یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:همه چیز اینگونه آغاز شد

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ح. در مورد کاسبان روان
اندر احوالات شیخ الرئیس کنگره، صنعتی
شیخ را پرسیدند: “یا شیخ این England کجا باشد؟” فرمود: “جامعه ای قانون مدار و در آنجا مردمی را دیدمی که قانون جزئی از هویتشان بودی؛ جزئی از گوشت و رگ و پی‌شان. مهم نبود که کسی مراقب آن‌ها باشدی یا نباشدی انگار وجدانشان همیشه ناظر بودی و حفظ قانون مانند حفظ جانشان بودی۱″، چندانکه در یک سال تخصص و فوق تخصص عطا می کردندی بی نیاز از دانشگاه و انجمنها داشتندی توپ! که خود تخصص می دادندی. پرسیدند: “اگر انجمنها داشتندی توپ! پس چگونه است که زحمت دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان بر خود روا داشتی؟”. فرمود: “آن کاتبان لاکردار و آن غلط نویسان بی مقدار چنین نگاشتندی و آبروی سی ساله ما بردندی”! اصحاب از جور کاتبان پریشان احوال شدندی و اشک بر چهره روان ساختندی و نفرین ها نثار آن کاتبان کردندی!!

۱- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/473

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. را خیلی خیلی عصبانی کرده و آنها را واداشته است تا در همان عصر یکشنبه ۱۸ آبان ۹۳ صفحه ای در فیس بوک به نام انجمن پسیکوتیک ایجاد کنند و در آنجا به تخریب انجمن فرویدی و سرکار خانم دکتر میترا کدیور –رئیس محترم انجمن فرویدی- و حتی ژک آلن میلر بپردازند.
در این متن از انواع اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی جهت تخریب به وفور استفاده شده است. کاربرد اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی برای روانکاوان وحشی نشان می دهد که آنها آموزش دیده اند در موقعیت های پرخاشگری وعصبانیت چگونه از این اصطلاحات استفاده کنند. به طور کلی برای روانکاوان وحشی و روانپزشکان دروغین کاربرد اصطلاحات امری طبیعی است. چون آنها به لحاظ تئوری بسیار ضعیف و عقیم هستند و جز نامگذاری آدم ها کاری از دست شان ساخته نیست. آنها جز طبقه بندی بشر چیز دیگری نیاموخته اند. این امر حاکی از جایگاه اربابی است که خویشتن را سالم می بینند و دیگران را بیمار. بعبارتی، برای روانکاوان وحشی و روانپزشکان دروغین میزان سواد و تخصص فقط در ذکر اصطلاحات خلاصه می شود و در نظر آنان کاربرد این اصطلاحات روانکاوی و روانپزشکی همانند فحش و توهین است اما، یک سری دشنام های متمدنانه!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی (!) و همایون پور و … با شنیدن خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» درنکته دوم خود گفته اند: لکان هرگز در ایران ممنوع نبوده است. ده ها عنوان کتاب، مقاله، کلاس در دانشگاه ها و آموزشگاه های خصوصی و دولتی حاکی از این است که در ایران مشکلی با مقوله لکان وجود ندارد، چه رسد که با آن برخورد شود.
• دقیقا نکته در همین جاست: چرا خانم همایون پور در موزه فروید گفته است آیا روانکاوی در جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است؟
• عجیب است! مگر انجمن فرویدی چنین ادعایی کرده است؟ یا مگر کسی در کنگره جعلی گفت خواندن مقالات و کتب لکان در ایران ممنوع است و با آن برخورد می شود؟ این سخن را چه کسی می تواند مطرح کند؟ احتمالا این مطلب دنباله همان سوال خانم همایون پور بوده که در جمع خارجیان گفته شده تا بتواند جایزه گرادیوا را کسب و مدرک درپیتی خود را معتبر کنم. فکر می کنم یوگی و دوستان وقتی این متن را تهیه می کردند، سوال را فراموش کردند. از قدیم هم گفته اند که دروغگو کم حافظه است. این فراموشی تا جایی پیش رفته که فکر کرده اند انجمن فرویدی چنین مطلبی را بیان کرده که خواندن متون لکانی در ایران ممنوع است. برای یادآوری باید خاطر نشان کرد که اعضای انجمن فرویدی فقط یک سوال اساسی داشتند: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. با شنیدن خبر «قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»» با چنین مضمونی بیان کردند که اعضای انجمن فرویدی و دکتر کدیور فروید را نفهمیده اند، ترجمه های سراپا مغلوط و سطحی خوانی فروید و مقالات دست چندم در انجمن فرویدی وجود دارد.
در کنگره روانکاوی جعلی کسی گفت فروید فرویدینی نبود، اما از نظر دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. این فرد و سایر مهمانان خارجی فروید را فهمیده اند!
جالب است! در نظر این افراد میلر منبع دست چندم به شمار می آید، ولی کلاین، بیون و مهمانان خارجی در روانکاوی منبع دست اول محسوب می شوند. این هم نشان از تخصص دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. است که چقدر عمیق به درک متون فرویدی نائل شده اند!
با استخر، پوست قوی، چربی خوب و بد و ترکیب روانکاوی با CBT، یا طرحواره درمانی و .. در کنگره روان خوران مشخص شد که همایون پور و صنعتی و… تا چه اندازه علمی متون روانکاوی را قرائت کرده اند!
اگر انجمن فرویدی متون روانکاوی را سطحی خوانی می کند و پر از ترجمه های غلط است، من نمی دانم پس چرا قورخانه چی وسایر سارقین علمی، درسنامه های دزدی شده از کلاس عرصه فرویدی گروه مکتب لکان را به همایون پور می دهند و برای این درسنامه های دزدی شده از تهران تا مشهد سر و دست می شکنند؟! یا گوهر همایون پور بعد از این که پنجشنبه های فرویدی را گوش می دهد و توضیحات خانم دکتر میترا کدیور را در مورد اسطوره می شنود، آن را ت و به عنوان کشف جدید خود معرفی می کند. بنابراین، اگر مطالب انجمن با ترجمه غلط و سطحی است، پس چرا مطالب غلط ، به سرقت رفته و از آن استفاده شده است؟!
اگر انجمن فرویدی غیر علمی است و به سطحی خوانی متون فرویدی اکتفا می کند، پس چرا کنگره درگوشی برگزارشد؟!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا م. در مورد کاسبان روان
به نظر شما دروغ، کلاهبرداری و شیادی جزء ویژگی های اجتماعی است یا ضد اجتماعی؟ در ضمن اگر ژیژک و میلر ویژگی های ضد اجتماعی دارند، دکتر صنعتی (!) و همایون پور و …. در کدام دسته طبقه بندی می شوند؟

