دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

چرا «حج و زیارت» را «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» نمی‌کنید؟

آنها هم اثرات درمانی انکارناپذیری دارند


 نویسنده: زهرا نوعی

 

 

راست بین از نظر راست به مقصود رسید               احول از چشم دو بین در طمع خام افتاد

 

صحبت‌های معاون وزیر سؤال دیگری را در ذهن آدمی برای پرسش از وزارت بهداشت ایجاد می‌کند و آن این است که اگر دغدغه شما این است که هر چیزی را که اثرات درمانی دارد از طریق قرار دادن آن در حوزه سلامت وزارت بهداشت نظام‌مند سازید، چرا «حج و زیارت» را «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی» نمی‌کنید، آنها هم اثرات درمانی انکارناپذیری دارند؟!

 

باید این سؤال را نه تنها از معاون وزیر پرسید، بلکه باید از روانپزشکانی پرسید که به شدت پیگیر هستند که کل حوزه «روح و روان» را در دست خود بگیرند. باید به ایشان گفت شما که اینقدر دغدغه دارید که فقط پزشکان وارد حوزه مسائل درمانی شوند، چرا روی «حج و زیارت» دست نمی‌گذارید؟! چرا روی روانکاوی دست گذاشته‌اید؟! چه نیتی پشت تلاش شما روانپزشکان، برای این که روانکاوی را به انحصار خود درآورید، وجود دارد؟!

 

روانپزشکان برای «به انحصار درآوردن روانکاوی» اثرات درمانی آن را برجسته می‌کنند و روانکاوی را به درمان محدود می‌سازند. در جایی که خود فروید در سال ۱۹۳۲ در مورد آنالیز می‌گوید: «همانطور که می‌دانید آنالیز به عنوان یک روش درمان پایه گذاری شده؛ ولی حالا خیلی از آن سرریزتر شده است»، [۱] این تأکید کردن بر درمان چه معنایی دارد؟!

 

پاسخ به این سؤال را سال‌ها پیش خود فروید به ما داده است: «تاریخ، دزد ادبی مسن، خودش را بعد از هر کشف تکرار می‌کند. دکترها در آغاز با هر حقیقت جدید می‌جنگند. پس از آن تلاش می‌کنند آن را به انحصار در آورند.» [۲] «باید توجه داشت که تمایل به غیر حقیقی در نظر گرفتن آنچه خوشایند نیست در ماهیت انسان مسأله‌ای ذاتی است، و پس از آن یافتن دلایلی برای مخالفت آسان است. بنابراین جامعه چیزی را که غیر قابل قبول است چیزی غیر حقیقی می‌سازد. جامعه با استدلال‌های منطقی و واقعی با حقایق روانکاوی برخورد می‌کند؛ البته این استدلال‌ها از منابع هیجانی بر می‌خیزند و جامعه، در برابر هر تلاشی جهت مخالفت با آنها، این اعتراضات را به شکل پیش‌داوری حفظ می‌کند.» [۳] به نظر می‌رسد این «به انحصار درآوردن»، گونه دیگری از «جنگ با حقیقت» باشد. بله، «فروید خیلی زود مسأله مقاومت در برابر روانکاوی را کشف کرد و بر این نکته تأکید کرد که این مقاومت بر دو نوع است: نوع اول مقاومتی است که بیمار در روند روانکاوی از خود بروز می‌دهد ولی نوع دوم، که بسیار بااهمیت‌تر است، مقاومت جامعه در مقابل روانکاوی است.» [۴]

 

فروید در مصاحبه‌ای که توسط جرج ویرک به سال ۱۹۲۷ انجام شده است، می‌گوید: «واگذار نمودن روانکاوی تنها در دستان دکترها، برای توسعه‌ی آن کشنده خواهد بود.» [۵] جا دارد از خودمان بپرسیم که چرا فروید چنین چیزی را می‌گوید. «فروید اهتمام تمام داشت تا روانکاوی را از انحصار پزشکان خارج کند و آن را به روی تمام شاخه‌های علمی، هنری و فرهنگی بگشاید تا از این راه هم روانکاوی را غنا بخشد و هم از گرفتار شدن آن در معلولیت‌های تحصیلات پزشکی جلوگیری کند.» [۶]

 

یکی از «معلولیت‌های تحصیلات پزشکی» در برخورد با روانکاوی همان است که گفتم و آن تقلیل دادن روانکاوی به یک شیوه درمان است. البته از روانپزشکان انتظار بیشتری وجود ندارد، برای آنها «نرمال بودن و نرمال شدن غایی‌ترین مقصود و والاترین هدف است.» [۷] اما «در روانکاوی نرمال بودن ارزش نیست و نرمال شدن هدف نیست.» [۸]

