جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

مقدمه ای برای نقد دقیق و ساختاری آکادمی در ایران

نویسنده: سهند ستاري

سیطره کمیت بر کیفیت

 

 

«تنها بر پایه آن آئینی رفتار کن که در عین حال بخواهی که قانونی عام باشد.»- امانوئل کانت*

 

 
١ هنوز بحث بر سر انتحال محمود خاتمی داغ بود که خبر دیگری درباره تقلب علمی از آکادمی فلسفه ایران منتشر شد: انتحال حسین کلباسی اشتری،استاد تمام دانشگاه علامه. حسین کلباسی دکترای فلسفه غرب خود را در سال١٣٧٨ از دانشگاه تهران گرفته است. او در کنار تعدد مسوولیت هایی که برعهده دارد، سردبیر دوفصلنامه علمی-تخصصی غرب شناسی بنیادی و فصلنامه علمی-تخصصی تاریخ فلسفه (بنیاد حکمت اسلامی صدرا)، سردبیر فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت و فلسفه (دانشگاه علامه طباطبایی) و رییس گروه تخصصی حکمت ایران و یونان باستان (مرکز تدوین تاریخ جامع حکمت و فلسفه، بنیاد حکمت اسلامی صدرا) و بسیاری مسوولیت های دیگر بوده و هست و هم اکنون نیز مدیرگروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است.
بحث درباره انتحال کلباسی در دو بخش در فضای مجازی منتشر شد؛ نخست مشخص شد که او در سال١٣٨۶ در نشریه حکمت و فلسفه که خود سردبیر آن بوده است مقاله ای ١۶صفحه ای با عنوان «Possibilities of the Philosophy of History» منتشر کرده است. بخش های قابل توجهی از این مقاله رونوشتی است از کتاب ژاک ماریتن با عنوان «On the Philosophy of History». بخش انتهایی این مقاله با عنوان «?Is any Philosophy of History possible» که تقریبا یک چهارم مقاله است تقریبا کلمه به کلمه رونوشتی از بخشی از همین کتاب است. تقریبا از این باب که مثلاضمیر «I» به «we» تغییر کرده و بخشی از مثال های ماریتن حذف شده است.
٢ خبر انتحال کلباسی نیز همچون مورد محمود خاتمی نخست در صفحات مجازی منتشر شد اما با تفاوتی مهم: تحرکات فضای مجازی – چه از سوی استادان جوان دانشگاه و چه از سوی دانشجویان – او را مجبور به پاسخ کرد؛ اگرچه این جوابیه اهالی فلسفه را قانع نکرد. او در جوابیه ای که در سایت دانشگاه علامه منتشر کرد تاکید داشت: «چندان انسی با فضای مجازی ندارم و پست الکترونیکی خود را نیز به طور مداوم و روزانه نمی بینم» و ضمن تاسف درباره سرقت علمی محمود خاتمی و نصیحت افراد به اخلاق و توصیه به بازدید از خیابان انقلاب تهران، چنین نوشت: «امتیاز بزرگ روح و آموزه ایرانی و اسلامی ما در اخلاق و ادب و آیین فتوت و خصائل انسانی است». (متن کامل این جوابیه را در همین صفحه می خوانید). تلاش کلباسی در این جوابیه صرف یک موضوع شد: مخاطبان و دانشجویان و استادان متقاعد شوند که بخش کپی شده مقاله (یعنی تقریبا پنج صفحه از آن) نقل قولی طولانی و ارجاع مجدد بوده است. حتی با قبول این تاکید، او توضیحی نداد نقل قول پیوسته پنج صفحه ای در مقاله ای آکادمیک به چه معناست؟ و مهم تر آنکه رونوشت تقریبا کامل متن ماریتن و حذف بخش هایی از آن در این به اصطلاح نقل قول طولانی همراه با تغییر ضمایر نشان از چه دارد؟
٣ هنوز جوهر این جوابیه خشک نشده بود که مورد دوم انتحال ایشان نیز در فضای مجازی منتشر شد. کلباسی در سال١٣٨٧ در نشریه «حکمت و فلسفه» مقاله ای ١٨صفحه ای با عنوان «Transcendental Dialectic and Sadrian Ontology» منتشر کرده که به جز چکیده، مقدمه و نتیجه (یعنی سه صفحه مقاله) مابقی رونوشتی است از دو منبع. این مقاله از دو بخش اصلی تشکیل شده: عنوان بخش نخست مقاله «Epistemic Dualism and Crisis of Reason» است که رونوشت نامنظمی است از یکی از دوره های درسی بری اسمیت. عنوان بخش دوم این مقاله «Unity of Knowledge and Existence: A Way out of Crisis» است که جز پاراگراف اول، مابقی رونوشتی است از بخشی از مقاله رضا اکبریان با عنوان «Existential Theory of knowledge». در پایان مقاله نه ارجاعی به اسمیت و اکبریان است و نه آنها ارجاعی به کلباسی داشته اند. این دو مورد تا به امروز در فضای مجازی دست به دست می شود و گویا کلباسی تنها پاسخ نمونه نخست را کافی دانسته. اما ماجرای انتحال او شکل عجیب تری به خود گرفت و از این دو مورد فراتر رفت؛ گویی این رشته سر دراز دارد.
