سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی، معاون آموزشی وزیر بهداشت، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی، وزارت بهداشت

«کیفیتی در تراز جهانی»

نویسنده: سوده رخشا

 

جناب آقای دکتر ضیایی

معاون محترم وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

 

 

با احترام،

 

پرتال آکاایران به نقل از جنابعالی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اعلام کرده بود که: «وی با اشاره به بحث دوره‌های روانکاوی برای دانشجویان روان پزشکی، گفت: دوره روانکاوی بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است و درمان کار کسی است باید آموزش لازم را در حوزه سلامت وزارت بهداشت دیده باشد. روان درمانی کار پزشک است و هیچ کس دیگری خارج از وزارت بهداشت حق ورود به بخش درمان را ندارد.»

در اینجا توضیحاتی را در خصوص پاره‌ای از گفته‌های جنابعالی می‌آورم:

۱- در این مصاحبه روان درمانی با روانکاوی در یک معنی در نظر گرفته شده‌اند. آیا صِرف حضور کلمه «روان» در این کلمات، آنها را یکی، متناظر و مشابه می‌سازد؟ آیا این مسأله یکی گرفتن است که فرصت را برای سوء تفاهم‌های بعدی باز می‌گذارد یا موضوع دیگری در بین است؟

دکتر میترا کدیور می‌گوید: «…لازم است تأکید کنم که موضوع صحبت من روانکاوی است و اصلاً در مورد انواع روان درمانی صحبتی ندارم. و باز باید تأکید کنم که روانکاوی یکی از انواع روان درمانی نیست و اساساً با تمام آنها متفاوت است. درست است که در بسیاری از کتاب‌های معتبر دانشگاهی روانکاوی یکی از انواع روان درمانی قلمداد شده است ولی توجه داشته باشید که این کتاب‌ها را روانکاوان ننوشته‌اند بلکه روانشناسان یا روانپزشکان به رشته تحریر درآورده‌اند و برداشت خودشان را از روانکاوی ارائه داده‌اند.» [۱]

۲- در مورد این که «دوره روانکاوی بخشی از دوره‌های تخصصی و فوق تخصصی روانپزشکی است» و تخصصی نزد پزشکان، باید گفت که این نکته جدیدی نیست و «فروید پدر روانکاوی و کسی که این علم عمدتاً مخلوق اوست» [۲] خود به این نکته پرداخته است، ۸۸ سال پیش! «فروید در سال ۱۹۲۶ در کتاب «مسأله روانکاوی غیر حرفه‌ای» [۳] این سؤال را مطرح می‌کند که آیا می‌توان به افراد غیر حرفه‌ای یعنی غیرپزشک اجازۀ طی کردن دوره‌های تعلیماتی روانکاوی و به تبع آن اجازۀ روانکاو شدن را داد یا خیر و بعد از استدلال‌های طولانی و بررسی همۀ جوانب، همان طور که عادت فروید است، به این نتیجه می‌رسد که داشتن تحصیلات پزشکی برای روانکاو شدن نه تنها یک الزام نیست، نه تنها یک امتیاز نیست بلکه برعکس می‌تواند نوعی معلولیت به حساب آید.» [۴]

۳- در مورد نگاه درمانی داشتن به روانکاوی، پرسشی را مطرح می‌نمایم: چطور ممکن است این علم را یک روش درمانی دانست حال آن که انجمن فرویدی، با ریاست تنها روانکاو در ایران، دکتر میترا کدیور، در اساسنامه خود، ماده ۹: اهداف انجمن، بند ب: روش اجرای هدف، این طور بگوید: « ۸- ارتباط با سایر حوزه‌های دانش و هنر ـ این انجمن هیچگونه فعالیت درمانی نخواهد داشت ـ …»؟!

