یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۳)

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۲)

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا محمودی درباره «مافیای روان»
دکتر سیدحسن هاشمی در مراسم تکریم و معارفه معاون آموزشی وزارت بهداشت حضور دکتر لاریجانی در حوزه آموزش وزارت بهداشت را به فال نیک گرفت و ابراز امیدورای کرد تا شاهد تغییرات و تحول اساسی در حوزه آموزش باشند.
وزیر بهداشت با بیان این که در یکی دو دهه گذشته حوزه آموزش پزشکی آسیب دیده است، علت آن را گسترش بی رویه دانشگاه ها عنوان کرد. دکتر هاشمی همچنین عنوان کرد باید خارج از قالب فعلی آموزش پزشکی، نگاه بلند مدت تری داشته باشیم، گفت: باید در کشورهای منطقه حضور یابیم و اجازه دهیم بخش خصوصی اقدام به دایر کردن دانشگاه کند. وزیر بهداشت گفت: گام چهارم طرح تحول، سلامت در حوزه آموزش پزشکی است و بزودی شاهد تغییرات جدی در این حوزه خواهیم بود.دکتر هاشمی تاکید کرد: روند سنتی آموزش پزشکی حتما تغییر خواهد کرد و در عین حال هماهنگی آن با حوزه های پژوهش، درمان و بهداشت افزایش پیدا خواهد کرد.
دکتر هاشمی با تاکید بر ضرورت اصلاح زیر ساختارهای حوزه آموزش پزشکی گفت: در حال حاضر ۵۰ هزار تخت از مجموع ۸۰ هزار تخت بیمارستانی فعال در کشور فرسوده هستند بنابراین باید تعدا تخت های بیمارستانی و نیز امکانات آموزشی را افزایش دهیم و افراد بیشتری را تربیت کنیم.
http://dme.behdasht.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=113&pageid=53973&newsview=118703
آقای وزیر!
مهمترین رکن آموزش وجود اساتید متبحر و خبره است و با تغییرات ظاهری نمی توان از تغییرات و تحولات اساسی سخن گفت. هر وقت شما جرائت یافتید از عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه بپرسید: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» ما باور خواهیم کرد که شما امین مردم و نگران سلامت مردم هستید.
طرح تحول سلامت، در حوزه آموزش پزشکی بدیهی است که باید با پزشکان مجرب، خبره، متخصص و متعهد سر و کار داشته باشد. شما با فارغ التحصیلان «مکتب روزبه» مانند وحید شریعت چگونه به گام چهارم طرح تحول سلامت دست یافتید؟!
همچنین در خبرها شنیده شد که شما معتقد هستید که با راه اندازی فلوشیپ ها می توانید از خروج دانشجویان به کشورهایی مانند امارات، مالزی، و … جلوگیری کنید.(نقل به مضمون).
آقای وزیر!
با وجود افرادی مانند صنعتی و فاضل علوی در آموزش پزشکی چگونه تصور می کنید که استانداردهای علمی ما در منطقه فراتر از سایر کشورهاست؟! راه اندازی چنین فلوشیپ هایی توسط چنین پزشکانی حیثیت جامعه پزشکی را بر باد می دهد.
وزیر محترم!
در راستای توسعه زیر ساخت در حوزه پزشکی و تغییرات جدی در آموزش به نظر می رسد حذف شبکه مافیایی در دانشگاه های علوم پزشکی ایران در اولویت قرار گیرد و با «فساد علمی» و اخلاقی مبارزه شود. برداشتن هر گامی، بدون پاسخ به پرسش «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» توهین به شعور مردم است.

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
نیاز صنعتی به ورود و نفوذ در مراکز آموزشی دانشگاهی یا حس نوع دوستی او به مردم؟!!
“اما من معتقد بودم که روانکاوی در ممالک جهان سوم باید از یک طرف با آموزش های همگانی و رسانه ای به مردم آگاهی دهد و از طرف دیگر از حمایت های مراکز آموزشی دانشگاهی برخوردار باشد تا بتواند به سیستم رسمی آموزش و خدمات درمانی در سلامت روان وارد شود. گرچه ممکن است این سیستم های رسمی و آکادمیک به راحتی اندیشه های تازه و بیرون از معیارهای خود را نپذیرند و تحولات علمی را کند کند ولی از طرف دیگر در جوامعی که دولت مرکزی با بیمه ها سیستم خدمات درمانی را اداره می کنند کسانی که در بخش های خصوصی آموزش دیده اند نمی پذیرند و مدرک آنها را ممکن است به رسمیت نشناسند و اگر تلاشی برای ورود در سیستم آکادمیک نشود و یا مدیران دولتی و اجرایی ترغیب نشوند، داوطلبان روانکاوی و روان درمانی چندان نخواهند بود. اما در این راستا تلاش من و همکارانم طی سه دهه گذشته این بود که بتواند به آگاهی دادن به توده های مردم و نیز به مدیران و مسئولان و رفع سوء تفاهم ها موانع را از سر راه روانکاوی بردارند.(سخنرانی صنعتی، ۱۳۹۳، در کنگره جعلی روانکاوی)”.

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
داشتم مطلب «خطاهای پزشکی بیش از حوادث و سوانح، سرطان و یا ایدز باعث مرگ و میر می‌شود‎» را می خواندم که دکتر محمود عباسی در نخستین همایش علمی جامع شاغلان حرفه های پزشکی سخنرانی کرده.
چند نکته توجهم را جلب کرد:
– نخستین همایش علمی جامع شاغلان حرفه‌های پزشکی
– زمان: از تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۹ لغایت ۹۲/۱۱/۱۱
– محل: مرکز همایش‌های بین‌المللی دانشگاه شهید بهشتی
– سمت‌های آقای عباسی: رییس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و
مشاور حقوقی رییس کل سازمان نظام پزشکی و رییس مرکز پیشگیری از قصور و جرایم پزشکی این سازمان و
رییس انجمن علمی حقوق پزشکی ایران
فکر کردم اینها شوخیشان گرفته! دقیقا وقتی آن محمد صنعتی و زوج کم مایه اش گهر همایونپور در بیمارستان ایرانِ زیر پوشش دانشگاه «علوم پزشکی ایران» دکتر کدیور را اسیر کرده بودند تا ایشان را از بین ببرند، در «دانشگاه شهید بهشتی» (چه تصادفی!) همایش علمی (باز چه هم تصادفی!) در مورد «خطاهای پزشکی» برگزار می شده. البته حق دارند. چون آن جنایت علیه دکتر کدیور و در نتیجه علیه این مملکت یک «خطای پزشکی» نبود. یک تعمد بود و طبیعتا در «حوصله» این همایش نمی گنجید. مثل همان کنگره ی خواری که درش «فروید، فرویدی نبود!»
وقتی خواندم که دکتر عباسی در زمینه مسئولیت ناشی از عوارض غیرقابل پیش‌بینی در فرآیند درمان سخنرانی کرده و گفته: ‌«ما در عصر بربریت و دوره‌ی انتقام شخصی و دادگستری خصوصی زندگی نمی‌کنیم که اگر فردی احساس ظلمی کرد به روی قبیله مقابل شمشیر کشیده و او را از پای درآورد.» فکر کردم، ما چرا انقدر با خودمان تعارف داریم؟! ما با کی رودربایستی داریم؟! بله! دوره بربریت تمام شده و کسی بروی کسی که می داند پته هایش را روی آب می ریزد شمشیر نمی کشد، ولی آن «محور» پته دار، همان «محور صنعتی- همایونپور»، کسی را که می داند و تعارف ندارد و با شجاعت رسوا می کند، دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو عضو AMP از دریای سیاه تا دریای چین را به تزریق اجباری می برد. آن هیبتِ مهیبِ ترسیده از افشا شدن، تا تجویز شوک الکتریکی هم حاضر بود برود. بگذارید نامی که واقعا شوک الکتریکی برایم دارد را بگویم: «اتاق گاز»!

من نمی دانستم حقوق پزشکی هم انجمنی دارد. خب حالا که می دانم می پرسم: رییس انجمن علمی (ای بابا چقدر تصادف!) حقوق پزشکی ایران! شما که «رسالت سنگین خود را ارتقای جایگاه حقوق پزشکی در جامعه» * می دانید، گم نشدن پرونده‌ی بستری اجباری در بیمارستان روانپزشکی ایران هم جزو حقوق پزشکی افراد جامعه به حساب می آید؟

راستی! عوامل دانشگاه بهشتی که ادعای پایان بربریت را در زمانی که بربرها در بیمارستان ایران داشتند بربریت می کردند را داشتند (سال ۹۱)، بگویند آن بربر در سال ۹۳ در دانشگاه بهشتی دارد چه چیز یاد می هد و این چه نقشه ی دنباله داری است که برای سال ۹۴ دارد؟! مگر اینکه عوامل دانشگاه بهشتی هم بربر شده باشند البته از نوع مدرن و بی «خشونت»!

* http://www.iranmedicallaw.com/aboutus.aspx

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
با خواندن مقاله «چگونه می توان به یک پزشک خندید و از عوارض آن نترسید» به نظرم رسید آیا تا حالا، هیچ کسی به یک برنامه طنز اینطور اعتراض کرده بوده؟
آیا اینکه مهران مدیری، از حدود سال ۷۲ زمین و زمان را نقد کرده، هرگز مورد توجه پزشکان بوده؟ یا فقط حالا که از پزشکان گفته کلا همه چیز مقدس شده؟
چرا در کشور ما پزشکها انقدر جرات دارند و انقدر هم به جایگاه خودشان مطمئن هستند؟
همه اش یاد این بخش از مقاله « حالا دیگر وزارتخانه ها به صنعتی گزارش می دهند!!!» می افتم: «ایشون گفتن که خانم کدیور و کلیه ی افرادی که با ایشون در تماس هستن زیر نظر اطلاعات هستن و گفتن که چند وقت پیشا این عده در مکانی که خاطرم نیست شلوغ کاری کردن و شدیدا تحت نظر پلیس هستن و به من هم توصیه کردن که ارتباطی نداشته باشم با این افراد و این انجمن چون برام خطرناک هست و امکان داره من هم تحت تعقیب قرار بگیرم». هر جمله از این مکالمه واقعا جای تامل دارد و اینکه این رزیدنت چه فکری راجع به خودش و آن مراجع کرده و چه فکری راجع به دکتر (!) صنعتی کرده؟! (فارغ از اینکه چه فکری در مورد انجمن فرویدی کرده؟!)
و یاد نامه نگاری های بعد از کنگره خواری می افتم وقتی همه آن دکترها کاملا متحد و زنجیره ای در دفاع از حیثیت خود، ولی به نام صنعتی به تکاپو افتاده بودند و کم مانده بود به خدا نامه بنویسند و چغلی دکتر کدیور، رییس انجمن فرویدی را به او کنند که آنها را و «برج عاج» * آنها را تحویل نگرفته.
دانشگاه، استادهای دانشگاه، دکترها، پزشکان… قضیه از چه قرار است؟!

* چیز جالبی که در ویکی پدیا دیدم توضیح این کلمه است: «این لفظ معمولاً حامل دلالت‌های تحقیرآمیز در خصوص انفکاک عمدی از جهان روزمره است: پژوهش خفیه، بیش از حد تخصصی، یا حتی بی حاصل، و نخبه گرایی آکادمیک.»
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%AC_%D8%B9%D8%A7%D8%AC

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
رئیس سازمان نظام پزشکی گفته اند: “پزشکان بیدار و مهربان ایران با هوشیاری تحسین برانگیز خود به رغم تمام نامهربانی‌ها که در حقشان صورت گرفته هیچ ‌گاه مراتب اعتراض خود را طوری بیان نکرده‌اند که نامحرمان و بدخواهان بتوانند از آن سوء‌استفاده کنند.”*
فکر می کنم احتمالا منظور ایشان از “پزشکان”، دکتر امیر عباس کشاورز ، دکتر وحید شریعت و دکتر صنعتی هم هستند دیگر؟ زحمتی که این پزشکان محترم! برای حذف فیزیکی تنها عضو جامعه جهانی روانکاوی در ایران کشیدند، بر کسی پوشیده نیست! و البته این کار را با آگاهی و عشق و هوشیاری تحسین برانگیزی هم انجام دادند! و حق با جناب رئیس است، آنجا که در مورد مدل اعتراض این دست پزشکان “شریف” اشاره می کنند. آنها حذف فیزیکی می کنند. در این کار خبره اند؛ اتاقی برای شوک الکتریکی، تزریق دارو و … با خیالی آسوده و فارغ از هر گونه نظارت و تحت لوای “درمان”، آن هم با کمک و نظر همسایه ها!!!
حالا شما خیلی هم ناراحت نشوید اگر مردم کمی به این “دستاوردهای” جامعه پزشکی (حداقل در حوزه روح و روان) کمی به “طنز” بخندند…
* https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
ای آقااا!
ریاست محترم سازمان نظام پزشکی، اگر حضرتعالی معتقد هستید که: “بدون شک جامعه پزشکی ایران یکی از موفق‌ترین و سالم‌ترین نظام‌های سلامت در منطقه و حتی جهان است”* پس لطف بفرمایید به ما هم بگویید این دانشگاه انگلند! که دکتر! روانکاو! صنعتی از آنجا مدرک گرفته کجاست؟
* https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
این همزمانی ها (البته بعد از ۱۰ ماه) برام جالبه: انجمن فرویدی از جعل مدرک، ببخشید نداشتن مدرک میگه و از خیانت در حوزه روح و روان و از خیانت اساتید و دانشگاه ها می نویسه. مجلس از وزیر علوم برای پاسخ به پایان نامه فروشی دعوت می کنه * و یه طنزپرداز از پزشکا میگه…

و چقدر مقاومت در برابر همه این اقدامات هست چون «مرگ خوبه برای همسایه»

* http://www.mehrnews.com/news/2527862/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C

 

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
رئیس سازمان نظام‌ پزشکی علیه «در حاشیه» مهران مدیری گفته: «…جامعه پزشکی ایران یکی از موفق‌ترین و سالم‌ترین نظام‌های سلامت در منطقه و حتی جهان است.»*
پاشو شریعت! پاشو دست دکتر صنعتی رو هم بگیر. همین که شما تا حالا مملکت رو به توپ نبستید خیلی لطف کردید. واقعا از سرِ سلامتی در کار بوده که اوضاع ما اینجوریه. وگرنه همه ی منطقه و جهان از ما اوضاعشون بدتره. می گی نه!؟ برو از رئیس سازمان نظام‌ پزشکی بپرس. وا؟! یعنی میگی دروغ سیزده بوده؟

* https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C

 

 

پنج شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
وقتی صدای “لرزان” دکتر! صنعتی را در افتتاحیه کنگره خواری شنیدم، به یاد این جمله مقاله خانم ماندانا دانش افتادم: “صنعتی قطعاً حق داشت که از طرف دکتر کدیور احساس نا امنی کند زیرا که او از همان زمان می‌دانست که اگر کسی در ایران مشت او را باز کرده و او را رسوا کند فقط و فقط دکتر کدیور است.”

