شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سور مقصور کاسبان روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

مجله تهران، چه شد که این میزگرد برای شما جالب شد؟

نویسنده: سوده رخشا

 

 

جناب آقای ارشادی،

 

با سلام و ادب

 

از آغاز شما آغاز می کنم، از «.à l’Institut du Monde Arabe de Paris Machrek» در شماره ۷۰ ماهنامه تهران.

در نامه تان به نایب رییس انجمن فرویدی گفته بودید «رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است».

آیا ایران یک کشور عربی است؟ آیا ایران را به عنوان یک کشور عربی به فرانسوی زبان ها معرفی می کنید؟ وقتی ماهنامه teheran.ir این میزگرد را بدون هیچ تصحیحی در عنوان آن یا توضیحی در این خصوص مورد پوشش خبری قرار می دهد، دیده تردید را به باقی موضوعات گفته شده نیز باز می کند.

در مجله گفته بودید که

 

« Etaient conviés différents psychanalystes de pays aux profils variés,»

 

ترجمه گوگل:

 

“Were invited psychoanalysts different countries with different profiles,”

 

بیایید فکر کنیم شما نمی دانید که روانکاوی ضوابط و اصول خاصی دارد. نمی دانید که هر کسی که ادعای روانکاو بودن دارد، باید آنالیز خودش هم با یک روانکاو به پایان رسیده باشد. ولی نمی توانیم فکر کنیم که به راحتی، شما و ماهنامه تان حرف هر از راه رسیده ای را می پذیرید و او را به عنوان روانکاو ایرانی معرفی می کنید؟ آیا اصولا «رویکرد کلی ماهنامه» فارغ از جستجوست؟! همینجا سوال دیگری به ذهنم خطور می کند: راستی چه شد که این میزگرد برای شما جالب شد تا آن را در ماهنامه تان منعکس نمایید؟

در ادامه مصاحبه با عصمت ترک قشقایی سوالی مطرح کرده اید:

 

“Quelle a été votre formation, en Iran et en France, pour devenir psychanalyste ?”

 

ترجمه گوگل:

 

What was your training, Iran and France, to become a psychoanalyst?

 

و پاسخ او سراسر از روانشناسی است. تحصیلات و دوره های گذرانده او نیز چیزی جز این نیست.

خب! ساده ترین تصور این است که مسوولین آن ماهنامه نمی دانند که روانشناسی به کلی با روانکاوی فرق دارد. ولی آیا لازم است که از موضوعی مطلب نوشته شود که درباره آن نمی دانید؟ و آیا لازم است که این را به فرانسوی زبان ها نیز اعلام نمایید؟! یا همکاری ای با عصمت ترک قشقایی در بین است؟

در همینجا لازم می دانم چند گام بزرگ به عقب برداشته و از شهریور ماه سال هزار و سیصد و هفتاد و دوی ایران بگویم. تاریخ آغاز زدوده شدن گرد اشتباهات از درک از فروید و روانکاوی در ایران که با بازگشت دکتر میترا کدیور به ایران، تنها روانکاو عضو AMP نه فقط در ایران، بلکه از دریای سیاه تا دریای چین شروع شد.

این سرآغاز آشنایی ما ایرانیان با «فروید از زبان خود فروید» [۱] بود. «با ورود دکتر میترا کدیور به ایران، بسط گفتار روانکاوی به صورت سخنرانی‌هایی در مراکز فرهنگی ـ دانشگاهی آغاز شد.» [۲] از جمله: [۳]

جلسات ماهیانه انجمن روانشناسی ایران – اردیبهشت ۱۳۷۷

کلاس درس برای دستیاران روانپزشکی در بیمارستان روزبه – دی ۱۳۷۷

انجمن روانشناسی ایران – اردیبهشت ۱۳۷۸

بیمارستان روزبه – اردیبهشت  ۱۳۷۸

انجمن روانشناسی ایران – زمستان ۱۳۷۸ (مجموعه سخنرانی)

مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها – فروردین ۱۳۷۹.

«سپس ایشان در فروردین ۱۳۸۰ کلاس‌های عرصه فرویدی ـ مکتب لکان را تشکیل دادند و به تربیت شاگردانی همت گماردند. همزمان روانکاوی در «انتانسیون» را هم برای متقاضیان آغاز کردند. چاپ کتاب «مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم»، ۱۳۸۱(چاپ اول) نیز ادامه این تلاش در بسط گفتار روانکاوی بود. » [۴]

پس از آن برگزاری پنجشنبه‌های فرویدی را آغاز نمودند: «…سلسله سخنرانی‌هایی… که زیر نظر خانم دکتر میترا کدیور و توسط اعضای گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان از مهرماه ۱۳۸۴ تا آبان ماه ۱۳۸۶ در آخرین پنجشنبه هر ماه برگزار می‌شد. در این جلسات مقالاتی از فروید که در گروه عرصه فرویدی زیر نظر دکتر میترا کدیور ترجمه و تدریس شده، ارائه می شد.

آفیش این جلسات در هر ماه در بیش از ۲۰۰ نقطه تهران و نیز در شهرهای اصفهان، شهرکرد، رشت، کرمانشاه، مشهد، کاشان و شیراز در مراکز فرهنگی و علمی نصب می‌شد و تمام علاقمندان با هر میزان تحصیلات در هر رشته‌ای می‌توانستند در این جلسات شرکت کنند. تعداد شرکت کنندگان این جلسات تا ۱۲۰ نفر می‌رسید.»

«کلاس‌های آشنایی با فروید و لکان» از سال ۱۳۸۵ توسط شاگردان دکتر میترا کدیور برای علاقمندان برگزار می گردد.

