جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:امیر عباس کشاورز – شبنم نوحه سرا – وحید شریعت -مهدی صابری-صابران، روانکاوی در انجمن فرویدی، سور مقصور کاسبان روان

و وقتی سواد روانپزشکی نداریم از «همسایه‌ها» می‌پرسیم

جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
مناظره روان‌شناختی تهمینه میلانی، کارگردان «آتش‌بس ۲» و دکتر سید وحید شریعت، روان‌پزشک پیرامون «تئوری انتخاب»
شریعت: “تئوری انتخاب را برای اولین بار ویلیام گلاسر مطرح کرده است. این تئوری می‌گوید بخش مربوط به افکار و رفتار ما تحت‌کنترل خود ماست. ما براساس افکارمان دست به انتخاب‌هایی می‌زنیم که این انتخاب‌ها زندگی و روابط بین‌فردی‌مان را شکل می‌دهد. طبیعتا اگر انتخاب‌هایمان درست باشد، به شادی درونی می‌رسیم ولی اگر انتخاب‌هایمان خوب نباشد، باعث ناخشنودی خواهد شد و این موضوع در افراد مختلف به اشکال مختلف خودش را نشان می‌دهد. طبق این تئوری برای رسیدن به شادی، باید انتخاب‌های درستی داشته باشیم. ما نمی‌توانیم احساسمان را عوض کنیم ولی رفتار و افکارمان قابل‌تغییر است. وقتی در افکارمان تغییر ایجاد کنیم، عملا می‌توانیم بر خیلی از ناخشنودی‌هایمان فائق‌آییم. خیلی جالب است که این تئوری روی زمان حال تاکید دارد و می‌گوید الان است که شما می‌توانید رفتارتان را اصلاح کنید. این دیدگاه از لحاظ علمی کمی زیاده‌روی کرده است.همچنین گلاسر، یک کتاب ضدروان‌پزشکی دارد به نام «تمام آسیب‌هایی که روان‌پزشکان به شما می‌زنند» و در آن در جبهه مخالف روان‌پزشکی قرار می‌گیرد. وقتی با دیدگاه آسیب‌شناسی به این تئوری نگاه کنیم، این تئوری خیلی تاثیر منفی دارد. خصوصا از جنبه بالینی ولی در زمینه روابط بین‌فردی، این تئوری، قابل‌بحث است و اتفاقا بسیار به جامعه ما می‌خورد. چرا؟ چون ما کشوری هستیم که خیلی به تاثیر عوامل بیرونی در ناکامی‌هایمان اعتقاد داریم. در ورزش که می‌بازیم، تقصیر را گردن داور می‌اندازیم. وقتی در زندگی خانوادگی شکست می‌خوریم، تقصیر را متوجه پدر و مادرمان می‌دانیم و… ولی همیشه ترکیبی از عوامل مختلف در ناکامی‌ها دخیل‌اند اما در کشور ما خیلی به عوامل بیرونی بها داده می‌شود. ما سابقه تاریخی هم داریم در زمینه حکومت‌هایی که خیلی آزادی نمی‌دادند و این به صورت سنتی باعث شده دیگران را مسئول بدانیم و خیلی خودمان عرض‌اندام نکنیم و آزاده فکر نکنیم و مسئولیت انتخاب‌هایمان را برعهده نگیریم. ما به صورت جمعی زندگی می‌کنیم و دیگران برایمان خیلی مهم هستند.
میلانی: اما بسیار فردگراییم. اغلب ما ایرانی‌ها منافع فردی‌مان را به منافع عموم ‌ترجیح می‌دهیم و در عین حال که در جمع زندگی می‌کنیم، تنهاییم. نوع زندگی ما همان‌طور که آقای دکتر گفتند جمعی است اما کاملا فردمحور هستیم. من اتفاقا می‌خواهم روی این مساله تاکید کنم که سیاست‌های بسیار غلط فرهنگی ما، اغلب مردم کشور را فردمحور کرده است. ما فرهنگ و هویت اجتماعی قوی نداریم. در سیاست‌های کلان ما، جمع‌هراسی وجود دارد و این هر روز بیشتر ما را به سمت «خر خودمان را برانیم» سوق می‌دهد. ما شهروندان خوبی نیستیم و یکی از دلایلش این است که برایمان جا نیفتاده که انسان خوبی باش، دزدی نکن، دروغ نگو و… تا جامعه‌ای سالم داشته باشی. فقط ما را از عاقبت این کارها ترسانده‌اند. حالا تصور کنید کسی اعتقادش به این عاقبت را از دست بدهد. چه می‌شود؟ آن‌وقت است که شما خود را مجاز به انجام همه اینها خواهید دانست.
دکتر شریعت: ببینید جمع‌گرایی، درصد دارد. صفر و صدی نیست. این موضوع ارزیابی شده و طبق این ارزیابی بعضی جوامع، جمع‌گراترند و بعضی فردگراتر و علاوه بر اینکه از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد، از شهری به شهری دیگر و از روستا نسبت به شهر، درصدش تغییر می‌کند. در شهرها، تغییرات سریعی رخ می‌دهد که آدم‌ها هنوز برای آنها آماده نیستند. یعنی از لحاظ فرهنگی هنوز روحیه جمع‌گرایی دارند ولی وقتی وارد محیط می‌شوند که بی‌نامند، این جمع‌گرایی اثری روی رفتارهای مخربشان ندارد. بنابراین فرد در این‌گونه محیط‌ها احساس نمی‌کند که کنترل جمعی وجود دارد و فقط منافع خودش را در نظر می‌گیرد. ساز و کارهای اجتماعی هم هنوز آنقدر رشد نکرده که فرد را در جمع‌های بزرگ‌تر و گروه‌های وسیع‌تر نگه دارد. ”
http://salamatiran.ir/NSite/FullStory/?Id=70487&type=5
نمی دانم کشور ما ایران دارای چه ویژگی هایی است که با تمام تئوریهای روانشناختی و روانکاوی «مافیای روان»؛ صنعتی، همایون پور، وحید شریعت و … جور در می آید. هر چیزی به ایران و ایرانی ارتباط پید می کند. از هر نکته منفی که می خواهند صحبت کنند حتما باید بگویند: ” در کشور ما…” یا “ایرانی ها…” یا”مردم…” چنین و چنان هستند. «مافیای روان» به گونه ای ایران و ایرانی را معرفی کرده اند که در کنگره جعلی روانکاوی مدعوین خارجی تصور می کردند که آنها «کریستف کلمب» اند و ما «بومی».
آیا چنین نسبت دادن هایی به ایران و ایرانی از سوی شریعت و اساتید اعاظم نشان از اهمیت دادن به عوامل بیرونی نیست؟
شریعت در این بحث طوری سخن می گوید که انگار خیلی می فهمد و آدم عاقلی است. شریعت، این پادوی صنعتی و همایون پور، که در سال ۲۰۱۳ درصد «حذف فیزیکی» دکتر کدیور بود، چگونه می تواند به عوامل درونی اهمیت بدهد، چطور می تواند آزادانه فکر کند و چطور می تواند خودش را مسئول انتخاب هایش بداند؟ البته این قبیل سخنان روشنفکرمابانه برای فریب، دروغ و شیادی مثمر ثمر است.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=9069

  تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت: ۱۸:۲۶