یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی

همه اعمال و رفتار آنها مو به مو بر اساس موازین شرعی و قانونی بود

جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵

زهره.ی:
نمی دونم چرا وقتی مطلب ” آشنایی با هیات نظارت و بازرسی بر حقوق شهروندی” رو در سایت انجمن فرویدی می خوندم و با وقایعی که روز ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ از طرف دادسرای جرائم پزشکی برای انجمن فرویدی روی داده بود مقایسه می کردم ، یاد سریال طنز “برره” ساخت آقای مهران مدیری افتادم !! چون تو برره رسمی بود به نام “افعال معکوس” که قول و فعل با هم فرق داشتند !! مثلا اگر از فعل “انجام ندید” استفاده میشد اهالی برره حتما اون کار رو انجام می دادن و اگه گفته میشد “انجام بدید “حتما در جهت عکس، عمل می کردن !!! با وجودی که هنوز معلوم نبود حکم چیست ؟!و جرم چیست ؟!و هنوز اتهامی به اثبات نرسیده ، حالا خودتون مقایسه کنید قول ماده واحد های قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب ۱۳۸۲/۲/۱۵ ( البته فقط تو همون سه چهار تا ماده واحده های اولیه ) و فعل دوستان عزیز در دادسرای جرائم پزشکی به طور خلاصه :

قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب ۱۳۸۲/۲/۱۵
‌ماده واحده – از تاریخ تصویب این قانون، کلیه محاکم عمومی، انقلاب ونظامی‌دادسراها و ضابطان قوه قضائیه مکلفند در انجام وظایف قانونی خویش موارد ذیل را به‌دقت رعایت و اجراء کنند. متخلفین به مجازات مندرج در قوانین موضوعه محکوم‌خواهند شد: [۱]
ماده واحده۱- کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تأمین و بازداشت‌ موقت می‌باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت‌گیرد و از اعمال هرگونه سلایق شخصی و سوء‌استفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه‌خشونت و یا بازداشت‌های اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود . [۲]
*زمانی که دو بازرس معاونت درمان، (خانم ها فاطمه اورعی و مرضیه رستمیان) و مامور نیروی انتظامی سروان زهرا عزیز محمدی وارد دفتر انجمن شدند و دکتر کدیور از ایشان خواست که اجازه دهد یک کپی از حکم تهیه کنند. عزیز محمدی به وی اجازه نداد و گفت نمی شود. دکتر کدیور به ایشان متذکر شد که این حق قانونی من است اما عزیز محمدی زیر بار نمی رفت. سپس دو بازرس با دکتر کامران منش تماس گرفتند و اورعی به کامران منش گفت: «چشم آقای دکتر، خیالتان راحت باشد ،حتما اینجا را پلمب می کنیم!». سپس او گوشی را به عزیز محمدی داد و او خطاب به کامران منش گفت “خیالتان راحت باشد آقای دکتر، من حتماً کاری را که شما می خواهید انجام خواهم داد.”[ ۳]
*آنها اصرار داشتند دکتر کدیور بدون دریافت حکم از جانب بازپرس پرونده، به دفتر شعبه ۲ بروند و از سویی اعضای هیات مدیره انجمن خواستار ملاقات حضوری با بازپرس پرونده و ارائه مدارک مربوطه همراه نماینده قانونی انجمن شدند. بعد از تماس تلفنی با بازپرس گفتند «بازپرس با درخواست شما موافقت نکرده و اجازه ورود هیات مدیره و نماینده قانونی انجمن را نمی دهند، فقط دکتر کدیور به تنهایی بالا برود.” [۴]

