سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه

…کالحمار یحمل السفارا…

…مثل آن خراست که کتابهایی را حمل میکند…

جمعه ۰۲ بهمن ۱۳۹۴

گرگلی سارسعدلوبچاقچی:

 
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام وادب

 
من چو «لب»گویم،«لب دریا»بود
من چو «لا»گویم،مراد«الا»بود
(مولوی)

 
مطلبی میخوندم که مدیره اداره کتاب با بیان اینکه کلمه «شراب»در کتابها حتی در تقبیح شراب ممنوع است …گفت:درخصوص ذکر اسامی حیوانات و اسامی خارجی و…هم سختگیری های لازم اعمال میشود.(تاریخ انتشار۲۸دی)

 
پیش درآمد:
حاج عبدالعظیم باستانی پاریزی:
خوش ردیفی را،بلفظ آمیخته
لیک، تاثیر سخن را ریخته
که نکاتش ،از سخن بگریخته
نکته ها میگفت او آمیخته
درجلاب قند ،زهری ریخته

 
واما بعد:
این شاگرد که همچو اجدادم، شغلم چوپانی ست بعد از خوندن این مطلب (ممنوعیت استفاده از کلمه «شراب»!)زدم زیر خنده! و گوسفندان و سگ گله هم مرا دراین خندیدن یاری کردن!خلاصه جاتون خالی! سیری خندیدیم و سیر خنده شدیم!تعجبم چطور مرحوم سهراب سپهری می نوشته«دل خوش سیری چند؟»اینهمه سوژه برآ خندیدن و دل خوش بودن!اونهم بدون هزینه کردن!
خوش بحال مهران مدیری که ازهر طرف سوژه برآ شهر برره پیدا میکنه!…

 
وامابعد(دومی):
«شراب»نه تنها در کلام عرفا(صوفیان) وبزرگان طریقت که در قرآن نیز از آن نامبرده شده:
آیه۲۱سوره انسان:
وسقاهم ربهم شرابا طهورا
یعنی وچشانید آنها را پروردگار آنها شرابی خالص.

 

وهمچنین از انواع شرابهای کافوری و زنجبیلی نام برده شده،که بقول شیخ محمود شبستری (در گلشن راز):
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبود خبر غفال را!

 

و بقول سعدی علیه الرحمه:
«رفیقان چشم ظاهر بین بدوزید!»

 

بعله!بهتر است امثال منو،امثال چوخ بخنیارها،به همون بازیچه های کودکانه مشغول باشیم ویا به خوردن می خبیثه!ویامصرف انواع مسکرات(مواد مخدر سنتی وصنعتی!).
اخوان ثالث هم درشعری، حکیمانه این روش زندگی رو بیان میکنه:
زندگی را مردم پیشین
خورد و پوش و لذت آغوش می دیدند
حلق و دلق و جلق!

 

بعله!امثال منو امثال چوخ بختیارها رو چه به شراب طهور!
که اگر قطره ائی از این شراب طهور وفیض الهی به کسی عنایت شود،پشت پا به دو عالم زده و مستانه می سرآید:
مازدوست غیر از دوست مقصدی نمی خواهیم
حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی!
و این« عروس هزار داماد»با تمام مظاهرش ،به اندازه آب بینی بزی ارزشی برایش ندارد(اشاره به فرمایشی از مولی علی ع)که هیچ!حتی نام و نشان را هم ننگ می داند:
در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست
دربند نام ماند اگر از نشان گذشت
درطول تاریخ هم کسانی که چوبه ی دارشان را با خودشان حمل میکردند از این شراب طهور به آنها عنایت شده،که رندانه و بی باکانه! آواز بلند سر می دادند:
حلاج وار چون برندم به پای دار
مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست

 

و امابعد(سومی):
نام بزرگترین سوره قرآن ،بقره(گاو)است که نام حیوانی ست و همچنین:
…کالحمار یحمل السفارا…
…مثل آن خراست که کتابهایی راحمل میکند…
که باز هم خر نام حیوانی ست و…
خلاصه اینکه خواستیم بگوئیم:
کسی گیرد خطا بر نظم حافظ
که هیچش لطف در گوهر نباشد!

 
باسپاس
گرگلی سارسعدلوبچاقچی
ازکویرسیرجان(استان کرمان)
۲ بهمن ۱۳۹۴


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=18620

  تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت: ۱۳:۵۹