دوشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:تاریخچه، دادسرای جرایم پزشکی، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران»، مافياي روان، نامه سرگشاده به ریاست محترم قوه قضائیه، وزارت بهداشت، وزیر محترم بهداشت

نامه سرگشاده دکتر میترا کدیور رییس انجمن فرویدی به محضر گرانقدر ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران/ بخش سوم

ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

به نام خداوند جان و خرد

و با سلام و عرض ادب

احتراماً در ادامه بخش های اول و دوم نامه سرگشاده خود بخش سوم آن را نیز به حضورتان تقدیم می دارم. لازم به ذکر است که قسمت اعظم متن این بخش – همانطور که از عنوان نامه و مخاطب آن پیداست – در روز ۲۴ اسفند ۹۴ به حضور بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه ۱۹ برده شد ولی ایشان از دریافت آن استکاف کرد!!! ایشان در جواب اعتراض ما گفت که پس از تعطیلات نوروز و همزمان با مراجعه به آن شعبه پس از دریافت احضاریه این سند را نیز از ما خواهد گرفت. احضاریه ای که هرگز صادر نشد و بجای آن حکم بازرسی دومی برای بازرسان خود شاکی پرونده (!!!) داده شد. کاملاً واضح است که در صورت پذیرفتن این لایحه ایشان نمی توانست به این راحتی برای دومین بار حکم بازرسی توسط خود شاکی صادر کند و حتی چهار ماه بعد و در تیر ۹۵ در متن احضاریه ای که سرانجام صادر شد اتهام “تأسیس موسسه پزشکی غیر مجاز” را در کنار اتهام های دیگری همچون اخلال در نظم عمومی و مشارکت در ضرب و شتم (!!!) به اینجانب وارد کند.

 

بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای ناحیه ۱۹ تهران ویژه جرائم پزشکی و بهداشتی

با سلام و ادب

احتراماً

پیرو بازرسی انجام شده توسط دو بازرس از معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی به همراه یک مامور از کلانتری ۱۰۳ گاندی در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۹ از دفتر «انجمن فرویدی» که با حکم صادره از سوی آن مقام محترم به شماره نامه ۹۴۱۰۱۱۲۱۲۰۸۰۱۰۹۵ انجام شد و با عطف به شکایت ما – رئیس و اعضای هیئت مدیره انجمن فرویدی – که در تاریخ ۲۲/ ۱۲/ ۹۴ تسلیم آن مقام گردید لازم می دانیم مواردی را مضافاً به عرض برسانیم.

انجمن فرویدی یک سازمان مردم نهاد NGO است که پروانه فعالیت خود را از وزارت محترم کشور جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده است. این انجمن ابتدا با نام “انجمن ایرانی ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی” در تاریخ ۲۵/ ۱۲/ ۱۳۸۵ از وزارت کشور مجوز فعالیت دریافت نمود و سپس در جلسه شماره ۱۹ مورخ ۲۷/ ۶/ ۱۳۸۷ هیات مرکزی نظارت بر تأسیس و فعالیت سازمان های مردم نهاد وزارت محترم کشور جمهوری اسلامی ایران موفق به اخذ موافقت آن نهاد محترم برای صدور پروانه فعالیت با نام جدید “انجمن فرویدی” گردید. در تاریخ ۲/ ۷ / ۱۳۸۷ در نامه شماره ۸۳/ ۸۴۲۷۵ مدیر کل محترم امور سازمان های مردم نهاد به مدیر کل محترم ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی تقاضای ثبت انجمن فرویدی بر طبق ضوابط دادگستری ارسال شد و در تاریخ ۱/ ۸/ ۱۳۸۷ این انجمن تحت شماره ۲۳۲۲۲ در اداره کل ثبت شرکت ها و موسسات غیرتجاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به ثبت رسید. آگهی تأسیس موسسه انجمن فرویدی در تاریخ ۱۶/ ۸/ ۱۳۸۷ در روزنامه رسمی کشور به چاپ رسید. (مدارک ضمیمه هستند).

با توجه به این توضیحات روشن می گردد که انجمن فرویدی اکنون ۹ سال تمام است که در حال فعالیت می باشد و همان طور که از آگهی روزنامه رسمی برمی آید در تمام این ۹ سال هم در همین آدرس فعلی که در حکم جنابعالی قید شده مشغول فعالیت بوده. در تمام این ۹ سال هم فعالیت انجمن کاملاً علنی بوده و با وجود دو تابلوی خوانا در سر در ساختمان صبا و در جنب در ورودی آپارتمان جای هیچ شک و شبهه ای برای احدی در مورد ماهیت و موضوع فعالیت انجمن فرویدی باقی نمی گذاشته. در واقع وقتی یک موسسه ای از بالاترین وزارتخانه یک کشور پروانه فعالیت دریافت کرده افتخاری آن چنان بزرگ نصیبش گشته که دوست دارد این افتخار را در بوق و کرنا کرده و به اطلاع عموم برساند، فعالیت علنی و رسمی که جای خود دارد! حال اگر به این نکته توجه کنیم که نام انجمن ما “فرویدی” است متوجه خواهید شد که ابعاد این افتخار و در واقع “شق القمر” هیات موسس انجمن فرویدی تا چه حد گسترده است!!!

تا قبل از بازگشت دکتر میترا کدیور و تا سال ها پس از فعالیت خستگی ناپذیر ایشان برای شناساندن فروید به جامعه علمی و مردم عادی ایران، فروید در ایران همسنگ و هم تراز همه گونه فساد و تباهی بود. حتی در کتاب های درسی هم از چسباندن هر نوع انحراف اخلاقی به فروید و فرویدیسم غافل نمانده بودند. دکتر میترا کدیور از سال ۱۳۷۲ که به ایران بازگشت تا سال ۱۳۸۴ که درخواست تاسیس یک سازمان مردم نهاد را به وزارت کشور داد، یعنی ۱۲ سال تمام مشغول فراهم کردن زمینه این درخواست بود! بله ایشان از صفر شروع نکرد از زیر صفر شروع کرد! حدود ۲ سال هم با مسئولان محترم اداره کل سازمان های مردم نهاد وزارت کشور مشغول مذاکره بودیم تا در نهایت توانستیم پروانه ای بدون ذکر نام فروید دریافت کنیم. سپس ۱۸ ماه دیگر تلاش کردیم تا نام دلخواهمان را سرانجام بر انجمنمان بگذاریم. تا اینجای کار ۱۵ سال وقت و تلاش شبانه روزی تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی در ایران برای تاسیس تنها نهاد منتسب به روانکاوی در ایران!

حال این سوال مطرح می شود که چگونه است که اکنون پس از ۹ سال فعالیت علنی و در “بوق و کرنای” انجمن فرویدی به عنوان تنها نهاد متولی روانکاوی در ایران ناگهان امروز معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی یک “موسسه پزشکی بدون اخذ مجوز” را “با عنوان (انجمن فرویدی)” کشف می کند و با توسل – یا بهتر است بگوئیم با سوء استفاده – از قدرت قضائی آن مقام محترم در صدد تعطیلی آن بر می آید؟؟؟

موضوع وقتی جالب تر می شود که تصویر نامه محرمانه ای بدست انجمن فرویدی می رسد که حکایت از یک سری نامه های محرمانه می کند که سرآغاز آنها “نامه محرمانه شماره ۶۸۷۸/ ۹۴/ م مورخ ۹/ ۹/ ۹۴ مدیر کل محترم دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت متبوع (یعنی وزارت بهداشت!)” است!!! به کجا؟؟؟ به ریاست محترم مرکز بهداشت جنوب تهران(!!!)/ مدیریت محترم شبکه بهداشت و درمان اسلامشهر(!!!)/ مدیریت محترم شبکه بهداشت و درمان شهرستان ری (!!!) مبنی بر “فعالیت خانم میترا کدیور که با مدرک دکترای روانکاوی (!!!) و با پوشش انجمن فرویدی اقدام به تأسیس مطب و درمان بیماران می نماید”!!! (تصویر نامه ضمیمه است).

