جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:انتخابات 1400، راز کرونا، روانکاوی در انجمن فرویدی، روانکاوی در رسانه‌ها و در جامعه، وزارت بهداشت، ویدئوها

گزارش تجمع ۱۲ آبان در اعتراض به واکسیناسیون اجباری روبروی نهاد ریاست جمهوری

گزارش تجمع ۱۲ آبان روبروی نهاد ریاست جمهوری

با درود و ادب
چهارشنبه (۱۴۰۰/۸/۱۲) ساعت یک بعدازظهر در محل تجمع حاضر شدیم. از دوستان و دوستداران خانم ها اشرفی زاده همراه دخترش، مرادپور، باقی نیری، نعیمی و افشارفرد و مادر خانم افشارفرد و آقایان میراحمد رحیمی و حمیدرضا رحیمی موسوی بودند. دوستداران با پلاکاردهایی از هشتگ ها و تیترهای نشریه الکترونیکی انجمن همراه آورده بودند. در ابتدا مردم در پارک کوچکی در همان محل جمع شدند و یکی از کسانی که ظاهراً دست اندرکار اطلاع رسانی بود، پلاکاردهایی به حاضران داد. تعداد زیادی کودک با والدین شان هم آمده بودند.
آقای ایزدی (یکی از ادمین های اینستاگرام راه درمان) گفت که رئیس حفاظت آنجا سراغش آمده و به او گفته است: « افرادی که می آیند در خیابان نیایند. اگر تعدادتان به یک حدی رسید یا شما را می فرستیم داخل یا سه نماینده از شما را می فرستیم که بروند بالا با خود آقای رئیسی صحبت کنند.» کم کم تعداد جمعیت زیاد شد به صورتی که از میدان پاستور تا چهار راه گیت ورودی به نهاد ریاست جمهوری، مردم در یک طرف خیابان به صف ایستاده بودند و هر قسمت یک شعار می دادند. دو طرف خیابان هم نیروهای پلیس و هم لباس شخصی زیاد بود و تعدادی با دوربین های حرفه ای عکس و فیلم می گرفتند. آنها می گفتند نباید وارد خیابان شوید. این بار در مورد فیلم برداری و عکس برداری حساسیت بیشتری نشان می دادند و تذکر می دادند.
اول کار یک نفر روحانی آمد و شروع کرد به شعار دادن. با الله اکبر شروع کرد:

– الله اکبر، خامنه ای رهبر،
-دیکتاتور حیا کن وزارتو رها کن.
– نفوذی حیا کن وزارتو رها کن.
-مرگ بر دیکتاتور پزشکی، مرگ بر منافق
-واکسیناسیون اجباری ملغی باید گردد، سازمان بهداشت جهانی اخراج باید گردد،
-بهایی حیا کن وزارتو رها کن
– یهودی حیا کن وزارتو رها کن
– مرگ بر نفوذی وزارت
بعد از این طرف و آن طرف مردم شعارهای او را دنبال نکردند و به او فرصت شعار دادن ندادند. ما نیز سعی می کردیم شعارهای تجمعات قبلی را تکرار کنیم. شعارهای دیگری که مردم می دادند شامل:
– استقلال، آزادی واکسن فقط اقناعی
– عین اللهی حیا کن، بچه ها رو رها کن
– آمار فوت واکسن، اعلام باید گردد
– صدا سیمای ملی، مناظره علمی
– رئیسی رئیس حمایت حمایت
– عین اللهی استعفا استعفا
– نفوذی استعفا استعفا
– یهودی استعفا استعفا
– جمهوری اسلامی، نه به واکسن اجباری
– نه موشیم نه برده، آزاده ایم آزاده
– رسانه های ملی، مناظره علمی
– رئیس جمهور مردم، بیا میان مردم
– استقلال آزادی، نه به واکسن اجباری
– نه به واکسن اجباری
– کشتار دسته جمعی، نمی خواهیم نمی خواهیم
– عین اللهی حیا کن، وزارتو رها کن
– وزارت یهودی ، نمی خواهیم نمی خواهیم
– حقیقت حقیت، شفاف باید گردد
– صدا سیما حیا کن، دروغگویی رو رها کن
– نه، به نظم نوین جهانی
– انقلاب بعدی، انقلاب مهدی
– یا حجه ابن الحسن، عجل علی ظهورک
– نه به پیکهای تکراری
– ما ایرانی هستیم، ذلت نمی پذیریم
– سکوت هر مسلمان، خیانت است به انسان