در ادامه ««انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی» در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۵ به عنوان یک سازمان مردم نهاد با موضوع فعالیت فرهنگی مجوز فعالیت خود را در سطح ملی از وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد. «انجمن فرویدی» مجوز فعالیت خود را به عنوان یک سازمان مردم‌نهاد با موضوع فرهنگی و با گستره فعالیت ملی در تاریخ ۱۳۸۷/۴/۹ از وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد.» و برگزاری «جلسات فراوان هیأت مدیره و اعضا (که به بیش از یکصد جلسه می‌رسد)» [۵]

کتاب «مکتب لکان- روانکاوی در قرن بیست و یکم» در سال ۱۳۸۸ توسط انتشارات اطلاعات چاپ دوباره شد.

جلسات سه‌شنبه‌های رازی در بیمارستان رازی از مهر ماه سال ۱۳۹۲ تا آبان ۱۳۹۳ برگزار گردید.

حالا آیا جای تعجب ندارد که یک ماهنامه ایرانی، که درباره اش گفته اید: «رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است»، از تلاش های بیست و یک ساله رییس انجمن فرویدی بی خبر باشد؟ خانم ترک قشقایی چه هدفی را دنبال کرده: «مدفون کردن نام انجمن فرویدی». و موضوع چیست که شما باید در ماهنامه تان به این خانم یاری برسانید؟!

 

وبسایت آلمانی psychoanalytikerinnen.de که طبق گفته ی یکی از مسؤولین آن، یک پروژه ی تاریخی است و به موارد معاصر نمی پردازد مگر در موردهای «استثنایی»، پس از جستجو در مورد دکتر کدیور نه تنها متوجه «استثنایی» بودن مورد ایشان شد، بلکه اطلاعات جامعی در مورد ایشان گردآوری کرد و طی کمتر از ۱ هفته نام ایشان را در وبسایت حک نمود. چرا این کار از یک وبسایت آلمانی برمی آید ولی یک ماهنامه ایرانی که از قضا مخاطبش همان مردمی هستند که رییس این انجمن در کشور آنها آنالیز شده، برای چاپ این سخنرانی اظهار ناتوانی می کند؟! دقیقاْ در حالی که اظهار کرده «به اطلاع می رسانم که ماهنامه فرهنگی مجله تهران آماده دریافت، بررسی و چاپ مقالات علمی، فرهنگی، تاریخی به زبان فرانسه از سوی همکاران جنابعالی می باشد. رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است.»!!

دوباره به ادامه آنچه در شماره ۷۰ ماهنامه اشاره کرده اید نگاهی می اندازیم:

سوال و جواب بعدی این است:

 

Qu’est-ce qui vous a intéressé dans le développement psychique de l’enfant en Iran ?

Les psychanalystes iraniens remarquent, dans le second cas, des phénomènes de dépression au cours de cette période de la vie de l’enfant.

 

ترجمه گوگل:

 

What interested you in the mental development of children in Iran?

Iranian psychoanalysts notice, in the second case, the phenomena of depression during this period of life of the child.

 

او از کدام روانکاوها صحبت می کند؟!

انجمن فرویدی، یک سازمان مردم نهاد با موضوع فرهنگی می باشد که اولین و تنها انجمن دارای مجوز در خصوص «روانکاوی» در ایران است. در اساسنامه این انجمن چنین آمده: «هدف کلی آن شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و احقاق جایگاه واقعی، درخور و شایسته آن در ایران است» و برای نیل به این هدف، از چنین وسایلی بهره مند می گردد: ۱- تلاش در جهت شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و افزایش دانش عمومی افراد جامعه در مورد روانکاوی ۲- تلاش برای ارتباط مناسب با کلیه سازمان‌های دولتی و غیردولتی ذیربط اعم از داخلی و خارجی به منظور تحقق اهداف و… (روش‌های اجرای هدف به طور کامل در سایت انجمن، در بخش شناسنامه، در بند ب از ماده ۹ اساسنامه ذکر شده است.)

این انجمن، با ریاست تنها روانکاو فرویدی- لکانی در ایران و تنها عضو AMP در ایران، تنها نهادی است که صلاحیت دارد در مورد روانکاوی در ایران سخن بگوید چه رسد به اینکه موضوعی را بررسی کند، روانکاو تربیت کند و دوره های آشنایی با این علم را برگزار نماید.

سؤالی بعدی که توسط خبرنگار شما مطرح می شود و پاسخ آن:

 

Quels textes de psychanalyse trouvent dès lors un écho particulier aux situations généralement rencontrées en Iran ?

….Il est vrai que les écrits de Lacan sont plus difficiles à faire comprendre et à transmettre aux Iraniens.

 

 

ترجمه گوگل:

 

What psychoanalytic texts are therefore particularly popular with situations typically encountered in Iran?
…. It is true that the writings of Lacan are more difficult to understand and convey to the Iranians.

 

لازم است بپرسیم این انتقال برای چه کسی مشکل است؟ درک لکان برای کدام ایرانیان مشکل است. شاید این پرسش بهتر باشد: درک لکان برای چه کسی راحت و آسان است که ایرانیان در این مهم با مشکل رو برو هستند؟!

اصلاً جا دارد که این سؤال را بپرسیم: آیا تا قبل از ورود دکتر میترا کدیور به ایران، کسی نام لکان را در ایران شنیده بود؟ چه کسی به غیر از یک روانکاو فرویدی- لکانی می تواند و جایز است در مورد فهم لکان سخن بگوید و حال که موضوع درک لکان در ایران است، چه کسی جز تنها روانکاو فرویدی- لکانی شایسته ی این امر است؟! دکتر کدیور می گوید: «… آنانی که قبلاً در یک یا چند از این سخنرانی ها شرکت کرده اند می دانند که برای درک مکتب لکان باید صبر و پشتکار زیادی بخرج داد و نباید زود دلسرد شد. لکان و مکتب او در کشور ما چندان شناخته شده نیستند. علت آیا فقط پیچیده بودن مطلب و غیرقابل ترجمه بودن نحوۀ بیان لکان است یا علل دیگری هم وجود دارند من نمی دانم.» [۶] در اینجا سخن از «چندان شناخته شده نبودن» است نه چیزی که خانم ترک قشقایی می گوید.