 

 

پنج شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
در کنگره جعلی روانکاوی صنعتی- رئیس کنگره – در سخنرانی خود با موضوع ” اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران” روانکاوی را آش شعله قلمکاری توصیف کرد که شامل همه چیز است به غیر از روانکاوی. یعنی از نظر او روانکاوی شناخت درمانی، طرحواره درمانی، روانپزشکی، روانشناسی، عرفان، شعر، فلسفه اسلامی، گروه درمانی…. را دربر می گیرد.
اما در این بخش از سخنرانی صنعتی می توان تاریخچه گروه درمانی در ایران را از قول او کشف کرد که بی اخلاقی و شیادی صنعتی در گروه درمانی از چه زمانی وجود داشته است:

“گروه هایی هم بود با نام “بتا” که گونه ای از گروههای خودیاری بود که ابراهیم خواجه نوری راه اندازی کرده بود. خواجه نوری حقوق خوانده بود و در رادیو از همان سال های دهه ۴۰ با نگاه روان درمانی پویا برنامه ای برای عموم داشت ولی در مراکز آموزش روانپزشکی آن زمان برای آموزش روانکاوی و روان درمانی پویا برنامه ای رسمی وجود نداشت. فقط مقاومت، فقط بدبینی و سوءتفاهم ها زیاد بود و جلوی هر حرکتی را سد می کرد. مقاومت ها طی سی سال گذشته همواره ادامه داشته است همان گونه که فروید می گفت مقاومت جامعه در برابر روانکاوی مانند مقاومت بیمار در وضعیت روانکاوی است.
با همه این مقاومت ها، علاوه بر روانکاوی و روان درمانی انفرادی که در زمان جنگ انجام می دادم در سال ۱۳۶۵ علی رغم تردیدها گونه ای گروه درمانی تک جنسی با رویکرد رابطه با ابژه را که بتواند در این فرهنگ کارآمد باشد نیز راه انداختیم. بر خلاف آن که به من گفته شده بود مردم در این جامعه درمان کلامی (talking cure) نمی پذیرند و فقط دارو می خواهند و یا این که روانکاوی با فرهنگ ما همخوانی ندارد تجربه نشان داد که چنین نیست و مردم در جامعه مسلمان ایرانی برای پذیرش روان درمانی و روانکاوی چنان آمادگی داشتند که در مدتی کوتاه هم تعداد گروه های تک جنسی زیاد شد و نسبت انتظار برای روان درمانی و روانکاوی….. چند سال بعد دکتر عبد الحسین رفعتیان از فرانسه آمد که او نیز گرایش به رویکرد رابطه با ابژه داشت و یکی دو سال در بیمارستان رازی گروه هایی برای پسیکوتیک ها برگزار کرد …. همانطور که قبلا اشاره کردم از سال ۱۳۶۵ آموزش روان درمانی تحلیلی به دستیاران در کلینیک خصوصی من ادامه داشت که شامل آموزش و سوپرویژن بود و غالبا آنها برای روان درمانی خود به دکتر رفعتیان ارجاع می شدند و برای آموزش گروه درمانی در گروه های من شرکت می کردند که به ۱۵ گروه رسیده بودند. هر گروه ۱۲ عضو داشت و این دستیاران گاه به عنوان کوتراپیست برنامه آموزشی خود را داشتند”.
اکنون گروه درمانی صنعتی به روایت یکی از اعضای گروه صنعتی:
«… ایشون گاهی اوقت حضور دارن اونم نیم ساعت اخر گروه، ولی همیشه دو تا رزیدنت در گروه حضور دارن
که بعد از یه مدت دورشون رو می گذرونن و میرن، رزیدنتای بعدی میان، و البته ابزرور هم داریم، که در اتاق دیگری هستم، هستن، در اتاق گروه درمانی دوربین فیلمبرداری هست، و همیشه بعد از گروه همه به اتفاق دکتر صنعتی اگه باشه میرن تو ی اتاق ابزرورها و کلاسشون برگزار میشه …»[۲].
صنعتی با سخنرانی “اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران” به خوبی تاریخچه ای شیادی، فریبکار و دروغگویی خود را نمایش داد و خودش را معرفی کرد.
صنعتی نمی داند که گروه درمانی دارای یک اسلوب و فرایندی است، رهبر گروه دارای نقش و وظایفی است، گروه درمانی برای خود قانون و قاعده ای دارد؛ در گروه انتقال وجود دارد، در گروه باید اخلاق حاکم باشد، ضبط و فیلمبرداری «عموما برای کارآموزی و بازخورد دادن به اعضا استفاده می شود که بدون آگاهی و توافق اعضای گروه نباید هیچگونه ضبطی صورت گیرد. اعضا باید بدانند چرا جلسه ضبط صوتی یا تصویری می شود؟ عاقبت نوار ضبط شده چه چه خواهد بود، و چه استفاده ای از آن به عمل خواهد آمد. اگر قرار است از نوار برای تحقیق استفاده شود، یا مورد استماع یا مشاهده و نقادی استاد ناظر و دانشجویان کارورزی قرار گیرد، اعضا حق دارند که از آن با خبر باشند»[۳] و…
با وجود این، از این فرد شیاد یا «روانکاو وحشی» چگونه می توان انتظار داشت که بداند روانکاوی زیر شاخه روانپزشکی و پزشکی نیست و روانکاوی فقط روانکاوی است. گرچه صنعتی و همفکران او معتقدند گروه درمانی به دلیل فرایند کلامی مانند روانکاوی است، اما آنها نمی دانند که در روانکاوی کلام و درمان جان دیگری دارد و در روانکاوی تداعی آزاد، تکنیک تعبیر و … وجود دارد که روانکاوی را از سایر روش های درمانی مجزا می سازد. همچنین صنعتی عاجز است که بفهمد «از آنجایی که مرحله نهایی روانکاوی دست یافتن به تفاوت مطلق است به آسانی می توان نتیجه گیری کرد که این جریان در یک گروه امکان پذیر نیست. اگر بتوان از درمان گروهی صحبت کرد قطعا نمی توان از روانکاوی گروهی سخن گفت»…»[۱] .
جای تعجب است، برداشت صنعتی از روانکاوی همان درمان کلامی (talking cure) است اما او از مقاومت، بدبینی، سوءتفاهم ها و موانع در برابر روانکاوی حرف می زند و برای اثبات این که می فهمد روانکاوی و مقاومت چیست از فروید نقل قول می کند. صنعتی-رئیس کنگره جعلی روانکاوی، که یک «آنالیست«وحشی»» است بیش از هر کس دیگر به مقاومت ، بدبینی و سوء تفاهم افراد جامعه در برابر روانکاوی کمک می کند. فروید(۱۹۱۰) می گوید«… زیرا همان‌طور که مسلم است آنالیست‌های «وحشی» از این دست، به مقصود و غایت روانکاوی بیشتر لطمه وارد می‌آورند تا به شخص بیماران»[۳] .
شاید بتوان حضور اعضای انجمن فرویدی را در کنگره جعلی روانکاوی چنین خلاصه کرد: حراست از روانکاوی و فروید.

[۱] میترا کدیور، ۱۳۸۱، «مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم»، تهران، اطلاعات، ص ۴۸
[۲] https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86
[۳] جرالد کوری و همکاران، ۱۳۷۹، «فنون مشاوره و گروه درمانی»، ترجمه باقر ثنایی، تهران، موسسه انتشارات بعثت، ص ۴۳
[۴] زیگموند فروید، ۱۹۱۰، «روانکاوی وحشی »، به نقل از سایت انجمن فرویدی

 

 

پنج شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
جناب آقای دکتر زالی، ریاست محترم سازمان نظام پزشکی! آیا دکتر محمد صنعتی را نیز از “پزشکان معززی”۱ می دانید که باید یک جانبه از او دفاع کنید؟
شما ماههاست که ایمیل های انجمن فرویدی را دریافت می کنید، شما از ماجرای دکتر محمد صنعتی و برگزاری کنگره تقلبی او باخبرید! شما می دانید که ایشان بدون ارائه مدرک قابل ردیابی سالهاست عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران است، شما می دانید که او در بیمارستان روزبه مشغول به کار است، شما می دانید او مسئول بخش روان درمانی آن بیمارستان است، شما می دانید او مطب دارد و ویزیت ۳۲۰ هزارتومانی از همان “جیب مردم”ی که نگرانش هستید می گیرد!
شما که در دفاع می نویسید: “قطعا اگر نیاز به هر اقدامی باشد سازمان نظام پزشکی ضمن پیگیری قاطع، با نظرخواهی از جامعه پزشکی کشور و تصمیم گیری در شورای عالی خود از تمامی راهکارها و ظرفیت های قانونی و مدنی استفاده خواهد کرد.”۲ لطفا پاسخ دهید آیا هنوز زمان “پیگیری قاطع سازمان نظام پزشکی” در حمایت از مردم شریف”ی که مسئول حمایت از حقوق آنان هستید نرسیده است؟ آیا زمان آن نرسیده تا بعنوان مسئول “بزرگ‌ترین نهاد صنفی” و “براساس وظایف مصرح قانونی در حمایت از مردم شریف و جامعه معزز پزشکی” اقدامی به عمل آورید تا شاید در جهت تحقق بند آخر ماده ۲، اهداف آن سازمان یعنی “حفظ و حمایت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشکی”۳ قدمی برداشته باشید؟

۱- https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C/
۲- همان.
۳- http://siasat.behdasht.gov.ir/index.aspx?siteid=291&pageid=35004

 

 

جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
این «بشنوید و بخندید» این دفعه فوق العاده است: سخنرانی جناب صنعتی در افتتاحیه. همون سخنرانی ای که در ان دوستان و رفقا روانکاو معرفی می شوند و خود جناب صنعتی هم پیشگام!

فقط من نمی دونم چرا عنوان این سخنرانی «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران» بود. کجای این سخنرانی «اخلاق» داشت؟! کجاش در مورد «اخلاق» حرف زد؟! «تاریخ روانکاوی» اش چی بود: ماقبل ظهور صنعتی در ایران و ما بعد ظهور صنعتی در ایران؟!

 

 

جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
در ادامه کامنت قبلیم، این نکته به ذهنم می آید که بهتر بود جناب صنعتی با این عنوان سخنرانی می کرد: «چطور کلاغ سیاه را جای قناری که سهله، جای طاووس بفروشیم؟!»

 

 

جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
تا به حال همین عنوان «بشنوید و بخندید» برای من موضوع نشده بود.
اینکه در این انجمن وزین، بخشی چون «هزل»* گذاشته شود. باز هم به واسطه حضور صنعتی معما ساخته و حل شد.

* فرهنگ فارسی معین: (هَ) [ ع . ] (اِ.) مسخرگی ، مزاح ، شوخی.
http://www.vajehyab.com/moein/%D9%87%D8%B2%D9%84

 

 

جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
فکر کنم یه سوء تفاهمی برای بعضی از اعضای جامعه ی پزشکی پیش اومده. اونا فکر می کنن اگه از نقایص کارشون حرفی زده بشه مردم خبردار میشن و عزت اونا زیر سوال میره.
نه! موضوع برعکسه. مردم خبردار هستن، حالا داره ازش حرف زده میشه. شرمنده! فکر کنم فقط برخی پزشکای عزیز که درگیر عزتشون هستن بیخبر مونده بودن.
نمی تونم لیست بلند بالای داروهای گرون قیمتی که بعضی از دکترا برای پُزِ به روز بودنشون به مریضشون می دن رو به یاد بیارم و از «هوشیاری تحسین برانگیز» پزشکا حرف بزنم.
راستش نمی تونم چشمان وحشت زده دوستی که از یه افسردگی پس از زایمان به بیمارستان روانی برده بودنش و دکترا حرف از شوک میزدن رو به یاد بیارم و «هوشیاری تحسین برانگیز» پزشکا رو به خورد خودم بدم.
نمی تونم جنایت پزشکایی مثل محمد صنعتی (پزشک عمومی) و شریعت و نوحه سرا (روانپزشک) و باقی همدستاشون که در حق دکتر کدیور کردن رو به یاد بیارم و «هوشیاری تحسین برانگیز» پزشکا رو به خورد خودم بدم و باز هم نمی تونم سکوت سایر پزشکان در همین رابطه رو به یاد بیارم و از «هوشیاری تحسین برانگیز» «پزشکان بیدار و مهربان ایران» حرف بزنم.
آقای دکتر علیرضا زالی، رییس کل محترم، بهتره جای اینکه تهدید کنن و بگن چرا حرف دلتون رو بی هماهنگی با ما می زنید* (!)، یه روز با لباس مبدل یه سر پیش یه دکتری برن تا اگر واقعا نمی دونن، اندکی «هوشیار» بشن.

* توی نامه ایشان آمده: « مطلعید در نامه پیشین که در اول دی ماه گذشته به معاونت محترم سیما نوشته شد یه طور مبسوط و مستدل به نگرانی از ساخت چنین سریالی پرداخته و عواقب واکنش های اجتماعی پیش بینی شد. در همان زمان در جلسه ای که با روسای انجمن های علمی تخصصی کشور برگزار شد، نظرات مستفاد از آن جلسه با حضور رییس محترم شورای سیاستگذاری سلامت سازمان صدا و سیما بررسی واحتمالا منجر به تغییراتی در نام و سناریوی سریال که بن مایه اصلی آن به سخره گرفتن جامعه پزشکی بود شد. اما گویا همه آن نظرات دلسوزانه مد نظر قرار نگرفته است.»

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
واقعاً فکر می کنم باید به حال جامعه مطبوعاتی مان گریست، امروز (۲۳ فروردین) روزنامه شرق که آن هم باز مانند «اعتماد» عزیز «داعیه اصلاحگری» دارد، با «پدرخوانده» مصاحبه کرده آن هم چی؟! راجع به مسائل اجتماعی و سیاسی ایران!!!

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3137783

بله این از مزایای «پدرخوانده» بودن است در «مافیا»! می توانی «آسمان و ریسمان به هم ببافی» بعد بشوی تحلیلگر! مسائل جامعه ات و از دلال بازی و رانت خواری و بازار سیاه و قانون گریزی در اقشار مختلف اجتماع حرف بزنی!!!

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم هاشمی درباره «مافیای روان»
سرکار خانم عسل عباسیان، نویسنده! مصاحبه آقای صنعتی با روزنامه شرق، از شهریور امسال سؤالی توسط انجمن فرویدی از آقای صنعتی مطرح شده که تا کنون به آن پاسخی داده نشده است. ظاهراً او به سؤالات شما پاسخ می دهد و کلا رابطه اش با مطبوعات خوب است. خواهشمندم در تماس بعدی تان از او بپرسید: «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟»
در ضمن، شما که از اصحاب رسانه هستید و قاعدتا باید در جریان اخبار باشید، چگونه است که نمی دانید آقای صنعتی روانکاو نیست و حتی روانپزشک هم نیست؟!!!

 

 

وشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم هاشمی درباره «مافیای روان»
از وقتی این سؤال «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟» توسط انجمن فرویدی مطرح شده تاکنون آقای صنعتی هر کاری کرده به جز پاسخ دادن به این سؤال. اول که تقصیر را گردن «ویکی بیدیا» و مطبوعات انداخت و انجمن فرویدی را دار و دسته خواند. بعد از آن هم که صفحه ویکی پدیا و دانشگاه علوم پزشکی تهرانش را تغییر داد. که البته تأثیری نداشت. در کنگره هم اول سعی کرد در حالی که حضور دارد، بخواهد که اعلام کنند در جلسه نیست. وقتی که این ترفند هم افاقه نکرد، انجمن فرویدی را داعشی خواند. بعد از کنگره هم سکوت کرد؛ شاید به نشانه «سکوت مشهور روانکاو»! و مطرح شد که گفته هر وقت لازم باشد مدرکش را رو می کند!
حالا هم که می دانیم بنده خدا راهی دیار غربت شده تا خودش رأساً دانشکده گمشده را بیابد. در این فیلم هایی که تلویزیون وقتی ما بچه بودیم زیاد پخش می کرد، همیشه یکی بود که حافظه اش را از دست داده بود. دکترها توصیه می کردند شخص را به محلی که خاطرات زیادی دارد ببرند و آن خاطرات را برایش زنده کنند تا حافظه اش برگردد. الان که صنعتی در لندن است و مستقیما در «محل» واقع شده، احتمالا زودتر یادش می افتد که دانشکده محل تحصیلش کجای انگلستان بود.
قاعدتا همین الان در انگلستان در کوچه و خیابان های شهر در حال جستجو برای یافتن دانشکده است و نمی دانم تاکنون موفق شده که چه مساحتی از شهر را بگردد. امیدوارم همسر-آنالیزان سابقش در این راه او را یاری رساند. مثلا می توانند شهر را به دوقسمت تقسیم کنند و قسمت بالای آن را خودش بگردد و قسمت پایین شهر را همسر-آنالیزانش، یا حتی برعکس. فقط برای جلوگیری از هر گونه اتلاف وقت، باید شب ها هم به جستجویشان ادامه دهند. اگر احیانا برق هم رفت می توانند چراغ تهیه کرده و به جستجو ادامه دهند. آدم یاد شیخ و چراغ و آرزوهای محال می افتد.
راستی آقای صنعتی این دفعه هم تقصیر روزنامه شرق است که «به اشتباه» شما را روانپزشک و روانکاو خوانده است؟!!!

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
آقای صنعتی در جایی از مصاحبه اش! با روزنامه شرق درباره وضعیت جامعه ما و سیر تغییرات آن در طول سالیان می گوید: «پیش ترها،… هرکس دستش به جایی بند بود، باور داشت که باید هرچه زودتر با مال مردم بارش را ببندد چون ممکن بود فرصت های طلایی دیگر پیش نیاید!» و در جای دیگر در ادامه:‌ «پیش از آن، ما کمتر به خودمان نگاه نقادانه داشتیم. چون حق به جانب بودیم یا درگیر مشکلات شدید اقتصادی. افراد جامعه درگیر این بودند که نیازهای اولیه زندگی شان را برطرف کنند.» آقای صنعتی! همان زمان ها شما بارتان را بستید و با مدرک مأخوذه از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! روانپزشک و روانکاو در دانشگاه علوم پزشکی تهران شدید! یادتان هست؟
https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«به هرحال شُهرگان عالم هنر و ادبیات، سینما و تلویزیون، خوانندگان و ورزشکاران که موردتوجه مردم هستند، می توانند بیشتر و احتمالاسریع تر بر ذهنیت توده ها اثر بگذارند.»*
« ذهنیت توده ها»!! آقا دست از این کلمه «توده ها» ورنداری ها؟!
البته که به قول شیخ بهایی**: حال متکلم از کلامش پیداست/ از کوزه همان برون تراود که در اوست.
بله فقط کسی که دیگران را به مدت سی سال گول بزند، دیگران را «توده » فرض می کند!!
و فقط و فقط آنکه با کمال میل پذیرفته که «توده» باشد، با او به عنوان: روانپزشک!!! و روانکاو!!!! مصاحبه می کند!

* https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF/
** http://ganjoor.net/bahaee/divan-baha/robaee-baha/sh19

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
روزنامه شرق عکس صنعتی در حالی که رو میون انبوهی از کتاب ها نشسته، گذاشته و دو سوم یک صفحه روزنامه رو در مورد افاضات ایشان در مورد موضوع مهم روز که هر ایرانی به خوبی در حال پیگیری آن است، اختصاص داده!!
نمیدونم چرا فکر کردم یه جورایی انگار میخواد بگه نه نه من مدرک دارم به خدا!! ببینید چقدر کتاب دور و برمه؟؟
آخه ما که همش داریم بهت میگیم بابا مدرکتو رو کن!!
نکنه هنوز مذاکراتت با کمک رانت های قوی ات در محور لندن – تهران به جایی نرسیده؟ هنوز نتونستی مدرک « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را جور کنی؟ اِاِاِ چرا؟؟؟
باز خوبه که این دوستان مطبوعاتی ات در شرق و اعتماد هستند! نترس ایسنا هم ید طولایی در روانکاو کردن مردم داره! نگران نباش…..هنوز «بسیارید»……

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
این بار دوستان روزنامه شرق به عنوان «رسانه مسئول» قبول زحمت فرمودند و صنعتی رو به عنوان «روانکاو» مفتخر ساختند!!!
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3137783

یعنی صنعتی خودش هم ول کند و دست از سر روانکاوی و ایضاً روانپزشکی و از همه مهم تر ملت بردارد، این رسانه های «بادمجون دور قاب چین » دست از سر صنعتی برنمی دارند و باز روانکاو، تحلیلگر، فرهیخته و … اش می کنند!

