتید اعاظم!! بنظرتون تشخیص DSM برای جناب صنعتی چیه؟! فقط حواستون باشه اون خود خداست نه کمتر!

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
این اعتقاد مریض دکتر صنعتی به «خدا» بودن او خیلی مرا یاد مقاله «آنالیز با پایان و آنالیز بی پایان» فروید، ۱۹۳۷ انداخت. در جایی از قسمت سوم فروید می گوید: « در تمام عقاید غلط و خرافه های نوع بشر که به نظر می آید به آنها غلبه کرده ایم هیچکدام نیستند که باقیمانده هایش در سطوح پایین مردم متمدن یا حتی سطوح بالای جوامع فرهیخته وجود نداشته باشد. آنچه که یک بار به دنیا می آید با چنگ و دندان به هستیش می چسبد. فرد احساس می کند باید گاهی اوقات به این شک کند که آیا اژدهاهای روزهای اولیه تاریخ بشر منقرض شده اند یا خیر.»
و در قسمت چهارم همین مقاله می گوید: « … برای مدت زیادی بعد از اینکه آگاهی های جنسی به کودکان داده شده، آنها مانند نژادهای ابتدایی رفتار می کنند که به مسیحیت مشرف شده اند و بطور مخفیانه به پرستش بت های قدیمی خود ادامه می دهند».
دارم فکر می کنم واقعا چه تعداد از آدمها در عمق وجودشان فقط به یک خدا که از جنس بشر فانی نیست به راستی باور دارند؟ حالا می فهمم چرا «توحید» جزو اصول دین است و تقلیدی نیست.

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سپیده م. درباره «مافیای روان»
صحبتهای مریض دکتر صنعتی را که می خوانم به یاد برادر همسرم اشک در چشمهایم حلقه می زند که در طی این سالها به اسم درمان،تحلیل و کمک به انسانها این روان شناسها، روانپزشک ها وروانکاوهای دروغین چه بر سر ملت آورده اند. بلاهایی که جبران هم ندارد متاسفانه. باز این خانم شاید یکی از خوش بخت ترین مریض های این جلاد روان باشد. تکلیف مابقی چیست؟

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
این جمله «مریض دکتر صنعتی»: «آیا شما فقط عده ای نیستید که به طمع بدست آوردن موقعیت و در واقع درآمد دکتر صنعتی سعی در تخریب ایشون دارید؟» لبخند تلخی را به لبان من آورد. تلخ به این دلیل که در ذهن این «توده» (۱) دکتر صنعتی که به قول خودش هم «موش آزمایشگاهی» او بوده هیچ چیزی بالاتر از پول، ثروت، قدرت و شهرت وجود ندارد. البته اصلاً ایرادی نمی شود به «توده» گرفت. آنها «نمونه» ای (۲) ندیده اند که «شیشه نام و ننگ بر سنگ زده» (۳) باشد. آنها نمی دانند کسانی هستند که در این دنیا، بر اساس اشتیاقشان عمل می کنند و پول، ثروت و شهرت برایشان معنایی ندارد. آنها محور صنعتی ـ همایون پور را دیده اند که همه آمال و اهدافشان ثروت، شهرت و قدرت است. بارها از خودم سؤال کرده ام که دکتر کدیور چطور می توانند؟ آنچه در واقع من نمی فهمم «عشق و اشتیاق» ایشان به روانکاوی و تلاش بی وقفه ایشان برای گسترش روانکاوی در ایران است که علیرغم همه این سختی ها، مرارت ها، آزارها و توطئه ها همیشه استوار مانده است.
روزی یکی از دوستانم، از من پرسید دکتر کدیور چند روز در هفته، آنالیز انجام می دهند؟ من گفتم: دو روز. باورش نمی شد، در ذهنش داشت مقایسه می کرد تعداد آنالیزان های دکتر کدیور را با تعداد مراجعین «اساتید اعاظم». اولش متوجه سؤال و تعجب او نشدم. بعد خودش توضیح داد و من از فکر او متعجب شدم. او داشت بر اساس معیارهای «گفتار اربابی» به دکتر کدیور نگاه می کرد. به او گفتم: دکتر کدیور و کارشان را نمی توانی اصلاً بر اساس این معیارها بسنجی. اگر برای دکتر کدیور، راحتی، آسایش، پول، شهرت و ثروت مهم بود، اینجا نبودند. اگر برای دکتر کدیور تنها آنالیز شخصی افراد مهم بود، انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی و انجمن فرویدی را تأسیس نمی کردند. همه اعضای انجمن فرویدی می دانند که با شروع تصمیم به تأسیس انجمن و بعد تأسیس آن، چه «ارواح خبیثه» ای (۴) که به سمت دکتر کدیور روانه نشد. به راستی چه کسی غیر از دکتر کدیور می تواند در جایی به تلاش ادامه دهد که «مافیای روان» برای «حذف فیزیکی» ایشان نقشه چیده بودند؟!
نمی دانم توصیف ایشان برای من سخت است، چون هیچ کسی را در زندگی چون ایشان ندیده ام. شاید این مصرع حافظ بهترین توصیف ایشان از دید من باشد: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار»

۱- واژه «توده»، واژه موردعلاقه دکتر صنعتی است. او در مورد «توده» گفته است: «توده ابزار سنجش دروغ ندارد».
۲- اشاره به اصطلاح «نمونه» صفحه ۷۰ و ۷۱ کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱
۳- از درسنامه های دکتر کدیور، سایت انجمن فرویدی
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B1-4/
۴- اشاره به اصطلاحی که فروید در پیشگفتاری بر سخنرانی های آشنایی با روانکاوی به کار می برد
https://freudianassociation.org/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8

 

جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
در ادامه کامنت قبلی ام در مورد جمله «مریض دکتر صنعتی»: «ایا شما فقط عده ای نیستید که به طمع بدست اوردن موقعیت و در واقع درامد دکتر صنعتی سعی در تخریب ایشون دارید؟» می خواستم نکته ای را در مورد شاگردان دکتر کدیور بگویم. یادم هست سال ۹۰ یا ۹۱ با آقای زمانی یکی از شاگردان خانم دکتر تماس گرفتم و گفتم آیا شما «رواندرمانی» انجام می دهید؟ در واقع دوستی داشتم که دلم می خواست به روانشناس درست و اخلاقی ای ارجاع دهم. ایشان گفتند: خیر. البته قبل از این دفعه هم یک بار دیگر وقتی که کلاسهای ایشان را شرکت می کردم، از ایشان پرسیده بودم و آن دفعه نیز گفته بودند خیر. همان حول و حوش بود که با خانم دکتر پشت مشهدی، یکی دیگر از شاگردان خانم دکتر تماس گرفتم و ایشان هم گفتند فعلاً کلینیک نمی روند. برای جماعت صنعتی ـ همایون پور که «شهوت درمان» دارند، چنین چیزی قابل درک نیست که فرد متخصص در حوزه روانشناسی باشد، اما «شیفته» کار «بالینی» و «درمان» نباشد. برای آنها قابل درک نیست که روح و روان آدمها وسیله کسب تجارت نیست. انجمن فرویدی، ریاست آن و شاگردان خانم دکتر فرسنگها از چیزی که شما فکر می کنید، دور هستند؛ از «طمع بدست آوردن موفقیت و در واقع درآمد دکتر صنعتی». اینجا تجارتخانه روح و روان نیست!

 

شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
دوست عزیز مریض صنعتی! گفته اید: ” او برایتان خدایی بوده”!
هیچگاه از خود پرسیده اید چگونه اجازه داده اید فردی در حد و اندازه صنعتی برایتان خدایی کند؟ آنهم ۷ سال آزگار؟!! فعلا چاره ای جز پناه بردن دوباره به صنعتی دارید؟ چاره ای برای شک نکردن به ذهنی که صنعتی را خدا می پندارد و انتظار شفا از او دارد؟!!
مریض “صنعتی”! چه ترکیب جالبی!!

 

شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
دکتر جعفریان، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران « در جمع بندی جلسه ویژه اعضای هیئت علمی تمام وقت جغرافیایی، رعایت نکردن اخلاق حرفه ای را از مشکلات مهم مرتبط با مردم دانست و بر اهمیت گوشزد کردن اصول اخلاق حرفه ای به رزیدنت ها و دانشجویان تاکید کرد. » (مورخ ۵ بهمن ۹۲)

جناب آقای دکتر جعفریان برای گوشزد کردن رعایت اصول اخلاق حرفه ای به دانشجویان و رزیدنت ها، باید اساتیدی در دانشگاه حضور داشته باشند که خود نمونه رعایت اخلاق حرفه ای باشند؛ نه کسانی مثل جناب صنعتی که به دروغ خود را روانکاو معرفی کرده و در مطبش ۳۰۰ یا ۳۲۰ هزار تومان از مردم بی خبر، بابت فریب دادن آنها می گیرد. بهتر نیست اول از اساتید دانشگاه شروع کنید به گوشزد کردن اخلاق حرفه ای.
لقمه را دور سرتان نچرخانید لطفاً.

http://isna.ir/fa/news/92110502910/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%B2%D8%AF%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7

 

یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. درباره «مافیای روان»
ببخشید دوستان، حالا که چه قبل از کنگره خواری و چه در کنگره خواری و چه حتی ۴ ماه بعد از آن، نه خود صنعتی و نه هیچ کدام از دوستداران و نامه بنویسان برای او و نه حتی هیچ کدام از مسوولان باربط و بی ربط یعنی در واقع تا اینجای کار، هیچ وقت هیچ شخص حقیقی یا حقوقی ای حاضر نشد جواب سوال معروف «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست» را بدهد، حداقل یک آدم خوش انصافی پیدا شود و به این سوال جواب بدهد که پس این گواهی که قرار بود برای شرکت کنندگان در کنگره (کسانی که قبل از کنگره یک آدم عادی بودند و امید داشتند منبعد از آن به صورت خیلی خیلی یکهویی «روانکاو» خوانده شوند) صادر شود، چه شد؟ بالاخره صادر شد؟ نشد؟ چی شد؟ اگر کسی مطلع است، بگوید و خانواده ای را از نگرانی نجات دهد!!!

 

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
مریض دکتر صنعتی در آخر ایمیلش نوشته بود: «من این هفته حتما در جلسه ی گروه درمانی موضوع شما رو مطرح می کنم و پاسخ دکتر صنعتی رو اینجا به شما ایمیل خواهم زد» * و گفته بود که جلسه روز یکشنبه است.
یکشنبه ی پیش که جواب نیامد ولی من امیدوارم یکشنبه ای که آقای صنعتی جواب ما را می دهد بالاخره بیاید!

راستی این جمله شان در همان ایمیل هم جالب است: «به طمع بدست اوردن موقعیت و در واقع درامد دکتر صنعتی سعی در تخریب ایشون دارید ؟» و
پر از ناگفته هاست. مثلا این «طمع بدست اوردن موقعیت» را می گذارم کنار «صدای لرزان آقای صنعتی» در روز کنگره.
آقای صنعتی! کاش به توده ی همیشه در صحنه می گفتی که آن لرزش غیرقابل انکارت از چه بود. بعید است هرگز آن حال خود را فراموش کنی. وقتی برای اولین بار در روز اول روی «صحنه» آمدی تا نقش استاد اخلاق را بازی کنی و تاریخ روانکاوی در ایران را بگویی. انقدر جامه بزرگت بود که خودت می ترسیدی هر لحظه از تنت فرو افتد. میدانی آن توده ی چشم به راه که خیلی هایشان بیخبر بودند و نمی دانستند تو چه سابقه ای داری ولی تو «خیال می کردی که می خواهی در حضور خود دکتر کدیور آن حرفها را بزنی»**. کسی که با همدستی همایونپور شیاد و نوچه های دست آموزتان تلاش کردید تا او را از بین ببری و خوب لرزش صدا هم دارد وقتی «قاتل به صحنه جرم»*** برمی گردد.
این موقعیت برای چه کسی دلخواه است؟
ولی آقای صنعتی لرزان! ای که هفته هایت از یکشنبه ها خالی شده! و خوابت از آرامش! ای که قرار از تو رخت بربسته و در انتظاری! ای که آنالیزان سابقت را تبدیل به همسر فعلی کردی که حالا هم رفته انگلد! حالا دیگر تلاش برای حذف فیزیکی دکتر کدیور، حذف تنها روانکاو این مملکت نه از تاریخ روانکاوی ایران قابل شستشو است نه از سوابق تو و همایونپور.
حالا حالاها با شما زوج همه کاره، کار داریم.
و خانم محترمی که سرسختانه بیمار صنعتی هستی!
کاری که صنعتی با خودش و میهنش کرد، مطلوب هیچ کس نیست! خود را فریب ندهید!

* https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C/
** این ایده برگرفته از یکی از دیدگاه ها در سایت است.
*** این ایده برگرفته از یکی از دیدگاه ها در سایت است.

 

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
با خواندن ایمیل مریض دکتر صنعتی این به ذهنم آمد که حالا دیگر سخن از «انجمن فرویدی» در جلسات خود صنعتی هم هست! گرچه از زمان کنگره خواری چنین است. و باز یاد کنگره خواری افتادم و اینکه چه کسی برنامه را در آنجا اداره می کرد. چرا تمام پرسش و پاسخ ها سر و تهشان زده می شد و بخش اختتامیه که… شیرینی اش روی دستشان و تلخیش در گلویشان باد کرد.
«روانکاوی ملک طلق دکتر کدیور است.» [۱]
یک چیز دیگر:
«اگر شما یک انگشت خود را به روانکاوی دراز کنید روانکاوی تمام دست شما را می بلعد» [۲]
۱ و ۲- نقل به مضمون از دکتر کدیور

 

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. درباره «مافیای روان»
الف. یادتونه یک شخصی به نام «استاد پاک روان» کامنتی گذاشته بود و در آن وصیت نامه فروید!!!! را فاش کرده بود؟ یکی از بندهای اون وصیتنامه از همون موقع ذهن من را مشغول کرده بود. نوشته بود:
۴- حتما دکتر صنعتی را افشا کنید. او زراعت و اصلاح نباتات خوانده و کسی نمی داند. موظف هستید که در مورد مدرک تحصیلی او افشاگری کنید.
https://www.facebook.com/Professor.PakRavan/timeline?ref=page_internal
ب. اسم حسن قهاری رو که در «داستان کافکایی» شنیدید. اگر نشنیدید، یک سری به بخش اول این داستان در قسمت کمپین بزنید:
https://freudianassociation.org/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-2/
ایمیل های کمپین برای این آقا هم CC می شه. نقش ایشون هم که مشخصه؛ یکی از آن همسایه ها که با چک (چ با فتحه خوانده شود) به حرف اومد. می دونید ایشون تحصیلاتشون چیه؟ زراعت و اصلاح نباتات!!! باور نمی کنید؟ خب خودتون ببینید:
http://ghahari.iausr.ac.ir/faculty/
ج. خب، حالا فقط یک سوال باقی می مونه. اینکه این استاد پاکروان شوخ طبع ما چرا بین این همه رشته تحصیلی موجود در این دنیا دقیقا همین رشته را نوشته اند؟ یعنی تصادفی بوده؟ یعنی ایشون و… اصلاً این قهاری را نمی شناختند و نمی شناسند؟ یعنی باور کنیم؟ والاه ما که عضو انجمن فرویدی هستیم و در سال ۲۰۱۳ درگیر اطلاع رسانی برای آزاد کردن دکتر کدیور بودیم، امسال اسم این قهاری رو شنیدیم و بعد به خاطر پیدا کردن آدرس ایمیلش بود که فهمیدیم زراعت و اصلاح نباتات خونده. حالا ایشون چه سر و سری با قهاری داره و داشته، خدا می دونه. نکنه این قضیه که توی این کامنتها اومده که ماجرای سال ۲۰۱۳ از شکایت همسایه ها شروع نشده و از قبل از اون دستهایی در کار بوده و چک (چ با کسره خوانده شود) و… راستی راستی راسته؟

 

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
فکر می کنید معرفی ترک قشقایی به مجله تهران بعنوان «روانکاو ایرانی» توسط چه کس دیگری جز سوفی دو میژولا انجام شده؟ یعنی کسی که حتما دکتر کدیور را می شناخته. ولی خب وقتی لکان آدم را بیرون کند و شاگردش از کسی تجلیل کند، آنوقت آدمیزاد چه کارها که نمی کند، مثل قورخانه چی بود؟ از همایونپور یک «خانم دکتر»!!!! ساخت.
آنوقت این مطلب «هرگونه شباهت بین شخصیت های این داستان و اشخاص واقعی (مثلاً رکسان (!) ایرانی) صرفاً تصادفی است» را که می خوانی همان اول نوشته:

Nous avons reçu de Sophie de Mijolla le texte suivant qui donne un aperçu de la situation de la psychanalyse en Iran. Il est également disponible sur le site de l’Association Internationale Interaction de la psychanalyse (http://www.a2ip.org/).
>>Par ailleurs un numéro de la revue Topique disponible sur CAIRN (Topique N° ۱۱۰ ۲۰۱۰ :”La psychanalyse au Maghreb et au Machrek”) contient également un texte de Nader Barzin sur ce même sujet.

مترجم گوگل

We received Sophie Mijolla the following provides an overview of the situation of psychoanalysis in Iran. It is also available on the website of the International Association Interactions of Psychoanalysis (http://www.a2ip.org/).
>> In addition, a number of the Topical magazine available on CAIRN (Topical No. 110, 2010: “Psychoanalysis in the Maghreb and Mashreq”) also contains Nader Barzin text on this subject.

حالا مجله تهران از کجا سوفی دو میژولا را پیدا کرده آن دیگر حکایتی است.
بعد هم ترک قشقایی و نادر برزین هر دو استاد راهنماشون سوفی دو میژولا بوده. نادر برزین کسی است که صنعتی را آن شوالیه شجاعی معرفی کرده بود (در مقاله اش در سال ۲۰۱۰) که در حالی که در زمان جنگ تحمیلی متخصصان در حال ترک کشور بودند، او از انگلندش (که همه می دانیم بیشتر از جان دوستش دارد!)به ایران بازگشت و مشغول خدمت رسانی «به جیب مردم» و «به خرج دانشگاه علوم پزشکی تهران» شد.
و این قمست آخر

Je dois ajouter que la psychanalyse en Iran ne se limite pas seulement ici. Nous travaillons étroitement avec l’université Paris-Diderot et l’ED « Recherches en psychanalyse » en France. Pour exemple, deux psychanalyste iraniens ont effectué et soutenu leur thèse de doctorat à l’ED « Recherches en psychanalyse », à l’université Paris-Diderot, sous la direction du Pr Sophie de Mijolla-Mellor ; L’une Esmat Torkghashghaei, en 2007 sur le thème Notion de secte et l’autre en 2012, Nader Barzin, sur le thème de l’identité nationale à l’heure de la globalisation. Ils ont publié une partie de ces recherches sous forme d’ouvrage Univers apocalyptique des sectes et d’articles dans la revue topique N° ۱۱۰. Ils entretiennent des liens réguliers ou travaillent en Iran. Le Pr de Mijolla-Mellor a été invitée en 2010 à participer à un colloque international à Téhéran sur Croyance (Besoin de croire) et à donner un
séminaire à l’université.

مترجم گوگل

I should add that psychoanalysis in Iran is not limited only here. We work closely with the University of Paris-Diderot and ED “Research in Psychoanalysis” in France. For example, two Iranian analyst conducted and defended their PhD thesis at the ED “Research in Psychoanalysis”, University Paris-Diderot, under the direction of Professor Sophie de Mijolla-Mellor; One Esmat Torkghashghaei in 2007 on sect Concept and the other in 2012, Nader Barzin on the theme of national identity in the age of globalization. They published some of this research in the form of apocalyptic sects Universe book and articles in the topical magazine No. 110. They maintain regular contact or work in Iran. Professor of Mijolla-Mellor was invited in 2010 to participate in an international conference in Tehran on Belief (Need to believe) and give
seminar at the university.

حالا وقتی همایونپور هم ترک قشقایی را پیدا می کند و نادر برزین، سوفی دو میژولا، محور صنعتی ـ همایونپور و بستری اجباری دکتر کدیور به هم میرسند، جای تعجبی هست؟ وقتی حسادت سوفی دو میژولا هست، طمع محور صنعتی ـ همایونپور هست، نوکرانی در پزشکی قانونی هستند، جیب شوهرم ایناش هست، مکتب روزبه هست، مافیای پول و قدرت هم کامل است، خب چه انتظاری دارید؟ یعنی بگذارند دکتر کدیور با انجمنش نانشان را آجر کند؟ چیزها انتظار دارید ها؟!!!!!!

 

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
امروز یاد یکی از گفته های خانم دکتر افتادم که چند بار سر کلاسهای عرصه فرویدی شنیده بودم، خانم دکتر می گفتند: «اگر قرار باشد ضوابط در این ممکلت جاری شود، دوستان باید بروند لبو فروشی. خودشان هم می دانند.» البته نقل به مضمون می کنم. ولی داشتم فکر می کردم هر چه فعالیت انجمن فرویدی جدی تر و جدی تر شد انگار این «دوستان» بیشتر به وحشت افتادند. البته حرجی هم نیست فکر کنید وقتی از اهداف اساسنامه ای انجمن فرویدی «ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی» است یا «تلاش در جهت شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و افزایش دانش عمومی افراد جامعه در مورد روانکاوی» یا «تلاش برای فراهم کردن شرایط تربیت روانکاو در داخل کشور بر اساس استانداردهای بین المللی»، آنوقت فکر کنید دانشیار مکتب روزبه بخواهد برود لبو بفروشد! یا «خانوم دکتر بعد از این»! قوخانه چی بخواهد بود لبو فروشی! تمام تلاشهای محور صنعتی ـ همایونپور با این تعبیر تلاش برای فرار از لبو فروشی است!

 

 

 

سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
“به همت فرهنگستان علوم پزشکی ایران و با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سازمان نظام پزشکی کشور، سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ایران و با حضور اندیشمندان، صاحب‌نظران و اساتید گروه اخلاق پزشکی، سمینار چالش‌های اخلاق بالینی ایران ۷ و ۸ اسفند ۹۳ در سالن همایش غدیر فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران برگزار خواهد شد.”*
” ثبت نام دوره فلوشیپ روان درمانی در دانشگاه علوم پزشکی تهران برای سال ۹۴ آغاز شده است.”**

«تقوای اخلاقی و مهارت در طب همواره دو رکن لازمه ی یک پزشک به شمار می آمده اند. طبیبان ایرانی بسیار پیش تر از یونانیان، به مبحث اخلاق و به خصوص اخلاق پزشکی و خصوصیاتی که یک پزشک باید دارا باشد پرداخته اند»***.
«هانمان» در کتاب «ارغنون پزشکی عقلی» می نویسد:« از سه گروه پزشک باید دوری جست: اول کسانی که تنها به ظاهرشان می اندیشند. دوم آنان که در اندیشه دیدن بیمار بیشترند، به گونه ای که نمی توانند به هر بیمار، وقت کافی اختصاص دهند. سوم گروهی که نگرش مادی دارند و هیچ چیز را بهتر از سخن گفتن های کوتاه، حرفهای بیهوده و شایعه های رسواکننده دوست ندارند». او پزشک را از لحاظ اخلاقی، ملزم به فروتنی بردباری، نیکومنشی و … می داند. بقراط حکیم نیز مسؤولیت اخلاقی پزشک را با شرح بایدها و نبایدها، تبیین نموده است. این بایدها عبارتند از: باید در گرفتن بهای درمان خود، منطقی و خردمند باشد و اگر لازم بود، از آن چشم بپوشد و پزشک باید پاک، پارسایانه و اخلاقی زندگی کند و به گسترده ترین و والاترین مفهوم، یک فیلسوف بماند.»****
اگر جامعه پزشکی از افراد فرهیخته و نخبه تشکیل شده باشد، خواهد پذیرفت که «مکارم اخلاقی وجه امتیاز و شرافت انسان است»***** در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که این افراد در سمینار مذکور به این مسائل بپردازند:
• «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» . کدام اخلاق اجازه می دهد که بدون داشتن مدرک تخصص به مداوای بیمار پرداخت و به دانشجویان آموزش طبابت داد؟
• آقای دکتر صنعتی(!) بر اساس کدام منطق مبلغ ۳۰۰۰۰۰۰ تومان بابت حق ویزیت دریافت می کند؟
• ویزیت بیماران تا پاسی از شب و سخن گفتن های کوتاه، حرفهای بیهوده و شایعه های رسواکننده توجیه کننده چه نوع نگرشی است؟

اما اگر مدعیان اخلاق و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان نظام پزشکی کشور، سازمان پزشکی قانونی، فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی به ویژه روانپزشکان این مسائل را بررسی نکنند و برای هیچ یک از آنها مهم نباشد که صنعتی از کجا فارغ التحصیل شده، برگزاری این سمینار چه سودی خواهد داشت؟ اگر برگزاری سمینار چالش‌های اخلاق بالینی ایران، همراه با سکوتی در برابر دروغ و فریب باشد و گردانندگان و مخاطبان سمینار با چنین بی اخلاقی منافعمشترکی داشته باشند، دم زدن از اخلاق چقدر زننده، نفرت انگیز، شرم آور و غیر انسانی خواهد بود.
برگزاری هزاران سمینار با موضوعات مختلف در زمینه بررسی چالش های اخلاق بالینی هیچ دردی از «سرگردانی بیماران روانی در بیمارستان‌ های روانپزشکی»****** را دوا نمی کند. به تجربه در کنگره جعلی روانکاوی آموختیم که برگزاری کنگره ها، همایش ها و سمینارهایی از این دست فقط بودجه ای را حیف و میل می کند. بودجه ای که باید صرف امکانات (از قبیل تجهیزات و تخت و…) بیمارستان شود، اما از این رهگذر امتیازاتی را نصیب اعضای هیات علمی و پزشکان بی تخصص و مکار می کند.
چندین ماه است که به لطف انجمن فرویدی مدرک دکتر صنعتی(!) آشکار شده است که غیر قابل ردیابی است. گرچه با اطلاع رسانی هیچ فرد مسئولی پاسخگو نبوده است که چگونه صنعتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران تدریس می کند و به طبابت مشغول است، با این وجود، مراجع ذیصلاح (!) آغاز ثبت نام فلوشیپ روان درمانی را اعلام کرده اند. صنعتی بدون داشتن مدرک تخصصی، دوره فلوشیپ روان درمانی را در دانشگاه علوم پزشکی تهران راه اندازی کرده است.
باید به این مساله توجه کرد کسی که با شیادی خود را متخصص روانپزشک و روانکاو معرفی کرده، بیش از سی سال به عنوان استاد روانپزشک در سمت دانشیاری دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفته است و بدون مدرک رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه است از تاسیس رشته فلوشیپ روان درمانی چه منفعتی عایدش می شود؟ تاسیس رشته فلوشیپ روان درمانی برای صنعتی به قدری مهم است که در کنگره جعلی روانکاوی گفت: “احتمال رویارویی ایرانیان با نظریه های روانکاوی همزمان با نوسازی در این کشور و پس از جنگ جهانی اول بوده است. ولی قدیمی ترین نوشتاری که در رابطه با نظریه های روانکاوی با آن برخورد کرده است قطعه طنز آمیز “قضیه فرویدیسم” است که هدایت در کتاب “وغ وغ صاحاب” در سال ۱۳۱۳ منتشر می کند و این همان سال تاسیس دانشگاه تهران است. بنابراین هم نخستین کنگره روانکاوی در هشتادمین سالگرد آن دو رویداد برگزار می شود و هم در نخستین دوره رسمی فلوشیپ روان درمانی در دانشگاه علوم پزشکی تهران(بیمارستان روزبه) شروع شده است و این آغاز دوره جدیدی در تاریخ روانکاوی در ایران است.” چرا ایشان با دروغ و فریب«رسالت درمان را به دوش می کشد»؟ جامعه روانپزشکی هم به خوبی می داند کمبود پزشکان متخصص حتی با تاسیس رشته فلوشیپ روان درمانی تامین نمی شود، اما تاسیس این رشته چه سودی برای جامعه روانپزشکی دارد؟
جالب است که با وجود سردمداران«مافیای روان» و تاسیس این رشته در بیمارستان روزبه، دکتر سیدحمیدرضا نقوی- رییس بیمارستان روزبه در پیامی اعلام می کند: “… بیمارستان روانپزشکی روزبه با سابقه‌ای بیش از ۵۰ سال بعنوان مهمترین مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی روانپزشکی در کشور فعالیت دارد. بسیاری از روانپزشکانی که در داخل و یا خارج از کشور فعالیت دارند، بطور مستقیم و یا غیرمستقیم خوشه‌چین این مرکز علمی بوده‌اند و بسیاری از بیمارانی که از ناراحتی‌های روانی رنج می‌برند، این بیمارستان را بعنوان مهمترین مرکز درمانی خود می‌شناسند… “.
آیا باز هم جای تعجب است اگر همچنان شاهد «سرگردانی بیماران روانی در بیمارستان‌ های روانپزشکی »باشیم؟

*http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=54181

**http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=359
***»(خصوصیات ظاهری و رفتاری پزشک از دیدگاه طب سنتی ایران، فرهاد جعفری، فاطمه علیزاده، سید سعید سید مرتاض، مجله علمی پژوهشی طب تزکیه، دوره ۲۰، شماره ۳ و ۴، ص۱۸)
****http://www.iraniansaed.org/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86/tabid/407/Default.aspx
*****http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82+%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C&refresh=1&SSOReturnPage=Check&Rand=0

******http://forum.iransalamat.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-983/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A8%D9%8A%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%8A%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%D9%83%D9%8A-40637

 

سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
تحلیل های آبکی جناب صنعتی از جامعه، فرهنگ و تاریخ و ادب و … کم بود، حالا باید تحلیل های عصمت ترک قشقایی از «جامعه، سیاست و روانکاوی» را هم بشنویم! آخر عصمت ترک قشقایی عضو کمیته «جامعه، سیاست و روانکاوی» انجمن بین المللی روانکاوی تعاملی (!!!) است!

