یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، پشت «نقاب» انستیتو! روانکاوی!! تهران: مرکز مشاوره مرادی-مینا با مجوز از بهزیستی!!!، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سور مقصور کاسبان روان، مافياي روان، مقاله های آموزشی اعضای انجمن فرویدی

یکی دیگر از رسوائی های یک «کشور جهان سومی»

English

 

نویسنده: ماندانا دانش

 

«آیا روانکاوی در جمهوری اسلامی ایران ممکن است؟». این قطعاً یک سؤال بسیار رذیلانه است. اما …

 

اما یک سؤال کاملاً بجا، منطقی و شرافتمندانه وجود دارد: آیا یک کار گروهی بدون نقص که مستلزم سر وقت بودن و همزمان بودن است در این «کشور گل و بلبل» ممکن است؟

 

تا همین چند روز پیش جواب من یک «نه» قاطعانه بود تا اینکه …

 

تا اینکه گهر همایونپور و رفیق شفیقش عصمت ترک قشقایی عکس آن را اثبات کردند.

 

سر وقت بودن (on time) و همزمان بودن (synchronize) این دو نفر واقعاً فراتر از واقعیت ها و ممکن های این کشور است.
درست در ۱۷ فوریه ۲۰۱۳ گهر همایونپور ایمیلش را برای ژک الن میلر می فرستد و درست در ۱۷ فوریه ۲۰۱۳ عصمت ترک قشقایی موفق می شود «شهادت دست اول»اش را در نشریه الکترونیکی الیزابت رودینسکو، دشمن قسم خورده ژک الن میلر به چاپ برساند.

 

آه … این دو نفر معرکه اند!!!

 

این دو نفر ناممکن را ممکن کرده اند!!!

 

بیخود نیست که ترک قشقایی از for my part صحبت می کند. «تقسیم کار» و «شرح وظایف» و «وجدان کاری» در بین مافیایی ها مثال زدنی است.

 

آه بله، در همان ۱۷ فوریه ۲۰۱۳ هم متنی از طرف سوفی دومی‍ژولا به دست باند رودینسکو با ذکر «اهمیت: بالا» می رسد که به ظاهر درباره «وضعیت روانکاوی در ایران» است. که البته کسانی که این آشغال ها را خوب می شناسند آن را به اطلاع و به دست ژک الن میلر می رسانند که او هم برای دکتر کدیور فوروارد می کند.

 

اما این که چیزی نیست …

 

وقتی که نادر برزین چهار سال قبل از کنگره ی خواری متن سخنرانی صنعتی را درباره «تاریخچه روانکاوی در ایران» برایش می نویسد و چهار سال بعد همایونپور و صنعتی و سوفی دو میژولا توطئه خودشان را در ایران جشن می گیرند آدم به این نتیجه می رسد این مافیایی ها قطعاً ماشین زمان را در اختیار دارند.

 

جالب است که این به اصطلاح گزارش از وضعیت روانکاوی در ایران که در آن نادر برزین کل روانکاوی ایران را به نام محمد صنعتی می زند (درست مثل سامان توکلی در آن سال ۲۰۱۳ مشهور) درست دو ماه بعد از آن انتشار می یابد که ژک الن میلر در مراسم افتتاحیه دانشگاه مردمی ژک لکان از تلاشهای ۱۶ ساله دکتر میترا کدیور برای ارتقاء جایگاه روانکاوی در ایران تجلیل می کند. پس از آنکه او (دکتر کدیور) در کنگره سالیانه اکول فرویدی فرانسه (ECF) در نوامبر ۲۰۰۹ [۱] گزارشی از فعالیت های ۱۶ ساله خود را ارائه می دهد که در پایان آن ۲۵۰۰ نفر حاضرین در کنگره به احترام او بپا خاسته و برایش کف می زنند.

 

بله فقط دو ماه پس از این واقعه افتخارانگیز برای ایران و ایرانی.

 

می دانید آن بیچاره ها هر کاری می کنند تا «میلر» خودشان را داشته باشند و «تاریخچه»های خودشان را. عشق ناگهانی سوفی دومیژولا و باندش را به زبان فارسی فراموش نکرده ایم.

