سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید!

نویسنده: زهرا محمودی

 

با خواندن اخبار مربوط به خانم اونکلینکس، معاون نخست وزیر و وزیر سلامت عمومی بلژیک و دکتر امیر محسن ضیایی، معاون آموزشی وزارت بهداشت ایران در سایت انجمن فرویدی یک بار دیگر این سوال در ذهنم شکل گرفت که چه تفاوتی بین کشور ما و این قبیل جوامع هست و بلافاصله جمله ای در ذهنم تداعی شد: همه چیزمان به همه چیزمان می آید!

 

 

هر دو این اشخاص در جایگاه خاصی در وزارت بهداشت و حوزه سلامت قرار دارند. اما چرا نگرش این دو فرد در مورد روانکاوی مختلف است؟ تفاوت آنها در چیست؟ با مقایسه سخنان این دو مقام مسؤول تفاوت زیر بنای فکری آنها مشخص می شود: معاون نخست وزیر و وزیر سلامت عمومی بلژیک به جایگاه و پراتیک روانکاوی تأکید کرده است و روانکاوی را به عنوان یک علم مستقل می شناسد، در حالی که معاون آموزشی وزارت بهداشت ایران روانکاوی را فقط یک بخش از دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی ذکر می کند. آنچه از سخنان این دو فرد استنباط می شود حاکی از تفاوت دیدگاه روانپزشکی و روانکاوی است:

 

 

۱.گفت و گوی دکتر ضیایی نشان می دهد که ایشان مفهوم سلامت را در ذهن دارند و بر این اساس در مورد روانکاوی صحبت می کنند. گویا در ذهن وی روانکاوی با مفهوم متداول سلامت و بهداشت روانی تعریف می شود. تندرستی یا سلامت عبارت است از تامین رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی انسان. سلامت معادل کلمه انگلیسی Health می باشد و بهداشت عمومی ترجمه کلمه Public Health می باشد. بنا بر تعریف سازمان بهداشت جهانی، تندرستی تنها فقدان بیماری یا نواقص دیگر در بدن نیست بلکه تندرستی نداشتن هیچ‌گونه مشکل روانی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت جسمانی برای هر فرد جامعه است. از نظر سازمان جهانی بهداشت(who) سلامت روانی یعنی قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور عادلانه، منطقی و مناسب است.[۱] چنین تعریفی از سلامت در روانپزشکی از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا این تعریف سیمایی از افراد سالم و بیمار ارائه می دهد که ویژگی های یک انسان استاندارد را ترسیم می کند. تشخیص بیماری نیز بر چنین پایه ای قرار دارد. یعنی اگر فرد در چارچوب این ویژگی ها بگنجد بدین معناست که او اختلال روانی ندارد و سالم است. اما اگر از این مشخصه ها سر باز زند، بیمار یا نابهنجار است. بنابراین تشخیص روانپزشکی بر اساس نشانه شناسی و علائم بالینی ملاک های تجدید نظر شده DSM است.

 

چنین نگرشی بر خلاف دیدگاه روانکاوی است. زیرا در روانکاوی مفاهیمی مانند سلامت معنا ندارد. روانکاوی به لحاظ موضوعی، متدولوژی، هدف و آموزش با روانپزشکی و روانشناسی اختلاف دارد. «آنچه را که روانکاوی می خواهد و وظیفه خود می داند که به آن برسد نه well-being بلکه well-saying است، خوب گفتن در برابر خوب زیستن. خوب زیستن آن چیزی است که جامعه مدرن به عنوان یک هدف در مقابل افرادش می گذارد و مدام به تبلیغ آن می پردازد. از مشخصات خوب زیستن تطابق با استانداردهای جامعه، تلاش برای کسب رفاه، تلاش برای برقراری نظم خاصی از روابط اجتماعی و امثال اینهاست. در واقع آنچه را که جامعه مدرن به افرادش تکلیف می کند صورت گرایی، همرنگی و مصرف است.

 

خوب گفتن هیچ یک از این مشخصات را ندارد و در ضمن به معنای خوب حرف زدن هم نیست. خوب گفتن یعنی رابطه بین کلمات و وجود؛ رابطه بین کلمات و آنچه هستیم. خوب گفتن بنابراین یک دانش است در مورد خود سوژه. در خوب گفتن هدف این است که شخص به یک رأی نهایی در مورد وجود خودش دست یابد، به نوعی قضاوت آخر. یعنی دانش ناخودآگاه در اثر جریان روانکاوی منجر به تولد سوژه ناخودآگاه شود. جریان روانکاوی نه فقط یک دانش جدید در مورد سوژه به وجود می آورد بلکه بهتر است بگوییم یک سوژه جدید به وجود می آورد، زیرا که سوژه خوب گفته شده دیگر آن سوژه قبلی نیست. خوب گفتن یعنی تغییر بنیادی در متافورها که این خود تغییر دیدگاه ها و تغییر در جایگاه شخص در جهان را به دنبال دارد. کولت سولر می گوید: سوژه خوب گفته شده خود چیز است که اشتیاق می ورزد»[۲].