وقتی حرف ایشان را می خوانم برداشتی جز این ندارم که «من آن را فهمیده ام ولی مشکل از ایرانیان است که درک لکان و انتقال او به آنها مشکل است.» ولی دکتر کدیور موضوع را اینگونه ادامه می دهد: «اما این را می دانم که لکان مستمعین و خوانندگانش را وامی دارد که تلاش کنند. در نزد او هیچ چیز بسادگی به دست نمی آید و همیشه تأکید می کند «مبنارا بر سوءتفاهم بگذارید، آنجایی که تصور می کنید که فهمیده اید مطمئن باشد که نفهمیده اید». این است که به شما توصیه می کنم هر گاه که مطلبی را فهمیدید حتماً دوباره آن را بخوانید!» [۷] نه سخنی از درک ایرانیان است و نه تلاشی برای نشان دادن درک پایین آنها. (نمی توانم حیرت خود را در همکاری آن ماهنامه با اشائه ی چنین دیدگاه باطلی از ایرانیان بیان کنم! فرودست نشان دادن ایرانیان! و شما با چاپ نکردن مقاله ی L’Inconscient Héréditaire به این کارتان ادامه داده اید.)

حال ورق برمی گردد. بهتر است پاسخ خانم ترک قشقایی را در این مورد باز هم از روانکاوان واقعی وام بگیریم: ««رُنه دُمال» [۸] معتقد است که برای یک محاورۀ واضح سه شرط لازم است: «گوینده ای که بداند چه می گوید، شنونده ای که بیدار باشد و زبانی که بین آنها مشترک باشد». اما او ادامه می دهد: «ولی عنصر چهارمی نیز در این میان ضروری است. این کافی نیست که زبانی که آنها با آن صحبت می کنند برای هردوشان مفهوم باشد، می بایست که موضوع صحبت نیز یک محتوای واقعی داشته باشد، یعنی اینکه هر دو طرف دارای تجربه ای مشترک راجع به آن چیزی که درباره اش صحبت می شود باشند». روزی لکان اعلام کرد: «من فقط برای روانکاوها صحبت می‌کنم». این یک روش لکانی برای تأکید بر موضوع تجربۀ مشترک است. لکان فی الواقع اصلاً به خود زحمت نداده که حرف‌هایش را قابل درک کند و حتی هستند بسیاری که معتقدند او عمداً چنان نثر سنگینی به کار برده است که مطالبش عملاً غیرقابل درک هستند. این عقیده را من بدین گونه تصحیح می‌کنم که غیرقابل درک بودن لکان یا مشکل بودن درک او تا حدود زیادی به خاطر همین مسأله عدم وجود تجربه مشترک است. ضمناً تأکید می‌کنم که نثر لکان همگون با موضوع مورد بحث و فرهنگ عظیم اوست. موضوع مورد بحث لکان ناخودآگاه است و او برای آموزش آن از زبان ناخودآگاه و از روش‌های ناخودآگاه استفاده می‌کند.» [۹]

بنابراین پُر واضح است که این کار برای کسی چون خانم ترک قشقایی، کسی که آنالیز نشده و «دارای تجربه مشترک راجع به آن چیزی که درباره اش صحبت می شود» نیست، مشکل است، ولی ادعا کردن در این میان چیزی است که کار خیلی ها را پیش برده از جمله همین خانم را و متاسفانه شما نیز آن را در «رویکرد کلی» ماهنامه تان گنجانیده اید!

در ادامه این خانم از تفاوت دیدگاه فروید و وینی کات و کلاین سخن گفته. بیتی از مولانا به کمک کلام قاصر می آید: کار پاکان را قیاس از خود مگیر/ گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر. این خانم حق دارد در تریبونی که در اختیارش قرار داده اند تبلیغ کند که درک لکان مشکل است، چون ما اعضای انجمن فرویدی، ما شاگردان کلاس های دکتر کدیور، شاگردان کلاس هایی که در آن «فروید از زبان خود فروید» خوانده می شود، ذره ذره آموخته ایم که «… اگر کسی به این اثر عظیم فروید چیزی ورای یک تبصرۀ جزئی اضافه کرده باشد کسی است که توانسته مشخصاً به این سؤالی که توسط فروید بدون پاسخ مانده است جواب گوید و آن شخص کسی نیست جز ژک لکان.» [۱۰] و اینکه «لکان قسمت اعظم عمر خود را صرف سه کلمه کرد: «بازگشت به فروید» و با این تلاش تئوری فروید را به منتها درجه گسترش داد.» [۱۱]

و وقتی لکان را نمی فهمند، باید پای وینی کات و کلاین و دیگرانی که از حرفشان سر در می آورند را به میان می کشند تا به کمک آن درک بی مقدارشان آیند.

او می گوید:

 

Freud part de l’observation de l’enfant entre 3 et 6 ans. Pour Mélanie Klein, c’est de 0 à ۶ ans que tout se joue.

 

ترجمه گوگل:

 

Freud starts from the observation of the child between 3 and 6 years. For Melanie Klein is from 0 to 6 years all happens.