 

چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
امروز یکی از دوستانم که دوستانش پیش جناب صنعتی و شاگردانش «تحلیل» میشوند، به من گفت که از انها پرسیده که جناب صنعتی و شاگردانش در مورد مدرک صنعتی چه می گویند و دوستانش گفتند که آنها سکوت می کنند و حتی جناب صنعتی گفته هر وقت لازم باشد، مدرکش را رو می کند.
فکر می کنم دکتر صنعتی دارد برای روز دادگاه مدرک می سازد.
خدا را چه دیدید شاید هم آدم فرستاده که برایش از یک دانشگاهی در انگلیس مدرک بخرند.
درآمدش که خوب است.
حتی شاگردانش گفته اند ۶۰ میلیون تومن پول کنگره از بیت المال نبوده، احتمالاً منظورشان این بوده که این پول را جناب صنعتی از «توده» به خاطر «تحلیل»شان گرفته و حالا هم آمده در راه رضای «علم» خرجشان کند!

 

چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. درباره «مافیای روان»
این نادر برزین که در مقاله اش (۱) در همین سایت انجمن! بین المللی! روانکاوی! تعاملی! کلی به صنعتی و مکتب روزبه حال داده بود، در این انجمن! «چهارمین سه شنبه هر ماه از ساعت هشت و نیم تا ده و نیم شب (دو ساعت)» سمیناری دارد به نام تجربه ذهنی از رقابت در کسب و کار! در شرکت ها!
واقعا کسب و کار صنعتی چه ربطی به این انجمن و نادر و سوفی میلور و کسب و کارشان دارد؟ رابطه آرزوی سی ساله صنعتی برای برگزاری کنگره روانکاوی با آرزوی میلر شدن سوفی میلور چیست؟
۱. http://www.a2ip-psychanalyse.org/textes-a-consulter/la-psychanalyse-en-iran-n-barzin/

 

 

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
سمینار برگزار کردن برای اخلاق توسط دانشگاه علوم پزشکی تهران و وزارت بهداشت، مثل کنگره جعلی جناب صنعتی قراره «رزومه» حساب بشه!
پول «رزومه» همه این دوستان را هم باید مردم با بیت المال بدن دیگه!

 

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
این خبر رو که خوندم، نمی دونستم باید بخندم یا گریه کنم:

«سرانجام ‘خشم آجیلی’ در کره جنوبی؛ زندان در انتظار مدیر متخلف
۲ ساعت پیش
یکی از مدیران ارشد سابق شرکت ملی هواپیمایی کره جنوبی به جرم نقض حقوق هوایی به یک سال زندان محکوم شده است.
هدر چو که به نام هییون آه هم شناخته می‌شود، در ماه دسامبر گذشته و زمانی که هواپیمای مسافربری حامل او برای بلند شدن از باند فرودگاه جی‌اف کندی نیویورک آماده می‌شد، خلبان را وادار کرد دوباره به محل سوار کردن مسافران برگردد.
بنا بر گزارش‌ها، یکی از مهمانداران هواپیما برای پذیرایی، یک بسته فندق استرالیایی (ماکادمیا) به خانم چو داده بود، در حالی که او آجیلی نخواسته بود و در عین حال، انتظار داشت که این پذیرایی با گذاشتن آجیل در یک ظرف انجام شود. او که از این رفتار مهماندار به خشم آمده بود، در نهایت، بعد از برگرداندن هواپیما به محل سوار شدن مسافران، این مهماندار را از هواپیما پیاده کرد.
رسانه‌ها این ماجرا را با عنوان “خشم آجیلی” پوشش دادند.
قاضی او سانگ‌وو گفت که در این پرونده “کرامت انسانی، پایمال” شده است و خانم چو طوری رفتار کرده که انگار این پرواز “هواپیمای شخصی خودش” بوده است.
خانم چو پیش از این، به دلیل رفتاری که داشت، عذرخواهی کرده و از سمتش در هیات مدیره شرکت ملی هواپیمایی کره جنوبی کنار رفته بود. او چند نامه عذرخواهی هم به دادگاه ارائه کرد، ولی قاضی دادگاه گفت که خانم چو نتوانسته است به اندازه کافی ندامت و پشیمانی خود را از رفتاری که داشت، نشان دهد.»

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2015/02/150212_mgh_gch_skorea_nut_rage

این خانم مدیر، به خاطر اینکه با رفتارش نشان داده که فکر کرده «این پرواز “هواپیمای شخصی» او بوده» محکوم می شود، آن وقت ما باید چی بگوییم که جناب صنعتی این فکر را که «من پیشگام روانکاوی و آموزش آن در ایران هستم» ۳۰ سال است دارد به خورد مردم می دهد و مردم را سرکیسه می کند. وزیر بهداشت عزیر، رئیس محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران و همه مسئولین گرامی مربوطه احترام به «کرامت انسانی» را باید از کره ای ها یاد بگیرید.

 

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
بعد از خوندن مطلب «جغدی که خدا بود» به سراغ منبع* اون رفتم.
چند تا داستان کوتاه داشت و یکیش (محاکمه سگ پیر پاسبان) در مورد سگی بود که متهم به قتل عمد بره ای شده بود.
بخشی از داستانش اینجوری بود: «موش خرمایی کوری، اول موجودی بود که به محل شهود آمد و شهادت داد که دیده است که سگ گله بره را کشته است.
یوودل [وکیل سگ] اعتراض کرد: “شاهد کور است”
قاضی با خشونت گفت: “خواهش می کنم مطالب شخصی و خصوصی را پیش نکشید…”» این قسمت رو که خوندم یاد این افتادم که وقتی انجمن در مورد عمل «اخلاقی » (!) صنعتی که ازدواج با آنالیزانش بود حرف زد، طرفداران صنعتی می گفتن “خواهش می کنم مطالب شخصی و خصوصی را پیش نکشید”… و البته وقتی که یکی از اعضای انجمن به صنعتی گفت: «شما روانکاو نیستید.» باز هم همون طرفداران همیشه در صحنه گفتن: «اون جای پدرته. » … همه چی رو انقدر حاشیه دار می کنن که مبادا «لختی پادشاه»** برملا بشه غافل از اینکه فقط خودشونن که خودشون رو به اون راه میزنن.
* http://hassani.ir/post-329.aspx
** ایده از مطلب «فریاد زدیم «پادشاه که لخت است!» و…» برگرفته شده:
https://freudianassociation.org/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%87-%d9%84%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88/

 

جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
“آقای محمد سلوکی واحسان علیخانی پیشنهاد حضورم در برنامه ای را دادند که با طرحی نوین وعجیب به آنتن شبکه یک خواهد آمد، اجرای برنامه به عهده محمد سلوکی خواهد بود ،قصد برنامه تولید یک اتفاق بسیار تازه برای حمایت از خلاقیت انسان ایرانی است وبه ویژه نگاه خاص حمایتگری از نسل جوان را دارد.امیدوارم این برنامه بتوانداقبال مناسبی میان شما وسایرین پیدا کند”.*
“روانشناس و مشاور برنامه «ماه عسل» تاکید کرد این برنامه قرار است در مخاطب ایجاد انگیزه و امید کند.”**
این سخنان سهیل رضایی، پژوهشگر روانکاو و روانشناس خبرگزاری ها و کارشناس مهارت های تفکر و ارتباط موثر در بیش از ۱۰۰ برنامه تلویزیونی در ۷ شبکه تلویزیونی سراسری داخلی و شبکه های جام جم اروپا و آمریکا و… است.
رسانه‌ها ابزار و نهادهای موثر در فرهنگ هر جامعه به حساب می‌آیند و حوزه عمل و فعالیت‌ آن‌ها فرهنگ است. ازاین‌رو مستقیم و بی‌واسطه با فرهنگ پیوند و ارتباط دارند. نتیجه این ارتباط و پیوند برقراری رابطه‌ای متقابل بین رسانه و فرهنگ است.*** رسانه ها با تحولاتی که در جنبه های مختلف از بعد فن آوری تجهیزاتی و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل کنندگان پیام می توانند در ساخت فرهنگ عمومی باورها و افکار عمومی موثر باشند. مطبوعات به عنوان یکی از ابزارها و صدا و سیما به عنوان یک ابزار دیگر در این راستا مطرح است .****
با این وصف، اما واقعا جالب است که چرا برای رسانه های « کشور گل و بلبل» این سوال مطرح نمی شود که چگونه فردی همزمان می تواند روانکاو، روانشناس،کارشناس مسایل و تحولات اجتماعی و اقتصادی و پژوهشگر درحوزه مدیریت باشد؟ آیا خبرگزاری هایی همچون برنا، ایسنا، روزنامه همشهری، صدا و سیما با معرفی سهیل رضایی با القاب مختلف مانند روانکاو، روانشناس، آقای دکتر، کارشناس و… در « گسترش «روانشناسی بازاری»» که «زنگ خطری برای فرهنگ» ***** است، فعالیت نمی کنند ؟ چاپ و مصاحبه نظرات با شخصی که صلاحیت لازم و تخصص ندارد به عوام فریبی و ترویج فرهنگ لمپنیسم کمک می کند. ورود فرهنگ لمپنی در سیاست، سینما و ادبیات آثار وحشتناکی دارد، زیرا به تخریب و ویرانگری فرهنگ می پردازد.
عدم توجه به «زندگینامه سهیل رضائی یا شرمنامه ایسنا؟» ******از سوی رسانه ها جای تعجب دارد. اما آنچه بیشتر شگفت انگیز است، حضور سهیل رضایی در عرصه هنر(!) است. در کنار فعالیت های سهیل رضایی: مشاور استراتژیک و توسعه منابع انسانی و رفتار سازمانی، تدوین و برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی و نحوه جذب، ایجاد انگیزه در کارکنان، ارائه بیش از ۳۰ سمینار تخصصی جهت اساتید و دانشجویان در دانشگاه های تهران، علوم پزشکی تهران، امیر کبیر، صنعتی شریف، علوم پزشکی اصفهان، شهید بهشتی مخابرات، هواپیمایی کشوری و مشاور توسعه صنایع بهشهر (پاکسان)….*******، در کارنامه فعالیت های او برگزاری کارگاه آموزشی برای بازیگران، روانشناسی در بازیگری برای شناسایی تیپ های مختلف شخصیتی و همکاری با کارگردان هایی مثل حاتمی کیا به چشم می خورد .********
در مقاله « گسترش «روانشناسی بازاری» زنگ خطری برای فرهنگ» به پوچ بودن بسیاری از رویکردهای تجویزی و برچسب‌های شخصیت‌شناسانه اشاره شده است. آزمون‌ها و پرسشنامه‌های شخصیتی که از رنگ و شکل‌های مورد علاقه می‌پرسند و در نهایت برچسب‌هایی نظیر درون‌گرا، مرزی، برون‌گرا، وسواسی اجباری، اختلال دو قطبی و مواردی از این دست را به فرد منتسب کرده و به خیال خام خودشان او را روانکاوی کرده‌اند زنگ خطری برای فرهنگ بشمار می‌روند.
اکنون جا دارد که صحبت از هنر واقعی و هنرمند واقعی شود. هنرمند واقعی نیازی به مدرس روانکاوی شخصیتی و کارگاه آموزشی ندارد و اجازه نمی دهد کسی به شعورش توهین کند. هنر مند واقعی می داند «کسی است که مثل هیچ کس نیست». « لکان با تاکید بر این مطلب که تنها امتیازی را که یک روانکاو حق دارد از جایگاه خود دریافت کند این است که به خاطر بیاورد که در رشته اش هنرمند همیشه از او جلوتر است و بهتر است در جایی که هنرمند راه را بر او می گشاید ادای روانشناسان را در نیاورد، تمام کسانی را که بر آثار هنرمندان نقد روانکاوانه می نویسند به سخره می گیرد.
تنها کاری که یک روانکاو در مقابل یک هنرمند می تواند انجام دهد این است که از هنرمندی که راه را بر او گشوده است درس بگیرد و همچون فروید آن درس ها را برای روشن کردن نقاط تاریک تئوری یا برای استحکام بخشیدن به نقاط ضعف آن به کار برد، نه این که تلاش کند که درس های خود را بر روی اثر هنرمند به کار گیرد. لازم به تذکر است که نقد ادبی در اواخر قرن بیستم از تئوری های لکان بسیار تأثیر پذیرفته است. اما نقد ادبی کجا و نقدر روانکاوانه کجا»(مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، تهران، اطلاعات، ۱۳۸۱، ص ۴۱).
وقتی صنعتی، همایون پور، پاینده و …. به نقد روانکاوانه می نشینند، سامان توکلی در باب سینما و روانکاوی سخن می گوید*********، باید مدرس کارگاه بازیگران هم فردی مانند سهیل رضایی باشد و بازیگران عرصه هنر هم کسانی می شوند که در کار خودشان هم مانده‌اند**********!.
تدریس در «کشور گل و بلبل» چقدر بی ارزش است. هر کسی از راه می رسد تدریس می کند. دکتر صنعتی(!)در دانشگاه علوم پزشکی تهران بدون داشتن مدرک تحصیلی روانپزشکی در سطح دانشیاری تدریس می کند یا همایون پور با درجه علمی فنی حرفه ای می خواسته در دانشگاه بهشتی در درجه استادیاری تدریس کند. وقتی جامعه علمی ما چنین نمایندگانی دارد، چرا کسی با متد NLP و دارا بودن فن تندخوانی نصرت به امر مهم تدریس مشغول نباشد؟
* http://soheil-rezaee.persianblog.ir/tag/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84_%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C
** http://soheil-rezaee.persianblog.ir/tag/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D9%85%D9%86
*** http://rasekhoon.net/article/show/147011/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81%20%D9%BE%DB%8C%D8%B4%20%D8%B1%D9%88/
**** http://dareshar.persianblog.ir/page/13
***** https://freudianassociation.org/%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D8%B7%D8%B1/
****** https://freudianassociation.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7/
******* http://soheil-rezaee.persianblog.ir/post/93
******** http://cinemapress.ir/news/15237/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81
********* http://www.mehrnameh.ir/article/323/%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%83%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%8A%D9%83-%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%D9%8A-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D9%86%D8%AF%D9%87
********** اشاره به مطلب «اینها در کار خودشان هم مانده‌اند!»
https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF/

 

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ.ز. درباره «مافیای روان»
«…اما تقریبا تمامی رسانه های خبری برای خود دوستانی دارند که در ارائه اخبار مورد توجه خاص قرار می گیرند، از انتقاد مصون هستند، می توانند خبرهای دردسر آفرین را از قلم بیندازند، یا کسانی که ارائه تصویر خوب از آنان تضمین شده است. در اطاق های خبر رسانه های آمریکا از این دوستان به عنوان «گاوهای مقدس» یاد می شود. این عده اغلب، صاحبان رسانه، بستگان و دوستان صاحب رسانه آگهی دهندگان بزرگ و آرمان های سیاسی صاحب رسانه را در بر می گیرد.» *
آیا در رسانه های خبری ایران هم «گاوهای مقدس» وجود دارد؟ اگر پاسخ منفی است پس چرا در رسانه ها از سهیل رضایی، فردی که فاقد تحصیلات آکادمیکی است، به عنوان روانکاو و پژوهشگر روانکاو، دکتر، روانشناس و.. مصاحبه می شود یا صنعتی نیز مانند سهیل رضایی بدون مدرک به عنوان روانکاو و روانپزشک معرفی می گردد؟!
*انحصار رسانه ها، بن اچ.بگدیکیان، مترجم: داوود حیدری، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ۱۳۷۴، ص ۹۶

 

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آزاده درباره «مافیای روان»
همانطور که در یکی از کامنت ها آمده من هم شک ندارم که صنعتی داره تلاش می کنه که برای خودش یک مدرک از انگلند تهیه کنه. باید منتظر “اپیزود” بعدی باشیم. مگه به شاگرداش نگفته که به موقعش مدرکشو رو می کنه؟

 

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
وقتی اطلاعات دقیق برای عضویت و شماره حساب برای واریز وجه در این سایت ذکر شده (البته ویژه فارسی زبانان!)، کسانی هم مثلا مانند جناب صنعتی (که برای سود جویی از هموطنانشان برنامه ریزی دارند) پیدا می شوند که با پرداخت این حق عضویت بعدها آنرا در رزومه خود قید کنند و با آن در دانشگاه! های این سرزمین تدریس!! و یا در بیمارستان و مطب اقدام به درمان!! کنند و به عنوان خدوم هم شناخته شوند. البته جناب صنعتی یک جایی را اختراع کرد که وجود خارجی نداشت ولی خوب این انجمن روانکاوی تعاملی وجود خارجی دارد و خوب هم به مطامع حقیر خود پر و بال می دهند! البته فعلاٌ …

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه آقای امین درباره «مافیای روان»
سرکار خانم !
این سخنان رزیدنت صنعتی” که چند وقت پیشا این عده در مکانی که خاطرم نیست شلوغ کاری کردن و شدیدا تحت نظر پلیس هستن و به من هم توصیه کردن که ارتباطی نداشته باشم با این افراد و این انجمن چون برام خطرناک هست و امکان داره من هم تحت تعقیب قرار بگیرم ” حاوی مطالب دروغ و نادرستی است که در مورد انجمن فرویدی بیان شده است:
نکته اول: منظور رزیدنت از شلوغ کاری اعضای انجمن در مکانی که خاطرشا نیست- البته بدون شک دروغ می گوید که خاطرش نیست-، همان کنگره جعلی روانکاوی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی است که در مهر ماه ۹۳ برگزار شد. اما مطلب درست را می توان چنین گفت: در کنگره جعلی روانکاوی انجمن فرویدی از حریم روح و روان پاسداری کرد تا «مافیای روان» و«کاسبان روان» به آن تعرض نکنند. در این کنگره جعلی اعضای انجمن فرویدی از صنعتی و دار و دسته اش سوال کرده بودند:«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، چون پاسخی نشنیدند دوباره پرسیدند «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» و «فریاد زدیم پادشاه که لخت است!» .
نکته دوم سخنان رزیدنت در مورد تحت تعقیب بودن انجمن فرویدی است. انجمن فرویدی یک سازمان مردم نهاد است که مجوز خود را وزارت کشور ایران اخذ کرده است. چرا باید تحت تعقیب پلیس و اطلاعات قرار گیرد؟ انجمن فرویدی که بر خلاف اسلام و ایران سخن نمی گوید. اما محور صنعتی – همایون پور معتقد هستند که جمهوری اسلامی روانکاوی را دشمن درجه یک خود می داند.
رزیدنت صنعتی با نشر اکاذیب و شایعه پراکنی در مورد انجمن فرویدی می خواهد حقایق را بپوشاند. بنابراین افرادی که باید تحت تعقیب قضایی و امنیتی قرار گیرند محور صنعتی –همایون پور و دارو دسته شان هستند. وجود قرائن و شواهد انجمن فرویدی در سایت نشانگر شفاف بودن انجمن فرویدی است.
راستی شما در گروه درمانی از صنعتی و رزیدنت های او سوال کنید: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، شاید پاسخی دریافت کردید. البته چشمانتان را باز کنید تا یک مدرک جعلی رابه جای مدرک واقعی جا نزنند.
اما نکته دیگر سخنان رزیدنت در مورد دکتر میترا کدیور؛ “گفتن خانم کدیور اسکیزوفرنی هستن و سال قبل بستری بودن در بیمارستان روزبه با تشخیص اسکیزوفرنی و گفتن که ایشون افرادی رو دور خودش جمع کرده و برعلیه دکتر صنعتی صحبت می کنن”
دکتر میترا کدیور –تنها روانکاو واقعی در ایران هستند که با تلاش های فراوان به روشنگری جامعه ایران می پردازند و این مساله ای نیست که بر مذاق «مافیای روان» و«کاسبان روان» خوشایند باشد. به همین دلیل در سال ۲۰۱۳ در یک «فاجعه تاریخی» «مافیای روان» توطئه ای چیدند تا دکتر کدیور را «حذف فیزیکی» نمایند. در این توطئه، ابتدا او را پسیکویک خواندند، سپس ایشان را بستری اجباری کردند. تزریق دارو به دکتر کدیور و… از دیگر اقدامات «مافیای روان» بود و اگر ژک آلن میلر –رئیس انجمن جهانی روانکاوی- شاگردان دکتر کدیور، دکتر قدیری … نبود، آنها نقشه شوم خود را به مرحله اجرا در می آوردند.
شاگردی در مکتب صنعتی عجب آموزه هایی دارد؛ دروغ و فریب، و شاگرد این مکتب چقدر تلاش کرده سوال ذهنی را با تهدید و ارعاب منحرف و خاموش نماید و این تفاوت شاگردی در مکتب صنعتی و شاگردی در مکتب لکان است.

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ز.گ. درباره «مافیای روان»
دکتر احمد جلیلی
رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران
شاید اگر روانپزشکی محدوده فعالیت خود را می شناخت و آن را با روانکاوی جعلی و روانکاوی وحشی ترکیب نمی کرد، یا برای پر پیمانه نشان دادن خود از شیادی دست می کشید و به DSM های تجدد نظر شده اکتفا می کرد و با بیماران در تشخیص و درمان صادق بود، بیماران نیز کمتر به سراغ همیوپاتی، طب سنتی، فالگیر، دعا نویس و…می رفتند. بنابراین «ناشناخته بودن محدوده توانائی های روانپزشکی نیز هم» سبب می شود ” هنوز هم تعداد زیادی از مردم برای برطرف کردن بیماری های روانی به جای مراجعه به روان پزشک، دست به دامان همیوپاتی، طب سنتی، فالگیر، دعا نویس و… می شوند؛”*
علاوه براین، وقتی دکترصنعتی(!) بدون مدرک روانپزشکی به آموزش متخصصان روانپزشک مشغول است، از بیماران چه انتظاری دارید؟ آیا می خواهید بیماران به شما بی تخصص ها مراجعه کنند؟ آیا می دانید آنچه در نزد صنعتی و مکتب روزبه آموخته اید خیلی با دعا نویسی و فالگیری فرق ندارد؟ برای اثبات مطلب سخنرانی گاذدر را با عنوان “مداخله درمانی وقتی ۱۴ جن از اقیانوس می گذرند” که در کنگره جعلی روانکاوی ارائه شد، به یاد آورید.

*https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86/

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
دکتر جلیلی، رئیس انجمن علمی روانپزشکان، یادآور شد: پزشکی جامعه نگر روشی است که سال ها در کشورهای پیشرفته دنیا آزموده شده و نتایج مثبتی در زمینه ارتقای سلامت روان در جامعه به همراه داشته است. این روش هر چند در سال های ۱۳۵۰-۱۳۵۱ خورشیدی در بیمارستان روزبه تهران به کار گرفته شد، اما در همان سال ها پی گیری اجرای آن رها شد و اخیرا اقداماتی برای احیای آن به کار گرفته شده است.
واقعا جالب است. دکتر جلیلی از روش کشورهای پیشرفته دنیا صحبت کرده و می خواهد این روش را در«کشور گل و بلبل»، پیاده کند.
این سخنان بوی تعفن دروغ و فریب را می دهد که مردم را بازیچه دست خود کرده اند. در«کشور گل و بلبل» و « کشور جهان سومی کشور جهان سومی است» وقتی رئیس انجمن علمی روانپزشکان از مدرک غیر قابل ردیابی دکتر صنعتی(!) – استاد علوم پزشکی دانشگاه تهران و رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه – حمایت می کند و در برابرسوال « آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟! » سکوت می کند، کر و کور می شود، چگونه می تواند از پیاده سازی روش کشورهای پیشرفته دنیا در « کشور جهان سومی کشور جهان سومی است» دم بزند؟

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
یعنی یه نفر سال ها در گروه درمانی شرکت کنه و بهش نگن که دارن ازت فیلم می گیرن و بررسی می کنن؟ و این بنده خدا حدس بزنه، فقط حدس بزنه که دارن این کارو می کنن؟؟
واقعا دردناکه! به اینجای نامه که رسیدم تمام تنم لرزید! وحشت کردم! « به قول لکان « هرنوع محاسبه ای محاسبه ژوئی سانس است». * من یک پزشک هستم و در پزشکی برای انجام هر نوع عملی برای بیمار رضایت او یا اولیا او را نیاز دارند، این برگه های رضایت نامه ارزش حقوقی و قانونی در پرونده بیمار دارند. حتی برای پر کردن پرسش نامه های ساده هم رضایت فرد لازم است چه برسد فیلم برداری از وی و بررسی آن خارج از محدوده چشم او!!!
این کار صنعتی و همکارانش خود به خود یک معنای کیفری دارد….واقعا در روزبه چه می گذرد؟؟
با خواندن نامه این دوست تمام موهای تنم سیخ شد! ابعاد ژوئی سانس تا کجاست؟؟
* کدیور، میترا – مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، صفحه ۲۰۳

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. درباره «مافیای روان»
مریض صنعتی در آخرین ایمیلش از قول یک رزیدنت گفته که «خانم کدیور اسکیزوفرنی هستن و سال قبل بستری بودن در بیمارستان روزبه». قبلا هم شنیده ام که کسی درباره قضیه سال ۲۰۱۳ اشتباهاً به جای بیمارستان ایران اسم بیمارستان روزبه را برده باشد. از بقیه انتظاری نیست ولی این رزیدنت که گفته «ما از همه ی این مسائل اگاه هستیم» چرا باید چنین اشتباهی بکند؟ یعنی اینقدر مکتب روزبه و متولیانش در این قضیه نقش داشتند که باور دارند بیمارستان ایران در آن زمان بیمارستان روزبه شده بوده؟!!!

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
«یکی از رزیدنتایی که در گروه حضور داره برای گذراندن دورش بعد دو هفته به من زنگ زد و دلیل نرفتنم رو پرسید و منم براش توضیح دادم که با انجمن شما اشنا شدم و مواردی که درمورد مدرک دکتر صنعتی گفته میشه رو بیان کردم
و ایشون گفتن ما از همه ی این مسائل اگاه هستیم
گفتن خانم کدیور اسکیزوفرنی هستن و سال قبل بستری بودن در بیمارستان روزبه با تشخیص اسکیزوفرنی و گفتن که ایشون افرادی رو دور خودش جمع کرده و بر علیه دکتر صنعتی صحبت می کنن
ایشون گفتن که خانم کدیور و کلیه ی افرادی که با ایشون در تماس هستن زیر نظر اطلاعات هستن
و گفتن که چند وقت پیشا این عده در مکانی که خاطرم نیست شلوغ کاری کردن و شدیدا تحت نظر پلیس هستن
و به من هم توصیه کردن که ارتباطی نداشته باشم با این افراد و این انجمن
چون برام خطرناک هست و امکان داره من هم تحت تعقیب قرار بگیرم»
خب می بینم که صنعتی خودش مدرک دست ما داد که تو «مکتب روزبه» در مورد دکتر کدیور و انجمن فرویدی چه «نشر اکاذیب»ی انجام میشه. جناب صنعتی! می دونید که باید برای چنین تهمتهایی بطور قانونی پاسخگو باشی؟ و میشه از جنابعالی و مکتب فخیمه روزبه شکایت کرد؟
یادتون میاد جریان «سیاسی بودن» بستری اجباری دکتر کدیور رو؟ حالا «هذیان» «شدیدا تحت نظر پلیس بودن» انجمن فرویدی هم به «سایکوز» «مکتب روزبه» اضافه شده! اساتید اعاظم!!! بیمارستان ایران، امیر عباس جان! نوحه سرا جان! شریعت جان که شاگرد صنعتی هستی! تشخیص کسانی که persecutory delusion دارن چیه؟ یکی نیست به این مکتب روزبه بگه اگه ما تحت نظر اطلاعات بودیم به تمام مقامات بلند پایه کشور ایمیل می زدیم؟ کسی هم جلومونو نمی گرفت؟!!!! دلم میخواد خود جناب صنعتی یه بار امتحان کنه در مورد انجمن فرویدی «فقط یک ایمیل» به مقامات بزنه، ببینم جراتشو داره؟
بعد هم دقت کردید؟ مثل همایونپور که دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی رو کرد دانشگاه شهید بهشتی، حالا صنعتی هم دست خودشو رو کرد که بیمارستان ایران رو کرد «بیمارستان روزبه»!!!! و به این وسیله نشون داد که چه اتفاقی «واقعا» افتاده! چه کسی جز خودش میدونه که در واقع این بستری اجباری از کجا «هدایت شد» و زیر نظر چه «محور»ی انجام شد؟ تازه پارسالم نبود و سال ۹۱ بود. یعنی این جماعت بدون دورغ یک کلمه حرف ندارن که بزنند.
شانتاژ آدمها هم در این «محور» نظیر نداره! ما تحت نظر اطلاعات هستیم بعد جناب صنعتی و رزیدنتاش می دونند! یک نفر به من بگه رابطه صنعتی با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران چی هست که از کارشون صنعتی رو خبر می کنند؟ تا حالا شنیده اید وزارت اطلاعات به یک «دانشیار با مدرک غیر قابل ردیابی» راپورت زیر نظر گرفتن کسی رو بده؟! تازه یادمونم نره که از دو سر محور صنعتی ـ همایونپور «بهایی» ها در میان!!!!!!! مثل فواد صابران و نادر آقاخانی!
در ضمن صنعتی جان! یادت باشه مدرک آدم «عطف بما سبق» نمیشه!!!! سال ۲۰۱۵ مدرک بگیری به سال ۱۹۸۳ و ۱۹۸۲ معروف بر نمی گرده بابا جان!

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم لاله ش. درباره «مافیای روان»
آخه مریض دکتر صنعتی، فرض کنین که دکتر صنعتی بهترینه بابا
همین که شما برای درمان میرین پیشش ولی خودش حضور نداره!!! یعنی چی؟؟
تو رو خدا یه کم بیدارشین، شما کالاهایی هستین برای تجارت این صنعتی آدم نما
کی می خوان از خوردن این آب گندیده سیراب شین؟!