 

اظهار نظر دکتر امیرمحسن ضیایی نشان می دهد که ایشان درک بسیار نادرستی از روانکاوی دارند. از نظر وی روانکاوی یک روش «نرمال سازی» است. چون «نرمال بودن یعنی مطابق بودن با الگویی که برای کارکرد بی وقفه و بی نقص ماشین عظیم تولید ضروری است. موجود انسانی در این طرز تلقی چیزی جز قطعه ای از تکنولوژی نیست». «در تعریف لکان افراد نرمال کسانی هستند که هیچ چیز در این دنیا قادر نیست خوابشان را آشفته کند. لکان می گوید:« نرمال بودن پارادایم آسیب شناسی روانی است زیرا که به طور بنیادی غیر قابل درمان است»»[۳].

 

۲.گفته های این دو مسؤول ایرانی و بلژیکی بیانگر اختلاف نظر آنها در مقوله درمان نیز هست. در درمان روانپزشکی باید علائم و سمپتوم ها که نابهنجار تلقی می شوند از طریق دارو و شوک حذف شوند تا فرد بتواند در نهایت به یک رفتار بهنجاری دست پیدا کند. بدین وسیله بهداشت روانی او نیز تأمین می شود. در حالی که دیدگاه روانکاوی نشان می دهد که چه دره عمیقی بین روانکاوی و روانپزشکی است. فروید می گوید: «اما من نمی خواهم آن [روانکاوی] را به عنوان یک روش درمانی به شما توصیه کنم؛ بلکه بر اساس حقایقی که در آن وجود دارد، بر اساس اطلاعاتی که در مورد بیشترین دغدغه های بشر به ما می دهد-یعنی ماهیت خودش- و بر اساس ارتباطاتی که بین فعالیت های بسیار متفاوت انسان آشکار می کند. به عنوان یک روش درمان روانکاوی یکی از چندین روش است، اگرچه مطمئناً اولین رتبه را دارد. اگر فاقد ارزش درمانی بود، به اصطلاح، در ارتباط با افراد بیمار کشف نمی شد و به رشد خود طی بیش از سی سال ادامه نمی داد»(فروید، ۱۹۳۲)[۴]. روانکاوی معتقد است «ناخودآگاه را درمان نمی کنند»[۵] چرا که سمپتوم ها دارای معنا هستند و وجود آن برای فرد ضرورت دارد[۶]. «مشکل بیمار، یعنی حقیقت سمپتوم در ناخودآگاه است و هیچ کس جز خود او به این حقیقت دسترسی ندارد»[۷]. دکتر کدیور(۱۳۸۱) در بحث درمان چنین می گویند: «آن کس که درصدد است سمپتوم را به هر قیمت درمان کند در واقع کسی است که نمی تواند حقیقت بیمار را تحمل کند و می خواهد به هر ترتیب آن را خفه نماید. او در واقع ناقل گفتار ارباب است که معتقد است هیچ حقیقتی جز حقیقت ارباب وجود ندارد. به همین دلیل است که لکان معتقد است گفتار دانشگاهی در بسیاری از موارد چیزی جز مرکبی برای گفتار ارباب نیست. سمپتوم اعتراضی است بر سلطه گفتار ارباب، اعتراضی ناتوان و ناممکن. گفتار ارباب و گاهی گفتار دانشگاهی تاب تحمل این اعتراض را ندارند و باید آن را از بین ببرند. باید آن را «درمان» کنند»[۸]. در درمان روانپزشکی مصرف به فرد تکلیف می شود. « تکلیف مصرف یعنی دست یافتن ابژه های اشتیاق، تکلیف روانکاوی یعنی دست یافتن به ابژه زاینده اشتیاق»[۹].