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
«دولت قبل، فقط حالتی پدرسالارانه داشت و نهایتا کارهایی را می کرد که خودش صلاح می دانست. پدر خودرایی که گاهی هم مهربان است و گاهی هم عطوفتی به خرج می دهد. پدری بود که به جای اینکه سرمایه های ملی را در جهت تولید و توسعه به کار گیرد، مردم را با رفع برخی از نیاز های اولیه نظیر ساخت مسکن مهر و یارانه دلخوش می کرد. اما رابطه همدلانه واقعی وجود نداشت.»
صنعتی چه زیبا خودش را توصیف کرده است.
https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
آقای صنعتی روزنامه شرق از قول شما نوشته: «ما هم می توانیم از یک کشور جهان سومی، خودمان را به جوامع جهان اول برسانیم.»* ظاهراً خواندن مقاله « کشور جهان سومی کشور جهان سومی است»** در شما اثر داشته؛ اینکه هرگز نمی توانید آن را فراموش کنید. درست می گویم؟
* https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF/

** https://freudianassociation.org/%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
آقای صنعتی! در روزنامه شرق گفته اید «این که منِ انسان،…». یادتان است در کنگره چه گفتید؟ همان موقع که شما میکروفن داشتید و ما نداشتیم. همان روز که همچون پدری مهربان، ما را داعشی خطاب کردید. گفتید «منِ روانکاو» وقتی به شما گفتیم که «شما روانکاو نیستید» عصبی شدید و اذعان کردید « منِ احمق».

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
شما چرا بچه شدی؟
بله با شما ام!
اون رفته اون «ینگه ی دنیا» با «منزل» دنبال یه لقمه مدرک بگرده، اون وقت شما بدو بدو میرید باهاش مصاحبه می کنید؟! اونم راجع به «افزایش تحمل گفتمان انتقادی»؟! این بابا اگه تاب تحمل انتقاد داشت که اول کنگره صداش مثل بید لرزان نبود! بله محمد آقای صنعتی رو می گم که هنوز مشخص نشده از کجا مدرک روانپزشکی گرفته، و مفتضحانه تر این که «فروید نخونده روانکاو شده» *
روزنامه شرق!
کجای کاری؟! نکنه باید بگم عنانت دست کیه؟!

* برگرفته از مقاله «اندر احوالات «خارج»»- نوشته خانم معصومه هاشمی در همین وبسایت

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
اولی: وا! شرق؟! همین روزنامه شرق «خودمون»؟!
دومی: خودمون کدومه؟! آره شرق.
– نه! من که باور نمی کنم.
– تو سر کیارستمی و همایونپور هم همینو می گفتی. گفتم کیارستمی واسه کتاب همایونپور مقدمه نوشتی، گفتی باور نمی کنم. گفتم همایونپور رفته کیارستمی رو دعوت کرده کنگره درگوشی، گفتی محاله. یا راجع به دهباشی، مدیر مجله بخارا وقتی فهمیدی اومده صنعتی رو اونجوری معرفی کرده*، گفتی اشتباه شده…
– آخه این همه اشتباه و دخالت به کاری که بهشون ربط نداره و ازش نمی دونن باور نکردنیه! آخه کو مدرکی که بگه صنعتی روانکاوه؟ که روی اون حساب دهباشی بیاد اینو بگه؟ یا در مورد «وجه ادبی زندگی دکتر صنعتی» حرف بزنه! همایونپور که دیگه ترکونده، رفته از BGSP مدرک گرفته…
– BGSP نه آقا جان! از VGSP گرفته.
– آره، آره. از ورمونت مدرک کارشناسی علوم اجتماعی گرفته، بعد اومده گفته روانکاوم از دانشگاه بوستون! بعد کیارسمتی روی کتاب روانکاوی (!) اون مطلب نوشته!
– اینجا «کشور جهان سومی»ه ها!
– ای بابا! آره. مثل اینکه دیگه مد نیست.
– چی؟
– یادمه دبستان که بودیم می گفتن برید راجع به فلان موضوع مطلب جمع کنید. ما هم می رفتیم از بزرگترا شروع می کردیم به پرسیدن و تا به کتابخونه برسیم. ولی مثل اینکه دیگه مد نیست. این خبرنگارا فقط از همون بزرگترای دم دست می پرسن و به کتابخونه و اینترنت نگاه هم نمی کنن.
– مگه ایسنا و مجله تهران جز این کردن؟! منم فکر می کردم اینا قبل مصاحبه میرن مطلب جمع می کنن ولی ظاهرا اصل بر اینه که به اصل یه چیزی سوال وارد نمی کنن این «خبر پخش کن» ها! یا بدتر از اون، از اخبار بیخبرن خبرنگارا! یا بهتره بگم خوب خودشون رو به بی خبری میزنن.
– ولی خب! «شب دراز است و قلندر بیدار». یه جایی هست، که به قرار اون، قرار نیست تا ابد این مملکت جهان سومی بمونه.

* «… علی دهباشی، روزنامه نگار و مدیر مجله بخارا به معرفی دکتر محمد صنعتی برای دانشجویان و استادان پرداخت. دهباشی در معرفی دکتر صنعتی گفت: «برای ما دکتر صنعتی دو وجه دارد. اول، پزشک روانشناس و روانکاو و عضو ممتاز کالج سلطنتی روانپزشکان اسکاتلند و دیگری وجه ادبی زندگی دکتر صنعتی است.»»
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1297532

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم خ. ف. درباره «مافیای روان»
با دیدن مصاحبه صنعتی درباره اتفاقات اخیر و مذکرات لوزان در روزنامه شرق داشتم فکر می کردم که او واقعا خود را در چه جایگاهی می بیند؟ مافیای روان در ایران چه می کند؟ کسی مثل عسل عباسیان تحمل نبودن او را در ایران ندارد و باید هر طور شده از او خبری به دیگران بدهد. مردم ایران را هر طور که دلش بخواهد تحلیل می کند. کم مانده که پیام نوروزی به مردم ایران بدهد و …

بله او پدر خوانده است. پدر خوانده مافیای روان.

اما پیامی دیگری هم که از این خبر دریافت می شود این است«مافیای روان نگران نباشید دارم در لندن زور می زنم که مدرک جور کنم، فقط اثر انگشت یا یک امضا مانده، بله فرزندانم نگران نباشید باز هم می توانید به اسم روانکاوی با جیب مردم همدلی کنید»

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
بیچاره این خبرنگار تحلیل نشنیده روزنامه شرق۱، مثل اینکه تاحالا دوتا مصاحبه تحلیلی درست و حسابی نداشته که در مورد صنعتی میگه: “همواره تحلیل های جالبی از رفتارهای جامعه ایران ارائه داده است”!!!

۱- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3137783

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
واقعا روزنامه شرق و خبرنگار آن که تا این اندازه از اخبار پیرامون خود غافل است، می تواند منبع مورد اعتماد اطلاع رسانی باشد؟۱ آیا روزنامه شرق “واقعا” یک رسانه است و خبرنگارش “واقعا” یک خبرنگار؟!!!۲ وقایع چند ماه گذشته در جامعه “علمی” ما! هر جای دنیا اتفاق افتاده بود اولین سوال خبرنگار از کسی چون صنعتی این بود که “دکتر!!اینجا چه می کنید؟!!!” واقعا که رسانه های ما هم خوب به سازمان نظام پزشکی مان می آید!!!۳

۱- https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF/

۲- https://freudianassociation.org/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-94-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88/

۳- https://freudianassociation.org/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF

 

 

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم لاله شیرازی درباره «مافیای روان»
من به خاطر آشنایی که با نویسنده گفتگو با دکتر محمد صنعتی *درباره اتفاقات اخیر داشتم، طی تماس تلفنی از ایشون پرسیدم شما لقب هایی که برای مصاحبه کنندتون میذارید،مانند(روانپزشک، روانکاو) چه منابعی پشتش هستش، از اعتبارش خبر دارین؟
ایشون جواب دادن آره بابا، دو تا از دوستام پیشش روانکاوی میرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3137783

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا محمودی درباره «مافیای روان»
آقای صنعتی!
مقاله “گفت و گو با دکتر محمد صنعتی درباره اتفاقات اخیر: افزایش تحمل گفتمان انتقادی” [۱] را خواندم و سوالاتی در خصوص این مقاله مطرح شد:
به نظر شما چه رابطه ای بین بلوغ و دروغ است؟
رابطه دروغ و فریب با جامعه مدنی چیست؟
گفته می شود یکی از ویژگی های دولت قبل دروغ گویی، فریبکاری و ارائه آمار و ارقام دروغ و غلط بوده، آیا بین فارغ التحصیلی صنعتی از “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» و دولت قبل که شما آن را پوپولیست معرفی کردید، شباهتی وجود دارد؟
۱- https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
تکرار واژه همدلی در گفت و گوی دکتر (!)محمد صنعتی درباره اتفاقات اخیر: افزایش تحمل گفتمان انتقادی نشان می دهد که الحق وحید شریعت-رئیس جدید بیمارستان ایران- شاگردی در مکتب صنعتی را خوب فراگرفته و اکنون به پاس تقدیر در محور صنعتی – همایون پور به عنوان «پادو» در «مافیای روان» مشغول به خدمت است.
همچنین صنعتی با تکرار واژه توده در این مقاله همچنان به ایرانیان توهین می کند و رسانه ها با افتخار چرندیات او را چاپ می کنند!

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
صنعتی رفته لندن شیر شده باز؟!
خیلی وقت بود که دیگه صداش از توی روزنامه ها درنمی اومد، یا ویکیپدیا عوض می کرد یا رزیدنتاش حرف میزدن.
نکنه روانکاو بعد از این، «خانومش» اینا موفق به اخذ مدرک روانپزشکی از یه ده کوره ای در بلاد انگلند شده که این رفته واسه «شرق» داد سخن می ده؟!
دلم براش میسوزه! این صنعتی و بر و بچه هاش انقدر سوتی داده اند که اگه بره از خود رییس آکسفورد هم مدرک «معتبر» بگیره دیگه کسی باور نمیکنه.
صنعتی جان! میگم انقدر هزینه نکن! پولای باد آورده ات رو نگه دار برای روزای بازنشستگی که مثل باد داره بهت نزدیک میشه

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
جناب صنعتی! پدر من، برادر من! دوست عزیز! نگرد نیست بخدا، نیست، ما گفتیم این دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان “یافت می نشود جسته ایم ما” حالا هی مهدیه خانم رو بفرستید، هی خودتون با چراغ بگردید، نیست والله نیست!! میدونیم آنچه “یافت می نشود آنت آرزوست” ولی فقط یه آرزوئه ها!!!

۱- صنعتی در جستجوی “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان” در لندن https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF

 

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
با پیگیری موارد متعدد کاسبی روان مطرح شده در سایت انجمن فرویدی و حالا نیز طرح موضوع “پدیده ای بنام سید محسن فاطمی در ۳ قاره و چشم پوشی و بی توجهی مراجع ذیصلاح برای رسیدگی به این تخلفات مستند یاد تبلیغات وسیع تلویزیونی کرم تقلبی حلزون افتادم.۱ محصولی که به گفته تابناک “ظاهرا کارشناسان معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی البرز چشمان خود را بر همه چیز بسته و نظارتی روی صدور پروانه و فرایند تولید نداشته‌اند تا به این ترتیب راه برای تقلب و فروشی بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان در سال برای چند نوکیسه هموار شود.”!! و رسانه ملی که باید مورد اعتماد مردم باشد در این تقلب سهم بسزایی داشته است! وقتی نشریاتی مانند اعتماد، ایسنا، مجله تهران، روزنامه شرق و حتی رسانه ملی علیرغم دریافت مکرر و مرتب ایمیلهای انجمن فرویدی اطلاعات غلط به خورد مردم می دهند و دروغگویانی چون صنعتی، سهیل رضایی و سید محسن فاطمی را روانکاو معرفی می کنند چه باید گفت؟!!

۱- http://www.tabnak.ir/fa/news/329967

 

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
دوستان جناب صنعتی خود قدم رنجه کردند و تشریف بردن انگلند برای تهیه و تدارک یک عدد مدرک ناقابل!

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3137783

البته خدا داند شاید هم تصمیم گرفته است با درآمد ناچیزی (همون ۳۲۰ هزار تومن های ناقابل) که از «تحلیل» بدست آورده در انگلند ساکن شوند؛ آخر آب و هوای تهران با وجود انجمن فرویدی برای سلامتی اش خیلی مضر است خب، حق دارد!

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
روزنامه شرق امروز سه شنبه ۲۵ فروردین دو عنوان جالب دارد: ٣ هزار دکتر که از حیاط خلوت دانشگاه مدرک گرفته‌اند۱ و با آمار، گردشگر نسازید۲!!
آیا روزنامه شرق که در حیاط خلوت خود به صنعتی پزشک عمومی با یک مصاحبه مدرک روانکاوی می دهد۳ و با انتشار اطلاعات نادرست روانکاو می سازد نیز پاسخگو خواهد بود؟

۱- http://www.sharghdaily.ir/News/60175/3-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1–%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2–%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%B7-%D8%AE%D9%84%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF

۲- http://www.sharghdaily.ir/News/60180/%D8%A8%D8%A7%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AF

۳- https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF/

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
آقا یه سوال وجودی وجود مرا فرا گرفته.
همچین روزنامه نگارها و خبرنگارها و روزنامه هایی در همه دنیا وجود دارند یا فقط «سرزمین محبوب» ما به آنها مزین است؟
نزدیک ۶ ماه است که انجمن فرویدی برای «روزنامه های وزین کشور» ایمیل و می زند و در خصوص محمد صنعتی افشاگری می کند، از جمله همین روزنامه «شرق». حالا این روزنامه باز آمده و از «روانپزشک» و «روانکاو» بودن صنعتیِ در «لندن» داد سخن می دهد.
بابا جان! بیایید بگویید که لیلی زن بود یا مرد؟

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آزاده درباره «مافیای روان»
روزنامه شرق عزیز
شاید بدانید که در دوران حکومت قاجاریه بذل و بخشش القاب دارای ضوابط خاصی بود . همینطور کتره ای به هر “چاکری” اعتمادالسلطنه و اعتضادالدوله نمی گفتند. آن “ضوابط خاص” هم معمولأ محدود می شد به تقدیم کردن یک پیشکش دندان گیر به جناب شاه! همین.
“صوابط خاص” روزنامه وزین شما برای بذل و بخشش لقب “روانکاو” که قطعأ در مقوله پیشکشی و این حرفها نیست!

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
مصاحبه با صنعتی را که شرق چاپ کرده در سایت انجمن فرویدی دیدم و یاد نمایشنامه ایبسن افتادم به نام «دشمن ملت». در جایی از آن دکتر اشتوکمان، که بر خلاف اکثریت مردم سعی در بیان حقایق دارد، می گوید: «آزادی و آزادیخواهی، حقیقتی که همانا عبارت است از آزادی ضمیر و اندیشه، کاملاً با اخلاقمندی یکی است و از آن جدا نیست و به همین ملاحظه است که من باز تکرار می کنم که روزنامه صدای ملت حق ندارد هر روز صبح جار بزند که حافظ و پاسبان صحت اخلاق اکثریت مردم و قاطبه ناس است و علم و دانش موجب فساد و سرچشمه پلیدی های روحانی است…»
سوالم از روزنامه شرق و بخصوص خبرنگار فخیمه اش عسل عباسیان این است: شما به چه حقی خودتان را در این جایگاه قرار دادید که برای مردم ایران تعیین کنید چه کسی روانکاو است؟ بعنوان یک خبرنگار از اتفاقاتی که در ایران در این حوزه در حال رخ دادن است خبر ندارید و آنوقت عنوان برای صنعتی خرج می کنید؟ شما دیگر با کدام سر محور صنعتی ـ همایونپور بده بستان دارید؟ نکند «پدرخوانده» دست شما را هم در همان روزنامه شرق با همین بده بستانها بند کرده که به دنبالش تا اینگلند معروف رفته اید که بعد از اینهمه بی آبرویی با انتشار یک مصاحبه صد من یک غاز برایش حیثیت بخرید! خیلی از قافله «توده»!!! عقبید خانم عزیز!

 

 

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
فراموش کردم منبع نمایشنامه ایبسن را در کامنت قبلی بیاورم: ترجمه محمد علی جمالزاده، نشر وانیا، ۱۳۸۹.

