دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

چرا «حج و زیارت» را «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» نمی‌کنید؟

آنها هم اثرات درمانی انکارناپذیری دارند


 

نویسنده: زهرا محمودی

 

«روانکاوی یک شاخه ی خاص از دانش است که فهم آن و ابراز نظر در مورد آن بسیار مشکل است زیرا که به موضوعات بسیار جدی می پردازد و بنابراین چند جوک نمی تواند آدم را به قلمرو وارد کند- و این که بهتر است چیز دیگر برای سرگرمی پیدا کنند»[۱].

 

تحقیقاتی در حوزه روانشناسی دین انجام شده است که نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در دنیای امروز به بشر سردرگم کمک کند تا آرامش از دست رفته خود را باز یابد. اعمالی مانند مناسک حج و زیارت، صبر و توکل به خداوند و … می تواند در اصلاح رفتار و کاهش نابهنجاری ها مفید باشد[۲]. بنابراین، چرا روانپزشکان از این نتایج درمانی استفاده نمی کنند و می خواهند زورکی خود را به روانکاوی بچسبانند؟ چرا آنها به حد و مرز دانش خود راضی نمی شوند؟ اگر روانپزشکی واقعاً تصمیم گرفته روش خود را قدری تعدیل کند چرا به سراغ سایر روش های درمانی نمی رود؟ «آنها هم اثرات درمانی انکار پذیر دارند»! علم روانکاوی چه سودی برای روانپزشکی دارد که سایر روش های درمانی چنین منفعتی برای آن ندارد؟

 

وقتی فروید روش هیپنوز را رها کرد و از بروئر جدا شد و به حرف ها و رویاهای بیماران گوش کرد برای همیشه نشان داد که روانکاوی از روانپزشکی جدا است. تفاوت روانکاوی و روانپزشکی اختلاف فرهنگی است، تفاوت انسان مدرن و انسان بدوی است. تفاوت به اندازه «احترام به شعور آدم ها» و «دستیابی به «تفاوت مطلق»»[۳] است. تفاوت در «روند مطالعه» و «روند فراگیری» است.

 

با این وجود گفت گوی معاون آموزشی وزارت بهداشت در باب آموزش روانکاوی در دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی نشان می دهد که به این تفاوت ها اهمیتی قائل نیست. از سخنان این فرد چنین برداشت می شود: روانکاوی زیر شاخه ای از روانپزشکی است که باید در کنار سایر روش های درمانی (دارو درمانی و شوک) در زمانی کوتاه آموخته شود تا هر وقت لازم شد به کارگرفته شود.

 

اما فروید روانکاوی را یک روش درمانی توصیه نمی کند اگر چه به عنوان یکی از چندین روش درمانی آن را در رتبه اول قرار می دهد[۴] و در سال ۱۹۲۶ تکلیف روانکاوی و تحصیلات پزشکی را مشخص می نماید: «داشتن تحصیلات پزشکی برای روانکاو شدن نه تنها یک الزام نیست، نه تنها یک امتیاز نیست بلکه بر عکس می تواند نوعی معلولیت به حساب آید»[۵]. جرج ویرک نیز در سال ۱۹۲۷ موضع فروید را در مورد این مسأله چنین توصیف می کند: « او نمی‌تواند حتی در هفتاد سالگی خود را راضی نماید پیشنهاد صلحی به حرفه‌ی پزشکی بدهد، که حتی اکنون نیز او را تنها با حالتی بی میلانه و کینه توزانه می‌پذیرد»[۶].

 

پس جذابیت و جان کلام فروید در چیست که روانپزشکی خواهان آن هست؟ چرا روانپزشکان از سایر روش های درمانی نظیر حج و زیارت استفاده نمی کنند؟

 