 

در کلاس های آشنایی با فروید و لکان در «سخنرانی روانکاوی باپایان و روانکاوی بی پایان (۱۹۳۷)» که «در حکم وصیتنامه فروید است» ما این را آموخته ایم که «فروید نمی گوید که رشد خطی است.» حال در میان این آبی که با حضور این آدم های غیرروانکاو گل آلوده کرده اند اینطور اظهار می کنند که: فروید و لکان از آدمی موجود تکه تکه ای ساخته اند و فقط به بخش هایی از آدمی پرداخته اند ولی خوب ما بخش هایی که کلاین و وینی کات گفته اند بیشتر به فرهنگمان می خورد. غافل از اینکه «قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس/ که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست» [۱۲] …

این خانم در ادامه از « les approches psychanalytiques» (ترجمه گوگل: “Psychoanalytical approaches”) سخن می گوید، حربه ای که این «کاسبان روان» توسط آن می توانند هر چیزی را به «مشتری» با عنوان رویکردی از روانکاوی قالب کنند ولی حقیقت این است که «روانکاوی، روانکاوی است» و چیزی به نام رویکردی از روانکاوی نداریم. حال تکلیف تمام آنچه از جز فروید و لکان از این علم گفته می شود معلوم است.

وقتی عرصه برای گفتن از فروید و لکانِ دست ساز این خانم و همراهانش باز است، چرا از ادبیات و اسطوره نگوید؟! از تفاوت روانکاوی در فرهنگ شرق و غرب نگوید و از تفاوت ایران با کشورهای خاورمیانه و به ویژه عرب ها. آیا کسی نیست که به ایشان پیشاپیش بگوید: شما که در « .à l’Institut du Monde Arabe de Paris Machrek» به داد سخن می پردازی، پس لابد خود را عرب می پنداری. اگر جز این است و حتی نمی دانی عرب هستی یا ایرانی، پس به قول حافظ «زبانت درکش»!

نگاه به این بخش از افاضات (!) خانم ترک قشقایی را با ارجاعی به دکتر کدیور آغاز می کنم. دکتر کدیور، در توضیحات جلسه پانزدهم پنجشنبه های فرویدی با موضوع «پیش فرض ها و تکنیک تعبیر» (از سخنرانی های آشنایی با روانکاوی- زیگموند فروید) به تاریخ ۸۶/۰۲/۲۷ می گوید: «در همینجا به عنوان یک پرانتز اضافه می کنم که کلیه مطالب رنگارنگی را که در نشریات علمی به عنوان یک تحقیق به شما ارائه می دهند بدون اینکه توضیح کامل، جامع و قانع کننده ای از متدولوژی تحقیقشان را ضمیمه کرده باشند را می توانید اباطیل محض به حساب آورده و روانه سطل زباله کنید.» این از قدم اول.

او زبان درنکشیده و از زبان فردوسی از تهمینه و رستم و سهراب می گوید. از تفاوت اودیپ در فرهنگ ایران و فرهنگی که فروید در آن بوده. نمی توانم شرمساری خود را و خشم خود را پنهان نمایم زمانی که می دانم رییس انجمن فرویدی سال ها پیش (در هجدهمین جلسه پنجشنبه های فرویدی در تاریخ ۸۶/۰۸/۲۴۴) در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین به بررسی «پسرکشی» در شاهنامه و داستان ادیپ می پردازد:

سؤال: «با سلام و خسته نباشید، در صورت امکان، راجع به متفاوت بودن داستان ایرانی پدر، پسر را می کشد برعکس قصه ادیپ که پسر، پدر را می کشد، توضیح دهید. آیا جابجایی خشم فرزند به پدری است که حال پدر است و به فرزند خودش تغییر جهت داده است؟»
پاسخ دکتر کدیور: «خب اگر این داستان ها را خوب بررسی بکنیم، اولاً ادیپ هم در ابتدا این پدره بوده که می خواسته پسره رو بکشد و داستان به این صورت است که پسر را می سپرد به دست کسی که ببرد بکشدش تو بیابونها و جسدش را بندازد و اون شخص این کار رو نمی کنه و میسپردش به حالا به یک چوپانی و اون بزرگش می کنه. بنابراین اینکه پدرها بخواهند پسرهاشون را بکشند هم جزئی از همان ادیپ هست که حالا فقط قسسمت پدرکشی اش عمده شده، ولی قسمت پسرکشی اش به گونه ای حذف شده و نادیده گرفته می شه و اینکه حالا این در اسطوره ایرانی، حالا این پسرکشی هست که بیشتر نمود پیدا کرده، این هستش که اصولاً از لحاظ وقایع تاریخی هم که حساب بکنیم در بیشتر مواقع این پدرها هستند ـ که اگر موردی پیش آمده پدرها هستند ـ که به پسرهاشون حالا تعرض کردند، کورش کردند، نمی دونم اخته اش کردند یا هر شکل دیگری. چون که در مقابل این میل به پدرکشی در ناخودآگاهِ آدم؛ اصلاً ادیپ یعنی همین، آنچنان به اصطلاح واپس زنی بزرگی وجود داره که افراد بشر در زندگی عادی شون ـ حالا بگیم اونهایی که نوروتیکند و سایکوتیک نیستند ـ به ندرت قادر به انجام چنین کاری هستند. ولیکن در مورد حالا پسرکشی ظاهراً اون واپس زنی که باید وجود داشته باشه، کمتر هست به خصوص اینکه در بسیاری از فرهنگها پدر حق خون اصلاً به گردن پسرش، گردن فرزندانش دارد و حالا فرزندکشی زیاد چیز عجیب غریبی نیست و می بینیم که از لحاظ تاریخی هم، دخترکشی، از دختر کشی که ۱۴۰۰ سال بیشتر فاصله نداریم و از بین بردن فرزند که در همین دوره زمونه هم حالا به صورت سقط جنین یا نمی دونم اینجور چیزها انجام میشه و زیاد هم آدمها می بینید که اذیت نمی شن. ولی اون عکسش، پدرکشی و مادرکشی ـ حالا هر کدوم را که در نظر بگیریم ـ آنچنان میل عظیمی در ناخودآگاه هست، در نتیجه آنچنان واپس زنی ای در مقابلش وجود داره که کمتر به ظهور می رسه.» آیا متوجه تفاوت عمق این دو دیدگاه شدن برایتان کار دشواری است؟ آیا سطحی نگری لازمه طبع و نشر در کشور ماست؟!
خانم ترک قشقایی حتی نمی داند که فروید وقتی از انسان حرف می زند، از «انسان» حرف می زند نه انسانی در غرب یا شرق. لکان نیز همینگونه است و دکتر کدیور نیز هم. وقتی دکتر کدیور عنوان کتابشان هست: «مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم» آیا از انسان غرب و شرق می گوید؟! خیر! از انسان معاصر می گوید. ولی خب وقتی خانم ترک قشقایی روانکاوی را به رویکرد تقلیل دهد دیگر این چیزها که اشکالی ندارد! می بینید چگونه با حذف حقیقت، با حذف زحمات دکتر کدیور، رییس این انجمن و پس از آن حذف انجمن فرویدی، نام خود را مطرح می کنند. « ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران» کجاست؟!