 

 

چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
تلخی و شیرینی این روزها تو کشور عزیزمون قاطی شده!
راستش دلواپس!! صنعتی بودم که کجاس و چیکار میکنه!!
بعد که طول کشید با خودم گفتم لابد کلنگ «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» رو تازه زدن و محمد صنعتی اولین دانشجو – فارغ التحصیل این دانشگاهه!! می پرسید چرا هم دانشجو هم فارغ التحصیل؟؟ خوب معلومه چرا! ایشون جای پدرتونه!! خیلی هم خدمت کرده و داعشی های پرسش گر!! که اسلحه شون سئوالشونه، باید خجالت بکشن از اینهمه پرسش!! خب بابا یه ذره دندون رو جیگر بذارین دیگه! دانشگاه ساخته بشه، فارغ التحصیلی اش سه سوته تموم میشه و کالج سلطنتی یه امتحان کوچولو ولی خفن!! میگیره و مساله مدرک حل میشه!! نه تو اسید ها؟ تو روزنامه ها و اصحاب رسانه ها و اینا مساله حل میشه و بانوان رمانتیک ما ( از جمله گهر بانو)بی پدر نمی مونن!! تازه دکتر جلیلی هم گفت که قضیه به چه صورته!!
بقیه هم که شکر خدا در خواب آرامی اند…..
خوب خدا را شکر که روزنامه شرق گفت به ما که در لندن به سر می بیره این روزها….همونه که حدس زدم! امیدوارم دانشگاه زودتر ساخته بشه وگرنه این فرویدی ها که خسته نمی شن از پرسیدن!!

 

 

پنج شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
۱. از مدت ها قبل از «به نام زدن»، چند روزنامه و مجله دهن پر کن مثل «اعتماد» را پیدا کنید.[ پیدا کردن این رسانه ها نیز آسان است، دوستان و آشنایانتان در آن روزنامه ها واسطه شما هستند]
۲. بعد از پیدا کردن، به همان طریق که افتد و دانی، به «مراوده» با آنها بپردازید. [«مراوده» را هم که می دانید یعنی «تردد»، «آمد و رفت»؛ یعنی هی بروید و هی بروید …]
۳. این «رفتن ها» کار خودش را می کند و باعث می شود پیوند قوی ای بین شما و آن رسانه پدیدار گردد. از همان نوع پیوندهایی که تیتر مطلب خانم مرجان م. به آن می پردازد یعنی: «ژوئی سانس مشترک خیلی بیشتر از اهداف مشترک آدم ها را به هم پیوند می دهد».
۴. این پیوند آن چنان قوی است که شما را به جزء ثابتی از مصاحبه شوندگان آن روزنامه تبدیل می کند.
۵. نه تنها شما تبدیل به جزء ثابت مصاحبه شوندگان می شوید، که حتی می توانید عناوین پرطمطراق «فرهیخته»، «صاحب نظر»، «اهل فن»، «روشنفکر» و … را نیز دریافت کنید.
۶. این مرحله دیگر، مرحله نهایی است؛ یعنی: به راحتی و با طیب خاطر بعد از دریافت این عناوین می توانید «سند فروید را به نام بزنید».

بعد هم می توانید به «روانکاو!!! و استاد!!! اعظمتان»، یعنی جناب صنعتی ندا بدهید که می تواند با این به «نام خوردن سند فروید» کنگره ی خواری اش را برگزار کند!

 

 

پنج شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
در هیچ جای این مملکت مهندسان اجازه نمی دهند که فردی با مدرک غیرمرتبط و دانش نامربوط بیاید و برایشان از تاریخ آن علم بگوید. «پزشکان دست به قلم» که جای خود دارند.
پس این پزشکان عزیز چطور توقع دارند که بیایند و از «تاریخ روانکاوی» حرف بزنند و کسی هم لام تا کام چیزی نگوید. همین برادر پزشک عمومی، صنعتی را می گویم. که کار را به جایی رسانده که صحبتهایش در انجمن فرویدی عنوان «بشنوید و بخندید» را بگرفته.
این خودمحوری آنها هم بخشی از همان قسم پزشکیشان است؟
راستش تازگی فکر می کنم به کل برای بعضی هایشان قَسمی در کار نبوده و نیست.

 

 

پنج شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
دوست روانشناسی برایم گفت که بعد از کنگره جعلی مدیر روانپزشکش در ارتباط با کنگره صحبت کوتاهی با او کرده است و گفته است: «کار انجمن فرویدی اخلاقی نبود که آمدند و کنگره را به هم زدند و آبروی یک استاد سالخورده را بردند.» این روانپزشک در ادامه می گوید که «درست است که دکتر صنعتی در بین خود روانپزشکان هم آنقدر خوشنام نیست ولی این درست نبود که اینطور شود!»

بله در «اخلاق ریاکارانه» جامعه علمی، کار «اخلاقی» این است که فردی «خوشنام» نباشد و هرکار که دلش بخواهد با بودجه بیت المال بکند و کسی هم خم به ابرو هم نیاورد.

روانپزشکان عزیز! اگر شما جلوی جاه طلبی ها و فرصت طلبی های جناب صنعتی را می گرفتید، نیازی نبود که انجمن فرویدی این کار را بکند. در واقع اگر شما جناب صنعتی را جای خود می نشاندید توهم «پیشگام روانکاوی بودن در ایران» نمی زد و «نخستین کنگره» برگزار نمی کرد!

«اخلاق»ی که شما از آن دم می زنید، اخلاق حفظ ظاهر کردن است؛ اخلاق به روی هم نیاوردن شیادی های یکدیگر: «نزاکت در بسیاری از موارد یعنی اینکه من دروغگویی و شیادی تو را به رویت نمی آورم چون از تو می خواهم که تو هم همین کار را در مورد من بکنی.»*

«اخلاق»ی که شما از آن دم می زنید، اخلاق حفظ منافعتان است. «اخلاق»ی که در ان شما به صنعتی باج می دهید و «خوشنام نبودنش» را به رویش نمی آورید چون سرگرم منافع خودتان هستید و البته چون خیلی از این منافعتان در پیوند با منافع جناب صنعتی است. ما دیگر خوب فهمیده ایم که «ژوئی سانس مشترک خیلی بیشتر از اهداف مشترک آدم ها را به هم پیوند می دهد.»**

* از مطلب ««نزاکت» و حرمت، دو مقوله متضاد» سایت انجمن فرویدی
https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA%D8%8C-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D9%82%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF/
** پی نوشت دکتر کدیور به تاریخ ۸۷/۷/۹ بر صورتجلسه سی و هشتمین جلسه هیات مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی به تاریخ ۸۷/۲/۱۴

 

پنج شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش؟
خشک ابری که بود زآب تهی/ ناید از وی صفت آب دهی

جناب آقای دکتر محمد صنعتی، مدتی است که سخنرانی ها و افاضات شما و هم مسلکهای شما را ما دانش آموختگان رشته روانشناسی (و بخصوص ما روانشناس های بالینی که مورد عنایت ویژه طیف تفکر شماییم) گوش می کنیم. ولی از لابه لای آن، چیزی که بتوانیم مباحث علم روانکاوی را به آن اتلاق کنیم پیدا نکردیم. حالا شما و پیروانتان هم کمی به حرف ما گوش کنید، شاید موضوعات بهتری برای سخنرانی هاتون پیدا کنید.
جناب دکتر صنعتی، وقتی شما بعنوان (مثلاً) یک دانش آموخته ی حوزه ی روان انسان، که به هر دری می زنید تا خود را پدر علم روانکاوی ایران جا بزنید، چنین بی حساب و کتاب موضوع اخلاق در روانکاوی را به ترکیب ملغمه ی هفتاد جوش علم النفس (یکی از دروس اختیاری ما در دوره کارشناسی) و لیست اسامی چند روانپزشک و روانشناس را به علم روانکاوی نسبت می دهید. از مریدان و شاگردانتان کم سوادتر از خودتان چه انتظاری دارید؟ آنها شاگردان مکتب سرگشتگی شما و کاسبی روان هستند. چه خوب شد گاهی مابین اسمهایی که در نطقهایتان لیست می کنید نام فروید، لکان و سرکار خانم دکتر کدیور را هم گنجاندید!! وگر نه، صحبت های شما کمترین ربطی به روانکاوی نداشت.
راستی، خبر دارید مراجعین و بیماران قبلی شما وقتی بعد از کلی هزینه های مختلف مالی، زمانی و روحی به ما روانشناسها رجوع می کنند چه حرفهایی درباره ی عملکرد شما به عنوان روانکاو خود خوانده و گروه تان می زنند؟ می دانستید که در بین اعضای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره پیروان شما به عنوان کسانی معرفی می شوند که بدلیل کم سوادی در حیطه ی رواندرمانی ها خود را “همه کاره و هیچ کاره” نشان داده اند؟ خبر دارید علت عدم عضویت چند (مثلاً روانشناس) گروه تان در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بخاطر پرونده های حاوی سوء سابقه شان و هراس متخلفانه ی آنها از پاسخگویی به سازمان نظام است؟ آخر، بقول یکی از مسئولین سازمان نظام، “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره درست مثل مأمور راهنمایی و رانندگی به نحوی عمل میکند که فقط رانندگان متخلف دارای گواهینامه را جریمه می نماید و راننده ی متخلف بدون گواهینامه را بی هیچ مجازاتی به حال خود رها میکند” !! پس، چه بهانه ای بهتر از عدم عضویت در سازمان نظارت کننده بر عملکرد قانونی برای فرار از چنگال قانون؟
آقای دکتر صنعتی، شما عضو سازمان نظام پزشکی هستید و خوب می دانید که هر نوع اقدام به درمان تعرفۀ قانونی خودش را دارد؛ و با مبالغی که شما از بیمارانتان دریافت می کنید بسیار متفاوت است. حتی در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هم تعرفۀ قانونی انواع رواندرمانی ها با هزینه هایی که شما بر بیمارانتان تحمیل میکنید همخوان نیست. عجب راه خوبی برای کسب درآمد بی حساب و کتاب پیدا کردید!! شاید بگویید: “دزد راضی، بز راضی به تو چه که بشی ناراضی”. این هم برای خودش استدلال خوبیه، چرا که نه؟ راه های فرار از قانون و به چشم عابر بانک دیدن بیماران بسیارند. سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت هم که منشور اخلاقی درستی برای اعضایشان تعریف نکرده اند. پیشنهاد می کنیم حتماً سریال در حاشیه ی آقای مدیری را ببینید؛ بد نیست آن را با شیوه ی عملکرد هم مسلکهای خودتان مقایسه کنید. این هم یک نوع آنالیز هست که قبلاً تبحرتان را در آن نشان داده اید.
شما از حمایت چند روانپزشک همفکر خود بهره مندید که برای جلوگیری از “شکست احتمالی در برابر دشمن فرضی” (سازمان نظام پزشکی در مقابل سازمان نظام روانشناسی) پشت یکدیگر را خالی نخواهند کرد. پس هوای دانش آموختگان کم سواد مشاوره و روانشناسی مثل گهر همایونپور، عصمت ترک قشقایی و رسول قورخانه چی و … را هم بیشتر داشته باشید تا کَسب حرامشان خدای نکرده حلال نشود. آخر، آنها وارد جبهۀ دشمن فرضی نشدند و در جبهۀ دوستان شما لانه گزیدند. اگر شما هم پشت آنها را خالی کنید دستشان از همه جا کوتاه خواهد شد.
در پایان منتظر پاسخ شما به این سؤال هستیم:
دانشکدۀ روانپزشکان دانشگاه انگلستان در لندن آیا از بین دانش آموختگان روانشناسی مثل گهر همایونپور و رسول قورخانه چی هم روانپزشک فوق تخصص روانکاوی تحویل می دهد؟

برای مطالعه منشور اخلاقی وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی و تعرفه های درمانی نظام پزشکی به آدرس های زیر مراجعه بفرمایید.
http://irimc.org/DynamicContent.aspx?ci=6c4f49db-aaaa-4e0c-8692-d3fea9e9fdf5
http://www.behdasht.gov.ir/?siteid=1&siteid=1&siteid=1&pageid=1222

 

 

پنج شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ز.گ. درباره «مافیای روان»
مدیر مسئول و سردبیر محترم روزنامه شرق
آیا می دانید آقای دکتر(!) صنعتی اکنون در لندن چه می کند؟ آیا برای شما عجیب نیست یک استاد دانشگاه(!) به جای اینکه در ترم تحصیلی در محل خدمت به تدریس مشغول باشد و در خدمت شاگردان، در لندن چه می کند؟ چقدر هم با افتخار گفته اید:” او که این روزها را در لندن سپری می کند”.نکند شما هم فکر کرده اید چون صنعتی در لندن است، خیلی با سواد و سطح بالا است و خودتان را در برابر او باخته اید و خواسته اید مصاحبه ای ازاین آدم با کلاس تان در روزنامه خود چاپ کنید؟ یا شاید تصور کرده اید صنعتی در حال تحقیق و پژوهش در لندن است؟ اما حقیقت امر این است صنعتی بیچاره به همراه همسرش- همان آنالیزان دیروز و آنالیست امروز صنعتی- در پی یک مدرک روانپزشکی هستند تا شاید بتوانند به یک پرسش مهم پاسخ و معنا دهند. همان پرسشی که نشان داد «پادشاه لخت است»: «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!». آیاواقعا شما این پرسش را تاکنون نشنیده بودید؟!! جای بسی تاسف است، یعنی این اندازه بی خبری و ناآگاهی در رسانه های «کشور گل و بلبل» وجود دارد؟!!

 

 

جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
این صنعتی کلا بامزه (!) [۱] است ! میره غرب، با «شرق» [۲] مصاحبه می کنه. نمیذاره کسی حرف بزنه تا خودش بیاد و بگه « همه می دونن که من از چیزی که بیشتر از همه بیزام خشونته». از اخلاق روانکاوی میگه، در حالیکه خودش با آنالیزانش ازدواج کرده. از تاریخ روانکاوی می گه، از نحوه مرگ فلانی در لندن و صادق هدایت و نوچه پروانه محمدخانی و همه چی می گه، جز دست آلوده به جنایت خودش و گهر در سال ۱۳۹۱ با همراهی نوحه سرا (روانکاو بعد از این تیم پزشکی [۳]) و شریعت (با سمت جدید منهدم کننده مدارک پزشکی دکتر کدیور)، عباسعلی کشاورز (از نوع بی اخلاق)، افشین اعتضادی (نخبه ای در پزشکی قانونی. قابل توجه دکتر محمود عباسی، رییس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مشاور حقوقی رییس کل سازمان نظام پزشکی و رییس مرکز پیشگیری از قصور و جرایم پزشکی این سازمان و رییس انجمن علمی حقوق پزشکی ایران که می گن: «متخصصین پزشکی قانونی حقوقدان نیستند بلکه پزشکان کارشناسی هستند در خدمت دستگاه قضایی که قاضی پرونده را در اثبات حق یاری می رسانند…»)، عصمت ترک قشقایی (در جستجوی هویت اش و her part اش) و حسن قهاری آهنگر کلایی (شاهد غیبی، آقای همسایه و همکار جدید عباسعلی کشاورز). بابا صنعتی جان! حالا دیگه تموم AMP تو و گهر «بازیافتی» [۴] و تیم خبره (!) ات رو میشناسن، اینو چرا توی تاریخ روانکاوی ایران نمیاری؟!
خلاصه می گفتم، به صنعتی میگن مدرک نداری، ویکیپدیاش رو عوض می کنه. باز می گن مدرک نداری، خانوم رو میفرسته دنبال مدرک تو همون سرزمین انگلند. حالا هم خودش رفته اونجا تا تکلیف این قضیه رو یه سره کنه (البته اگه این قضیه یه سره شدنی باشه!)
برادر من اگه توی اون کارتونه اون بچه گفت پادشاه لخته، دلیل نمی شه تا ابد همه فریادهای «پادشاه لخت است» [۵]، منظور لباسِ تن باشه. شما الان برو یه دست لباس از «انگلند دست راست درب سوم» فراهم کن. روش رو هم مدرک تحصیلی از سراسر دانشگاه معتبر «خارج» بچسبون (بپا از VGSP و BGSP نگیری. از گهر بپرس توجیهت می کنه) یا نه، اصلا برو از شخص ملکه یه دست لباس شوالیه ای چیزی بگیر واسه خودت، خب؟ بعد ببین فریاد «برهنگی پادشاه» از طرف انجمن فرویدی خاموش می شه؟
نمی دونم برادر! داری ادا درمیاری یا کلا اینجوری هستی؟!

۱- کلا بامزه (!) در اینجا همان کلا مضحک است.
۲- اشاره به مطلب « صنعتی در جستجوی «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» در لندن» از همین وبسایت
۳- اشاره به مطلب «میترا نسخه بتا»
۴- اشاره به دیدگاه خانم/آقای لولیتا خوانی در تهران در مورد کاسبان روان در تاریخ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳
۵- اشاره به مقاله « فریاد زدیم «پادشاه که لخت است!» و…» از همین وبسایت

 

 

جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
داشتم دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان» به تاریخ چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ را می خواندم که به نقل از صنعتی گفته بودند: «یکی از قدم هایی که باید در این زمینه برداشته شود که قطعا جزو یکی از وظایف وزارت بهداشت و درمان به شمار می رود, این است که باید قوانینی تصویب شود تا سازمان ها و مراکز دیگری که نباید در کار درمان دخالت بکنند, در این زمینه وارد نشوند.
مردم و چه بسا پزشکان, گاهی اوقات تفاوت میان روان پزشک, روان شناس, روان شناس بالینی, روانکاو و مشاور را نمی دانند.
این آگاهی باید در میان عموم وجود داشته باشد که اختلالات روانی و مداخله در آنها باید توسط روان پزشک یا روان شناس بالینی آموزش دیده انجام شود نه هر روان شناسی.»
تصویر این حرف صنعتی را در نظر آوردم: او به کناری ایستاده و «مدیریت» می کند این «قدم» برداشتن های «وزارت بهداشت و درمان» را و در نتیجه هرگز نوبت به خود او نخواهد رسد.
دیدم چقدر این صحنه آشناست… یادم آمد شنیده ام وقتی آشیل در آن جوی شست و شو داده شد پایش –که از پا او را گرفته بودند- در آب نرفت و او از ضعف همان عضو از پای درآمد و اسفندیار که در آن آب چشمانش را بست با تیری در چشم از پای درآمد…
حالا نوبت چه جماعتی است که صنعتی چشم آنهاست و پاشنه آشیل شان؟

 

 

جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
ای روانپزشکان «مکتب روزبه»!!! در «پنجمین نشست دانش آموختگان “مکتب روزبه” در بیمارستان روزبه» به تاریخ ۹۳/۱۲/۲۱ تصمیم گرفته شد جناب صنعتی خودش قدم رنجه کند و به انگلند برای تهیه مدرک تشریف ببرد؟!!!