یعنی این که در تاریخ ۹/ ۹/ ۹۴ یک مقام “محرمانه” در وزارت بهداشت دربدر دنبال خانم میترا کدیور و انجمن فرویدی می گشته! که این مقام “محرمانه” در آن تاریخ آدرس انجمن فرویدی را نمی دانسته و در “جنوب” و شمال و شرق و غرب تهران بدنبال آن بوده! که او در آن تاریخ نمی دانسته که دکتر کدیور دکترای پزشکی دارد و نه روانکاوی!!! و حتی این را هم نمی دانسته که چیزی بنام دکترای روانکاوی وجود خارجی ندارد  و اگر کسی هم ادعای آن را داشته باشد یک شیاد بیش نیست. که البته در پاره ای از این به اصطلاح دانشگاه های قالیچه ای ممکن است چنین “دکترائی” هم برای فروش باشد ولی وزارت علوم – و نه وزارت بهداشت! – هیچیک از آنها را تأیید نمی کند و به رسمیت نمی شناسد. بگذریم، که درک این تفاوت ها از حوصله (چینه دان) وزارت بهداشت خارج است! که اصولاً فقط در کشور ما است که آموزش پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت است! وگرنه تا زمانی که همه رشته های دانش بشری در وزارت علوم آموزش داده و ارزیابی می شدند نیازی به این گونه توضیحات و این دست مجادلات نبود! امروز هم همکاران دکتر کدیور در انجمن جهانی روانکاوی درست متوجه نمی شوند که وزارت بهداشت در ایران دقیقاً چه کاره است!!! آنهم وقتی یک وزارت علوم بسیار وزین در این کشور وجود دارد. برای درک درست مطلب کافی ست تفاوت عمیقی را که در حساسیت مجلس برای انتخاب یک وزیر علوم و یک وزیر بهداشت وجود دارد در نظر بگیریم!

برمی گردیم به این مقام و این نامه محرمانه.

 چند روز بعد از این تاریخ ۹/ ۹/ ۹۴ جستجوهای این مقام “محرمانه” در کل پهنه تهران به ثمر می نشیند – احتمالاً با یک سرچ ساده در گوگل! – و ناگهان انجمن فرویدی در “شمال” تهران و در محدوده “دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی” پیدا می شود و در ۲۸/ ۹/ ۹۴ بازرسان معاونت درمان این دانشگاه به دفتر انجمن فرویدی برای بازرسی مراجعه می کنند!

جنابعالی به عنوان یک مقام قضائی دادسرای جرایم پزشکی بخوبی واقفید که روال معمول کشف یک فعالیت پزشکی غیر مجاز درست بر عکس روالی ست که در بالا ذکر شد. یعنی این که این روند از پائین به سمت بالا صورت می گیرد. اول محلی مشکوک به فعالیت پزشکی غیرمجاز شناسائی می شود، سپس به معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ای که این فعالیت مشکوک در قلمرو آن اتفاق افتاده گزارش می شود و بعد از آن هم اگر لازم شد “مدیر کل محترم دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت” در جریان امر قرار می گیرد!!! که در بیشتر اوقات هم لازم نمی شود!

برای شخصی با تجربه جنابعالی همین اندازه رمزگشائی کفایت می کند، اما متاسفانه موارد دیگری هم هستند که باید به عرض برسند.

از بیش از یک سال پیش شکایتی در نظام پزشکی بر علیه دکتر کدیور و با همدستی برخی از مقامات دادسرای نظام پزشکی مطرح شده که شرح کامل دفاعیات ایشان ضمیمه است. چنان که از مطالعه این دفاعیات حدس خواهید زد این اتهامات واهی و این پرونده سازی بیشرمانه هنوز منجر به صدور حکمی از جانب قاضی محترم پرونده نشده است. ایشان چه حکمی می توانند صادر کنند که بیش از این آبروی دادسرا و کل بدنه نظام پزشکی را به مخاطره نیندازد؟

جالب اینجاست که یکی از شکات این پرونده نظام پزشکی یک پزشک عمومی بنام دکتر محمد صنعتی است که ۳۰ سال است خود را هم به عنوان روانپزشک، هم رواندرمانگر و هم روانکاو جا زده و نه تنها باعنوان دانشیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است بلکه ۳۰ سال هم هست که در شهر تهران و در حوالی پارک ساعی دارای یک مطب ۲۴ ساعته است که همه معاونت های درمان همه دانشگاه های علوم پزشکی تهران هم از وجود این مطب ۲۴ ساعته که در آن این روانپزشک قلابی تا ساعت ۴ صبح بیمار می بیند خبر دارند. و این در حالی ست که از شهریور ۹۳ یک افشاگری گسترده در مورد وضعیت مدرک تحصیلی این شخص در سایت انجمن فرویدی آغاز شده و تاکنون هم هیچ واکنشی از جانب او ابراز نشده! آیا اگر کوچک ترین مطلب خلاف واقعی در این افشاگری ها وجود می داشت این فرد ساکت می نشست؟ اما چگونه است که وزارت بهداشت و “مدیر کل محترم دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان” کوچک ترین واکنشی به این افشاگری ها نشان نمی دهند و در عوض دربدر دنبال تعطیل کردن مرکز ساطع کننده این افشاگری ها هستند؟؟؟!!! نکته “جالب تر” و بسیار تکان دهنده تر اینست که این روانپزشک قلابی دارای این خصیصه عجیب هم هست که فقط با کسانی که برای “روانکاوی”(!!!) به او مراجعه می کنند ازدواج می کند! و “ازدواج” هنوز بهترین قسمت مسئله است! آیا این دایه های مهربان تر از مادر در وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی از این واقعیات بی خبرند؟؟؟

و چه شد که یک دفعه خون دکتر کدیور مباح شد و سیل پرونده های قضائی برعلیه او جاری گشت؟

برای پاسخ به این سوال هم باید به عقب برگردیم، بسیار عقب تر از سال ۱۳۷۲. دکتر میترا کدیور در سال ۱۳۵۸ از دانشگاه پزشکی مشهد فارغ التحصیل شد. از آنجائی که معدل کل او بسیار بالا بود برطبق ضوابط آن زمان که هنوز متعلق به رژیم قبل بود می توانست به عنوان یک فارغ التحصیل ممتاز از بورسیه وزارت علوم – و نه وزارت بهداشت! – برای ادامه تحصیل در یکی از تخصص های پزشکی در یکی از کشورهای اروپائی یا آمریکائی – بسته به انتخاب خودش –  استفاده کند. از آنجائی که دکتر میترا کدیور در جریان پایان نامه اش با نظریات فروید آشنا شده بود اظهار داشت که مایل است در رشته روانکاوی ادامه تحصیل دهد. کارمندان وظیفه شناس و یاری دهنده وزارت علوم به مدت حدود سه ماه تلاش کردند که جائی را در یکی از دانشگاه های معتبر دنیا پیدا کنند که دارای رشته تخصصی پزشکی روانکاوی باشد، اما این تلاش سرانجامی نداشت. آنها پس از سه ماه جستجو اعلام کردند که روانکاوی یکی از تخصص های پزشکی نیست و در نتیجه مشمول هیچگونه بورسیه ای هم نمی شود. و این که اگر با این همه این پزشک جوان هنوز هم قصد دارد روانکاو شود می بایست هزینه آن را خود متقبل شود.