در ادامه او از تفاوت پدر واقعی و پدر تصویری می گوید:

 

Tahmineh impose son aspect du père imaginaire à son enfant ; elle projette sa pensée. Or, ce père qui est façonné à l’image d’un père très puissant, ne correspond pas au père réel. Le père réel présente dès lors des signes de défaillance pour l’enfant. Dans le mythe de Rostam et Sohrâb, c’est Rostam le père qui tue, à son insu, le fils, lors d’une bataille.

 

ترجمه گوگل:

 

Tahmineh imposes its appearance of imaginary father his child; she projects her thoughts. Now this father who is fashioned in the image of a powerful father, does not match the real father. The real father has since signs of failure for the child. In the myth of Rostam and Sohrab, it is the father who kills Rostam unwittingly, son, during a battle.

اگر او لکان را خوانده بود و می فهمیدش، اگر یک روانکاو واقعی بود، اگر قصدی جز انکار انجمن فرویدی داشت، این را می دانست که «…پدر حقیقی پدر مرده است.» [۱۳] و حالا ضرورتی نیست تا بیاید و ایراد کار تهمینه را گوشزد نماید! و در کمال بهت می بینم که او همچنان ادامه می دهد و حال نقش استادی برای فروید و لکان را بازی می کند! در اینکه زیادی در نقشی که برای خود فرض کرده فرو رفته شکی نیست ولی خوب، مستمع هم صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.

 

“L’introduction de la psychanalyse dans des cultures différentes de celle de la culture viennoise de la fin XIXe – début XXe siècle n’est pas qu’une simple adaptation de la vulgate des concepts freudiens et plus tard, lacaniens. De ce point de vue, quelle est la place de l’invention des concepts en psychanalyse ? La psychanalyse n’est pas un paradigme fermé.”

ترجمه گوگل:

 

“The introduction of psychoanalysis in cultures different from that of the Viennese culture of the late XIX – early XX century is not a simple adaptation of the Vulgate Freudian concepts and later Lacanian. From this point of view, what is the place of the invention of psychoanalysis concepts?”

 

ابتدا فروید را کوچک می کنند تا از اندازه خودشان هم کوچکتر شود بعد در حد درک خودشان از آن فروید کوچک شده ایراد می گیرند!

او همچنان ادامه می دهد:

 

Ses concepts ne s’adaptent pas à ۱۰۰ % à la culture d’un pays.

 

ترجمه گوگل:

 

His concepts do not fit 100% to the culture of a country.

 

چه کسی این را گفته؟ سند ایشان چیست؟ البته بی نیازی مصاحبه گر شما نیز از سند و مدرک قابل تامل است.

 

En Iran, la psychanalyse a été empoisonnée par d’autres courants pseudo-psychanalytiques qui lui ont été postérieurs.

 

ترجمه گوگل:

 

In Iran, psychoanalysis was poisoned by other pseudo-psychoanalytic currents were after him.

 

در روانکاوی فرویدی pseudo-psychoanalytic currents نداریم. آنچه فروید از آن نام برده «روانکاوی خودرو، روانکاوی بی حساب و کتاب» [۱۴] است. و سوالی که باید از ایشان پرسیده می شد این بود: «منظورتان از pseudo-psychoanalytic currents چیست؟» در فارسی به زیبایی می گوییم: «کافر همه را به کیش خود پندارد». این جریانات جز برای نابود کردن نام واقعی فروید بود که از سال ۷۲ به بعد، به برکت حضور دکتر کدیور و انجمن فرویدی در ایران به راه افتاده است؟

عصمت ترک قشقایی تمام آنچه که از روانکاوی و از فروید و لکان -به برکت وجود دکتر کدیور و کلاس هایش و انجمن فرویدی- در ایران است را به یکباره به حساب خود می زند و شما بلندگویی را پیشکش او می کنید و در جواب نایب رییس انجمن می گویید: «فعالیت های شخصی و ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران بدون اشاره به نام فرد یا موسسات خاص. مضافا به اینکه این مصاحبه چهار سال پیش به چاپ رسیده است و برخی مطالب آن احتمالا قدیمی شده است.» خودتان را به آن راه می زنید؟ کجا سخن از قدمت است که می گویید «احتمالا قدیمی شده است.»؟! مگر اینجا صفحه ی تبلیغات ماهنامه ی شماست که «فعالیت های شخصی» را در آن منعکس می کنید؟ و اصلاً کجای فعالیت در روانکاوی یک موضوع شخصی است؟ آیا می توان از روانکاوی حرف زد و آن را یک موضوع صرفاً شخصی نشان داد؟! و چطور است که این حذف «تاریخچه روانکاوی در ایران» برایتان یک فعالیت مثبت است؟ ملاحظه چه چیز را می کنید؟ اصلا اگر نگران قدیمی بودن این مطالب هستید پیشنهاد می کنم که امروز هم به کارنامه ی ایشان نگاهی بیندازید…

او ادامه می دهد:

 

L’affaiblissement de ces courants a permis l’ouverture à la psychanalyse qui porte un regard complètement différent à ce qui existait auparavant. Les concepts du Moi et du surmoi ont été très vite compris et assimilés par mes patients iraniens. Idem pour l’identification primaire.