 

http://tums.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=16556

 

 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
گفته بودم که بعد از کنگره ی خواری، دوستی به من ایمیل زد و گفت که یکی از همکلاسی های مشترک که توی کنگره بوده گفته «رفتار انجمن روانکاوی خیلی بی ادبانه و بد بوده…»…
الان مطلب «با آگاهی کامل از «فنون مشاوره و گروه درمانی» مجوز فلوشیپ روان درمانی گرفتیم» رو میخوندم که خانم پ. ز. از قول رییس اون کنگره نقل کرده بودند: «گروه هایی هم بود با نام “بتا” که گونه ای از گروههای خودیاری بود که ابراهیم خواجه نوری راه اندازی کرده بود. خواجه نوری حقوق خوانده بود و در رادیو از همان سال های دهه ۴۰ با نگاه روان درمانی پویا برنامه ای برای عموم داشت ولی در مراکز آموزش روانپزشکی آن زمان برای آموزش روانکاوی و روان درمانی پویا برنامه ای رسمی وجود نداشت. فقط مقاومت، فقط بدبینی و سوءتفاهم ها زیاد بود و جلوی هر حرکتی را سد می کرد. مقاومت ها طی سی سال گذشته همواره ادامه داشته است همان گونه که فروید می گفت مقاومت جامعه در برابر روانکاوی مانند مقاومت بیمار در وضعیت روانکاوی است.»
عبارات رو ببینید:
«گروه هایی به نام «بتا»
گونه ای از گروههای خودیاری
ابراهیم خواجه نوری حقوق خوانده بود
برنامه ای در رادیو
از همان سال های دهه ۴۰
با نگاه روان درمانی پویا
برنامه ای برای عموم
در مراکز آموزش روانپزشکی آن زمان برای آموزش روانکاوی و روان درمانی پویا برنامه ای رسمی وجود نداشت
مقاومت ها طی سی سال گذشته همواره ادامه داشته است
همان گونه که فروید می گفت مقاومت جامعه در برابر روانکاوی مانند مقاومت بیمار در وضعیت روانکاوی است.»
چطور صنعتی توقع داره از یه گروه خودیاری که یک حقوق خوانده توی رادیو برگزار می کرده آن هم با نگاه روان درمانی پویا، روانکاوی بیاد بیرون و مردم هم پذیرای اون باشن؟
این مقاومت با مقاومت در برابر روانکاوی فرق داره! و این روانکاوی نیست که به خورد مردم داده می شده.
و میگه: «در مراکز آموزش روانپزشکی آن زمان برای آموزش روانکاوی و روان درمانی پویا برنامه ای رسمی وجود نداشت». چی شد که خیال کردید باید روانکاوی رو « در مراکز آموزش روانپزشکی» آموزش بدن؟ البته اون موقع مکتب جعلی روزبه نبوده وگرنه اون موقع هم دست به کار می شده.
بعد چی شد «آموزش روانکاوی و روان درمانی پویا» رو کنار هم آوردید؟ البته وقتی آدم ۳۰ سال به همه دروغ بگه دیگه از ذهنش «همان برون تراود که در اوست» ولی بدون که همه «توده»ی دم جنبان جناب نیستن و می دونن و یا حداقل بعد از کنگره ی جعلی شماها فهمیده اند که «روان درمانی پویا» هم از گور «آرزوهای غول آسا، عرضه های کوتوله»* دراومده.
صنعتی میگه «سوءتفاهم ها زیاد بود». وقتی تو از چیزی ندونی و بخوایی ادعاش رو کنی که «تفاهمی» نیست که حالا ناراحتی که «سوءتفاهم ها زیاد بود» و تو دیگه چه کار نکرده ای داری که «سوءتفاهم ها… جلوی هر حرکتی را سد می کرد»؟!
و اون آموزش انقدر بیصاحب شده که تو باید بری انجامش بدی؟
ننگ بر تو صنعتی! نمی دونم بیش از این هم می تونه کسی خودش رو بی آبرو کنه!؟
صنعتی در ادامه ی افاضاتش توی کنگره ناگهان از دهه ۴۰، می پره به «مقاومت ها طی سی سال گذشته همواره ادامه داشته است» من حسابم خیلی خوب نیست ولی از پس جمع کردن این اعداد بر میام:
دهه چهل یعنی از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۹، پس باید حداکثر ۱۳۳۹ رو با ۳۰ جمع کنم که میشه ۱۳۶۹ (ای بابا بازم همون سالهای پر تغییر صنعتی!) و این کنگره در سال ۱۳۹۳ برگزار شد، یعنی ۲۴ سال بعد. این یعنی چی؟ کدوم سی سال اخیر منظورشه؟ از وقتی خودش شروع کرد به چاپیدن مردم؟ الان صنعتی توی کدوم دهه داره سیر آفاق و انفس میکنه؟
همه حرفاش رو زده بعد میگه: « همان گونه که فروید می گفت مقاومت جامعه در برابر روانکاوی مانند مقاومت بیمار در وضعیت روانکاوی است. »
مثل اینکه دزد بیاد خونه ات و «مقاومت» کنی و نذاری چیزات رو ببره و دزده ژس چیزفهم بودن بگیره و بهت بگه: «همان گونه که فروید می گفت مقاومت جامعه در برابر روانکاوی مانند مقاومت بیمار در وضعیت روانکاوی است.»
آخه آدم احـ…ق! مردم داشتن از حماقت شماها خودشونو دور نگه می داشتن البته اگر واقعا و اصلا جناب توی ایران بوده باشی. یاد کنگره خواریت می افتم که ساگارت گفت عضو IPA است هیچ کدوم اون اعضای IPA صداشون درنیومد که «این که عضو نیست!». البته بعد از ۶ ماه! اسم خانم رفت توی سایت. نمی دونم ساگارت آپدیت شد یا سایت IPA! و البته وقتی روشنایی مقدم رو هم به عنوان advance candidate معرفی کردن، باز هم هیچ کدوم اون اعضای IPA صداشون درنیومد که ما اصلا advance candidate نداریم. شایدم سرشون گرم شیریا خط انداختن بود که «فروید فرویدی نیست» یا هست! یا چرت میزدن، چون صحنات چرت زدن ازشون زیاد دیدیم تو اون کنگره! (شایدم چرت زدن چیزی بود که اون ۳۰۰ نفر داشتن تمرین می کردن یاد بگیرن!)
این همه دروغ سر هم کردن و تحویل مردم دادن «بدرفتاری» نیست اون وقت سوال از اینکه آقا! مدرکت رو از کجا گرفتی و منبع حرفت رو بگو بدرفتاریه؟!
اون وقت نمی دونم چرا من هنوز دارم به اون دوست و به هزاران آدم دیگه توی کله ی خودم جواب پس میدم؟!

* عنوان مقاله ای از خانم آزاده در همین وبسایت

 

 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
انگار همین دیروز بود.
«به نام خدا. می بخشید من صدایم یک کمی ناراحتی دارد و ممکن است نتوانم ادامه دهم…» و کمی آب خواست.
این، پزشک عمومی، محمد صنعتی بود که به روی سکو آمد و اینطور شروع کرد به سخن گفتن از «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران».
به هر حال آن پزشک عمومی، آن مرد «خدومی» که بدون داشتن مدرک و صلاحیت، سالها به عنوان رییس بخش رواندرمانی روزبه «خدمت» کرده، ریاست بیمارستان روزبه را به دوش کشیده، بی تحصیل روانپزشکی رنج روانپزشک بودن و نسخه دادن و تناول پول مردم را بر خود هموار کرده، نوچه اش بیمارستان روزبه را به جای بیمارستان رازی به سمت اولین بیمارستان روانی ایران ارتقا داده*، چرا نگوید که روانکاو است؟! در سرزمین ما اینجوری بوده، «بعضی» مردم از در دانشکده روانپزشکی یا روانشناسی داخل می شدند و روانکاو خارج می شدند. ولی عده ای که خیلی باکرامت بودند، از در دانشکده روانپزشکی داخل نشده روانکاو بیرون می آمدند و روانکاو بیرون می دادند و تشکیل خانواده روانکاوها را می دادند و از تاریخ روانکاوی و اخلاق می گفتند و … فقط نمی دانستم چرا صدایشان می لرزد، بله هنوز می لرزد… **
دکتر کدیور ولی به ما گفتند (نقل به مضمون) که «صنعتی می ترسید با خود من مواجه شود»، و صنعتی همانجا در همان کنگره ی خواری با زبان بی زبانی به حضار گفت که اگر ناگهان خاموش شدم نه از دیدار دکتر کدیور خواهد بود بلکه صدایم ناراحتی دارد. و وقتی دکتر کدیور را ندید، خیال کرد که او را دیگر هم نخواهد دید پس ناگهان صدایش خوب شد و سخنرانی ۳۵ دقیقه ای اش به ۵۶ دقیقه افزایش یافت و تمام نوچه هایش و حتی همسرش را روانکاو معرفی کرد. نوچه هایی که بعضی هایشان به برکت معرفی در کنگره ی خواری الان نوچه خانم پروانه محمدخانی شده اند.
صنعتی، آن ساعت، دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو عضو AMP از دریای سیاه تا دریای چین را ندید و شاد و خرم، بدون هیچ آینده نگری ای از صادق هدایت شروع کرد و به خودش ختم کرد تمام تاریخ روانکاوی را و باز هم نادیده گرفت که تاریخ روانکاوی در ایران توسط دکتر کدیور، رییس انجمن فرویدی در ایران رقم خورده است و نادیده گرفت اینکه او، محمد صنعتی، راوی این تاریخ نیست ولی نامش در این تاریخ چون لکه ننگی هست. اینکه اگر این روانکاو «برجسته عضو AMP» سکوت کرده است، نشان از خاموشی او نیست.
برایم سوال است، یعنی صنعتی فکر نکرد پس این اعضای انجمن فرویدی برای چه در آن کنگره ثبت نام کرده اند؟ فکر کرد این «سربازان» برای شنیدن سخنان بیمقدار او و نوچه هایش آنجا آمده اند؟! نمی دانم طمع و عُجب است که این اندازه آدم را فارغ از خرد می کند؟!
انگار همین دیروز بود. همان وقتی که طمع او در کنار کف و سوتهایی که عاشقان، نه عاشقان صنعتی، که عاشقان ندانستن ولی روانکاو خوانده شدن چشمان او را بسته تر و گوشهای او را سنگین تر از قبل کرده بود، صدایی برخاست که نه تنها رییس آن جلسه –نهاله مشتاق- مجبور به نادیده گرفتن صنعتی شد که خود صنعتی هم آرزو می کرد کاش اصلا نبود: «به نام خدا. فدایی هستم. عضو انجمن فرویدی…»، «به نام خدا. I’m Dr. Parva, from Freudian Association…»، «من نوعی هستم. عضو انجمن فرویدی…» آن روز و روزهای بعد به هیچ یک از آن «سربازان انجمن فرویدی» فرصت پایان دادن به جملاتشان داده نشد ولی تمام آن حضار تا آخر آن جملات را خواندند.
حالا انگار هر روز است که نه تنها صدای صنعتی، که ته مانده ی ارکان «محور صنعتی- همایونپور»، آن محور بیمایه می لرزد.
اکنون دیگر یاد می گیرند که هر کسی که خدوم بود و از در دانشکده های مربوط به روان، حتی دانشگاه روانکاوی داخل شد، روانکاو بیرون نمی آید.
و چیز دیگری هم که نه فقط آن ۳۰۰ نفر، که خیلی های دیگر فهمیده اند این است که برای سخن گفتن از روانکاوی در ایران، از ملک طلق دکتر کدیور، رییس انجمن فرویدی، باید از ایشان اجازه بگیرند.

* مقاله خانم م. ع. کاسبان روان و «صنعت» «بنام زدن» و «تاریخ سازی» در همین وبسایت
** ایده «صدای لرزان» از دیدگاه خانم افروز ر. به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ گرفته شده.

 

 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
بخشی از سخنرانی آقای صنعتی در افتتاحیه کنگره ی خواری در مطلب «با آگاهی کامل از «فنون مشاوره و گروه درمانی» مجوز فلوشیپ روان درمانی گرفتیم» آمده است. * آقای صنعتی از مقاومت و شرایط بد و سخت و تردید و این جور چیزها حرف می زند که نشان دهد در این «تاریخچه اخلاقی»اش چقدر سختی و مرارت کشیده است. اما در همان حال دم خروسش بیرون می زند که سال ۶۵ که گروه درمانی اش را راه اندازی کرده، تعداد گروه هایش به ۱۵ عدد رسیده است؛ ۱۵ گروه ۱۲ نفره. یعنی واقعاً عجب مقاومتی!
البته آدم بیشتر دلش می خواهد بگوید عجب دکان پررونقی. فقط چیزی که متوجه نمی شوم اینکه چرا آقای صنعتی قبل از راه اندازی، تصور می کرده «جامعه مسلمان ایرانی» برای «پذیرش روان درمانی و روانکاوی» آمادگی ندارد. لابد به همین علت، وی گروه های تک جنسیتی راه انداخته. مگر روانکاوی ای که در «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!)» یاد می دهند چه جور روانکاوی ای است و در آن چه می کنند که با اسلام جور درنمی آید؟ البته وقتی شما از روانکاوی حرف بزنی و بعد به گروه درمانی برسی، معلوم است چه جور روانکاوی است. مسلماً آقای صنعتی نه می داند روانکاوی چیست و نه می داند مقاومت چیست و نه می داند اسلام چیست و نه حتی مسلمان.

https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85/

 

 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
سوالی در سایت مطرح شده مبنی بر این که “صنعتی آن ۳۰۰ نفر مخاطبانش را چی فرض کرده بود؟”
راستش به نظر من صنعتی آنها را چیز خاصی “فرض” نکرده بود بلکه دقیقأ می دانست آنها کی هستند. مگر نه اینست که ۷۰-۸۰ نفرشان را همایون پور و قور خانه چی ریخته بودند پشت وانت و از مشهد به تهران آورده بودند؟
آنها همگی دور هم جمع شده بودند تا روانکاوی ایران را بنام صنعتی و مافیایش بزنند و کار سامان توکلی و نادر برزین را تکمیل کنند. (یک عده خارجی از همه جا بی خبر را هم آورده بودند تا وزارت بهداشت حسابی کف کند)
صنعتی فقط به زبان آنها حرف می زد. از قدیم گفته اند که زبان … را خلج می فهمد!