 

به خاطر می آورم که سال ها پیش دوست روانپزشکی به من گفت که صنعتی تمام تلاشش را کرد که رفعتیان را در روزبه استخدام کند «زیرا که او در فرانسه تحصیل کرده و از اوضاع و احوال روانپزشکی و خصوصاً روانکاوی در فرانسه به خوبی آگاه است». دوستم اضافه کرد «بس که صنعتی از طرف دکتر کدیور احساس نا امنی می کند».

 

امروز با خودم فکر می کنم که صنعتی قطعاً حق داشت که از طرف دکتر کدیور احساس نا امنی کند زیرا که او از همان زمان می‌دانست که اگر کسی در ایران مشت او را باز کرده و او را رسوا کند فقط و فقط دکتر کدیور است.

 

جالب است امروز پاسخ ژک الن میلر به امیر عباس کشاورز را متوجه می شوم که حاضر نبود کلاً حرفی از رفعتیان به میان آید[۲] (حتماً به خاطر دارید که امیر عباس کشاورز یک «روانکاو» تر و فرز داشت که دکتر کدیور را «ارزیابی» (!!!) کند، آن هم با درخواست همدستی روانکاو خود دکتر کدیور !!!!!!! [۳]. واقعاً تصور این کاسبان روان از روانکاوی چیست؟).

 

همچنین شما را به دیدگاهی ارجاع می دهم که در آن خاطر نشان شده بود که چگونه صنعتی همایونپور را از داخل زباله های (مرکز مشاوره) انستیتو روانکاوی بازیافت کرد تا از او در شبکه مافیایی خود استفاده کند.

 

حضور گهر همایونپور که خواندن و نوشتن فارسی را هم  درست نمی داند در فرهنگستان هنر کشور جمهوری اسلامی ایران یکی دیگر از رسوائی های یک «کشور جهان سومی» است که ماحصل شبکه مافیایی گسترده محمد صنعتی است.

 

به همین ترتیب پاسخ سؤال : «مجله تهران، چه شد که این میزگرد برای شما جالب شد؟» هم داده می شود.

 

 

 

[۱] https://freudianassociation.org/download/IMAG0001.JPG

 

[۲]. “If Dr Rafatian is Abdi Rafatian, with the following Google address https://plus.google.com/106553950023932316084/posts I would say it is highly unlikely Dr Kadivar would cooperate with him, and I would not accept myself to be involved with him. I strongly advise keeping him outside this case.”( XXX – De : JAM ہ : Dr Amir Abbas Keshavarz – Date : 16 janvier 2013 01:08:01- Objet : Dr Mitra KADIVAR)

 

 

[۳]. “A- We found a psychiatrist and psychoanalyst in Iran, graduated from France. He is Dr Rafatian. He wants to talk to Dr Kadivar’s analyst to know her past history. If it is possible, send me his or her name and telephone number. I forwarded your number to Dr Rafatian and maybe he calls you.” (XXX- De : Dr Amir Abbas Keshavarz ہ : JAM- Date : 15 janvier 2013 21:33:34- Objet : Dr Mitra KADIVAR)

 

 

…………………………………………………………………………

 

 

Another scandal of a “third world country”

 

 

Written by: Mandana Danesh

 

 

Is Psychoanalysis possible in the Islamic Republic of Iran?” It certainly is a greatly wicked question. But…

 

 

But there is an entirely appropriate, reasonable and honest question: Is a fault-free teamwork, that requires being on time and synchronized, possible in this “country of flower and nightingale”[*]?

 

 

Until a few days ago, my answer was a definite “no” until….

 

 

Until Gohar Homayounpour and her intimate friend Esmat Torkghashghaei proved the opposite.

 

 

These two people’s being on time and synchronized is truly beyond the realities and possibilities of this country.

 

 

Right on February 17,2013 Gohar Homayounpour sends her email to Jacques-Alain Miller, and exactly on February 17, 2013 Esmat Torkghashghaei succeeds to publish her «first-hand testimony» at the electronic magazine of Elizabeth Roudinesco, the sworn enemy of Jacques-Alain Miller.

 

 

Wow … These two people are marvelous!!!

 

 

These two have made the impossible possible!!!

 

 

This is not unwarranted that Torkghashghaei talks about for my part. “Task division”, “job description” and“work ethic” among Mafias is exemplary.