 

ترجمه گوگل:

 

The weakening of these currents allowed the opening to psychoanalysis bringing a completely different look to what existed before. The concepts of ego and superego were quickly understood and assimilated by my Iranian patients. Ditto for primary identification.

 

بله! به خیال این دست «روانکاوان وحشی» فرصتی دست داده تا این جریانات ضعیف شود و آنها آنچه می خواهند را به نام روانکاوی به خورد مردم دهند. آنها دنبال چیزی هستند که مثل concepts of ego and superego were quickly understood and assimilated by my Iranian patients! باشد. این چیزی جدا از «نرمالیته» است که دکتر کدیور در مقاله «انسان نرمال» در کتاب مکتب لکان به آن اشاره دارد؟

از عصمت ترک قشقایی چنین می پرسد خبرنگارتان:

 

Quelles difficultés rencontrez-vous dans vos relations avec les cercles psychanalytiques de Paris ?

 

ترجمه گوگل:

 

What challenges do you face in your relationships with psychoanalytic circles of Paris?

 

پاسخ هم در شأن پرسش است:

 

Il y a parfois des difficultés à faire comprendre aux psychanalystes européens certaines réévaluations que nous souhaitons apporter aux théories, en raison des particularités de notre culture.

 

ترجمه گوگل:

 

He sometimes has difficulty understanding the European psychoanalysts some revaluations that we wish to bring to the theories, because of the peculiarities of our culture.

 

عصمت ترک قشقایی! «مختصات فرهنگ ما» مگر برای شما چه دارد که برای دکتر کدیور ندارد؟ این مختصات فرهنگ نیست. این آن دردی است که «کشور جهان سومی کشور جهان سومی است»، که این فرصت را به شما داده تا اسب خود را در روانکاوی بتازانید نه جای دیگر!

در ادامه می گوید:

 

La capacité d’écouter autrement, d’écouter d’autres choses que celles que l’on a l’habitude de dire est souvent difficile à faire passer. Je me permets de dire cela car je porte deux regards sur la discipline : le regard culturel de l’européenne que je suis devenue et le regard culturel de l’iranienne que je suis.

 

ترجمه گوگل:

 

The ability to listen differently, to listen to other things than we usually say is often difficult to convey. Let me say this because I wear two looks on discipline: cultural regard to the European I became and the cultural view of the Iranian I am.

 

بعد از این همه سال حضور در انجمن فرویدی (هر آنچه می خواهم از همین حداقل فهم خود از روانکاوی بگویم، می بینم همه را مدیون وجود انجمن فرویدی و حضور در این انجمن هستم. و این انجمن خاری است در چشمان کسانی که تلاش می کنند از روانکاوی رویکردی بسازند و افراد خواهان روانکاوی را به راه خودشان هدایت کنند و نه صراط مستقیم.) شنیدن این حرف برایم خنده دار است که روانکاو در انتقال معنی مشکل دارد. بله وقتی نفهمی مراجعت چه گفته، در گفتن پاسخ نیز اَلکن می شوی. و در آخر این قسمت از یک بی هویتی کامل پرده بر می دارد:

در کنگره « .à l’Institut du Monde Arabe de Paris Machrek» شرکت کرده، اروپایی شده و ایرانی هست! ملغمه ای است این خانم به تنهایی!

مستمع خوب (!) ما ادامه می دهد:

 

Comment s’organisent les psychanalystes en Iran ?

 

ترجمه گوگل:

 

How to organize psychoanalysts in Iran?

 

این خانم چه کاره است که در حدی باشد که چنین پرسشی از او شود؟ آیا هرگز به خود اجازه می دهید که از یک مهندس فیزیک در فرانسه یا آمریکا در مورد برنامه های ناسا سوال بپرسید؟ فکر نمی کنید حتما سوال شما را مورد ریشخند قرار می دهد؟ پس چرا باید این سوال را از یک ایرانی بپرسید؟!

و پاسخی درخور همین سوال از خانم ترک قشقایی:

 

La psychanalyse n’est incontestablement pas assez développée en Iran.

 

ترجمه گوگل:

 

Psychoanalysis is decidedly not sufficiently developed in Iran.

Sufficiently از نگاه چه کسی؟ و البته برایتان جای سوال نیست که چرا پس از بیست سال زحمت هنوز sufficiently developed نشده؟ آیا حضور ترک قشقایی ها که می خواهند به جای اعتلای فرهنگ ایران و روانکاوی در ایران، فقط آوازه خود را گسترش دهند با آن بی ارتباط است؟ و چه میانبری بهتر از حضور شما تریبونها و رسانه های رایگان؟

 

Pour l’instant, elle n’est pas structurée comme en France.

 

ترجمه گوگل:

 

For now, it is not structured as in France.

 

بله خانم ترک قشقایی! چون در فرانسه هیچ کس چنین اجازه ای نمی یابد که بخواهد علیه زحمات و انجمن یک عضو AMP در همان کشور خودش دسیسه بچیند و صدای شما «مافیان روان» هم که در فرانسه شنیده می شود از دهان یک ماهنامه ی ایرانی خارج می شود.

 

Il faut encore renforcer les institutions. Les pratiques exercées dans le pays sont assez fragmentées : à chaque psy sa pratique !

 

ترجمه گوگل:

 

The practices carried out in the country are quite fragmented: each psy practice!