 

 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه آقای ف. پ. درباره «مافیای روان»
گفت و گو با دکتر محمد صنعتی در مورد اتفاقات اخیر
نویسنده: ع. عباسیان
توجه: این نسخه ویرایش و حک و اصلاح نشده است و بدون هیچگونه تزئینی به همان شکل اولیه چاپ می شود. برای نسخه ویرایش شده مراجعه کنید به شماره ۲۲۷۳ روزنامه شرق مورخه ۲۴/۱/۹۳
محمد صنعتی یکی از اساتید بی بدیل – به قول خودش – رشته جدید «ذهنیت توده ها» ست. حتما یادتان می آید که تا همین چندی پیش ایشان خود را روانکاو معرفی کرده بود و تمام توده ها نیز بی هیچ پرسشی آن را پذیرفته بودند. این است که با ایشان در مورد اثر «سین هشتم» روی ذهنیت توده ها به بحث نشستیم.
-نظرتان در مورد «سین هشتم» چیست؟
-والله سین هشتم نسبت به هفت سین اثر کمتری روی ذهنیت توده ها دارد. مثلا شما می خواهید خانم بهاره ر. به اندازه سیب و سرکه روی مردم تاثیر بگذارند؟! ولی از آنجایی که توده ها دروغ را دوست دارند، برای تاثیر بیشتر در ابتدای امر بهتر بود هنرمندان و ورزشکاران راجع به ویژگیهایشان کمی اغراق می کردند، مثلا اینکه یک بازیگر می گفت من غیر از هنر خودم در هنرهای دیگر از قبیل خوانندگی و نوازندگی و رقاصی و عکاسی و رمالی و مترجمی هم یگانه روزگارم، اثر بیشتری بر توده مردم می گذاشت. اگر کسی هم مدرک خواست، حتما دو سه مدرک دانشگاهی هم رو می کردند، کاری نداشت که! توده اهل پرس و جو کردن نیست، ابزار سنجش ندارد، من خودم این رو به عینه دیده بودم. این طور به نظر می رسد که برخی از انجام چنین ادعاهایی ابا دارند، و این در نهایت دودش به چشم خود توده می رود.
– اینکه مردم پس از طی کردن دوره ای از خشونت طلبی، راه همدلی پیش گرفته اند، ناشی از چه تغییری در بستر اجتماع است؟
-بعله! چه چیزی بهتر از همدلی؟ مثلا یک بازیگر می خواهد بگوید من به هفت هنر دنیا آراسته ام. خب چه اشکالی دارد مردم با این نیاز او به شناخته شدن و شهره شهر شدن همدلی کنند؟ از کسی چیزی کم می شود؟ خب بابا یارو حتما لازم داره دیگه. البته یک وقت یک درصد هم فکر نکنین من الان دارم در مورد خودم حرف می زنم. برای من «ذهنیت توده ها» از صد تا مدرک و دفتر و دستک بالاتر است، کاری هم به این چیزها ندارم.
-چشم انداز روانی توده ها را چطور می بینید؟
-روندی که من در این سال ها دیده ام این است که مردم در ایران کم کم دارند یک مقداری به خودشان می آیند. تحمل گفتمان انتقادی را بیش از گذشته دارند. یک موقعی بود که ما کنگره برگزار می کردیم، و هر کس سوالی می پرسید که به مذاقمان خوش نمی آمد، به او اجازه سوال کردن نمی دادیم، میکروفونش را خاموش می کردیم، و او را تهدید می کردیم. ولی تازگیها که کنگره برگزار می کنیم، مستقیما از همان اول از حراست برای بیرون کردن این جور حرفها و سوالات زیادی استفاده می کنیم. گاهی هم از دوستانمان در سازمان نظام پزشکی استفاده می کنیم تا مفهوم «گفتمان» را برای فرد بصورت عمقی جا بیندازیم.
-به نظر شما این تحمل گفتمان انتقادی است؟!
-بعله! وقتی توده ای که در کنگره شرکت کرده چنین چیزی می خواهد، چرا این کار را نکنیم. ما همواره به رأی توده اهمیت می دهیم و از حقوق او دفاع می کنیم. چیزی که مهم است این است که از شعارزدگی اجتناب کنیم. توده نیاز به یک اقدام عملی دارد. وقتی ما با پول توده کنگره برگزار می کنیم، در قبال او مسوولیت انسانی داریم. الکی نیست که!
-نقش رسانه ها را در این مورد چگونه می بینید؟
-من فکر می کنم رسانه ها در این مسیر، نقش بسیار مهمی ایفا کردند و توانستند جامعه را به سمتی حرکت دهند که بتواند عقلانیت را از یک سو و پذیرش دیگری و لزوم نگاه به روابط اجتماعی را از سوی دیگر برای خود نهادینه کند. مثلا ببینید شما در جزیره سیسیل ایتالیا انتظار دارید یک روزنامه مطالبی بر ضد مافیا منتشر کند؟ اصلا چنین چیزی عقلانی است؟ این است که در اینجا هم روزنامه ها وظیفه خود را خوب انجام می دهند و به روابط اجتماعی من و شاگردانم خوب توجه می کنند و متوجه هستند که یک مرزهایی را بایستی محترم بدارند.
-از این که وقت خود را در اختیارمان قرار دادید بسیار متشکریم. ابهامات کوچکی وجود داشت که اکنون خوب برایمان جا افتاد…

 

 

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
خواستم به اعضای «دانشکده روانپزشکان دانشگاه «گلستان»»!!! بگم رتبه مثلا دانشگاهی صنعتی «دانشیار» بودش نه «استاد». بعد دیدم خب واقعا جناب صنعتی استاد هیپنوتیزمه، بایدم تو اون کنگره فخیمه «استاد» بشه! یعنی این اعضای دور و نزدیک «مافیای روان» بدون سوتی دادن هیچ کاری ازشون بر نمیاد! در ضمن توجه کردید که مهر ۹۳ جناب صنعتی راوی «تاریخ جنبش روانکاوی در ایران» (به قول یکی از دوستان) بود و فروردین ۹۴ شد تاریخ نگار «رواندرمانی»! خوشم میاد این انجمن فرویدی میزنه تو هدف!

 

 

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
این نامه نگاری سازمان نظام پزشکی با صدا و سیما آدمو یاد نامه نگاری انجمن روانپزشکان برای قبضه کردن رواندرمانی و بیرون کشیدن اون از چنگ سازمان نظام روانشناسی میندازه. فکر کنید! چقدر از روانپزشکا از جمله سامان «تقلا» هی اینو راه و بیراه توضیح دادن که در بین روانشناسان فقط «روانشناسان بالینی» می تونن بیمار ببینند. چقدر به خودشون زحمت دادن که فرق روانشناس بالینی رو با سایر روانشناسا توضیح بدن. یکی نیست بگه نیست که حالا روانپزشکا با یک دوره ۹ ماهه رواندرمانی خیلی باسواد میشن که میتونن رواندرمانی کنند!!! ولی نمیدونم چرا به خود روانپزشکا که میرسه میتونن با یک دوره فلوشیپ رواندرمانی، روانکاوی!!! کنند، «کنگره روانکاوی» برگزار کنند، «تاریخ جنبش روانکاوی در ایران» رو رهبری کنند و خیلی کارای مهم دیگه بکنن. اون فلوشیپشونم که انقدر تابلوئه، فلوشیپی که صنعتیِ «پزشک عمومی» مجوزشو با کمک آنالیزان ـ همسر گرفته. جناب دکتر زالی! ما توی مملکتی زندگی می کنیم که پزشکاش از «حرمت» ابن سینا سوء استفاده می کنند ولی فقط به جیبشون فکر می کنند، پزشکایی که وقتی یه آدمی در حال مرگه باید اول چند میلیون به حساب جناب دکتر «معزز» بریزه تا مریضشو ببرن اتاق عمل. داریم تو مملکتی زندگی می کنیم که صنعتی «با مدرک پزشکی عمومی» داره جلسه ای ۳۲۰ هزار تومن از مردم پول میگیره اونوقت شما نگران جامعه پزشکی هستید؟ اون آبرویی که از رفتنش میترسید، خیلی وقته که دانشگاه علوم پزشکی ایران ـ «برزگترین دانشگاه علوم پزشکی کشور»!!!! ـ بردتش. اونجا هم هی گفتن هیسسسسسسسسس! ایشالله گربه است! ولی نبود! فقط یکی از اون ایمیلایی که براتون فرستاده شده بخونید!!!!!

 

 

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
روزنامه های اعتماد و شرق بعنوان روزنامه های «اصلاح طلب» در قضیه روانکاو! کردن صنعتی کاری کردن که من به هر چی اصلاح طلبیه شک کردم. واقعا اگه خود اصلاح طلبا هم مثل «رسانه ها»شون اصلاح می طلبند لطفا ما رو از هر چی «اصلاح»ه معاف کنید!!!

 

 

دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«ایران» به روایت های مختلف:

۱. خبرگزاری ایسنا
– «ایران» سرزمینی است حاصلخیز و «روانکاو خیز» که به قدری این سرزمین خاک مستعدی دارد که این موجودات به صورت «خودرو»! این جا و آنجا هستند و می توان با آنها خوراک های خوشمزه ای برای ذهن مخاطبان پخت!!

۲. مجله تهران
– «ایران» کشوری است در شمال غرب آفریقا!! که زبان رسمی آن عربی است و میزگردهایی از مغرب تا مشرق آفریقا و جهان عرب در فرانسه برگزار می شود برای شناساندن این کشور العربی!! عصمت ترک قشقایی هم تنها نابغه آن کشور است و یه بار خودشو رسونده اونجا (فرانسه) و خلاصه چند دقیقه ای میکروفون را دادن دستش و مرجع خوبی برای شناسایی این کشور عجیب و غریب است و برای ما تنها مرجع است!!

۳. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
– «ایران» جایی است خیلی خیلی دور، در قاره ای تازه کشف شده که مردم آن به زبان عجیبی صحبت می کنند که اسم زبانشان «فارسی» است! گاهی هم رنگ پرچمش عوض می شود؛ مثلا سبز آن می شود آبی!!

۴. مکتب روزبه
«ایران» را مکتب روزبه و محمد صنعتی به دنیا شناساند!! تنها روانکاوان روی کره زمین محمد صنعتی + بانو- آنالیزان صنعتی که گه گاه هم برای سرکشی به وضعیت دانشگاه های انگلستان به این بلاد سفر می کنند!

۵. امیر عباس کشاورز اخلاقی
– من فقط میدونم آبیک کجاست و تا کیلومتر ۷ جاده کرج رسیدم! بقیه اش مال ثلث سوممه!! «ایران» چنه دیه!!!

۶. سازمان بهزیستی
«ایران» دار ایتام است! و به همین دلیل ما روانکاوی را فقط و فقط در انستیتو روانکاوی تهران به رسمیت شناخته ایم وو بهشان حسابی رسیدگی می کنیم تا درد یتیم بودن را حس نکنن و پرچم ناخودآگاهشان به اهتزاز دربیاید!!!!

۷. شهرداری تهران
– «ایران» کشوری است که تفکیک زباله از مبدا به سختی و توسط افراد کمی انجام می شود. البته ما کاری به این چیزا نداریم و فقط چمن میکاریم، بی آبی هم هست که به جهنم!! ولی شنیده ایم که یک نفر پیشگام تفکیک زباله از مبدا در محل زندگی اش در «ایران» بوده. یک روانپزشک «اخلاقی» از دیار آبیک خیش گاوآهنشو گذاشته زمین، بدو بدو خودشو رسونده کیلومتر هفت جاده کرج، تا برای این شخص به دلیل همین تفکیک، تشخیص سایکوز بگذارد! حالا که امسال شعار سال ما تفکیک زباله از مبدا شده و کم کم داره تو سطح تهران اجرایی می شه موندیم که آیا ما هم سایکوتیک هستیم؟! شما به نظرتون ما بریم سراغش؟؟!!

 

 

دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴

دیدگاه آقای ناصر درباره «مافیای روان»

I…I…I…

آیا می دانید این کلمات مگالومینیاک من… من… من… از آن کیست؟
بله، در دائره المعارف ها آن را منسوب به جولیوس سزار می دانند. گفته می شود که او آن را درباره فتح شهر روم به زبان آورده است: I came, I saw, I conquered.
البته این موضوع مربوط به گذشته های خیلی دور است. آنچه که اکنون روز آمد است سخنان صنعتی در کنگره جعلی “روانکاوی” است. کافیست “بشنوید و بخندید”ی را که هم اکنون در سایت است گوش کنید تا از اینهمه I…I…I… یک پیرمرد ۷۰ ساله با صدای لرزان مبهوت شوید!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
وقتی کسی بدون اینکه صلاحیتش را داشته باشد بر مسند «روانکاو» تکیه می کند و حتی کنگره هم راه می اندازد و شاگرد هم تربیت می کند، دیگر خیلی شگفت انگیز نیست که به اسم روانکاوی مطالبی در نشریات و حتی کتابهای به اصطلاح دانشگاهی چاپ شود که واقعا نه تنها درد آور، بلکه مضحک است. صد رحمت به مجلات زرد ورزشی، تا مجلاتی همچون «دانشنامه» که کلمه دانش راهم یدک می کشند. چه توان کرد که به قول معروف:
خشت اول چون نهد «بنّا» کج
تا ثریا می رود دیوار کج
آدم یاد مقالات شمس می افتد آنجا که می گوید:
«چنان که یکی سخن ماهی می گفت. یکی گفتش که:«خاموش! تو چه دانی که ماهی چیست؟ چیزی که ندانی، چه شرح دهی؟»
گفت: «من ندانم که ماهی چیست؟»
گفت: «آری! اگر می دانی، نشان ماهی بگو!»
گفت: «نشان ماهی آن است که همچنین دوشاخ دارد همچون اشتر.»
گفت: «خه! من خود می دانستم که تو ماهی را نمی دانی. الاّ اکنون که نشان دادی چیزی دیگرم معلوم شد – که تو گاو را از اشتر نمی دانی.»(۱)
حالا بایستی گفت: دوستان! شما می دانید مجله علمی چیست و فرق آن با مجلات زرد چیست؟! بهتر است اول این را برای خودتان روشن کنید سپس در مجله خود راجع به علم روانکاوی! اظهار نظر کنید. به نظر می رسد اشاعه حقایق توسط انجمن فرویدی به روند رشد علفهای هرز که نگران نابود شدن اند شتاب داده است.
«با مردمان به نفاق می باید زیست، تا در میان ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می باید رفت – که میان خلق راه نیست»(۲)

(۱و۲) مقالات شمس/ شمس الدین محمد تبریزی/ ویرایش جعفر مدرس صادقی/ نشر مرکز/ چاپ هفتم ۱۳۸۵

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
دکتر جلیلی عزیز! اون موقع که تو کنگره ی خواری صنعتی بی مدرک و سخنرانان بیسوادتر از خودش لاطائلاتشون رو به اسم روانکاوی از پشت بلندگوی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به شنونده ها قالب می کردند، باید فکر آبروی حرفه تونو میکردید! راستی چرا تو کنگره ی صنعتی که از ۶ ماه پیشش برنامه ریزی شده بود، شرکت نکردید؟!!!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
جناب جلیلی!
سوالی را که انجمن فرویدی بجای شما “حیا” کرد و از شما نپرسید را من می پرسم:
مگر شما یک آیت اله قلابی سراغ دارید که عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باشد، تنها کسی باشد که از طرف این جامعه مجوز تدریس درس خاصی را دریافت کرده باشد و علاوه بر آن برگزار کننده “اولین” گردهمائی “اسقف”!!!های کشورش باشد و در این گردهمائی بگوید “من اسقف!”؟

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
انگار روسای جامعه پزشکی ایران در این “کشور گل و بلبل” زندگی نمی کنند! آنچنان در مورد “پزشک” و “طبیب” صحبت می کنند که آدم فکر می کند آنها حتما می دانند که “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! کجاست!”

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
جناب دکتر جلیلی که فرمودند: “برای نمونه در یک کار هنری به منظور جلب تماشاگر، نباید رابطه پزشک و بیمار را خراب کرد زیرا این امر به درد سلامتی مردم نمی خورد.”
اگر موضوعی مورد بازبینی واقع نشود، اگر خود را در جایگاه “امن” و دور از دسترس قرار دهد، اگر بر آن نظارت نشود، اگر خود را با قدیسین پیوند زند و یا اگر دهان منتقد را به واسطه جملات پرطمطراق ببندد، حتما به گندابی متعفن تبدیل می شود!
اتفاقا این “کار هنری” به “درد سلامتی مردم” می خورد. مردمی که مستاصل از این مطب به آن مطب می روند! مردمی که مطمئن نیستند جملات و بیماریشان مانند اسراری بین او و پزشکش مکتوم خواهد ماند! مردمی که با وجود در دست داشتن انواع و اقسام آزمایشات، باز هم پزشکان، “دردشان” را نمی شناسند! (که این هم یکی از دردهای این مردم است!) مردمی که باید “حق ویزیت ۳۲۰ هزار تومانی” پرداخت کنند! و صدها مورد از این دست و در آخر مردمی که پرونده پزشکیشان را برای دوری از شر رئیس بیمارستان ایران، به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی “جناب آقای هاشمی” سپرده اند!
بله این “کار هنری” به “درد سلامتی مردم” می خورد، چون حداقل مانند سوپاپ اطمینان عمل می کند، در جایی که هیچ نظارتی بر فشارهای بی حد و اندازه بسیاری از پزشکان بر مردم، وجود ندارد!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
مطلب «خانم پروانه محمد خانی، خوب نام خودتان را در تاریخ روانکاوی میهنمان ثبت کردید» را که خواندم یادم افتاد یک بار همان خانم «روانکاو بعد از این» داشت از یک مقاله مثلا علمی تعریف می کرد و مدام می گفت واقعا مقاله خوبیه! که من فهمیدم در مورد مقاله ای حرف می زند که داورش بوده. ولی چند دقیقه بعد فهمیدم نه تنها داور که نویسنده مقاله هم بوده!!! یاد یکی از مطالب طنز مهران مدیری مربوط به چند سال پیش افتادم که می گفت نویسنده این برنامه خودم بودم، کارگردان خودم، بازیگر خودم، صدابردار خودم، فیلمبردار خودم، نورپرداز خودم، تدوینگر خودم، گریمور خودم، و خلاصه همه چی خودم. این خانم هم همه چی خودش بود اونوقت مقاله اش «واقعا مقاله خوبی بود»!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چشم «سردبیر»!!! اون ژورنال «علمی» روشن!
از کسی که صنعتی «روانکاو»ش کرده انتظار چه «علمی» میشه داشت واقعا؟!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
دیدگاه خانم شیرازی را در مورد «اعتبار منبع خبر» عسل جان (منظورم همان خبرنگار روزنامه «اصلاح طلب»!!! شرق است) که خواندم، فکر کردم خب این هم از روزنامه «معتبر»!!! شرق. بیخود نیست صنعتی همه رو «توده» می بینه! از بس که هر طرف می چرخه «توده» دو و برشو گرفته. این روزنامه شرق هم که با این خبرنگار و این مصاحبه اش روی هر چی «توده» در جهان بود رو سفید کرد! خسته نباشی «اصلاح طلب»!!!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
«یادآوری می کنیم که سازمان بهزیستی کشور زیر مجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است»
https://freudianassociation.org/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1/
یعنی قشنگ معلوم شد اون دکتر رضازاده عزیز! و بهزیستی ووروجک عزیزتر از جان! که تو کنگره ی خواری صنعتی حضور داشتند و به این افتخار می کردن که اولین سازمانی هستن که «روانکاوی رو به رسمیت شناخته اند» و مجوز تاسیس «مرکز روانکاوی» داده اند، کارشون فقط و فقط دست و پا کردن «کار» با همکاری و «تعاون» همه روانپزشکان و روانشناسان و «بی مدرکان» «بیکار» بوده! خب خدا بهشون قوت بده بیشتر زیر بال و پر «بیکارها» و «از کار افتاده ها» رو بگیرن. یاد «گهربانو» افتادم که با مدرک VGSP Inc بهش مجوز کار تو خاک امریکا نمیدن، خدا رو شکر «به زیستی» بود گهر بیکار نموند. صنعتی هم همینجور. مگه یه «پزشک عمومی» ویزیتش چقدره؟ اگه همین بهزیستی، جناب جلیلی، جناب خدایی، و البته امثال دانشگاه علوم «بهزیستی» و «توانبخشی» نبودند، صنعتی ۳۰ سال روانکاو بود؟ نبود دیگه! البته هنوزم مثل انستیتو روانکاوی تورج مرادی تحت «پوشش» «بهزیستی» هست ولی خب پوشیده تر از «سایر نیازمندان»! بسکه این «ووروجک» آبرو نگه داره!

