شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸

بخش ها

آرشیو ماهیانه

پاسخ به پرسش‌های شما

question

 

پرسش‌های شما

    دوشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

    م. مرادی:
    چقدر شیرین بود وقتی روز سوم یکی از حراستیهای بیمارستان میلاد (محل برگزاری سیرک) که حالا سه روز بود از حضور دکتر کدیور بهره مند شده بود، وقتی دید انتظامات بیمارستان روزبه و حراستی بیمارستان روزبه سعی می کنند بعضی از اعضای انجمن فرویدی را تهدید کنند، نزدیک آمد و گفت: “نگران نباشید. اینجا همه با شمایند.”

    دوشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

    م. مرادی:
    از ورود اعضای انجمن فرویدی به سالن جلوگیری کردند، به دستور آرتونیان و صنعتی و اعضای انجمن ایستاده درست در وسط میدان به طرح سوالات خود ادامه می دادند. اما صحنه ای که صنعتیِ از ترس خمیده با کلی بادیگارداز سالن بیرون آمد که به مخفیگاه خودش برود، دیدن داشت. درست مثل آدمهایی که وسط میدان جنگ سرشان را می دزدند و دولا دولا فرار می کنند؛ از بمب و خمپاره؟ نه… صنعتی بدو بدو می رفت که از یک سوال پناه بگیرد: “آقای دکتر صنعتی، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟”

    دوشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

    م. مرادی:
    اینکه با کتک و کشان کشان سه نفر از اعضای انجمن را که به سالن راه پیدا کرده بودند بیروان انداختند و اعضای انجمن را مورد حمله قرار می دادند تا وسایلشان را به دستور سیامند انوری از آنها بگیرند به خاطر چی بود؟ در کیف و ساک اعضای انجمن نه بمب بود نه کوکتل مولتف. در ساکهایشان چیزی بود که “از شمشیر قدرتمندتر است.” (Word Is Mightier than Sword / سایت انجمن فرویدی) فقط پلاکاردهایی که رویش کلماتی نوشته بود که انتهای بعضی از آنها هم علامت سوال داشت. همین.”

    “THEY WANT A PUPLIC THAT IS PREDICTABLE AND CONDITIONED TO DO AS IT’S TOLD WITHOUT ASKING QUESTIONS.”/ سایت انجمن فرویدی

    دوشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

    م. مرادی:
    واقعا برایم سوال است که سیامند انوری مدیر بیمارستان روزبه، با چه پشتوانه ای آنطور بلند به چند نفر از گردن کلفتان حاضر در سالن به اصطلاح یک کنگره علمی بین المللی، دستور می داد: کیف آنها را بگیرید، موبایهاشان را بگیرید!! یعنی شما پلیس مملکت هم باشی حق چنین زورگوییهایی را نداری (ایران نه تنها قاضی خورشیدی که قاضی رحمانیان هم دارد، ذبیح زاده جان!/ سایت انجمن فرویدی) چه برسد به یک آدم عادی. یعنی اگر یک نفر در خیابان با شما چنین کاری بکند که بخواهد کیف و موبایلتان را به زور بگیرد اسمش می شود حمله و خفت گیری. اما خب یاد این جمله می افتادم “حامد داننده را کی کشت؟” و یادم می آید سیامند انوری آدم عادی نیست.

    یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸

    منصوره ا.:
    برگزاری سیرک های ادواری محمد صنعتی و شرکایش نتیجه ای جز افتضاح برای آنها ندارد و اصلا اینها هرکاری که می کنند قادر به پوشاندن ذات خشن خود نیستند: آیا این کتک زدن ها ادامه همان حذف فیزیکی ۲۰۱۳ نیست؟ آیا اصلا جز حذف فیزیکی متد دیگری هم دارند؟ شیادی و دروغ کافی نبود که به خشونت عیان هم متوسل می شوند؟ آیا واقعا بیمارستان روزبه یک بیمارستان دانشگاهی و علمی است؟ واقعا این روزبه چه جور جایی است؟ خانه ارواح؟ یا
    « Cremation of Care of the Bohemian Groove! ظاهراً بدون انجام مناسکی خاص نمی توان تا این حد بی شرم ، بی وجدان و رذل بود. »*