 

برای او هر چیز که به psy ربط داشته باشد همان روانکاوی است. مهم نیست چه کاری بروی روح و روان آدمها می شود! این هم تعریف جدیدی است از روانکاوی از یک «روانکاو وحشی»!

 

Le groupe lacanien est très bien organisé en Iran ; c’est celui qui est le mieux organisé : ils ont des ateliers et des programmes précis. [5]

 

ترجمه گوگل:

 

Lacanian group is very well organized in Iran; it is one that is better organized: they workshops and specific programs. [5]

 

گروه لکانی!؟ بعد هم به منبعی اشاره می کند و آن کجاست؟ www.psychoanalysis.ir. همان انستیتو روانکاوی تهران! از کِی تا به حال اسم این جایی که از سازمان بهزیستی ایران مجوز مرکز مشاوره دارد به عنوان «گروه لکانی» معرفی می شود و به عنوان better organized ؟! آیا هرگز به سایتی که ایشان معرفی کرده سر زده اید؟ آیا اینها برای ماهنامه تهران هرگز سوال شده؟

 

و حال پس از «مدفون کردن نام انجمن فرویدی» و پس از معرفی یک مرکز با مجوز مرکز مشاوره در لوای «گروه لکانی»، نوبت به نمایش دادن خودش می رسد:

 

Pour ma part, je travaille dans l’association de psychologie sociale iranienne. Il s’agit en quelque sorte d’une psychanalyse culturelle. Mais nous ne sommes pas encore très bien organisés. Nous avons présenté notre démarche et nos recherches dans l’une des usines d’Iran Khodro pour montrer les solutions concrètes que nous apportons. Nous organisons aussi des colloques et des conférences dans des universités publiques d’Iran, comme dans celle de Qazvin où le thème portait sur le complexe d’Œdipe. En septembre, du 27 au 30 septembre 2011, se tiendra un important séminaire sur l’enfance à Shirâz. Il s’agira de présenter le regard de la psychanalyse sur notre société.

 

ترجمه گوگل:

 

For my part, I work in the Iranian social psychology association. This is sort of a cultural psychoanalysis. But we are still not very well organized. We have presented our approach and our research in one of the factories of Iran Khodro to show the practical solutions we provide. We also organize seminars and conferences in public universities of Iran, as in that of Qazvin where the theme was about the Oedipus complex. In September, 27 to 30 September 2011, will be held a major seminar on childhood to Shiraz. It will present the look of psychoanalysis on society.

 

بفرمایید که کجای این «موضوعات آن در دو جنبه خلاصه می شود : فعالیت های شخصی و ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران بدون اشاره به نام فرد یا موسسات خاص.»!! چه چیز را دارید نادیده می گیرید؟!

پرسش و پاسخ بعدی:

 

Qu’en est-il des publications de psychanalyse en Iran ?

Les ouvrages qu’ils soient de Freud, de Lacan ou de Mélanie Klein, sont de plus en plus traduits mais ils se font encore trop rares sur les rayonnages des librairies. En 2010, ont été traduits en persan Le Malaise dans la culture (1930) et L’avenir d’une illusion (1927) de Freud. Je suis en train de traduire Le développement d’un enfant (1921) de Mélanie Klein.

 

 

ترجمه گوگل:

 

What psychoanalytic publications in Iran?

The works whether Freud, Lacan and Melanie Klein, are increasingly translated but they are still too rare on the shelves of bookstores. In 2010, was translated into Persian culture The Discontents (1930) and The Future of an Illusion (1927) Freud. I’m trying to translate the development of a child (1921) Melanie Klein.

 

 

عصمت ترک قشقایی به ترجمه ها چنگ می زند و پاسخ می گوید. از کِی معنی publications با ترجمه یکی گرفته می شود؟ آیا شما قبل از مصاحبه، یک بررسی کلی نکرده اید که پاسخ دروغ دریافت نکنید؟ یا فقط موضوع این بوده که با خانم ترک قشقایی مصاحبه ای به عمل آید؟! در لوای «رویکرد کلی ماهنامه»؟! تنها کتابی که در ایران توسط یک روانکاو نوشته شده کتاب «مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم»، نوشته دکتر میترا کدیور است که در سال ۱۳۸۱ توسط انتشارات اطلاعات چاپ شده و در سال ۱۳۸۸ نیز دوباره چاپ شد. آیا حذف این موضوع توسط عصمت ترک قشقایی و نادیده گرفتن این حذف توسط ماهنامه تهران سهوی است؟!

البته خانم ترک قشقایی حق دارد که publications را با ترجمه یکی ببیند؛ روانکاوی «ملک طلق» دکتر کدیور در ایران است، از روانکاوی در ایران که سخن به میان می آید، نام دکتر کدیور همراهش است. حال اگر بخواهی نام دکتر کدیور را حذف کنی و روانکاوی را بیاوری حیران می شوی، سرگردان می مانی و دست چپ و راست خود را هم قاطی می کنی.

وقتی خبرنگار شما می گوید پذیرش روانکاوی در ایران چگونه است، خانم ترک قشقایی پاسخ می دهد: «بسیار خوب است. آقای فلانی کتابی در مورد درمان در روانکاوی نوشته که اسمش روانکاوی نیست ولی در بخشی از آن به روانکاوی اشاره شده است.»

بهتر است بعد از این همه تکرار «کبک» در ذهنم آن را یک بار بر زبان آورم و بگویم چقدر این پاسخ شما در مورد «موضوعات آن در دو جنبه خلاصه می شود: فعالیت های شخصی و ارائه یک دیدگاه مثبت از فعالیت های جاری در ایران بدون اشاره به نام فرد یا موسسات خاص.» مرا یاد سر فرو بردن کبک می اندازد.

و سوال بعدی [۱۵]:

 

Comment les patients viennent à vous ?

 

ترجمه گوگل:

 

How do patients come to you?

