پنج شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

نبیند مدعی جز خویشتن را

نویسنده: زهرا نوعی

بزرگش نخوانند اهل خرد              که نام بزرگان به زشتی برد

 

این انتظار که آدم‌ها بر اساس دانش در مورد چیزی اظهار نظر کنند به نظر می‌رسد توقع زیادی نباشد اما متأسفانه مانند خیلی چیزهای دیگر در این دنیا، برخلاف انتظار ما این اظهار نظرهای شتاب زده، بر اساس احساسات و بی پشتوانه آن چنان زیاد دیده می‌شود که آدمی را شوک زده می‌کند. نمونه این اظهار نظر، جملاتی است که ریموند تالیس در مورد ژک لکان، روانکاو برجسته فرانسوی گفته است آن هم به سال ۱۹۹۷(!):

 

«ریموند تالیس (۱۹۹۷، ص ۲۰) در نقد و بررسی زندگی‌نامۀ لاکان سخنش را چنین آغاز می‌کند: «مورخان آینده‌ای که به جستجوی دغلبازی‌های سازمان یافته تحت عنوان نظریه می‌پردازند، بی تردید جایگاهی در خور برای تأثیر روانکاو فرانسوی، ژاک لاکان، قائل می‌شوند. او یکی از پروارترین عنکبوت‌ها در دل شبکۀ اندیشه‌های پریشان و به کلی فهم ناپذیر و اظهارات بدون شاهدِ بی حد و مرز است، که نظریه پردازان از آنها علوم انسانی خودشان را بافته‌اند. بخش زیادی از عقاید جزمی محوری در نظریات معاصر از او ناشی شده است.»» [۱]

 

«بیایید این اظهارات را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهیم، با این انتظار که اندکی تفکر و مقداری اطلاع کارشناسی حتی برای یک قضاوت راحت ضرری در پی ندارد.» [۲]

 

ریموند تالیس، استاد [بازنشسته] [۳] پزشکی سالمندان (Geriatric Medicine) دانشگاه منچستر است. او کتاب‌های متعددی در موضوعات مختلف از جمله داستان، شعر، فلسفه و نقد ادبی و فرهنگی نوشته است. [۴] او همچنین به عنوان یک عصب شناس بالینی شناخته شده است. [۵] تخصص‌های وی به خودی خود نشان می‌دهند که او در مورد روانکاوی مطالعات تخصصی نداشته است اما خب شاید به صورت غیر تخصصی روانکاوی را مطالعه کرده باشد و با نظریات ژک لکان آشنا شده باشد. از آنجا که ریموند تالیس انگلیسی زبان است باید منتظر ترجمه آثار لکان به انگلیسی بوده باشد و این آثار را به زبان خود مطالعه کرده باشد و اینجاست که آدمی دچار حیرت می‌شود چرا که آثار لکان از جمله سمینارهای هفتگی وی که سال‌ها در پاریس برگزار می‌شدند تا مدت­‌ها به زبان انگلیسی ترجمه نشدند. تا سال ۱۹۹۷ فقط ۴ تا از سمینارهای لکان به انگلیسی ترجمه شده بود. حال سؤال اینجاست که این آقا در سال ۱۹۹۷ چه چیزی می‌توانسته از لکان بداند وقتی اکثر آثار لکان مانند سمینارهای هفتگی وی که برای مدت ۲۷ سال برگزار می‌شدند بعد از آن تاریخ به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شده‌اند؟!

 

انگار او با مطالعه بسیار مختصری از آثار لکان در سال ۱۹۹۷، لکان شناس شده و در نقد او مطلب می‌نویسد! چه زیبا در زبان ما گفته شده که «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد».