دکتر میترا کدیور با یک چنین از خود گذشتگی ای قدم در راه روانکاوی گذاشت و ۱۴ سال بعد که پس از طی همه مقامات و مراحل آموزشی روانکاوی به ایران برگشت تنها روانکاو ایرانی عضو انجمن جهانی روانکاوی بود و ۲۲ سال پس از آن نیز هنوز هم در این عنوان تنهاست. این “تنهائی” خود گویای سختی و مشقت عظیم طی کردن این راه است.  واضح است که برای دکتر کدیور بسیار راحت تر بود که بجای این که به مدت ۱۰ سال و به صورت ۴ جلسه در هفته روانکاوی شود و تئوری روانکاوی را در کلاس هائی بسیار سنگین که گاه تا نیمه شب طول می کشید فرا بگیرد و هزینه همه آنها را هم خودش پرداخت کند، بله بسیار راحت تر بود که یک تخصص روانپزشکی به مدت ۴ سال و با خرج دولت بگیرد و بعد هم مثل بقیه روانپزشکان خودش را روانکاو جا بزند. ولی برای او این “راحتی” نبود که اهمیت داشت زیرا قصد او پول درآوردن از روانکاوی نبود. آنچه که برای او اهمیت داشت دانش ناب فرویدی بود که می بایست به هر قیمتی بدست آورد. (رزومه دکتر کدیور ضمیمه است). نیازی به توضیح نیست که آنچه که او در تمام ۲۲ سال گذشته از طریق روانکاوی کسب درآمد کرده حتی نیمی از آن چیزی نیست که او در ۱۴ سال قبل از آن صرف آموزش روانکاوی و روانکاو شدن کرده است. زیرا که آنچه را که او هزینه کرده به فرانک فرانسه و دلار آمریکا پرداخته و آن چیزی را که کسب کرده به ریال ناقابل ایران! این یعنی این که او باید هنوز ۲۲ سال دیگر زحمت بکشد تا از لحاظ مادی به جائی برسد که ۳۶ سال پیش بود!!! اتهام ضمنی کسب درآمد از طریق فعالیت پزشکی غیرمجاز به چنین شخصی به افسانه دیو و پری بیشتر شباهت دارد تا واقعیت! برای او بسیار “راحت تر” و با صرفه تر بود که در همان فرانسه بماند و در عرض ۴-۵ سال ۱۴ سال هزینه را جبران کند، بجای این که گرفتار این گونه پرونده های قضائی بشود و با مقام های “محرمانه” وزارت بهداشت سرشاخ شود. اما راحتی و با صرفه بودن در معادلات ناخودآگاه فرویدی جائی ندارند. برای حسین بن علی هم راحت تر و کم هزینه تر بود که بگذارد یزید بن معاویه دین و دستاورد نیایش را بالا بکشد! و اینجاست که می رسیم به اصل قضیه.

 در سال ۱۳۷۲ که دکتر کدیور به ایران بازگشت با وضعیت غیرقابل باوری روبرو شد: در ایران همه روانکاو بودند و همه روانکاوی می کردند!!! نه تنها همه روانپزشکان و همه روانشناسان روانکاو بودند بلکه حتی عطارها و بیطارها هم روانکاو بودند!!! و آن چیزی که در مطب های خصوصی و در خانه ها و آپارتمان های مسکونی تحت نام روانکاوی انجام می شد با آن چیزی که در ویلاهای خصوصی شمال کشور انجام می گیرد فرقی نداشت. آنچه که انجام می گرفت به پای فروید و روانکاوی نوشته می شد و تعجبی هم نداشت که در اذهان مقامات این کشور فروید سمبل تباهی و فساد باشد. این یعنی این که در مقام مقایسه، در آن زمان اسلام توسط یزیدی ها بالا کشیده شده بود و چهره محمد در پشت چهره یزید تار و کدر شده بود. در نتیجه دکتر کدیور کمر همت ببست و در عرض ۱۲ سال اول حضورش در ایران کار هرکول وار “تمیز کردن اصطبل خدایان” را در پیش گرفت. او در تمام این مدت فقط تلاش کرد روشنگری کند و هرگز مانع از ادامه کار آن روانکاوان قلابی نشد. آنها هم در عوض حضور او را ، هر چند با اکراه، تحمل کردند.  در واقع آنها در ابتدا سعی کردند به هر ترفندی جلوی کار او را بگیرند ویکی از آنها هم دقیقاً همین علم کردن بهانه لزوم داشتن پروانه مطب بود توسط کی؟ توسط همین معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی!!! از آنجائی که در آن زمان دکتر کدیور در وضعیتی نبود که توان مقابله با هجمه سازمان یافته روانکاوان قلابی را داشته باشد خیلی ساده به سازمان نظام پزشکی مراجعه کرده و تقاضای صدور پروانه مطب روانکاوی کرد. آنها هم پس از جستجو در منابع و مآخذ خود سرانجام اعلام کردند که در منابع آنها تخصصی بنام روانکاوی وجود ندارد و فقط تخصص روانپزشکی و یک چندتائی فوق تخصص روانپزشکی در حوزه پزشکی وجود دارد که روانکاوی جزو آنها نیست. یعنی دقیقاً همان جوابی که خود دکتر کدیور سعی می کرد به معاونت درمان شهید بهشتی بدهد. سرانجام هم با صدور یک پروانه مطب پزشکی عمومی توسط سازمان نظام پزشکی موضوع فیصله یافت. احتمالاً سابقه این پروانه مطب بی ربط هنوز در نظام پزشکی موجود است.

اما جنگ واقعی و خصومت علنی از زمانی آغاز شد که دکتر کدیور به همراه تنی چند از شاگردانش، که در این مدت ۱۲ سال آموزش داده بود، برای تأسیس یک NGO روانکاوی به وزارت محترم کشور جمهوری اسلامی ایران درخواست داد. روانکاوان قلابی به سرعت متوجه خطری که آنها را تهدید می کرد شدند و سریعاً واکنش نشان دادند آنهم از طریق ساز و کارهائی که در وزارت بهداشت داشتند.

جریان از این قرار است که در اداره کل امور سازمان های مردم نهاد (سمن ها) از ما خواستند که برای فعالیتمان یک مرجع تخصصی معرفی کنیم. پاسخ ما این بود که در حال حاضر در ایران در زمینه روانکاوی هیچ مرجع تخصصی وجود ندارد و علت درخواست ما هم برای تأسیس یک NGO در زمینه روانکاوی هم دقیقاً همین خلاء است. در واقع آنها را متوجه کردیم که ما قصد پایان دادن به هرج و مرج موجود و سوء استفاده از نام روانکاوی را داریم و این که هدف غائی ما از تأسیس این NGO عضویت در جامعه جهانی روانکاوی و شناخته شدن توسط مراجع بین المللی بعنوان مرجع تخصصی روانکاوی در ایران هستیم که بتوانیم سرانجام از طریق هیئت دولت و یا مجلس به این “مرجعیت” وجهه قانونی ببخشیم. پس از طی این مراحل البته بعنوان یک شاخه علمی مستقل در وزارت علوم صاحب “کرسی” خواهیم شد. با اینهمه به آنها توصیه کردیم که خودمان وزارت علوم و وزارت فرهنگ و ارشاد را برای کسب استعلام های لازم معرفی می کنیم. پاسخ هر دو وزارتخانه فوق به استعلام ها این بود که آنها ابراز نظر نمی کنند و موضوع فعالیت ما در حوزه آنها نیست. از آنجائی که اداره کل سمن ها نمی توانستند باور کنند که کار روانکاوی در وضعیت آن زمان ایران در هیچ وزارتخانه ای تعریف نشده باشد تصمیم گرفتند از وزارت بهداشت استعلام کنند. استعلام آنها از وزارت بهداشت به دفتر سلامت روان آن وزارتخانه ارجاع شد و آن دفتر هم پس از مدتی بلاتکلیفی سرانجام از انجمن روانپزشکان(!!!) برای پاسخ به آن نامه مدد جست، یعنی دقیقاً از همان تشکلی که بسیاری از روانکاوان قلابی را در خود جای داده بود. پاسخ آنها هم کاملاً مشخص بود: آنها مخالف تأسیس این NGO  بودند. در واقع همین مخالفت سرسختانه و دلایلی که آورده بودند موجب شد که سرانجام مقامات محترم اداره کل سازمان های مردم نهاد صحت تمام استدلال های ما را دریابند و اعتقاد یابند که باید جلوی سود جوئی ها و سوء استفاده ها گرفته شود. و سرانجام سازمان مردم نهاد انجمن فرویدی پا به عرصه وجود گذاشت. جالب است که بعدها یکی از دوستان روانپزشک انجمن فرویدی برای ما فاش کرد که متن آن نامه مغرضانه توسط شخص دکتر محمد صنعتی روانپزشک قلابی مدعی روانکاوی نوشته شده بود. الله اعلم.