این نگاه به علم روانکاوی، چیزی است که آن هم از نظر فروید دور نمانده است. دکتر کدیور به نقل از فروید می‌گوید: «نص قانون صریح است. نوروتیک‌ها بیمارند، غیر حرفه‌ای ها پزشک نیستند، روانکاوی روشی است برای درمان یا بهبود اختلالات عصبی و هر نوع روش درمانی در انحصار پزشکان است.» فروید می‌گوید: «در مقابل چنین استدلالی شخص به سختی جرأت می‌کند مسأله روانکاوی غیر حرفه‌ای [یعنی توسط غیر پزشکان] را مطرح کند. اما اگر دقیق‌تر به مسأله نگاه کنیم متوجه می‌شویم که این بیماران شبیه بیماران دیگر نیستند، که «غیر حرفه‌ای‌ها» واقعاً غیر حرفه‌ای نیستند و این که پزشکان واقعاً آن خصوصیاتی را که شخص محق است از آنها انتظار داشته باشد، برای این کار ندارند. با چنین تفاصیلی زمینه برای طرح این سؤال وجود دارد.» باید اضافه کنم، آنچه در این آخرین جملات فروید از قلم افتاده است خود مسأله درمان است که لکان به آن پرداخته است. جملۀ مشهور لکان این است: «ناخودآگاه را درمان نمی‌کنند.» [۵] بدین ترتیب اصلاً به کار بردن واژۀ درمان برای کار روانکاوی نابجاست.» [۶]

۴- در خصوص انحصاری کردن روانکاوی به یک عده خاص، دکتر میترا کدیور در کلاس‌های گروه عرصه فرویدی ـ مکتب لکان عنوان می‌کند: «روانکاوی در گسترش علاوه بر اهدافی که تا به حال برایتان توضیح دادم، یکی دیگر از اهدافی که دنبال می‌کند، از بین بردن این خطر است که روانکاوی تبدیل به یک sect بشود، تبدیل به یک فرقه بشود. درست است که من بارها و بارها تأکید کردم که روانکاوی برای همه نیست اما این به آن معنا نیست که روانکاوی در انحصار معدود افرادی که فرقه‌ی خاصی را تشکیل می‌دهند و منحصراً در میان خودشان و بری از دیگران و با اعتماد از این که بیشتر از دیگران حالیشان است، بیشتر از دیگران دارند می‌فهمند، برتر از بقیه هستند، دست به انجام یک سری آئین‌های سرّی و مناسک مقدس می‌زنند و یک سری اورادی (وردهایی) را می‌خوانند که فقط برای خودشان مفهوم است. مدرس ـ روانکاو در روانکاوی در گسترش یک کاهن مصری نیست که فقط خودش صاحب دانش است و دانش را در اختیار گرفته و با جلال و جبروت بر آن تکیه بزند و فقط آن را در اختیار پیروانی قرار دهد که خودش انتخابشان کرده و تنها خصیصه‌شان هم ایمان کورکورانه‌شان است.» [۷]

۵- در این مصاحبه روانکاوی را در حد یک «دوره» تقلیل داده‌اید. در این باره مطلبی از «پنجشنبه‌های فرویدی» را ذکر می‌کنم که دکتر کدیور در مقدمه سخنرانی می‌گوید: «…مایلم که مطالبی را از کتاب «فیه مافیه» برایتان بخوانم. …و این که عالمان بر دو گونه‌اند. آنهایی که علمشان فقط مجموعه‌ای از آموخته‌هاست و آنهایی که علمشان با ذات آنها عجین شده و با علمشان یکی شده‌اند و غیر از آن نمی‌توانند باشند و امکان منفک شدن از علمشان را ندارند. همان گونه که فروید می‌گوید: روانکاوی عینکی نیست که هر وقت لازم شد به چشم بزنیم و بعد از این که مطالعه‌مان تمام شد آن را از چشم برداریم. او می‌گوید: یا آدمی تماماً روانکاو هست یا اصلاً نیست. یعنی روانکاو بودن جزو مقولۀ بود است نه جزو مقولۀ داشت. و این گونه نیست که در جایی روانکاو بود، و در جایی روان درمانگر و در جای سوم روانپزشک و در جای چهارم مشاور. روانکاو در استعارۀ مولانا مرغی است که نمی‌تواند آواز خود را تغییر دهد. از نظر مولانا تا علم به این درجه نرسد که با وجود یک آدم عجین شود و علم و عالم از یکدیگر تفکیک ناپذیر شوند، آن علم فقط دستبرد زدن به خانه‌های دیگران است. اما موضوع حیرت انگیزتری را که مولانا به آن می‌پردازد این است که یک چنین عالمی‌که با علمش یکی شده است چندان مقبول معاصران خود نیست که از هیبت او در زمان او همه عالم منزجر باشند و فقط قادرند که به پرتو و عکس او نزدیک شوند. آیا این تعریفی برای فروید و زندگی و دانشش نیست؟ که نه فقط معاصرانش بلکه نسل‌های بعد نیز از هیبت او منزجرند و فقط از پرتو و عکس او استمداد می‌کنند. عکس او را به جای خود او جا می‌زنند و به خورد خود و دیگران می‌دهند.» [۸]