 

۳.اظهارات دکتر امیرمحسن ضیایی و خانم اونکلینکس همچنین ذهنیت متفاوت آنها را آشکار می کند که به چه گفتاری گرایش دارند و کدام گفتار را به رسمیت می شناسند. گفتار روانکاوی متفاوت از گفتار دانشگاهی است. «گفتار روانکاوی در جهت مخالف گفتار اربابی قرار گرفته است. امروزه در پایان قرن بیستم تنها گفتار اربابی باقی مانده گفتار اقتصاد بازار است که در آن همه چیز کالاست، حتی دانش، حتی درمان و همه چیز از مختصات بازار تبعیت می کند. مقوله دانش و مقوله درمان هم باید مشخصات یک کالای ایده آل را داشته باشند و یک کالای ایده آل سه مشخصه دارد: با هزینه کم تولید می شود، سریع به دست مصرف کننده می رسد، سودآوری بالایی برای تولید کننده دارد. نه دانش روانکاوی و نه درمان روانکاوی هیچ یک در راستای اقتصاد بازار نیست و از مختصات آن تبعیت نمی کند»[۱۰].

 

۴.تفاوت دیگر این دو فرد در این مساله است که «چه کسی باید روانکاوی انجام دهد». دکتر امیر محسن ضیایی بر خلاف خانم اونکلینکس معتقد است که روانکاوی باید در انحصار پزشکان قرار گیرد.

 

اما دکتر کدیور بیان می کنند: «روانکاوی یک تخصص پزشکی نبوده، نیست و نخواهد بود»[۱۱]. «فروید اهتمام تمام داشت تا روانکاوی را از انحصار پزشکان خارج کند و آن را به روی تمام شاخه های علمی، هنری و فرهنگی بگشاید تا از این راه هم روانکاوی را غنا بخشد و از گرفتار شدن آن در معلولیت های تحصیلات پزشکی جلوگیری کند. خود فروید هیچ وقت موفق به این کار نشد اما لکان توانست به این آرزوی فروید تحقق بخشد»[۱۲]. «فروید در سال ۱۹۲۶ در کتاب «مساله روانکاوی غیر حرفه ای» این سوال را مطرح می کند که آیا می توان به افراد غیر حرفه ای یعنی غیر پزشک اجازه طی کردن دوره های تعلیماتی روانکاوی و به تبع آن اجازه روانکاو شدن را داد یا خیر و بعد از استدلالهای طولانی و بررسی همه جوانب، همان طور که عادت فروید است، به این نتیجه می رسد که داشتن تحصیلات پزشکی برای روانکاو شدن نه تنها الزام نیست، نه تنها یک امتیاز نیست بلکه بر عکس می تواند نوعی معلولیت به حساب آید»[۱۳].

 

۵.دکتر امیرمحسن ضیایی معاونت آموزشی وزارت بهداشت را بر عهده دارند، اما به این نکته مهم توجه ندارند که آموزش روانکاوی دارای دیسیپلینی است و همین مسأله روانکاوی و روانپزشکی را جدا می کند. «برای روانکاو شدن باید خود شخص ابژه مورد مطالعه روانکاوی بوده باشد. فروید معتقد بود که این کار ضروری است، برای اینکه شخص به وجود ناخودآگاه اعتقاد پیدا کند. در واقع در اینجا نیز با یک شرط لازم سر و کار داریم زیرا که اعتقاد به وجود ناخودآگاه و فراگیری ریزه کاری های کارکرد آن از هیچ طریق دیگری ممکن نیست»[۱۴]. همچنین روانکاوی معتقد است «حقیقت سوژه در هیچ کتاب و هیچ جزوه ای نوشته نشده است و فقط از خلال گفته های او به بیرون تراوش می کند، و تنها کسی می تواند این حقیقت را بگیرد که خود را در جایگاه صوری یک ایده آل قرار ندهد و فرض نکند به خاطر مدارجی که پیموده است حقیقت سوژه را بهتر از خودش می داند»[۱۵]. معاون آموزشی وزارت بهداشت! مباحث روانکاوی در هیچ یک از واحدهای درسی اجباری در چند ترم خلاصه نمی شود.

 

تفاوت های ماهوی روانکاوی و روانپزشکی به خوبی نشان می دهد وزارت بهداشت نمی تواند دوره­ های روانکاوی را نه برای روانپزشکان و نه برای افراد دیگر برگزار کند. همه می دانند که هر رشته علمی دارای یک سری اصول و پایه است و از مفاهیم و مفروضاتی تشکیل شده است که بدون در نظر گرفتن آنها نمی توان سخن از آن علم کرد. به زبان بسیار ساده تصور می شود هر علمی حروف الفبای خود را دارد و نمی توان بدون آن حروف روش علمی آن رشته را به کاربرد. اینک از آقای معاون آموزشی وزارت بهداشت باید سؤال شود که چه وجه مشترکی بین روانکاوی و روانپزشکی وجود دارد که ایشان دوره روانکاوی را بخشی از دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی قلمداد کرده است؟

 

