پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی

«ننه! دستت کبود شده! نکنه اعضای انجمن فرویدی سیاهت کردن! همون راکی ها رو میگم! چون سبزه هستی خیلی معلوم نمیشه!»

جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب
موضوع مطلب خانم فاطمه س.:«می ترسم با این اصلاحات کل ساختمون دادسرای جرایم پزشکی خراب بشه و بیفته گردن ما!!!».

واما بعد:
دو تا داستان در این مورد
داستان ۱):
چشمتون روز بد نیبنه!صبح زود دستپاچه بدو بدو،لقمه ی نون تو دهنم سوار ماشینم شدم که یه دفعه متوجه شدم ضبط ماشینم رو سرقت کردند!…
دسپاچه کلاانتری محل رو گرفتم…
-:الو!بفرمائید؟
-:های داد !آی بیداد!سرقت!دزدی!…
-:چی شده پدرجان؟!
-:هیچی!ضبط ماشینمو دزدیده اند!به دادم برسید!زندگیم رفت!…
-:(باخنده) اینکه تو سیرجون دزدی به حساب نمیاد!هر وقت سرقت مسلحانه ئی شد نیم ساعت بعدش با ما تماس بگیرید!
-:راست میگی!حواسم نبود اینجا سیرجونه! راستی میشه این سرقتو به گردن اعضای انجمن فرویدی بندازی؟بغل میزیت(زیر میزیت)هم محفوظه!…
-:نه نمیشه!این وصله به اونا نمیچسبه!اونافقط تو کار تخریب کل ساختمون دادسرای جرایم پزشکی(نه جرایم مافیائی!)هستند!…

داستان۲:
بچه که بودم یه خانمی همسایه ما بود به اسم« ظریف خانم»،که بچه های محل بهش میگفتن «خانم غوله!»
من خیلی از هیبت این خانم وحشت داشتم!مث بوکسورهای آمریکائی بود،خیلی خشن و بد هیکل!
یادمه یه شب به خوابم اومد ؛چشمتون روز بد نبینه!دهانم تا ناف خشک شده بود و زبانم به کامم چسبیده!فقط چشمام حرکت میکرد دیگه تمام بدنم بی حس شده بود!…
مثل اینکه خفتوک روت افتاده باشه!…
خلاصه با هر بدبختی بود صبح شد و ننه اومد مارو تکون داد و ما بیدار شدیم و اول خدارو شکر کردیم که خواب میدیدم!بعد هم متوجه شدم که نصف بدنم فلج شده و از زبون هم رفتم!
دردسرتون ندم که با انواع داروهای محلی ننه صغری و انواع ماساژ درمانی و دشتی و کندر دود کردن و سرمون را داغ کرد و.. بالاخره شفا پیدا کردیم!
بعدها شنیدم خانم ظریف رفته کُشتی کج کار شده و… و حالا هم مربی شده…
دیشب که رفتم یه سری به مامانم اینا بزنم دیدم خانم ظریف هم پیش مامانم نشسته و از یک مسابقه در کشوری خارجی صحبت میکنه و التماس دعا داره!
در همین حین مامانم به دست خانم ظریف اشاره کرد و گفت:
«ننه!دستت کبود شده!نکنه اعضای انجمن فرویدی سیاهت کردن!همون راکی ها رو میگم!چون سبزه هستی خیلی معلوم نمیشه!»
خانم ظریف با خنده جواب داد:
«نه ننه!این خالکوبیه!عکس یه عقربه!»

پایان.
با سپاس
گرگلی سارسعدلو بچاقچی
از کویر سیرجان(استان کرمان)
۲۵تیر۹۵


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=24791

  تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۴:۴۳