 

مگر در تمام دنیا مردم چگونه برای روانکاوی مراجعه می کنند؟ منظور این سوال چیست؟

 

Des personnes qui cherchaient un psychanalyste m’ont été envoyées par le Ministère de la santé iranien ou par les médias nationaux qui avaient entendu parler de mon travail.

 

ترجمه گوگل:

 

Persons seeking a psychoanalyst were sent to me by the Iranian Ministry of Health or by the national media who had heard of my work.

 

این خانم ادعا می کند که وزارت بهداشت ایران کسانی را برای آنالیز پیش ایشان می فرستد؟! از کی تا به حال وظیفه این وزارتخانه چنین تغییری کرده است؟!

و در مورد رسانه های ملی، یعنی این خانم انقدر شهره خاص و عام شده که دیگر رسانه های ملی برایش تبلیغ می کنند؟! آیا هنوز می خواهید باور کنیم که تمام این تبلیغات ماهنامه تهران «بدون اشاره به نام فرد یا موسسات خاص.» است؟!

 

les patients cherchent véritablement à comprendre leurs problems

 

ترجمه گوگل:

 

patients truly seek to understand their problems; they are very interested

 

این interest را او از کجا پیدا کرده؟! دکتر کدیور، تنها روانکاو ایران، کسی که عصمت ترک قشقایی او را خوب می شناسند در کتاب مکتب لکان می گوید: «بیمار برای ابراز این مطلب، مراجعه می کند که در وجود من چیزی هست که مرا رنج می دهد. من از آن چیزی نمی فهمم. نمی توانم در موردش کاری بکنم. در یک کلام بیمار از ناخودآگاه خود شکایت دارد. اما در عین حال اکثریت عظیم آنها در مقابل ناخودآگاهشان همان رفتاری را دارند که هر فرد به ظاهر سالمی در مقابل ناخودآگاه خود دارد: «نمی خواهم از آن چیزی بدانم». [۱۶]

این زن، ترک قشقایی، در ۱۷ فوریه این مطلب را نوشته: La place de la psychanalyse en Iran et les « moyens du bord ». و همانجا می گوید:

 

>>- En septembre 2011, pour la première fois dans l’histoire de la psychologie en Iran, un congrès international s’est déroulé à l’université Azad islamique de Chiraz sur la psychologie des enfants et des adolescents avec les tendances psychanalytiques de grands théoriciens : freudiens, lacaniens et winnicottiens.

 

ترجمه گوگل:

 

>> So, for two years, psychoanalysis has progressed well, with the committed psychoanalysts. Therefore, I call your attention to the progress of psychoanalysis in Iran:

>> – In September 2011, for the first time in the history of psychology in Iran, an international conference was held in Shiraz Islamic Azad University on the psychology of children and adolescents with major psychoanalytic trends theorists: Freudian, Lacanian and Winnicott.

 

فقط نمی گوید چه شد که در طی این یکی دو سال فهم لکان برای ایرانیان سهل شد؟!

….

انتظار می رود وقتی نشریه ای متوجه می شود که فردی که با او مصاحبه کرده اند دروغ گفته یا حرفش با چیزی که در واقعیت هست فرق دارد، این را چون فرصتی ببیند تا آنچه فکر می کرده درست است را مورد بازبینی قرار دهد. شما در ماهنامه تهران این کار را نکرده اید و وقتی این فرصت توسط انجمن فرویدی هم در اختیارتان قرار داده شده آن را نادیده می گیرید. و البته جز این نیست که بابت این مطالب سردبیر مجله می بایست پاسخگو باشد.

اینها اما چیزهایی نیست که رییس انجمن ما پیش بینی نکرده یا از آن غافل بوده باشد. این انجمن نظایر آنها را از سرگذرانده و دکتر کدیور نیز به ما هشدار آن را داده بودند: «تیشه به ریشه درختی که سیب سرخش بسیار دورتر از دسترس آنان است با این امید که سیب درخت بر زمین افتاده دیگر در دسترس هر دست چلاقی خواهد بود.» [۱۷]

حیف! حیف آقای ارشادی! حالا اگر از عصمت ترک قشقایی بگویید می دانید چه می شود؟ فرانسوی ها به محاسن آن ماهنامه «وزین» خواهند خندید. آنها بهتر از شما که ایرانی هستید می دانند که عصمت ترک قشقایی چه کسی است. و خوب می دانند که دکتر میترا کدیور، عضو برجسته AMP، رییس انجمن فرویدی، نویسنده مقاله L’Inconscient Héréditaire کیست.

 

 

با احترام

سوده رخشا

عضو انجمن فرویدی

 

 

 

۱- سخنرانی مقدمه دکتر کدیور در اولین جلسه پنجشنبه های فرویدی، مهرماه ۱۳۸۴

۲- مقدمه‌ای بر تاریخچه انجمن فرویدی

۳- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱

۴- مقدمه‌ای بر تاریخچه انجمن فرویدی

۵- «پاسخی» که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد

۶- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۷

۷- همان

۸- René Daumal

۹- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۶۹

۱۰- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۳۴

۱۱- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۱۷

۱۲- گنجور به نقل از حافظ

۱۳- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۱۸

۱۴- دوازدهمین پنجشنبه های فرویدی، با موضوع روانکاوی وحشی به تاریخ ۸۵/۱۱/۲۶

۱۵- ایده از دیدگاه خانم سمیه. ر درباره کاسبان روان گرفته شده است.

۱۶- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم- دکتر میترا کدیور- انتشارات اطلاعات- چاپ اول ۱۳۸۱- صفحه ۱۱

۱۷- اشاره به بخشی از پی نوشت دکتر کدیور به تاریخ ۸۷/۱۱/۴ بر صورتجلسه نهم انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۱۰/۷


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8037

  تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۰۸:۰۴