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
“ایمیل جدید مریض دکتر صنعتی و پاسخ انجمن فرویدی” سوالاتی رو در ذهنم ایجاد کرد؛ خصوصا بخش هایی از اون ایمیل:
“”ایشون گفتن ما از همه ی این مسائل اگاه هستیم گفتن خانم کدیور اسکیزوفرنی هستن………”!!
“از اون موقع دکتر صنعتی نبوده در گروه چون ایشون گاهی اوقت حضور دارن اونم نیم ساعت اخر گروه ولی همیشه دو تا رزیدنت در گروه حضور دارن که بعد از یه مدت دورشون رو می گذرونن و میرن رزیدنتای بعدی میان و البته ابزرور هم داریم که در اتاق دیگری هستم هستن در اتاق گروه درمانی دوربین فیلمبرداری هست و همیشه بعد از گروه همه به اتفاق دکتر صنعتی اگه باشه میرن توی اتاق ابزرورها و کلاسشون برگزار میشه و احتمالا فیلم ما رو دوباره مرور می کنن البته این حدس من هست والا که فیلم به چه دردشون می خوره”!!
از خودم می پرسم تا کی فقط و فقط به اعتماد گفته های دیگران اجازه میدیم برامون تصمیم بگیرند؟ تا کی شک نمی کنیم و دیگه چی باید ببینیم که شک کنیم؟ گذشته از بحث گروه و تاثیرات مثبت یا منفی آن، واقعا نباید پرسید چرا رزیدنت صنعتی زنگ میزنه که بیا گروه و مراجعین رو از انجمن فرویدی میترسونن؟ اونم رزیدنتی که بعد از یه مدت میره و رزیدنتای بعدی میان؟ اصلا اعضای گروه اهمیتی برای این جمع درمانگر دارند یا فقط میخوان دوره شونو بگذرونن؟ این مردم ابزاری برای پر کردن ساعت کاری صنعتی و ساعت درسی رزیدنتها هستند یا عضو گروه؟ اگر رزیدنتها برای یاد گرفتن اومدن و صنعتی مثلا قراره آموزش بده نباید شک کرد استاد!!! چرا حضور نداره؟ واقعا از امثال صنعتی و رزیدنتاش عصبانی نمیشیم؟!!!! ای وای که از ماست که بر ماست و واقعا “ننگ بر تو ای صنعتی”

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
این دخمه دکتر صنعتی در بیمارستان روزبه مرا به یاد یک رمان معروف از امبرتو اکو انداخت به نام « نام گل سرخ» The name of the Roseکه از آن فیلمی هم ساخته شده است. «داستان فیلم در صومعه ای متعلق به فرقه بندیکتن و در قرن چهاردهم میلادی، دوران اوج مباحثات و مجادلات کلامى و فکرى مابین فرقه هاى مختلف مسیحى ، اتفاق می افتد. ویلیام باسکرویل کشیش انگلیسى روشنفکر فرقه فرانسیسکن ها (پیروان قدیس فرانچسکو آسیزى) که به همراه کشیشی جوان براى شرکت در جلسه اى تحقیقى وارد دیر دورافتاده اى متعلق به بندیکت ها شده، با به وقوع پیوستن سلسله قتل هاى زنجیره اى در صومعه ، درگیر ماجرایی جنایی می شود. ویلیام در می یابد تمام این قتلها ، که با کشته شدن کتابدار دیر آغاز شده، ارتباطی با کتابخانه دارد. او که سرانجام با کوشش فراوان به درون کتابخانه رازآلود صومعه راهی پیدا می کند ، به این نتیجه می رسد که قتل ها به دست رییس دیر و به انگیزه جلوگیری از دستیابی کشیشان به کتب ممنوعه به ویژه کتاب بوطیقای ارسطو صورت پذیرفته است. شیوه جنایت نیز کاملا کتابخانه ای است. صفحات کتب ممنوعه به سمی خطرناک و در عین حال چسبناک آغشته شده و تنها کافی است خواننده یکبار انگشت خود را برای تورق کتاب به زبان بزند.»
http://old.nlai.ir/Default.aspx?tabid=822
این انجمن و سایت آن همان «بوطیقای ارسطو» است که آن رزیدنت تازه از راه رسیده هم بیمار را به شکل ابلهانه ای تهدید می کند که نخوان! تماس نگیر!!
آقای دکتر صنعتی؛ همانطور که دوران تاریک قرون وسطی به پایان رسید و عصر رنسانس خط بطلانی بر تمام جزم اندیشی ها و سانسورها کشید، عصر طلایی پرستش گوساله های سامری هم به سر آمده است! با تهدید و ارعاب کاری از پیش نمی برید، شک نکنید!!

 

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
نمی دانم خبر دارند که معاون اول ریس جمهور سابق (آقای احمدی نژاد ) به جرم اختلاس دستگیر شده است؟
تهدید رزیدنتَک روزبه منو یاد این خبر انداخت و به این رزیدنتَک و استادش صنعتی توصیه می کنم این خبر را با دقت بخوانند!! و بهتر بود قبل از تهدید آن بیمارش آن را می خواندند تا خود را فراتر از قانون کشور جمهوری اسلامی ایران فرض نکنند! هرچند که همین الآن هم بخوانند بهتر از نخواندن آن است!

 

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
واقعا عجیبه!!! در حیرتم از مطلب “یکی دیگر از رسوایی های یک «کشور جهان سومی”! واقعا چه انگیزه ای باعث اینهمه تلاش و صرف وقت و انرژی میشه؟ این شبکه مافیایی عجیب و غریب و اینهمه برنامه ریزی!! یعنی «بسکه صنعتی از طرف دکتر کدیور احساس نا امنی می کند» این تشکیلات مافیایی رو راه انداخته؟؟!! از فرانسه تا ایران!! اتحاد شوم روانکاوان وحشی!! با این حساب انجمن فرویدی در کنگره خواری واقعا به قلب دشمن زده!! و چرایی غیبت رفعتیان هم روشن شد!!
واقعا ننگ بر تو صنعتی!!۱
۱- عنوان مطلبی در سایت انجمن فرویدی.

 

پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
همان اول سخنرانی آقای سیامک موحدی:
صرفا جهت مقایسه آنچه که فروید می گوید و آنچه که ایشان به عنوان روانکاوی بیان می کند!
«بحث امروز ما راجع به این است که تا چه اندازه ای این احساساتی که برانگیخته می شود در جلسه روانکاوی می تواند همه را یه جوری مبتلا کند و چطوری اشخاص دیگری را که مثلا در یک گروهی اگر باشند همان فانتزی ها را با همدیگه share می کنند و بعدا چطور همون فانتزی ها را Project می کنند توی یا اشخاص Imaginary خیالی یا واقعا روی اشخاص واقعی. سئوالی که برای من هست اینه که ما چجوری این Passion رو این اشتیاق رو ممکنه از یکی دیگه بهمون سرایت کنه مثل ویروس و اینکه چطوری این اشتیاق و این Passion رو از کی می دزده! خیلی وقت ها آنالیست ها می گن که طرف فانتزی های ما را می دزده از ما، یعنی همین چیزهایی که من فکر می کنم ایشون شروع می کنه راجع بهش حرف زدن.و همیشه برای من مهمه این که کی از کی میدزده اینو. یعنی آنالیست از بیمارش میدزده یا بیمار از آنالیست اش می دزده و واقعا کیه نویسنده این فانتزی ها!!»
آقای دکتر صنعتی:
برای این عتیقه استوک بلیط هواپیمااز بوستون به تهران با هزینه بیت المال گرفتی؟؟ با پول دانشگاه و بهزیستی؟ بعد این اسمش آبروریزی نیست؟ اعتراض به چرندیات باعث آبروریزی می شود؟
البته که در همان دخمه قرون وسطایی روزبه ای خود می ماندید بهتر بود و آبرویی برایتان می ماند تا چنین رسوایی بزرگی برای این کشور ترتیب دهید!!
ننگ بر شما باد که ایرانیان را چنین بدوی و بی سواد و «توده وار» فرض کردید!

 

پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
جناب صنعتی از الان بهت توصیه می کنم که اینقدر پولاتو حروم نکنی واسه خریدن مدرک و جور کردن مدرک از انگند دست راست درب سوم. یعنی تا الان انجمن فرویدی را نشناختی؟!
مثل کردان رسوا می شی. داستان مدرک کردان رو بخون. بالاخره درسته ما تو ایران زندگی می کنیم ولی می تونیم تا اون سر دنیا هم سرچ کنیم و دستتو رو کنیم.
حالا از ما گفتن بود. نگی نگفتی…

 

جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
«رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران تصریح کرد: بزرگ ترین غفلت ها در حوزه سلامت روان در کشور، نخست نداشتن شناخت صحیح از بیماری های روانی و دوم بی توجهی به “روانپزشکی جامعه نگر” است.
وی گفت: در نظام فعلی سلامت، روانپزشکان در مطب و مراکز درمانی به درمان بیماران می پردازند، اما در روانپزشکی جامعه نگر، روانپزشک و تیم همراه وی با مراجعه به جامعه و خانه های مردم به شناسایی بیماران روانی و درمان آنان می پردازند.
دکتر جلیلی یادآور شد: پزشکی جامعه نگر روشی است که سال ها در کشورهای پیشرفته دنیا آزموده شده و نتایج مثبتی در زمینه ارتقای سلامت روان در جامعه به همراه داشته است. این روش هر چند در سال های ۱۳۵۰-۱۳۵۱ خورشیدی در بیمارستان روزبه تهران به کار گرفته شد، اما در همان سال ها پی گیری اجرای آن رها شد و اخیرا اقداماتی برای احیای آن به کار گرفته شده است.
وی با اشاره به اینکه روانشناسی جامعه نگر نیازمند شبکه درمانی و ساختار مناسب در نظام درمانی است که متاسفانه شرایط آن هنوز در کشور فراهم نیست، افزود: هر چند عملی سازی این طرح نیازمند بودجه و امکانات است که هنوز بستر آن در کشور چندان فراهم نیست، اما اقداماتی در این زمینه از سوی دپارتمان روانپزشکی دانشگاه تهران، انستیتو روانپزشکی تهران ، دانشگاه علوم بهزیستی و انجمن علمی روانپزشکان ایران در حال انجام است.»

https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86/

دکتر جلیلی می گوید: « بزرگ ترین غفلت ها در حوزه سلامت روان در کشور، نخست نداشتن شناخت صحیح از بیماری های روانی و دوم بی توجهی به “روانپزشکی جامعه نگر” است.» اما نمی گوید که علت این «بزرگترین غفلت ها در حوزه سلامت روان در کشور» چیست. به عنوان کسی که ۴ سال برای «روانپزشکی جامعه نگر» دانشگاه علوم پزشکی تهران کار کردم می دانم که روانپزشکی جامعه نگر در بیمارستان روزبه حامیان و طرفداران زیادی نداشته، می دانید چرا؟ چون «حوزه سلامت روان در کشور» قبضه «مکتب روزبه» و روانپزشکان قبضه کننده «رواندرمانی و روانکاوی» است. چون در بیمارستان روزبه همه دنبال «رواندرمانی» اند. چون نون در «رواندرمانی» است نه «روانپزشکی جامعه نگر».
دکتر جلیلی می گوید: « در نظام فعلی سلامت، روانپزشکان در مطب و مراکز درمانی به درمان بیماران می پردازند، اما در روانپزشکی جامعه نگر، روانپزشک و تیم همراه وی با مراجعه به جامعه و خانه های مردم به شناسایی بیماران روانی و درمان آنان می پردازند.» باید اصلاح کنم که در نظام فعلی سلامت، روانپزشکان بدون آموزش یا با آموزش !!! «مکتب روزبه»!!! در مطب و مراکز درمانی به «رواندرمانی» اقدام می کنند و تعرفه های محیرالعقول ۳۲۰ هزار تومانی از مردم می گیرند. شاگردان «مکتب روزبه و جناب صنعتی» بعد از فارغ التحصیلی هم همین کار را در اقصی نقاط کشور انجام می دهند! برای روانپزشکان «دلسوز مردم و روح و روان آنها»!!! صرف نمی کند که همراه با تیم ویزیت در منزل به خانه های مردم بروند. برای آنها صرف نمی کند که دست به دست با مراقبت اولیه، سطح اولیه بهداشت و درمان کشور و پزشکان عمومی کمک کنند تا مسائل و مشکلات روحی و روانی مردم تا حدی کاهش یابد. برای آنها نشستن در مطب هایشان و گرفتن پول مفت از «توده» به صرفه است؛ آن هم نه با درمان انفرادی بلکه با درمان گروهی؛ آخر در درمان گروهی پول قلمبه یکجا به جیبهایشان سرازیر می شود!

 

جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
در سال۲۰۰۸ مقاله مشترکی با موضوع Evaluation of the Effectiveness of Life Skills Training for Iranian Working Women توسط مهدیه معین الغربایی و دکتر صنعتی(!) در Iranian Journal of Psychiatry and Behavioral Sciences چاپ شده است*.
از سوی دیگر در کنگره جعلی روانکاوی در تاریخچه روانکاوی در ایران از مهدیه معین الغربایی، همان همسری که آنالیزان سابق صنعتی بود، به عنوان روانکاو نام برده شد. معین روانکاوی را یک نگاه روانشناختی نوین می داند.** این به اصطلاح تحقیق ساختگی از سوی به اصطلاح روانکاوان(!) اثبات می کند که آنها هیچ درکی از روانکاوی ندارند. موضوع تحقیق، روش و یافته های آنها نشان می دهد که از روانکاوی فهمی ندارند. صحبت از سلامت روان، روش، استفاده از GHQ-28، نتایج ویافته ها و منابع… بیانگر این است که آنها منطبق با« گفتار علمی» هستند. خلاصه این که صنعتی و معین در حالی ادعای روانکاوی دارند که تحقیق آنها در یک مجله روانپزشکی وعلوم رفتاری چاپ شده است.
گرچه به یقین می توان گفت «این به اصطلاح تحقیق هم کلش ساختگی است»، اما جمع آوری این قبیل تحقیقات ومستندات اکنون می تواند در ساخت جعلی مدرک برای دکترصنعتی (!) بسیار مفید باشد. خانم معین، همسر، شاگرد و آنالیزان صنعتی در خارج از ایران –انگلستان- آنالیست سابقش را هدایت می کند تا بلکه بتواند برای شوهرش حداقل یک مدرک روانپزشکی بیابد.
* http://ijpbs.mazums.ac.ir/files/site1/user_files_ef0cde/godadmin-A-10-2-97-e12869c.pdf
** http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2565789

 

جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
ایمیل مریض دکتر صنعتی را که خواندم، با خودم گفتم یعنی دارو دسته دکتر صنعتی اینقدر وقیحند؛ بعد از گذشت چند ماه و این همه اطلاع رسانی یعنی می شود این آدم ها یک ذره هم از جایگاه ذهنی شان تکان نخورند؟!
«اگر کسی نخواهد بداند، هیچ نیرویی در این جهان قادر نیست او را به این کار مجبور کند.» *
دارو دسته دکتر صنعتی این تصویر را به ذهن من می آورد که عده ای شیاد در مردابی که خودشان درست کردند، در حال غرق شدنند ولی در عین حال در کمال پررویی می گویند نه غرق شدنی در کار نیست.

* از کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۱۱

 

جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
چقدر نظارت این وزارت بهداشت و اینا عالیه!!!
می دونید از چه لحاظ می گم، دارم با خودم فکر می کنم کی به دکتر صنعتی و دارو دسته اش اجازه فیلمبرداری، ابزرویشن و آینه یک طرفه گذاشتن تو مطب داده؟
این چیزها فقط مال دانشگاه ها و موسسات آموزشی اند؛ نه مال مرکز مشاوره ها و مطب های روانپزشکی!
جناب صنعتی و مرادی، مردم موش آزمایشگاهی شما نیستند! امیدوارم یک روز این رو بفهمید!

 

جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
فکر نکنم هیچکدام از مریض های روزبه هذیان (و یا شاید توهم)گزارش شنیدن از وزارت اطلاعات را داشته باشد، اما آنها بستریند و صنعتی دانشیار!!!

 

شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
به به!!!
پدرخوانده که بیکار نمی نشیند؛ در این «دنیای دیوانه دیوانه….روانپزشکی» به خلافکاران جایزه هم می دهند!!
این بعد از خواندن خبر انتصاب دکتر وحید شریعت به سمت رییس بیمارستان روانپزشکی ایران به ذهنم رسید…
او که یکی از ۴ روانپزشک بیمارستان ایران بود که در ابتدای سال ۲۰۱۳ در آن «فاجعه تاریخی» مشارکت داشت. جالب اینجاست که چنین فردی سمت های متعددی هم دارد: معاون پژوهشی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان و عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی و بیمارستان ایران!!
واقعا آدم می ماند در وسعت خباثت این مافیای روان!!!
جناب دکتر وحید سرتاپا شریعت!!
حواست باشه اول کاری پرونده خانم دکتر کدیور را احیانا جابجا یا دست کاری نکنی ها!!!
وگرنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی!!این بار با کل اعضای انجمن فرویدی طرفی، علاوه بر آقای میلر و روانکاوان عضو انجمن جهانی روانکاوی و خود دکتر کدیور و شاگردانش، با عده خیلی خیلی بیشتری طرفی! کل وجدان های بیدار این جامعه، تمام کسانی که افشاگری های سایت انجمن فرویدی را لحظه به لحظه دنبال می کنند….

 

شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
یعنی قراره پرونده دکتر کدیور رو هم مثل مدرک جناب صنعتی «غیرقابل ردیابی» کنند؟!
از این انتصاب فقط چنین چیزی برمی خیزد.

 

شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م.ز.گ درباره «مافیای روان»
محور صنعتی – همایون پور از ترس دکتر کدیور و انجمن فرویدی نقشه هایی برای پاک کردن آثار جرم ۲۰۱۳ دارند؛ آنها فکر کرده اند با «گم و گور کردن پرونده پزشکی » دکتر کدیور از طریق انتصاب وحید شریعت در سمت رئیس بیمارستان روانپزشکی ایران می توانند آن «فاجعه تاریخی» را پاک کنند. اما سخنان ماندانا دانش به ذهنم خطور می کند:«با خودم فکر می کنم که صنعتی قطعاً حق داشت که از طرف دکتر کدیور احساس ناامنی کند زیرا که او از همان زمان می‌دانست که اگر کسی در ایران مشت او را باز کرده و او را رسوا کند فقط و فقط دکتر کدیور است.»
https://freudianassociation.org/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85

 

شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
شورای بزرگان دهکده در یه صورت آدم ناخلف رو می کنن کدخدا، اونم وقتی بخوان با هزینه کمتر هر غلطی دلشون خواست بکنن.
نقل همین ریاسته شریعته؛ نامه های پشت سر همی که اینا به می دادن در حمایت از صنعتی رو که یادتون هست. حالا که دیدن بی مدرکی صنعتی، جنایتش رو هم روو کرده دیگه دست به کار شدن. از پس انگلند بر نیومدن که مدرک بده بهشون مدارک جنایت رو می خوان حذف کنن. لازمه اش هم اینه که اول جاده رو با حذف دکتر قدیری و آوردن شریعت (همونی که حتی نمی فهمید «فاجعه تاریخی» چیه) صاف کنن.

 

یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
با خوندن جمله ««بس که صنعتی از طرف دکتر کدیور احساس نا امنی می کند».» از متن «یکی دیگر از رسوائی های یک «کشور جهان سومی»» داشتم فکر می کردم مگر صنعتی چه کار کرده بوده که اینجوری می ترسیده و خواسته دکتر کدیور را حذف کند و حالا هم نیرو فرستاده در خیال و آرزوی انهدام مدارک پزشکی دکتر کدیور؟
آیا فقط همین کارا -گر چه هیچ هم کوچیک نیستن- در میونه؟

 

یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
این خبر انتصاب وحید شریعت به ریاست بیمارستان ایران آنهم بعد از رسوایی های گسترده اخیر محور صنعتی ـ همایونپور فقط به یک معنا می تواند باشد: تلاش برای پاک کردن آثار جرم سال ۹۱ در جریان بستری اجباری دکتر کدیور.
صنعتی از یک طرف دنبال جور کردن مدرک است و از طرف دیگر پاک کردن آثار جرمی که رد پای او و محورش را در قضیه بستری اجباری دکتر کدیور نشان میدهد و چه کسی بهتر از وحید شریعت برای این کار!
جناب آقای دکتر هاشمیان وزیر محترم بهداشت و درمان، امیدواریم «مبازره با فساد» مافیای روان در اولویت شما قرار داشته باشد.

 

یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه زهرا م. درباره «مافیای روان»
من یک بیمار روانی هستم. بله، منظورم خودم است؛ دکتر سید وحید شریعت، روان‌پزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران! چند سالی هم هست که دارم دارو مصرف می‌کنم و شکر خدا الان بهترم؛ وگرنه که نمی‌توانستم این¬ها را برای¬تان بنویسم…
چرا دارید این‌طوری نگاهم می‌کنید؟ مگر چه اشکالی دارد؟ چرا باید از گفتن این مسأله خجالت بکشم؟ مگر داشتن یک بیماری روانی با داشتن فشارخون یا دیابت فرقی می‌کند؟ در هر دوی آن¬ها فقط برخی تغییرات شیمیایی در بدن اتفاق افتاده که باعث بیماری شده است. در بیماری روانی، این تغییرات در مغز ما اتفاق می‌افتد و برخی از مواد ناقل شیمیایی در مغزمان کم و زیاد می‌شوند ولی در دیابت، این تغییرات در لوزالمعده رخ می‌دهد و نتیجه‌اش در خون منعکس می‌شود. شما تا حالا کسی را دیده‌اید که از داشتن میگرن یا آپاندیسیت شرمگین باشد یا بخواهد بیماری خودش را پنهان کند، یواشکی دکتر برود یا نخواهد اسم واقعی خودش را هنگام مراجعه به دکتر بگوید؟ پس چرا از شنیدن این که فردی بیماری روانی دارد، یکه می‌خورید و انتظار دارید که مثل بسیاری از افراد، بیماری خود را پنهان کند؟ مگر خودش خواسته که بیمار شود یا خطایی از او سرزده که به این بیماری دچار شده؟ اگر این‌طور نیست، پس چرا وقتی به بیماری روانی دچار می‌شویم سعی می‌کنیم که کسی از قضیه بو نبرد و حتی نزدیک‌ترین اقوام هم از آن خبردار نشوند؟ گاهی این مسأله آنقدر برای¬مان حساس می‌شود که حتی حاضریم بیماری و مشکل خود را پنهان کنیم یا اصلاً از خیر دوا و دکتر هم بگذریم ولی از «خطر» این که کسی بفهمد ما مشکلی داریم دور شویم و از «انگ» بیماری روانی محفوظ بمانیم!
http://mind-and-brain.blogfa.com/post-56.aspx
آقای شریعت! اگر بیماران به شما اعتماد ندارند، بیماری خود را پنهان می کنند و حتی حاضر نیستند نام واقعی خود را بگویند، حق با آنهاست. چون شما در مکتب روزبه تربیت شده اید و یک «مافیای روان» هستید. استاد شما همان صنعتی بی تخصص است. آدم غیر اخلاقی و جنایتکاری است که برای رسیدن به مقاصد خود دست به هر جنایتی می زند.

 

یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
در رزومه دکتر شریعت آمده که از سال ۲۰۰۷ تا کنون عضو هیات علمی این دانشگاه است:
tip.iums.ac.ir/uploads/c_41281.docx یعنی کمتر از ۸ سال.
در رزومه دکتر قدیری رییس سابق این بیمارستان آمده که او فقط ۶ سال رییس این بیمارستان بوده:
tip.iums.ac.ir/uploads/ghadiri_6386.doc
وقتی کسی مثل دکتر قدیری را بر می دارند و کسی مثل دکتر شریعت را می گذارند که مدت عضویت هیات علمی او فقط دو سال بیشتر از مدت ریاست دکتر قدیری بر بیمارستان ایران است، آنهم فقط ۴ ماه بعد از کنگره ی خواری صنعتی، آنهم در حالیکه وحید شریعت یکی از ۴ نفری است که کتبا اذعان کرده در قضیه بستری اجباری دکتر کدیور «چیزی پیدا نکردند و فقط بر اساس شکایت همسایه ها تشخیص گذاشتند»، آدم به این نتیجه می رسد که دستهای مخفی «هزار دستان» در حال از بین بردن مدارکی است که دست صنعتی را در بستری اجباری دکتر کدیور رو میکند وگرنه چرا از بین ۲۲ عضو هیات علمی باید همه را ول کنند و «شاگرد صنعتی» را رییس «همان بیمارستان» کنند؟ اگر کار «مافیای روان» نیست کار کیست؟!

 

یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
عجب سالی است این سال ۱۳۶۱!!! صنعتی، کاظم علوی فاضل و بعد؟!!!
“در سال ۱۳۶۱ با همت دکتر سید کاظم علوی فاضل درمانگاه روانپزشکی(دانشگاه جندی شاپور اهواز) بطور مستقل بازگشایی شد و در سال ۱۳۶۴ بخش روانپزشکی تاسیس گردید.”۱

۱- http://fmedicine.ajums.ac.ir/HomePage.aspx?TabID=12983&Site=fmedicine.ajums.ac&Lang=fa-IR

 

دوشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
داشتم وبگردی می کردم و به انتصاب وحید شریعت به سمت رئیس بیمارستان روانپزشکی ایران فکر می کردم که مطلبی در صفحه اول سایت وزارت بهداشت توجهم را جلب کرد:
«رهبر معظم انقلاب سیاست‌های کلی سلامت را ابلاغ کردند» [۱]
خبر تازه ای نبود ولی حالا با این نگاه که وحید شریعت، کسی که هنوز به مجازات اعمالی که در سال ۲۰۱۳ در همکاری با «محور صنعتی- همایونپور» مرتکب شده نرسیده، حالا شده رییس بیمارستان ایران، دوباره این سیاستها را خواندم و چیزهای جدیدی به ذهنم آمد:
«۵-۲- ارتقاء شاخص‌های سلامت برای دستیابی به جایگاه اول در منطقه آسیای جنوب غربی.»
آیا با حضور افراد جاه طلب و خیانت پیشه ای مثل «محور صنعتی- همایونپور»، وحید شریعت، امیرعباس کشاورز، شبنم نوحه سرا جایی برای این ارتقا باقی می ماند؟
«۶-۲- اصلاح و تکمیل نظام‌های پایش، نظارت و ارزیابی برای صیانت قانونمند از حقوق مردم و بیماران و اجرای صحیح سیاست‌های کلی.»
وقتی به وحید شریعت که با همدستی سفلگانی که در بیمارستان ایران اقدام به حذف فیزیکی دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو در ایران کردند حالا جایزه داده شده و ارتقاء درجه داده شده، چطور می توان امید به برآورده شدن « اصلاح و تکمیل نظام‌های پایش، نظارت و ارزیابی برای صیانت قانونمند از حقوق مردم و بیماران» داشت.
«۳- ارتقاء سلامت روانی جامعه با ترویج سبک زندگی اسلامی – ایرانی، تحکیم بنیان خانواده، رفع موانع تنش آفرین در زندگی فردی و اجتماعی، ترویج آموزش‌های اخلاقی و معنوی و ارتقاء شاخص‌های سلامت روانی.»
این جماعت، با سرکردگی «محور صنعتی- همایونپور» به آدمها یاد می دهند که فرد به بهانه ی خوشی خودش می تواند با همسر دوستش هم رابطه داشته باشد و این شهوت رانی ها را به نام «روانکاوی» معرفی می کنند. دروغگویی را با تحریف فرهنگ ایرانی، تحریف تاریخ روانکاوی، دروغ درباره مدرک تحصیلی، دروغ درباره محل تحصیل خود و… اشاعه می دهند و مخالف دروغگویی هایشان را «سایکوتیک» معرفی می کنند. [۲]
«۵ – ساماندهی تقاضا و ممانعت از تقاضای القائی و اجازه تجویز صرفاً بر اساس نظام سطح‌بندی و راهنماهای بالینی، طرح ژنریک و نظام دارویی ملی کشور و سیاست‌گذاری و نظارت کارآمد بر تولید، مصرف و واردات دارو، واکسن، محصولات زیستی و تجهیزات پزشکی با هدف حمایت از تولید داخلی و توسعه صادرات.»
اگر در آن بیمارستان به اصرار (!) نماینده پزشکی قانونی (!)، امیر عباس کشاورز اخلاقی (!)، تزریق اجباری دارو به دکتر کدیور انجام شد، پس از آن مسوولین بیمارستان فرصت داشتند تا با اعلام اسامی دست اندرکاران آن فاجعه به قانون (نه قانونی که با چِکهای شوهر همایونپور فعال می شد) اندکی آبروی رفته ی خود را بخرند. اما آنها چنین نکردند. الان دست چه کسانی در بین است که دارند هنوز هم در همان راستا قدم برمی دارند.
چند ماهی است که سیاستهای کلی «سلامت» به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، چه کسی ضمانت اجرای آن را در این بیمارستان عهده دار است؟
۱- http://behdasht.gov.ir/?siteid=1&siteid=1&pageid=1508&newsview=105234
۲- https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86

 

سه شنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. در مورد کاسبان روان
هر دم از این باغ بری می رسد:
«برگزاری «پنجمین کنفرانس علمی سالانه سلامت روان و رسانه» در تهران» [۱]
محل درج خبر: سایت انستیتو روانپزشکی تهران (با مدیریت زیر سوال شریعت)
محل برگزاری: بیمارستان روزبه (محل کار صنعتی و یاران «مکتب روزبه»)
موضوع: کنفرانس علمی سالانه سلامت روان و رسانه (قابل توجه برادران خبرگزاری ایسنا، ماهنامه تهران و روزنامه اعتماد)
جالب نیست؟!
یعنی این همه دروغ هایی که اعتماد منتشر کرده و تاریخ روانکاوی در ایران را که به نام و کام صنعتی تغییر داده (با تیتر «نگاهی به طرح روانکاوی در ایران» که بهتر بود می گفت «نگاهی به طرح تحریف روانکاوی در ایران») به کنار [۲] و مخلصم مخلصم هایی که به سرقت های سامان توکلی [۳] و صنعتی [۴] در راندهای مختلف گفته به کنار، ««پاسخی» که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد» [۵] به کنار، ماهنامه تهران که یکهو سرش را با صورتک ترک قشقایی و بیرون آورد تحت لوای این فریب که «رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است» [۶] گرچه هدف چیز دیگری بود: «مدفون کردن نام انجمن فرویدی (و البته ادامه لاف در غریبی)» [۷] و بعد از آن خبرگزاری ایسنا! ملاحظه بفرمایید اینجا دیگر از یک روزنامه و مجله نمی گویم، یک خبرگزاری است که به سادگی همان شیوه ای را دارد که دو همکار دیگرش دارند: به دفعات در خصوص روانکاوی به اشائه اخبار دروغ و به معرفی «روانکاوان وحشی» پرداخته [۸ و ۹] و با هیچیک از تذکرات انجمن فرویدی، تنها متولی روانکاوی در ایران نیز مطالب خود را تصحیح نکرده است، هنوز هم همه ی این چاکری و «خدومی» برای «محور صنعتی – همایونپور» و دار و دسته شیادشان کم است و رسانه ها نیاز به «تربیت» بیشتری دارند و باید «پنجمین کنفرانس علمی سالانه سلامت روان و رسانه» برگزار گردد. (این بار با هزینه معنوی و مادی چه کسی؟)
«می بینی ایسنای عزیز، رسانه ها صنعتی ها را می سازند» [۱۰] فقط نمی دانم این همدستی دقیقا از کجا آب می خورد، تنها موضوع «برخی منابع مالی برخی خبرگزاری ها» [۱۱] است یا چیز دیگری هم در بین است؟
چه کسی باور می کند که این همه دروغ در رسانه های مملکت باشد و باز هم «محور صنعتی- همایونپور» و یاران گرسنه مثل ضحاکشان؛ شریعت، نوحه سرا، کشاورز و سایرین باز هم بیشتر بخواهند؟!

