شنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۶

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، مافياي روان

پروژه «پدر سازی» برای «همایون پور» (؟!) دستکم از سال ۱۳۸۸ توسط صنعتی کلید خورده بوده!

ناخودآگاه آدمی ‌و رازهای پیدا و پنهان هنری

گزارش نخستین هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر

 

نخستین هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر به منظور بهره‌گیری از نظریه‌های جدید هنر با تکیه بر مبانی ملی و گسترش مبانی نقد هنری در جامعه برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی ‌فرهنگستان هنر، این هم اندیشی که دبیری آن را دکتر «محمد صنعتی» برعهده داشت طی دو نشست با شش سخنرانی توسط پژوهشگران حوزه هنر و روان‌کاوی برگزار شد.

در افتتاحیه این هم اندیشی ابتدا دکتر بهمن نامورمطلق، دبیر فرهنگستان هنر، پیشینه نقد هنر در کشور را چندان طولانی ندانست؛ چرا که هنرمندان ایرانی از دیرباز کلاً علاقه‌ای به نقد آثارشان نشان نمی‌داده‌اند.

وی سپس به فعالیت‌های معاونت پژوهشی فرهنگستان هنر طی پنج سال گذشته در راستای راه اندازی گروه‌های نشانه شناسی، نقد تخیلی، نقد روان‌کاوانه و حدود بیست گرایش نقد دیگر به منظور رشد و حمایت و دستیابی به نظریه‌های جدید اشاره کرد و گفت: «مهم‌ترین هدف ما این است که نقد را نه تنها در هنر؛ بلکه در عرصه فرهنگ و جامعه نیز گسترش دهیم.»

دبیر فرهنگستان هنر قرن بیستم را تحت تأثیر دو جریان کلی پدیدار شناسی و روان شناسی دانست و یادآور شد: «برخلاف تصور عامه روان‌شناسی و روان‌کاوی اثر، تنها مربوط به مؤلف یا خالق آن اثر هنری نیست؛ بلکه گرایش‌های متفاوت پیسکو کرتیک وجود دارد که نقد را تنها معطوف به متن می‌کند.»

نامورمطلق در خاتمه، اثر هنری را نزدیک‌ترین محصول به خود انسان دانست که نیاز به بررسی از دیدگاه‌های مختلف دارد.

پس از سخنان دبیر فرهنگستان هنر، دکتر محمد صنعتی، دبیرعلمی ‌این هم اندیشی، ابتدا به شکل گیری روان‌کاوی در پایان قرن نوزدهم و تلاش‌های فروید و شاگردانش و پس از آن یونگ، آدلر تا ژاک لکان اشاره کرد و گفت: «از آنجا که روان‌کاوی برای ناخودآگاه انسان ارزش و اعتبار خاصی قائل بود، در برابر مدرنیته‌ای شکل گرفت که اساس آن جهان بینی دکارتی بود.»

دکتر صنعتی اظهار داشت: «پذیرش ناخودآگاه انسان و تأثیر آن در عرصه‌های مختلف، از همان ابتدا با ممانعت و یک جور ناباوری مواجه بوده است.»

وی در ادامه از کارل یاسپرس به عنوان یکی از مهم‌ترین پدیده شناسان و فیلسوفان اگزیستانسیالیست نام برد که به اولین آسیب شناسی روانی رسید؛ اما در برخورد با مسئله ناخودآگاه باز هم مقاومت کرد.

دکتر صنعتی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «اگر تمدن چند قرن گذشته با فرضیه آگاهی دکارتی آغاز نمی‌شد و پیش نمی‌رفت، معلوم نبود که ما امروز چگونه دنیایی داشتیم.»

وی ادامه داد: «اگر چنین نبود تمامی ‌علوم انسانی تحت نفوذ این فرضیه بود که انسان به تمامی‌کارهای خودش آگاهی دارد. پس برای پژوهشگران بسیار سخت بود که با تمام علم و هوشمندی که دارند، از معنی انگیزه‌های رفتاری خودشان آگاه نباشند.»

دبیر نخستین هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر شکل‌گیری این‌گونه نقد را به نقدی که فروید بر رمان «برادران کارامازوف» نوشت نسبت داد و گفت: «با این نقد بسیاری فروید را سرزنش کردند که چرا با اثر نویسنده بزرگی مثل داستایوفسکی، چنین برخوردی کرده.»