روانکاوان قلابی که دیدند تیرشان به سنگ خورده سعی کردند از طریق خود وزارت بهداشت جبران مافات کرده و درخواست تأسیس یک فلوشیپ ( دوره فوق تخصص) روانکاوی (!!!) را دادند. خود محمد صنعتی در سخنرانی اش در یک کنگره غیر قانونی – که متعاقباً به آن خواهیم پرداخت – ماجرا را این گونه شرح می دهد: “یک سال بعد (سال ۱۳۸۵) به منظور تربیت نیروی انسانی آموزشی، دکتر مهدیه معین فلوشیپ روان درمانی تحلیلی را به دانشگاه و وزارت خانه پیشنهاد داد که پس از چند ماه ظاهراً باز هم به دلیل سوءتفاهم های اخلاقی و مذهبی مسکوت ماند”!!! سوءتفاهم های اخلاقی و مذهبی؟! برای روان درمانی تحلیلی و CBT ناقابل؟! آنهم در زمان و مکانی که ما مجوزی برای تأسیس یک NGO برای روانکاوی دریافت کرده بودیم!!! ناجوانمردانه است که اینطور کاستی های خود را بپای “سوء تفاهم های” رژیم بنویسیم. درخواست آنها فی الواقع برای یک فلوشیپ روانکاوی بود و دقیقاً بدلیل ناکامی از ایجاد مانع بر سرراه تأسیس انجمن تخصصی ما در روانکاوی صورت گرفته بود. اما همه تلاش ها و لابی کردن ها و ریش گرو گذاشتن های آنها بی نتیجه ماند و دولت های وقت صریحاً به آنها اعلام کردند که در هیچ کجای دنیا چیزی بنام فلوشیپ روانکاوی وجود ندارد که ما در ایران بخواهیم داشته باشیم. هیچ سوء تفاهم اخلاقی و مذهبی هم در کار نبود. جالب است بدانیم که حتی وارد شدن کمی روان درمانی تحلیلی و CBT  در دوره ۴ ساله روانپزشکی نیز در سال ۱۳۸۴ صورت گرفت (همزمان با درخواست ما به وزارت کشور برای تأسیس یک انجمن تخصصی روانکاوی). خود محمد صنعتی آن را بدین گونه توضیح می دهد: “و در سال ۱۳۸۴ بالاخره کاریکلوم چهار ساله روان پزشکی شامل آموزش روان درمانی تحلیلی و CBT به تصویب رسید که از سال ۱۳۸۷ به اجرا درآمد و این آغاز دوره جدیدی بود که علی رغم شرایط اجتماعی- فرهنگی دشوار، روان درمانی تحلیلی در سیستم آموزشی کشور به رسمیت شناخته شد تا در تمام مراکز آموزشی دستیاری آموزش داده شود.”. باز هم ننه من غریبم  “علی رغم شرایط اجتماعی- فرهنگی دشوار”!!!

محمد صنعتی ظاهراً در پایان سخنرانی اش فراموش می کند که تا آن لحظه فقط صحبت از فلوشیپ روان درمانی کرده و در یک پاراپرکسی (لغزش زبانی) حیرت انگیز سخنان خود را این طور به پایان می برد: “در انتها به موفقیت دیگر بپردازم که پس از ده سال تلاش و کشمکش و با دشواری های فراوان به دست آمد و آن فلوشیپ روان درمانی است که خانم دکتر معین پس از به بن بست رسیدن فلوشیپ روانکاوی بار دیگر آن را در سال ۱۳۸۹ به گونه ای که همراه با CBT (درمان شناختی – رفتاری) است ارائه کردند که متاسفانه پس از دو سال و طی مراحل مختلف در آخرین مرحله با مخالفت روبه رو شد بازهم نه به خاطر مسائل فرهنگی بلکه به خاطر دخالت های افراد با نفوذ ولی با تغییر برخی از مسئولین  بار دیگر برای تصویب ارائه شد و این بار در سال ۱۳۹۲ حمایت پرفسور نوربالا به تصویب رسید.”. ” پس از به بن بست رسیدن فلوشیپ روانکاوی”!!! جل الخالق! او در این لغزش زبانی، ناخودآگاه ما را به هدف واقعی برگزاری این کنگره غیر قانونی با نام “اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران!” نیز هدایت می کند. هدف واقعی خلط کردن روانکاوی و روان درمانی، آنهم زمانی که فلوشیپ روانکاوی به بن بست رسیده، و بنام زدن سند روانکاوی تحت عنوان “اولین” است! یعنی قبل از این که انجمن فرویدی و دکتر کدیور و شاگردانش بتوانند ثمره ۲۰ سال تلاش خود را بچشند “اولین” بنام روانکاوان قلابی ثبت شده باشد! و فلوشیپ روان درمانی همان فلوشیپ روانکاوی جا زده شود! (لازم به توضیح است که این “خانم دکتر معین” یکی از آن سه زن نفرین شده ای ست که توسط محمد صنعتی به مقام “بیمار سابق-همسر فعلی” تنزل داده شده اند. تا جائی که ما می دانیم هر سه این زن ها هم در زمانی که مراجع این روانکاو قلابی بودند متاهل بوده و برای هبوط به این جایگاه سخیف از همسر قبلی خود جدا شده اند! گوئی از جانب این مرد عمدی در کار است که هر چه بیشتر نام روانکاوی را به لجن بکشد.)

سردسته روانکاوان قلابی دکتر محمد صنعتی همان پزشک عمومی که مدت ۳۰ سال است خود را بعنوان روانپزشک هم جازده در سخنرانی خود در آن کنگره غیرقانونی – که متعاقباً به آن هم خواهیم پرداخت –  صریحاً به این موضوع اشاره کرده که در مدت ۷ سال، تلاششان در این زمینه هیچ ثمره ای نداشته و فقط پس از “تغییر برخی مسئولان در سال ۱۳۹۲” (!!!) آنها سرانجام موفق شده اند مجوز تأسیس نه یک فلوشیپ روانکاوی بلکه فقط یک فلوشیپ روان درمانی را اخذ کنند. (متن  تایپ شده فارسی و فایل صوتی انگلیسی سخنرانی این فرد ضمیمه است).

اما برای باند سازمان یافته روانکاوان قلابی همین مجوز فلوشیپ روان درمانی هم خود غنیمت بود. هنوز مرکب این مجوز خشگ نشده بود  و هنوز حتی اولین متقاضیان این فلوشیپ روان درمانی ثبت نام نشده بودند که ناگهان این روانکاوان قلابی اقدام به برگزاری “اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران” (!!!) کردند آنهم تحت لوای انجمن روانپزشکان و با دبیری علمی همین جناب محمد صنعتی. یعنی این که مجوز فلوشیپ روان درمانی فقط بهانه ای بود که آنها به هدف اصلی خود که همانا بالا کشیدن روانکاوی بود دست یابند. رویای بلندپروازانه انجمن روانپزشکان. آنها تصور کرده بودند که با مغلطه کردن روان درمانی و روانکاوی می توانند یک دهه دستاورد انجمن فرویدی و دو دهه تلاش شبانه روزی دکتر کدیور را بنام بزنند. زهی خیال باطل. تازه خود همین فلوشیپ روان درمانی هم مورد اعتراض تشکل های مختلف روانشناسان قرار گرفت که آن را دخالت در کار خود تلقی کرده و آنها هم از مجاری خاص خود موضوع لغو این مجوز را در دستور کار قرار داده اند. تا امروز تعدادی از مقامات وزارت بهداشت از این تصمیم دفاع کرده و تعدادی از مقامات وزارت علوم و حتی بعضی از نمایندگان مجلس به نفع روانشناسان و در مخالفت با این فلوشیپ اعلام موضع کرده اند. و این یعنی که “روان درمانی” که پسوند “درمان” را هم یدک می کشد هنوز قبائی است که برای تن روانپزشکان گشاد است روانکاوی که اصلاً جای خود دارد.