برای یافتن پاسخ باید دوباره به خود فروید بازگشت. او در سال ۱۹۳۲ می گوید: «اما نباید انتظار داشته باشید این اخبار خوشحال کننده را بشنوید که مبارزه بر سر روانکاوی پایان یافته است و به، به رسمیت شناختن آن به عنوان یک علم و پذیرش آن به عنوان موضوع تدریس در دانشگاه انجامیده است. مبارزه ادامه می یابد، اگر چه در اشکال مؤدبانه تر. آنچه باز هم تازه است این است که نوعی «لایه محافظ(buffer layer) در جامعه علمی بین روانکاوی و مخالفانش شکل گرفته است. این، شامل افرادی است که اعتبار بعضی قسمت های روانکاوی را قبول می کنند و ویژگی های جالب تر موضوع را می پذیرند، اما از سوی دیگر قسمت های دیگر آن را رد می کنند، واقعیتی که نمی توانند با صدای بلند آن را ابراز کنند. این آسان نیست حدس بزنیم چه چیز انتخاب آنها را در این مسأله تعیین می کند. به نظر می رسد این به احساسات شخصی بستگی دارد. یکی با سکسوالیته مخالفت می کند، دیگری با ناخودآگاه؛ آنچه به خصوص رد می شود حقیقت سمبولیسم است. اگرچه ساختار روانکاوی هنوز کامل نشده، آن در هر حال، حتی امروز، یک واحد است که اجزایش نمی توانند به دلخواه هر کسی که از راه می رسد از هم جدا شوند: اما به نظر می رسد این التقاطی ها این حقیقت را نادیده می گیرند»[۷].

 

بنابراین با آموزش روانکاوی در «دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» لایه محافظ به خوبی ایجاد می شود، کلیت روانکاوی به اجزایی تقسیم و بالاخره «دندان زهریش» کشیده و «رقیق» می شود و همه اینها یعنی مبارزه با روانکاوی. این گونه مبارزه نشانی از کینه توزی عمیق نسبت به روانکاوی است. شاید این انتقام جویی از زمانی آغاز شد که فروید جایگاه اربابی را ترک کرد.

 

چنین مبارزاتی از سوی مخالفان یادآور سخنان دکتر کدیور است: «در طی تاریخ هر بار که تحمیق گران موفق نشده اند عملاً و علناً یک تفکر روشنگرانه را به طور فیزیکی حذف کنند یا آن را از دسترس دور نگه دارند، مجبور به ابداع روش های زیرکانه تر شده اند. یکی از انواع این روش ها آن چیزی است که اصطلاحاً رویزیونیسم یا تجدید نظر طلبی نامیده می شود که نوع متجددانه تر تحریف است… تحریف اعمال شده در مورد آثار فروید بسیار زمخت تر و بسیار مضحک تر است. از آنجایی که رویزیونیست های فروید با کتاب مقدس سر و کار نداشته اند آزادی عمل بیشتری از خود نشان داده اند و حتی برای هوش و ذکاوت خوانندگان خود نیز ارجی قائل نبوده اند. این است که در مدتی کمتر از یک دهه بعد از مرگ فروید، «نئوفرویدی»ها پرچمدار روانکاوی به قول خودشان نوین می شوند و تفکر انقلابی فروید تبدیل به افسانه ها و لالایی هایی برای خواب کردن کودکان سه ساله می شود…»[۸].

تدریس روانکاوی در «دوره های تخصصی و فوق تخصصی» روانپزشکی نه تنها منجر به تکه پاره شدن روانکاوی، نادیده گرفتن تکنیک فروید و «دلبخواهی» کردن روانکاوی بر اساس «فانتاسم» می شود، بلکه چنین آموزشی همانند یک «ارباب ناشناس»[۹] عمل می کند. چه تفاوتی بین روش ارباب و تخصص روانپزشک وجود دارد که اولی نرمال سازی است و دیگری «خفه» کردن سمپتوم بیماران با دارو و شوک؟ آموزش روانکاوی در «دوره های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» یادآور جملات فروید است: «آن‌ها تلاش کرده‌اند که کار آنالیز را به یک دوره زمانی کوتاه‌تر فشرده کنند، انتقال را تشدید کنند تا بتواند بر هر مقاومتی غلبه کند، اشکال دیگر نفوذ را با آن یکی کنند تا زورکی یک شفا از فرد بیرون بکشند»[۱۰].

 

اگر چه «به عنوان یک روش درمان، روانکاوی یکی از چندین روش است…»[۱۱]، اما روانپزشکی به خوبی تشخیص داده است که «در مقایسه با سایر روش‌های رواندرمانگری، روانکاوی بی شک قوی‌ترین است…»[۱۲]. اما به این مسأله توجه نمی کند که«منصفانه است که این‌طور باشد، و باید هم این‌طور باشد، زیرا که روانکاوی پر زحمت‌ترین و زمان‌بر‌ترین نیز هست»[۱۳].