صنعتی دلیل این امر را عدم باور این مهم دانست که آن‌ها نمی‌خواستند باور کنند که ما احساس‌هایی داریم که به آن‌ها عمل می‌کنیم و خود به خود در اثر ادبی یا هنری ما جلوه می‌کند.
وی در خاتمه گفت: «اما به مرور با پذیرش و آگاهی از این مسئله، بسیاری از نویسندگان مثل «توماس مان» و «هرمان هسه» آثاری در خور توجه خلق کردند.»

اولین سخنران این هم اندیشی دکتر گوهر همایون پور، روان کاو و محقق بود که مقاله خود با عنوان «نقد روان‌کاوانه بر «بار هستی» نوشته میلان کوندرا» را ارائه کرد.

این محقق در آغاز سخنانش گفت: «اقلیم نقد روان‌کاوانه ادبیات و هنر، فضایی دور از نگرش بالینی کاذب و البته تحلیل کاربردی سلطه جویانه است.»

وی یکی از محدودیت‌های رایج در مطالعه روان‌کاوانه هنر و ادبیات را تأکید صرف بر محتوا و بی‌توجهی به شکل و فرم اثر عنوان کرد و ادامه داد: «اگر می‌خواهیم از تحلیل کاربردی فاصله بگیریم و به سمت کار میان رشته‌ای برویم، باید به فرم و شکل توجه خاص داشته باشیم.»

همایون پور سخنان خود را با توضیح درباره میلان کوندرا و سپس جایگاه رمان «بار هستی» در ادبیات پست مدرن ادامه داد و گفت: «کوندرا به مرور و در طول شکل‌گیری داستان، شخصیت‌هایی را به ما معرفی می‌کند که آشنایی ما با آن‌ها به جهت تلاش در جهت توازن بین سبکی و سنگینی زندگی است، تلاشی مذبوحانه برای رسیدن به این معنی.»

گوهر همایون پور مقاله خود را با معرفی شخصیت‌های این رمان،‌ ویژگی‌های آن‌ها، تعبیرشان از زندگی، نمادهایی که هر کدام با خود دارند، رابطه‌ها و حتی آشنایی ما با هر کدام، ادامه داد و در خاتمه گفت: «در یک نگاه ساده و توجیه رفتارهای این شخصیت‌ها می‌توان به این نتیجه رسید که آن‌ها برای شناخت بیشتر تلاش کرده‌اند و زندگی و اعمالشان در راستای این شناخت بیشتر از دنیا، زندگی و آدم‌هاست که معنا و مفهوم می‌یابد.»

دکتر محمد صنعتی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، دومین سخنران این هم اندیشی بود که درباره «پدرکشی، برادرکشی و پسرکشی در اسطوره‌های شاهنامه» سخن گفت. دکتر صنعتی محور سخنان خود را بر شخصیت کیخسرو گذاشت و از او به عنوان شگفت انگیزترین قهرمان شاهنامه نام برد که اگرچه به اندازه داستان سیاوش؛ بیژن و منیژه، رستم و سهراب و… مورد توجه خوانندگان قرار نگرفته؛ اما فاجعه زندگی او و تراژدی پیچیده‌اش، نظر تحلیل‌گران مدرن شاهنامه را به خود جلب کرده است.

صنعتی در اشاره به اهمیت این شخصیت و روان‌کاوی آن گفت: «آنچه در گام نخست جلوه می‌کند، این است که چرا پیروزمندترین، کامرواترین و تراژیک‌ترین قهرمان فردوسی –کیخسرو فرهمند- آن‌گاه که بر همه دشمنان دودمان کیانی و در طولانی‌ترین جنگ‌های کین خواهانه شاهنامه چیره می‌شود و فرمانروایی‌اش را همه شهریاران و سپهسالاران جهان می‌پذیرند‌ و به تمامی‌آرزوهای خود می‌رسد، پس از جشن و سروری با شکوه، به ناگاه در به روی خود می‌بندد، و اندوهگین و دل‌زده از همه چیز این جهان، چون راهبی بودایی یا جوکی‌ای هندو و یا سالکی زندگی گزیر، در خلوت تنهایی خویش بار سفر از این جهان می‌بندد.»

دبیر هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر در بخش دیگری از سخنانش به برخی نظریات منتقدان ادبی جهان درباره این داستان اشاره و گفت: «برخی کیخسرو را الگوی نخستین هملت دانسته بودند، با همان آرزوی پنهان پدرکشی و محرم آمیزی، که احساس گناهش او را به دام افسردگی و میل به مرگ می‌کشاند؛ اما مشکل کیخسرو فراتر از ادیپ و هملت است.»