اما اشاره شخص دکتر محمد صنعتی به تغییر رویکرد در دولت یازدهم چندان هم بیراه نبود. اشاره ای که ما را به سمت مقام یا مقام های “محرمانه” فوق الذکر هدایت می کند. در ابتدا این معاون آموزشی وزیر بهداشت دکتر ضیائی بود که در مقام پاسخ به اعتراض های روانشناسان در مورد فلوشیپ روان درمانی سهواً یا عمداً روان درمانی و روانکاوی را خلط کرد. پس از آن هم نوبت به خود وزیر بهداشت رسید. گوئی در ایران علم هنوز از سیاست جدا نشده و بستگی به دولت ها و سلائق آنها و تیم های مدیریتی وزارتخانه ها دارد. در هر صورت ظاهراً پس از “تغییر برخی مسئولان” (!!!) است که معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید پزشکی نامه محرمانه برای تعطیل کردن انجمن فرویدی دریافت می کند. وگرنه در ۹ سال گذشته که چنین نامه هائی نبود انجمن فرویدی هم مشکلی نداشت. ناگفته نماند که انجمن فرویدی به نحو شایسته ای پاسخ این دو مقام را در وبسایت خود داد و آنها هم هرگز بیش از دو بار اظهارات خود را تکرار نکرده اند.

اما نکته بسیار حائز اهمیت اینست که هیچیک از مسئولان” وزارت بهداشت قبل از تغییر یا بعد از تغییر” هرگز حاضر نشدند پای سندی که می توانست روانکاوی را زیر مجموعه ای از روانپزشکی و به تبع آن زیر مجموعه ای از پزشکی بکند را امضا کنند و هرگز موجود عجیب الخلقه ای بنام فلوشیپ روانکاوی در ایران متولد نشد. اظهارات مسئولان بعد از تغییر” اگر هم جانبدارانه و عمدی بوده باشد هرگز از حرف فراتر نرفت و هرگز کتبی و رسمی نشد. و این یعنی این که روانکاوی در سطح بین المللی دارای نهادهای بسیار قدرتمندی است که اجازه این گونه دخالت ها را در کار خودش به هیچیک از مقامات دولتی نمی دهد و این که علم سیاست نمی شناسد. این چنین است که این مقام “محرمانه” طرفدار لابی روانکاوان قلابی در وزارت بهداشت دست به دامن یک گزارش خلاف واقع در مورد یک “موسسه پزشکی بدون اخذ مجوز” می شود تا حالا که نمی توان علم را “سیاسی” کرد حداقل شاید بتوان آن را “قضائی” کرد!

البته ظاهراً آنها تا حدودی موفق شده اند توپ را در زمین قوه قضائیه بیندازند زیرا به نظر می رسد توانسته اند وانمود کنند که نام “انجمن فرویدی” فقط یک پوشش است و هیچ وزنه قانونی دربر ندارد. یعنی از آنها هیچ توضیحی در مورد ماهیت و کم و کیف این “انجمن فرویدی” خواسته نشده و خود مقام محترم قضائی هم تحقیقات لازم را برای روشن شدن این موارد انجام نداده است. وگرنه چگونه ممکن است حکم بازرسی از یک نهادی را که با مجوز رسمی از وزارت کشور فعالیت می کند را به بازرسان یک وزارتخانه دیگر یعنی وزارت بهداشت بدهد و وزارت محترم کشور جمهوری اسلامی و مجوزهای صادره از طرف آن را بدون ارزش تلقی کند؟؟؟!!! اگر وزارت بهداشت حالا بعد از ۹ سال بیادش افتاده که با فعالیت های انجمن فرویدی و مجوز آن از طرف وزارت کشور مشکل دارد آیا نمی بایست آن را مستقیماً در خود قوه مجریه حل کند؟؟؟ و آیا اگر این حل اختلاف در خود قوه مجریه ممکن نشد و نیاز به دخالت قوه قضائیه شد نمی بایست از طریق دیوان عدالت اداری و یا بازرسی کل کشور باشد و این دادسرای جرایم پزشکی (!!!) است که برای این منظور ذیصلاح است؟؟؟!!!

جالب است که در ملاقاتی که با جناب بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای ناحیه ۱۹ تهران ویژه جرایم پزشکی داشتیم ایشان از ما جواب استعلام وزارت کشور از وزارت بهداشت را خواستند!!! ما بی خبران که فکر می کردیم در این کشور تفکیک قوا وجود دارد و مقامات هر یک از شعب دادسراهای این کشور نمی توانند مستقیماً تصمیمات وزارتخانه ها را مورد ارزیابی قرار دهند!!! ایشان حتی در ملاقات بعدی خانم دکتر مشهدی با ایشان اظهار کردند که دفعه بعد دکتر کدیور با یک ضامن خدمت ایشان برسند، گوئی برای آن چیزی که حتی در ذهن شاکی هم بیشتر از “کار پزشکی یک پزشک بدون پروانه مطب” نیست می توان حکم بازداشت صادر کرد!!! ماده ۲ قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی ودرمانی بجز تعطیل موسسه و حداکثر ده میلیون ریال جریمه نقدی و نهایتاً ضبط اموال موسسه به نفع دولت آنهم در بار سوم تکرار تخلف مجازات دیگری را در نظر نمی گیرد. پس چگونه است که این مقام محترم قضائی بخودش اجازه می دهد به اصطلاح “توی دل متهم را خالی کند”؟ آیا این به آن دلیل نیست که ایشان بخوبی واقف است که در صدور حکم بازرسی خود تعجیل کرده و تحقیقات لازم را انجام نداده است؟

فعالیت های “انجمن فرویدی” کاملاً قانونی و تماماً در چارچوب اهداف اساسنامه ای اش که به تأیید وزارت کشور رسیده می باشد و کسانی هم که در وزارت بهداشت با این انجمن مشکل دارند بخوبی آن را می دانند. تنها چیزی که آنها می خواهند تعطیل کردن این انجمن و این فعالیت هاست. هدف آنها فقط پلمب کردن در دفتر این انجمن هر چند موقتی است. در ابتدا در تاریخ ۲۸ آذر ۹۴ سعی کردند مستقیماً توسط بازرسان تحت امر خود وزارت بهداشت این کار را انجام دهند و حالا هم امیدوارند خواسته اشان توسط دستگاه قضا و با گمراه کردن و مغلطه و سفسطه صورت واقعیت بگیرد. کما این که می خواستند در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۴ با یک حکم “بازدید” مقام قضائی اقدام به پلمب کنند!!!