۱- http://tip.iums.ac.ir/?fkeyid=&siteid=35&pageid=2192&newsview=12649
۲- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2825974
۳- https://freudianassociation.org/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-similarity-ratio-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F/
۴- https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
۵- https://freudianassociation.org/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%86%DA%A9%D8%B1/
۶- https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/
۷- https://freudianassociation.org/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%85%D8%AF%D9%81%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C/
۸- https://freudianassociation.org/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7/
۹- https://freudianassociation.org/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D8%AA/
۱۰- https://freudianassociation.org/%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D8%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%B1/
۱۱- https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7

 

سه شنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
چند سال پیش از چند پزشک عمومی که می خواستند برای تخصص شرکت کنند پرسیدم چرا روانپزشکی را انتخاب نمی کنید؟ گفتند به درد نمی خوره، پایین ترین رتبه رو داره. روانپزشکی رو همینطوری هم قبولیم، قبول شدنش اصلا کاری نداره. تعجب کردم، گفتم مگه در حوزه روح و روان نیست چرا این طوری فکر می کنید؟!
اما امروز می توانم حدس بزنم که چرا جایگاه روانپزشکی به این اندازه کم ارزش است. یکی از دلایل مهم آن وجود صنعتی و «همتای صنعتی» یعنی سید کاظم علوی فاضل است که هر دو فارغ التحصیل اینگلند اما بدون مدرک تخصص در دانشگاه علوم پزشکی هستند. آنها از ملت طلبکار هستند چون همچون یک شوالیه خدمت (!)به خلق خدا کرده اند؛ صنعتی به عنوان دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه و علوی در دانشگاه علوم پزشکی اهواز و رئیس دانشگاه علوم پزشکی. صنعتی با راه اندازی فلوشیپ روان درمانی و علوی با تاسیس درمانگاه و بخش روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اهواز.

 

چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
یکی از مصوبه های شورای عالی انقلاب فرهنگی سال ۱۳۶۷ چنین است: انتخاب‌ آقایان‌ دکتر ایرج‌ شریفی‌ – دکتر سیدکاظم‌ علوی‌ فاضل‌ دکتر محمد فقیهی‌ به‌ ترتیب‌ جهت‌ ریاست‌ دانشگاه‌های‌ علوم‌ پزشکی‌ کرمان‌ – اهواز و یزد موافقت‌ بعمل‌ آمد.
با خواندن این خبر بود که فهمیدم در آن سال ها چقدر کشور دچار بحران بوده است؛ نه فقط به خاطر مشکلات اقتصادی، سیاسی و… بلکه فاجعه در مراکز علمی و آموزشی و دانشگاهها نیز بیداد می کرده است. در آن سال ها صنعتی و علوی بدون تخصص و مدرکی به عنوان یک متخصص فعالیت می کردند. در سال ۶۷ علوی چگونه توانسته تاییدیه شورای عالی انقلاب فرهنگی را برای ریاست دانشگاه علوم پزشکی اهواز بگیرد؟ آیا شرایط جنگ منجر به انتخاب چنین افرادی شده بود؟ وقتی عده ای باید برای حفاظت از مرز و بوم به میدان جنگ می رفتند تا از ملت ایران و آرمان های شان دفاع کنند،افراد فرصت طلبی مانند صنعتی و علوی به ایران و ملت ایران خیانت می کردند.
این سوال پیش می اید آیا در آن زمان شرایط جنگ زده کشور و بحران منجر به این تصمیم شد که به جای متخصصان افرادی چون صنعتی و علوی در عرصه علم و فرهنگ حضور داشته باشند؟ آیا به غیر از این افراد متخصصان دیگری وجود نداشتند؟ چنین تصمیماتی صدمه های جبران ناپذیری نیز به ملت ایران وارد کرد و تبعات آن تا به امروز ادامه دارد. تشکیل «مافیای روان» در کشور یک نمونه از فعالیت های ویرانگر صنعتی است.
آقایان! آیا امروز هم شرایط بحران و جنگ در مملکت وجود دارد که هیچ مقامی نمی پرسد که «آقای دکتر صنعتی(!)دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، چرا این دو فرد شیاد هم اکنون بدون مدرک به طبابت و درمان مشغول هستند؟ و چرا فرد بی سواد و «مافیای روان»، وحید شریعت، به ریاست بیمارستان ایران منصوب شده است؟

 

چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
بازرسان وزارت بهداشت برای نظارت بر حسن اجرای طرح تحول نظام سلامت در ایران کار خود را شروع کرده اند. یکی از این موارد میزان ویزیت پزشکان است. نمیدانم گذارشان به مطب دکتر صنعتی می افتد یا نه تااز ویزیت ۳۰۰ هزار تومانی که با آن خلق الله را «نقره داغ» می کند، مطلع شوند؟؟!!

 

پنج شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
سایت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی جندی شاپور [۱] :
عنوان: «عنوان رشته :روانپزشکی Psychiatry»
زیرعنوان: «ج: تاریخچه وسیر تکاملی رشته روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز»

«… در مهر ماه سال ۱۳۳۴ دانشگاه گندی‌شاپور تأسیس شد. پس از چند سال نام آن به جندی‌شاپور تغییر کرد و تا آغاز انقلاب اسلامی به همین نام شناخته می‌شد. رشته‌های کشاورزی، ادبیات، ریاضی و پزشکی از اولین رشته‌های ارائه ‌شده در دانشگاه جندی‌شاپور می‌باشد.
بر اساس شواهد موجود در بیمارستان آموزشی گلستان دانشکده پزشکی برای درمان بیماران روانی و آموزش آن به دانشجویان پزشکی بخش اعصاب شامل بیماران مغز و اعصاب و روانپزشکی دایر بوده که فعالیت آن تا اوایل جنگ تحمیلی ادامه داشته است. پس از آن در سال ۱۳۶۱ با همت دکتر سید کاظم علوی فاضل درمانگاه روانپزشکی بطور مستقل بازگشایی شد و در سال ۱۳۶۴ بخش روانپزشکی تاسیس گردید. سرانجام در مهرماه ۱۳۶۹ با گرفتن اولین دستیاران روانپزشکی آموزش تخصصی روانپزشکی نوین در این بخش آغاز بکار نمود.»
جالب است که یک دانشگاه ۲۷ ساله، اختیار خودش را به هوای داشتن پُز و افتخار «درمانگاه روانپزشکی بطور مستقل» به یک فردی می دهد که خود «فقط ادعای» مدرکی را دارد، از قضا باز هم روانپزشکی!
سال ۱۳۶۱ سالی که کشورمان هنوز درگیر جنگ بود. هر بار باید باور کنم که عده ای در این جهان «با جنگ» است که پیروز می شود. منظورم «در جنگ» نیست. منظورم از حضور جنگ در مملکتشان است. مثل صنعتی و کاظم علوی فاضل در همین سال ۱۳۶۱ کذایی. البته که موضوع فقط جنگ هم نیست. این حرف را به هر آدم دور از فضای دانشگاه و حتی بیسواد هم که بگویید که «فلانی مدرک ندارد ولی در دانشگاه درس می دهد»، باور نمیکند و شما را انکار می کند نه آن شیاد را و مثل یکی از خوانندگان سایت انجمن می گوید «مگر دانشگاه پزشکی مدرک را چک نمی کند؟»
راستش تا به حال هرگز این سوال را از خودم نپرسیده بودم. دیده بودم که در دانشگاه اساتیدی داریم که به موجود آدمی با دیده حقارت نگاه می کنند و خود را انسان سالم و مراجعانشان را «خب مریض است دیگر!» خطاب می کنند. ولی هرگز باورم نمیشد که تعدادی از همان «اساتید عظام» همان مدرک را هم ندارند و دانشگاه هم موضوع را «زیرسبیلی» [۲] در می کند. حالا چه جنگی در بین است که به این مدارک نداشته و صلاحیت های احراز نشده رسیدگی نمی شود؟!
این سوالها دردآور است ولی برای چاره و درمانش باید باور کرد و باید مبارزه کرد.

۱- http://fmedicine.ajums.ac.ir/HomePage.aspx?TabID=12983&Site=fmedicine.ajums.ac&Lang=fa-IR
۲- اشاره به پی نوشت دکتر کدیور در تاریخ ۸۸/۰۳/۳۱ بر صورتجلسه ۱۸ هیأت مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۸/۰۲/۱۲

 

جمعه ۰۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آزاده درباره «مافیای روان»
پس از خواندن مطلب “یکی دیگر از رسوائی های یک “کشور جهان سومی”” به این نتیجه رسیدم که در مقایسه با سران این اژدهای هفت سر، یعنی کسانی مثل صنعتی – سوفی دو میژولا – همایون پور – الیزابت رودینسکو و…، افرادی مثل شریعت – نوحه سرا – کشاورز و سایرین پادوهائی بیش نیستند!
در این سلسله مراتب نوکرانی مثل قورخانه چی و مهدی محمدی که جای خود دارند و شاید در “رده”!۱ “گاوان و خران باربردار” هم جائی نداشته باشند.

۱- “رده روانکاوان ایرانی”!!! رفقای صنعتی در ویکی پدیا.

 

جمعه ۰۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
کلمه مافیا در ویکی پدیا اینچنین تعریف شده: “انجمن مخفی خلافکاران سیسیل بود. این گروه در اواسط قرن ۱۹ میلادی به دلیل بی اعتمادی مردم به حکومت و سیستم قانونی و وابستگی مردم به افراد محلی قدرتمند در سیسیل بوجود آمد و بعدها در شرق ایالات متحده آمریکا و استرالیا گسترش یافت.معروف‌ترین نمونه مافیا پنج خانواده‌های تبهکار در شهر نیویورک می‌باشد.تمام فعالیتهای مافیا برای پول سازی است.”
در ویکی پدیا قوانین ده گانه مافیا را ذکر کرده که تعدادی از آنها را اینجا ذکر می کنم:
آیتم دو: به زن دوستتان نگاه نکنید. (کاری که به عقیده همایونپور اگر باعث شادی شما میشه، مجازید انجام بدید!)
آیتم سه: با پلیس دیده نشوید. (آقای صنعتی که باید بالاخره به دادگاه تشریف ببره و پاسخ بده که خلاصه این انگلند کجاست. قورخانه چی و محمدی که رفتند و … ادامه دارد…)
آیتم پنج: همواره در دسترس بودن یک وظیفه‌است حتی اگر همسرتان در حال وضع حمل است. (آره دیگه از اینجا زنگ بزنن به همایونپور و در مورد وضعیت دکتر کدیور بگن. اون هم آنجا با بقیه “خانواده مافیایی” هماهنگ کنه –سوفی دو میژولا، نادر برزین، عصمت ترک قشقایی، سیامک موحدی، فواد صابران، نادر آقاخانی، امیر عباس کشاورز، شبنم نوحه سرا، وحید شریعت، محمد صنعتی و …- و خلاصه همه چیز تحت کنترل باشه. به قول یکی از دیدگاه ها “فقط فکر آقای میلر و انجمن فرویدی رو نکردن”)
آیتم هشت: وقتی سوالی پرسیده می‌شود حتماً حقیقت را بگویید. (خوب این بدبخت حق داره که حرف نزنه، چون باید حقیقت رو بگه!! وقتی مدرک نداره، از کجا حالا بعد ۳۰ سال براتون مدرک جور کنه؟ یا اون یکی که شرکت سهامیش توی ورمونته ولی اسمش بوستونه. که با اون مدرک توی امریکا نیم کیلو نخودچی هم بهشون نمیدن! به خاطر همین پاشده بدو بدو اومده ایران. باباش با مدرک نداشته، ۳۰ سال سابقه “خدومی” درست کرده، چرا دختر نتونه؟)
آیتم نه: ثروت اگر متعلق به خانواده دیگریست به آن چشم ندوزید. (دزدی از مطالب و درسنامه های دکتر کدیور، استفاده از پول بیت المال برای برگزاری کنگره ی خواری، زدن کارخانه تولیدی برای تولید ۱۵۰ عضو ظرف مدت ۷ سال، جلسه ای ۳۲۰ هزار تومن برای هر جلسه به اصطلاح روانکاوی، استفاده از اسکایپ و تلفن برای روانکاوی کردن ملت _خوب در هر حال پول این ها هم به حساب ریخته میشه دیگه؛ واسه راه رضای خدا که کسی رو اینجوری روانکاوی نمیکنن_، … و پیدا کردن تخت خالی در عرض سه سوت برای دکتر کدیور در یک بیمارستان روانی دولتی. چون ایشان بدجوری کارو بار اونارو کساد میکنه!)
آیتم ده: این افراد نمی‌توانند عضو کوزا نوسترا (نام حقیقی مافیا) شوند: کلیه کسانی که خویشاوندی نزدیک در تشکیلات پلیس دارند، کلیه کسانی که خویشاوندی خائن در خانواده دارند، کلیه کسانی که بدرفتاری می‌کنند و به ارزش‌های اخلاقی پای‌بند نیستند. (انصافا زبونم در مورد این آیتم و این خانواده مافیایی قاصره!!!!)

 

شنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
«علوی فاضل، کاظم
(ملیت : ایرانی قرن : ۱۴)
سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: روان پزشکى، دانشکده: پزشکى، دانشگاه: علوم پزشکى اهواز.
فعالیت ها : مشاهیر / عالمان و دانشمندان / پزشکی»*
سایت راسخون همچین همتای صنعتی، کاظم علوی فاضل رو معرفی کرده که آدم فکر میکنه داره ابن سینا رو معرفی می کنه.
راستی این جماعت باشرافت (!)قسم هم خورده اند یا قسم خوردن دِمُده شده بوده سال ۶۲- ۱۳۶۱
* http://www.rasekhoon.net/mashahir/print-117947.aspx

 

شنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
در دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان» خواندم که نوشته بود «… جناب صنعتی گفته هر وقت لازم باشد، مدرکش را رو می کند.» فکر کردم یعنی منظور صنعتی این است که اول زیرلفظی بهش بدهند بعد بله ی مدرک را می گوید. یا شاید سپرده که بر و بچه ها حواسشان را جمع کنند تا نظیر خطاهایی که در مدرک کردان بود در مدرک او تکرار نشود.
صنعتی جان! فاییده ندارد. روبرویت انجمن فرویدی، انجمنی که رییسش دکتر کدیور است ایستاده. یعنی مدرک با مهر خود انگلند هم بیاوری برایت مدرک نمی شود.
سه جلسه است که در این دوره از کلاسهای آشنایی با فروید و لکان به موضوع «حقیقت» پرداخته می شود. جمله ای از کلاس از دیکشنری لکان یادم می آید: «حقیقت ارتباط نزدیکی با فریب دارد.»

 

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
عجیب نیست!
صنعتی میشود رییس بخش رواندرمانی بیمارستان روزبه. روزبه مربوط به دانشگاه تهران است.
همایونپور اجازه ندارد دیگر در دانشگاه بهشتی (دانشگاه سوگلی اش) تدریس کند. ولی بعد از چند وقت در همان دانشگاه بهشتی کارگاه برگزار می کند و برای فصل بهار هم نقشه می کشد.
در این دانشگاه های خوشنام (!) ما چه خبر است؟!

 

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
وقتی صنعتی بی مدرک و بی سواد تو بیمارستان وابسته به دانشگاه مادر جولان می ده، وقتی دانشگاه بهشتی مثل بنگاه کاریابی در حق همایونپور که از VGSP.Inc فارغ التحصیل شده، ادای دین می کنه و به برگزاری کارگاه مفتخر میکنه (هم گوهر رو هم خودش رو) چرا نوچه هایی مثل شریعت بی بهره بمونن.
بدیش اینه که اینا فکر می کنن هیچ کی هم حواسش بهشون نیست. نه بابا! خواب دیدید خیره!
این انجمن واسه خودش یه پا خبرگزاریه!

 

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م.ز.گ. درباره «مافیای روان»
با وجود صنعتی و سایر اعضای «مافیای روان» در بیمارستان روزبه، جشن هشتاد سالگی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می شود. ننگ باد بر این جامعه علمی«کشور گل و بلبل »!

 

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در صفحه مربوط به پیش ثبت نام حضور در کارگاه تخصصی نوشته:
کارگاه شماره ۱۰: وینی کات و روان شناسی بالینی؛ مدرس: دکتر گوهر همایون پور
به‌مدت ۴ ساعت؛ مقطع شرکت کنندگان: کارشناسی ارشد و دکتری روان شناسی و مشاوره (ظرفیت باقیمانده: ۰ نفر) تکمیل شد!
http://psycenters.sbu.ac.ir/services/educational-and-training-services/workshop-for-professionals
در صقحه دیگری هم این مطلب را نوشته:
کارگاه آموزشی « روانکاوی معاصر » در ۲۶ دی ماه ۹۳ توسط دکتر گهر همایون پور برگزار گردید.


منتشر شده در دوشنبه, ۰۴ اسفند ۱۳۹۳ ۱۳:۳۲
در این کارگاه با حضور ۳۱ شرکت کننده و به مدت ۸ ساعت نظریه های روانکاوانی چون آندره گرین(Andre Green) ، ویلفرد بیون(Wilfred Ruprecht Bion) و آنتونینو فرو (Antonino Ferro) مطرح وچندین مورد بالینی طرح و مورد بحث قرار گرفت. کارگاه آموزشی دیگری از دکتر همایون پور در بهار سال آینده برگزار خواهد شد که ازهمین سایت به اطلاع علاقمندان میرسد.
http://psycenters.sbu.ac.ir/news/29-26-93

اولین چیزی که با دیدن این صفحات به ذهنم رسید این بود که در دانشگاه شهید بهشتی و سایر دانشگاه هایی که روانشناس تربیت می کنند فارغ التحصیلان از چه میزان بیسوادی رنج میبرند که با داشتن مدرک کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه «معتبری» مثل شهید بهشتی باید سر کلاس کسی مثل گهر همایونپور بنشینند که «فقط مدرک کارشناسی» آنهم در علوم اجتماعی دارد!!! مسئولیت بیسوادی این فارغ التحصیلان که فکر می کنند هر آسمان و ریسمانی را به هم ببافی اسمش «علم رواندرمانی و روانکاوی» است! بر عهده چه کسی است؟ تعجبی دارد که صنعتی می تواند یک کنگره به اسم روانکاوی برگزار کند که در آن بجز گفتن از انتقال متقابل هیچ چیز برای ارائه ندارند و تازه «شنوندگان علاقمند»ش فکر می کنند «دارند چیز یاد می گیرند»!!!!؟ کنگره ای که در آن با پول بیت المال عده ای خارجی به ایران می آیند و «جایزه» فار التحصیلی از انستیتو روانکاوی «برلین» را در «ایران» و «از جیب مردم ایران» دریافت می کنند و هیچکس هم توضیحی نمی دهد که اینها چه ربطی به ما دارند.
قابل توجه وزارتین علوم و بهداشت! این نتیجه تلاش دو وزارتخانه متولی «تربیت متخصص» و «تولید علم» در راستای تحقق سند چشم انداز بیست ساله است که ما قرار است در سال ۱۴۰۴ رتبه اول علمی را در منطقه داشته باشیم؟! «متخصصانی» که قرار است تربیت شوند همینها هستند که سر کلاس یک «کارشناس» می نشینند؟
اما در زمینه کسب رتبه اول علمی در منطقه، باید گفت وزارت کشور سالهای سال است که از این دو وزارتخانه پیشی گرفته چون به «انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی» و «انجمن فرویدی» مجوز فعالیت داده بعنوان «اولین و تنها سازمان به ثبت رسیده روانکاوی در ایران» که بنیانگذار انجمن جهانی روانکاوی و مرد اول روانکاوی دنیا آن را بعنوان «اکول ایرانی روانکاوی» به رسمیت شناخته است.
در کشوری که هدف سند چشم انداز بیست ساله اش «دستیابی به رتبه اول علمی در منطقه» است، چطور گهر همایونپور با یک مدرک بی ارزش کارشناسی می تواند نقش استاد را برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا داشته باشد؟ آیا بعد از سقوط علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نوبت دومین دانشگاه بزرگ کشور است که شاهد سقوط علمی اش با حضور گهر همایونپور باشیم؟ عجیب نیست که «مافیای روان» بزرگترین دانشگاه های کشور را نشانه رفته؟ و یادمان باشد که یار و یاور این مافیای روان در خارج از کشور «بهایی ها» هستند! آن وزارت اطلاعاتی که رزیدنت صنعتی به مریض دکتر صنعتی گفته بود که انجمن فرویدی را زیر نظر دارد حالا باید جوابگوی این رخنه زیرزمینی شبکه مافیا در بزرگترین دانشگاه های کشورمان باشد. کسی که بهایی ها حمایتش می کنند، چه چیزی به فرزندان این سرزمین یاد می دهد؟! امیدوارم مقامات کشورم بیش از اینها حواسشان به دانشگاه ها و مراکز تربیت جوانان باشد!!!

 

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
یعنی این صنعتی مثل یک اختاپوس، مثل یک خرچنگ، مثل سرطان و دقیقا مثل یک سرکرده مافیا سی سال فرصت داشته تا نوچه ها و مارهای دست پرورده خودشو همه جا از علوم پزشکی تهران، روانشناسی شهید بهشتی، پزشکی قانونی، بیمارستانها، فرهنگستان هنر و…… بفرسته و یک شبکه مافیایی واقعی کاسبی روان راه بندازه!! و هیچکس نبوده ازش بپرسه: “دانشکده روانپزشکان انگلستان کجاست؟”!!!
واقعا “شاگردان با نفوذ”۱ و سو ءاستفاده از شرایط “جنگ”۲، چه فرصتی رو براش فراهم کرده بود!! و البته شیدایی بیخبری ما!! و فقط حضور “روانکاو واقعی” تونست نهیبی باشد برای خوابزدگان!
۱-اشاره به یکی از نوشته های خود صنعتی.
۲-اشاره به نوشته “عده ای برای حفاظت از مرز و بوم به میدان جنگ می رفتند…”.

 

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
با خواندن مطلب “عده ای برای حفاظت از مرز و بوم به میدان جنگ می رفتند و…” یاد این افتادم که در زمان جنگ یک عده بودند که تمام داراییهایشان را یک شبه از دست دادند (البته در زمان امضای قطعنامه) و کسانی بودند که در طول جنگ مشغول ثروت اندوزی شدند و بعد از آن صاحب ثروت های کلان! این اتفاقات بیشتر در مواردی پیش می آمد که این افراد از نوسانات قیمت طلا و ارز و البته از مایحتاج ضروری مردم و از ترس مردم از بمباران، سود می بردند! این شد که ما بعد از جنگ “نوکیسه” زیاد داشتیم! ولی خوب، آقایان صنعتی و علوی فاضل ظاهرا جزو باهوشانِ! ثروت اندوز بودند؛ چون از آن زمان (سال های ۶۱-۶۲) برای آینده ای طولانی نقشه می کشیدند. پس پایه های بنای عنکبوتی خود را پایه ریزی می کردند که تا الان ۳۱ سال از آن گذشته و هنوز هیچ مقامی از آنها محل صدور مدرکشان را نمی پرسد! البته این اتفاق طبیعی به نظر می رسد؛ وقتی ۳۱ سال با هر ارگان و سازمان و دانشگاه و بیمارستانی زد و بند می کنند، پس با برملا شدن همین مدرک ناقابل چیزهای خیلی زیادی از پس آن بیرون خواهد ریخت!

 

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ر. درباره «مافیای روان»
اینکه پزشک ببیند بقیه به‌خصوص استادان خود چطور رفتار می‌کنند؟”* منظورتان از استاد همان جناب صنعتی ست با ویزیت جلسه ای سیصد تومن و وقتهای شبانه روزی؟ ایشان در همدلی کردن استادند ” چون ایشون گاهی اوقات حضور دارن اونم نیم ساعت آخر گروه”**. اصلا انقدر دست خودشان نیست که گاهی همدلی را به حدی میرسانند که مجبور میشوند با آنالیزانشان ازدواج کنند! بیماران بیچاره زیر دست کسانی افتاده اند که شاگردی چنین “استاد”ی را میکنند. باید هم نگران “شکایت مریض” باشی، وحید شریعت!

*«تجربه یک شب بستری شدن پزشک»؟! ای کمتر از ماکاک! (منبع کامنت قبلی هم همین است)
**ایمیل جدید مریض دکتر صنعتی و پاسخ انجمن فرویدی

 

سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
دوستان جونم براتون بگه جناب صنعتی برای اینکه خیلی آبروریزی نشه یه مطلب جدید تو فیسبوکش گذاشته تا اون پست مربوط به نامه کذایی ۴ماه پیشِ دکتر نقوی به دکتر جعفریان بره پایین! آخه الان «توده» هم «توده» قبلی نیست، فکر کنم حتی اگه روشون نشه بلند بپرسن تو دلشون با خودشون می گن، پس چی شد؟! چرا دکتر جعفریان از انجمن فرویدی شکایت نکرد؟! نکنه راسته که جناب صنعتی مدرک نداره؟!
و جناب صنعتی هم برای اینکه این سؤالات رو زودتر درز بگیره حالا اومده یه پست جدید تو فیسبوکش گذاشته که همه بی خیال پست قبلی بشن، انگار آب از آب تکون نخورده! خیلی نابغه است این جناب صنعتی!

https://www.facebook.com/dr.sanati

 

چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نرگس م. درباره «مافیای روان»
روزی روزگاری مافیای روان دیدن تا حالا بدون مدرک و با ادعای مدرک داشتند، طبابت می کردند و خلق الله را سر کیسه می کردند و کسی هم اعتراضی نداشته، خواستن یه تحولی بدن که …، پس شرکای جدیدی از اون ور آب که از دانشگاه هایی مدرک داشتن که اون ور به حساب نمیومد و نمی تونستند شغل دست وپا کنند، گرفتند تا این بار با ادعای روانکاوی، کار را گسترش بدهند.القصه، فقط حالا که ادعای روانکاوی هم داشتند، متوجه می شوند از بدشانسیشون عضو برجسته انجمن جهانی روانکاوی در ایران حضور دارند یعنی یک روانکاو واقعی در ایران هست که این اجازه رو نخواهد داد که روانکاوی را به گند بکشند و اینطور شد که مافیای روان تصمیم گرفتند تنها روانکاو ایرانی را سر به نیست کنند تا مثل گذشته به خوبی وخوشی هرکار خواستند بکنند اما این بار فرق می کرد چون در برابر یک روانکاو واقعی ،هر کاری می کردند رسواتر می شدند. وهنوز هم این رسوایی ها برای مافیای روا ن در کشورمون ادامه داره.

