دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، سور مقصور کاسبان روان

کدام ایران؟ مجله تهران!

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۳

 

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
مجله تهران که به قول یکی از مسؤلینشان “رویکرد کلی ماهنامه معرفی ایران به فرانسوی زبان ها است”، قصد معرفی کدام ایران را به فرانسوی زبانان دارند؟ ایرانی که برخی از رسانه هایش اعتماد و ایسنا هستند که هر پرت و پلایی را منتشر می کنند و وقتی به آنها تذکر داده می شود، یا کلا گوش بدهکار ندارند یا به خاطر باند بازی، از انتشار جوابیه انجمن فرویدی سر باز می زنند در حالی که “ادعای” طالب اصلاح بودن می کنند؟ یا ایرانی که معاون وزیر بهداشت آن بدون علم و آگاهی (البته امیدوارم فقط اینگونه باشد، که باز هم در این صورت از بی خبری و بی دانشی یک معاون وزیر!! خبر می دهد که این هم نکته کم اهمیتی نیست) روانکاوی را به نام روانپزشکی می زند؟ یا ایرانی که در آن شخصی با نداشتن مدرک روانپزشکی ۳۱ سال مردم را به اصطلاح درمان کرده، کرسی های دانشگاه را اشغال کرده و در جامعه علمی!! کشور به عنوان خدوم از او یاد می کنند؟ یا ایرانی که مانند قارچ توسط محور صنعتی -همایونپور با برگزاری دوره های چند ساعته روانکاو تحویل جامعه می دهند؟ یا ایرانی که رونپزشکانش قصد از بین بردن تنها روانکاو عضو جامعه جهانی روانکاوی در ایران را داشتند؟ یا ایرانی که در آن نوچه های صنعتی و همایونپور درسنامه ها و ترجمه های دکتر کدیور را می دزدند و با آن “کسب درآمد” می کنند؟

 
خبرگزاری ها و رسانه ها اول از همه مسئول درستی و اعتبار مقالات خود هستند. بر دوش مجله تهران بار دیگری نیز سنگینی می کند: “معرفی ایران به فرانسوی زبانان”. کسی که با هدف “معرفی ایران” اقدام به چاپ مقاله یا مطلب می کند، اول از همه باید عشق به وطن و عشق به سرافرازی و بالندگی ایران در رگ و پی خودش و تمامی کارمندانش ریشه دوانده باشد. نه اینکه تیشه برداشته و به ریشه آباء و اجداد وطنش بزند. باید گوش هایش باز باشد، قصدش فهمیدن باشد، فارغ از تمام باند بازی ها و دوستی ها و دشمنی ها، تا آن وقت بتواند کشورش را به فرهنگی دیگر بشناساند. چون موضوع اصلا شخصی نیست، موضوع فرهنگ، تاریخ و اعتبار این سرزمین کهن است.

 
خانم ترک قشقایی روانکاو شدنش را اینگونه تعریف می کند:

 

I went to the University of Paris 7 Denis Diderot. I spent the French psychology degrees from bachelor to master and obtained a doctorate in psychoanalysis.

 

کسی که فقط تحصیلات دانشگاهی در رشته روانکاوی گذرانده “نمی تواند” یک روانکاو باشد. این موضوعی است که تمام روانکاوان واقعی به آن اذعان می کنند. روانکاو شدن مستلزم گذراندن راه سخت و دشواری است که با پاس کردن چند واحد دانشگاهی “هرگز” حاصل نمی شود. در کتاب مکتب لکان ص.۴۱ نوشته شده: “برگردیم به این سؤالمان که یک روانکاو چگونه حادث می شود؟ روانکاو محصول انجام گرفتن عمل روانکاوی بر شخص خودش است و از هیچ طریق دیگری حادث نمی شود. حادث شدن او نتیجه یک فرایند بسیار بطئ و بسیار طولانی است که هیچ زمان از پیش تعیین شده ای بر آن متصور نیست.”
این جملات کوتاه فقط در مورد شخصی است که ادعای روانکاو بودن دارد. بماند که در مصاحبه چه می گوید…! که خود بحثی طولانی است. یعنی تا همینجای مطلب، مجله تهران می توانست با این خانم مصاحبه نکند. یا اگر هم مصاحبه ای اتفاق افتاد، می توانست چاپ نشود!
فکر می کنم رویکرد مجله تهران هم واقعا همان است که این ایران -که فعلا دروغ و دغل در آن کم اتفاق نمی افتد- را به فرانسوی زبانان معرفی کند. واقعا به گردانندگان این مجله توصیه می کنم مطلب “کشور جهان سومی کشور جهان سومی است” را بخوانند.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=7947

  تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۳۴