 

 

سه شنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
در ادامه کامنت قبلیم خواستم اضافه کنم خانم دکتر که گفته بودند «دوستان باید بروند لبو فروشی»، تحت پوشش بهزیستی بودن هم یه چیزی تو مایه های لبو فروشیه دیگه! منتها آبرومندانه و «علمی» و البته «خیلی خیلی اخلاقی»!!!

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
قابل توجه دوستان «خیلی خیلی علمی»!!! کنگره ی خواری:
اگر در رشته خود هیچ سوادی ندارید نگران نباشید ما یک «ووروجک» داریم که کارش ایجاد «بهزیستی» است، شما هم می توانید، چرا که نه؟ وقتی «زباله های بازیافتی» از خاک امریکا صاف می آیند اینجا و «روانکاو» می شوند، وقتی «پزشکان عمومی» از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» دانشیار بزرگترین دانشگاه علوم پزشکی کشور می شوند، شما که لااقل یک لیسانس از یک «دانشگاه» داخلی که روی کره زمین «موجود» است دارید، شما چرا نتوانید؟ در این «مملکت گل و بلبل» «کار نشد ندارد»!!!

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا محمودی درباره «مافیای روان»
دکتر احمد جلیلی در هشدارهای خود درباره عواقب خطرناک سریال «درحاشیه» تاکید کرده است:
“خنداندن مردم از طریق راههای متعددی امکان پذیربوده و به شکل منطقی کار خوبی هم است اما نباید مسائل اساسی را این چنین به سخره گرفت.”
منظور رئیس انجمن روانپزشکان ز مسائل اساسی چیست؟ منطقی است که باید بررسی مدرک تحصیلی صنعتی جزء موضوعات اساسی انجمن روانپزشکان باشد. اما حمایت انجمن روانپزشکان از صنعتی کاملا روشن می کند که پاسخ به پرسش «آقای دکتر(!)صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» اصلا مهم نیست و ارزش بررسی را ندارد. چون جلیلی می گوید به ضرر جامعه است!!
پس مسائل اساسی انجمن شامل چه مواردی می تواند باشد؟ شاید مسئله اساسی و منطقی که کار خوبی هم برای انجمن روانپزشکان هست از بین بردن پرونده دکتر میترا کدیور در بیمارستان ایران باشد که شریعت ریاست بیمارستان را به عهده دارد.

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
در دانشگاه علوم پزشکی تهران صنعتی با مدرک «پزشکی عمومی» «رییس دپارتمان رواندرمانی» است، در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هم خانم پروانه محمد خانی با مدرک «روانشناسی عمومی» مدیر گروه «روانشناسی بالینی» است! فکرش رو بکنید: تمام اعضای هیات علمی اون گروه روانشناس بالینی هستند بعد یک روانشناس عمومی مدیر گروهه!
http://clinpsy.uswr.ac.ir/index.aspx?siteid=13&fkeyid=&siteid=13&pageid=2935
دانشگاه «ووروجک» چشمت روشن!

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
روزنامه شرق و روزنامه اعتماد نشان دادند چقدر در کشورمان «توده» «اصلاح طلب» داریم آنهم در بین مثلا روشنفکران! این «روشنفکری» هم انگار درست مثل «سمپتوم» که خانم دکتر در کتابشان گفته اند: « کاملا از مد تبعیت می کند.» (مکتب لکان روانکاوی در قرن بیست و یکم، ص ۱۷۱) و شاید اگر «سمپتوم روشنفکری» جامعه ما نبود، «شبکه گسترده مافیای روان» صنعتی و همایونپور و دوستان هم نبود. نمیدانم این دو ظاهرا ارتباط نزدیکی با هم دارند!
آه که چقدر «آنکه یافت می نشود، آنم آرزوست»!

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
این مطلب «سقوط آزاد یک زندگی سراسر تقلا! از تقلا برای زدن سند فروید به نام اربابش (!) تا تقلا برای زدن سند رواندرمانی به نام روانپزشکی» فوق العاده بود.
https://freudianassociation.org/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7-%D8%A8/

من سوالم از جناب توکلی این است این زمان زیادی که در چکیده مقاله تان به آن اشاره کردید که رواندرمانی جزء اساسی روانپزشکی بوده، این زمان طولانی دقیقاً به کی برمی گردد؟ از وقتی جناب صنعتی وارد ایران شد یا نه از وقتی جناب صنعتی گروه درمانی هایش را برگزار کرد؟ یا از وقتی که روانپزشکی کم کم متوجه «خلأهای بیشمارش» شد؟ یا از همه مهم تر وقتی فهمید که «پول برج نقلی ۱۲ اتاقه» تو دارودرمانی نیست و تو رواندرمانی و گروه درمانی است؟!!!

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا محمودی درباره «مافیای روان»
از زمان اعتراضات پزشکان به سریال تلویزیونی «حاشیه» منتظر واکنش روانپزشکان در مورد این طنز بودم تا این که
رئیس انجمن روانپزشکان درباره عواقب خطرناک سریال «درحاشیه» هشدارهایی داد:
“در یک کار هنری به منظور جلب تماشاگر، نباید رابطه پزشک و بیمار را خراب کرد زیرا این امر به درد سلامتی مردم نمی خورد”.
” آیا می توان مسائل مذهبی یک کشور را با طنز توام کرد؟ به طورقطع این امر در هیچ کشوری امکان پذیر نیست زیرا بازی با اعتقادات مردم واکنش ها وتبعات شدیدی را در پی خواهد داشت..”
“در واقع سازنده سریال باید با خود بنگرد که آیا کار من به ضرر مردم جامعه است یا نه؟”
“حال زمانی که یک طنز مربوط به هر رشته ای باشد، نمی توانیم مانع پخش آن شویم اما در صورتی که با این نحوه مسخره آمیز دور از شئونات مردم و پزشکی قضایایی مطرح شود نیز صحیح نیست.”

آقای جلیلی، نگرانی شما از پخش این سریال مردم پسند چیست؟ اگر به برخی نظر سنجی ها در مورد پخش این سریال [۱] نظری بیفکنی متوجه خواهی شد که بسیاری معتقدند که مهران مدیری حرف دل آنها را زده است. با این اندازه عشق به مردم! و علاقمندی مردم به این سریال، پس چرا نگران شده ای؟!
به هر حال، طنز «حاشیه» موضوع امروز انجمن روانپزشکان نیز هست و حتما فکر کردی اطلاع رسانی انجمن فرویدی در مورد مافیای روان یا محور صنعتی- همایون پور به قدری مثمر ثمر بوده است که مهران مدیری چنین سوژه ای را برای طنز خود انتخاب کرده است.
رئیس انجمن روانپزشکان! این طنز یادآور چه کسی یا چه کسانی است؟ به نظر شما بیمارستان« حاشیه» به کدام بیمارستان (ها) شباهت دارد؟ تشابه زیاد بین بیمارستان روزبه و «حاشیه» در این است که بسیاری از افراد بی تخصص یا بیسواد به نام روانپزشک و استاد برای شیادی و کلاهبرداری دور هم جمع شده اند و از درد و رنج مردم برای خود پله ترقی می سازند.
آیا این طنز نیست که به اصطلاح متخصصی بیش از سی سال خود را فارغ التحصیل دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان معرفی می کند؟! آیا این طنز نیست که یک عضو هیت علمی با رتبه دانشیاری در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه به اصطلاح معتبر و یک مرکز تخصصی به تدریس دانشجویان مشغول است اما تحصیلات روانپزشکی ندارد؟ آیا طنز نیست که این فرد رئیس بخش روان درمانی بیمارستان روزبه است؟ آیا این طنز نیست که از مدرک غیر قابل رد یابی صنعتی و حق ویزیت های سیصد هزار تومانی( طبق سال ۹۳) رئیس انجمن روانپزشکان حمایت می کند؟ خیلی خنده داراست. اما، خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است.

رئیس انجمن روانپزشکان،آقای جلیلی، معلوم است که خیلی خوب این طنز را درک کرده ای که چنین هشدارهایی داده ای و از عواقب خطرناک سریال «درحاشیه» سخن گفته ای. در مکتب شما یا «مکتب روزبه» نگاه به مردم، نگاه توده وار است. حال چه اتفاقی افتاده است که با دیدن این سریال ناگهان نسبت به مردم دلسوز و مهربان شده ای؟! در حد کمال درس مکاری و حیله گری را از استاد بزرگوارت-صنعتی- آموخته ای. آیا برای این هشدارها از «اساتید اعاظم»، به ویژه صنعتی، هم مشورت گرفتی؟
دکتر جلیلی زمانی رابطه پزشک و بیمار مقدس است که پزشک اخلاق و شئونات پزشکی را رعایت کند، شیاد نباشد و از این رابطه مقدس سوء استفاده نکند.
دکتر جلیلی که ریاست انجمن روانپزشکان را بر عهده داری، این که صنعتی بدون مدرک روانپزشکی به امر طبابت مشغول است سلامت مردم را به خطر نمی اندازد، ولی سریال در حاشیه رابطه پزشک و بیمار را خراب می کند و به درد سلامتی مردم نمی خورد.
جلیلی! با این سخنان و هشدار ننگ بزرگی بر پیشانی خود زدی. زیرا نشان دادی که با محور صنعتی همایون پور و این شبکه مافیای روان همدست هستی و تو هم به عنوان رئیس انجمن روانپزشکان در تخلفات پزشکی صنعتی شریک جرم هستی.
حضور امثال صنعتی، شریعت،… در جامعه روانپزشکی یا حیف و میل کردن شصت میلیون تومان پول بیت المال برای برگزاری کنگره جعلی به ضرر مردم جامعه است یا سریال در حاشیه که برخی از واقعیت ها را به تصویر می کشد؟ راستی حمایت و سکوت تو در برابر مدرک غیر قابل ردیابی صنعتی چه منافعی برای تو دارد و جایگاه تو را کجای در ««رده»های اژدهای هفت سر» تعیین می کند: «پادو» یا «گاوان و خران باربردار»؟
دکتر جلیلی، در سایه و با کمک توبود که مافیای روان می خواست در یک توطئه به «حذف فیزیکی» دکتر کدیوردست زند؛ بستری اجباری، تزریق اجباری، و…
رئیس انجمن روانپزشکان،آقای جلیلی، کمی شرم و «حیا» خوب است. در بند بند هشدارهای خود کلمه مردم را بکار برده ای، اما در اینجا مردم را قربانی منافع خود کرده ای. اگر مردم برای تو ذره ای اهمیت داشتند، حداقل باید می پرسیدی:«آقای دکتر(!)صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!».
جلیلی، خوب به خاطر بسپار!
شاید بتوانید سریال «حاشیه» را متوقف کنید، اما انجمن فرویدی همچنان خواهد پرسید:«آقای دکتر(!) صنعتی دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!». زیرا انجمن فرویدی نه تنها به فرهنگ و مردم جامعه ارزش قائل است و به مردم بها می دهد، بلکه مانع سودجویان و کلاهبردارانی می شود که از مردم و فرهنگ سودجویی می کنند.

[۱] http://www.afkarnews.ir/vdcc40q0e2bqx18.ala2.html
http://www.tabnak.ir/fa/news/492930/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF

 

 

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
اینقدر این صنف پزشکان «مقدس» هستند که فکر می کنم کم کم صدایش در می آید که هاله نوری اطرافشان را فراگرفته است!
(اصلاً هم منظورم اشاره به «پدرسالاری» که «پدرخوانده» توصیفش کرده نیست!)

 

 

پنج شنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
نمیدونم این جامعه «معزز» پزشکی چه گلی به سر مردم زده اند که انتظار دارند: هیسسسسسسسسسسسسسس!
بالاخره این سازمان نظام پزشکی به ما بگه جان مردم براش بیشتر ارزش داره یا پزشکای متخلفی که با جون مردم بازی می کنن!
امیدوارم سازمان معزز نظام پزشکی!!!! مثل دانشگاه معزز علوم پزشکی تهران نباشه که ۳۰ سال آزگار صنعتی رو با مدرک پزشکی عمومی به عنوان روانپزشک به مردم قالب کنه!!!!

 

 

پنج شنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
با عرض پوزش زیر نویس ها را فراموش کرده بودم کپی کنم حالا مطلب را مجدد کامل می فرستم.
سال ها پیش در شهری کوچک در جنوب ایران، پزشک جراحی مشغول انجام چهار عمل اصلی جراحی بود! (۱) با شروع جنگ جراحی های دیگر هم انجام می داد. به جرات می توان گفت که دو سوم کسانی که در آن شهر کوچک جراحی شکمی داشتند، از زیر دست این جراح شهیر گذشته بودند. سال ها گذشت….نزدیک به سی سال! ناگهان یک روز دیگر او نبود. بعد کم کم خبر پخش شد؛ او نه تنها جراح نبوده بلکه حتی پزشک هم نبوده است! حال چطور بعد از اینهمه سال متوجه شدند، نمیدانیم! فقط می دانیم که با افشای این خبر مطب را تعطیل کرد و از آن شهر کوچک رفت و هیچ کس هم نمی دانست کجا رفت! لابد با افشای رازش خجالت می کشید با مردم مواجه شود!! بخش قانونی- قضایی قضیه هم نمیدانم چه شد، کسی خبر نداشت! اینکه چه خطاهایی مرتکب شده بود را هم نمیدانیم، زیرا مردم آن زمان به دلیل مرتبه خدایی پزشکان، به فکر شکایت هم نمی افتادند!!
چند روز پیش با چند تن از همکاران غیر روانپزشکم، در مورد صنعتی و مجهول المدرک بودن وی صحبت می کردم. البته در عالم پزشکی قضیه ای ناآشنا نیست. یکی از آنها گفت مگر قضیه آن پزشک تقلبی روسی را نشنیدی که یک بخش از بیمارستان میلاد را هم در اختیارش گذاشته بودند؟ او که مدعی فوق تخصص ارتوپدی!! بوده و برای بلند قد کردن مردم از طریق عمل جراحی به نام الیزاروف (۲) تقاضای یک بخش بیمارستانی کرده است. بعد از آنکه کلی امکانات گرفته و جراحی های با پیامد سو انجام داده، کاشف به عمل آمده که ایشان پزشک تقلبی است!! خوب بساط اش را برمی چینند و او را روانه کشورش روسیه می کنند!! خواهش می کنم راه دوری نروید؛ قضیه مال همین جند سال پیش است!!!
از این دست در سایر رشته های پزشکی مختلف هم نمونه های مشهور هست.
حال سئوال اینجاست که چرا در روانپزشکی این رسوایی را کسی وقعی نمی نهد؟ روانپزشکان را چه شده است؟ چه سودی برای روانپزشکان در ابقای صنعتی هست؟ از شما چه پنهان در اوقات بیکاری مرتب این جمله به ذهن ام می رسد و از وسعت دروغ و شرمی که در آن هست متعجب می شوم: سی سال آزگار دروغ گفتن به مردم!!
مشکل کجاست؟ از ساده باوری ما؟ از ضعف سیستم های نظارتی؟ یک طرف قضیه خود اوست که چنین بی شرمانه دروغ می گوید و یک طرف دیگر خود ما که چنین ساده دلانه!! باور کردیم! یاد تعریف سمپتوم می افتم. دکتر کدیور در یازدهمین پنج شنبه فرویدی به تاریخ ۲۳/۹/۸۵ در مورد سمپتوم می گویند: «سمپتوم خود یک مصالحه است: مصالحه بین دو نیروی متضاد. سمپتوم در آن واحد هم نمایانگر امیال واپس زده است و هم نمایانگر نیروی واپس زننده و گاهی این وجه و گاهی آن وجه قضیه تفوق می یابد.»
امثال صنعتی از همین بی خبری ما است که متولد می شوند و اگر هنوز روانپزشکان قصد به روی خود آوردن ندارند، باید از آنها پرسید چرا؟ چه سودی برای شما دارد؟ چرا به روی خود نمی آورید؟ او مرتکب چنین عملی شده، شما چرا ساکتید؟
همیشه یک شروع هست، شروع با اغماض ارگان های نظارتی بوده و در پناه سکوت و بی تفاوتی روانپزشکان یک «دروغ بزرگ» متولد می شود، آیا ادامه سکوت و بی تفاوتی به نفع روانپزشکان است؟؟ «زدن سند رواندرمانی برای روانپزشکان» آیا این همان چیزی است که باعث سکوت روانپزشکان می شود؟ خوب این هم راه حل دارد؛ کافی است ضوابط استاندارد آن در کشور جاری شود.
از قدیم مانده که می گویند تا میخ آخر را بر درتابوت نکوبیده اند، هنوز امیدی هست!! یعنی حتی برای مرده ی در تابوت هم جایی برای امید گذاشته اند!!! به روانپزشکان «IPA وطنی» توصیه می کنم که به امید «ماقبل میخ آخر» نمانند که فرویدی های پرسشگر به پرسش شان ادامه می دهند.

