پنج شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادستان ذبیح زاده، روانکاوی در انجمن فرویدی

ولی عجیب تر این بود که او نمی فهمید چرا اینقدر حال علی آشوری خرابه که با دمپایی اومده وسط قرارگاه هرچی از دهنش میاد میگه!

دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۵

الهام.ف:
یک چیز خیلی عجیب این بود که علی صفایی مامور کلانتری ۱۰۳ از رفتار بد علی عاشوری به همکارانش شکایت می کرد که بابا دیونه است به خدا، زد ظرف غذا رو پرت کرد. اینها رو زد!!!ما رو بیرون کرد. حالا اومدیم بیرون کلانتری منتظریم ببینم سروان عزیز محمدی از کی میتونه یک نامه برای اینها بگیره هیچکس اینها را قبول نمی کنه!!!

ولی عجیب تر این بود که او نمی فهمید چرا اینقدر حال علی عاشوری خرابه که با دمپایی اومده وسط قرارگاه هرچی از دهنش میاد میگه و هر کاری می خواد می کنه از پرت کردن و زدن و بد وبیراه گفتن!!!

اون فقط می خواست ما رو از کلانتریی که زیر نظرش بود ببرند بیرون و می دانست که آنها بدون طی کردن مراحل قانونی بدون همان نامه ای که عزیز محمدی دنبالش بود آورده بودند آنجا آن هم بدون ضوابط!!! احتمالا به دوستانش در دادسرا کمک کرده بود و حالا می دانست که نباید این کار را می کرده و نمی دانست کار به کجا خواهد کشید.

هرگز آن اضطراب و بد حالی علی عاشوری را فراموش نخواهم کرد.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=23817

  تاریخ انتشار: ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت: ۱۳:۵۹