    *https://freudianassociation.org/?p=47966

    یکشنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸

    منصوره ا.:
    راستش را بخواهید من هنوز در شوک کتک کاری پرسنل محمد صنعتی و آرتونیان با سردستگی انوری هستم!
    خیلی سریع ما را کشاندند گوشه سالن که پشت اش هم باز بود و هرآن هم ممکن بود یکی به پایین پرت شود و کشته شود و حتی مهلت دفاع از خود و فیلم برداری هم ندادند و دایم هم با دست هایشان برای موبایل هایمان ضربه می زدند به طوری که من وقتی خواستم موبایل ام را دربیاورم برای فیلم گرفتن یکی از آن ث پ ت های کوماندو به من حمله ور شد به طوری که دست هایم زخمی شد و من فقط مهلت داشتم موبایلم را داخل کیفم بیندازم!!
    از سرعت عجیب و غریب و از برنامه ریزی حساب شده شان هنوز در شوک هستم!!
    اما وقتی دکتر کدیور وارد لابی سالن شد، غریو بلند او همه را ساکت کرد:« فکر کردید می توانید اینجوری روانکاوی را به گند بکشید؟ مگر اینکه از روی جنازه من رد شود آن فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان …»
    پس از آن بود که همه آن مردان و زنان گوش به فرمان آرتونیان- انوری خودشان را عقب کشیدند و آرام شدند و البته هنوز دنبال موبایل های ما بودند و موسوی گفت « لطف کنید و موبایل هایتان را تحویل دهید» و خانم دکتر گفتند « موبابل هایمان را نمی دهیم شما اجازه چنین کاری ندارید»
    باور کنید که هیچگاه در عمرم این فریاد دکتر کدیور را فراموش نخواهم کرد! کسی باید کرباشد که نشنود صدای حق یگانه او را!

    شنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

    منصوره ا.:
    روزهای دوم و سوم در کنار در ورودی سیرک که ده ها نفر را گماشته بودند تا ما وارد نشویم!! آدم ها رد می شدند. آدم های معمولی می آمدند و سوال می کردند. موسوی مانع نزدیک شدن آنها به ما می شد! خدای من چقدر می ترسند! اما مگر می توانستند؟ آدم ها نزد دکتر کدیور می آمدند و با ایشان صحبت می کردند و دیگر مگر می شد که جدایشان کرد؟
    آنها آنقدر از ورود و نفوذ ما می ترسیدند که با یک دسته جارو در شیشه ای را بستند!! و حتی خودمانی هایشان هم به سختی وارد می شدند!!
    خلاصه جای همه دوستان انجمن فرویدی خالی بود تا در خنده های ما به این نمایش شریک شوند! سیرکی رنگارنگ!
    سیرکی متشکل از ورشکستگان داخلی و تعدادی از سرای سالمندان خارجی که دیگر کسی در وطن خودشان برایشان تره خرد نمی کند! خب واقعا در و تخته جور شده بود.
    در سال ۹۳ با خودم می گفتم که استوک های خارجی را جمع کرده آورده ریخته تو ایران!
    حالا امسال که واقعا دیگر از استوک هم آنورتر بود و expiry date خیلی هاشان مدت ها بود تمام شده بود! نه نامی نه نشانی در اینترنت برایشان یافت نمی شد!

    شنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

    منصوره ا.:
    باور کنید انتظار هر واکنشی را داشتم از جمله ممانعت از حق ورودمان به جز کتک کاری! آنهم توسط اعضای کمیته به اصطلاح انتظامی شان!! که زیر نظر مستقیم آرتونیان شروع به کتک زدن کردند، آنقدر سریع که ما فرصت هیچ کاری را نداشته باشیم ! حتی اعتراض کردن حتی فیلم گرفتن! کاملا حرفه ای عمل کردند: به شیوه لمپن های حرفه ای کار کشته این کار!
    آرتونیان و سپس انوری! انوری را دیدم با خودم فکر کنم این لندهور گنده از کجا اومده؟ هنوز هم باورم نمی شود که چنین آدم لمپنی که دست روی چند خانم بلند کرد، رییس یک بیمارستان باشد، هر بیمارستانی!
    ولی ظاهرا بیمارستان روزبه از این قاعده مستثنا است! البته که اگر «حامد داننده» در آنجا غیب شد و …..شد، دیگر تصور اینکه رییس آن بیمارستان انوری باشد، نه تنها سخت نیست بلکه خیلی هم در و تخته به هم جور در می آید!!
    «باز هم درباره حامد داننده»
    *https://freudianassociation.org/?p=35663

صفحه 532 از532« پیشین ...«528529530531532






پیوند کوتاه به این مطلب:
https://freudianassociation.org/?p=23