جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:اعدام های غیر فقهی و غیر شرعی، حکم قصاص آرمان عبدالعالی، درسنامه های دکتر کدیور، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

ناهید جون عجیب ترین مادر «داغدیده!» ی جهان!

در پست قبلی نوشته بودم:

ناهید جون کمتر از ۴ سال بعد از “قتل فجیع!” ادعائی دخترش دنبال سفر بر روی کشتی تفریحی در آمریکای جنوبی بوده!!

کافی است یک سری به بهشت زهرا بزنید و مادرانی را که فرزندان خود را از دست داده اند ببینید. تمامی آنها فرزندانشان را در اثر بیماری یا حادثه رانندگی از دست داده اند. آنها سالهاست که به مسافرت نرفته اند. در بهترین حالت توانسته اند یک سفر زیارتی بروند. ولی ناهید جون…!!

(لینک)

 

و در مطلب دیگری نوشته بودم:

من از روز اولی که ویدیوهای این زن و شوهر را دیدم متوجه این امر شدم که آنها دروغ می گویند. دروغ می گویند، نقش بازی می کنند و بسیار اصرار دارند بگویند که غزاله بدون هیچ شک و شبهه ای به قتل رسیده و قاتلش هم آرمان است. در تمام مدت هم همه را بازی می دهند که مردم را امیدوار کنند که ممکن است رضایت بدهند. آنها حتی پدر و مادر آرمان را هم با این بازی ها خام و امیدوار کرده اند. ولی واقعیت چیز دیگری است.

(لینک)

در نتیجه خود من در چند ماه اخیر همان کاری را کرده ام که در پست دیروز از دیگران خواسته ام که انجام دهند: یعنی سری به بهشت زهرا بزنند و مادران داغدیده را ببینند. تجربه بسیار آموزنده و بسیار تکان دهنده ای بود. نمونه هائی از این تجربیات را ارائه می دهم.

نمونه اول: زنی حدود ۷۰ سال که پسر بیمارش را ۸ سال پیش از دست داده. پسرش مبتلا به سرطان بوده و دو سال آخر زندگیش را عملاً در بستر مرگ سپری کرده. یعنی این که مرگ آن فرزند برای مادرش غیرمترقبه نبوده و دو سال تمام فرصت داشته تا خود را برای مرگ غیرقابل اجتناب او آماده سازد. با اینهمه آن زن بعد از ۸ سال هنوز در لباس سیاه عزاست و زندگیش فقط یک روزمرگی بین دو پنجشنبه است. پنجشنبه هائی که او بعد از رفتن بر سر مزار پسرش بقیه روز را هم به تمام مردگان فامیلش سر می زند (چون نمی خواهد بهشت زهرا را ترک کند).

نمونه دوم: زنی زیر ۶۰ سال که پسرش را ۶ سال پیش در اثر ایست قبلی از دست داده. بالطبع او هیچ آمادگی برای مرگ پسرش نداشته و آن مرگ ناگهانی برای او یک شوک و ضربه هم بوده است. در سه سال اول بعد از مرگ پسرش او هر روز به بهشت زهرا می رفته ولی اکنون به هفته ای سه یا چهار بار تقلیل داده. او هنوز هم سر و وضعی بسیار آشفته دارد و مشخص است که حتی خودش را در آینه نیز نگاه نمی کند. حرف زدنش نیز بسیار مغشوش است و فقط حرف می زند که حرف زده باشد.

نمونه سوم: زنی است که ده سال پیش پسرش خودکشی کرده. او و همسرش ده سال است که زمستان و تابستان هر پنجشنبه حدود ساعت ۲ بعد از ظهر به بهشت زهرا رفته و تا موقع بسته شدن درها سر مزار پسرشان بدون کلمه ای حرف می نشینند و به سنگ مزار خیره می شوند.

نمونه چهارم: زنی که ۵ سال پیش پسرش را در یک حادثه رانندگی از دست داده. او بخوبی بخاطر دارد که در چهارمین سالگرد فوت پسرش سر مزار او خطاب به پسرش گفته بود: پسر جان توانستم زنده بمانم.

از این نمونه ها تا بی نهایت وجود دارد و همگی در تناقض فاحش با مورد ناهید جون است که فقط سه سال و نه ماه بعد از “قتل فجیع!” ادعائی دخترش در پی رزرو جا برای سفر تفریحی بر روی کشتی است و برای تعطیلات نوروزیش در سه ماه بعد برنامه ریزی می کند!!

فقط احمق ها نمی بینند! ای نفهم ترین ملت جهان!

  


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=59985

  تاریخ انتشار: ۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت: ۰۸:۵۹