پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:خاله بازی در IPA وطنی شماره ۲، روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

ما هم برای دقایقی خاله بازی شما را جدی گرفتیم و بالاتر از شعورتان مطلب نوشتیم

نویسنده: زهرا نوعی

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی       تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

پیشتر[۱] هم گفته بودیم که روانشناسان وطنی تصمیم گرفته اند از قافله روانپزشکان وطنی و روانشناسان و روانپزشکان غیروطنی عقب نمانند. همان زمان که چنین پستی را در کانال تلگرامی شان دیدم، حدس زدم که آنها هم قصد کرده اند همان روش همه جای دنیا را در ارتباط با روانکاوی پی بگیرند؛ «تحریف» آن.

«در طی تاریخ هربار که تحمیق گران موفق نشده اند عملاً و علناً یک تفکر روشنگرانه را به طور فیزیکی حذف کنند یا آن را از دسترس دور نگه دارند، مجبور به ابداع روشهای زیرکانه تر شده اند. یکی از انواع روشها آن چیزی است که اصطلاحاً رویزیونیسم یا تجدیدنظر طلبی نامیده می شود که نوع متجددانه تر تحریف است. از قدیمی ترین نمونه های تاریخی تحریف می توان روش رونویس ها یا دبیرهای بعضی از صومعه ها را ذکر کرد. آنها در هر دور جدید رونویسی فقط نقطه ای را جابجا می کردند؛ همین و بس. می دانیم که تحریف از حرف می آید و حرف نه تنها به معنای سخن است بلکه به معنای یکی از اجزاء الفبا نیز هست. برای تحریف کردن جابجایی حرفی از حروف الفبا نیز کافی است.»

انجمن روانشناسی ایران در تاریخ چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴/ ۳ فوریه ۲۰۱۶ این پست را در کانال تلگرامی خود منتشر کرد:

«در حال حاضر علاوه بر کمیته مداخله در بحران، ۱۶ گروه تخصصی با اسامی زیر در انجمن فعالیت می کنند:

تاریخ  روانشناسی

درمان های شناختی – رفتاری

دین و معنویت

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی بالینی

روانشناسی تربیتی

روانشناسی سلامت

روانشناسی صنعتی – سازمانی

روانشناسی کودکان استثنایی

روانشناسی مشاوره

روانشناسی ورزش

روانشناسی هنر

روانکاوی

سایکوآنکولوژی

علوم اعصاب کاربردی

نوروسایکولوژی

شما دوست دارید در  انتخابات ۶ اسفند گروه های تخصصی انجمن، با حضور در کدامیک از این گروه های تخصصی به اعتلای رشته روانشناسی کمک کنید؟

اگر حوزه علاقه شما در فهرست یاد شده نیست شما می توانید به گروه های تخصصی APA به عبارتی division های آن نگاهی داشته باشید و برای راه اندازی گروه تخصصی مدنظر خود با دوستانی که علاقه مشترک دارند صحبت کنید.

منتظر فراخوان انجمن برای اعلام داوطلبی در گروه های تخصصی باشید.

هر عضو، یک پیام رسان

#انجمن_روانشناسی_ایران

#روانشناسی

@iranpsyasso»[۲]

بردن نام APA ، انجمن روانشناسی آمریکا، صراحتاً به این معناست که ما از این انجمن روانشناسی آمریکا کم نمی آوریم و همان کاری را که آنها با روانکاوی کردند، ما نیز همان را انجام می دهیم. همانطور که گفته بودیم روانشناسی آمریکایی به ناچار مجبور شد که بخش هایی از تئوری روانکاوی را بپذیرد؛ البته نه کلیت آن را[۳]. «آن‌ها کلیت روانکاوی را قبول نکردند بلکه آن را رقیق کردند – شاید، دندان‌های آن را کشیدند.»[۴] روانشناسی رابطه خود با روانکاوی را واژگون کرد و به جای آنکه به تأثیر شگفت روانکاوی بر روانشناسی اذعان نماید، طوری وانمود کرد که گویی رابطه اش با روانکاوی، رابطه یک کل (روانشناسی) با یک جزء (روانکاوی) است.