 

در خبر «پیگیری‌های انجمن روانپزشکان درباره اقدامات سازمان نظام روانشناسی» آمده است: «ضمن تأکید بر لزوم نظارت عالیه‏‌ی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بر کلیه‏‌ی امور مرتبط با سلامت روان جامعه، و با توجه به مخاطراتی که دخالت سازمان‏‌های غیر مرتبط با امور پزشکی و درمانی برای سلامت بیماران و جامعه خواهد داشت، لازم است موضوع به طور جدی در وزارت بهداشت طرح و پی ‏گیری شود، تا با تعریف دقیق استانداردها و حیطه‌ی مسؤولیت‌ها و وظایف ارایه‏ دهندگان خدمات سلامت روان، به ارتقای سلامت جامعه کمک شود، و تداخل عملکردها و مداخله‏‌های افراد و سازمان‏‌های غیر مرتبط باعث ضرر و زیان به مردم عزیزمان نشود.» [۹] این دغدغه «ضرر» نرسیدن به مردم‌مان از سوی روانپزشکان قصه «دوستی خاله خرسه» را برای من تداعی می‌کند. باید پرسید آیا بدون آموزش کافی سراغ انجام روانکاوی رفتن به مردم ضرری نمی‌رساند؟! این ماجرای تلاش روانپزشکان و طرفدارانشان برای آوردن روانکاوی زیر چتر روانپزشکی به بهانه سامان‌مند کردن حوزه سلامت، این گفته دکتر میترا کدیور را به ذهن من تداعی می‌کند: «یک ضرب المثل فرانسوی می‌گوید «راه جهنم با نیت خوب سنگفرش شده است.» » [۱۰] دکتر میترا کدیور در رابطه با آموزش نداشتن «به اصطلاح روانکاوان» یا «روانکاوان وحشی» می‌گویند: «اگر که فرد این training را نداشته باشد همیشه بحث مداخله‌ای است، چون که آدمی که از میان فانتاسم خودش عبور نکرده باشد هر عملی که انجام می‌دهد یک سمپتوم است، و چطور می‌شود به کسی اعتماد کرد وقتی خودش از این مرحله عبور نکرده باشد. یک لکانی معتقد است که چنین فردی هر کاری کند یک سمپتوم است و یک بیماری دیگر به بیماری بیمارش اضافه می‌کند.» [۱۱]

 

جدا از این نکته مسأله‌ای که روانپزشکان، پزشکان و به طور کلی جامعه علمی روی آن دست می‌گذارند همان «ایده‌آل نرمالیته» است. [۱۲] برای روانشناسان و روانپزشکان «سلامت روان»ی وجود دارد که آنها که صد البته خودشان به این «سلامت روان» رسیده‌اند (!) به دنبال رساندن مردم نیز به این نقطه هستند و همین جا تفاوت آشکار روانکاوی با سایر دیسیپلین‌های حوزه «روح و روان» مشخص می‌شود. در روانکاوی «سمپتوم» بیمار یک اختلال محسوب نمی‌شود آن گونه که در روانپزشکی و روانشناسی از رنج و علائم بیمار به عنوان اختلال یاد می‌شود. «سمپتوم»ها، در کنار «معنا»، «هدف» و «قصد و نیت»، «کارکرد» و «ضرورت» دارند. [۱۳] در روانپزشکی تشخیص بیمار بر اساس علایم انجام می‌گیرد و این علایم قرار است که با «درمان» از بین بروند. و این «درمان» در راستای «نرمال سازی» صورت می‌گیرد. اما در روانکاوی «فراز و نشیب‌های سمپتوم یعنی به وجود آمدن، از بین رفتن، تغییر شکل دادن آن با استناد به یک ثمر بخشی متکی بر بهبودی یا خوشبختی یا تطابق تعریف نمی‌شود»؛ «برای فروید هیچ ثمر بخشی جز ثمر بخشی Ethic متصور نیست، جز ثمر بخشی اخلاقی.» [۱۴] فروید صراحتاً گفته است که: «مسایل تراپوتیک برای من اهمیت چندانی ندارند». [۱۵] حال خودتان مقایسه کنید «اثر بخشی درمانی» روانپزشکان را با «ثمر بخشی اخلاقی» فرویدی.