۶- عبارت «آموزش لازم» شاید بسیار واضح به نظر آید ولی آموزشی که در روانکاوی از آن نام برده می‌شود حکایتی دیگر است. «گفتیم برای روانکاو شدن، برای سوژۀ مطالعه‌گر در روانکاوی شدن، لازم است که شخص به عنوان سوژۀ مطالعه‌گر علوم ابژۀ مورد مطالعۀ روانکاوی بوده باشد. توجه کنید که من می‌گویم سوژۀ مطالعه‌گر علوم به طور عام و نه فلان و بهمان شاخۀ علمی. برای این کار اولاً شاخه‌های مختلف علوم هیچیک بر دیگری ارجحیت ندارند و تحصیلات در رشته فیزیک و ریاضی همانقدر مورد استقبال هستند که تحصیلات در روانشناسی یا پزشکی، و دیگر این که قرار نیست شخص فقط تحصیل کردۀ فلان رشته باقی بماند بلکه باید خود را به مقام سوژه مطالعه‌گر علوم به طور عام ارتقاء دهد و از مطالعۀ هنر و ادبیات و فلسفه و دین نیز غافل نماند.» [۹]

و در ادامه، دکتر کدیور به این شکل به موضوع روانکاوی و پزشکی پرداخته است که: «خواهش می‌کنم دچار سوء تفاهم نشوید. من خود یک پزشک هستم و هیچ قصد ندارم هم‌مسلکان خود را تخطئه کنم. قصد من فقط این است که نشان دهم چرا روانکاوی یک تخصص پزشکی نبوده، نیست و نخواهد بود. اما این به معنای آن نیست که پزشکان قادر نیستند مراحل و مدارجی را که لازمۀ روانکاو شدن است طی نمایند. فقط شاید طی کردن این مراحل و مدارج برای پزشکان نسبتاً شاق‌تر باشد. زیرا آنها باید در ابتدا و به مرور تمام قطعیت‌هایی را که در عرض سال‌ها کسب کرده‌اند مورد تجدید نظر قرار دهند. لزوم تجدید نظر دربارۀ این قطعیت‌ها، و خود وجود این قطعیت‌ها، یکی از دلایلی است که فروید را به این نتیجه گیری وا می‌دارد که تحصیلات پزشکی می‌تواند برای روانکاو شدن یک معلولیت باشد.» [۱۰]

روانکاوی در دانشگاه تدریس نمی‌شود ولی در عین حال «…مثل هر شاخه دیگر علمی دارای یک اساس تئوریک است که باید در عمل آزموده شود. شاید روانکاوی را بتوان از نظری «تجربی‌ترین» علوم دانست زیرا که اساس تئوریک آن بدون یک تجربۀ واقعی کلماتی بی معنا بیش نیست. آزمایشگاه روانکاوی دفتر روانکاو است و موضوع مورد آزمایش خود شخص. فقط و فقط در اثر مطالعه بر روی شخص خود است که این کلمات بی معنا کم کم دارای معنا می‌شوند و مطالبی که در ابتدا خیالبافی محض به نظر می‌رسیدند جنبۀ واقعیت می‌یابند. تا کسی رؤیاهای خود را مطالعه نکند، لغزش‌های زبانی و رفتاری خود را بررسی نکند، به این نتیجه نرسد که دارای افکاری است که از خودش نیز پنهان می‌کند و این که آنچه را که در زندگی شکست و بداقبالی محسوب می‌کرده چیزی جز به تحقق رسیدن خصوصی‌ترین تمایلاتش نبوده است، چگونه می‌تواند به وجود ناخودآگاه و قدرت بی حد و حصر آن پی ببرد. روانکاوی یعنی علم ناخودآگاه و این علم فقط از طریق مطالعۀ ناخودآگاه خود شخص قابل حصول است و بس.» [۱۱] با تمام این احوال، این «مطالعه» ایست متفاوت با تمام دیگر «مطالعه»‌ها چون: «کار ناخودآگاه این است که یک سری آگاهی‌ها را از خود من و بالطبع از تمام غیر من‌ها مخفی بدارد و این ابتدایی‌ترین تعریف از ناخودآگاه است. تازه موقعی که شخص مجبور می‌شود این مطالعه را بر روی خودش انجام دهد ـ تأکید می‌کنم مجبور شود ـ آن را با چنان مشقت و اتلاف وقتی انجام می‌دهد که نتیجه آن این می‌شود که یک روانکاوی واقعی سال‌ها طول می‌کشد. وقتی می‌گویم مجبور شود و بر این کلمه تأکید می‌کنم منظورم این است که تنها چیزی که شخص را به این اجبار وا می‌دارد وجود سمپتوم است. از یک طرف درد و رنج ناشی از سمپتوم، و از طرف دیگر عشق و علاقه ناشی از انتقال، تنها دلایلی هستند که باعث می‌شوند شخص در این راه قدم بگذارد و به پیش برود. هیچ کس از روی کنجکاوی آکادمیک قدم در این راه خطیر نمی‌گذارد.» [۱۲]