فروید در مورد اثرات شگرف روانکاوی بر دیگر حوزه ها می گوید: «کاربردهای روانکاوی در رشته‌های مختلف دانش، به ویژه آن ‌هایی که به علوم ذهنی مرتبط ‌اند، به خودی خود به وجود آمد، آن ‌ها را به جلو هل داد و جا باز کردن را ایجاب کرد.»[۵] اندیشه های فروید آنچنان تأثیری بر بخش قابل توجهی از روانشناسی آمریکا، به ویژه در رشته های شخصیت، رشد، انگیزش، آسیب شناسی روانی و درمان روانشناختی گذاشتند[۶]؛ که دیگر روانشناسی از ماقبل خود قابل بازشناسی نبود اما روانشناسان به گونه ای «زیرکانه» تلاش کردند تا با معکوس سازی روند تاریخی رخدادها ابتدا روانکاوی را زیرمجموعه ای از روانشناسی قلمداد کنند و سپس با روش شناسی تقلیل نگرانه خود، آن را از درون تهی کنند.

به همین دلیل است که امروز روانکاوی در کتب درسی و تاریخچه ای روانشناسی، یکی از رویکردهای رواندرمانی (!) و یا یک تئوری شخصیت (!) کنار خیل تئوری های سبک روانشناسانه قرار می گیرد.

روانشناسی آن چنان وامدار روانکاوی است که همچون فردی که دیگر کودکی خود را فراموش کرده، به یاد نمی آورد که بدون روانکاوی چگونه بوده است. نمی شود حوزه ای از روانشناسی را نام برد که از روانکاوی بهره نبرده باشد. هرچند که این موضوع در خصوص بسیاری از حوزه های دانش و هنر صدق می کند. «تأثیر افکار فروید و لکان در شاخه های مختلف علوم انسانی، در ادبیات و هنر، در فلسفه و نقد ادبی غیرقابل انکار است.»[۷]

بگذارید به یکی از کتب تاریخچه ای روانشناسی نظر بیندازیم و بر اساس گفته های آنان، حرکت روانشناسان در این خصوص را بررسی نماییم.

«اصطلاح روانکاوی یا تحلیل گری روانی و نام زیگموند فروید در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره های پیشرو در تاریخ روانشناسی، مانند فخنر، وونت، و تیچنر خارج از روانشناسی حرفه ای کمتر شناخته شده اند، فروید در میان عامه مردم از شهرت فوق العاده ای برخوردار است. بیش از ۴۰ سال پس از مرگ فروید مجله نیوزویک نوشت که «بدون او تفکر قرن بیستم به دشواری قابل تصور است» (۳۰ نوامبر، ۱۹۸۱). او یکی از معدود افرادی است که در تغییر شیوه تفکر ما درباره خودمان نقش اساسی داشته است…»[۸]

چرا باید از فروید، کاوشگر بزرگ اتریشی دنیای زیرین روان که مانند قهرمان تراژیک یونانی، ادیپ… با جسارت با ابوالهول روبرو گشت و مانند ادیپ، معمای ابوالهول را حل نمود. کسی که هیچ فانی ای نتوانسته است از وی به توضیح اسرار رفتار انسان نزدیک‌تر گردد[۹]، دست کشید؟! فردی که «بدون او تفکر قرن بیستم به دشواری قابل تصور است» و کسی که کتاب «تعبیر رؤیا»ی وی که به منزله تولد روانکاوی محسوب می شود[۱۰] ، یکی از معدود کتبی است که به زعم بزرگان، دنیا را تغییر داده و تئوری اش شیوه تفکر انسان درباره خویش را دگرگون ساخته است، دست کشید؟!

فروید باید قسمتی از تاریخچه روانشناسی قرار بگیرد تا بتوان میراث جاویدان او را مصادره کرد. هرچند که مجبور شوند برای جا دادن آن در چارچوب تنگ روانشناسی، «تکه تکه»[۱۱] اش کنند.