 

چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
نظرات وحید شریعت در مورد دروغ و دروغگویی
“قبل از پاسخ به این سوال باید بگویم همه دروغگوها یک‌جور نیستند. بعضی‌ها فقط گاهی دروغ می‌گویند تا خود را از یک تنگنا برهانند یا به منفعتی برسند. در واقع فقط هنگام ناچاری این کار را انجام می‌دهند و قبول دارند دروغ گفتن کار بدی است، ولی کار خود را با اصطلاح «دروغ مصلحت‌آمیز» توجیه می‌کنند. احتمالا بیشتر دروغ‌هایی که با آنها برخورد می‌کنیم از این دست هستند.اما گاهی هم افرادی استاد دروغ هستند و گویی بدون دروغ، روزشان شب نمی‌شود. البته دروغ گفتن تنها نکته برجسته در زندگی این افراد نیست، بلکه دست انداختن دیگران، لاف زدن، چرب‌زبانی و ظاهرسازی نیز از دیگر خصوصیات آنهاست. این‌ دروغگوها خود را بزرگ‌تر، مهم‌تر، اثرگذارتر و قدرتمندتر از آنچه هستند، می‌پندارند یا نشان می‌دهند، احساسات دیگران برایشان مهم نیست و تنها منفعت و جایگاهشان است که برایشان اهمیت دارد، بنابراین به سادگی و بدون شرمندگی یا احساس گناه از دیگران بهره‌کشی می‌کنند و فقط به عنوان ابزاری برای پیشرفت خود به آنها نگاه می‌کنند. بدتر از همه اینکه در خلوت خود هم از کارهایی که انجام داده‌اند و بلاهایی که سر دیگران آورده‌اند احساس پشیمانی نمی‌کنند.
ببینید در این شرایط فقط با یک آدم دروغگو روبرو نیستیم، بلکه با مجموعه‌ای از مشخصات رفتاری و شخصیتی فردی مواجه‌ایم که او را از بقیه متفاوت می‌کند. به این مجموعه از خصوصیات «اختلال شخصیت سایکوپاتی» می‌گویند. افراد مبتلا به اختلال سایکوپات می‌توانند کارهای خطرناکی انجام دهند چون فقط منافع خود و گروهشان برایشان اهمیت دارد و به خاطر به دست آوردن آن از اینکه از هر روشی استفاده کنند، ابایی ندارند. گروهی از این افراد به سمت جرم، جنایت و بزهکاری کشیده می‌شوند و از زندان یا باندهای خلافکار سردر می‌آورند. نکته‌ای که موضوع را پیچیده‌تر می‌کند این است که تعداد زیادی از افراد سایکوپات بر خلاف انتظار ما اصلا سراغ این‌گونه خلاف‌ها نمی‌روند، بلکه همین خصوصیات خود را در محل کار و زندگی به صورت مخفی بروز می‌دهند. اکثرا ظاهری بسیار خوب و حتی جذاب دارند و با چرب‌زبانی خود دیگران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند، اما باطنشان کاملا متفاوت است و صد البته دروغگویی از بارزترین ابزارهایی است که از آن برای رسیدن به منافع‌شان استفاده می‌کنند. چه بسا با استفاده از روش‌های خود دستاوردهایی هم داشته باشند و به پست و مقامی برسند و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند.
دروغگوهای حرفه‌ای (غیر از سایکوپات‌ها) دسته مهم دیگری هم دارند که به آنها «دروغگوهای مرضی» گفته می‌شود. تفاوت اصلی این افراد با گروه قبلی این است که بسیاری از اوقات فرد دلیل خاصی برای دروغ گفتن یا رسیدن به یک هدف خاص ندارد درست برخلاف افراد سایکوپاتی‌ که کاملا «هدفمند» و «حساب شده» دروغ می‌گویند. به علاوه خلاف‌گویی‌های دروغگوهای مرضی بیشتر در حد خالی‌بندی‌هایی است که آنها را جلوی بقیه خیلی بالاتر، قوی‌تر یا موفق‌تر نشان دهد. خیلی از اوقات این دروغ‌ها به صورت سریالی پشت سر هم ردیف و با گذشت زمان بر پیچیدگی‌های آن هم افزوده می‌شود به طوری که کم‌کم فرد در دنیای دروغین خود کاملا فرد دیگری است با مشخصات و توانایی‌های متمایز. در این زمان است که اصطلاح دروغگوی مرضی کاربرد دارد.
برخی از افراد برای فرار از موقعیت دشوار یا به دست آوردن منفعتی دروغ می‌گویند که این نوع دروغگویی را می‌توان بیشتر محصول یادگیری دانست. در این موارد مشاهده رفتار دیگران و به خصوص پدر و مادر نقش مهمی دارد. البته برخی جنبه‌های فرهنگی هم بی‌تاثیر نیستند. مثلا اینکه ما معتقدیم در شرایطی دروغ گفتن می‌تواند از نظر اخلاقی قابل‌قبول باشد و به آن نام «مصلحت‌آمیز» می‌دهیم، نوعی تناقض شناختی در ذهن ایجاد می‌کند و ممکن است زمینه‌ای فراهم کند تا رفتار نادرست فرد (دروغگویی) در پوشش این اصطلاح قابل‌توجیه شود. متاسفانه نوع رفتار ما نشان‌دهنده این است که گویا انگ اجتماعی دروغ خیلی کمتر از برخی از تخلف‌های دیگر است. از این رو، کسانی که مرتب دروغ می‌گویند را دیرتر طرد می‌کنیم تا کسانی که مثلا فحاشی می‌کنند. اما دروغ گفتن در دسته دوم یا همان «سایکوپات‌ها» ابزار کار و پیشرفت است. پس، از آن به بهترین شکل استفاده می‌کنند. در مورد دسته سوم یا دروغگوهای مرضی هم دروغ گفتن به سبک زندگی‌شان تبدیل شده است. اینکه چه عواملی باعث ایجاد این وضعیت شده و احساس خودکم‌بینی در این شرایط نقش دارد یا نه، هنوز به خوبی مشخص نیست.
از توضیحاتی که دادم مشخص است هر دروغگویی را نمی‌توان اختلال روانی تصور کرد، بلکه اختلال زمانی است که یا همراه سایر مشخصه‌های اختلال شخصیت باشد یا به قدری زیاد باشد که باعث بروز اختلال در عملکرد فردی، اجتماعی یا خانوادگی فرد شود. اختلال شخصیت ضداجتماعی (که البته مقداری با سایکوپاتی متفاوت است اما همپوشی زیادی با آن دارد) و دروغگوهای مرضی همان‌طور که از اسمشان هم پیداست در زمره اختلالات روانی طبقه‌بندی می‌شوند.
افراد سایکوپات یا دروغگوهای مرضی واکنش خاصی نشان نمی‌دهند و گویی اصلا اتفاق خاصی نیفتاده و از کنار موضوع رد می‌شوند یا آن را بی‌اهمیت تلقی یا با دروغ‌های دیگر توجیه می‌کنند. اما دروغگوهای معمول که برای فرار از موقعیت دشوار یا به دست آوردن منفعتی دست به این کار می‌زنند، دچار اضطراب و پریشانی می‌شوند و برای توجیه یا انکار وضعیت خود به تکاپو می‌افتند.
…در مورد کسی که پیوسته دروغ می‌گوید زیاد نمی‌توان انتظار داشت که بتوانید مشکلش را حل کنید و به احتمال زیاد به کمک تخصصی نیاز دارد، اما اگر دروغ موردی است و نه مکرر، می‌توان امید داشت بررسی آن توسط خود افراد کارساز باشد. ”
http://salamatiran.ir/NSite/FullStory/?Id=56579&Type=5
آقای وحید شریعت
• صنعتی- دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران- که می گوید از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان فارغ التحصیل شده است، در کدام دسته از دروغگویان قرار می گیرد؟
– دروغگوی مرضی
– دروغگو حرفه‌ای (غیر از سایکوپات‌ها)
-دروغگوی معمولی
• بنابراین استاد دروغ، رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه، از کدام اختلال رنج می برد؟
– اختلال شخصیت ضداجتماعی
-«اختلال شخصیت سایکوپاتی»
• چرا رئیس جدید بیمارستان ایران، وحید شریعت، از دروغگویان حمایت می کند؟
• کسی که خود دروغ می گوید، در باند خلافکاران و دروغگویان حرفه ای است، ولی در باب دروغ سخن می گوید چه نوع اختلالی دارد؟

 

پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم معصومه ه. درباره «مافیای روان»
آقای ناصر
از دیدگاه های قبلی شما دریافته ام که بسیار نکته سنج و ظریف هستید. از این رو از خودم می پرسم که آقای ناصر در دیدگاهشان نوشته اند «ماجرای “آدم” جور کردن انجمن علمی روانپزشکان در دادسرای نظام پزشکی…» و کلمه آدم را داخل گیومه گذاشته اند، چرا؟! اگر من بودم، حتماً عبارت «آدم جور کردن» را داخل گیومه می گذاشتم. خب، واقعاً هم از «مافیای روان» در این مدت «۴ ماهه» «روشنگری های انجمن فرویدی» از این جور دست و پا زدن های مذبوحانه زیاد دیدیم؛ این در و آن در زدن، نامه نگاری از همه نوع به خارج و داخل کشور، آدم جور کردن و به زعم خودشان ترساندن و و و و….
اما وقتی کلمه آدم را داخل گیومه می بینم با خودم فکر می کنم که آن «آدم» چه جور آدمی است؟ «آدمی» که «جور» می شود، چه جور آدمی است؟ اصلاً «آدم» کیست؟ به چه کسی می توان گفت «آدم»؟ «آدمِ» این و آن هم آدم است؟ آدمی که «آدم» جور می کند، تکلیفش چیست؟ یاد این جمله معروف می افتم که می گه «آدم شدن محاله».
در کلاس های آشنایی با فروید و لکان از درسنامه های دکتر کدیور آموخته ام که راه آدم شدن آدمیزاد از راه عاشق شدنش می گذرد.
حالا چطوری می شه این دو تا ترکیب را با هم مقایسه کرد؟ آدم عاشق و آدم «آدم» جور کن.
و حالا کی می تونه به این سؤال جواب بده: انجمن علمی روانپزشکان پر است از چه جور «آدم»هایی؟

بی اختیار یاد دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان» (۲۲ بهمن) می افتم که نوشته بودند: «جناب صنعتی گفته هر وقت لازم باشد، مدرکش را رو می کند.» یکی نیست به آقای صنعتی بگوید آخه «آدمِ…» این «وقت»ی که شما می گویید، چه زمانی است؟ یا بهتر است بپرسم چه «وقت» این مدرکتان آماده می شود؟ به نظرم به جای جور کردن «آدم» به فکر جور کردن مدرک تان باشید.
واقعاً این «خارج» خیلی جای عجیبی است. آنجا سال ها و سال ها بعد از آنکه «آدم»ها فارغ التحصیل شدند، مدرکشان را تحویل می دهند یا بهتر است بگوییم سالیان درازی بعد از فارغ التحصیلی، در صورتی که «آدم» جور کردن افاقه ای نکرد، مدرک «آدم» مجبور است که جور شود وگر نه…

 

پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م.ز.گ. درباره «مافیای روان»
محور صنعتی همایون پور از ترس بدجوری در حال پاک کردن رد پای آثار جرم خود هستند. همسر-آنالیزان صنعتی در انگلیس در تلاش است تا برای شوهر روانکاوش مدرک تخصص دست و پا کند و همایون پور نیز با شنیدن قرار بازداشت و قرار تعقیب «رده»! «گاوان و خران باربردار»*: رسول قورخانه چی و مهدی محمدی بهزاد پورعلی بابا، علی رضا محمدی، آرش حسام و «فردی بنام امیر»، عکس های “لهوولعب” شبانه و یک هفته مراسم عروسیش در ترکیه را از اینترنت برداشته است.
*https://freudianassociation.org/%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D8%B1/

 

جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
در سایت انیستیتو روانکاوی تهران نوشته: “شرایط ورود به دوره روانکاوی کاملا تغییر کرد !!”
از آنجایی که ما با “تغییرات” بسیار آشنا هستیم (سال و محل تحصیل دکتر صنعتی)، شما هم شرایط این دوره هایتان را تغییر دهید! ‌در هر حال ۶ ماه تا پاییز ۹۴ فرصت هست… باز هم تغییر دهید ببینیم در آخر می خواهید چه کنید!

 

جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
صنعتییییییییی کجاییییییی؟ واست هوو پیدا شد…. میگن “محمد مهدی خدیوی زند” پدر علم روانکاوی ایرانه. بدو که دارن زحمتای ۳۰ ساله تو رو یه شبه به نام خودشون میزنن! احتمالا این جزو دار و دسته تو نیست! داره مستقل عمل می کنه!

 

جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم نرگس م. درباره «مافیای روان»
جناب شریعت وضعیتی که در اون گیر افتادی وضعیت سختیه، نه ؟ ماموریت داری بری بایگانی بیمارستان روانپزشکی ایران و…(اصلا مگه برای همین رئیس بیمارستان ایران نشدی؟!)ولی از طرفی هم می دونی دستت خونده شده نمی تونی پرونده دکتر کدیور رو «گم و گور» کنی؟
هنوز محور صنعتی -همایونپور نگفتن چی کار کنی؟البته صنعتی که همسرش رو فرستاده دنبال جور کردن مدرک وهمایونپورهم که سرش گرمه داره عکس های عروسیش در ترکیه رو از اینترنت جمع
می کنه.
فقط مواظب باش همه کاسه،کوزه ها سر تو خراب نشه.

 

جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
آیا مرکز بهداشت بجنورد یک سالن ندارد که در محل سالن همایش اداره کل پست بجنورد از پدر علم روانکاوی پرده برداری می کند؟ خوب پول بیت المال که هست! از دکتر! صنعتی بپرسید که از چه راهی برای کنگره خواری از پول بیت المال استفاده کرد. راهش را خوب بلد است! ۳۱ سال است که علاوه بر پول مردم، از جان آنها هم سوء استفاده می کند.

 

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
وحید شریعت! کاش قدری خجالت می کشیدی! با این حرفهای ریاکارانه در مورد «سلامت روان» چه کسی را می خواهی گول بزنی؟ وقتی تنها روانکاو ایران را در آن بیمارستان نکبتی بستری می کنید، با بقیه چکار می کنید؟!!! آنوقت میخواهی باور کنیم که مثلا خیلی به فکر سلامت روان مردم و بیماران روانی و انگ بیماری روانی هستی؟ چه کسی جز خود شما روانپزشکان بیماری روانی را «خلق» کرد؟ چه کسی جز شما این «انگ» بیمار روانی بودن را به مردم زد؟ چه کسی جز روانپزشکان به خاطر اینکه آدمهایی هستند که با دیگران «فرق دارند» برایشان «زندانی» به اسم «بیمارستان روانی» درست کرد؟ چه کسی جز روانپزشکان بخاطر اینکه از چیزی به نام «سایکوز» هیچ نمی فهمد، «شوک الکتریکی» را اختراع کرد؟ حالا که کفگیر به ته دیگ خورده از نو: «روانپزشکی اجتماع نگر»، «سلامت روان»، «انگ بیماری روانی» و … هزار دروغ دیگر!
در کنگره ی خواری که استادت برگزار کرد، سینه چاکانش همین شعار را برای اعضای انجمن فرویدی می دادند: «PRN، فیکس، بستری»!!!! میدانی چرا؟ چون هیچ «جواب»ی برای «سوال» ما نداشتند! آنوقت تو می خواهی به ما بگویی روانپزشک نازنین و دلسوزی هستی؟!!! فکر کردی دی و بهمن ۹۱ را از یاد برده ایم؟ هنوز یادم است چطور در آن بیمارستان ایرانتان می خواستید ما را از سرتان وا کنید تا بیسوادیتان آشکار نشود. وقتی کسی از درِ آن بیمارستان روانی تان می آید تو، هیچکدامتان کوچکترین حق انسانی برایش قائل نیستید! «هر چه» بگوید، «هر چه» بکند، یک برچسب احمقانه دارید که بهش بزنید! ما که می دانیم این حرفها فقط برای «جمع کردن مشتری» است دوست من!!! برای همان ویزیت های ۳۲۰ هزار تومانی که «استاد صنعتی» از ملت می گیرد!
لازم نیست اینقدر دست و پا بزنی، ما هم همان درسهای دانشگاهی را خوانده ایم، ما هم می دانیم که در خود WHO هم نمی توانی یک تعریف درست از «سلامت روان» پیدا کنی! اما می دانی چرا؟ چون: «ناخودآگاه را درمان نمی کنند»، «ناخودآگاه را درمان نمی کنند»، «ناخودآگاه را درمان نمی کنند»، «ناخودآگاه را….

 

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
دوستان دقت کردید از هر طرف «فاجعه تاریخی» را بخواهیم نگاه کنیم می رسیم به یک موسسه آموزشی «در پیتی». یک سر محور یعنی جناب صنعتی که اصلاً مدرک نداره، یعنی اصلاً همون آموزش «در پیتی» رو هم ندیده، سر دیگر محور یعنی گهر همایون پور هم که از یک موسسه در حد دانشگاه آزاد روستاهای ایران فارغ التحصیل شده که حتی تو خود آمریکا هم کار ندارن. روانپزشک پزشکی قانونی هم که حکم به درمان اجباری می ده دانشگاه آزادیه، از اون طرف همسایه ای هم که با قاضی شیرینی خور و این محور در ارتباط بود، هیات علمی دانشگاه آزاده…
دانشگاه آزاد هم که خودتون بهتر می دونید بر محور پول می چرخه!

 

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
امروز یکی از دوستانم برایم تعریف می کرد که در روز قبل در مهمانی ای شرکت داشته و در آن مهمانی صحبت خیلی اتفاقی به کنگره جعلی کشیده شده. یکی از مهمانان که در مورد کنگره با دوست من بحث می کرده، شاگرد یکی از «روانکاوان» نامبرده شده توسط جناب صنعتی در روز اول کنگره بوده است. [یادآوری می کنم برای مخاطبان سایت که روز اول کنگره جعلی جناب صنعتی لیستی از دوستان، آشنایان و اقوام را به عنوان «روانکاو» در ایران معرفی کرد!] این شاگرد آن خانم «روانکاو» هم مدام در بحث می گفته این انجمن فرویدی ها داعشی اند و داعشی اند و داعشی! هرچه دوست من در مورد مدرک صنعتی و … حرف زده، فایده ای نداشته و این جناب باز می گفته انجمن فرویدی داعشی اند! دوستم به من گفت با چنین آدمی اصلاً جای بحث نبود و من بحث رو ادامه ندادم. بعد دوستم در ادامه گفت طرف افتخارش این بود که تا حالا با ۳۰۰ نفر بوده و حتی وقتی دوست من در مورد تجربه group sex ازش می پرسه، نه نمی گه!
در عجبم از اینکه چنین آدمی که افتخارش داشتن رابطه با ۳۰۰ نفر آدمه و تجربه group sex رو هم نفی نکرده، ما رو داعشی خطاب می کنه! آخه آدم حسابی با این افتخاراتی که تو داری ازش یاد می کنی به درد این می خوری که بری برنامه جهاد نکاح داعش رو تنظیم کنی، اون وقت توی کافر همه رو به کیش خود می پنداری!

 

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
«من خشونت را دوست ندارم، من این را اینجا نمی گویم، در همه نوشته هایم هست؛ می دانید من آن چیزی را که خیلی نمی توانم تحمل کنم، خشونت است. بنابراین مسئله شخصی ندارم»!!!

این سخنان غرای جناب صنعتی روز سوم کنگره جعلی خطاب به انجمن فرویدی بود. نیازی به دانستن ماجرای شوم ۲۰۱۳ انجام شده توسط «مافیای روان» نبود برای اینکه بفهمیم چقدر فریب پشت این جملات هست. در همان کنگره دیدیم که جناب صنعتی اصلاً و اصلاً مسئله شخصی نداشتند، فقط اسم دکتر کدیور را در آن تاریخچه عریض و طویلشان بر روانکاوی به عنوان روانکاو حذف کردند و در یک جمله در کنار مترجمان لکان آورده بودند، [البته آن را قطعاً هم بعد از پرسشگری انجمن فرویدی در مورد مدرکش اضافه کرده بود بسیار منصفانه!]

برای همین ما هم باور می کنیم جناب صنعتی که شما اصلاً اصلاً مسئله شخصی نداشتی! در واقع همه مسائل شما غیرشخصی است!!!!!!!!!!!

 

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
سال ۱۳۸۷
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
معاونت سلامت روانی اجتماعی اداره سلامت روان
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمان

عنوان: راهنمای مراقبت از بیماریهای رواپزشکی بزرگسالان (ویژه پزشکان) [۱]

اعضاء تیم تدوین کننده راهنمای مراقبت از بیماریهای روانپزشکی بزرگسالان(ویژه پزشکان):
۱- دکتر سید وحید شریعت، روانپزشک، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران

اعضاء گروه مشاورین:

۲۰- آقای دکتر وحید شریعت عضو محترم هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران

سال ۱۳۹۱
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
پزشکی قانونی
بیمارستان ایران و واحدهای همکار در خارج از ایران

عنوان: راهنمای حذف دکتر میترا کدیور تنها روانکاو عضو AMP نه فقط در ایران، بلکه از دریای سیاه تا دریای چین. (ویژه «محور صنعتی- همایونپور»)

اعضای وطنی (!) اژدهای هفت سر[۲]:
۱- دکتر محمد صنعتی با مدرک پزشکی عمومی- ملقب به دکتر محمد صنعتی روانکاو از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان
۲- گهر همایونپور، لیسانس علوم اجتماعی از شعبه ورمونت، شرکت سهامی بوستون- ملقب به دکتر گهر همایونپور، روانکاو از دانشگاه بوستون

اعضای بین المللی اژدهای هفت سر:
سوفی دو میژولا
الیزابت رودینسکو
فواد صابران
نادر آقاخانی
نادر برزین

پادوها [۳]:
سید وحید شریعت
شبنم نوحه سرا
امیرعباس کشاورز (گهر کول کن)
افشین اعتضادی
عصمت ترک قشقایی (جامانده از her part)
حسن قهاری آهنگر کلایی (همسایه ی دیدی ندیدی)
سال ۱۳۹۳:
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
بیمارستان ایران

عنوان: پاک کردن رد پای کشتی به گل نشسته ۲ سال پیش
اجرای پروه: ارتقای پادوی شماره ۱ – سید وحید شریعت- به عنوان رییس بیمارستان برای امحای آنچه از سال ۹۱ بر جای است.
همکاران: «محور صنعتی- همایونپور» به صورت چراغ خاموش

مطلبی از یکی از پی نوشت های دکتر کدیور به خاطرم می آید: «توجه کنید! ۷ ماه پیش در چنان نقطه ای بودیم و امروز چنین رخدادی تقریباً در زمره محالات است. طی یک چنین مسافت نجومی فقط در عرض ۷ ماه!» [۴] ولی خب خانم دانش در مقاله «یکی دیگر از رسوائی های یک «کشور جهان سومی»» گفتند که « این دو نفر ناممکن را ممکن کرده اند!!!»

۱- http://behdasht.gov.ir/uploads/matn_9745.pdf
۲ و ۳- ایده از مقاله ««رده»های اژدهای هفت سر» همین سایت گرفته شده است.
۴- پی نوشت دکتر کدیور در تاریخ ۸۸/۳/۳۱ بر صورتجلسه سومین جلسه هیات مدیره انجمن فرویدی در تاریخ ۸۷/۸/۲۵

 