۶.در عصر کنونی سازمان های مردم‌ نهاد در پیشبرد اهداف یک جامعه نقش مهمی ایفا می کنند و بنا به گفته وزیر کشور حضور این قبیل انجمن ها در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی دولت ضروری است. لذا از دولت تدبیر و امید بیش از این انتظار می رود تا به نقشNGO ها فراتر از یک شعار نگریسته شود. شاید اگر دکتر امیرمحسن ضیایی – معاون آموزشی وزارت بهداشت- به غیر از وزارت بهداشت و وزارت علوم و فناوری منابع دیگری می شناختند و کارگروه تخصصی تشکیل می دادند امروز شاهد این همه تفاوت بین این دو مسؤول ایرانی و بلژیکی نبودیم.

 

           ز دانش بود جان و دل را فروغ                                   نگر تا نگردی به گرد دروغ[۱۶]

 

 

جای تعجب است! آیا به راستی معاون آموزشی وزارت بهداشت نام انجمن فرویدی، دکتر میترا کدیور و کتاب «مکتب لکان؛ روانکاوی در قرن بیست و یکم» را نشنیده است؟ اگر دکتر ضیایی از وجود انجمن فرویدی خبر داشته و عمداً چشم پوشی کرده است باید گفت کدام سائق ایشان ارضا شده و این نادیده انگاشتن چه نفعی برای ایشان داشته است؟ انجمن فرویدی کدام منافع را به خطر انداخته است که چنین داد سخن سر می دهند؟ البته امید است که وجود چنین فرضی ضعیف باشد.

 

همچنین ممکن است واقعاً جناب دکتر از انجمن فرویدی و دکتر میترا کدیور اطلاعی نداشته باشند که باز هم جای تأسف است پس چگونه وی در جایگاه یک معاونت قرار گرفته اند؟ اشغال یک جایگاه مسؤولیت و وظیفه به همراه دارد. نمی توان از جایگاه یک معاونت آموزشی وزارت بهداشت انتظار داشت که پدیده های انسانی را به امور سطحی تقلیل دهد و وجود انسان را در یک نظام علت و معلولی خطی و ساده خلاصه نماید. آخر بر پایه کدام منابع روانکاوی دکتر ضیایی متوجه شده است که روانکاوی بخشی از دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است. طرح چنین سخنانی از سوی معاون آموزشی وزارتخانه–آگاهانه یا ناآگاهانه- به علم روانکاوی ضربه می زند و «روانکاوان وحشی» را گستاخ تر می نماید. تصویب قوانینی در جهت حمایت از «به اصطلاح روانکاوان» تهدیدی است برای فرهنگ جامعه.

 

انجمن فرویدی به هیچ کس حتی به «نمایندگان رسمی دانش» اجازه نخواهد داد که از روانکاوی و نام فروید «کلاشی» کنند. بهتر است روانپزشکی و روانشناسی برای حفظ آبروی خود دست از «شیادی» بردارند. فروید می گوید: «کسی که بیشتر از آن چیزی که دارد ارائه دهد یک شیاد است»»( فروید،۱۷-۱۹۱۶)[۱۷]. بنابراین، باید روانپزشکی و روانشناسی برای خارج شدن از بن بست­های خود دنبال راه حل دیگری باشند نه این که از روانکاوی مایه بگذارند.

 

زهرا محمودی

عضو انجمن فرویدی

 

[۱]ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

[۲] – کدیور، ۱۳۸۱، صفحه ۲۲

[۳]مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور،انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۳۷

[۴] – سخنرانی ۳۴ فروید، « توضیحات، کاربردها و راهکارها»، ۱۹۳۲، به نقل از سایت انجمن فرویدی

[۵] – بخشی از کتاب مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم، صفحه ۴۵

[۶] – فروید، (۱۷-۱۹۱۶)، «معنای سمپتوم ها»، (نقل به مضمون)

[۷] – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۲۶

[۸] – همان منبع، صفحه ۶۳

[۹] – همان منبع، صفحه ۲۳

[۱۰] – همان منبع، صفحه ۲۰

[۱۱] – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۴( نقل به مضمون).

[۱۲] – – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۵

[۱۳] – همان منبع، صفحه ۵۲

[۱۴] – همان منبع، صفحه ۴۰

[۱۵] – همان منبع، صفحه ۲۶

[۱۶] – از اشعار فروسی

[۱۷] – فروید،۱۷-۱۹۱۶، سخنرانی های آشنایی با روانکاوی، جلسه سیزدهم پنجشنبه های فرویدی، ۸۵/۱۲/۱۷

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3278

  تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۰:۰۱