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
خانم ز. ن. عزیز
استفاده از اموال سرقتی از دکتر کدیور دردی از گروه فرویدی تهران دوا نمی کند مگر از خود همایونپور کرد؟ متریال روانکاوی نیاز به آدمی دارد که خود روانکاو باشد تا بتواند آن را زنده کند وگرنه که ۲۴ جلد کتاب فروید هم هست. ببینید همایونپور بیسواد چطور حتی وقتی از این متریال سرقتی استفاده می کند خودش را مضحکه عام و خاص می کند؟ بیچاره فرق سکس و سکسوالیته را هم نمی داند. بله حتی برای استفاده از متریال سرقتی هم باید «قدری سواد» داشت که نه همایونپور و صنعتی و نه گروه فرویدی تهران و سایر نوچه هایشان دارند. وقتی دبیر علمی کنگره جغرافیای روانکاوی قورخانه چیِ دربند است، دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجل!

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. در مورد کاسبان روان
اصلاح می کنم وقتی عضو کمیته علمی کنگره جغرافیای روانکاوی قورخانه چی دربند است…
پاراپراکسی جالبی بود! قورخانه چی و صنعتی (آقای دبیر علمی) مگر چقدر فرق دارند؟ هر دو «شریک» اند دیگر.

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
همیشه امضای معلم پای وجود آدم می ماند. اگر قورخانه چی و مهدی محمدی اینطور رفتار می کنند، اگر «دوستان از مشهد آمده» آن رفتارها را دارند، اگر «شاگردان» صنعتی مثل خانم منصوره کیانی میخواهد حمله کند تا کسی را از سالن سخنرانی بیرون کند، یعنی خود همایونپور و صنعتی همین چیزها را در حد بسیار بالاتری در خودشان دارند که به شاگردانشان هم انتقال می دهند. رفتار قورخانه چی و مهدی محمدی همان رفتاری است که همایونپور دارد فقط فرقشان این است که آنها «بیرون» سالن اند و همایونپور «داخل» سالن. حرفهای ظاهرا متمدنان صنعتی و همایونپور هم فقط یک «فریب و یک رونماست» (مقاله «پذیرش مسئولیت اخلاقی برای محتوای رؤیاها»، فروید، ۱۹۰۰)جوهر همه شان یکی است.

