یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، زباله گردی مهرداد افتخار و«هم آوا»یان

«والنتاین»!«والنتاین»!« والنتاین»!…

سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام وادب
قسمت(۲)[کامنت قبلی]:
…نزدیک ماشینِ گشت، که رسیدیم حسین سیاه ترمزی زد و ماشین وایساد.
حسین سیاه نگاهی به مأمور کرد و گفت:
« هِلو سرکار!حسین مترجم هسّم!»
سرکار توجهی بهش نکرد و از سمت من درِ ماشین رو باز کرد؛چشمتون روز بد نبینه!دیدم یهو یه سگِ خارجی به اندازهء یه نّرِغولی پرید تو ماشین و پوزه اش رو جلوی صورتم گرفت و میخ شد تو چشمام!
منم که کلاً خشکم زده بود ! قلبم داشت از تو سینه ام میزد بیرون و لال شده بودم !
وحشت زده نگاش میکردم !تو اون شرایط نمی دونم چرا یه کلمه همش تو ذهنم می چرخید همش تکرار می شد
تو سرم می پیچید «والنتاین»!«والنتاین»!«والنتاین»!…

[پایان قسمت۲].
با سپاس
گرگلی
سیرجان۱۲بهمن۱۳۹۵


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=33210

  تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت: ۱۵:۴۲