ماده واحده ۲- محکومیت‌ها باید برطبق ترتیبات قانونی و منحصر به مباشر، شریک و معاون‌جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأی مستدل و مستند به مواد قانونی و یا‌منابع فقهی معتبر (‌درصورت نبودن قانون) قطعی نگردیده اصل بر برائت متهم بوده و‌ هرکس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد. [۵]
*در تاریخ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ دو بازرس معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به همراه یک مامور نیروی انتظامی کلانتری ۱۰۳ گاندی به نام خانم زهرا عزیز محمدی به محل دفتر انجمن فرویدی آمدند. آنها قصد داشتند مدارک، دفاتر، اسناد، کامپیوتر و لپ تاپ انجمن را با خود برده و دفتر انجمن را پلمب کنند! لازم به ذکر است که خانم عزیز محمدی حکمی را که در دست داشت به سختی نشان می داد و اجازه مطالعه دقیق حکم صادره از سوی بازپرس دادسرای ویژه جرائم پزشکی، داروئی و بهداشتی و یا تهیه کپی از آن را نیز نداد. [۶]
*”منشی مرکز روانکاوی تهران (آفریقا) هم جزو بازداشتی ها بود و ابتدا از وی بازجویی کرده بودند و او نام چهار آنالیزان- پراتیسین (کسانی که زیر نظر دکتر کدیور کار روانکاوی مقدماتی انجام می دهند) را گفته بود. این چهار نفر (مهین سادات حاجی سیدنصیر، خدیجه فدائی، مرجان پشت مشهدی و منصوره اردشیرزاده) و دکتر کدیور را برای بازجویی فرا خواندند و گفتند « این افراد جرمشان سنگین تر است.”!!!!!!!!!!!!!!!! [۷]

*”هنوز در حال نوشتن دفاعیات خود بودیم که برگه قرار از پیش صادر شده را روی میز گذاشتند! (پیش از تفهیم اتهام و بازپرسی برای ما قرار صادر کرده بودند)!!! اعتراض کردیم «قبل از بررسی دفاعیات ما برایمان قرار صادر کردید؟! آیا این روال خلاف قانون نیست؟» بازپرس داریوش تیموری پاسخ داد «نه روال همین است!” !!!!!!!!!!!!! [۸]

ماده واحده ۳ – محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکی عنهم را رعایت کرده و‌فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را برای آنان فراهم آورند. [۹]
*” ناگهان افراد زیادی مامور و لباس شخصی به ما حمله ور شدند و سه تن از خانمهای عضو انجمن را از داخل راهرو با ضرب و شتم به سمت پارکینگ روی زمین کشیدند و داخل بازداشتگاه واقع در پارکینگ دادسرا انداختند. موبایلهای ما را گرفته بودند و خیالشان راحت بود که ما قادر به ثبت وقایع نیستیم در حالیکه کارکنان خود دادسرا با موبایلهای شخصی و تبلت و حتی دوربین های حرفه ای از ما عکس و فیلم می گرفتند. ” [۱۰]
*”یکی از سربازان مستقر در دادسرا به سرباز دیگر گفت: گفته اند برقها را خاموش کنید، نگذارید فیلم بگیرند و تکرار کرد برقها را خاموش کنید. سپس لامپهای آن قسمت راهرو را خاموش کردند که نشود فیلم واضحی از این صحنه ها گرفت. با خشونت می گفتند فیلم نگیرید و برای گرفتن موبایلها به شدت به ما حمله کردند. ما گفتیم «برای امنیت خودمان فیلم می گیریم که شما ما را کتک نزنید.”[۱۱]

ماده واحده ۴– با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرایم و مطلعان از وقایع و‌کلاً در اجرای وظایف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازین اسلامی کاملاً‌مراعات گردد. [۱۲]
*اینجا بود که ناگهان ماموران زهرا عزیز محمدی، علی صفایی، محسن رفیعی، و تعدادی از سربازان مستقر در دادسرا به منظور اجرای دستور بازپرس برای بردن دکتر کدیور بدون صدور حکم و احضاریه، به طرف ما هجوم آوردند تا به دکتر کدیور دستبند بزنند و ایشان را به دفتر بازپرس ببرند. مامور انتظامی علی صفائی دستبند را محکم روی ساعد ایشان کوبید که باعث آسیب دستش شد و همان موقع ما از دست ایشان عکس گرفتیم که عکس آن موجود است. !!!!!!!! [۱۳]

