شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

ما که دقیقاً نمی دانیم کی می دزدد و کی غارت می کند ولی می دانیم که بد جور به جان این مملکت افتاده اند

به لطف ادعای مالکیت بنیاد مستضعفان بر موزه های سعدآباد و نیاوران, پس از گذر سی و دو سال از زمان تاسیس سازمان میراث فرهنگی، بالاخره و برای اولین بار مسیولان این سازمان به یاد آورده اند که بر طبق قانون، متولی میراث فرهنگی و تاریخی این مرز و بوم هستند و وظیفه ی حراست و پاسداری از این میراث بر عهده ی آنهاست.
اصلا هم به روی خود نمی آورند که در طول همه ی این سالها با بی اعتنایی کامل نسبت به موزه ها و همینطور ابنیه ی تاریخی و باستانی، چه جنایتی در حق فرهنگ ایران زمین مرتکب شده اند. تمام موزه ها و ابنیه ای که زیر نظر این سازمان اداره می شود، شرایطی بحرانی دارند و به لطف سران مافیای قاچاق عتیقه و نسخ خطی قرار نیست شرایط مطلوبی پیدا کنند. لیست آثار اکثر موزه ها همچون رضا عباسی سعدآباد و نیاوران، معدوم شده و به هیچ عنوان مشخص نیست در طول این سالها چه تعداد از آثار آنها به سرقت رفته است. صحبت بر سر سرقتهای سازمان یافته است که کاملا با هماهنگی مزدوران مافیا صورت گرفته است.
برای نمونه در موزه ی رضا عباسی و درزمان مدیریت قربان عزیززاده، در یک روز و ساعت مشخص (سال۱۳۸۶) جمعدار از سوی عزیززاده به ماموریت فرستاده شده، نگهبانان پست خود را ترک کرده و همینطور دوربینهای مداربسته خاموش شدند تا سارقان به راحتی و در روز روشن سه اثر گرانبها را از موزه خارج کنند. در همین موزه و در زمان مدیریت شهرام حیدرآبادیان، لیست آثار و اسناد و مدارک و شناسنامه های آثار انتقالی از موزه های نگارستان و هنرهای تزیینی به آتش کشیده شد تا کسی نتواند رد اثار سرقتی و جعلی را بگیرد. در مورد قضیه ی شناسایی و معرفی شانزده اثر جعلی آیدین آغداشلو در همین موزه، مدیریت موزه با انتشار بیانیه ای توهین آمیز و دست نویس و بدون مهر در رد نظر کارشناسان مستقل اکتفا کرد. این موارد را بگذارید کنار صدور فاکتورهای خرید آثار جدید موزه رضا عباسی به نام بستگان ریاست اسبق موزه(حیدرآبادیان). در تمام این تخلفات، هیچگونه پیگیری قضایی و شکایتی از سوی سازمان به دستگاه قضایی صورت نگرفت.
حجم بالای سرقتها و جعلهای رخ داده در موزه ها و مناطق باستانی و تاریخی تحت نظارت این سازمان و عدم پیگیری قضایی این تخلفات تنها یک معنی و مفهوم دارد. سید محمد بهشتی ودیگر سران مافیای قاچاق عتیقه و نسخ خطی که در کسوت مدیران ارشد سازمان فعالیت می کنند، منفعت خود را در این بی سروسامانی و بی قانونی می بینند. همین شلختگی و عدم نظارت باعث شد که در دوران مدیریت رحیم مشایی، بقایی و احمدزاده بر این سازمان، مخازن موزه های ما غارت شوند.
آن چنان که فقط در ماجرای انتقال کامل این سازمان به شیراز بیش از ۴۸۸هزار اثر تاریخی و نسخ خطی مفقود شدند. نسخ خطی و کتب تاریخی را در گونی برنج و کارتن به شیراز انتقال دادند و در آنجا هم به علت کمبود فضا، آثار را در زیرزمین ساختمان محل استقرار معاونت میراث به روی هم تلنبار کردند تا گنجینه ی ارزشمند انتقالی خوراک حشرات، موش‌ها و همچنین رطوبت شده و آسیب جدی ببینند.
نگهداری غیرعلمی و آسیب رسان آثار، حیف و میل بودجه های اختصاص یافته برای تجهیز و تعمیر موزه ها و ابنیه ی تاریخی و باستانی، استفاده از نیروی انسانی فاقد تخصص، صدور احکام انتقال اجباری(تبعید) یا بازنشستگی اجباری برای کارمندان و کارشناسان دلسوزٍ سد راه مافیا، از بین بردن اسناد و اوراق هویتی آثار، صدور گواهی اصالت برای آثار جعلی و فروش پنهانی آثار اصل، استفاده از شیوه های غیرعلمی در مرمت و نگهداری آثار و… همه و همه بیانگر سیستم مدیریتی ناکارآمد، سلیقه ای و وابسته ی سازمان به مافیاست که اینچنین، گنجینه ی ارزشمند کهن ایران را در معرض تاراج قرار داده است. نقش غیرقابل انکار سید محمد بهشتی در صدور مجوز ساخت و آبگیری سد ویرانگر سیوند در نزدیکی تخت جمشید، بعنوان لکه ی ننگی بر کارنامه ی این سازمان پر ادعا تا ابد خواهد ماند.
بیان آنچه در این سازمان رخ داده، سیاهنمایی نیست. بلکه حقیقتی است غیرقابل انکار از کارنامه ی سازمانی که مدیران آن تنها به تاراج و نابودی میراث کهن ما مشغول بوده اند.
اما وضعیت در موزه های تحت نظر موسسه ی موزه های بنیاد کاملا متفاوت است. تمامی آثار دارای اوراق هویتی مشخص و معتبر بین المللی هستند و لیست آثار در دسترس. شرایط حفاظت و نگهداری آثار این موزه ها در حد استانداردهای جهانی است. کارشناسان متخصص مرمت و نگهداری آثار این موزه ها، بر اساس روشهای علمی روز جهان فعالیت می کنند. بر خلاف رویه ی احمقانه ی موزه های میراث و وزارت ارشاد، مراجعه کنندگان به این موزه ها می توانند درخواست بازدید از اثری را داشته باشند که در مخزن قرار دارند. غیر از آنکه سیستم نظارتی موزه های بنیاد، تمامی راه ها را بر سارقان و جاعلان و اعضای مافیا بسته است. ماجرای پرونده ی ادعای مالکیت خانواده ی پهلوی بر اتومبیل احمدشاه و تلاش دوازده ساله ی مدیران بنیاد خصوصا محمدرضا جواهری در دادگاههای انگلستان که در نهایت به بازگشت این اتومبیل گرانقیمت به وطن انجامید، بعنوان یک نمونه ی مشخص از پیگیری بنیاد در حفظ آثار تاریخی و موزه ای کشور است.
حرف آخر اینکه تا زمان تغییر شرایط اسفبارسازمان میراث فرهنگی به وضعیت مطلوب، سپردن موزه های کشور به بنیاد، تنها راه حفظ آثار تاریخی و باستانی ماست.

#افشین_پرورش

 

منبع: صفحه فیس بوک افشین پرورش


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=34286

  تاریخ انتشار: ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت: ۱۵:۴۴