روانشناسی نه تنها به «انقلابی»[۱۲] بودن روانکاوی معترف است بلکه خود به خوبی می داند که روش شناسی، موضوع مطالعه و بنیادهای فکری روانکاوی بسیار متفاوت از آن چیزی است که تحت عنوان روانشناسی شناخته می شود.

«مکاتب فکری ای چون مکتب وونت، ساخت گرایی تیچنر، روانشناسی رفتارگرا و روانشناسی گشتالت، برخلاف عدم توافق بنیادی میان آنها، میراث علمی دانشگاهی مشترک داشتند و شکل و الهام های خود را عمدتاً مدیون وونت بودند. مفاهیم و روش های آنها در آزمایشگاه ها، کتابخانه ها، و سالن های سخنرانی پالایش یافته و مطالب مورد علاقه آنها موضوعهایی مانند ادراک، احساس و یادگیری بودند. آنها تلاش می کردند علم محض باقی بمانند. برعکس روانکاوی نه محصول پژوهشهای دانشگاهی بود نه محصول علم محض، بلکه از درون روانپزشکی[۱۳] برخاست که تلاش می کرد کسانی را که جامعه برچسب «بیماران روانی» به آنها می زد، درمان کند. بدینسان، روانکاوی یک مکتب فکری روانشناسی که به طور مستقیم با سایر مکاتب قابل قیاس باشد نبود، و هنوز هم نیست. روانکاوی از نظر هدف، موضوع مطالعه، و روش از همان ابتدا از خط فکری روانشناسی دور شد. موضوع مورد مطالعه آن رفتار نابهنجار است، که تا اندازه ای از سوی مکاتب مورد غفلت قرار گرفته بود، و روش اولیه آن به جای آزمایش کنترل شده آزمایشگاهی، مشاهده بالینی است. همچنین روانکاوی با ناهشیاری[۱۴] سروکار دارد، موضوعی که از سوی سایر مکاتب فکری در روانشناسی اساساً نادیده گرفته شد. »[۱۵]

با این همه تفاوت، چرا روانشناسی باز هم اصرار دارد که روانکاوی را زیرمجموعه ای از خود قلمداد کند؟

برای پاسخ به این سؤال باید به توضیحات برجسته و ممتاز دکتر کدیور رجوع کنیم؛ آنجا که می گویند «اینها مکانیزم های معمول بشر است و افراد بشر اول ندیده می گیرند در مورد خودشان، در مورد زندگی شان و در مورد هرچیزی که هست، آنچه را که دوست ندارند، آنچه را که لازم ندارند، آنچه که زیادی است. اول ندیده می گیرند. حالا وقتی که نتوانستند دیگر ندیده اش بگیرند، حالا باید تحریفش کنند. حالا باید چیه، درست همان چیزی که فروید درباره perception می گوید. ما perceptionمان اول نمی بیند. اول آنچه که دوست نداریم اصلاً نمی بینیم بعد که دیگر آنقدر دیگر روشن بود که چشم را کور کرد، یک چیز دیگر به جایش می بینیم به جای آنچه که باید. حالا perception دچار اختلال می شود. همین امر در مورد هر نظریه انقلابی، هر چیزی که انقلابی است صورت می گیرد تا اینکه دومرتبه همه چیز را برگرداند به آنچه که در قبل بوده؛ یعنی حالا با تحریف کردن روانکاوی. اینکه فروید می گوید که با وجود همه اینها می خواهند خودشان را روانکاو بنامند و آن کاری را که می کنند، دلشان می خواهد که حالا آن کارها را که انجام می دهند اسمش را بگذارند روانکاوی.»[۱۶]

روانشناسی خواست تا با قلمداد کردن روانکاوی به عنوان زیرمجموعه خود، مفاهیم «انقلابی» و البته ناخوشایند آن را کنار زند. آنها این کار را به کمک روش شناسی تقلیل گرایانه خود که بسیار به آن انتقاد وارد است، انجام دادند و مفاهیم فرویدی را نامعتبر!!! اعلام نمودند. فکر می کنم همه شماها تاکنون این انتقادات روانشناسی را به روانکاوی شنیده اید: «مفاهیم روانکاوی فرایندهای ناهشیار، خود، دفاع ها، تقریباً به طور کامل ذهن گرایانه هستند و نمی توانند به گونه ای در زنجیره رفتار قابل مشاهده قرار گیرند که به صورت عینی قابلیت اندازه گیری و اثبات داشته باشند… عقاید فروید درباره شکل گیری فرامن، ویژگی های جنسی زنان، تعبیر رؤیا و مفاهیم تخیلی دیگر را نمی توان با آزمون علمی ثابت کرد.»[۱۷]