در واقع این شاکی است که باید ابتدا اثبات کند که صلاحیت طرح شکایت را در آن دادسرای تخصصی دارد. یعنی که اثبات کند که روانکاوی در زیر مجموعه پزشکی قرار می گیرد. برای اثبات این امر هم کافیست بتواند ثابت کند که در ایران و یا در یکی از کشورهائی که دارای اعتبار علمی شناخته شده ای هستند دانشگاه معتبری دارای رشته تخصصی یا فوق تخصصی روانکاوی است! فقط همین! اداره کل سازمان های مردم نهاد وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران ۲ سال جستجو کرد و نیافت. برای همین هم به ما پروانه فعالیت در راستای “برسمیت شناساندن روانکاوی بعنوان موضوعی مستقل از روانشناسی، روانپزشکی، مشاوره و روان درمانی” داد. و تا آن زمان این مقام “محرمانه” وزارت بهداشت باید خون خونش را بخورد و دم برنیاورد. در حقیقت فروید ،پدر علم روانکاوی، نام علمی را که توسط او کشف و بنا شد با دقت توصیف ناپذیری انتخاب کرد: Psychoanalysis. او نامی را برگزید که هیچ اشاره ای نه به درمان و نه به پزشکی در آن وجود نداشته باشد، زیرا بخوبی می دانست وقتی این علم ابعاد شگفت انگیز خود را به عالم بشناساند پزشکان سعی خواهند کرد آن را به تصاحب خود درآورند و سندش را بنام خود بزنند. البته حتی او هم فکرش را نمی کرد که روزی در دنیا کشوری پیدا شود که یک وزارتخانه مخصوص پزشکان ایجاد کند و “خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی” را رسمیت ببخشد!!!

و اکنون می رسیم به موضوع آن کنگره ی غیر قانونی که قبلاً به آن اشاره شد.

در خرداد ۹۳ و بلافاصله – واقعاً بلافاصله – پس از خبر تصویب فلوشیپ روان درمانی ناگهان پوستری بر درودیوارهای بیمارستان های روانپزشکی و دانشگاه های علوم پزشکی سبز شد که خبر از برگزاری “اولین کنگره روانکاوی و روان درمانی پویای ایران” در تاریخ ۱۹ تا ۲۱ مهر ۹۳ می داد. در این پوستر در رأس سازمان ها و تشکل هائی که متولی این کنگره معرفی شده بودند نام انجمن علمی روانپزشکان به چشم می خورد (دو تصویر از دو پوستر این کنگره ضمیمه است). ما که در انجمن فرویدی از تلاش های چندین ساله این انجمن به اصطلاح علمی برای بالا کشیدن روانکاوی خبر داشتیم و حتی قبل از لغزش زبانی سردسته باند روانکاوان قلابی محمد صنعتی، می دانستیم که فلوشیپ روان درمانی فقط مسکنی برای تسکین درد “به بن بست رسیدن فلوشیپ روانکاوی” است، دست به کار شدیم و تحقیقات گسترده خود را آغاز کردیم. در مورد سوابق تحصیلی و کاری محمد صنعتی که بعنوان دبیر علمی این کنگره معرفی شده بود یافته های ما حیرت انگیز بود.

در سایت رسمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد سوابق تحصیلی او ذکر شده بود: “وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان” (!!!) گردید. سپس تحصیلات فوق تخصص خود را در رشته رواندرمانی “دانشگاه روانپزشکی لندن” (!!!) به پایان رساند. عین همین متن در صفحه ویکی پدیایی بنام محمد صنعتی تکرار شده بود (تصویر هر دو مطلب ضمیمه است). جالب تر این که عین همین اراجیف در سایت شخصی خود محمد صنعتی هم تکرار شده بود.

برای یک روانکاو با تجربه عضو انجمن جهانی روانکاوی همچون دکتر کدیور جای هیچ شبهه ای وجود نداشت که ما با یک شیاد بی شرم روبرو هستیم. او از اعضای انجمن فرویدی خواست که تحقیقات گسترده ای را در مورد این دو مکان یعنی  “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان” و “دانشگاه روانپزشکی لندن” انجام دهند. نتیجه تحقیقات از قبل روشن بود: چنین جاهائی در روی کره زمین وجود نداشت.

با اینهمه اعضای انجمن فرویدی باور نمی کردند که یک چنین دروغ بی شرمانه ای در سایت رسمی بزرگترین ، مهم ترین و قدیمی ترین دانشگاه علوم پزشکی کشور چاپ شده باشد و کسی هم متوجه آن نشده باشد. لذا ما در سایت رسمی انجمن فرویدی یک فراخوان دادیم و از همه مردم ایران دعوت کردیم که برای پیدا کردن این دو مکان ما را یاری رسانند، که البته این تلاش هم بی ثمر ماند. اما نتیجه تمام تحقیقات ما بر روی سایتمان رفت و همه مردم ایران هم از آنها آگاه شدند.

اما این سوال همچنان بی جواب ماند: چطور ممکن است که یک چنین دروغ بی شرمانه ای در سایت رسمی بزرگترین ، مهم ترین و قدیمی ترین دانشگاه علوم پزشکی کشور چاپ شده باشد و کسی هم متوجه آن نشده باشد؟؟؟

اما فکر می کنید نتیجه روشنگری های سایت انجمن فرویدی که از ۳۱ شهریور ۹۳ آغاز شده بود چه بود؟ در ۱۴ مهر ۹۳ (۶ اکتبر ۲۰۱۴) و درست ۵ روز قبل از برگزاری آن کنگره غیرقانونی، در صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی دروغ بی شرمانه قبلی با دروغ وقیحانه دیگری جایگزین شد: “تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی او در بیمارستان های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن بوده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان (MRCPsych) گردید”!!!

همانطور که ملاحظه می فرمائید در ورژن جدید از دروغ های بی شرمانه دیگر حرفی از “فوق تخصص رواندرمانی” نیست و بجای آن “تحصیلات روانکاوی” (!!!) آنهم در “بیمارستان های لندن مانند…” (!!!) آمده. ظاهراً این شیاد کارکشته واقعاً مردم ایران را احمق فرض کرده که فکر می کند می تواند چنین جملاتی را به خورد آنها بدهد. از زمان تأسیس انجمن فرویدی و در اثر تلاش های بی وقفه اعضای آن اکنون دیگر حتی رفتگران این مملکت هم می دانند که برای روانکاو شدن باید خود شخص برای سالهای سال روانکاوی شده باشد آنهم توسط یک روانکاو آموزشی معتبر و به رسمیت شناخته شده توسط یکی از نهادهای معتبر بین المللی روانکاوی، و استناد به “تحصیلات” در “بیمارستان های” نا مشخص حتی کودکان را نیز به خنده می اندازد. بگذریم که همین “تحصیلات” در “بیمارستان های” نامشخص حتی درد مدرک روانپزشکی او را هم درمان نمی کند. کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان هم جائی ست که هر کسی می تواند با پرداخت یک حق عضویت عضو آن شوند و درست برابر انجمن علمی روانپزشکان در ایران است و عضویت در آن هم برای کسی مدرک تحصیلی به همراه نمی آورد. کما این که در این مطلب ویکی پدیا هم هنوز فقط صحبت از “عضویت” است و نه چیز دیگری.

محمد صنعتی که ۳۰ سال استادی دانشگاه و مطب داری ۲۴ ساعته به عنوان روانپزشک و فوق تخصص روان درمانی به مذاقش خوش آمده بود با خودش فکر کرد که در این کشور بی در و پیکر می تواند با یک “هورت” روانکاوی را هم بالا بکشد و به ریش دنیا بخندد، غافل از این که سالها قبل از آن مسئولان اداره کل سازمان های مردم نهاد وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسیده بودند که باید از وقوع چنین رذالتی جلوگیری کرده و کار را به دست کاردانانش بسپرند. اعضای انجمن فرویدی هم در این کنگره غیرقانونی حق غاصبان و شیادان را کف دستشان گذاشتند و زحمات مسئولان وزارت کشور را تا حدودی جبران کردند. آنها در این کنگره غیر قانونی نشان دادند که برای دفاع از اهداف اساسنامه ای خود با هیچکس رودربایستی ندارند و اگر با تلاش های جانفرسای خود بند ۴ از ماده ۹ اساسنامه خود را به تصویب وزارت کشور رسانده اند برای چنین روزهائی بوده است. در این بند به صراحت قید شده: تعامل با دستگاه های ذیربط و ارائه راهکار و پیشنهاد برای به رسمیت شناختن روانکاوی بعنوان موضوعی مستقل از علوم روانشناسی، روانپزشکی، مشاوره و رواندرمانی و ضابطه مند کردن استفاده از نام روانکاوی در ایران و هماهنگ کردن آن با ضوابط بین المللی.