۴ کلباسی در سال١٣٨۶ (٢٠٠٧) مقاله ای فارسی تحت عنوان «نفس و صیرورت آن در حکمت متعالیه» در شماره ۴٩ مجله «خردنامه صدرا» منتشر می کند. در چکیده انگلیسی مجله عنوان انگلیسی مقاله «Soul and It’s Becoming in the Transcendent Philosophy» است. سال بعد (٢٠٠٨) او ترجمه انگلیسی این مقاله را با عنوان «Soul and It’s Becoming in the Transcendent Philosophy» در مجله «Transcendent Philosophy» چاپ می کند. در سال٢٠١٠ همین مقاله را بدون کوچک ترین تغییری در متن و صرفا با تغییر عنوان آن به «The Science of the Soul According to Mulla Sadra» در مجله «Illumination» منتشر می کند. اما در سال٢٠١١ بار دیگر عنوان مقاله را تغییر می دهد و آن را در مجله «Islamic philosophy and occidental phenomenology in dialogue » منتشر می کند. در همین سال مقاله را با عنوان اولیه انگلیسی اش یعنی «Soul and It’s Becoming in the Transcendent Philosophy» به عنوان فصل سوم در کتابی با عنوان «Soul from the perspective of Mulla Sadra’s philosophy» که مجموعه مقالاتی از افراد مختلف است، چاپ می کند. چه اتفاقی افتاده است؟ کلباسی ابتدا مقاله ای به فارسی نوشته، سپس ترجمه انگلیسی آن را در مجله ای منتشر کرده، سپس عنوان آن تغییر کرده و مقاله در مجله دیگری چاپ می شود و باز هم «سپس»، عنوان مقاله بار دیگر تغییر می کند و مقاله در مجله دیگری چاپ می شود و دست آخر مقاله با عنوان اول در کتابی که مجموعه مقالات است به چاپ می رسد. به عبارت دیگر یک مقاله واحد یک بار روایت فارسی اش و چهار بار روایت انگلیسی اش در چهار جای مختلف منتشر شده و روایت انگلیسی آن نیز با سه عنوان متفاوت چاپ شده است. جالب اینجاست که کلباسی در رزومه خود این مقالات را به صورت مستقل ذکر کرده، گویی هر مقاله ای متفاوت از مقاله دیگری است. اگرچه به نظر می رسد این مقاله انتحال از مقاله دیگری نیست، مصداق بارز «self -plagiarism» انتحال از خود است.
۵ در مجموعه مقالات علمی-پژوهشی کلباسی مقاله ای تحت عنوان «محاوره درباره فلسفه ارسطو؛ نمادی از دوره انتقال» هست که در مجله تاریخ فلسفه (سال دوم شماره چهارم) منتشر شده است. مطالب این مقاله رونوشتی از فصل مربوط به «درباره فلسفه» از کتاب «ارسطو: مبانی تاریخ تحول اندیشه وی» ورنر ویلهم یگر است. اگر از چند جمله آغازین بگذریم و با عبارت «در راس تکوین و شکل گیری این دوره باید رساله درباره فلسفه را قرار داد» در صفحه ۵۵ مجله آغاز کنیم که مطابق با بند سوم صفحه ١٢۵ در ترجمه انگلیسی کتاب یگر است مطالب کاملامطابق با بندهای کتاب یگر پیش می رود. البته نویسنده گاه جملات یا بندهایی از کتاب یگر را نمی آورد و با جهش به بند دیگر، مقاله خود را پیش می برد؛ شاید از این باب که پیوستگی محتوا اهمیت چندانی نداشته است. آخرین بند مقاله با صفحه ١۶٩ متن یگر برابر است. کلباسی البته در بخش منابع خود به کتاب یگر اشاره کرده و در متن نیز هر از گاهی به کتاب یگر ارجاع داده اما ذکر نکرده که این مطلب تماما ترجمه ناقصی از متن یگر است و نه مقاله ای تالیفی. شاید تا اینجای کار مساله چندان عجیب نباشد. مساله عجیب تر آنکه این کتاب با ترجمه خود کلباسی در سال١٣٩٠ از سوی انتشارات امیرکبیر چاپ شده است. مجله تاریخ دریافت مقاله را اسفند سال٩٠ و تاریخ پذیرش آن را بهار ٩١ ثبت کرده است. این به آن معناست که این مقاله پس از چاپ ترجمه فارسی کتاب یگر ارسال، داوری و منتشر شده است. این ترجمه با نام کلباسی منتشر شده اما مترجم حتی در مقاله ای که خود نوشته و در آن فراوان به کتاب یگر ارجاع داده اشاره ای به ترجمه خود نکرده است؛ در حقیقت «تالیف از روی ترجمه خود».
۶ اگرچه دانشگاه علامه همچون دانشگاه تهران، حتی واکنشی در حد انتشار «بیانیه ای درباره انتشار شایعاتی…» هم نداشته است، اما این مشت خود نمونه خرواری است از وضعیت مقالات و داوری آنها در مجلات علمی-پژوهشی و از آن مهم تر پیامد کمیت گرایی و سیطره اعداد و ارقام در دانشگاه های ما؛ لب کلام، گزارشی از وضعیت زوال، فریب و تباهی. از این رو به نظر می رسد باید مساله انتحال را مقدمه ای برای نقد دقیق و ساختاری آکادمی در ایران دانست. نباید با تمرکز بر چند فرد خاص، موضوع را تا سرحد یک افشاگری شخصی تقلیل داد و از وضعیت و سیاست زمانه ای که این پیامدها را به بار آورده غافل ماند.

 
*بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق ، ترجمه: حمید عنایت
علی قیصری، انتشارات خوارزمی، ١٣۶٩، ص ۶٠

 

 

منابع:
١- وب سایت فلسفه شریف/ ٢- وب سایت دانشگاه علامه
٣- پایگاه مجلات تخصصی نور

 روزنامه شرق ، شماره ۲۱۹۱ به تاریخ ۹۳/۹/۲۹، صفحه ۸ (اندیشه)

 

 منبع: مگ ایران



پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7352

  تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت: ۱۷:۵۰