 

به نظر می‌رسد همانطور که «عمده کردن دلایل درمانی [برای روانکاو شدن از سوی «به اصطلاح روانکاوان»] چندان هم معصومانه نبوده است» [۱۶] این «عمده کردن» سلامت و درمان و اثرات درمانی هم «معصومانه» نیست و نباید صحبت‌های معاون وزیر را به معنای رسمیت دادن به روانکاوی و تلاش برای همه گیر ساختن آن برداشت کرد. قرار دادن روانکاوی به عنوان «بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانکاوی» به معنای فرو ریزی «مقاومت در برابر روانکاوی» نیست. خود فروید تکلیف را برای ما روشن ساخته است: «اما نباید انتظار داشته باشید این اخبار خوشحال کننده را بشنوید که مبارزه بر سر روانکاوی پایان یافته است و به رسمیت شناختن آن به عنوان یک علم و پذیرش آن به عنوان موضوع تدریس در دانشگاه انجامیده است. مبارزه ادامه می‌یابد، اگرچه در اشکال مؤدبانه‌تر.» [۱۷] بله، هنوز هم جامعه علمی نمی‌تواند روانکاوی را به عنوان یک دانش مجزا به رسمیت بشناسد و هنوز هم دانشگاه‌های ما فضایی برای حضور روانکاو نیستند. جامعه علمی به صورت «مؤدبانه‌تری» در برابر روانکاوی در حال مقاومت است، بدون توجه به گفته‌های فروید، روانکاوی را «تکه تکه» کرده و در حوزه «سلامت» و در دیسیپلین روانپزشکی قرار می‌دهد؛ اصلاً خود فروید را از صحنه حذف کرده‌اند. «بی‌خبر از آن که روانکاوی بدون فروید یا با فروید تکه تکه شده، رنگ و جلا دادن هرچه بیشتر به گفتار اربابی است.» [۱۸] این که روانپزشکان به صرافت «روانکاو» شدن افتاده‌اند، مرا یاد این جمله از دکتر میترا کدیور می‌اندازد: «انقلاب فرویدی به این کلمه آن‌چنان اعتباری بخشیده که دست کشیدن از آن خودکشی محض است. بدون عنوان روانکاوی این مکاتب همچون برف در آفتاب تموز هستند.» [۱۹] حال که رونق کار برای روانپزشکان خوابیده و اوضاع بازارشان کساد است، چه چیزی بهتر از این عنوان «روانکاو» چاره کارشان است.

 

در پایان بهتر است بار دیگر تأکید کنم که در روانکاوی هدف درمان نیست و «ثمر بخشی فرویدی از نوع دیگری است» [۲۰] بنابراین بهتر است وزارت بهداشت اگر به دنبال سامان‌مند کردن حوزه درمان است روی حوزه دیگری دست بگذارد. و همانطور که در ابتدا گفتم بهتر است «حج و زیارت» را زیر مجموعه روانپزشکی سازند، آنها هم اثرات درمانی انکارناپذیری دارند!

 

 

 

 

۱-مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها»، زیگموند فروید، ۱۹۳۲

۲-مصاحبه جرج ویرک با زیگموند فروید، ۱۹۲۷، آکادمی دانشجویی روانشناسی

۳-«پیشگفتار فروید بر سخنرانی‌های آشنایی با روانکاوی»، ۱۶-۱۹۱۵

۴-کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۱۹

۵-مصاحبه جرج ویرک با زیگموند فروید، ۱۹۲۷، آکادمی دانشجویی روانشناسی

۶-کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۵

۷-همان منبع، صفحه ۳۸

۸-همان منبع، صفحه ۳۷

۹-«گزارش پیگیری‌های انجمن روانپزشکان درباره ی اقدامات اخیر سازمان نظام روانشناسی (۱)»، سایت انجمن روانپزشکی ایران

۱۰- از درسنامه‌های دکتر میترا کدیور در باب «پسیکوز»

۱۱-همان منبع

۱۲-همان منبع

۱۳-اشاره به سخنان دکتر میترا کدیور در پنجشنبه فرویدی سیزدهم، سخنرانی «روانکاوی و روانپزشکی»، زیگموند فروید، ۱۹۱۷-۱۹۱۶

۱۴-از درسنامه‌های دکتر میترا کدیور، جلسه چهارم دوره اول، ۱۳۸۰/۲/۲۸

۱۵-همان منبع

۱۶-کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۴۰

۱۷-مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها»، زیگموند فروید، ۱۹۳۲

۱۸-از درسنامه‌های دکتر میترا کدیور، جلسه چهارم دوره اول، ۱۳۸۰/۲/۲۸

۱۹-همان منبع

۲۰-همان منبع


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3130

  تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۱:۰۵