بعد از افتضاح “اولین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران” سایت رسمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در تاریخ ۲۹ مهر ۹۳  واکنش نشان داد و درباره سوابق تحصیلی محمد صنعتی این گونه قلمفرسایی کرد: “وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید”!!! (سند ضمیمه است).

آه از روانکاوی هم دیگر حرفی نیست! رویال کالج هم که تا ۱۵ روز پیش فقط به “عضویت” آن در می آمدند اکنون “درجه تخصصی” می دهد! مثل این که کسی ادعا کند درجه تخصصی روانپزشکی خود را از انجمن علمی روانپزشکان ایران گرفته!

با اینهمه ما به چنین قیاسی اکتفا نکرده و از رویال کالج روانپزشکان انگلستان استعلام کردیم. پاسخ آنها صریح و روشن بود:

رویال کالج روانپزشکی نه مدرک می دهد و نه درجه تخصصی

The Royal College of Psychiatry does not give diplomas or degrees!!! (سند ضمیمه است).

شکی نیست که حذف واژه های روانکاو و روانکاوی از رزومه این شیاد حاکی از عقب نشینی گسترده او در مقابل فشارهای انجمن فرویدی و به معنای شکست قطعی یکی از استراتژی های سردسته باند روانکاوان قلابی است که او را وادار کرده از خیر این القاب بگذرد. اما یک سال بعد و در مهر ۹۴ است که مشخص می شود استراتژی این باند با حمایت همه جانبه وزارت بهداشت چرخش عجیبی گرفته است. در استراتژی جدید روانکاوی اصولاً جزئی از روانپزشکی محسوب می شود و در آن مستتر است! اما حیف که بند ۴ از ماده ۹ اساسنامه انجمن فرویدی که در بالا به آن اشاره شد به تصویب وزارت کشور جمهوری اسلامی رسیده و جنبه قانونی گرفته است. و بالاتر از آن این که خود آنها هم گاف بسیار بزرگی داده اند و یک “اولین کنگره روانکاوی” برگزار کرده اند! “اولین کنگره روانکاوی” مستقل از هرگونه استنادی به روانپزشکی! “اولینی” که فقط بعد از تصویب فلوشیپ رواندرمانی مشروعیت یافت و هرگز هم در روانپزشکی مستتر نبود، وگرنه اولین کنگره روانپزشکی اولین کنگره روانکاوی هم می بود و نیازی به یک کنگره جداگانه نبود!!!!!! و فقط با پیش گرفتن این استراتژی است که آن مقام “محرمانه” در وزارت بهداشت می تواند دست به کار تعطیل کردن انجمن فرویدی شود و نامه های “محرمانه” به اقصی نقاط تهران بفرستد و در مورد پروانه فعالیت انجمن فرویدی و اساسنامه آن خود را به کری و کوری بزند . به این استراتژی جدید متعاقباً خواهیم پرداخت. فعلاً برمی گردیم به سریال رزومه های محمد صنعتی.

در مورد (عدم) سوابق تحصیلی محمد صنعتی ما همه اسناد و مدارک و یافته های خود را در مورد این شیاد بزرگ و رئیس باند روانکاوان قلابی در سایت رسمی خود گذاشتیم، با اینهمه اگر از دیوار صدا درآمد از دانشگاه علوم پزشکی تهران و “وزارت متبوع” هم صدا درآمد! آخر چگونه ممکن است؟ آقای کردان که یک وزیر بود استیضاح شد و برکنار شد چگونه است که کسی زورش به محمد صنعتی در “وزارت متبوع” نمی رسد؟ این “وزارت متبوع” که اینقدر برای پلمب کردن دفتر انجمن فرویدی تروفرز عمل می کند و سیلی از نامه های “محرمانه” را به اقصی نقاط تهران سرازیر می کند چگونه است که در مورد مدرک تحصیلی نداشته این مرد چشمانش را می بندد و اصلاً بروی مبارک نمی آورد؟ و چگونه است که معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که مطب ۲۴ ساعته این شیاد در حوزه استحفاضی اش است ۳۰ سال تمام یک چنین تخلفی را نادیده گرفته ولی برای پلمب کردن دفتر انجمن فرویدی یک حکم “بازدید” از طرف بازپرس را کافی می داند؟؟؟ تازه ۳ ماه قبل از آن که بدون همین حکم “بازدید” هم قصد داشتند دفتر انجمن فرویدی را پلمب کنند!!! اما کاش “وزارت متبوع” – و مطبوع برای محمد صنعتی! – به همین اکتفا می کرد!

کنگره غیرقانونی ای که تحت عنوان “اولین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران” که توسط انجمن علمی روانپزشکان و به دبیری علمی محمد صنعتی روانپزشک قلابی برگزار شد از نظر محتوا نیز چیزی جز مشروعیت بخشیدن به تعفن اعمال هرروزه روانکاوان قلابی نبود. در مدت سه روز این به اصطلاح کنگره تلاش شد که تعفن “انتقال متقابل” و عاشق و واله شدن و ازدواج و روابط جنسی “روانکاو” با بیمارش امری عادی و پیش پا افتاده و حتی الزامی جلوه داده شود (فایل صوتی همه سخنرانی ها موجود است). در یک کلام آن چیزی که آخر هفته ها در ویلاهای شمال کشور اتفاق می افتد شد روش درمان معمول در روانکاوی!!! و وقتی که حمایت های همه جانبه وزارت بهداشت را از این “کنگره” در نظر بگیریم ناچار باید از خود بپرسیم واقعاً در این مملکت چه خبر است؟؟؟ و وزارت بهداشت توسط چه تیمی اداره می شود؟؟؟ و قصد واقعی این تیم از اشاعه انحطاط اخلاقی و به بردگی جنسی کشاندن بیماران دردمند این کشور اعم از زن و مرد چیست؟؟؟

ما که هنوز از حمایت پنهان وزارت بهداشت از برگزار کنندگان این “کنگره” آگاهی نداشتیم بر آن شدیم تا برای مقابله با اهداف آنها به این وزارتخانه شکایت بریم. در ۶ بهمن ۹۳ شکایت انجمن فرویدی تقدیم وزارت “متبوع-مطبوع” شد (متن شکایت ما ضمیمه است). ولی دریغ از یک جواب. آنجا بود که متوجه شدیم فقط این وبسایت ما و افشاگری هایش نیست که آنها نمی خواهند ببینند بلکه حتی نامه ای را هم که خطاب به “وزیر محترم بهداشت” نوشته بودیم! بعد از هشت ماه پیگیری و دنبال نخود سیاه فرستاده شدن و نقشه برداری از کل ساختمان وزارت بهداشت سرانجام جواب این وزارتخانه توسط پست سفارشی در تاریخ ۱۴ مهر ۹۴ بدست ما رسید. پاسخ “خردمندانه” آنها حیرت انگیز بود. آنها در این نامه اظهار تأسف کرده بودند که یک انجمن با تعداد اعضای اندک از یک انجمن با بیش از هزار عضو شکایت کند (به خداوندی خدا حقیقت محض است)!!!!!!! (پاسخ وزارت بهداشت ضمیمه است). در یک کلام می توان گفت که پاسخ “دخو” هم به این پرتی نیست! اینجا بود که ما برای اولین بار سوالات بالا را از خود پرسیدیم: واقعاً در این مملکت چه خبر است؟؟؟ و وزارت بهداشت توسط چه تیمی اداره می شود؟؟؟

در نتیجه ما برآن شدیم که با خود وزیر و دور از اعوان و انصار و آن “تیم اداره کننده” مشکوک ملاقات کنیم. لذا در تاریخ چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ با تعدادی از اعضای انجمن به آن وزارتخانه مراجعه کردیم. اما هرگز ملاقاتی با وزیر صورت نگرفت، حتی پس از ۲۴ ساعت انتظار! در عوض در این مدت ۲۴ ساعت با انواع و اقسام تحقیرها و توهین ها و هتک حرمت ها از جانب تعدادی از عوامل حراست این وزارتخانه روبرو شدیم. این آخرین تلاش ما در جهت پایان دادن به هرج و مرج روزافزون ایجاد شده توسط باند روانکاوان قلابی در چارچوب وزارت بهداشت بود. بعد از آن اولین اقدام ما مراجعه به دادسرا و شکایت از آن عوامل حراست بود (پرونده این شکایت در حال بررسی در دادسراست).