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
با انتشار خبر قرار بازداشت مهدی محمدی و قورخانه چی خواستم به جناب صنعتی بگم فهمیدی داعشی کیه؟ یا هنوزم خودتو به اون راه میزنی رفیق شفیق همایونپور؟!!!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم آ. ف. در مورد کاسبان روان
می دونستید همون روزی که «جلوی در» سالن کنگره در گوشی قورخانه چی و مهدی محمدی داشتند کارایی رو می کردند که منجر به صدور قرار بازداشتشون شد، «داخل سالن» جناب صنعتی رییس جلسه بود؟ آخه تحمل خشونت رو نداشت گذاشتنش تو که نبینه قورخانه چی و مهدی محمدی چیکار می کنن.
آخی صنعتی نازی!!! واقعا اون روز که گفتی تحمل این کارا رو نداری فکر کردم بازم از اون دروغاییه که همیشه می گی ولی ایندفه واقعا راست گفته بودی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ن. در مورد کاسبان روان
و ایضا، اندر احوالات شیخ الرئیس کنگره، صنعتی
شیخ را پرسیدند: “ادیپ چه باشد؟”. فرمود: “هنوز ندانستمی که بدنیا آمده است یا می هراسد از دنیا آمدن که ادیپ را گهر داند و بس!”. شاگردان سراسیمه سوی گهر شتافتند و پرسیدندی: “ای گهر ما را از ادیپ گوی که بدجور با آن درگیریم”. گهربانو چنین پاسخ دادندی: “ادیپ پیش از پنجشنبه های فرویدی یا پس از آن؟” پرسیدند: “چه تفاوت کند؟”. گفت: “آنک تا پیش از آن دانستمی که که یونانیان پدر کشند و ما پسر! زیرایونانیان پدرانی دارند گوگول مگولی. ولی در آن پنجشنبه، هاتفم از غیب آمد با گردکی سی دی نام! پس از آن دانستمی که یونانیان نیز پسر کشند ولی صدایش در نیاورند حقه بازها، پس از آن متحول شدمی و دانستمی که باید رسالت خود انجام دادمی و پسرکشی یونانیان در ینگه دنیا برملا سازمی تا دنیا بداند چه گهری اینجاست و آنها بی خبر هستندی!”. اصحاب سر در جیب تفکر فرو بردندی و قدم زنان بسوی شیخ الرئیس کنگره روانه شدند.

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم سوده ر. در مورد کاسبان روان
یک چیزی که همیشه برایم جالب بوده، این است که وقتی آب رودی خشک می شود معلوم می شود که درونش چه داشته.
حالا ته مانده ی این رود «محور صنعتی- همایونپور» را به تماشا نشسته ام، مشتاق…

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
«روشنفکر باید بداند که چه می‌گوید و آموزه‌هایش چه هزینه هائی برای یک جامعه دارد.. همین آموزش‌های شریعتی از یکسو و انتقادات استالینی و کارخانه‌های داروئی (سرمایه داری!) درباره فروید و روانکاوی سه دهه سد راه آموزش رواندرمانی جدی به روانپزشک و روانشناس بوده، و متولیان بهداشت و درمان را تا چند ماه قبل از همین حرف‌ها می‌ترساندند. و چون سیستم آموزش رسمی نداریم، بنابراین روانکاوی و رواندرمانی وحشی گسترش پیدا کرده.»

http://www.mohammadsanati.net/1390/t/psychoanalyticalthought/522

جناب صنعتی من هم عمیقاً معتقدم که روانکاوی وحشی گسترش پیدا کرده است اما برخلاف شما دکتر شریعتی را مقصر این قضیه نمی دانم. خود شما اگر فکر کنید؛ واقعاً اگر فکر کنید می فهمید که مقصر رشد قارچ مانند روانکاوان وحشی کیست.

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم زهرا ن. در مورد کاسبان روان
«من یک سال بعد از بازگشتم از انگلستان توسط یکی دو تن از دانشجویانم که نفوذی هم داشتند مورد پرسش قرار گرفتم تا موضع خود را نسبت به فروید روشن کنم. پاسخ من این بود که فرویدی نیستم. بسیاری از نظریه‌های او را هم نمی‌پذیرم. من نه داستان اودیپ فروید را جهان‌شمول می‌دانم و نه غریزه مرگ و بسیار چیزهایی دیگر را. اما هیچ تردیدی نیست که فروید با مطرح کردن بحث ناخودآگاه کار بزرگی کرده و در مقابل دکارت قرار گرفته است. اگر کسی بخواهد فروید را نقد کند باید تمامی نوشته‌هایش را جزء به جزء خوانده و تأمل کرده باشد تا بعد بتواند نقد کند. اگر بدون خوانش فروید بخواهیم او را نقد کنیم بر اساس شایعه عمل کرده‌ایم. آن‌ها اما یک برداشت داشتند و آن اینکه من یک روانکاو هستم و لاجرم فرویدی. من از تمامیت فروید دفاع نمی‌کنم ولی او را هم به تمامی نمی‌توانم رد کنم. »

