جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:کمپین اطلاع رسانی «فروید در ایران»

نقشه های «مافیای روان» برای دکتر میترا کدیور

تخت الکترو شوک

 

 

انجمن روانکاوان سایکوتیک

November 9, 2014

داعشی های عرصه ی روان کاوی وحشی
نخستین کنگره بین المللی روان کاوی که اعتباری جهانی برای ایران داشت، موجب شناسایی گروهی شد که چند سالی است، در نهان به تعبیر بنیان گذار روان کاوی زیگموند فروید، روان کاوی وحشی را دنبال می کنند و به علت نداشتن صلاحیت های علمی و بالینی موجب بحران های شدید در زندگانی های فردی و خانوادگی بسیاری از افراد فرهیخته گردیدند که به خطا، دروغ این گروه را واقعیت پنداشتند. تلاش های نمایشی آنان را که سالن کنفرانس را با صحنه ی نمایش های روحوضی اشتباه گرفته بودن…

Continue Reading

 

 

 

انجمن روانکاوان سایکوتیک

November 9, 2014

 

naghavi

 

 

 

انجمن روانکاوان سایکوتیک

November 10, 2014

Did you say bizarre?
Pocketing the change as a
“post-interpretive action”*
Siamak Movahedi
The problem around the exchange of money in therapeutic…

Continue Reading

 

 

دوستان سلام
از این پس سعی میکنیم مطالب مرتبط بیشتری توی این صفحه به اشتراک بگذاریم. فکر میکنم این مطالب از چند منظر سودمند باشند.
۱- دوستان انجمنی به غیر از درسنامه های درمانگر سایکوتیکشون، مطالب دیگه ای رو هم ببینند، تا شاید بجای حفظ کردن و تکرار بی محتوای مطالب، در سالاد کلماتشون از دال های بیشتری بتونن استفاده کنند.
۲- چنانچه سمتوممان اجازه داد و خود را تنها “دارا “ی از غرب تا شرق ندیدیم، با رویکرد های بیشتری آشنا بشیم.

FROM LACAN TO DARWIN
Dylan Evans
This essay has been published under the title ‘From Lacan to Darwin’ in The Literary Animal;
Evolution and the Nature of Narrative, eds. Jonathan Gottschall and David Sloan Wilson,
Evanston: Northwestern University Press, 2005, pp.38-55….

Continue Reading

 

 

 

تشابهات نمادشناسانه در خاطرات شربر و رفتار خانم کدیور.
سلام دوستان
من فکر میکنم اگر این امکان وجود داشت که درمانگر سایکوتیک انجمن، مانند شربر ، خاطرات و هذیانات خود را به رشته تحریر در میآورد چقدر برای فهم بیشتر روان میتوانست کمک کننده باشد.
لیکن از انجا که ما شاهد برخی از این هذیانات هستیم لذا شاید بتوانیم فهم بیشتری از طریق بررسی این توهمات بدست آوریم.
مقاله Sign, Sinthome And Play:The Semiotics Of Schreber’s Memoirs نوشته Janet lucas در شماره ۴ بهار ۲۰۰۳ در مجله الکترونیکی THE SYMPTOM در وب سایت www.lacan.com ، برای فهم بیشتر درباره شربر و کیس اخیر بسیار مفید است .خصوصا شباهت های بسیاری که در المانهای حیاتی در فهم سایکوتیک در این مقاله به آن اشاره شده است. 
۱- Science as the Sinthome ,
It is my principal argument that Schreber uses science as a substitute–a barrier or a rim that maintains Schreber at adistance from the term he foreclosed, i.e., religion (the symbolic legacy of his father). Science as such, functions as the sinthome, i.e., the fourth term6 or ring (Lacan, Seminar XXIII, 17) that binds together the imaginary, the symbolic and the real, and simultaneously maintains a semiotic distance from the place of the foreclosed signifier.

۲- عنصر Flechsig در کیس شربر به عنوان مرد علم و حکومت در کیس خانم کدیور به عنوان مظهر قانون در توهمات گزند و آسیب
۳- جایگاه ریاست دادگاه استیناف و ثبت حقوقی انجمن زیر نظر ایشان
The task was all the heavier and demanded all the more tact in my personal dealing with the members of the panel of five Judges over which I had to preside, as almost all of them were much senior to me (up to twenty years), and anyway they were much more intimately acquainted with the procedure of the Court, to which I was a newcomer” (Memoirs, MH 63-64, D 47).

برای مطالعه دقیق تر و تحلیل این دو کیس لینک مقاله در زیر موجود میباشد.

 

 

 

آن پشه هم تویی ما هیچ نیستیم !