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
محمد صنعتی بعنوان مهره اصلی روانکاوان وحشی محور صنعتی- همایون پور، گفتگویی دارد با سوسن شریعتی دختر دکتر شریعتی با عنوان “روانکاوی و دکتر”۱ که بخش هایی از آن گفتگو در برخی از دیدگاههای مطرح شده در بخش پاسخ به پرسشهای انجمن فرویدی مورد توجه قرار گرفته است.
نه از روانکاوی چیز زیادی می دانم، نه از جامعه شناسی، دین و….، اما اگر کسی محمد صنعتی را “ندیده” باشد با “شنیدن” این مطالب گفته شده توسط صنعتی از او چه تصوری خواهد ساخت؟ محمد صنعتی آنگونه که او “می گوید” و “می شنویم” با محمد صنعتی آنگونه که “عمل می کند” و “می بینیم”، چقدر تفاوت دارد؟ تفاوتی که شگفت آور است و بقول ضرب المثل قدیمی “شنیدن کی بود مانند دیدن”!!!
تیتر اصلی گفتگو این است: “محمد صنعتی: شما به‌عنوان خانواده شریعتی نباید جلوی نقدها را بگیرید”!!!! وقتی این جمله را از کسی “می شنویم” که “می بینیم” ماههاست تمام تلاش خود را می کند تا جلوی فقط یک پرسش را: “آقای دکتر صنعتی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست” را بگیرد تا جایی که این سوال در گنگره مفتضحانه ای که جز خواری برای او ارمغانی نداشت به صدای بلند توسط اعضای انجمن فرویدی پرسیده می شود نباید تعجب کنیم؟!!
محمد صنعتی در اوایل همین گفتگویش “می گوید”:” نمی دانم این تائید شماست یا نقد شما اگر بگویم چقدر شما با پدرتان همسانسازی کرده اید و چقدر تناقض گوئی را ستایش می‌کنید! وسیر و سیاحت سیلانی و آزاد در همه حوزه‌های علمی و هنری، دینی و فلسفی را، بدون توجه به قوانین و مرزهای آنها نه تنها مجاز، بلکه امتیاز تلقی می‌کنید”!!
جمله بالا را از کسی “می شنویم” که “می بینیم” خود سالهاست سیر وسیاحت سیلانی و آزاد در همه حوزه های علمی و هنری و فلسفی از شعر و داستان و ادبیات و فیلم تا نویسنده و شاعر و کارگردان و فیلسوف و…. دارد و هیچکس تا بحال نتوانسته مانع افاضات او شود و اکنون که روانکاوی واقعی مانع این سیر وسیاحت سیلانی و آزاد صنعتی در حوزه روانکاوی می شود و برخلاف گفته هایش، پریشان احوالی صنعتی را شاهدیم نباید تعجب کنیم؟!!
در ادامه می گوید: “مشکل دیگر دکترشریعتی که ناشی از همین روش شناسی اسطورهای‌ست، این است که نظریه‌های علمی مدرن را به مسلمات ایدئولوژیک تعبیر می‌کند و بدون ارجاع به منابع معتبر(و گاه هم درک تحریف شده منبع) به نقد آنها با مسلمات ایدئولوژیک دیگری می‌پردازد که آمیخته به شعار‌های احساساتی تند وتیز است.
توده‌ها در هر جامعه ای، حتی جوامع مدرن کنونی غرب، اسطوره اندیشند، و مدیران اقتصادی و سیاسی موفق غالبا برای دستاورد‌های کوتاه مدت خود، از شیوه‌های اسطوره‌ای برای بازاریابی و پروپاگاند سیاسی- اجتماعی و یا فرهنگی استفاده می‌کنند. گرچه یکی از اهداف مهم مدرنیته و جستارهای علمی نوین اسطوره زدائی بوده ولی متاسفانه در قرن بیستم و بویژه در دوران پس از جنگ و عصر پسامدرنیته اسطوره پردازی تجدید حیات پیدا کرده است.
اجازه بدهید از شریعتی نقل قول کنم تا حرفم بدون ارجاع به متن نباشد.
ولی دکتر شریعتی گویا این شیوه تهمت علمی را روا می‌داند. شما هم به من می‌گوئید من باید این تهمت‌ها را ذیل نگاه کلی شریعتی به انسان درک کنم. او با یک رویکرد روانشناختی، که نه تنها بیش از یک قرن در حوزه درمان روانپزشکی به انسان دردمند کمک کرده، بلکه آغازگر روان درمانی نوین بوده است، بلکه پل ریکور آن را تفسیر فرهنگ می‌داند و یکی از سختگیر‌ترین و بی ریا‌ترین نظام‌های اخلاقی را آموزش داده و بیش از هر رویکرد دیگری با دروغ و ریا و تجاوز به دیگری و سکوب انسان مبارزه کرده، تهمت فساد و بی اخلاقی می‌زند. ببینید شریعتی، «هرکسی» نیست. او کسی است که می‌داند تاثیرگذار بوده و نمی توان هم منکر تاثیری شد که شریعتی بر جامعه امروز ایران داشته است. روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد. همین اموزش‌های شریعتی از یکسو و انتقادات استالینی و کارخانه‌های داروئی ( سرمایه داری!) درباره فروید و روانکاوی سه دهه سد راه آموزش روان‌درمانی جدی به روانپزشک و روانشناس بوده، و متولیان بهداشت ودرمان را تا چند ماه قبل از همین حرف‌ها می‌ترساندند. و چون سیستم آموزش رسمی نداریم، بنابراین روانکاوی و روان‌درمانی وحشی گسترش پیدا کرده”!!
وقتی از او جملات “ارجاع به منابع معتبر(و گاه هم درک تحریف شده منبع)”!! “ارجاع به متن”!! را “می شنویم” و “می بینیم” که انتهای همین پاراگراف کلمه “روانکاوی وحشی” را ” بدون ارجاع به منابع معتبر(و گاه هم درک تحریف شده منبع)”!! به راحتی می گوید و تاریخچه مجعول بیان شده در کنگره جعلی و تلاش صنعتی برای حذف روانکاو و روانکاوی واقعی را “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
البته شاید بتوان این جملات را اینطور دید که صنعتی می داند که شریعتی “تاثیرگذار بوده و نمی توان هم منکر تاثیری شد که شریعتی بر جامعه امروز ایران داشته است. روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد” و شاید صنعتی خود را نه تاثیر گذار می داند و نه روشنفکر که البته این هم با ادعایی که از او “می بینیم” تفاوت بسیار دارد!
صنعتی در ادامه “می گوید”: ” من از تاثیر دکتر شریعتی و شیوه استدلال و اطلاع رسانی وی به توده‌ها حرف می‌زنم. و کسانی که از او تاثیر گرفته اند و در سیستم تصمیم گیری و سیاست گذاری مملکت، مناصب اجرائی دارند و یا با نفوذند. اغلب اوقات هم شخصی عمل می‌کنند و به هزینه‌های وارده هم فکر نمی کنند. اگر اینطور نبود که من یکباره در یک کنگره، نگاه شریعتی به فروید و روانکاوی را نقد نمی کردم. من معتقدم که شریعتی و خیلی‌های دیگر از این منظر باید نقد شوند. وقتی تازه از انگلستان به ایران آمده بودم، گلشیری از من دعوت کرد تا در مجله مفید نقد و تحلیل‌های خود را بنویسم اما به او پاسخ دادم که من چون تازه وارد هستم این کار را نمی کنم و علت هم نه ترس من از خود متفکر و یا نویسنده، که ترس من از هواداران آن متفکرو نویسنده بود. بخصوص اگر آن نویسنده و متفکر اسطوره هم شده باشد. من با ترس و لرز تمام «نیم قرن اسطوره پردازی درباره هدایت» را نوشتم.”!!
زمانی که “می بینیم” بیش از ۳۰ سال بدون ذره ای در نظر گرفتن “تاثیر” ادعای روانکاو بودن خودش و “شیوه استدلال و اطلاع رسانی وی به توده‌ها و کسانی که از او تاثیر گرفته اند و در سیستم تصمیم گیری و سیاست گذاری مملکت، مناصب اجرائی دارند و یا با نفوذند. اغلب اوقات هم شخصی عمل می‌کنند و به هزینه‌های وارده هم فکر نمی کنند.” چه بر سر روانکاوی در این مرز و بوم آورده بود نباید تعجب کنیم؟!!
البته صنعتی اینجا یک موضوع را کاملا صادقانه “گفته” و منطبق با آنچه که در کنگره از او “دیدیم” و آنهم موضوع “ترس و لرز تمام” صنعتی بود ولی این بار نه فقط از ترس هواداران که “خود روانکاو واقعی” بیشترین “ترس و لرز” را بجان او انداخته بود!! و جالب است که باز هم وقتی اینجا از صنعتی در مورد “هواداران” “می شنویم” و انواع اهانت و فحش و حتی حمله فیزیکی “هواداران” خودش را در کنگره جعلی اش “می بینیم” باز نباید تعجب کنیم؟!!
به ادامه گفتگوی صنتعتی توجه کنیم: ” قصدم هم این بود که نشان دهم جامعه روشنفکری ایران از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۵ با هدایت چه کرد. چه اسطوره ای برای او ساختند و به مردم القا کردند. مردم اسطوره پسند هم بدون چون چرا می‌پذیرند. لااقل از تحصیلکرده‌ها و خردورزهای ایران توقع نیست که هر حرفی که زده می‌شود بدون مدرک ودلیل و به‌صرف شاعرانه یا زیبا بودن بپذیرند. نتیجه این در بست پذیرفتن و تحت تاثیر جو قرار گرفتن است که روشنفکری ما فاقد هویت فردی می‌ شود.”!
صنعتی اینجا تکلیف توده اطراف خود را روشن می کند؛ آنهایی که “بدون مدرک ودلیل” ادعای روانکاو!! بودن صنعتی را می پذیرند! وقتی از صنعتی “می شنویم” که “لااقل از تحصیلکرده‌ها و خردورزهای ایران توقع نیست که هر حرفی که زده می‌شود بدون مدرک ودلیل و به‌صرف شاعرانه یا زیبا بودن بپذیرند.” و “می بینیم” که وقتی تحصیلکرده ها و خردورزان از او طلب مدرک برای اثبات ادعایش را می کنند،ارائه مدرک را به زمانی که خودش صلاح بداند محول می کند نباید تعجب کنیم؟!!
وقتی از صنعتی “می شنویم” که: “مرا به رابطه مرید و مرادی سوق ندهید. خود این رابطه عرفانی مرید و مراد و یقین به دانای کل بودن مراد است که حق پرسش را از ما سلب کرده. همه فلاکت‌های ما زیر سر فرمانروایان خودکامه نبوده، قسمت اعظم آن مربوط به همین رابطه مرید و مراد است. مربوط به نوچه پروری و انسان کامل است. انسان زندگی خود را می‌سازد و لی به معنای مطلقش خدا نیست. پس انتظار نداشته باشید من شریعتی را در تمامیتش بپذیرم.”!
و عذرخواهی شاگرد- نوچه اش از او فقط برای اینکه از صنعتی ارائه مدرک خواسته اند و ترس از اینکه از مراد خود صنعتی بپرسد “راستی استاد گرانمایه، این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟” را “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
باز صنعتی ادامه می دهد: “بهر حال ما ملتی هستیم که با گفتمان انتقادی هیچگاه کنار نیامدیم. از کوچک و بزرگ انتقاد را حمله و تهدید دیدیم با نیت نابود کردن و برانداختن هر زبان سرخی سری به‌باد می‌داد. حاشا که من احساساتی باشم. نه شریعتی برادر من بوده یا مراد من و نه فروید پسر خاله ام! من با «نقد ویرانگر» آن‌هم به‌شیوه وطنی‌اش مخالفم. حتی اگر مهر استاندارد آدورنو بر آن باشد. من حرف‌ها و نقد‌های بی‌مدرک و شاهد را نمی پذیرم.”!
این جمله را بدون شرح می گذارم و فقط می پرسم که نباید تعجب کنیم؟!!
صنعتی در ادامه می گوید: “مشکل من با زبان شریعتی است و می‌گویم که شریعتی از این زبان استفاده می‌کرد چون زبان عامه مردم بود و نظر توده را به خودش جلب می‌کرد.
بالاخره این سخن آخر شما را پسندیدم و حرف من نیز از آغاز همین است. اگر شریعتی می‌گفت که در غرب دعوایی هست میان اهالی روانکاوی و اگزیستانسیالیست‌ها و بعد هم واقعا همان بحثی را که میان آنها در جریان بوده بازگو می‌کرد، من می‌گفتم که او صرفا دارد تقریر محل نزاع می‌کند. ولی او این کار را نکرده است. به‌همین جهت نه نابه‌هنگام بلکه با تاخیر یقه شریعتی را گرفته ام، همانطور که یقه روشنفکران دهه چهل و پنجاه را. که نه غالبا مدرنیته را فهمیده بودند و نه مارکسیسم و اگزیستیالیسم را و نه البته شرایط جامعه ایران را. من می‌گویم که اگر قرار است هزار نفر در میان هفتاد میلیون نفر کتاب شما را بخوانند، شما با آنها باید دقیق سخن بگویید و نباید بدون سند و مدرک سخن گفت. من نمی گویم که حقیقت را نباید گفت. می‌گویم که حرف ناراست نباید زد.”!!
و الان که “می بینیم” انجمن فرویدی “نه نابه‌هنگام بلکه با تاخیر”، زیرا باید روانکاو واقعی حضور داشت تا روانکاوی واقعی را معرفی کند، یقه” صنعتی را گرفته که بیش از ۳۰ سال به صنعتی بگوید “نه روانکاوی را فهمیده اید، نه فروید را” و “حرف ناراست زدید”، “ولی چنان با یقین و قاطعیت حرف می‌زدید که کسی جرات چرا گفتن نداشت”!!! و او “انتقاد را حمله و تهدید” می بیند، نباید تعجب کنیم؟!!
به ادامه گفتگو توجه کنیم: “مثلا آقای شایگان شاید بگوید که اگر ما زمانی بحث بازگشت به خویشتن را مطرح می‌کردیم در آن زمان این بحث همه جا مطرح بود. ولی ایشان این صداقت را داشت که در یک برهه ای بگوید ما در توهم بودیم. از همین منظر است که برخی نسبت به دکتر سروش نیز انتقاد دارند و می‌گویند که ایشان باید اشتباهات خود را بپذیرد. آقای زیباکلام می‌گوید که چرا مثلا با حضورشان در ستاد انقلاب فرهنگی تعیین تکلیف نمی کنند. به‌هرحال ما اگر قدرت را نقد می‌کنیم باید نقد خودمان را هم بپذیریم. باید اجازه داد که شریعتی نقد شود و شما به عنوان خانواده شریعتی هم نباید جلوی نقدها را بگیرید.”!
و “می بینیم” که صنعتی و خانواده حرفه ای او!! یعنی همایون پور، نوح سرا….. و وحید شریعت نه تنها “صداقت پذیرش اشتباهات” خود را ندارند که تا حذف فیزیکی تنها مدافع روانکاوی راستین در ایران و امحای پرونده ساخته شده برای او در بیمارستان ایران نیز گسیل می شوند آیا نباید تعجب کنیم؟!!
و باز “می گوید”: “چرا شما منکر اثر گذاری و نفوذ عقاید شریعتی هستید؟ من افراد با نفوذی را می‌شناسم در میان اصلاح طلبان یا جناح‌های دیگر که صاحب مسند بوده اند و به شریعتی اعتقاد داشته اند و همین سخنان را ملاک رایزنی‌های خود قرار داده اند و سد راه روانکاوی و روان‌درمانی شده اند ویا گفته اند که اگر این اتفاق بیافتد بر اساس همین سخنانی که شریعتی گفته مخالفان جلو می‌آیند و بدین ترتیب سد ایجاد کرده اند. من در این رشته کار می‌کنم و با این مساله مواجه شده ام. طبیعی است که شما چنین مساله ای را درک نکنید چون با آن مواجه نشده اید. ممکنست بسیاری از کارهائی که به کجراهه می‌رود اساسا مسائل و یا سوء تفاهم‌های شخصی باشد. شایعه پراکنی و اسطوره سازی از مهمترین شیوه‌های مبارزاتی ماست و متاسفانه در میان ما بسیار رایج شده است”!
و باز “می بینیم” که چگونه خود صنعتی بیش از ۳۰ سال سد راه روانکاوی واقعی در این مرز و بوم شده است نباید تعجب کنیم؟!!
ادامه می دهد: “مرشد و مراد بسیاری است که او را انسان کامل می‌دانند و بری از هر اشتباه و خللی! مشکل من با اسطوره سازی است، چه از شریعتی و چه از آل احمد و چه از صمد بهرنگی، چه از فروید، مارکس، نیچه یا هایدگر. مشکل دیگر من هم با آسمان و ریسمان بافتن و اغراق است. متاسفانه گاهی هم وارونه صحبت کردن خریدار دارد. من این سوال را همیشه از داریوش آشوری داشته ام که با این توصیفاتی که تو امروز از فردید می‌کنی او چگونه می‌توانست زمانی آنچنان شما را دور خودش جمع کند؟ برای همین به او گفتم که اگر می‌خواهی سخنی برای بگویی که مفید باشد فقط بگو که چگونه شما دور او جمع می‌شدید به رغم این سخنانی که امروز در نقد او می‌گویی. او گفت من تشنه یادگرفتن بودم و فکر می‌کردم که او در فرانسه فلسفه خوانده است ولی پای صحبتش که نشستم دیدم حرف‌های بی ربط می‌زند اما با خود گفتم که شاید من نمی فهمم، چون آنقدر فردید محکم سخن می‌گفت که نمی شد در گفته هایش شک برد.
حمید عنایت به من می‌گفت که اگر می‌خواهی لغت سازی کنی مهم نیست که چه لغتی می‌سازی و معادل می‌آوری، مهم آن است که به هنگام استفاده محکم و قاطع آن را به کار ببری؛ مخاطب شما فکر می‌کند که این لغت در کتاب لغت هم بوده و او بلد نیست. متاسفانه در اینجا هرکس قاطع تر و محکم تر صحبت کند مخاطب بیشتری کسب می‌کند، نه آنکه منطقی تر صحبت کند. چون قرار نیست تحلیل کنند، وقتی از در بیرون آمدند یا صحبت تو را پذیرفته اند و یا نپذیرفته اند؛ و این بستگی دارد بدانکه تو چقدر با قاطعیت حرفت را زده باشی.متاسفانه در دهه چهل در این مملکت این شیوه سخن گفتن معمول و حاکم بوده است؛ یا به علت وجود فضای سانسور یا به علت فضای بعد از کودتا، یا به علت وجود نوعی اسطوره اندیشی که در فرهنگ ما بود و یقینی که دربرخورد‌ها وجود داشت، یا اسطوره اندیشی سیاسی که چپ‌ها با برچسب علمی رواج دادند؛ نمی دانم. اما شریعتی هم به هرحال در همین غالب سخنرانی می‌کرد. او فروید را نمی شناخت ولی محکم درباره او صحبت می‌کرد. به نظر شما می‌شناخت؟”!!
و شما چه جناب صنعتی!! فروید را می شناسید؟!!! صنعتی چه خوب به نصایح حمید عنایت عمل کرده است که “اگر می‌خواهی لغت سازی کنی مهم نیست که چه لغتی می‌سازی و معادل می‌آوری، مهم آن است که به هنگام استفاده محکم و قاطع آن را به کار ببری؛ مخاطب شما فکر می‌کند که این لغت در کتاب لغت هم بوده و او بلد نیست” و زمانی که معادل سازی های روانکاوانه!!! صنعتی را در بیش از ۳۰ سال ادعای دروغین او “می بینیم” نباید تعجب کنیم؟!!
صنعتی می گوید: “اتفاقا من معتقدم که یکی از جذابیت‌های شریعتی برای مخاطبانش که مردم‌اند قاطع صحبت کردن او بود.”!
و وقتی “می بینیم” که صنعتی بیش از ۳۰ سال چنان از روانکاو!! بودن خودش گفته که جایی برای “نوچه” هایش نمی گذارد که از او مدرک بخواهند و باید او را چشم بسته بپذیرند نباید تعجب کنیم؟!!
در اواخر گفتگو می گوید: “ببینید برای من توده‌ها قدرتشان کم از قدرت حاکم نیست. سانسور عوام از سانسور دولتی شدید تر است. شریعتی در همه جا تاثیر خودش را گذاشته است و بنابراین گاه در نقد او باید مراقب بود. گاه شما را در چاله ای می‌اندازند که نمی توانید از آن بیرون بیایید. شریعتی برای پیروانش تقدس دارد. از نقد شما به شریعتی استنباط هایی می‌کنند که آن استنباط‌ها خطرناک است و از آنها باید هراسید.
برای همین من کار خودم را با نقد اسطوره‌ها ادامه داده‌ام و از صادق هدایت نوشتم که اسطوره ای از او برای جوانان ما ساخته بودند و حالا هم با شما در نقد شریعتی صحبت می‌کنم. اما تفاوت این دو در این بود که هدایت مانند روشنفکران مشروطیت، اسطوره زدائی می‌کرد و تابو شکن بود. ولی شریعتی اسطوره پرداز برجسته ای بود و به اسطوره اندیشی دامن می‌زد. و این ایراد بزرگ یک روشنفکر است، ولی برای یک پاپولیست موفقیت می‌آورد. به زبان توده‌های اسطوره پرست حرف زدن محبوبیت می‌آورد.”!
محمد صنعتی که خود یک پوپولیست است و موفقیتش!! مرهون سالها اسطوره سازی از خودش بعنوان یک روانکاو!! “می بیند” که انجمن فرویدی مثل صنعتی “نمی هراسد”، نه از صنعتی، نه از هوادارانش و نه حتی اگر دروغگویانی مانند صنعتی را بر صدر بنشانند و نامه در حمایتش بنویسند و انجمن علمی!! روانپزشکان ایران، بیمارستان روزبه و بیمارستان ایران و دانشگاههای معتبری چون علوم پزشکی تهران و دانشگاه شهید بهشتی را خرج او و “نوچه هایش” کنند!!
محمد صنعتی مصداق بارز واعظانی است که در محراب و منبر و جراید جلوه می کنند و در خلوت آن کار دیگر!! و باید از دانشمند مجلس پرسید که صنعتی توبه فرما چرا خود توبه کمتر می کند؟!!!۲

۱- http://www.mehrnameh.ir/article/629/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
۲- اشاره به دو بیت از غزلی از حافظ.

 

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
«نکته‌ای که موضوع را پیچیده‌تر می‌کند این است که تعداد زیادی از افراد سایکوپات بر خلاف انتظار ما اصلا سراغ این‌گونه خلاف‌ها نمی‌روند، بلکه همین خصوصیات خود را در محل کار و زندگی به صورت مخفی بروز می‌دهند. اکثرا ظاهری بسیار خوب و حتی جذاب دارند و با چرب‌زبانی خود دیگران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند، اما باطنشان کاملا متفاوت است و صد البته دروغگویی از بارزترین ابزارهایی است که از آن برای رسیدن به منافع‌شان استفاده می‌کنند. چه بسا با استفاده از روش‌های خود دستاوردهایی هم داشته باشند و به پست و مقامی برسند و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند.»*
اینو که خوندم، فکر می کردم شریعت نشسته و «آقای دکتر محمد صنعتی» رو توصیف کرده که از «خشونت بیزار» است ولی «چون به خلوت» می رود «برای رسیدن به منافع‌شان» یعنی برای حذف فیزیکی دکتر میترا کدیور که «اعتباری برای ایران» است از زیر پا گذاشتن هیچ چیز دریغ نکرد.
شریعت! رییست که آیینه ی خودته رو خوب شناختی. شاید هم برای همینه که «حراست» (!) از پرونده دکتر کدیور رو به تو سپردن!

* http://salamatiran.ir/NSite/FullStory/?Id=56579&Type=5

 

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
« «جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند»
همکاران و یاران عزیز
سالی نو از راه می‌رسد و فرصتی است که یکبار دیگر از سوی هیأت مدیره محترم و خود، ضمن شادباش سال نو و آرزوی سلامت و خوشحالی برای شما و خانواده گرامی آرزو کنم.
امید که جامعه بزرگ روانپزشکی ایران در سال آینده نیز با دوستی و محبت و همدلی و یگانگی پربارتر از پیش در خدمت ایران عزیز باشد.
هم‌کلام با پیشینیان سالی به دور از دروغ، خشکسالی، نادرستی و برای مردم و جامعه نیز سالی به دور از دغدغه و سرشار از امید و شادمانی آرزومندم.
به شوق دیدار همکاران در روز ۲۷ فروردین ماه گرد هم خواهیم آمد، دیدار شما باعث خوشحالی دوستان خواهد شد.
زمان: روز پنجشنبه ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۴ از ساعت ۹:۳۰ الی ۱۴:۳۰
مکان: هتل اوین
دکتر احمد جلیلی
رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران»

http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=364

والا جناب دکتر جلیلی عزیز! ما هم همین آرزوها رو که شما دارید، داریم؛ فقط شما برای اینکه یکی از این آرزوها محقق بشه تو سال جدید، لطف کنید و به ما بگید این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجا بود؟ دیگه نمیگم هست، چون جناب صنعتی که خلفش کرده بود حالا نیست و نابودش کرده.
یه درخواست دیگه هم باز در راستای تحقق آرزوهای شما و خودمون دارم و اونم اینه که به ما بگید چطور رویال کالج می گه من مدرک و درجه تخصصی روانپزشکی نمی دم، اما شما و جناب صنعتی معتقدید می ده، خوبش رو هم میده؟!!!!!!!!!

 

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
خانم سمیه ر.
“ایسنا+روانکاوی” و “روزنامه اعتماد+روانکاوی” را هم در گوگل جستجو کنید، نتایج جالب است، دیگر کسی می تواند در ایران ادعا کند کلمه ای از روانکاوی شنیده و نام انجمن فرویدی را نشنیده است؟!
به جناب صنعتی هم باید گفت: “پدر محترم، شما که متخصص ایجاد تغییرات سریع در سایت و ویکی پدیا هستید، تاریخچه روانکاوی در ایرانتان را تغییر نمی دهید پدر جان؟!! شماره حساب لطف کنید جهت مساعدت برای رفع ضعف بینایی! ببخشید فراموش کردم، شما با دریافت ۳۲۰ هزار تومان برای هر جلسه درمانی!! نیازی به مساعدت ندارید پدرجان!

 

پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
عجب دقتی دارن این «مافیای روان»!
توی اون کنگره ی خواری خوب دقت کردید که جناب صنعتی وقتی تا کله اش توی مردابی بود که با دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان و با روانکاو بودن خودش، برای خودش درست کرده بود، با همون حال نزار اومد و «one man show»* ی خودش رو اجرا کرد و به اعضای انجمن فرویدی گفت شما دارید خود زنی می کنید.
اعضای نازک بین «مافیای روان» خوب درک کردن نکته پنهانِ توی اون شرایط صنعتی رو و فقط در حد ظاهر حرفش نمودن.
طرف چیزی نمونده خفه بشه، اومده بالا یه نفس بگیره، جای نفس گرفتن به طرفش میگه تو داری خودزنی می کنی و باز میره توی گنداب. و بدبدختیش هم اونجاس که توده ای که پرورش داده نمیبینن اون توی چه فلاکتیه و فقط تشویقش می کنن که باز هم کمکی به اون نمیشه.
حالا امروز دوباره داره تکرار میشه این موضوع: بیمارستان ایران و «مافیای روان» و رییس حلقه به گوش طمعکار و پرونده سیاه کاری و جنایت همین «مافیای روان» علیه رییس انجمن فرویدی.
«ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش/ با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش» (سعدی) این رو برای آینده شما «مافیای روان» می گم که همین امروز هم آینده دیروزتونه!

* نقل به مضمون از دکتر کدیور

 

 

 

پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
از گوگل بپرسید انجمن فرویدی پاسخ می دهد:
برای این سرچ ها در تاریخ ۲۱ اسفند، پاسخ گوگل از سایت انجمن فرویدی است. در بعضی موارد حیفم آمد که اولین نتیجه ی بعد از نتایج انجمن را ننویسم:

تنها روانکاو ایران:
۱. حتی نمی دونست که تنها روانکاو لکانی توی ایرانه! – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی

جناب آقای دکتر هاشمی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی:
۱. جناب آقای دکتر هاشمی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت

پارلمان بلژیک + روانکاوی:
۱. در پارلمان بلژیک روانکاوی به عنوان دیسیپلینی مجزا از …
freudianassociation.org/در-پارلمان-بلژیک-روانکاوی-به…
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/

دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان:
۱. آقای دکتر فدایی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان …
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان …
freudianassociation.org/آقای-دکتر-صنعتی-دانشکده-روا…
۳. آقای دکتر فدایی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان …
freudianassociation.org/آقای-دکتر-فدایی،-دانشکده-روان…
۴. محمد صنعتی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
fa.wikipedia.org/wiki/محمد_صنعتی

محمد صنعتی + دروغ:
۱. دانش کاربردی: «مردم ما با دروغ زندگی می کنند و دروغ را دوست دارند
freudianassociation.org/دانش-کاربردی-مردم-ما-با-دروغ-ز…
۲. سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۳. محمد صنعتی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
fa.wikipedia.org/wiki/محمد_صنعتی

محمد صنعتی + اخلاق:
۱. سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/

محمد صنعتی + مدرک تحصیلی:
۱. سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › همه چیز اینگونه آغاز شد
۴. محمد صنعتی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
fa.wikipedia.org/wiki/محمد_صنعتی

محمد صنعتی + مکتب روزبه:
۱. مؤسسان مکتب روزبه – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/مؤسسان-مکتب-روزبه-،-دانشکده…
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۴. بخش درمانگاه عمومی بیمارستان روزبه – Tehran University of …
medicine.tums.ac.ir:803/ShowClinic.aspx?Lt=6&Li…

محمد صنعتی + انگلستان:
۱. انجمن فرویدی: آقای دکتر صنعتی!
freudianassociation.org/آقای-دکتر-صنعتی/
۲. سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۳. ‫Mohammad Sanati محمد صنعتی | فیس‌بوک
https://www.facebook.com/dr.sanati

محمد صنعتی + همایونپور:
صنعتی + همایونپور:
۱. محور صنعتی – همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/محور-صنعتی-همایونپور/
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/سؤالات-در-مورد-مدرک-تحصیلی-…

گهر همایونپور:
۱. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/سؤالات-در-مورد-مدرک-تحصیلی-…
۲. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۳. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۴. روان شناسی – مقاله دکتر گوهر همایون پور به بهانه زادروز فروید!
psychology-tab.blogfa.com/…/مقاله-دکتر-گوهر-همایو…

دکتر گهر همایونپور:
۱. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/سؤالات-در-مورد-مدرک-تحصیلی-…
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۴. درباره کنگره
irpsychotherapy.com/index…/۱۳۹۳-۰۲-۱۴-۲۰-۵۶-۴۱.h…

همایون پور + دانشگاه:
۱. سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/سؤالات-در-مورد-مدرک-تحصیلی-…
۲. با «لکچرر» هائی مثل همایون پور – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی

الیزابت رودینسکو:
رودینسکو:

۱. «نویسندۀ خاله زنکی چون الیزابت رودینسکو» – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. روان – فانتزیهای جوانان
psyche88.blogfa.com/post-38.aspx

سوفی دو میژولا:
(تمام سرچ صفحه اول به جز ۲ مورد که عربی بود. موارد ۵ تا ۱۰ از وبسایتهای دیگر است ولی مطلب را از وبسایت انجمن گذاشته اند. )
۱. در زیر پوست شب: نادر برزین، محمد صنعتی، سوفی دو میژولا و…
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. لاف در غریبی و بازار سوفی دو میژولا – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۳. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۴. «رده»های اژدهای هفت سر – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
۵. توفان انجمن – پاتوقی
patoghee.com/more/118832_16/انجمن-فرویدی.html
۶. انجمن فرویدی – پاتوقی
patoghee.com/more/657291_12/انجمن-فرویدی.html
۷. http://www.freudianassociation.org – انجمن فرویدی – Logo link286.com
http://www.link286.com/site/freudianassociation.org
۱۰. انجمن فرویدی: پاسخ به پرسش‌های … – وب خوان مهساز
http://www.mehsaz.ir/?uid=359886&cid=6
Feb 17, 2015 – نه خانم سوفی دو میژولا میلوور! برو خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه! * – http://ganjoor.net/moulavi/shams/robaeesh/sh1815/. جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳.


مکتب روزبه:

۱. مؤسسان مکتب روزبه – انجمن فرویدی
freudianassociation.org/مؤسسان-مکتب-روزبه-،-دانشکده…
۲. دکتر طریقتی در مراسم شصتمین سالگرد تاسیس روزبه، مکتب …
publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID…

دکتر وحید شریعت + بیمارستان ایران:
۱. دکتر وحید شریعت – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › روانکاوی اینجا – آنجا – همه جا
۲. دکتر وحید شریعت رئیس تازه منصوب شده بیمارستان ایران
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
۳. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۴. Iranian Psychiatric Association – انجمن علمی روانپزشکان ایران
http://www.psychiatrist.ir › صفحه اصلی › اخبار

سامان توکلی:
۱- سامان توکلی همچنان در تقلای «به نام زدن» – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲- محمد صنعتی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دکتر سامان توکلی:
۱- سامان توکلی همچنان در تقلای «به نام زدن» – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲- ذهن و مغز
mind-and-brain.blogfa.com/

امیر عباس کشاورز:
۱. امیر عباس کشاورز «اخلاقی» (۴) – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. امیر عباس کشاورز «اخلاقی» (۵) – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
۳. Iranian Psychiatric Association – انجمن علمی روانپزشکان ایران
http://www.psychiatrist.ir › صفحه اصلی › اخبار

امیر عباس کشاورز اخلاقی:
• امیر عباس کشاورز «اخلاقی» (۴) – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
• امیر عباس کشاورز «اخلاقی» (۶) – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
• Iranian Psychiatric Association – انجمن علمی روانپزشکان ایران
http://www.psychiatrist.ir › صفحه اصلی › اخبار


عصمت ترک قشقائی + روانکاوی:

۱. عصمت ترک قشقائی… – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. دکتر عصمت ترک قشقایی-روانشناس – طب آگهی – خدمات درمانی
tebagahi.com/15/advertisementpocketimage…/info.ht…

عصمت ترک قشقائی + مجله تهران:
۱. روزنامه اعتماد – مجله تهران – خبرگزاری ایسنا، آیا اینست مفهوم …
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. مجله تهران، با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی!
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۳. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۴. مجله تهران، چه شد که این میزگرد برای شما جالب شد؟ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۵. «بازگشت واپس زده» برای مجله تهران – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۶. روانکاوان «وحشی»/ رسانه های «وحشی»[۱] – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۷. انجمن فرویدی – پاتوقی
patoghee.com/more/1622228_8/انجمن-فرویدی.html
۸. دکتر عصمت ترک قشقایی-روانشناس – طب آگهی – خدمات درمانی
tebagahi.com/15/advertisementpocketimage…/info.ht…

عصمت ترک قشقائی + تهران:
۱. روزنامه اعتماد – مجله تهران – خبرگزاری ایسنا، آیا اینست مفهوم …
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. دکتر عصمت ترک قشقایی-روانشناس – طب آگهی – خدمات درمانی
tebagahi.com/15/advertisementpocketimage…/info.ht…

رسول قورخانه چی:
(مطلب انجمن روانکاوان سایکوتیک دیدگاه هایی است که توسط اعضای انجمن روی فیسبوک آنها گذاشته شده.)
۱. ادبی کارشناسی شده (سرقت ادبی رسول قورخانه چی) – انجمن …
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. ‫Timeline Photos – انجمن روانکاوان سایکوتیک | Facebook
https://www.facebook.com/…/a…/۱۵۷۵۰۳۰۹۴۶۰۶۰۴۴۴…
۳. ‫Freudian Association / انجمن فرویدی | Facebook
https://www.facebook.com/freudianassociation
۴. بانک اطلاعات توانبخشی – جستجو برای رسول قورخانه چی
rehab.uswr.ac.ir/SearchResults.aspx?…رسول%۲۰قورخا…

دکتر رسول قورخانه چی:
۱. ادبی کارشناسی شده (سرقت ادبی رسول قورخانه چی) – انجمن …
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. بانک اطلاعات توانبخشی – جستجو برای رسول قورخانه چی
rehab.uswr.ac.ir/SearchResults.aspx?…رسول%۲۰قورخا…

رسول قورخانه چی + بیمارستان رازی:
• انتشار خبر بازداشت رسول قورخانه چی در بیمارستان رازی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
• انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
• جمعه ۰۹ آبان ۱۳۹۳ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › همه چیز اینگونه آغاز شد
• ‫Freudian Association / انجمن فرویدی | Facebook
https://www.facebook.com/freudianassociation
• انجمن فرویدی – سرگرمی، زناشویی، مد، دکوراسیون، آشپزی
patoghee.com/more/657291_12/انجمن-فرویدی.html

بهزاد پورعلی بابا + روانکاوی:
۱. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۲. ۳mf.ir | چگونه وارد دنیای یونگ شویم… – صفحه اصلی
shahin-soleimani.3mf.ir/page-572813.html

آرش حسام + روانکاوی:
۱. انجمن فرویدی: پاسخ به پرسش‌های شما
freudianassociation.org/پاسخ-به-پرسش-های-شما/
۲. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۳. آخرین خبر – جمعه ۸ اسفند ۹۳ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
۴. هیچگونه میانه روی هیچگونه اعتدال – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › دکتر وحید شریعت
۵. دانلود کتاب های روانشناسی – کتاب سبز
ketabesabz.com/category/psychology

مهدی محمدی + روانکاوی:
۱. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۲. انجمن فرویدی: پاسخ به پرسش‌های شما
freudianassociation.org/پاسخ-به-پرسش-های-شما/
۳. روان – مهدی محمدی
http://www.ravvan.com/fa/profile/768

سهیل رضایی + ایسنا:
۱. راستی ایسنا، این سهیل رضائی چقدر پرداخته؟ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۲. زندگینامه سهیل رضائی یا شرمنامه ایسنا؟ – انجمن فرویدی
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۳. تحصیلات آکادمیک سهیل رضائی، «روانکاو» منتخب ایسنا
freudianassociation.org › … › روانکاوی در انجمن فرویدی
۴. انجمن فرویدی
freudianassociation.org/
۵. ایسنا – سهیل رضایی‌- مشاور روانشناسی سریال«شمس‌العماره …
isna.ir/…/سهیل-رضایی-مشاور-روانشناسی-سریال-شمس…

 

 