سپس یک بیانیه در کاغذ A4 بین مردم توزیع شد. یک نفر هم مثل دفعات قبل بین مردم می گشت و از آنها شماره موبایل می خواست و می گفت برای تشکیل گروه و اطلاع رسانی می خواهیم که ما ندادیم. یک خانم محجبه ای هم مى گفت: «آقاى رییسى نشسته ناهار میخوره با نوشابه، اصلا نمیاد، اینا به فکر ما نیستند فقط راى ما رو مى خوان ما هم مثل خر مى ریم راى میدیم».
«پاشدن با هلیکوپتر رفتن بالاى کوه به ایل ها واکسن زدند ، مى خواهند عشایر را از بین ببرند! اگر راست مى گویید مردم انقدر مشکل دارند یا موقع سیل و زلزله چرا با هلیکوپتر نمى روند؟!!»
بعضی افراد ما را از تجمع های قبلی می شناختند و با ما اظهار آشنایی کردند. یک آقای جوانی گفت: «حالا اگر فرانسه بود با این فراخوان کم کم دویست هزار نفر می آمدند ملت ایران چقدر برده وار زندگی می کنند.»

حدود ساعت ۱۵:۱۵ پیگیری کردیم که قولی که داده اند چی شده که دیدیم مردی لباس شخصی که ظاهراً کاره ای بود می گفت «مردم از اینجا بروند تا ما چند نماینده بفرستیم داخل» . و وقتی که حاضرین مخالفت میکردند، میگفت «یعنی اعتماد ندارید؟!» در صورتی که این حرفش برعکس حرف اول تجمع بود. خانم جا افتاده ای که پیگیر بود، می گفت «این آقا دروغ یا راست اول گفته بوده سه نماینده معرفی کنید که من ببرم پیش آقای رئیسی. بعد من گفتم این سه تن را ببرید. حالا می گوید در صورتی می برم که شما [مردم] بروید. که خلوت شود. »
یکی از حاضران که به نظر می رسید مثل آقای ایزدی از مسئولان برگزاری تجمع باشد گفت که «آقای ایزدی را گرفته اند و من را هم گرفته بودند و الان آزاد کردند» ولی انگار بیشتر می خواست مردم متفرق شوند، پیش مردم رفت و گفته های مسئول حراست را منتقل کرد و مردم یک صدا شعار دادند :«ما منتظر رئیسی هستیم، هیچ جا نمیریم همین جا هستیم».
کم کم تعداد نیروهای پلیس و گارد ویژه زیاد شد و تقریبا روبروی مردم از میدان پاستور تا نهاد ریاست جمهوری نیروهای پلیس ایستاده بودند.
یکی از مسئولان برگزاری از مردم خواست که حداقل خیابان را مسدود نکنند تا صحبتهای آنها به نتیجه برسد و نماینده ها را بپذیرند.
در پارک بعضی مردم حاضر در تجمع به صورت دسته های چند نفری با هم در مورد واکسیناسیون و اثرات سوء آن صحبت می کردند و بچه ها مشغول بازی شده بودند.
تا حدود ساعت ۱۵:۴۰ که ما محل را ترک کردیم مردم همچنان در محل ایستاده بودند. در راه برگشت هم پلیس از بعضی اعضا پلاکاردهایشان را گرفت.
بعداً از طریق صفحه راه درمان متوجه شدیم که چند تن از مخالفان واکسن اجباری با مسئول روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری جلسه داشته اند و قرار شده طی ۱۰ روز آینده اقداماتی کنند و جلسه ای با آقای رئیسی ترتیب دهند. در این ۱۰ روز هیچ تجمعی در جای برگزار نمی شود ولی اگر در این ۱۰ روز اقدامی نشود مردم کار خود را ادامه خواهند داد و جلوی نهاد ریاست جمهوری می روند و اگر لازم باشد رختخوابشان را همانجا پهن خواهد کرد.

https://www.instagram.com/p/CV0VJ7aoUs-/

با احترام
سوده رخشا، اردشیرزاده، افروز رخشا، نوعی، میرزایی و یعقوبی

 

 

 

 

 

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=59737

  تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۰، ساعت: ۲۰:۴۶