۷- متن حکم انتصاب جنابعالی را که می‌خواندم نکته ظریفی توجهم را جلب کرد. جناب آقای دکتر هاشمی، وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور در بخشی از این حکم (به گزارش وب دا) این طور آورده بودند: «…نسبت به توسعه و تحول آموزش علوم پزشکی به صورت هدفمند، جامعه نگر و متناسب با نیاز سطوح نظام سلامت در مناطق مختلف کشور بر اساس آمایش سرزمین و با کیفیتی در تراز جهانی، تقویت مرکز سنجش آموزش پزشکی و استفاده از روش‌های روزآمد، ساماندهی بورس‌ها و فرصت‌های تحصیلی بر اساس نیاز نظام سلامت و تلاش در جهت تکریم جایگاه و مشارکت جدی اعضای محترم هیأت علمی اقدام نمایید.» آن عبارت «کیفیتی در تراز جهانی» بخش دیگری از ماده ۹ اساسنامه انجمن فرویدی از بند «روش اجرای هدف» را به خاطرم آورد: «۵- تلاش برای فراهم کردن شرایط تربیت روانکاو در داخل کشور بر اساس استانداردهای بین المللی ۶- تلاش برای عضویت در جامعه جهانی روانکاوی. …». این موضوع از آنجا ذهن مرا درگیر نمود که جنابعالی معاون وزیری هستید که انتظار «کیفیتی در تراز جهانی» را دارند و چنان چشم اندازی را برای جامعه متصور هستند ولی جنابعالی سخنانی می‌گویید فارغ از این که برای هر علم اصول و «استانداردهای بین المللی» وجود دارد.

در پایگاه جامع آموزش و فرهنگ سازی سلامت، ذیل مسؤولیت‌های اجرایی، آموزشی و پژوهشی جنابعالی نوشته شده بود: «رئیس کمیته نظارت بر حسن اجرای مقررات آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از تاریخ ۸۶/۵/۱۶» و «عضو شورایعالی ارزشیابی مدارک دانش آموختگان ۱۳۹۱ تاکنون» آیا این مسؤولیت‌ها اتفاقاً این را نمی‌طلبد تا از حضور و مداخله در حوزه‌های غیر زیر مجموعه پزشکی اجتناب شود؟

به اطلاعتان می‌رسانم که اخیراً «ماده قانونی پیشنهادی برای قانونمند کردن حرفه‌های مربوط به بهداشت روان، در کنار سایر قوانین مربوط به حوزه روان درمانی، در تاریخ ۳۰ ژانویه از سوی مجلس بلژیک به تصویب رسید. … خانم اونکلینکس، معاون نخست وزیر و وزیر سلامت عمومی، اثبات کرد که «جایگاه و پراتیک روانکاوی تحت پوشش قانون روان درمانی قرار نمی‌گیرد». تمام تغییرات برای گنجاندن روانکاوی در قانون مربوط به روان درمانی نیز رد شد. وزیر بهداشت و نمایندگان مجلس بلژیک به این ترتیب ویژه بودن دیسیپلین روانکاوی را به رسمیت شناختند.» (متن کامل خبر در «در پارلمان بلژیک روانکاوی به عنوان دیسیپلینی مجزا از رواندرمانی‌ها به رسمیت شناخته شد»)