اما از آنجائی که این کشور هم جمهوری است و هم اسلامی رئیس وقت حراست وزارت بهداشت به سرعت برکنار شد. و ما شکی نداریم که دیگر مقامات این وزارتخانه نیز مورد مواخذه قرار گرفته اند.

اما از آنجائی که قرار نبود برای شگفتی های ما پایانی وجود داشته باشد درست دو هفته بعد و در تاریخ ۲۹ مهر ۹۴ شخص وزیر بهداشت وارد عمل شده و بی پروا و بدون در نظر گرفتن جایگاه وزیری خود در یک بازدید “سرزده” (شما بخوانید هول هولکی) از یک بیمارستان روانپزشکی این سخنان را ایراد می کند:  “در کشورهای پیشرفته دنیا، روان کاوی و روان درمانی بخشی از روانپزشکی است و اخیرا هم پس از دوره تخصص، رشته ای جدید تحت عنوان فلوشیپ روان درمانی راه اندازی شد و ما نیز بر توسعه این رشته توجه داریم”!!! گوئی شخص محمد صنعتی است که از دهان وزیر صحبت می کند. شما یاد فیلم جن گیر نمی افتید؟! (خبر سایت برنا نیوز ضمیمه است).

الله اکبر! وقتی وزارتخانه ای چنین وزیری دارد چنان جواب های “دخووار” هم از او دور از انتظار نیست! ما را بگو که بدوبدو رفتیم به آقای روحانی رأی دادیم، آنهم در سفارتخانه ایران در پاریس و در بحبوحه یک کنگره بسیار مهم!  حداقل در دولت های آقای احمدی نژاد ۷ سال تمام برای این باند روانکاوان قلابی تکرار کرده بودند که در هیچ کجای دنیا چیزی بنام فلوشیپ روانکاوی وجود ندارد که ما در ایران بخواهیم داشته باشیم. نمی دانیم چرا یاد آن عبارت کذائی محمد صنعتی در آن کنگره کذائی می افتیم: “پس از تغییر برخی مسئولان در سال ۱۳۹۲”!!!

“در کشورهای پیشرفته دنیا”!!! اتفاقاً ما هم معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی را روی همین نکته به چالش کشیدیم: این که حداقل یک “کشور پیشرفته دنیا” را پیدا کند که در آن روانکاوی بخشی از روانپزشکی باشد! و اگر – فقط اگر – موفق به این کار شد بعداً از انجمن فرویدی و یا شخص دکتر میترا کدیور به دادسرای “جرایم پزشکی”! شکایت کند!

این وزیر عهد ناصرالدین شاه که هنوز خیال می کند که این پست و مقام است که به کلام فردی مشروعیت می بخشد و همچون انسان های بدوی در عالم بیداری wish fulfilment !!! دارد و هرگز و هرگز و هرگز برایش جا نیفتاده که در یک دموکراسی عمر وزارت یک وزیر به اندازه عمق درایت اوست، در مقابل چند دوربین و تعدادی خبرنگار جوگیر شده و به خفت تمام نشان می دهد که هرگز یک “کشور پیشرفته” را برای مدت زمانی بلندتر از چند روز تعطیلات ندیده است! هیهات! البته ندیدن یک “کشور پیشرفته” بخودی خود گناه نیست، جوگیر شدن جلوی چند دوربین و پز “کشور پیشرفته” دادن سخیف است! آنهم برای کسی که وقتی این جناب وزیر هنوز در دبستان بود برای یافتن گنج فرویدی خاک “کشورهای پیشرفته” را زیرورو کرد! ولی خوب شاید اگر ما هم همچون این وزیر دو دختر روانپزشک داشتیم که زیر دست امثال محمد صنعتی پرورش یافته بودند و هیچ امیدی هم نداشتیم که این دختران روزی بتوانند پز کسب دانش کردن در “کشورهای پیشرفته” را بدهند، بله شاید ما هم در عالم بیداری دچار Wish fulfilment (تحقق آرزو) می شدیم و در مقابل چند دوربین از تنگی قافیه به جفنگ می افتادیم. ای بابا از دست این ناخودآگاه! نمی دانیم چرا باز یاد آن مقام “محرمانه” و آن نامه های “محرمانه” افتادیم؟! بویژه این که این وزیر به همین یک بار اکتفا نکرده و بار دیگر در نمایشگاه مطبوعات در ۱۹ آبان ۹۴ فرصت را مغتنم شمرده و افاضات فرمودند:   “این سخن که روانپزشک نمی‌تواند روانکاوی کند، حرف نادرستی است که برخی از افراد می‌زنند. کار روانپزشک روانکاوی است.”!!! (خبر ایسنا ضمیمه است). بله این بار دیگر این وزیر عهد ناصری از “کشورهای پیشرفته” هم مایه نگذاشته و رسماً از جایگاه “بهداشت السلطنه” سخن گفته! البته ما هم در سایت انجمن فرویدی طعم “آزادی بیان در یک دموکراسی” را به او چشاندیم، جوری که او از عهد ناصرالدین شاه “یکهو” پرت شد وسط سال ۲۰۱۵! و طمع یک شبه روانکاو کردن دخترانش تبدیل شد به دغدغه پاسخگوئی به مجلس!

اما پند این حکایت در این نکته است که وقتی کس یا کسانی در عهد ناصری متوقف شده باشند و در سال ۲۰۱۵ به آنها تفهیم شود که در یک دموکراسی این فقط وزیران و اعوان و انصارشان نیستند که می توانند از رسانه ها در جهت اهداف خود استفاده کنند و آزادی بیان هدیه ایست که در دسترس همه شهروندان است، چه می کنند؟؟؟ آنها از خیر مبارزه رودررو و شفاف رسانه ای می گذرند و از طریق مقام های “محرمانه” متوسل به نامه های “محرمانه” و “روش های قجری” می شوند!!! بدین ترتیب نقشه ماکیاولی معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی برای گمراه کردن دستگاه قضا و رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی جامه عمل می پوشد.

و خداوند نه تنها بزرگترین که مکرالماکرین نیز هست!

 

 

برای محکم تر شدن هر چه بیشتر ایمان خودمان به مکرالماکرین بودن خداوند یکتا، متن دفاعیات دکتر میترا کدیور در پرونده ای که در دادسرای نظام پزشکی در اسفند ۹۳ برعلیه او تشکیل – و تاکنون نیز برای آن حکمی صادر نشده – را می آوریم (کل پرونده ضمیمه است).

 

با تقدیم احترامات

دکتر میترا کدیور رئیس هیئت مدیره انجمن فرویدی

دکتر مرجان پشت مشهدی عضو هیئت مدیره انجمن فرویدی

دکتر منصوره اردشیرزاده عضو هیئت مدیره انجمن فرویدی

 

با تشکر از مراحم عالیه و با تقدیم احترامات به حضور شما ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران

                                                                                         میترا کدیور

                                                                                        ۵ مرداد ۹۵

 

عکس نامه محرمانه وزارت بهداشت


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=24981

  تاریخ انتشار: ۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت: ۱۲:۵۴