صنعتی در تحلیل شخصیت کیخسرو توضیح داد: «کیخسرو با نیای دیگر خود، کیکاوس همسان سازی می‌کند و آرزوی کین خواهی او را برآورده می‌سازد. کیکاوس که خود میلی ناخودآگاه به پسرکشی داشت؛ اما کیخسرو از این می‌ترسد که مانند جمشید و کیکاوس به جنگ یزدان، پدر مینوی ‌رود! اما…»

«سینما و روان‌کاوی؛ نگاهی به فیلم «درباره الی» از دیدگاه رابطه با ابژه» عنوان سخنرانی دکتر سامان توکلی، عضو هیئت علمی‌دانشکده علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی بود.

توکلی گفت: «سینما به انسان اجازه داد تا رویاها، هراس‌ها و آرزوهای خود را به تصویر بکشد و در معرض دید قرار دهد و روان‌کاوی که مبنای خود را بر وجود ناخودآگاه قرار داده بود، بر این باور بود که انسان برای شناختن خود با محدودیت مواجه است و به دنبال این سر نخ‌ها بود.»

توکلی به نقل از نورمن‌هالند (منتقد ادبی ۲۰۰۷) گفت: «در نقد روان‌کاوانه، با سه جزء ذهن مؤلف، ذهن مخاطب اثر و ذهن یکی از کاراکترهای اثر، سر و کار داریم.»

وی یادآور شد: «روان‌کاوی فرویدی و لکانی بیش از همه در تحلیل و نقد آثار سینمایی به کار گرفته شده‌اند؛ اما یکی از پرکاربردترین مکاتب روان‌کاوی، یعنی مکتب رابطه با ابژه کمتر مورد استفاده بوده است.»

این مدرس دانشگاه در تعریف این مکتب گفت: «مکتب رابطه با ابژه می‌کوشد تا با تکیه بر شناخت روابط اولیه انسان، به صورت بندی خاص خود از ذهن و زندگی روانی انسان برسد و در مقایسه با نظریه‌های اولیه روان‌کاوی فرویدی که سائق محور بودند، این مکتب تأکید خود را بر هدف سائق‌ها یعنی ابژه‌ها قرار می‌دهد، توکلی با پخش نخستین تصاویر آغاز فیلم «درباره الی» توضیح نمادها و اضطرابی که لازمه داستان است، چگونگی انتقال آن به مخاطب و فضاسازی شاد و متضاد شروع فیلم به نقد روان‌کاوانه آن پرداخت.

او همچنین در توضیح نمادهای زن، مادر، تولد، دریا،‌اطاق و غیره انتخاب آن‌ها را در شکل‌گیری فضای پارانوئید فیلم، هوشمندانه و از طرفی ثمره ناخودآگاه کارگردان دانست.‌

نخستین هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر در بخش دوم با سخنرانی دکتر حسین پاینده، استاد دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان «عجز از بیان؛ قرائتی روان‌کاوانه از داستان سه قطره خون» ادامه پیدا کرد.

پاینده «سه قطره خون» را نمونه تمام عیار داستان‌های صادق هدایت دانست که مضمون آن در دیگر آثارش چون «زنده به گور» و «بوف کور» هم آمده است.

وی گفت: «راوی این داستان یک شخصیت روان‌پریش در تیمارستان است که اهمیت این انتخاب همراه با معرفی شخصیت و مکان، به زیبایی در سطرهای اول داستان به مخاطب گفته می‌شود و او را با روایتی نامنظم و نامنسجم مواجه می‌کند.»

پاینده تصریح کرد:‌ «فقدان انتظام منطقی در روایت، حکایت از تعارض بین دو ساحت آگاه و ناخودآگاه در روان گسیخته و نامنتظم شخصیت اصلی دارد.»

این سخنران مفاهیمی‌چون مقاومت، جابه‌جایی، نمادپردازی، رانه، کنش پریشی، هم هویتی، ضایعه روانی، وسواس و… را از جمله مهم‌ترین عناصری دانست که در تحلیل روان‌کاوانه این اثر نقش دارند.

او همچنین مهم‌ترین ویژگی بارز راوی «سه قطره خون» را تنش دائمی‌بین گفتن و نگفتن، یا بیان و سکوت دانست و گفت: «از مهم‌ترین کشف‌های فروید پیرامون ساز و کارهای ذهن بشر این بود که امر سرکوب شده به انحاء مختلف باز می‌گردد و به شکل وسواسی مزمن ذهن آدمی ‌را به خود مشغول می‌دارد.»

