چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

نه بابا، سبد پروانه محمد خانی به هیچ وجه عوضی نبوده!

شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»

 
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

اخیرا وقتی به فاجعه بستری شدن اجباری خانم دکتر فکر میکنم، یه نکته بسیار مهم ذهنمو درگیر میکنه. اینکه این جماعت بی وجدان، با چه دقت و برنامه ریزی ای، یه زنجیره کامل از مهره ها و مزدوراشون رو پشت سر هم چیده بودن و خانم دکتر رو از محل کار تاااااا بیمارستان روانی دست به دست دادن تا ایشون سر از اونجا دربیاره. یعنی اگر یک آدم منصف یا حتی بی طرف توی این زنجیره وجود میداشت، این ماجرا به اون سرانجامی که رسید، نمیرسید. از همسایه ها تا ماموربازجویی، از اونجا تا پزشکی قانونی، از پزشکی قانونی تا بیمارستان، تااا در بیمارستان که نوبت شریعت و کشاورز رسید. یعنی عین یه تونل که مبدا رو به مقصد وصل میکنه، کاری کرده بودن که خانم دکتر از این خبیث به دست خبیث بعدی بره تا بشه اونی که نباید میشد. یعنی تونلی انسانی(حیف نام انسان) درست کرده بودن که هییییچ کسی جز مهره های مافیا، توی این جریان نتونه مداخله کنه و امکان حضور نداشته باشه. این جریان تونل مافیا، همزمان نشوندهنده این نکته هم هست که این جماعت چقدر سیستماتیک عمل میکنن و تا چه حد، گسترده شدن و عین یه سرطان تا اعماق حوزه روان درین مملکت متاستاز دادن.

 

واقعا هر روزی که میگذره بیشتر میشه به حقانیت انجمن پی برد. مثلا این منش انجمن، که به عنوان یه اقدام بنیادی و مهم، برخورد با مافیای روان رو در دستور کار قرار داده واقعا جای تقدیر داره.

 

این دو موضوع رو به عنوان مقدمه گفتم تا برسم به مطلب اصلی.
توی دیدگاه قبلی که براتون ارسال کرده بودم، اتفاقی رو که در مورد ویرایش یه کتاب برام افتاده بود براتون نوشته بودم. بشنوید بقیه ماجرا رو. واقعا خودم از شدت تعجب و نفرت، نمیدونم چکار کنم و کاملا هنگ کردم.
بعد ازون صحبتهایی که با مترجم داشتم و مترجم با انتشارات داشت، دو سه بار دیگه، به صورت تلفنی با مترجم صحبت کردم. مجبور شدم یه کاری کنم که واقعا در مورد انجامش تعارض داشتم. به مترجم گفتم که حق ندارید از ویرایش من استفاده کنید. چون مترجم از آشنایان من بود، این، تصمیم سختی بود چون زحمات ایشون هم بر باد میرفت. هم خود ایشون و هم ناشر، خوب میدونستن که اون ترجمه بدون ویرایشی که روش انجام شده کاملا ناقصه. ولی از طرف دیگه، نمیخواستم که باجی به صنعتی و ‘انتشارات مافیا’ بدم. به مترجم گفتم که به انتشارات بگه که یا صنعتی باید کنار بره یا حق ندارید از ویرایش من استفاده کنید و اگر استفاده کنید از انتشارات شکایت خواهم کرد. با اعلام این موضع، مدیر انتشارات ظاهرا به دست و پازدن افتاد و گفت صنعتی رو حذف میکنم اما!!!! یه گزینه دیگه گذاشت رو میز: پروانه محمدخانی!!!!

 

یکی میتونه برای من توضیح بده که این جماعت مافیای روان، چجوری تا این عمق در حوزه روان کشور ما نفوذ کردن؟ لطفا یکی توضیح بده که چجوریه که همه جا به صورت دسته جمعی حضور دارن؟ دلسوزان واقعی حوزه فرهنگ ایران زمین کجا بوده اند و هستند که این جماعت این همه فرصت برای چنگ انداختن به زیر و بم حوزه روان داشته اند و دارند؟ اوضاع شبیه اون اژدها در افسانه ها شده، یه سرشو که میبری دو تا سر به جاش در میاد! صنعتی رو از گود بیرون میکنی، محمد خانی به جاش سبز میشه!! عجب حکایتی شده واقعا.

 

ظاهرا ماجرا ادامه داره. من ساکن شهرستانم و قرار شده طی چند روز آتی یه روز بیام تهران و خودم مستقیما با ‘انتشارات مافیا’ سنگامو وابکنم.
البته حالا دیگه یه نکته رو خووووب میدونم. اینکه تمام این جریانا، بده بستونای ژویی سانسه. مافیای روان برای مطرح شدن و قالب کردن خودشون به مردم نیاز به بلندگو و ‘رسانه’ دارن. رسانه ها هم برای دوزار سود نامشروع بیشتر، از مافیا بت میسازن و براشون انواع القابی که باید با خون دل بدست بیاد رو خرج میکنن و همه اینها بدست نمیاد جز با زدن چوب حراج به روان ایرانی. واقعا که تاسفباره.
ببخشید ازینکه این مطلب، بر خلاف عادت و رسم همیشگیم، طولانی شد. ولی نتونستم حرف دلمو موجزتر ازین بگم، به گونه ای که در عین حال گوشه ای ازین کثافتکاریها رو بتونه روشنتر کنه.

 

ظاهرا که این غایله ادامه داره…


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=11903

  تاریخ انتشار: ۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت: ۱۹:۲۲