 

 

 

Oh yes, on the same February 17, 2013 a text from Sophie de Mijolla is handed over to the band of Roudinesco,mentioned as “importance: high”, that apparently is about the “situation of psychoanalysis in Iran”. Of course those who know these jerks very well, inform Jacques-Alain Miller and hand it over to him and he forwards it to Dr. Kadivar then.

 

 

But this is not much yet…

 

 

When four years before the [Sanati’s] Congress of Degradation, Nader Barzin writes down the script of Sanati’s talk [in that congress] for him about”History of Psychoanalysis in Iran” and four years later Homayounpour and Sanati and Sophie de Mijolla celebrate their conspiracy in Iran, one comes to the conclusion that these Mafias definitely have time-machine.

 

 

This is interesting that this so-called report of situation of psychoanalysis in Iran, in which Nader Barzin registers the whole psychoanalysis of Iran to the name of Mohammad Sanati (just like Saman Tavakoli in that well known year of 2013), is published exactly 2 months after the time that Jacques-Alain Miller in the opening ceremony of Popular University of Jacques Lacan glorifies 16- years- old efforts of Dr. Kadivar for promotion of the position of psychoanalysis in Iran. Rightafter that she (Dr. Kadivar) had given a report about her 16-years activities in the annual congress of Ecole de la Cause Freudienne (ECF) in November 2009 [1], in which 2500 audience had stood up to her respect and applauded her at the end of her report.

 

 

Yes Just 2 months after this honorable event for Iran and the Iranian.

 

 

You know those wretched people do everything to have their own “Miller” and their own “history”. We haven’t forgotten falling in love of Sophie de Mijolla and her band with Persian language.

 

 

I remember that several years ago a friend of mine who was a psychiatrist told me that Sanati did his best to get Dr. Rafatian employed in Roozbeh ” because he [Dr. Rafatian] had studied in France and had known well about psychiatry and especially psychoanalysis in France”. My friend added that “insomuch as Sanati feels insecure from Dr. Kadivar”.

 

 

Today I think to myself that Sanati was certainly right to feel insecure from Dr. Kadivar because he knew from then on that if some body can show his quackery and decry him,that is no one but Dr. Kadivar.

 

It is interesting that just now I begin to understand Jacques-Allen Miller’s answer to Amir Abbas Keshavarz, where Miller refused anything to be mentioned about Rafatian [2]. (Of course you remember that Amir Abbas Keshavarz had a quick and agile “psychoanalyst” to “evaluate” (!!!) Dr. Kadivar, while at the same time begging for collaboration of Dr. Kadivar’s analyst himself!!!!!!![3]. What really these “tradesmen of soul” imagine about psychoanalysis?)

 

Also I refer you to the comment in which it was stated that how Sanati recycled Homayounpour out of garbage of [a consultation center known as Tehran] Psychoanalytic Institute to make use of her in his Mafia’s network.

 

The presence of Gohar Homayounpour in Academy of Arts of the Islamic Republic of Iran, while she even doesn’t know how to read and write properly in Persian is another scandal of a “third world country”, and is the result of the efforts of widespread Mafia’s network of Mohammad Sanati.

 

Likewise, the answer to the question “La Revue de Téhéran, how this conference caught your interest?” is being found as well.

 

 

 

 

[*] [A Persian idiom]

 

[۱https://freudianassociation.org/download/IMAG0001.JPG

 

[۲]. “If Dr Rafatian is Abdi Rafatian, with the following Google address https://plus.google.com/106553950023932316084/posts I would say it is highly unlikely Dr Kadivar would cooperate with him, and I would not accept myself to be involved with him. I strongly advise keeping him outside this case.”( XXX – De : JAM ہ : Dr Amir Abbas Keshavarz – Date : 16 janvier 2013 01:08:01- Objet : Dr Mitra KADIVAR)

 

 

 

[۳]. “A- We found a psychiatrist and psychoanalyst in Iran, graduated from France. He is Dr Rafatian. He wants to talk to Dr Kadivar’s analyst to know her past history. If it is possible, send me his or her name and telephone number. I forwarded your number to Dr Rafatian and maybe he calls you.” (XXX- De : Dr Amir Abbas Keshavarz ہ : JAM- Date : 15 janvier 2013 21:33:34- Objet : Dr Mitra KADIVAR)

 

 

 


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8327

  تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۲۱:۲۸