لازم است یادآور شوم روانکاوی برای خودش استانداردهایی دارد. از آن روانکاوی‌ای صحبت نمی‌کنم که در طول ۴ سال تحصیل در رشته روانشناسی در دانشگاه به عنوان گرایشی از روانشناسی به ما معرفی شد. از آن روانکاوی‌ای صحبت نمی‌کنم که می‌گفتند طی ۲ سال می‌توان دوره‌اش را گذراند. از این دست روانکاوی‌ها صحبت نمی‌کنم که «اگر روانکاو محصول اشتیاق ناخودآگاهش نباشد محصول فانتاسمش است، یعنی از آن نوعی که «متقاضی» روانکاو شدن هستند و سیصد ساعت هم روانکاوی می‌شوند.» [۱۳] و کار چنین افرادی البته به همین جا ختم نمی‌شود. «وقتی که فروید می‌گوید: «کسانی که آموزش کافی برای روانکاو شدن ندیده باشند عملشان مثل عمل کسی است که دیوهایی را از بند آزاد می‌کند و بعد چون قادر به مهار آنها نیست از مقابلشان می‌گریزد» آیا مشخص می‌کند که این دیوها در کدام سمت واقع شده‌اند؟ آیا آنها را فقط در سمت و سوی «بیمار» محدود می‌کند؟ به هیچ وجه! این دیوها از هر دو سمت آزاد می‌شوند و وخامت اوضاع هم در همین است.» [۱۴]

دکتر میترا کدیور در تاریخ ۱۳۸۶/۷/۱۴ در پنجمین جلسه هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی می‌گوید: «این که در مملکتی قانونی در موردی وجود ندارد، اصلاً دلیل نمی‌شود و همیشه بالاخره یک مورد اولی پیدا می‌شود و آنجا قانون ایجاد می‌شود. اگر کشورهای دیگر را در نظر بگیرید، که البته کشور ما هم مستثنی نیست، هر زمان که متوجه می‌شوند یک خلائی در قانون وجود دارد، می‌روند و قانون می‌سازند… می‌توان همین خلأ را پیگیری کرد و در نهایت این خلأ قانونی را پر کرد… خود دولت گفته است که ما در جاهایی خلأ داریم. پس مردم، NGO تشکیل داده و این کارها را انجام دهید. NGO ما هم می‌تواند این کار را بکند یعنی از تکالیف و کارهایی که انجام می‌دهد این باشد که این خلأ قانونی را پر کند. …ما یک انجمنی هستیم که آمده‌ایم تا هر جایی که فکر کنیم اگر فلان مورد در این مملکت جور دیگری می‌بود، بهتر بود، آن کار را انجام دهیم.» و در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۲ جناب آقای رحمانی فضلی، وزیر محترم کشور در مراسم همایش سازمان‌‌های مردم ‌نهاد اعلام کرد: «سازمان‌های مردم ‌نهاد باید در تصمیم‌ گیری و تصمیم ‌سازی به کمک دولت بیایند. …» [۱۵]

این یکی از اهداف انجمن ماست که از ۷ سال پیش (اگر نگوییم از قبل از ۷ سال پیش) داشته و آن را دنبال نموده‌ایم و حالا وزیر محترم کشور نیز از چنین چیزی صحبت می‌کنند که شاید نشانی از نزدیک شدن تصمیمات دولت به اهداف NGO ها باشد.

 

 

 

با احترام

سمیه رخشا

عضو انجمن فرویدی

 

۱- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۱ و ۵۲

۲- همان منبع، صفحه ۳۳

۳- The question of lay analysis

۴- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۲

۵- L’ inconscient ne se thérapie pas (F)

۶- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۳ و ۵۴

۷- درسنامه «روانکاوی در انتانسیون و روانکاوی در اکستانسیون» دکتر میترا کدیور، اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۰

۸- هجدهمین جلسه «پنجشنبه‌های فرویدی» به تاریخ ۸۶/۸/۲۴

۹- کتاب مکتب لکان، روانکاوی در قرن بیست و یکم، دکتر میترا کدیور، انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۱، صفحه ۵۲

۱۰- همان منبع، صفحه ۵۴

۱۱- همان منبع، صفحه ۵۵

۱۲- همان منبع، صفحه ۵۶

۱۳- همان منبع، صفحه ۴۸

۱۴- بخشی از پی نوشت دکتر میترا کدیور در تاریخ ۸۷/۹/۲۳ بر صورتجلسه چهارمین جلسه هیأت مدیره انجمن فرویدی به تاریخ ۸۷/۹/۲

۱۵- پورتال وزارت کشور

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=3026

  تاریخ انتشار: ۲۳ شهریور ۱۳۹۳، ساعت: ۱۳:۱۸