واقعاً مضحک است که روانشناسی تلاش! می کند مفاهیمی چون ناخودآگاه، عقده ادیپ، مقاومت و واپس زنی و … را با روش های همبستگی و آزمایش و پیمایش و امثالهم اثبات نماید؟!

در نهایت آن چیزی که در روانشناسی در مورد روانکاوی اتفاق افتاد، همان «تکه تکه» کردن روانکاوی در راستای «تحریف» این تئوری عظیم در باره انسان بود و البته این تحریف کنندگان منتظر مرگ فروید هم نشدند و از همان زمان حیات وی این تحریف را شروع کردند. آنها بنیان تئوری روانکاوی، روش شناسی و اساس آموزش آن را نادیده گرفتند اما همچنان اصرار داشتند و دارند که آن محصول کج و معوج خود را روانکاوی بمانند. وقتی بنیان روانکاوی را زیر سؤال بردید، روش شناسی آن را «غیرعلمی» تلقی کردید و اساس آموزش آن را نادیده گرفتید، دیگر چه چیزی از روانکاوی باقی می ماند؟!! آنها روانکاوی را به تئوری ای تبدیل کردند که به قول فروید «که هیچ پیچیدگی را باز نمی‌شناسد، که هیچ مفهوم جدیدی را که درکش سخت است معرفی نمی‌کند، که هیچ چیز از ناخودآگاه نمی ‌داند، که به چشم بر هم زدنی از مشکل عموماً پریشان کننده سکسوالیته خلاص می ‌شود و خود را به کشف امور سطحی ‌ای محدود می ‌کند که مردم سعی می ‌کنند با آنها زندگی را ساده کنند.»[۱۸]

کافی است که سری به «بخش روانکاوی» APA یعنی همان «گروه تخصصی»!!! انجمن روانشناسی آمریکا بزنید. دیدن «Couple and Family Therapy and Psychoanalysis»[۱۹] به شما نشان می دهد که «روانکاوی»ای که روانشناسی دم از آن می زند، هزاران فرسنگ با آنچه واقعاً روانکاوی است فاصله دارد. فروید به ما گفته است که «گفتگویی که در درمان روانکاوی است هیچ شنونده‌ای را بر نمی‌تابد.»[۲۰] پس اساساً درمان گروهی و خانوادگی و زوجی چه جای صحبت دارد؟!

حال بازمی گردیم به اقدامات انجمن روانشناسی ایران در برگزاری انتخابات «گروه تخصصی روانکاوی»!!!