روزی بر زبان استاد قشیری رفت که بیش از این نیست که بوسعید حق تعالی را دوست میدارد و حق تعالی ما را دوست میدارد فرق در این است که ما در این را پیلیم و بوسعید پشه! این خبر را به نزد ابوسعید ابوالخیر اوردند. شیخ ان کس را گفت:برو پیش استاد امام و بگو:” ان پشه هم تویی ما هیچ نیستیم و ما خود در این میان نیستیم.۱ 
در مورد اینکه روانکاوی چیست و روانکاو کیست، مکاتب گوناگون به کرات سخن گفته اند لیکن شاید یکی از پاسخ هایی که دارای اجماع بیشتری در مورد جایگاه روانکاو است آن است که ساحت روانکاو ، ساحت “کسب” یک جایگاه روانیست که توسط او پس از طی طریق در آنات خود “کسب میگردد”. هم از این روست که این جایگاه روانی قابل اعطا کردن و یا تفویظ به دیگری نیست و لازمه آن طی کردن راه توسط فرد و کسب این “جایگاه سمبولیک” است.حال اگر حوزه تعریف خود از این مفهوم را به بعد تصویری منتقل کنیم شرایط به کلی دگرگون خواهد شد. در این صورت روانکاو، فالوس دار اعظمی است که بنا به تایید دیگران بر مسند قدرتی تکیه زده و ملک انحصاری خویش را با احدی تقسیم نمیکند. از آنجا که این صندلی توسط دیگری به او اعطا شده، با حضور هر روانکاو دیگری جایگاه خود را در مخاطره می بیند.صفاتی همچون تنها روانکاو، روانکاو از غرب تا شرق، ملک انحصاری و …. که حاکی از شمارش و رقابت دایمی او دارد ناشی از این تصویر وارونه از جایگاه روانکاو است.
در این صورت است که به مدعیان این گونه روانکاوی باید گفت بنا به تعریف شما:
ما هیچ نیستیم و ما خود در این میان نیستیم. 
۱- محمد بن منور,اسرار التوحید

 

 

 

پدرم مرا میزند.

مدتی است که اعضای انجمن فرویدی مطالبی را در خصوص قرار بازداشت در این صفحه منعکس میکنند بی آنکه اشاره ای به دلیل این قرار و علت صدور آن داشته باشند. جستجو در وب سایت انجمن نیز جز پاسخی بیش از عبارت ” ادامه دارد” در پی ندارد.
اینکه یک گزاره خبری را مرتبا تکرار کرده بی آنکه هیچ نشانی از پس و پیش آن ذکر کنیم بلادرنگ پدیده سانسور در رویا را به خاطر می آورد. گو اینکه در رویا هدف غایی که براورده شدن بک آرزو است در جاهای خالی نهفته و ردپای این آرزو را میتوان در عبارت های گفته نشده و یا تغییر شکل یافته جستجو کرد.لذا شاید بتوانیم با پرکردن این شکاف های سانسور شده در این گزاره، به آرزوی مستتر در آن پی ببریم.
ادعای اعضای این گروه این است که پس از انکه در کنگره جغرافیای روانکاوی اجازه ورود نیافتند توسط افراد این کنگره مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مضروب گردیده اند سپس در مراجعه به پزشکی قانونی و گرفتن تاییدیه اثار ضرب و شتم، به دادسرا مراجعه کرده و شکایتی بر علیه افراد ضارب مطرح نموده که منجر یه صدور قرار گردیده است.!!
میبینیم که عنصر ضرب و شتم و کتک خوردن به کلی در روایت های انجمن محذوف است چه آنکه اشاره به آن میتواند آرزوی مستتر در آن را نمایان سازد.
با مداقه در مورد اتفاقات این کنگره به گواه حاضرین درمیابیم که هیچ گونه درگیری بین طرفین رخ نداده است پس آثار مورد تایید توسط پزشکی قانونی چگونه بوجود آمده است؟؟؟ این چه فانتزی قدرتمندی است که فرد را وادار به خودزنی میکند؟ شاید پاسخ را بتوان در مقاله فروید A child is being beaten- 1919 دریافت. فروید در این مقاله از یک فانتزی بنیادی نام میبرد که پس از تغییر شکل در فاز های مختلف خود را به شکل عنوان مقاله بازنمایی میکند. در فاز دوم این مقاله که هیچ گاه به یاد آورده نمیشود فروید به ما میگوید:
‘My father loves me’ was meant in a genital sense; owing to the regression it is turned into ‘My father is beating me (I am being beaten by my father)’. This being beaten is now a convergence of the sense of guilt and sexual love. It is not only the punishment for the forbidden genital relation but also the regressive substitute for that relation, 1 
همانطور که در مقاله آمده است این کتک خوردن لذت بخش نه تنها به علت انجام یک عمل ممنوعه بلکه جانشینی برای خود آن است به بیان دیگر کتک خوردن از پدر تضمینی برای کنار پدر بودن است. با اشاره به این مقاله ماهیت این همه لیبیدو که برای کتک خوردن توسط این افراد صرف میشود قابل فهم میگردد. مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگر حضار کنفرانس، اخراج از دانشگاه، اخراج از بیمارستان و …را میتوان از دیگر مظاهر کتک خوردن در نظر گرفت.
چیزی که در فانتزی این افراد خودنمایی میکند شدت آن است چه آنکه شکل “بدنی” به خود گرفته افراد با توسل به بدن خود در جهت ارضای آن برمیایند. جالب تر آنکه بزرگتر این افراد هم هیچگونه مراقبتی از آنها نکرده و با کتک خوردن بچه مرشد ها هم داستان شده است.گویا او نیز بجای کلام از بدن اینان برای کاهش اضطراب خود سود میجوید اتفاقی که در خودزنی سایکوتیک به فراوانی دیده میشود.

۱-Sigmund Freud, A child is being beaten – ۱۹۱۹, standard edition 17, p 189


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7644

  تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت: ۱۶:۱۳