 

«ژک لکان روانکاو فرانسوی، به اذعان بسیاری برجسته­‌ترین روانکاو بعد از فروید، قطعاً پرکارترین آنها نیز بوده است. ۲۷ سال سمینار هفتگی که در ۲۷ جلد در دسترس است، دو مجلد موسوم به «Ecrits» یا نوشتارها که از پیچیده‌ترین متون قرن حاضر است و صدها مقاله از آثار او هستند. آثار لکان بالغ بر چندین ده­ هزار صفحه است.» [۶] این که آثار «چند ده هزار صفحه»‌ای «دانش مدار»ی [۷] را مطالعه نکنی و بعد در مورد وی چنین مزخرفاتی را بگویی، به ما نشان می‌دهد که چقدر هنوز از انتظارات اولیه‌مان از آدم‌ها دوریم. در مورد این چنین «دانش مدار»ی آن مطالب را گفتن نادانی بسیاری می‌خواهد. انگار «در این دنیای گوساله‌ها و گرگ‌ها و کفتارها اجازه هر کاری از قبل توسط ضحاکی دیوسیرت صادر شده است» [۸]

 

جدا از این قضیه که آدم‌ها بدون دانش و مطالعه اظهارنظر می‌کنند، این ویژگی را نیز دارند که چیزی را که نمی‌فهمند به طور کلی عنوان «غیر قابل فهم» به آن بدهند چرا که با خود فکر می‌کنند آنها مرجع همه چیز و هر دانشی هستند؛ بهتر است بگویم انگار با خود فکر می‌کنند «خدای دانش» هستند!

 

 

نبیند مدعی جز خویشتن را           که دارد پرده پندار در پیش

 

اگر تالیس مطالعه بیشتری می‌کرد یعنی به خود زحمت می‌داد و فقط اندکی تلاش و انرژی صرف می‌کرد قطعاً این نکته را می‌فهمید که علت قابل فهم نبودن گفته‌های لکان برایش این است که او اصلاً «تجربه‌ای» از این مفاهیم ندارد. «روزی لکان اعلام کرد: «من فقط برای روانکاوها صحبت می‌کنم.» این یک روش لکانی برای تأکید بر موضوع تجربه مشترک است.» [۹] دکتر میترا کدیور در این مورد توضیح می‌دهند که: «لکان فی الواقع اصلاً به خود زحمت نداده که حرف‌هایش را قابل درک کند و حتی هستند بسیاری که معتقدند او عمداً چنان نثر سنگینی به کار برده است که مطالبش عملاً غیرقابل درک هستند. این عقیده را من بدین گونه تصحیح می‌کنم که غیر قابل درک بودن لکان یا مشکل بودن درک او تا حدود زیادی به خاطر همین مسأله عدم وجود تجربه مشترک است. ضمناً تأکید می‌کنم که نثر لکان همگون با موضوع مورد بحث و فرهنگ عظیم اوست. موضوع مورد بحث لکان ناخودآگاه است و او برای آموزش آن از زبان ناخودآگاه و از روش‌های ناخودآگاه استفاده می‌کند.» [۱۰]

 

همانطور که گفتم چنین اظهاراتی در مورد لکان بدون مطالعه، بدون داشتن تجربه‌ای از مفاهیم و گفته‌های وی واقعاً گستاخی است اما از آن گستاخانه‌تر این است که در ایران به گفته‌های چنین فردی در مورد لکان استناد می‌شود. به گفته‌های فردی که در سال ۱۹۹۷ با مطالعه اندک از آثار لکان و بدون داشتن تجربه‌ای از مفاهیم روانکاوی لکان شناس شده است!!! باید به این استناد کننده تذکر داد که «رفرنس» دادن به چنین فردی نه تنها نمی‌تواند نادانی و ناتوانی شما را بپوشاند؛ بلکه بیشتر آن را عریان می‌سازد.

 

۱. مطلب «گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر» سایت دکتر نیما قربانی

۲. سخنرانی پانزدهم از سخنرانی‌های آشنایی با روانکاوی، زیگموند فروید، ۱۶-۱۹۱۵ با عنوان «عدم قطعیت‌ها و انتقادات»

۳. از ویکی پدیا، دانشنامه آزاد

۴. از مطلب «چرا ذهن ما کامپیوتر نیست» ترجمه دکتر علی ملائکه، سایت همشهری آنلاین

۵. از ویکی پدیا، دانشنامه آزاد

۶. کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۱۷

۷. همان منبع، اشاره به اصطلاح «دانش مدار» صفحه ۳۸

۸. از پی نوشت دکتر میترا کدیور بر صورتجلسه ششمین جلسه هیأت مدیره انجمن فرویدی، به تاریخ ۱۳۸۷/۹/۱۶

۹. کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۶۹

۱۰.  همان منبع، همان صفحه.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=2771

  تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۱:۳۳