این انتخابات که با تأخیر یک ماهه برگزار شد و نتایج آن نیز با تأخیر یک ماه و اندی پس از برگزاری آن اعلام شد[۲۱]، در ادامه کارهایی بود که قبلاً برای «تصاحب» روانکاوی و «تحریف» آن توسط افرادی چون گوهر همایون پور و محمد صنعتی در ایران انجام شده بود؛ تنها تازگی آن، استفاده از نام انجمن روانشناسی ایران و قابلیت بالقوه روانشناسی در «تحریف» روانکاوی بود. علی الخصوص وقتی نام افراد برگزیده! «گروه تخصصی روانکاوی»!!! را بدانیم[۲۲]، کاملاً متوجه ادامه دار بودن این اقدامات خواهیم شد؛ حسین مجتهدی از سخنرانان کنگره جعلی و یاران و دوستان او در مرکز سیاووشان و سایت «انسان شناسی و فرهنگ»، برگزیدگان! این انتخابات! بودند. حسین مجتهدی همان کسی است که نه تنها مدعی روانکاو بودن است، بلکه ادعا دارد که از ادبیات و زبان شناسی نیز سررشته دارد و شاهنامه را می شناسد اما در کنگره جعلی نشان داد که همه ادعاهای او پوشالی و توخالی است[۲۳].  کالجی که او مدعی است روانکاوی آموخته! یعنی کالج روان کاوی آلمان (کللگ) شباهت زیادی با «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» دارد که روی کره زمین پیدایش نیست. در سایت IPA که سری به قسمت انستیتوهای معتبر روانکاوی در آلمان بزنید، چنین نامی را یافت نمی کنید. احتمالاً این نام هم مانند همان تعبیر قهر به عنوان ریشه قهرمان[۲۴] ساخته و پرداخته ذهن جناب مجتهدی است. بقیه افراد برگزیده! هم که اساساً یا دوستان وی هستند یا در مرکز مشاوره وی کار می کنند. روی مرکز مشاوره تأکید می کنم؛ چرا که ما خوب می دانیم که حسین مجتهدی بسیار دلش می خواهد در این آشفته بازار عدم نظارت سازمان بهزیستی و سازمان نظام مشاوره و روانشناسی، آن را همچون مرکز مشاوره تورج مرادی، انستیتو! روانکاوی! یا بهتر است بگویم «مدرسه عالی روانکاوی سیاووشان» بخواند!

انجمن روانشناسی ایران آنچنان در همکاری و فضا دادن به این «تحریف کنندگان» پیش رفت که مجبور شد تغییراتی را در آیین نامه گروه های «تخصصی»! ایجاد نماید: «با توجه به اینکه در آیین نامه گروه های تخصصی فقط اعضای پیوسته انجمن و صرفاً روانشناسان می توانستند در گروه های تخصصی حضور داشته باشند، و به لحاظ ضرورت جلب همکاری متخصصان بین رشته ای در برخی از گروه های تخصصی، هیات محترم مدیره انجمن، موافقت خود را با افزودن ماده واحده زیر به آیین نامه گروه های تخصصی اعلام کرده است: با توجه به ماهیت بین رشته ای برخی از گروه های تخصصی، از متخصصان دیگر رشته ها برای حضور در گروه های تخصصی استقبال می شود. عضویت این افراد بر اساس سوابق علمی – پژوهشی و بعد از تایید هیات مدیره انجام خواهد شد.»[۲۵] آن هم فقط به این دلیل که همه یاران جناب مجتهدی از جمله امیر حسین ماحوزی که روانشناس هم نیست، نیز بتواند به دوستان بپیوندد و «تحریف» روانکاوی را با کمک هم انجام دهند.

بدین شکل «گروه تخصصی روانکاوی»ای سربر آورده!!! که در آن همه چیز وجود دارد الا تخصص روانکاوی به مانند کنگره جعلی روانکاوی محمد صنعتی که در آن همه چیز از خانواده درمانی، دارو درمانی، زوج درمانی، نورولوژی و CBT و درمان التقاطی و … وجود داشت الا روانکاو، روانکاوی و فروید. این آن چیزی بود که ما در آن کنگره جعلی، در زیر فشار حرفها، توهین ها و نگاه های ۳۰۰ نفر از طرفداران محمد صنعتی فریاد زدیم. و امروز هم، فریاد می زنیم که نه انجمن روانشناسی ایران صلاحیت دارد که «گروه تخصصی روانکاوی» ایجاد کند و نه این افراد به ظاهر برگزیده! این انتخابات! افرادی که روانشناس بودنشان نیز در این وانسفای حوزه روانشناسی، زیر سؤال است.

انجمن فرویدی اخطارهای لازم[۲۶] را به انجمن روانشناسی ایران و دست اندرکاران این انتخابات! دروغین داده بود اما همانگونه که دکتر کدیور توضیح می دهند «نوروز یک ندانستن نیست، یک «نمی­‌خواهم بدانم» است، «نمی­‌خواهم بدانم»ی که از مقاومت‌های بیمار نشأت می‌گیرد. نوروز ناشی از ندانستن نیست، بلکه ندانستن ناشی از نوروز است.»[۲۷]