پاینده در تحلیل رفتار راوی داستان و اشاره به خطوط درهمی‌که می‌کشد گفت: «فقدان خط روایی مشخص داستان، مثل همان خط‌های درهمی ‌است که راوی روی کاغذ می‌کشد و البته به سبک و سیاق مدرنیستی هدایت نیز مربوط می‌شود.»

او همچنین در توضیح مقاومت به عنوان یکی از مفاهیم روان‌کاوانه این داستان و به نقل از فروید گفت: «مقاومت ساز و کاری واکنشی و مرتبط با خود است. فکری به ذهن بیمار متبادر می‌شود که از قرار معلوم با آن ناسازگار است، در نتیجه نیروی دفع کننده‌ای را بر می‌انگیزد. نیرویی که وظیفه‌اش دفاع از خود در برابر این فکر ناسازگار است.»

«تحلیل روان‌کاوانه وضعیت راوی در زبان شعر» عنوان سخنرانی دکتر پروین سلاجقه بود.
سلاجقه سخنان خود را با تکیه بر افکار «کریستوا» و اهمیتی که او برای زبان، توجه به متن و فرایند شکل‌گیری فاعلیت و ذهنیت و همچنین تلاش او برای روشن شدن subjectivity و اینکه هنگام سخن گفتن، زبان چگونه عمل می‌کند ارائه کرد.

وی گفت: «کریستوا » subjectivity و self (خود) را مقابل هم می‌گذارد و زبان را برای انتقال اندیشه به کار می‌برد. از نظر او خود تابع کسی نیست و چیزی را می‌گوید که منظور اوست، اما subjectivity فرایندی پویا است که هرگز کامل یا تمام نمی‌شود.

سلاجقه بخش عمده‌ای از سخنان خود را به شرح و تفسیر استعاری کریستوایی «کورا» به مثابه آوند یا رأس هستی و همچنین محل رشد کودک قبل از تولد در بدن مادر – در یک بررسی روان‌کاوانه چگونگی فرایند رشد سوژه به مثابه موجود سخنگو و نشانه‌های آن در شعر اختصاص داد.

نخستین هم اندیشی نقد روان‌کاوانه هنر با سخنرانی دکتر فرزین رضاعی با عنوان «بررسی تحلیل پذیری «گلستان» سعدی از دیدگاه روان پویشی بر اساس مدل‌های تفسیری آن» به پایان رسید.

رضاعی درک درست مفاهیم «گلستان» به عنوان اثری اخلاقی-تربیتی را به عنوان نخستین گام برای بررسی تحلیلی آن دانست و گفت: «چهار الگوی مستقیم یا خطی، الگوی انعکاس یا مبتنی بر وجهه توصیفی گلستان و انعکاس واقعیت‌های اجتماعی در آن، مدل مخاطب محور و مدل ترکیبی، راه کارهای ورود به تحلیل گلستان هستند.»

وی گفت: «طبق مدل خطی، گلستان آن است که می‌نماید. سعدی در گلستان به بیان مسائل از دیدگاه خود پرداخته است و گلستان انعکاس مشاهدات، دریافت‌ها، دیدگاه‌ها و ویژگی‌های نویسنده آن است. در نتیجه چنین دیدگاهی، می‌توان نکات و تناقض‌هایی از گلستان استخراج کرد که احتمالاً بیانگر جنبه‌های مختلف و تعارض‌های نویسنده آن است. طبق الگوی انعکاسی، گلستان تنها منعکس کننده واقعیت‌های جامعه است و اصل تناقض‌ها را باید در آنچه توسط گلستان انعکاس یافته است جست‌وجو کرد.»

رضاعی با تأکید بر اینکه سعدی دنیا را آنچنان که هست ارائه داده است، نه آن‌چنان که خود قبول دارد،‌گفت: «طبق مدل مخاطب محور، آنچه طرز تدوین گلستان را متمایز می‌کند توجه خاص به دیدگاه شخصی مخاطب‌های آن است.»

او همچنان با اشاره به بخش‌های مختلف گلستان و حق تناقض و ناسازگاری‌های برخی روایت‌های نویسنده گفت: «بر کسی پوشیده نیست که حتی اگر این تناقض‌ها ناشی از ناخودآگاه نگارنده بوده؛ اما سعدی در مواردی اهداف پنهانی خاصی را حکیمانه دنبال کرده است.»
این هم اندیشی با پرسش و پاسخ بین حاضران و استادان حاضر در جلسه به پایان رسید.

 

منبع: تابناک


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=34567

  تاریخ انتشار: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت: ۱۳:۳۳