*مجدداً مامورین مستقر در ساختمان و نیز حراست و کارکنان دادسرا هجوم دیگری را آغاز کردند و سه آقای حاضر در جمع ما را با ضرب و شتم با خود بردند، آنها را بشدت کتک می زدند و می بردند![۱۴]

*کارکنان دادسرا، مامورین مستقر در دادسرا، نیروهای حراست و افراد لباس شخصی با شدت هرچه بیشتر به ما هجوم آوردند؛ با باتوم و شوکر به ما حمله کردند، ما را بلند می کردند و مثل کیسه داخل ماشین پرت می کردند. این افراد خانمهای عضو انجمن را می زدند و آنها را از پشت گرفته و داخل ماشین می انداختند.[۱۵]
*یادم اومد حدود ساعت ۵ بعدازظهر وقتی که دکتر کدیور رو از دادسرای جرائم پزشکی آوردن وزرا و ایشون گفتن آب می خوان که قرصشون رو بخورن، میلاد ظفری داشت یه جوری برخورد می کرد که انگار دکتر کدیور به زمان هوشیار نیستن و میپرسید “میخوای روزه ات رو شروع کنی؟! ” [۱۶]
*”زهرا عزیز محمدی کینه اش رو با مچاله کردن لیوان آبی که توی دست دکتر کدیور بود خالی کرد و همه آب ریخت زمین.”!!!! [۱۷]

*”از آنجا که آقای آشوری دمپائی به پا داشت ما تشخیص نداده بودیم که در حال خدمت هستند. با تعجب پرسیدیم «شمامسئول اینجا هستید؟ اگر اینطور است چرا با دمپائی؟!» بی ادبانه پاسخ دادند «دلم میخواهد، بخواهم با شورت هم می توانم اینجا بگردم!” [۱۸]

*”بعد از چند دقیقه ناگهان آقای علی آشوری در حالی که از پله ها پایین می آمد با عصبانیت ظرفهای غذا را با لگد پرتاب کرد و به سمت ما هجوم آورد. دکتر کدیور اعتراض کردند که این چه کاری است، گفت «دلم می خواهد، اینجا مال من است، خانه من است!” [۱۹]
*”رییس امنیت دادسراست با شوکری که در دست داشت به تعدادی از اعضای انجمن که داخل ماشین نمی شدند شوک وارد می کرد! همه اینها در شرایطی بود که به اعضای انجمن فرویدی فحش و ناسزا می گفتند. به این ترتیب موفق شدند بالاخره دکتر کدیور را جدا کنند و کشان کشان با خود ببرند.” [۲۰]

ماده واحده ۵– اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می‌نماید که در موارد ضروری نیز‌به حکم و ترتیبی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به‌مراجع صالح قضایی ارسال شود و خانواده دستگیرشدگان در جریان قرار گیرند. [۲۱]
*”یکی دیگر از موارد آن اینکه علیرغم قولی که آقایان دادستان و آقای تیموری آنهم با زبان روزه به ۸ نفر اعضای بازداشت شده در قرارگاه وزرا دادند بعد از گرفتن مشخصات حتی اجازه ندادند که تلفنی به خانواده هایشان اطلاع بدهند که کجا هستند!! آیا این از حقوق متهم حتی مجرم نیست؟؟!! بماند که تا آن زمان حتی تفهیم اتهامی به آنها صورت نگرفته بود!!” [۲۲]
*”داخل اتاقک ماشین تماماً فلزی و بدون هیچگونه روزنه ای بود. داخل ماشین بقدری تاریک بود که فقط صدای یکدیگر را می شنیدیم. ماشین حرکت کرد و ما را با خود برد. هیچ وسیله ای برای ارتباط با اعضای خانواده نداشتیم. در ماشین تعدادی از اعضا متوجه شدند لباسها یا مقنعه هایشان پاره شده است.”[۲۳]
ماده واحده ۶– در جریان دستگیری و بازجویی یا استطلاع و تحقیق، از ایذای افراد نظیر بستن‌چشم و سایر اعضاء، تحقیر و استخفاف به آنان، اجتناب گردد. [۲۴]
*”در آنجا درخواست آب کردیم و آقای علی صفایی با لحنی تهدید آمیز به ما جواب داد «اینجا دیگه نوشابه میدن خدمتتون»! و بعد از مدتی ادامه داد «ما سال ۸۸ زدیم مردم را ترکاندیم هیچکس صدایش در نیامد. حالا شما که چیزی نیستید.” [۲۵]
*”ما بیرون از اتاق به مامور زندان در این مورد اعتراض کردیم. او گفت «داخل زندان درخواست فرم و معاینه پزشکی قانونی کنید». ما پرسیدیم داخل زندان پزشک دارند؟ محسن رفیعی بجای مامور زندان پاسخ داد «دامپزشک دارند» که ما به این بی ادبی او اعتراض کردیم. و ادامه داد «اگر تا الان مردم را آمپول می زدید دیگر بادمجان هم پیدا نمی کنید که آمپول بزنید.” [۲۶]
ماده واحده۹ – هرگونه شکنجه متهم به‌منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و‌اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت. [۲۷]
*”در طبقه بالای دادسرا این سه نفر توسط یکی از اهالی دادسرا و دو نفر لباس شخصی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و تهدید شده بودند که آنها را به مدت ۵ سال زندانی می کنند. آنها را وادار کرده بودند که در برگه قرار صادر شده بنویسند به قرار اعتراضی ندارند و دادستان به آنها گفته بود اگر اعتراض کنند آنها را به جایی می فرستد که کسی نتواند از آنها خبر بگیرد. و آنها را تهدید کرده بود که حق ندارند از چند کیلومتری دادسرای جرایم پزشکی هم رد شوند.” [۲۸]

