چهارشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:دادسرای جرایم پزشکی، روانکاوی در انجمن فرویدی

… و با جمله های پدرم خیالم راحت می شد !!!!!

پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶

سوده رخشا:
آخه کجای دنیا اینطوریه؟
صبح واسه گرفتن یه گواهی که مثل گواهی اشتغال به تحصیله، پاشی بری دادسرا.
تا بعدازظهر ازت خبری نشه. بعدش خانواده ات بفهمن یه جایی هستی که معلوم نیست اونجا کجاس. همه دادگاه ها و دادسراها رو بگردن. یک نفر هم محض رضای خدا جواب درست بهشون نده.
فرداش هم به همین منوال بگذره.
پس فردا و … و بالاخره شب چهارم سیاه و کبود از زندان قرچک بری خونه، چون رفته بودی گواهی بگیری که توی شعبه ۳ دادسرای کارکنان دولت پرونده جاری داری!!!

اینا رو که می نویسم همه اش یاد فیلمایی می افتم که بچه بودیم درباره ساواکیا نشون می داد.

که از یه طرف خونواده ها رو تحت فشار روانی قرار می دادن و کسانی که به ناحق زندانی کرده بودن رو می زدن و شکنجه می کردن و تحت شرایط سخت قرار می دادن.

و با جمله های پدرم خیالم راحت می شد که “اینا مال زمان طاغوته. الان اینطوری نیست…”


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=39528

  تاریخ انتشار: ۹ بهمن ۱۳۹۶، ساعت: ۱۵:۰۳