یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

ناهشیار ساختاری مشابه زبان دارد

نویسنده: امیر رشادت

پس از اندک مدتی فهمیدم از آن گروهی محسوب می‌شوم که به قول هبل مزاحم خواب جهان می‌شوند.

زیگموند فروید

این نظر که ناهشیار ساختاری مشابه زبان دارد نظریۀ محوری لاکان و محتملاْ نافذترین دستاورد او در روانکاوی و نیز مطالعات ادبی و فرهنگی است. فروید ناهشیار را قلمروی فاقد نحو و دستور زبان توصیف کرد؛ قلمروی بدون زمانمندی یا تناقض. آیا این در تناقض آشکار با نظر لاکان نیست؟ به نزد فروید، همه حالات روانی یا ایده هستند (بازنمایی‌ها) یا ایده به علاوه تأثیر (انرژی) و از این لحاظ او میان «واژه-صورت‌ها» – محصول فرایند ثانوی تفکر آگاهانه – و «چیز-صورت‌ها» – محصول فرایندهای اولیۀ ناهشیار – فرق می‌گذارد. اندیشۀ فروید حاوی ایده‌های بسیار پیچیده‌ای است و او هرگز منظور خود را از آن‌ها به وضوح شرح نداد. بسیاری از منتقدان تفاوتگذاری فروید میان فرایندهای اولیه و ثانویه را چنین تعبیر کرده‌اند که تفکر آگاهانه مربوط به زبان است در حالی که ناهشیار مربوط به تصاویر و احساسات است. لاکان کاملاً مخالف این نگرش است .
از نظر لاکان، ناهشیار تحت تأثیر قواعد دال است چرا که زبان است که تصاویر حسی را به ساختار ترجمه می‌کند.  ما ناهشیار را صرفاً از طریق سخن و زبان می‌شناسیم؛ بنابراین گونه‌های مشابهی از روابط میان عناصر ناهشیار، دال‌ها و دیگر اَشکال زبان وجود دارد. ناهشیاراز طریق بیان روشن سوژه در نظام نمادین، ساخته می‌شود.
ناهشیار لاکانی ناهشیار فردی نیست، برخلاف مفهومی که فروید از ناهشیار مراد می‌کند؛ حتی به مفهمومی که کارل گوستاو یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) در نظر دارد ناهشیاری جمعی هم نیست، که انبار یا مخزن تصاویر اسطوره‌ای (کهن الگوها) و میراث نژادی باشد. ناهشیار لاکانی اثر نمادین ترا فردی‌ای بر سوژه است. از این مفهوم سه رأیِ مرتبط بر می‌آید:
۱- ناهشیار ماهیت زیستی ندارد بلکه چیزی است که دلالت می کند.
۲- ناهشیار اثر – اصابت – نظام نمادین ترا فردی بر سوژه است.
۳- ناهشیار ساختاری مشابه زبان دارد.
از نظر فینک، ناهشیار لاکانی نه تنها ساختاری مشابه زبان دارد بلکه خودِ زبان است، تا آن جا که زبان است که ناهشیار را می‌سازد. این موضوع ما را درگیر باز اندیشی مفهوم زبان می‌کند. به نزد لاکان، زبان صرفاً نطق کلامی یا متن نوشتاری نیست بلکه هر گونه نظام دلالی است که بر مبنای روابط افتراقی استوار است. ناهشیار ساختاری مشابه زبان دارد به این معنی که ناهشیار فرایندی دلالی است که شامل کد گذاری و کد شکنی یا رمز گردانی و رمز گشایی می‌شود. ناهشیار در نظام نمادین در شکاف میان دال و مدلول، از طریق لغزش مدلول در زیر دال و ناکامی تثبیت معنا پا به عرصۀ وجود می‌گذارد. خلاصه، ناهشیار چیزی است که دلالت می‌کند و باید رمز گشایی شود.
لاکان در سمینار بیستم تمایز میان کار برد خودش از اصطلاح «زبان» و زبان شناسی را از طریق نو واژه  la linguisterie صورت بندی می‌کند .زبان شناسی مربوط به صوری سازی زبان و دانش است. اما la linguisterie وجهی از زبان است که زبان شناسی آن را از قلم می‌اندازد این اصطلاح به لحظاتی در زبان اشاره می‌کند که معنا ناکام می‌ماند و فرو می‌ریزد؛ la linguisterie علمِ کلامی است که ناکام می‌ماند. فینک با ظرافت la linguisterie را به «شیطنت  زبان» ترجمه می‌کند که بر بازیگوشی ناهشیار تأکید دارد و این که چگونه ناهشیار همواره جویای به اشتباه افکندن سوژه و کلک زدن به تفکر آگاهانه است. ناهشیار به این معنا و نه به معنای مورد نظر زبان شناسیِ صوری ساختاری شبیه زبان دارد.
منبع: http://psychol.blogfa.com/archive (لازم به توضیح است که این مطلب سال گذشته از این منبع به دست آمده بود ولی هم اکنون قابل دسترسی نیست.)

پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=1580

  تاریخ انتشار: ۲۲ تیر ۱۳۹۳، ساعت: ۱۳:۴۵