یک سؤال یعنی جناب صنعتی شما همه آثار فروید را خواندید و تأمل کردید و حالا بعد تأمل، فروید را نقد کردید که ادیپ جهانشمول نیست و …؟!
مرحبا واقعاً به شما! روانکاوی نشده روانکاو شدید؛ تازه همه آثار فروید را هم خواندید!!!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. در مورد کاسبان روان
خانم ز. ن. عزیز همایونپور انقدر دوست داشت این قضیه سیاسی باشه! انقدر دوست داشت که نگو! اونوقت میتونست تنها روانکاو از «خارج» اومده ایران باشه. ولی خب «نگرفت» دیگه. ولی انصافا هر کاری تونست کرد آخر هم از حسادت اینکه آقای میلر اونجوری برای دکتر کدیور سنگ تمام گذاشتن، دق کرد. حتی تو موزه فروید هم از این عقده صحبت کرد. بیچاره فرصت پیدا کرد حرف دلشو بزنه، لکان میگه «ناخودآگاه بیرون است»! مصداقش حرفای همایونپور تو موزه فرویده.
قبلاً که گفته بودیم «آرزوهای بزرگ» نسخه وطنی «به همت انجمن روانپزشکان» به زودی چاپ میشه مولف همکارشون هم گهر جانه! هر چی نباشه چند تا از «اساتید اعاظم» اون بیمارستان «شاگردان خود روانکاو خوانده» همین همایونپور خودمون بودند (البته دو سه تایی هم شاگرد جناب صنعتی بودند بخصوص تو پزشکی قانونی که «مدرک» روانکاوی هم از صنعتی داشتند) و «آنچه شد» محصول مشترک هر دوشون بود. ولی بیچاره همایونپور در این آرزو موند و آخر هم آبرو و حیثیتش رو سر این آرزو گذاشت درست مثل صنعتی!!!!!!!!
حالا به قول خانم زهرا م. باید براشون خوند: لالا لالا گل بادوم… بلکه آروم بگیرن.

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم راحله ع. در مورد کاسبان روان
«در سال ۱۳۴۹ فارغ‌التحصیل شد. وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید. ایشان اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه روانپزشکی در بخش روانشناسی بیمارستان روزبه مشغول به کار می‌باشند.» (از سایت شخصی دکتر صنعتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران)
«آقای دکتر صنعتی در سال ۱۳۶۴ پس از طی دوره آموزشی در کالج روانپزشکی انگلیس که از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان است و گذراندن امتحانات پایانی آن به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) درآمدند که از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است.» (از اطلاعیه دکتر جلیلی در سایت انجمن علمی روانپزشکان)
واقعاً چرا اینقدر حرفها در مورد مدرک جناب صنعتی و سال دریافت آن متناقض است؟!

 

 

سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳

دیدگاه خانم پ. ز. در مورد کاسبان روان
در فیسبوک کنگره روانکاوی مطلبی گذاشته شده است که آقای دکتر فدایی – مدیر گروه دانشکده روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی- از صنعتی و همدستان او در کنگره روانکاوی تشکر کرده است. با این خبر خواستم خاطره ای از آقای دکتر فدایی نقل کنم تا در سایت انجمن فرویدی چاپ شود:
چند سال گذشته، به مدت دو یا سه روز، در کاری با دکتر فدایی و چند روانپزشک دیگر همکاری داشتم، در این مدت بسیار کوتاه رفتارهای بسیار نامناسب از ایشان سر می زد که من فکر می کردم که دارم اشتباه می کنم یا حتی فکر می کردم شاید این مشکل من است که چنین برداشت نادرستی از رفتارهای او دارم و رفتارهای اورا زننده تلقی می کنم. هر چه باشد او روانپزشک و استاد دانشگاه است و در رسانه ها اعم از صدا و سیما یا روزنامه ها به عنوان کارشناس حوزه روح و روان سخنرانی زیادی دارد و مهمتر این که از او سن و سالی گذشته و قطعا باید متاهل باشد. تا این که در آخرین روز متوجه شدم که در مورد رفتارهای زننده و غیر اخلاقی ایشان اشتباه نکرده ام. در آخرین روز دکتر فدایی صدایم کرد و در گوشه ای، دور از دیگران، شماره موبایل خود را در برگه ای نوشت و با تاکید چنین جملات مشابهی را گفت: هر وقت کاری داشتید حتما با من تماس بگیرید واز من خواست با او تماس داشته باشم. وقتی از او دور شدم، شماره او را به زباله انداختم .
اگر اکنون دکتر فدایی از صنعتی و همدستان او در کنگره روانکاوی حمایت می کند، تعجب نکنید، زیرا همه آنها به لحاظ اخلاقی مشترکات زیادی دارند.


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8400

  تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۷:۳۳