پنج شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
«جیب بیت‌المال و پُز «بین‌المللی»
سالانه جشنواره‌ها و همایش‌های متعددی در کشور برگزار می‌شود که فصل مشترک بیشتر آنها عبارت «بین‌المللی» است؛ انگار برگزاری یک جشنواره یا همایش یا حتی نمایشگاه بی‌آن‌که این عبارت در عنوان آن وجود داشته باشد، امکان‌پذیر نیست.» [۱]
این تیتر خبری در جام جم آنلاین بود.
« همایشهای نمایشی؛ خیانت بزرگ به بیت‌المال
کمتر می‌شود یک بخش خبری را در صدا و سیما ببینیم و بشنویم و اخباری از یک همایش و کنگره و گردهمایی و… در آن نباشد. در خبرها اعتراضهای فراوانی به این همایشها شد. (محمدحسین جعفریان)» [۲]
این هم تیتر خبری از قدس آنلاین بود.
یاد زحمات «محور صنعتی- همایونپور» خدوم افتادم؛ در کنگره ی در گوشی برای «جوانک موبور»، کنگره ی درگوشی برای بر و بچه های IPA که از نمونه هاشون توی کنگره ی در گوشی رونمایی کردن و بعد یاد «پنجمین همایش رسانه و سلامت روان – ۵ اسفند ۹۳ – تهران، بیمارستان روزبه» افتادم .
میدونید برگزار کنندگان این کنگره آخری کیا بودن؟ « کرسی یونسکو در آموزش سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران، انجمن علمی روانپزشکان ایران، انجمن علمی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، انجمن علمی جامعه شناسی ایران، مرکز تحقیقات روانپزشکی، مرکز تحقیقات ایمونولوژی آسم و آلرژی، وزارت بهداشت» [۳]
بیایید ببینیم این جماعت که همگی دور هم جمع شدن و « همایش سالانه سلامت روان و رسانه ایران » برگزار می کنن، اهدافشون چیه: «هدف اصلی این همایش تبیین نقش رسانه‌ها در جهت کمک به ارتقای سلامت روان جامعه است. » [۴] ملاحظه بفرمایید: «دبیر علمی پنجمین همایش سالانه سلامت روان و رسانه ایران گفت: حدود ۲۳ درصد از مردم ایران در طول زندگی ممکن است به یکی از اختلالات روانپزشکی مبتلا شوند که این آمار تقریبا معادل سایر کشورهای جهان است.
به گزارش رسانه ایران از ایرنا، دکتر محمدباقر صابری زفرقندی امروز سه شنبه ۲۴ فوریه (!!! به خدا اگه کنگره اش بین المللی بوده باشه!) در پنجمین همایش علمی سالانه سلامت روان و رسانه که در بیمارستان روزبه تهران برگزار شد، افزود: براساس آخرین آمار، بیماری‌های روانپزشکی بعد از بیماری‌های قلبی- عروقی و تصادفات در ردیف سوم قرار دارند.» [۵]
نه که ما کلا کلا از عملکرد رسانه هایی مثل ایسنا و اعتماد و مجله تهران بیخبریم، حالا هم باور میکنیم این همه دم و دستگاه که ظاهرا این یکی «سالانه» هم برگزار میشه، فقط در خدمت «ارتقای سلامت روان جامعه است». این چیه که هی باید واسه رسانه ها «تبیین» بشه ولی باز اونا نفهمن؟!
از این هم غافل نشیم که این روانپزشکان چاقو بدست، فقط مشکلات رو «روانپزشکی» می بینن و نه «روانی».
یادم میاد توی کنگره خواری یکی از اعضای انجمن از آرش جوانبخت (یکی از سخنرانان کنگره که کاملا متوجه چیزهایی بود که می گفت (!!)) پرسید «اگه جای ناخودآگاه رو پیدا کنید، اون رو جراحی میکنید و میندازید کنار که خیال خودتون رو راحت کنید؟» [۶]

۱- http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1824323061491007433
۲- http://qudsonline.ir/detail/News/269078

۳- http://bmsunursing.karanjoman.com/page-580010.html
۴ و ۵ – http://www.rasanehiran.com/prthivni.23nxzdftt2.html
۶- نقل به مضمون

 

 

جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
امروز یکی از دوستانم را دیدم که ایمیل های کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران» را دریافت می کند. از من پرسید چطور ممکن است صنعتی مدرک نداشته باشد؟ پس این دانشگاه تهران سال به سال مدارکش را چک نکرده است؟ اینهمه سال؟ جواب دادم این سئوال ما هم هست که چطور ممکن است؟ ولی مگر کردان را یادت رفته است؟ دوست ام ( که فارغ التحصیل یک دانشگاه در ایتالیا است که بنا به گفته خودش در رانکینگ جهانی رتبه۱۳۴ را در میان دانشگاه های دنیا دارد) ادامه داد که خواسته یک کورس آموزشی مرتبط با رشته اش را در دانشگاه شهید بهشتی ( دانشکده روانشناسی) ارائه دهد که خیلی با وسواس با او برخورد کرده اند و به دفعات مدارک اش را از وی خواسته اند و او متعجب بود که چطور در دانشگاه تهران این حساسیت ها نبوده؟ اینهمه دانشجو زیر دست صنعتی هستند اما او مدرک مرتبط ندارد؟؟
اما تعجب من اینبار در مورد دانشگاه شهید بهشتی است و راه دادن مجدد خانم همایونپور که اینهمه وسواس اعتبار مدرک را دارند!!!
به راستی اگر مافیای روان نبود، آیا صنعتی در طی سی سال مدرکی نیاز نداشت؟ همایونپور مجدد به دانشگاه شهید بهشتی راه پیدا می کرد؟

 

 

جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
بیایید یک دنیای بدون «مافیای روان» را در نظر بگیریم!! وای چه کسالت بار!! اونوقت یعنی چی؟
یعنی دیگه:
۱. ساسی مان (ملقب به سامان توکلی) در مصاحبه هایش چیزی ندارد که از فروید بگوید….
۲. گهری ( ملقب به گهر همایونپور) دانشگاه شهید بهشتی را ندارد تا در رزومه اش بنویسد «لکچرر دانشگاه شهید بهشتی» و «کارگاه در گوشی» برگزار کند….
۳. صنعتی مانند دوران ماقبل تاریخ اش داشت هنوزهی زن می گرفت، همین….
۴. کشاورز اخلاقی اندر کوچه های اول اخلاقی آبیک می پلکید (البته یه کار دیگه هم می کرد؛ آدامس هم می جوید!)….
۵. وحید شریعت همچنان یک بیمار روانی بود و دیگه کاری هم نداشت کی چند کتاب داره ( البته در حال تنظیم نوروترانسمیتراش با دارو بود)…………
۶. ترک قشقایی با عرب زبان های فرانسه که دور و بر سوفی بودند و بر و بچه ها هی سعی می کرد هفت راه نبوغ یابی رو تمرین کنه تا اسمش تو سایت نوابغ ترک قشقایی بیاد ….
۷. و اما قهاری….بله قهاری…احتمالا داشت دنبال امیر عباس می گشت تا بلکه بعدا عکسش یه جایی چاپ بشه، اما خوب کجا؟ مافیایی نبود که!! پس شاید از شدت غم و غصه به دامان اعتیاد گرفتار می شد!! ای پدر بی مافیایی بسوزد!!!
اما کسی آمد، «کسی که مثل هیچ کس نبود» و بعد از آن لازم شد که مافیایی باشد تا؛
۱. صنعتی روانکاو شود!
۲. همایونپور روانکاوفرویدی شود!
۳. کشاورز به آقای میلر نامه بنویسد!
۴. ترک قشقایی مامور ۰۰۷ شود!
۵. وحید شریعت رییس شود!
۶. قهاری «کمک دستیار تجربی روانپزشک» شود!
۷. سامان توکلی در زمینه ورود فروید به ایران صاحب نظر شود!
آنوقت:
۱. ایسنا «روانکاو یاب خودروو» می شود تا بورس و یونگ و روانکاوی و کانال شبکه ۵ سیما را به هم پیوند دهیم!!
۲. مجله تهران «روانکاو صاحب نظر یاب سرخود» می شود تا بلکه از شر کلمه «خلیج فارس» رها شویم!!
۳. « روان ایرانی» هم به درک حواله می شود!!! والله!! کی به کیه؟! مهم اینه که اسمی از دکتر کدیور و انجمن فرویدی باقی نمونه!!!

 

 

جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
ویژگی های استاد کامل در دانشگاه های «کشور گل و بلبل»
• نداشتن تخصص و مدرک:
همانند صنعتی و علوی که بدون داشتن مدرک، کرسی دانشیاری دانشگاه را اشغال کرده اند و ادعا می کنند که از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان فارغ التحصیل شده اند.
• دروغگویی و فریبکاری:
سر کیسه کردن مردم با ابزار علم. مثل صنعتی و شریعت
• شیادی:
وانمود کردن به این که «کرم کتاب خوار» هستند و از تمام رشته های تحصیلی سر در می آورند. در تمام این علوم : روانکاوی، جامعه شناسی، تاریخ، سیاست، جغرافی، آمار، روانپزشکی، روانشناسی، ادبیات، زیست شناسی،ادیان … تخصص و سر رشته دارند.
• علاقه به رسانه ها؛ روزنامه ها، مجلات و صدا و سیما جهت سخنرانی، گفت و گو و مصاحبه
•توانمندی در ارائه چرندیات و مزخرفات با صدای بم و رسا
• توهین به ایران و ایرانی:
در تمام مجامع علمی و غیر علمی داخلی و خارجی و رسانه ها ایران و ایرانی را تمسخر می کنند. مانند محور صنعتی – همایون پور و شریعت که که با توهین و ارائه آمار غلط در مورد ایرانیان سخن می گویند.
• تشکیل گروه های مافیایی در دانشگاه ها:
مانند شبکه «مافیای روان» محور صنعتی –همایون پور در دانشگاه های علوم پزشکی
• بی سواد بودن: همچون شریعت، رئیس جدید بیمارستان ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران
• نداشتن صداقت، درستکاری و بی اخلاق بودن:
برنامه ریزی برای نقشه های مافیایی جهت حذف دانشمندان واقعی مانند صنعتی، شریعتی و قهاری که در پی «حذف فیزیکی دکتر کدیور» بودند.
• انجام پروژه و طرح های پژوهشی و تدوین مقالات خطی و تکراری اغلب با روش های همبستگی، رگرسیون و دلفی… صرفا با هدف دریافت پول های گزاف و تکمیل رزومه برای ارتقا و ترفیع
و …

 

 

شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
الو! الو! کاظم علوی ام. چرا چند وقته ازت خبری نیست؟ موضوع چیه؟ بچه ها گفتن دنبال مدرک می گردی؟ بابا سر پیری و … من و تو سی و اندی ساله داریم واسه خودمون کار میکنیم کسی هم نگفته بالای چشمت ابرو. حالا چی شده انقدر کارت گیر کرده؟ به هر حال گفتم بهت بگم ، یه آگهی دیدم تو اینترنت. نوشته بود «مدرک بگیرید از کانادا، آلمان، انگلیس. مدرک معتبر». گفتم بهت بگم. راستی داشتم سرچ می کردم زدم « محمد صنعتی + مدرک»، باورت نمیشه، جوابا از انجمن فرویدی میومد نه از سایت خودت. اینجا کجاست دیگه؟ چرا اونا دارن تو رو معرفی میکنن؟ مثل اینکه خیلی چیزا ازت می دونن. یه زنگی بزن خیلی نگرانتم! راستش یه کم هم نگران خودمم.

 

 

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
در سرزمین ما چه خبر است؟
فرهنگستان هنر کلمه فرهنگ و هنر را کنار هم آورده ولی آنچه از آن می تراود چیزی دگر است: «پژوهشنامه فرهنگستان هنر ـ شماره ۴، مرداد و شهریور ۱۳۸۶»:
– تولد، تحول و گستره نقد روان کاوانه: دکتر محمد صنعتی: ص ۶۵
– ژاک لاکان و نقد روان کاوی معاصر: دکتر شیده احمدزاده: ص ۹۳
– ردپای لاکان در فیلم: دکتر سیدمحسن فاطمی: ص ۱۰۹
– روان کاوی و ادبیات «بررسی کتاب سمفونی مردگان»: دکتر حورا یاوری: ص ۱۲۰ [۱]
در مورد صنعتی که می دانیم. نمی گویم تماما می دانیم، چون هنوز که هنوز است برایمان وَجه های جدیدی از او آشکار می شود؛ پیرمرد خدوم «خنزر پنزری» [۲] که هیچ چیزی نیست که در بساطش یافت نشود. فقط همه را به نام روانکاوی در ۱ ساعت به شما می فروشد، ۳۲۰ هزار تومان ناقابل!
شیده احمدزاده: عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی​ دانشگاه شهید بهشتی است. با عنوان دکتر از او یاد می شود.
سیدمحسن فاطمی: کسی دیگر با عنوان دکتر. می دانید که او هم از BGSP Inc. فارغ الشغل شده است ولی خود را روانکاو جا می زند. لینک فارغ التحصیلی دکتر (!!!) فاطمی تا چند وقت پیش، یعنی تا وقتی که این تجارتخانه تصمیم نگرفته بود نام همایونپور را از لیستش خارج کند، کار می کرد. حالا ولی دیگر از کار افتاده. [۳] البته در ویکیپدیای او ۷ تا منبع نیز هست که این ۵ تا کار نمیکند! [۴]
– امکان یا امتناع” روانشناسی اسلامی/ بعد رحمت للعالمینی پیامبر مبناست
– چگونگی کاربردی کردن روانشناسی اسلامی/ دلالت فیلم آلفرد هیچکاک
– سخنرانی محسن فاطمی
– دکتر سید محسن فاطمی، استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا: فقر خردمندی؛ درد انسان امروز
– سوابق علمی و پژوهشی محسن فاطمی
حورا یاوری: « در ایران ادبیات انگلیسی آموخت و در فرانسه و آمریکا تحصیلات خود را در زمینۀ روانشناسی ادامه داد. او هم اکنون در مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا به تحقیق و پژوهش اشتغال دارد. کتاب روانکاوی و ادبیات از جمله آثار فارسی او است… .» [۵]
چرا با خواندن ادبیات و روانشناسی به سراغ «ژاک لاکان و نقد روان کاوی معاصر» یا «روان کاوی و ادبیات» می روند. چه چیز سبب شده که این مردمان فکر کنند که کسی با دانستن «تزریقات» از پس «عمل قلب باز» برمی آید؟
اگر اینجا شماره صفحات را مطابق همان چیزی آورده باشند که در مجله منتشر شده است معنایش آن است که صنعتی از صفحه ۶۵ تا ۹۳ (۲۸ صفحه) از « تولد، تحول و گستره نقد روان کاوانه» گفته است! باور می کنید؟ البته باور میکنیم وقتی به یاد می آوریم «استاد اخلاق» در کنگره ی سراسر خواری نیز «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران» را برگزیده بود تا از آن داد سخن دهد، تا با آبروی آن برای خود آبرو کسب کند و (البته دیدیم که به برکت حضور «سربازان» انجمن فرویدی بی آبرو شد) باز هم به نام خود سند زند آنچه را که دسترنج دیگری است [۶] . ولی باور نمی کنم که فاطمی چطور به دنبال «ردپای لاکان در فیلم» خوانندگان نشریه را فیلم کرده!
به آن چیزی برمیگردم که باعث آغاز نوشتنم شد: محمد صنعتی، گهر همایونپور، دانشگاه بهشتی و فرهنگستان هنر.
میدانیم که دانشگاه بهشتی پس از یکی دو دوره استاد «حق التدریسی» بودن همایونپور، دیگر از او نخواسته که در آنجا تدریس کند، ولی همایونپور دوباره شروع به سنجش اقبال خود در آن دانشگاه کرده است و اقدام به برگزاری کارگاه و برنامه ریزی کارگاه دیگری نموده است. چرا؟ چه دریچه ای را باز و چه رفیقی را همراه دیده؟
این زن به پیشنهاد محمد صنعتی و به حکم علی اکبر رضایی، معاون پژوهشی وقت فرهنگستان هنر (۱۴ آذر ۸۹) به مدت دوسال به عنوان یکی از اعضاء گروه نقد روانکاوانه هنر منصوب شد [۷]. در کنار این زن سایرینی هم هستند. از جمله سامان توکلی: استادی از اساتید عظام دانشگاه بهشتی که حداقل تا سال ۱۳۹۱ عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی بوده است. میبینید، باز هم همان دانشگاهی که ورد زبان همایونپور است. «سرنخ یک شاخه مافیائی دیگر» [۸]!
اینها مانند ریشه های یک درخت تنومند همسال سالهای شیادی صنعتی در ایران هستند. می ترساندم این. فهمیدن این و تلاشی که پیش روی خود میبینم که «چیزی جز حمالی هیزم برای گرم نگهداشتن تنور فرهنگ و تمدن نیست» [۹]. همیشه تا خیلی قبلتر از این که به این نتیجه برسم پای از رفتن و دست از تلاش می کشیدم ولی حالا میبینم که تا اینجا آمده ام.
گاهی می اندیشم «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» [۱۰] ولی حتی دوست داشتنت را بلد نیستم! [۱۱] و این چیزی است که در انجمن فرویدی مشق آن را می کنم با ترس و حیرت. «مشق عشق».
۱- http://www.aftabir.com/articles/view/publications/cultural/c17c1204729534_pazhoheshname_farhangestane_honar4_p1.php/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%80-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1
۲- برگرفته از «پیرمرد خنزر پنزری»، شخصیتی‌ در داستان بوف کور اثر صادق هدایت. وجه شبهشان، آنچه می فروشند است.
۳- http://www.bgsp.edu/statements/ps_fatemi.html
۴- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C
۵- http://www.hipcast.com/podcast/HFCnHqH4
۶- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2825974
۷- http://www.aftabir.com/articles/view/publications/cultural/c17c1204729534_pazhoheshname_farhangestane_honar4_p1.php/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%80-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B4-w%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1
۸- اشاره به سخنان دکتر میترا کدیور
۹- بخشی از پی نوشت دکتر کدیور (به تاریخ ۸۷/۱۰/۱۶) بر صورتجلسه هشتمین جلسه هیأت مدیره انجمن فرویدی (۸۷/۰۹/۰۳)
۱۰- مهدی اخوان ثالث
۱۱- این جمله از کتاب دکتر کدیور؛ «مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم» به یادم می آید: «فروید بارها گفته است که نوروتیک قادر به دوست داشتن نیست، قادر به عشق ورزیدن نیست…»

 

 

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره ا. درباره «مافیای روان»
اطلاعیه خانم هاشمی مدیر سایت انجمن فرویدی، برگی دیگر از افتخارات این انجمن برای ایران و ایرانی است. دوستان ما را مقایسه کنید با دشمنانمان: دوستان ما اعضای «انجمن جهانی روانکاوی» هستند که همه روانکاوان برجسته فرویدی – لکانی هستند و دشمنان ما دار و دسته صنعتی که هرکدام از آنها جز سوداگری در حوزه روح و روان کاری دیگر نمی کنند……این هم سندی دیگر دال بر حقانیت ما و تلاش انجمن فرویدی برای «ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی».* و « تلاش برای عضویت در جامعه جهانی روانکاوی»**
* اساسنامه انجمن فرویدی، بند ب- ۴
** اساسنامه انجمن فرویدی، بند ب – ۶

 

 

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
تناقض گویی رو کِیف کردم: «همیشه ترکیبی از عوامل مختلف در ناکامی‌ها دخیل‌اند اما در کشور ما خیلی به عوامل بیرونی بها داده می‌شود. ما سابقه تاریخی هم داریم در زمینه حکومت‌هایی که خیلی آزادی نمی‌دادند و این به صورت سنتی باعث شده دیگران را مسئول بدانیم و خیلی خودمان عرض‌اندام نکنیم و آزاده فکر نکنیم و مسئولیت انتخاب‌هایمان را برعهده نگیریم.»*
طرف خودش همچین اعتقادی داره بعد میگه مردم ایران دارن (یاد عصمت ترک قشقایی می افتم که چون لکان رو نمی فهمه به مجله غیر- دروغ پرداز تهران (!!) میگه درک لکان برای ایرانیا سخته)
یه چیز دیگه: «ما به صورت جمعی زندگی می‌کنیم و دیگران برایمان خیلی مهم هستند.»** اینو ولی راست میگه. مگه همین جماعت «مافیای روان» به سرکردگی صنعتی و همیونپور نبودن که چنان فاجعه تاریخی رو داشتن به صورت « جمعی» رقم میزدن؟!
شریعت! برو به جای اینکه مثل همایونپور با سینمایی ها دل بدی و قلوه بگیری فکر یه سوراخ موشی باش که «صدور قرار تعقیب …» «باز هم ادامه دارد…»***
* و ** http://salamatiran.ir/NSite/FullStory/?Id=70487&type=5
*** https://freudianassociation.org/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%DB%B8-%D8%A7%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF-%DB%B9%DB%B3/

 

 

 

 

سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
ایرانیان مراسم زیبا کم ندارند. در آستانه سال نو هستیم و خانه تکانی های شب عید…
با خودم فکر کردم یعنی دانشگاه تهران حتی سال به سال شب عید هم مدارک اساتید!!! خود را چک نمی کند؟؟ یعنی سی ساله این دانشگاه خونه تکونی نکرده؟؟ یعنی صنعتی با همون که « از آشنایان هستند و هواشونو داشته باشید»…هی سال به سال مراتب استادی اش !! تمدید شده؟؟
واه!!! مگه میشه؟؟
ولی ظاهرا که شده!!!

 

 

 

سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
در مطلب “«تجربه یک شب بستری شدن پزشک»؟! ای کمتر از ماکاک!”، مصاحبه گر دائم می پرسد: همدلی چیست؟ میزان همدلی پزشک قابل ارزیابی است؟ همدلی پزشک را چگونه می سنجید؟ راههای افزایش همدلی پزشک؟ راهکار شما برای افزایش همدلی پزشک؟
فکر کردم آنجا که دکتر شریعت در مورد ماکاک صحبت می کند، جواب تمام این سوالات را داده است! فقط از آنجایی که شریعت و دار و دسته صنعتی و همایونپور “گوش هایی دارند برای نشنیدن و چشم هایی دارند برای ندیدن” خودش نمی داند که چه گفته!
شریعت جان، این همه تفسیر لازم نبود! اگر فقط از ماکاک یاد بگیری که به خاطر منافع خودت و رؤسایت (محور صنعتی – همایونپور) جان آدمیان را به خطر نیندازی، یعنی اخلاق پزشکی را رعایت کرده ای. البته این فقط اخلاق پزشکی نیست! شرط آدمیت است!

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
دیدگاه خانم آزاده در مورد اینکه گهر و صنعتی به این نتیجه رسیدند که برای هر ۱۵۰ عضو گروه فرویدی تهران مدرک از دانشگاه شهید بهشتی جور کنند خیلی برایم جالب بود. درست مثل دادسرا که دختر بچه ۱/۵ ساله را راه می انداختند و «نمایش» می دادند که مثلا «ما اهل کوفه نیستیم گهر تنها بماند»، در کارگاه های گهر جان هم اینطوری نمایش می دهند که اینقدر کلاسهای او «قابل استفاده» است که زود ظرفیتش تمام می شود!!! احتمالا بخاطر همین است که شاگردانش هم از او اعلام برائت می کنند! فکر می کنم نکند گهر جان بجای کارشناسی علوم اجتماعی، فوق دکترای بازیگری دارد؟! خداییش اگر در آن فرهنگستان هنر بعنوان نماینده بازیگران به عضویت پذیرفته میشد، واقعا جا داشت چون دیگر کسی هم ازش نمی خواست فارسی بخواند و بنویسد که آبرویش برود فقط همان کتاب درپیتی اش را ورق می زد و نیم رخ و سه رخ عکس می گرفت کفایت میکرد! ولی راستش از اختاپوس مافیای صنعتی در عجبم که چطور هنوز هم از راه های زیرزمینی در دانشگاه های بزرگ کشور برای خودشان جا باز می کنند در حالیکه اگر همه شان را با هم بچلانی یک قطره سواد ازشان در نمی آید. قرار است فرزندان این مملکت کلا بیخبر از هر چه علم و دانش است تربیت شوند دیگر؟ چون اگر سواد داشته باشند که برای زباله های بازیافتی کف و هورا نمی کشند! آنوقت گهر جان به چه کسی پز یک هفته عروسیش را در بدروم با ۱۳۰ مهمان بدهد؟ واقعا «شوهرم اینا»یی با اینهمه پول آمده بود دادسرا چکار؟!!!

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

 

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
این القاب “روانکاو”، “ریاست بیمارستان” و “مدرس” و ….. که محور صنعتی-همایونپور بین خودشون تقسیم می کنن و به صنعتی، همایونپور، وحیدشریعت و بقیه اعضای محفلشون میدن منو یاد یه ضرب المثل قدیمی میندازه که مدل ملایمترش اینه: از درد لاعلاجی، به گربه میگه خانم باجی یا آقاباجی!!!!

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
“به زیست” شهری بود در روزگار قدیم و در آن شیخی کارآزموده “مراد” نام. روزی شاگردان شیخ سرآسیمه سوی او روانه شدندی به شکایت که یا شیخ تو بر درازگوش مراد سواری با رخصت از وروجک، با “سه نوع فرایند ورود آموزشی*” مویمان را سپید کردندی چون دندان و عاقبت، ما را مدرکی دادندی صادره از وروجک، بی شوی و بی همسر و بی کار!! چون است آن والامقامان؛ شیخ انگلند و گهربانوی ورمونت که “گروه” هستندی بی رخصت، روانکاو کنندی به سه سوت با امکان همسریابی و ریاست مریضخانه؟!
شیخ نالید: ما را نیز بنا نبودی مسیر آموزش با این مسااافت! چه کنیم آنکس که غنایم نزدیک ما آوردی “کامران” بود و آنکه غنایم نزد شیخ کنگره و گهر بانو، “رسول”؛ داننده کلام سحر “ایول، اولَه لهَ”، که “میان “کامران” من تا “رسول” ممد، تفاوت از زمین تا آسمان است!
شاگردان گریبان چاک داده میان “به زیست” و “گروه” سرگردان شدندی!

*http://www.psychoanalysis.ir/?xid=0239020031000000001&id=19

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
باز هم! تفاوت صنعتی که “می گوید” و صنعتی که “عمل می کند” یا آنچه از صنعتی “می شنویم” و آنچه از صنعتی “می بینیم”!:
“برای اینکه در درجه اول جلوی مداخله افراد غیر متخصص در زمینه درمانی گرفته شود و هم آگاهی مردم بیشتر شود, یکی از کارهایی که باید به دست سازمان نظام پزشکی یا وزارت بهداشت و درمان که متولی امر پیشگیری و درمان بیماری‌ها هستند, صورت گیرد این است که تسهیلاتی فراهم شود که انواع روان درمانی‌ها طی دوره‌های مدون و تصویب‌شده توسط متخصصان فن به افرادی آموزش داده شود, همانگونه که پس از گذشت سالها سرانجام در سال گذشته ” فلوشیپ روان درمانی “ به تصویب وزارت بهداشت و درمان رسید.
•طبق قانون, این وزارت بهداشت و درمان است که باید مجوز تاسیس دانشکده ها و مراکز آموزشی بالینی و درمان را بدهد اما گاه می بینیم که مثلا وزارت علوم هم این گونه مجوزها را صادر می کند. این مساله به نوعی آشفتگی دامن می زند.
•باید به مردم این آگاهی را بدهیم که به هرکسی که در زمینه درمان در حوزه روان ادعایی دارد, بدون تحقیق درباره اینکه آیا از نظام پزشکی یا وزارت بهداشت و درمان مجوز دارد, اعتماد نکنند.
•یکی از قدم هایی که باید در این زمینه برداشته شود که قطعا جزو یکی از وظایف وزارت بهداشت و درمان به شمار می رود, این است که باید قوانینی تصویب شود تا سازمان ها و مراکز دیگری که نباید در کار درمان دخالت بکنند, در این زمینه وارد نشوند.
•وقتی نظام سلامت روان منسجم و بر اطلاعات علمی روز آمد مبتنی نبوده و همچنین حد و مرز حرفه ها در آن مشخص نباشد؛ یعنی این آگاهی وجود نداشته باشد که چه کسانی می توانند در درمان اختلالات روانی دخالت کنند وچه کسانی نمی توانند, آن وقت عده ای سودجو از این آب گل آلود ماهی می گیرند.
•مردم و چه بسا پزشکان, گاهی اوقات تفاوت میان روان پزشک, روان شناس, روان شناس بالینی, روانکاو و مشاور را نمی دانند.
•این آگاهی باید در میان عموم وجود داشته باشد که اختلالات روانی و مداخله در آنها باید توسط روان پزشک یا روان شناس بالینی آموزش دیده انجام شود نه هر روان شناسی.
•روان شناس غیر بالینی نمی تواند اختلالات روانی را درمان کند. یک روان شناس غیر بالینی ممکن است که مثلا در زمینه چگونگی عوامل روان شناختی موثر بر ورزش صحبت کند یا روان شناسی که در زمینه بازار کار می کند به بررسی علت ها و عواملی می پردازد که می تواند مردم را به خرید فلان جنس یا کالا ترغیب کند . این هیچ ربطی به اختلالات روانی و پیشگیری و درمان آنها ندارد.
•در جامعه ما در دو سه دهه گذشته چه از طریق رسانه ها و چه از راه چاپ کتابها, خوشبختانه آگاهی اجتماعی در زمینه سلامت روان بالا رفته و بسیاری این نیاز را حس کرده اند که باید به روانپزشک یا مراکز درمان بیماری های روانی مراجعه کنند. سیستم دولتی هم که متولی سلامت جامعه و نظام سلامت است به این آگاهی رسیده که بخش عمده ای از سلامت اجتماعی, سلامت روان مردم است.”!!!۱
بسیار خوب جناب صنعتی! شما که این همه دم از “قانون” و “حد و مرز حرفه ها” می زنید و بسیار بجا، هر کسی را با هر مدرکی شایسته درمان اختلالات روانی نمی دانید و نگران “ماهی گرفتن عده ای سودجو از این آب گل آلود” هستید لطفا بفرمایید آیا مدرک دکترای عمومی شما برای ریاست روان درمانی بیمارستان روزبه کافی است؟ آیا با مدرک پزشکی عمومی می توان اختلالات روانی را درمان کرد؟ و از همه مهمتر! شما چگونه “روانکاو” شدید؟
راستی جناب صنعتی! این مدرک همه کاره همه فن حریف را “از کجای انگلند ابتیاع فرموده اید؟”!!