ماده واحده ۱۴– از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشیای ضبطی و توقیفی متهمان، اجتناب‌نموده و در اولین فرصت ممکن یا ضمن صدور حکم یا قرار در محاکم و دادسراها نسبت‌به اموال و اشیاء تعیین تکلیف گردد و مادام که نسبت به آنها اتخاذ تصمیم قضایی نگردیده‌است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گردیده و در هیچ موردی نباید از آنها‌استفاده شخصی و اداری به‌عمل آید. [۲۹]
*” یکی از اعضای انجمن [افروز رخشا] متوجه شد که بازرسان معاونت درمان در حال عکسبرداری از دفتر تلفن مرکز و دفتر منشی هستند. دکتر کدیور می خواست مانع از این کار آنها شود که عزیز محمدی به دست افروز رخشا دستبند زد و بعد دکتر کدیور را محکم سینه دیوار نگه داشت. بعد از آزادی از زندان، متوجه شدیم که بازرسان دفاتر تلفن و سایر دفاتر انجمن را به سرقت
برده اند .”[۳۰]

• [۱] ، [۲] ، [۵] ، [۹]، [۱۲] ، [ ۲۱] ، [۲۴] ، [۲۷] ، [۲۹] ” آشنایی با هیات نظارت و بازرسی بر حقوق شهروندی”
https://freudianassociation.org/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%b4%d9%87/

• [۳] ، [۴] ، [ ۶] ، [۷] ، [ ۸] ، [۱۰] ، [۱۱] ، [۱۳] ، [ ۱۴] ، [۱۵] ، [ ۱۸] ، [ ۱۹] ، [۲۰] ، [ ۲۳] ، [۲۵] ، [ ۲۶] ، [۲۸] ، [ ۳۰] .” نامه سرگشاده اعضای هیئت مدیره انجمن فرویدی به محضر گرانقدر ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران”

https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%81%D8%B1/
• [۱۶] ، [۱۷] “اگه اینا رو توی فیلم هائی ببینیم که از جنایات آمریکا و اسرائیله ”
https://freudianassociation.org/%d8%a7%da%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac/

• [۲۲] ” شنیده ام در حکومت علی(ع) چون فردی به قضاوت منصوب می شد از هراس بر خود می لرزید و مضطرب می گفت «انالله و انا الیه راجعون»”

https://freudianassociation.org/%d8%b4%d9%86%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b9-%da%86%d9%88%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b6%d8%a7%d9%88/


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=24792

  تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۴:۴۵