سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

هنوز در شگفتم… هنوز…

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»

 
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

در این تقابلی که در این مدت (از لحاظ کرونولوژیک کوتاه ولی از لحاظ روند کار و مسیر طی شده در بعد سیمبولیک، طولانی بوده) بین انجمن فرویدی و مافیای روان رخ داده، فارغ از تمام جار و جنجالها و احساساتی که برون ریزی شده، یه روند زیربنایی بی سروصدا هم در جریان بود که درسته که شاید چندان به چشم نیومد ولی پایه و اساس کار رو تشکیل داد. یاد صحبتهای خانم دکتر در کتاب روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان می افتم که (نقل به مضمون میکنم چون الان متاسفانه به کتابم دسترسی ندارم) فرمودن که اونهایی که فکر میکنن که درمان روانکاوی از طریق تخلیه احساسات صورت میگیره، دارن این جریان پر سروصدای برون ریزی عواطف رو عمده میکنن و از دیدن حرکت ظریف دال ها غافلن.

 

حالا حکایت این تقابلیست که صورت گرفته: درسته که روند پر سر وصدایی داشت ولی اصل کار جای دیگه داره رقم میخوره، متعجبم که در این تقابل چقدر متریال برای یادگیری وجود داره!!
خیلی از مسایل تیوریک که برای آدم مبهم بوده شفاف میشه و یا باز هم توی ذهن بهتر چیده میشه. یه مثالش که برای خود من رخ داده رو میگم:
میدونیم که هر پدیده ای میتونه در بعد سیمبولیک، تصویری و یا واقع بازنمایی خاص خودش رو داشته باشه.
بیایید ”دال” رو در نظر بگیریم. دال ”روانکاو” در بعد سیمبولیک تعریف مشخصی داره: کسی که به پایان روانکاوی و عبور از میان فانتاسم رسیده. سرکرده مافیا سی سال تمام این دال رو برداشته بود و به صورت ”تصویری” ازش استفاده میکرد. این دال رو برداشته بود و به یه مدلول بی ربط (پزشک عمومی)، لحیم کرده بود. این جناب با دال روانپزشک هم همین کارو کرده بود و البته با خیلی دالهای دیگه. برای سهم بعد واقع هم همین بس که از طریق این لحیم نابجا، چه اتفاقاتی که در این مملکت ”در سکوت نمیگذشت!”. کاری که انجمن فرویدی و در راس اون خانم دکتر انجام دادن این بود که شروع کردن به افشای این لحیم کاذب و متقلبانه! تا قبل از این، مثل هر پدیده دیگه در بعد تصویری، ما با یک وضعیت دروغین و دلوژنال مواجه بودیم. اما با انجام این کار، اتصال این سه حلقه روز به روز سست و سست تر شد و کار به اینجا رسیده که میبینیم.

 

چیز دیگه ای که دیده میشه اینه که حقیقتا به قول خانم دکتر شخص میتونه به جایی برسه که عالم و علمش از هم تفکیک ناپذیر باشن. به نظر من این پدیده، حیرت انگیز، تکان دهنده و از لحاظ زیبایی شناختی، مسحور کنندس. یعنی ما مفتخریم به اینکه در این مملکت روانکاوی رو داریم که اونقدر علمش از خودش تفکیک ناپذیر شده که فعالیت و حیات اجتماعیش هم شبیه علمشه!!! و شبیه تیوری و پراکتیک روانکاویه!!

 

چقدر خوش شانس هستیم که در زمانه ای زندگی میکنیم که روانکاوی رو داریم که به قول فروید، روانکاوی براش مثل عینکی نیست که فقط هر وقت لازم داره به چشم میزنه و هر وقت لازمش نداره، برمیداره.
هنوز هم درشگفتم که حتی حیات اجتماعی خانم دکتر هم اینهمه متریال روانکاوی برای آموزش داره.از ابتدای این تقابل خیلی چیزها یاد گرفتم که اگه بخوام بگم از حوصله دوستان خارج خواهد شد….خیلی چیزا…
دکتر صنعتی به ذهنم میاد. حیات اجتماعی این بشر برای آموزش چی داره به جز تقلب و ژویی سانسهای حقیر (باز هم اصطلاح خانم دکتر!)، حتی گروه درمانیشم تصویریه و متقلبانه و همونی هم که حداقل توی روانشناسی باید باشه نیست!!

 

هنوز در شگفتم…..هنوز…..


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=10858

  تاریخ انتشار: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت: ۱۹:۰۷