۱-http://www.mohammadsanati.net/1393/t/psychoanalyticalthought/921

۲- https://freudianassociation.org/%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
آخه جناب صنعتی! اگر اینها۱ “سیر و سیاحت سیلانی و آزاد در همه حوزه‌های علمی و هنری، دینی و فلسفی، بدون توجه به قوانین و مرزهای آنها(که) نه تنها مجاز، بلکه امتیاز تلقی می‌کنید”!!۲ نیست پس چیست؟!!

۱-تقابل ادبیات و روانکاوی در گفت وگو با دکتر محمد صنعتی
http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=12&cad=rja&uact=8&sqi=2&ved=0CF4QFjAL&url=http%3A%2F%2Fpsychology-dept.talif.sch.ir%2Ffiles%2Fextract_file.php%3Ffile_id%3D67&ei=jU8JVbecJoHTO8rYgOAK&usg=AFQjCNGQnVjpH0eEWayQnB6rMbt2cwOSKw&bvm=bv.88198703,d.d24

۲-https://freudianassociation.org/%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
این دانشگاه علوم بهزیستی هم واقعا جای جالبی است. از این طرف شاگردان دکتر کدیور کلاسی را در بیمارستان وابسته به این دانشگاه برگزار می کنند که شاگرد لکان در موردش در نشریه اش مطلب چاپ می کند که البته حالا فهمیدیم که مدیر گروه فخیمه روانشناسی هم نمیخواسته این کلاس برگزار شود و از آن طرف صنعتی کنگره ی خواریش را در آن برگزار می کند ( راستی مگر دانشگاه علوم پزشکی تهران سالن برای برگزاری این کنگره نداشت؟)! دانشگاه علوم بهزیستی هم میدان جنگی است برای خودش!

 

 

 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعاً ایرانی درباره «مافیای روان»
خواستم به این خانم پروانه محمدخانی و «گروهش» بگم بابا جان آن که صنعتی بود و «مریض»اش فکر می کرد «خداست»!!! با آن دم و دستگاه مافیایی این شد الانم که «همسر ـ آنالیزان» داره تو اینگلند معروف در به در دنبال دانشگاهی میگرده که با «عطف بما سبق»!!! یه مدرکی ـ شاید متعلق به یک فرد درگذشته ـ پیدا کنه به «همسر ـ آنالیست» بده جوری که تاریخش هم به سن و سال اون بخوره، حالا شماها که جای خود دارید! واقعا وقتی ۵ سالتون بود واسه حسادتتون چیکار میکردین «استادان کامل»؟!!!

 

 

 

پنج شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
برام جالب بود که این دوستان گروه روانشناسی دانشگاه بهزیستی بعد از کنگره ی خواری به دکتر پشت مشهدی واحد ندادند بعد همه درسها رو دادند به کسی که صنعتی تو کنگره اش «روانکاو»ش کرد! این یعنی چی خانم پروانه محمدخانی؟! اونوقت میخواستی «سه شنبه ای رازی» متوقف بشه؟!!!!!!!!! میدونی اون کلاسا اجازه برگزاریش از طرف «تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی از دریای چین تا دریای سیاه» صادر شده؟ خودتو کجا دیدی؟!!!!

 

 

 

پنج شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
مقاله «و اینجا ساس نشسته شریعت را توصیف کرده» را در وبسایت انجمن می خواندم. به نظرم رسید این توصیف از روانپزشکان، مو به مو توصیف چیزی است که من از «گفتار اربابی» در کتاب مکتب لکان دکتر کدیور و کلاسهای «آشنایی با فروید و لکان» متوجه شده ام.
این همه سال از دارو خوردن و منش روانپزشکان بیزار بودم ولی تازه دارم کمی می فهمم که آن حس انزجار از کجا می آمد و اینکه اوضاع از چه قرار است.
این فقط درک اعضای انجمن نیست، آنها که دور از این انجمن هستند هم آن را درک می کنند. آنها که با جستجوی نام «صنعتی و روانکاو و …» حتی با جستجوی« کاظم علوی فاضل» به انجمن فرویدی می رسند.
باور نمی کنم که این زحمات دارد به افراد کمک می کند تا به همان «در» برسند که دکتر کدیور ۱۳ سال پیش در درسنامه ها (اردیبهشت ماه ۱۳۸۰) در کلاس‌های عرصه فرویدی ـ مکتب لکان گفته اند: «آنالیزان قبل از این که به روانکاوی برسد به همه ی درهای دیگر زده است و امتحان کرده است و چون برایش آن جوابی را که می خواسته نداشته است، آن Satisfactionی را که لازم داشته، برایش به وجود نیاورده است، کم کم بالاخره به این مقطع رسیده، به این در که آخرین در است برای هر کسی که وارد روانکاوی می شود. و اگر اطلاعات نباشد او هرگز به این در آخر نخواهد رسید.»*
بسیار خوشحالم و شاید تنها چیزی که کمی این سرور را وصف نماید این جمله باشد: زنده باد انجمن فرویدی!

*مقاله «روانکاوی در انتانسیون و روانکاوی در اکستانسیون» در همین سایت

 

 

 

پنج شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
آقای محمد علی همتی (معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی) می فرمایند: – نقل به مضمون- “چند اتفاق مهم در سال جاری در نظام سلامت کشور رخ داده که یکی از آنها اقدامات عملی ای است که برای بهبود نظام سلامت شکل گرفته و آن هم کاهش پرداخت از جیب مردم بوده و سالها راجع به آن فکر شده بود که مردم ما وقتی به بیمارستان ها مراجعه می کنند میزان پرداخت آنها از جیبشان کاهش پیدا کند که الان این مبلغ به زیر ۱۰ درصد کاهش پیدا کرده.”
پس چطور می شود که کنگره جعلی روانکاوی از محل بیت المال (جیب مردم) برگزار شود؟ چطور می شود یک کنگره که محتویات آن حتی کمتر از یک آش شله قلمکار است به ریاست کسی که مدرک خود را از انگلند! دریافت کرده برگزار کند؟ رئیس این کنگره ی خواری چگونه اجازه دارد که از “پول مردم” جهت کسب اعتبار برای خود بهره برد؟

 

 

 

چهارشنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
مطلب «انجمن جهانی روانکاوی در سازمان ملل متحد» دوباره مرا به یاد وحید شریعت و بخصوص امیر عباس کشاورز انداخت و مهمتر از همه یاد آقای میلر. راستش یاد کنگره ی خواری و جناب معنوی پور هم افتادم. می دانید در مملکتی که دانشگاهیانش نمی دانند NGO یعنی چه و نمی دانند سازمان ملل متحد هم «فقط یک NGO» است، باید هم عکس دوانلو را کنار عکس فروید بگذارند و هر چه فروید گفته به نام بی قدر دوانلو و معنوی پور بزنند!!! این بنده خدا معنوی پور که می گفت برای داشتن یک NGO باید ۱۵ استاد کامل دانشگاه داشته باشید!!!!!!!! حتی این را نمی دانست که NGO یعنی Non Governmental Organization ! و ما هیچوقت نگفتیم که یک انجمن علمی هستیم! جناب معنوی پور می توانست هر آسمان و ریسمانی را به هم ببافد چون شنوندگانش هم به اندازه همان گویندگان بیسواد بودند. آنها هم می دانستند به کنگره ای آمده اند که دبیر علمی اش صنعتی بی مدرک است که در هیچ کجای این جهان پهناور بعنوان روانکاو شناخته نمی شود جز در همان «مکتب فخیمه روزبه»! کسی که بدون حتی خواندن یک مقاله از فروید خود را روانکاو می نامد. تعجبی هم ندارد که کسی مثل سامان توکلی که از دارودرمانی گرفته تا شناخت درمانی و عمه درمانی را هم به نام روانکاوی به مراجعانش معرفی می کند، برای روزنامه اعتماد بگوید «فروید چگونه به ایران آمد» و تمام روانکاوی ایران را به نام صنعتی خود روانکاو خوانده بزند!!!
آخر خودتان قضاوت کنید صنعتی ـ که حتی مدرک روانپزشکی ناقابل را هم ندارد ـ کجا و آن روانکاوی که «انجمن جهانی روانکاوی» نماینده اش است کجا؟ انجمنی که تنها NGO طرف مشورت سازمان ملل است و حالا حالاها باید معنوی پور و امثال او بدوند تا تازه بفهمند NGO یعنی چه!

 

 

 

چهارشنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
یک سال گذشت با تمام فراز و نشیب هایش؛ بخصوص برای روانکاوی. این نوروز بر خلاف نوروز ۹۳ همه می دانند که صنعتی روانکاو نیست، همه در مورد نقش محور صنعتی ـ همایونپور در بستری اجباری دکتر کدیور و نقشه برای «حذف فیزیکی» خانم دکتر می دانند، همه می دانند با وجودیکه صنعتی و همایونپور در «هفته روانکاوی»!!! هر کدام یک کنگره جعلی برگزار کردند نصیبی جز بی آبرویی و البته ۶ قرار بازداشت که «هنوز هم ادامه دارد» نداشته اند، امروز بر خلاف نوروز ۹۳ همه می دانند که همایونپور در لندن به جمهوری اسلامی ایران دروغ بسته، امروز بر خلاف نوروز ۹۳ نقش «اساتید اعاظم» بیمارستان ایران از جمله امیر عباس کشاورز «خیلی خیلی اخلاقی»!، وحید شریعت و شبنم نوحه سرا در نوکری همایونپور و صنعتی و اجرای دستورات برای حذف دکتر کدیور بر همه آشکار شده، امروز ما سایت انجمن فرویدی را داریم که به خوبی وظیفه آگاهی بخشی و روشنگری خود را طبق اهداف اساسنامه ای انجمن انجام می دهد. و امروز امیدواریم سال ۹۴ سالی پربارتر از سال ۹۳ برای روانکاوی فرویدی در کشورمان باشد، بادا که چنین شود!

 

 

 

شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباه «مافیای روان»
در تعطیلات داشتم فکر می کردم که عده ای هستند که وقتی دیگران تعطیل هستند همان موقع کار می کنند و درآمد دارند. بعد فکر کردم عده ای هم هستند که همان موقع که دیگران در غفلت هستند کار می کنند، با همان غفلت دیگران کار می کنند و نمی دانم چرا یاد صنعتی افتادم.

 

 

 

شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهدیه مرادپور آرانی درباره «مافیای روان»
این گروه “مافیای روان” به سرکردگی محمد صنعتی، چه منفعت عمیق و گسترده ای را پی می گیرند که “تقسیم کار”،” شرح وظایف”، و “وجدان کاری” در بین آنها مثال زدنی است(۱)! و برایشان ارزش “تلاشی مذبوحانه” را دارد؟
۱.اشاره به جمله ای در مطلب “یکی دیگر از رسوایی های یک کشور جهان سومی”، سایت انجمن فرویدی

 

 

 

جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
محور صنعتی ـ همایونپور سال ۹۴ را در حالی شروع می کند که کوس رسواییش بر سر بازار زده شده، ۶ تلفات «قانونی» داده که «هنوز هم ادامه دارد…» و البته «همسر ـ آنالیزان»ی که در حال خرید «مدرک» برای جناب صنعتی از بازارهای آن سوی آب است!!! می دانید که، منظورم همان مدرک «روانپزشکی خالی» است. استاد صنعتی که ۳۰ سال آزگار بی مدرک روانپزشکی نه تنهای ادعای روانپزشکی داشت بلکه خود را روانکاو هم جا زده بود و در مورد صادق هدایت و علی شریعتی و هر کسی که به نظرش بزرگ و مورد توجه می رسید و فکر می کرد که با حرف زدن در موردش می تواند خود را هم بزرگ کند، همین استاد صنعتی که برگزار کننده «اولین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران»!!! بود و چیزی بیش از ۳۰ نفر را در همان کنگره «روانکاو»! کرد، حالا دنبال مدرکی است که فقط همان «روانپزشک بودن خالی» را بتواند به طریقی حتی با «عطف بما سبق»! اثبات کند. و البته ما هنوز هم ماجرای مدرک مرحوم کردان را به خاطر داریم و فکر هم نمی کنیم او اولین و آخرین نفری بود که سعی داشت با مدرک جعلی مردم را … کند!
سال ۹۳ را پشت سر گذاشتیم سالی که از خردادش سایت انجمن فرویدی فعالیت خود را آغاز کرد و در حالیکه بیش از ۹ ماه از مدت فعالیت آن نگذشته به مرجعی در زمینه روانکاوی تبدیل شده است. در این سال لشکر ۱۲ نفره انجمن فرویدی به جنگ کنگره ی جعلی رفت و پیروز بیرون آمد، به نبرد با کنگره در گوشی همایونپور رفت و بی هیچ تلفاتی توانست دشمن را شکست بدهد. همین «فقط یک NGO» توانست دست یک مافیای گسترده را که ۳۰ سال به رشد قارچ مانند خود ادامه داده بود و برای سالهای بعد هم برنامه داشت، رو کند. همین «فقط یک NGO» با همان روش «تعبیر رؤیاها»ی فروید خواب ۳۰ ساله استاد صنعتی را برایش چنان تعبیر کرد که نه تنها خودش بلکه تمام یاران و طرفدارانش هم فهمیدند در «روانکاوی فرویدی» «تعبیر» یعنی چه!!!
و حالا سال ۹۴ را آغاز می کنیم با اینهمه پیروزی پشت سر و هنوز راه درازی در پیش رو. و چه امیدی بیش از این می توانیم داشته باشیم که تا پایان این سال همچنان در جبهه «حق» باشیم:
«باشد (که) باین خان و مان برسد خشنودی، پاکدامنی و درود و دهش، و پذیرش (مهمان). باشد که باین جایگاه فرا رسد، راستی، توانایی و سود و فرّ و خوشی…» یسنا ۶۰، پاره ۳ («حقوق جهان در ایران باستان»، فریدون جنیدی، نشر بلخ، ۱۳۸۹، صفحه ۷۴)

 

 

 

یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
امروز در خبرهایی خواندم که وزیر بهداشت و پزشکان نسبت به پخش سریال طنز «در حاشیه» نگرانی و اعتراض دارند.

http://www.khabaronline.ir/detail/407251/society/health

http://www.asriran.com/fa/news/387781

سؤال من از جناب وزیر بهداشت این است که ایشان که اینقدر نگران از بین رفتن «اعتماد» بین جامعه پزشکی و مردم هستند، چرا وضعیت «اساتید» دانشگاه های مطرح علوم پزشکی کشور برایشان آنقدر اهمیت ندارد؟!!!!
چرا جناب صنعتی هنوز که هنوز است در هر جلسه ۳۲۰ هزار تومان برای مثلاً «روانکاوی» از مردم می چاپد؟!!!!

بهتر است ایشان دغدغه های خود را در صحنه عمل اجرا کنند تا اینکه فقط به فکر حفظ ظاهر باشند.

 

 

 

یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
داشتم اخبار را مرور می کردم، دیدم واااااااااااااا اسفا از مهران مدیری. می دانید چرا؟! آخر مثل اینکه یک سریال ساخته همه اش «بی ادبی» کرده به پزشکان. عجب رویی دارد این مهران مدیری! حق دارند والا این پزشکان که بخواهند تجمع چند هزار نفری برگزار کنند!!!

http://www.khabaronline.ir/detail/407251/society/health

والا ما که در کنگره ی خواری شرکت کرده بودیم و فقط به یک پزشک، یعنی جناب صنعتی گفتیم مدرک ندارد و روانکاو نیست، «بی ادب» محسوب شدیم و کل ۳۰۰ نفر سالن هی از جناب صنعتی عذرخواهی کردند و تجمع اعتراضی برگزار کردند!

ما که دیگر آویزه گوشمان کردیم که «یک پزشک مسن» جای پدرمان است و هر چیزی را آدم به پدرش نمی گوید؛ حالا پدرش مدرک ندارد که نداشته باشد، پول زور می گیرد که بگیرد؛ اصلاً «پدرخوانده» است دیگر! این حرفها رو چه به بچه ها!!!

 

 

 

دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
صنعتی در کنگره جعلی، در حالی که رعشه و لرزه اندام و صدایش در برابر اعضای انجمن فرویدی قطع شده بود، در بحث های پایانی سخنرانی خود با عنوان” اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران” گفت:
“روانکاوی یک فرقه نیست که خود را در فضایی بسته محصور کند یا در برج عاج بنشیند و یا با تعصب با دیگر فرقه ها در فضایی اسکیزوئید پارانوئید بجنگد. روانکاوی ابزاری برای درک انسان و جهان انسانی است.”
بیان چنین مطالبی از فقر سواد صنعتی و همفکرانش ریشه دارد. آنها فکر می کنند روانکاو لکانی چون بازگشت به فروید است یک فرقه است، یک متعصب است، یک داعشی است، …
بیان مطالب نادرست صنعتی در کنگره جعلی اثبات می کند که او نه تنها روانکاو نیست، بلکه فعالیت های وی در این سال ها، در ایران، به تخریب علم روانکاوی دامن زده و به مقاومت جامعه در برابر روانکاوی کمک کرده است. جالب است که این «روانکاو وحشی» که هیچ درکی از روانکاوی ندارد، از آموزش روانکاوی صحبت می کند.« اما به قول ناصر خسرو کسی که چیزی را نداند به دیگری چگونه تواند آموخت»[۱].
سپس صنعتی ادامه داد:
“…در سال ۱۳۸۶ در فرهنگستان هنر گروه پژوهشی روانکاوی داشتیم که در آن روابط بین رشته ای را با دیگر علاقمندان به روانکاوی برقرار کردیم …”
در پاسخ به محور مافیایی صنعتی و همایون پور می توان گفت:«نمونه این در بحث های اخیر در حوزه پست مدرنیسم می توان دید که هر کس خود را صالح می داند که با پروندان الفاظی چون دریدا و لاکان و فوکو و «نشانه» و «آشنایی زدایی» و غیره در نقد و تحلیل ادبی داد سخن دهد. در ایران هر درس خوانده یی طبعا درباره نیوتن و پوانکاره و اینشتاین قلمفرسایی نمی کند ولی تقریبا هر درس خوانده یی ممکن است درباره علومی که محمل آن زبان است اظهار نظر کند، حال آن که بحث درباره هگل و هوسرل اگراز نیوتن و اینشتاین مشکل تر نباشد آسان تر نیست. [۲]
[۱ و۲]همایون کاتوزیان و دیگران،؛ مصاحبه گر محمد صادقی،« گفت و گو درباره عقلانیت و نو گرایی»، تهران: پایان، ۱۳۸۸، صص ۱۷-۱۶

 

 

 

دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آزاده درباره «مافیای روان»
“آرزوهای غول آسا، عرضه های کوتوله”
این جمله شما را یاد چی می انداره؟
آره حق با شماست یاد محور صنعتی-همایون پور!
اما در واقع این نام کتاب مجموعه داستان های طنز “دیوید سداریس” است.
خب بله یکی مانع دیگری نمیشه!

 

 

 

سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
از ۶ فروردین ۹۴ مجموعه تلویزیونی “در حاشیه” به کارگردانی مهران مدیری از شبکه سوم سیما به نمایش درآمد. از همان زمان ساخت این سریال واکنش جامعه پزشکی کشور «گل و بلبل» به تحرک درآمد.
“از ابتدای ساخت سریال درحاشیه که موضوع آن درباره جامعه پزشکی‌ است؛ اعتراضاتی ازسوی وزارت بهداشت و شخص وزیر طرح و سیدحسن هاشمی(وزیر بهداشت) در دو نامه جداگانه این اعتراض را اعلام نیز کرد. او موفق شد در مقطعی جلوی ساخت سریال را نیز بگیرد. که این تندروی با روی کار آمدن علی اصغر‌پور محمدی به‌عنوان معاون سیما رو به تعادل نهاد و سرانجام سریال به آنتن سیما رسید[۱]. و این چنین نام آخرین سریال مهران مدیری که پیش از این «اتاق عمل» نام داشت به «مرکز حاشیه» تغییر یافت[۲]. اردوکشی خیابانی هفت هزار پزشک برای مقابله با یک کمدی تلویزیونی! ، نامه عجیب رئیس سازمان نظام‌ پزشکی علیه «در حاشیه» مهران مدیری از دیگر اقدامات جامعه پزشکی بر علیه این سریال بود. [۳] همزمان با انتشار نامه زالی، رئیس سازمان نظام پزشکی در اعتراض به سریال «در حاشیه»، سازمان نظام پزشکی در سایت خود نیز پوستری از سریال منتشر و با لقب دادن «برنامهٔ هتاکانه» به این سریال، از پزشکان تقاضا کرده در تجمع اعتراض‌آمیز شرکت کنند[۴].
در اواخر سال ۹۳ در جمعی حاضر بودم که فردی گفت تکنیسن اتاق عملی به او گفته است که در یک بیمارستان تخصصی (مسیح دانشوری) در طی جراحی، عمل دو بیمار جابه جا شده بود. یعنی عمل بیماری که باید ریه اش برداشته می شد با فرد دیگری که عمل جزیی داشته جابه جا شده بود و پس از پایان عمل تیم جراحی متوجه اشتباه خود می شوند و دوباره ریه را سر جای خود می گذارند و از این موضوع با بیماران هم سخنی گفته نمی گویند و به قول دوستان آب از آب هم تکان نمی خورد. همچنین در نظر سنجی های مرتبط از این قبیل مطالب به وفور یافت می شود که فوت بیمار به دلیل تشخیص اشتباه پزشک یا سهل انگاری او بوده است.
با وجود چنین تخلفات پزشکی، اما جالب است که “پیش از تعطیلات نوروز نیز سیدحسن قاضی‌زاده‌هاشمی طی نامه به رییس سازمان صداوسیما خواستار جلوگیری از پخش سریال طنز در حاشیه ساخته مهران مدیری شده بود. نامه‌ای که در ساعات ابتدایی رسانه‌ای‌شدن آن با واکنش‌های منفی از سوی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها مواجه شد و رسانه‌ها از «گاف آقای وزیر» در این نامه خبر می‌دادند. نامه‌ای که بخش زیادی از آن بدون هیچ تغییری، کپی نامه رییس سازمان نظام‌پزشکی کشور در دی‌ماه ١٣٩٣ بود.بااین‌حال، این واکنش‌ها تاکنون از سوی سازمان نظام‌پزشکی بارها رخ داده است و این شائبه را برای اذهان ‌عمومی ایجاد کرده که این سازمان در رویکردی جدید سعی در مقابله جدی با منتقدان دارد و هیچ‌گونه نقدی در مورد عملکرد پزشکان را نمی‌پذیرد. نمونه‌هایی که می‌تواند این مساله را تایید کند، رفتار‌شناسی این سازمان در مواجهه با منتقدان از خردادماه ١٣٩٣ تا فروردین ١٣٩۴ است. (شرح کامل در جدول) در اولین نمونه سازمان نظام‌پزشکی کشور در خردادماه ١٣٩٣ در نامه‌ای به رییس سازمان صداوسیما خواستار برخورد با برنامه تلویزیونی «شوق زندگی» شد. در این برنامه، بخشی از تخلفات پزشکان در حوزه‌های مختلف مورد بحث و نقادی قرار گرفته بود و پس از آن طی نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی رییس سازمان صداوسیما اعتراض خود را اعلام کرد. پس از آن پخش برنامه ثریا در شبکه یک ‌سیما و انتقاد از اختلاف درآمدی بالا میان پزشکان و پرستاران و همچنین درآمدهای نجومی برخی پزشکان صدای این سازمان را درآورد. به طوری‌که سازمان نظام‌پزشکی کشور طی نامه‌ای با عنوان اعتراض جمعی از پزشکان، اعلام کرد: «در این برنامه (ثریا) با ارایه آمار و ارقام غیرواقعی از درآمدهای نجومی پزشکان سعی در معرفی آنان به عنوان مرفهینی بی‌درد شد که به تحصیل درآمد نامشروع مشغول‌اند و از سوی دیگر با مقایسه درآمد آنان با جامعه پرستاری سعی شد به‌نحوی پزشکان را عامل تضییع حق آنان معرفی کند».
از مردم هم شکایت می‌کنیم!
رویکرد تعجب‌برانگیز سازمان نظام‌پزشکی در مواجهه با منتقدان اما به اینجا و برنامه‌های صداوسیما ختم نمی‌شود. چراکه این سازمان در دی‌ماه سال ١٣٩٣ همزمان با فعالیت سامانه ثبت شکایات تعرفه‌ای اعلام کرد: «اگر کسی به‌ناحق از پزشکان شکایت کند، نظام‌پزشکی از او شکایت می‌کند.» علاوه بر این، در اسفندماه سال ١٣٩٣، سازمان نظام‌پزشکی خبر از شکایت از پزشک ایرانی دانشگاه مونستر آلمان داد. دکتر علی گرجی پزشک ایرانی دانشگاه مونستر آلمان در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها عنوان کرده بود: «برخی پزشکان ایرانی درآمدی پنج‌برابر پزشکان آلمانی دارند.» انتقادی که بازهم به مذاق این سازمان خوش نیامد و رییس سازمان نظام‌پزشکی کشور با ارسال نامه‌ای به معاونت انتظامی این سازمان از وی شکایت و خواستار بررسی دقیق موضوع شد.»”[۵]
هراس وزیر و ریس سازمان نظام پزشکی از این طنز چیست؟ جای سوال است که چرا وزیر “خواستار توقیف” این سریال بوده است [۶]؟ “آیا شباهتی بین برخی پزشکان جامعه و شخصیت های این نمایش وجود دارد که هاشمی و زالی را چنین نگران کرده است؟
شخصیت “پنجه طلا” در این نمایش بسیار یادآور شخصیت دکتر صنعتی(!)، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه است. صنعتی نیز مانند پنجه طلا بدون مدرک به کار مشغول است و از هر گونه شیادی فرو گذاری نمی کند. شخصیت دیگر «در حاشیه»، بهروز عشقی، پزشک متخصص امحا و احشا است که از کشور فلیپین مدرک دارد و مدرک او معادل سیکل است. این شخصیت، یادآور گوهر همایون پور است. همایون پور نیز مدعی است که از دانشگاه بستون فارغ التحصیل شده اسست ولی با بررسی انجمن فرویدی مشخص شده است که ایشان از شرکت سهامی بوستون BGSP Inc تحصیلات خود را به پایان رسانده است. مدرک معادل ایشان لیسانس علوم اجتماعی است. اما ایشان در دانشگاه شهید بهشتی یک ترم به عنوان دکتر مقام استادی را اشغال کرده بود و هم اکنون نیز در مرکز مشاوره دانشگاه شهید بهشنی کارگاه برگزار می کند.
«گاف آقای وزیر» را نباید بی اهمیت پنداشت. ایمیل های مربوط به مدرک ناکجا آباد صنعتی هشت ماه است که از طریق انجمن فرویدی-سازمان مردم نهاد- به وزیر بهداشت، رئیس سازمان نظام پزشکی و بسیاری از پزشکان و … اطلاع رسانی می شود. مراجع نه تنها در برابر پرسش « آقای دکتر(!) صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست(!)؟» سکوت کرده اند، بلکه به صنعتی مجوز هم مجوز داده اند تا فلوشیپ روان درمانی را راه اندازی کند. هزینه های دریافتی صنعتی از بیماران مگر جزء تخلفات پزشکی محسوب نمی شود؟
علی رغم آگاهی مسئولان جامعه پزشکی از وجود شبکه مافیایی، پس از چند ماه وحید شریعت، از اعضای مافیایی محور صنعتی- همایون پور، با اندک سواد روانپزشکی به رئیس جدید بمارستان ایران منصوب شد. شریعت همان کسی است که با تشخیص سایکوز به دستور سران خود قصد «حذف فیزیکی» دکتر میترا کدیور را داشت و او نشان داد که حتی از DSM ها هم چیزی نمی فهمد.
فساد در جامعه پزشکی بیداد می کند، آنگاه زالی، رئیس سازمان نظام پزشکی، در نامه عجیب خود از اعتماد مردم به پزشکان، فرهنگ ایرانی و اهمیت طبابت از نظر پیامبراکرم (ص) صحبت می کند.
هاشمی و زالی به خوبی واقف هستند که محور صنعتی و همایون پور چگونه توانستند با برگزاری یک کنگره جعلی شصت میلیون تومان پول مردم یا بیت المال را به آتش بکشند. حالا صحبت زالی در مورد مردم شریف ایران و اعتماد است!
برای اعتماد مردم به پزشکان راه حل دیگری وجود دارد و دروغ و فریب فقط بی اعتمادی بیشتری را به همراه دارد. بد نیست که مسئولان به نظر سنجی ها و شکایت های پزشکان نظری افکنند تا متوجه شوند جایگاه آنان در نزد مردم در کجا قرار دارد.
از فردی که در وزارت بهداشت و درمان شاغل بود، سوال کردم که چرا با وجودآگاهی از تخلفات دکترهایی (!) مانند صنعتی و علوی فاضل هیچ اقدامی صورت نمی گیرد؟ سری تکان داد و گفت: این گونه مسائل یکی از مواردی است که در وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی وجود دارد. مسائل دیگری نیز هست. مثلا قرارداد طرح پژوهشی (مثلا تهیه شناسنامه بانک خون کشور) سی میلیارد تومانی منعقد می شود و پس از مدتی کار نصفه نیمه و اغلب بدون نتیجه رها می شود، چون تقریبا هفت و نیم میلیارد تومان را مجری به عنوان پیش پرداخت (۱۰ درصد کل مبلغ قرارداد طرح) دریافت کرده است. او بسیار تاکید کرد که وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی اصلا دوست ندارند چنین مطالبی منتشر شود.

۱- http://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/263266-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87
۲- http://www.mehrnews.com/news/2516201/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF
۳- http://snn.ir/mobile/mobiledetail/News/399665/1579
۴- http://8sobh.ir/fa/news/73895/%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C
۵- http://www.ghatreh.com/news/nn25418024/%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF

۶- http://www.alef.ir/vdcammnua49ni01.k5k4.html?265758

 

 

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۳)

 

 

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8213

  تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۰۹:۵۰