بله «مقاومت» اینان مانع از اقدام صحیح و مقتضی گردید و آنان همان راهی را رفتند که همه «روانکاوان وحشی» طول تاریخ رفته اند. آنها اخطارهای انجمن فرویدی را نادیده گرفتند، همانگونه که تلاش می کنند با این شیوه ها روانکاوی را «تحریف» کنند. با خود فکر می کنم چقدر و چقدر و چقدر دکتر کدیور خوب گفته اند که «روانکاوی وحشی به معنای روانکاوی بی ­‌حساب و کتاب، روانکاوی هردمبیل، روانکاوی خودرو، روانکاوی عامیانه و روانکاوی کوچه و بازار و امثال اینها است و با وجودی که قریب به صد سال از نگارش این مقاله می‌گذرد، هنوز هم کاملاً تازه و روزآمد است و این نه تنها در کشور ما بلکه در اکثریت قریب به اتفاق ممالک جهان صدق می­‌کند.»[۲۸]

ما می دانیم که روانکاوی هرگز زیرمجموعه ای از روانشناسی نبوده و به طریق اولی اعتقاد داریم که «روانکاوی نمی‌تواند موضوع دوره‌های دانشگاهی باشد. قبل از هر چیز خود فرد باید به آن تن بدهد (یا یادگیری در آن با تن دادن به روانکاوی انجام می‌گیرد). در این معنا، روانکاو محصول روانکاوی شخصی خودش است وقتی که [روانکاوی‌اش] به پایان رسیده باشد. این، مانع از تعلیم و تربیت پراتیک [روانکاوی] از طریق مطالعه متون و ارائه کیس در کنار روانکاوی شخصی نیست.»[۲۹] اما این را نیز به خوبی می شناسیم که بردن روانکاوی در قالب روانشناسی و آن هم در یک مجموعه به ظاهر آکادمیک از روش های «یکنواخت» و «محدود» بشر در مقاومت کردن است.[۳۰]

فروید گفته است که بیزاری نسبت به این نتیجه تحقیق روانکاوی که تکانه‌های غریزی‌ای که می‌توانند، در معنی محدود و وسیع‌تر کلمه، صرفاً جنسی توصیف شوند، یک نقش بسیار وسیع و هرگز تاکنون مطرح نشده‌ای را در ایجاد بیماری‌های روانی و نوروزها و سهمی را در والاترین ابداعات اجتماعی، هنری و فرهنگی روح بشری دارند؛ مهم‌ ترین منبع مقاومتی است که در مقابل روانکاوی وجود دارد. [۳۱]

بنابراین تا بشر هست، مقاومت هست اما صد البته «نبرد برای حفظ روانکاوی»؛ «نبرد برای حفظ روانکاوی در این جهان پایانی ندارد چرا که از زمان ابداع آن توسط فروید، گفتار روانکاوی سمپتومی است برای بشریت، بدان دلیل که سوژه را بر خلاف علم، دین … و رواندرمانی، با «یک واقع [که] قانون ناپذیر است» مواجه می‌کند. و ژک آلن میلر اضافه می‌کند: «آن واقع[ی] که لکان ابداع کرد واقع علم نیست. آن، واقعی است که اتفاقی و تصادفی است، از این نظر که فاقد قانون طبیعی ارتباط بین دو جنس است. آن، شکافی در دانستگی است که در واقع قرار دارد.»»[۳۲]

 

 

 

[۱] – اشاره به این جملات: «انتخابات انجمن روانشناسی ایران در ۶ اسفند و گروه «تخصصی»!!! روانکاوی؛ جای یکه خوردن نداشت. چرا روانشناسان از قافله روانپزشکان وطنی و روانشناسان و روانپزشکان غیروطنی عقب بمانند؟!! مگر نه این است که «تاریخ همیشه تکرار می‌شود»؟!!» از مقاله «برای فروید هیچ ثمربخشی‌ای جز ثمربخشی اخلاقی متصور نیست»

[۲] – کانال تلگرامی انجمن روانشناسی ایران؛ telegram.me/iranpsyasso

[۳] – از مقاله «برای فروید هیچ ثمربخشی‌ای جز ثمربخشی اخلاقی متصور نیست»

[۴] – مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها» اثر زیگموند فروید

[۵] – همان منبع.