 

نکته دیگر این است که روانکاوی به لحاظ موضوع و روشی که مورد مطالعه قرار می دهد و هدفی که دارد یک «تفکر روشنگرانه» محسوب می شود و این تفکر بر سایر رشته های علمی نظیر فلسفه، فیزیک، هنر، ادبیات و … نفوذ داشته و منجر به گسترش آن علم شده است. به نظر می رسد این ویژگی روانکاوی است که روانپزشکی قصد دارد آن را تصاحب کند تا به پشتوانه آن طبل تو خالی خود را پر کند. روانپزشکی با «قاپیدن»[۱۴] از «گنجینه موضوعات روانکاوی» می تواند خود را آذین بندی کند و «پرستیژ روانکاوی» را کسب کند. در حالی که دیسیپلین روانکاوی با «گفتار روانکاوی» و «درست و راست قامتی روانی» روانکاو حاصل می شود، نه از طریق گفتار علمی. «درست و راست قامتی روانی»به معنای اصلاح و سرراست کردن رابطه با بعد واقع است و با نرمال بودن که چیزی جز یک بالماسکه در بعد تصویری نیست، فرسنگ ها فاصله دارد»[۱۵].

 

روش «قاپیدن» از این«تفکر روشنگرانه» تکنیک جدیدی نیست و در تاریخ روانکاوی بسیاری از فرومایگان و بی مایگان از آن استفاده کرده اند.

 

البته ممکن است بسیاری از متخصصان علوم «تفکر روشنگرانه» را با «گفتار دانشگاهی» یکسان بپندارند. روانپزشکی را چه به «تفکر روشنگرانه»! چرا که علم او در «راستای گفتار اربابی و اقتصادبازار» است. گفتار علمی به روانپزشکی کمک می کند تا دوباره به جایگاه اربابی برگردد و «شهوت درمان کردن» آدم ها در او ارضا شود.

 

بنابراین، تصرف جایگاه اربابی از طریق اصطلاحات فرویدی برای روانپزشکی حیاتی است و این ضرورت را معاون آموزشی وزارت بهداشت به خوبی درک کرده است که تصمیم دارد روانکاوی را بخشی از «دوره های تخصصی و فوق تخصصی» روانپزشکی نماید. روانپزشکی به برخی از تئوری های روانکاوی نیاز دارد تا بتواند در قرن بیست و یکم، «ذهنیت قرن بیستمی»[۱۶] را فریب دهد. تحریف روانکاوی متقاضیان روانکاوی را به ناکجا آباد می کشاند، توهم و خواب بشر را جان دوباره می بخشد و سود آن را به کیسه شیادان سر ریز می کند.

 

اگر روانپزشکی بخواهد روانکاوی را همانند یک «عینک مطالعه» ببیند که هر زمان دلش خواست از آن استفاده کند و هر وقت خواست به کناری نهد، آیا جز آموزش فریبکاری و «شیادی» چیز بیشتری برای ارائه دارد؟

 

 

عضو انجمن فرویدی

[۱] – فروید، ۱۹۳۲، توضیحات، کاربردها و راهکارها، به نقل از سایت انجمن فرویدی

[۲] – محمدرضا احمدى، نقش مناسک حج در اصلاح رفتار و کاهش نابهنجارى‏ها، نشریه معرفت سال بیستم ـ شماره ۱۶۳۱۶۳ ـ ۱۳۹۰، ۱۱ـ۳۴

[۳]مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم ، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۴۰

[۴] – فروید، ۱۹۳۲، توضیحات، کاربردها و راهکارها، نقل به مضمون

[۵] – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم ، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۲

[۶]مصاحبه جرج ویرک با زیگموند فروید، ۱۹۲۷، ترجمه: واسع علوی، آکادمی دانشجویی روانشناسی

[۷] – فروید، ۱۹۳۲، توضیحات، کاربردها و راهکارها، به نقل از سایت انجمن فرویدی

[۸] – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم ، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۳۵

[۹] – همان منبع، صفحه ۱۱۱

[۱۰] – فروید، ۱۹۳۲، توضیحات، کاربردها و راهکارها، به نقل از سایت انجمن فرویدی

[۱۱] – همان منبع

[۱۲] – همان منبع

[۱۳] – همان منبع

[۱۴] – همان منبع

[۱۵] – مکتب لکان؛ روانکاوی قرن بیست و یکم ، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه۷۰، نقل به مضمون

[۱۶]جلسه اول دوره اول، از کلاس­های عرصه فرویدی مکتب لکان، به نقل از سایت انجمن فرویدی


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7162

  تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت: ۲۳:۰۱