جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

مثل انجمن فرویدی که از کارهای خلاف او صرف نظر نکرد

چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴

الهام ف:

 
دو روز پیش در بیمارستان رازی وقتی وارد بخش شدم یکی از همکاران خدمات بیمارستان را در بخش دیدم که سالها پیش وقتی من و قورخانه چی هر دو در بخش کودکان کار می کردیم این خانم خدمات آن بخش بود. به من گفت هر وقت شما را میبینم یاد آقای قورخانه چی هم می افتم یادش به خیر با آن که پسر شوخی بود و همیشه همه را می خنداند نمی دانم چرا اینقدر عصبی بود یادتان میاد تقی، پسر افغانیه را چقدر زد. آن پسره که قد بلند بود حسام را یادت میاد چقدر کتکش زد، چقدر گفتم نزن گناه داره. گفت نه من باید این را بزنم آدمش کنم ولی زود پشیمون میشد، پسر خوبی بود چند بار هم ضامن وام من شد.
من گفتم که من حسین و فاطمه رو یادمه که زد و به آرزو خیلی فحاشی کرد. بعد از این که حسین را زد رفت براش شلوار خرید به قول شما پشیمون شد ولی به هر حال خاطراتی که برای بقیه گذاشته اینها توش باقی مونده دیگه همه چیز را که نمی شود پاک کرد.

 

توی راه یادم افتاد که من چند سال بعد دوباره آرزو را دیدم بعد از احوالپرسی سراغ آقای قورخانه چی را هم گرفت گفت یادتونه که به من چقدر فحش داد من به شما گفتم می خوام به رئیس بیمارستان شکایت کنم شما هم گفتید حق توست که از خودت دفاع و شکایت کنی. بعد من به شما گفتم من از آقای … هم شکایت کردم که به بچه ها دست میزد ولی اخراجش نکردند فرستادنش یه بخش دیگه گفتند که نمیشه ثابت کرد. بچه ها که یکی عقب مانده بود، یکی اصلا چیزی سرش نمی شد همه اش با خودش حرف میزد نصفه شب داد میزد، اون دو تا… و …( من اسمشون را یادم نمیاد) گفتند ما میترسیم. شما به من گفتید که ولی شکایت شما مثل کارت زرد تو فوتباله این شکایت حفظ میشه اگر تکرار بشه مثل کارت قرمزه و حتما اخراج هم می کنند. می خواستم بگم منو ببخشید من به آقای قورخانه چی این را که شما گفته بودید گفتم و او گفت همکار من خیلی نامرده، از دست شما خیلی ناراحت شد من هم شکایت نکردم چون دیگه معذرت خواهی کرد. من هم دوستش داشتم خیلی خوش اخلاق و شوخ بود فقط می خواستم شما من رو حلال کنید خبرچینی کردم شاید بین شما را به هم زده باشم.
من یادم افتاد که قورخانه چی همان روزها بدون این که بگوید آرزو این را به من گفته غیر مستقیم و با عصبانیت زیادی به من گفت این همکارهای نامرد ما خیلی زیرآب‌زنند فکر می کنند من از کسی می‌ترسم بچه ها را تحریک می‌کنند برو شکایت کن که توبیخش کنند، درج بشه تو پرونده اش. من از هیچکس نمی‌ترسم، هر غلطی می‌خوان بکنند.

 

 

الان فکر می کنم در واقع آرزو است که باید من را ببخشد که حتی اگر او صرف نظر کرد من باید اقدام جدی بر علیه او می کردم. مثل انجمن فرویدی که از کارهای خلاف او صرف نظر نکرد.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=19096

  تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ساعت: ۱۹:۰۹