[۶] – «روانکاوی به سبک آمریکایی»، بنجامین ۲۰۰۹، مجله بازتاب دانش، دوره سوم (۱۳۸۸)، شماره ۱۲

[۷]کتاب «مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم»، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات ۱۳۸۱، صفحه ۲۱

[۸] – تاریخ روانشناسی نوین، دوان پی شولتز و سیدنی الن شولتز، ترجمه علی اکبر سیف و همکاران، نشر دوران، ۱۳۷۸، صفحه ۴۳۲

[۹] – برگرفته از مصاحبه با فروید توسط جرج ویرک؛ «دکترها در آغاز با هر حقیقت جدید می‌جنگند. پس از آن تلاش می‌کنند آن را به انحصار درآورند»

[۱۰] – نقل به مضمون از دکتر میترا کدیور

[۱۱] – اشاره به عبارت «فروید تکه تکه شده» دکتر میترا کدیور؛ درسنامه‌های دکتر کدیور: جلسه مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۰

[۱۲] – اشاره به عبارت «انقلاب فرویدی» دکتر میترا کدیور؛ درسنامه‌های دکتر کدیور: جلسه مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۰

[۱۳] – فروید نورولوژیست بوده است نه روانپزشک.

[۱۴] – ترجمه نادرست روانشناسی از کلمه unconscious (ناخودآگاه)

[۱۵] – تاریخ روانشناسی نوین، دوان پی شولتز و سیدنی الن شولتز، ترجمه علی اکبر سیف و همکاران، نشر دوران، ۱۳۷۸، صفحه ۴۳۳

[۱۶] – درسنامه دکتر میترا کدیور درباره مقاله «روانکاوی وحشی» زیگموند فروید، جلسه ۲۰/۳/۸۵ گروه عرصه فرویدی- مکتب لکان

[۱۷] – فیشر و گرین برگ، ۱۹۹۶؛ به نقل از کتاب «نظریه های رواندرمانی» پروچسکا و نورکراس، ترجمه یحیی سیدمحمدی، انتشارات رشد، ۱۳۸۳، صفحات ۹۷ و ۹۸

[۱۸] – مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها» اثر زیگموند فروید

[۱۹] – سایت انجمن روانشناسی آمریکا، Division of Psychoanalysis، Division Sections

[۲۰] – «پیشگفتار فروید بر سخنرانی‌های آشنایی با روانکاوی»

[۲۱]«علت تأخیر اعلام نتایج» ترس از انجمن فرویدی بود!

[۲۲] – «IPA وطنی شماره ۲، به شما اخطار داده بودیم، نباید گول مجتهدی را می خوردید!»

[۲۳] –  برگرفته از مطلب «دریغ از یک کلمه حرف حساب!»

[۲۴] – همان منبع.

[۲۵] – کانال تلگرامی انجمن روانشناسی ایران؛ telegram.me/iranpsyasso

[۲۶]« آخرین اخطار به IPA وطنی شماره ۲: پایتان را از گلیمتان درازتر نکنید!»

[۲۷] – از توضیحات دکتر کدیور بر مقاله «روانکاوی وحشی» زیگموند فروید

[۲۸] – همان منبع.

[۲۹] – از «سرمقاله: روانکاوی رواندرمانی نیست»

[۳۰] – اشاره به توضیحات دکتر میترا کدیور در مورد مقوله «مقاومت» در کتاب «مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم»،  انتشارات اطلاعات ۱۳۸۱، صفحه ۵۷؛ «و صدها مورد دیگر که با وجود تنوع ظاهریشان از یکنواختی ملال آوری برخوردارند و برای هزارمین بار این نکته را خاطرنشان می کنند که انسان تا چه حد در ابداعاتش محدود است و نوروز تا چه حد این ابداعات را محدودتر می کند.»

[۳۱] – «پیشگفتار فروید بر سخنرانی‌های آشنایی با روانکاوی»

[۳۲] – از «سرمقاله: روانکاوی رواندرمانی نیست»


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=22587

  تاریخ انتشار: ۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۹:۵۰