(۱)مثل معروف رایج بین جراحان که شامل چهارعمل برداشتن آپاندیس، فیستول، فیشر و همورویید است.
(۲) تکنیک الیزاروف در دهه ۱۹۵۰ از سوی الیزاروف که یک پزشک روسی بود برای ترمیم استخوان های آسیب دیده به کار گرفته شد. در این روش در محلی از استخوان که قرار است استخوان افزایش اندازه پیدا کند فیکساتورهایی بسته می شود و بعد از آن استخوان در آن محل برش می خورد.

 

 

پنج شنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
قابل توجه روزنامه شرق و البته خبرنگار ایشان: خبرنگاری یعنی تهیه اخبار جدید و به گوش شنونده رساندن نه این که در بی خبری خودت بمانی و جملات تاریخ گذشته از فرد تاریخ گذشته به خورد مردم بدهی!

 

 

پنج شنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
بعد از گذشت چندین ماه از زمانی که انجمن فرویدی برخی از مهمترین اخبارش را برای نهادهای کشوری، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه، سازمان بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزیر بهداشت، سازمان نظام پزشکی، دادسراها، دادستان کل کشور، دانشگاه ها، روزنامه ها، سایت های خبری، صدا و سیما … و خلاصه برای ۱۱۶* مقام فرستاده است، هنوز کسانی از همین دریافت کنندگان ایمیل ها، آنقدر بی خبرند که به نظر می رسد انگار ایمیلی دریافت نکرده اند!! این ایمیل ها تزئینی نیستند، یا برای پرکردن mail box افراد ارسال نمی شوند. ارسال این ایمیل ها طبق اساسنامه انجمن فرویدی صورت می گیرد:
ماده ۹ اساسنامه: هدف کلی: شناساندن روانکاوی به جامعه ایرانی و احقاق جایگاه واقعی، درخور و شایسته آن در ایران.
روش اجرای هدف: ۲- تلاش برای ارتباط مناسب با کلیه سازمان های دولتی و غیر دولتی ذیربط اعم از داخلی و خارجی به منظور تحقق اهداف
پس چگونه است که با وجود ارسال این ایمیل ها برای مثلا روزنامه شرق، و مطلع کردن آنها از این سوال اساسی در حوزه روح و روان این مملکت که “آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟” باز هم یک خبرنگار، آقای صنعتی روانکاو! را به هر طریقی پیدا کرده و با او مصاحبه می کند؟ (بماند که موضوع مصاحبه چیست و آیا اصلا در صلاحیت ایشان هست که در مورد بعضی مسایل ابراز نظر کنند یا نه.)
از آنجا که خبررسانی های انجمن فرویدی در سطحی بسیار گسترده صورت می گیرد، پس اگر کسی (حداقل منظورم کسانی است که جزء دریافت کنندگان ایمیل ها هستند) ابراز بی خبری کنند از دستاوردهایی که به واسطه تلاش های انجمن فرویدی صورت گرفته، پس این کم کاری فقط از جانب ایشان است!
دکتر کدیور در تاریخ ۱۶/۱۰/۸۷ در پی نوشت صورتجلسه هشتم جلسه هیات مدیره انجمن فرویدی که در تاریخ ۳۰/۹/۸۷ برگزار شده، نوشته اند: “درنهایت کار همه ما، در صورت موفقیت در انجام آن، چیزی جز حمالی هیزم برای گرم نگهداشتن تنور فرهنگ و تمدن نیست.”
* https://freudianassociation.org/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-2/

 

 

شنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
با عرض پوزش؛ غلط های املایی ام را تصحیح کردم و متن را مجدد می فرستم.

پنج شنبه شب، برنامه بعد از خبر کامران نجف زاده شبکه سراسری اخبار را نگاه می کردم و یکی از بخش های آن خبری بود راجع به مرگ ۱۰ نوزاد در بخش نوزادان یکی از بیمارستان های دولتی و تهیه خبر از علت آن. با مدیر بیمارستان که مصاحبه کردند چیزی عایدشان نشد و با یک خانم دکتر متخصص کودکان شاغل در آن بخش مصاحبه کردند. او با شجاعت تمام علت را توضیح داد: نبود مایع دستشویی و دستمال کاغذی برای پرسنل آن بخش تا دست های آنها از آلودگی پاک شود و مانع انتقال آن میکروب ها به نوزادان شوند؛ به عبارتی علت مرگ و میر آن نوزادان را که خیلی هم ساده و شفاف بود بیان کرد! خبرنگار او را شجاع ترین پزشک خواند زیرا در کمال صداقت همه آنچه لازم را بود گفت، آنهم در حالی که رییس او در حال شماتت او بود!! یعنی در حضور دوربین خبرگزاری صدا و سیما داشت به او نهیب می زد که خانم دکتر چرا اینها را می گویی؟ خانم دکتر هم جواب داد که خوب چرا نگم، باید گفت….
من چقدر کیف کردم از این برنامه و نتیجه گیری نهایی آقای نجف زاده: اگر همه اینقدر صادق و ضفاف باشند که مشکلات حل می شوند و در پایان از خداوند برای وجدان های همه ما آرزوی شفاعت کرد!!
حالا دانشگاه علوم پزشکی تهران باید بیاید از انجمن فرویدی به خاطر شجاعت اش تشکر و قدردانی کند، بلکه این دانشگاه بتواند از منجلاب مافیایی که در آن ریشه دارد خلاص شود؛ «مافیای روان»!

 

 

یکشنبه ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
آقای صنعتی!
شما که کسی نمانده که در موردش نظر نداده باشید، پیشنهاد می کنم کتاب یادداشتهای دکتر غلامحسین یوسفی را بخوانید (اگر سطح سوادش آزارتان نمی دهد).
دکتر یوسفی در خصوص «اشعار فارسی روی کاشیهای مجموعۀ دکتر محسن مقدم» [۱] و مستند بودن آن گنجینه و… صحبت می کند و می گوید: «… جای تأمل است که درجۀ انس و پیوستگی مردم آن روزگار با فرهنگ و ادب و سنت جامعۀ خویش تا چه پایه بوده که استادان کاشیکار و سفالگر با دیوان و جنگ اشعار شاعران بزرگ سر و کار داشته اند، از قدیمیترین گویندگان تا نزدیک به روزگار خویش، چندان که مثلاً امروز ابیاتی که به برکت هنر مردی کاشی ساز برروی کاشی نقش شده، دیوان کبیر مولوی را –که استادی ادیب و دانشمند تصحیح کرده است- تکمیل تواند کرد! تصور می کنم اگر درس خواندگان امروزی ما باندازۀ یک صدم کاشیکاران آن عصر با معارف و آداب و سنن جامعه و مردم آشنایی و پیوند می داشتند معرفت ما جز این بود.» [۲]
خط به خط این سطور مرا به یاد صنعتی و دست پرورده های کنگره اش انداخت، همان «کنگره ی جعلی» و همانها که آمده بودند از آن حرف های بی سر و ته، از آن انتقال های متقابل، از آن چرت زدن های روی سِن، از آن بلندگو قایم کردن ها و از همه آن حرفهای بی منبع «چیز یاد بگیرند». شباهتشان از این بابت بود که از تمام آنچه دکتر یوسفی به آن اشاره می کند تهی بودند؛ «انس و پیوستگی مردم آن روزگار با فرهنگ و ادب و سنت جامعۀ خویش». ولی این جمله بسیار منطبق با منش آنهاست: «تصور می کنم اگر درس خواندگان امروزی ما باندازۀ یک صدم کاشیکاران آن عصر با معارف و آداب و سنن جامعه و مردم آشنایی و پیوند می داشتند معرفت ما جز این بود.» اما جناب صنعتی! در سطح و کلاس شما نیست که «با معارف و آداب و سنن» «توده» آشنایی داشته باشی. همان ساعتی ۳۲۰ هزارتومان «شما را بس» [۳].
آقای صنعتی که خود را بی نیاز از هر منبعی می دانید و اصحابتان را! آیا می فهمید که ما در مقابل آیندگان و گذشتگان مسوولیم؟
از آنها که شما را ادیب و جامعه شناس و روانکاو و همه کاره معرفی می کنند در عجبم. جناب دهباشی! روزنامه نگار و مدیر مجله بخارا، نظر شما چیست؟ [۴]

۱- یادداشتها؛ مجموعه مقالات- دکتر غلامحسین یوسفی- چاپ اول ۱۳۷۰- صفحه ۷
۲- یادداشتها؛ مجموعه مقالات- دکتر غلامحسین یوسفی- چاپ اول ۱۳۷۰- صفحه ۱۰
۳- برگرفته از این شعر حافظ: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس/ زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس.
۴- علی دهباشی، روزنامه نگار و مدیر مجله بخارا به معرفی دکتر محمد صنعتی برای دانشجویان و استادان پرداخت. دهباشی در معرفی دکتر صنعتی گفت: «برای ما دکتر صنعتی دو وجه دارد. اول، پزشک روانشناس و روانکاو و عضو ممتاز کالج سلطنتی روانپزشکان اسکاتلند و دیگری وجه ادبی زندگی دکتر صنعتی است.»
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1297532

 

 

دوشنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
شما را به یک بازدید دعوت می کنم؛ کجا؟ بهتان می گم: سایت « IPAوطنی» یا همان انجمن علمی روانپزشکان ایران! به لیست اعضای این انجمن نگاهی بیاندازیم.
در این لیست نام یکی از پزشکان همکارم را دیدم که سه یا چهار سال پیش مرحوم شده بودند: دکتر بیوک بارز، که سال به گمانم ۱۳۹۰ مرحوم شدند. بعد نام یکی دیگر از همکاران مرحوم را دیدم: دکتر شهرام ایرانی! بعد نام مرحوم دکتر اصغر الهی! و سپس نام مرحوم اصلان ضرابی! توجه داشته باشید که نام همه افراد در لیست روانپزشکان عضو این انجمن قرار دارد! و این انجمن مدعی است تمامی آنها اعضای این انجمن هستند!!
والله دیگه چی بگم!!
در میان این بیش از هزار عضو، احیانا جناب خرزوخان هم تشریف دارند و یا همه در این دنیا هستند یا تعدادی در این دنیا و تعدادی دیگر در سرای باقی؟
بگذریم……
یادم آمد سال ۹۱ و سمینار سالانه این انجمن در پاییز همان سال!! و تجلیل این انجمن از آقای دکتر جلیلی به خاطر خدمات ایشان!! با یکی از دوستان هرچه گوش دادیم متوجه نشدیم الآن ایشان چه خدمتی کرده اند!! همکار بنده گفت: ای بابا خوب رییسه دیگه ازش تجلیل هم می کنند!!!
ظاهرا منظور از خدمات شایسته ایشان، همانا در آینده است و مختص « از ما بهتران»!! نه در گذشته!! یعنی در آینده قرار بود که جانسپارانه خود را سپر محافظ محمد صنعتی کند!! آخ اگر دستش می رسید که یک دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان هم تاسیس می کرد!! تا الآن که خیلی خیلی به دار و دسته صنعتی «خدمت» کرده است…..

 

 

 

سه شنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م . درباره «مافیای روان»
صنعتی در کنگره جعلی روانکاوی گفت:
” در دهه ۸۰ روانکاوان و روان درمانگران تحلیلی دیگری به ایران بازگشتند که باید از دکتر گوهر همایون پور و سوگل اخوان نام ببریم که ابتدا در دانشگاه شهید بهشتی پژوهشکده خانواده مشغول کار شدند و سپس با همکاری دکتر ایرج مرادی یک انستیتو روانکاوی تاسیس کردند. ولی در زمان کوتاهی از هم جدا شدند و هر دو فعالانه در بخش خصوصی به آموزش روانکاوی مشغولند. ”
در این سخنرانی سند بازیافت همایون پور از داخل زباله های (مرکز مشاوره) انستیتو روانکاوی توسط صنعتی ارائه می شود. بین مرادی روانکاوِ «وروجک بهزیستی» و همایون پور چه اختلافی به وجود می آید که صنعتی این چنین از داخل زباله ها همایون پور را بازیافت می کند؟ گویا سخنان این سردمدار مافیایی نشان می دهد که به اندازه تک تک انسان ها یک فروید وجود دارد. یعنی «وروجک» فروید خود را دارد، اخوان، ساگارت، گرت، کشله و موبری هر کدام فرویدی مختص خود دارند و محور صنعتی –همایون پور نیز فروید خودشان را. فروید همایون پور چه منافع مشترکی با صنعتی دارد که تاکنون همچون متحدینی برای هم عمل می کنند؟
همکاری همایون پور با مرادی در تاسیس انستیتو روانکاوی و جدایی زود هنگام آنها از یکدیگر، و از سوی دیگر سخنان رضازاده در کنگره ” سازمان بهزیستی کشور که افتخار دارد اولین سازمان و نهادی باشد که درمان های تحلیلی و روانکاوانه را به رسمیت شناخت و با ارائه مجوز مرکز تخصصی روانکاوی و روان درمانی تحلیلی باب این موضوع را به صورت رسمی باز کرد. اولین مرکز تخصصی که این مجوز را دریافت کرد انستیتو روانکاوی تهران بود که اینک نیز از مراکز فعال درمانی آموزشی روانکاوی تهران است. بسیاری از دانش آموخته های روانکاوی زمانی از عمر حرفه ای خود را در همکاری با سازمان بهزیستی بوده اند …و ما افتخار می کنیم که برخی از بهترین همکاران ما اینک در زمره بهترین روانکاوان این سرزمین هستند.” نشان می دهد صنعتی و سخنگوی «وروجک بهزیستی» علاوه بر فروید خود، هر یک تاریخچه جدایی از روانکاوی در ایران دارند؛ صنعتی تاریخچه روانکاوی را با خود معرفی می کند و «وروجک» آغاز روانکاوی در ایران را به نام خود می زند. البته فرضیه دشمن مشترک است که سبب می شود آدم تصور کند که چرا آنها تاکنون یکدیگر را ندریده اند. گرچه رضا زاده از همایونپور به خاطر نوشتن کتاب روانکاوی در تهران به زبان انگلیسی در شناساندن جریان روانکاوی و روان درمانی تحلیلی ایرانی به جامعه جهانی تقدیر کرد، اما به نظر می رسد در بطن این سخنان صنعتی و رضازاده جدالی است. جدالی که یادآور «قاپیدن» از «گنجینه روانکاوی» است.

 

 

سه شنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهین حاجی سید نصیر درباره «مافیای روان»
جوهر ریخته بر پیراهن (سردبیر)!
مهین حاجی سید نصیر. عضو انجمن فرویدی
روزنامه شرق امروز سه شنبه ۸ اردیبهشت، مقاله ای با عنوان “جوهر ریخته بر پیراهن وزیر”۱ به قلم احمد غلامی، سردبیر روزنامه منتشر کرده که محتوای مقاله با توجه به مصاحبه عسل عباسیان با صنعتی۲ و انتشار آن در همین روزنامه مورخ ۲۴ فروردین ۹۴ شگفت آور است!
مقاله با جمله ای از حضرت علی (ع) آغاز می شود: “به عذرهای گمراه‌کننده‌ای متشبث می‌شوید همچون بدهکاری که [با عذرهای نابجا] از ادای دین خود سر باز می‌زند”.
سردبیر محترم روزنامه شرق شاید نمی داند که این جمله را نیز امام علی (ع) در خطبه ۱۲۹ نهج البلاغه فرموده اند: لعنت خدا بر آنان که امر به معروف می کنند و خود ترک می‌نمایند و نهی از منکر می‌کنند و خود مرتکب آنچه دیگران را نهی می‌کنند می‌شوند.۳
آقای غلامی حتی بدون “تشبث به عذرهای گمراه کننده” و برخلاف ضوابط حرفه روزنامه نگاری، در مورد مصاحبه مورخ ۲۴ فروردین از “ادای دین” خود به روانکاوی، روانکاو راستین و انجمن فرویدی “سر باز زده است” و همچون واعظان جلوه گر، دیگران را سرزنش و خود آن کار دیگر می کند!!۴
آقای غلامی “گفتن حرف‌های بی‌پشتوانه و بی‌سند و بعد پس‌گرفتن‌ و عذرخواهی بابتش” را در حالی موجب زیرسوال رفتن وزیر کشور می داند که خود ایشان و روزنامه ای که سردبیر آن است نه فقط “گفتن حرف‌های بی‌پشتوانه و بی‌سند” در مورد روانکاوی و پیشکش عنوان “روانکاو” به صنعتی را تاکنون “پس نگرفته” و بابت انتشار مطالب جعلی و تحریف حقایق علمی حتی “عذرخواهی” ساده ای هم نکرده که به منظور رعایت ضوابط حرفه روزنامه نگاری به درج توضیح و تصحیح آن مصاحبه نیز اقدام نکرده است!!
نوشته اند “میان نفس و جایگاه نفس ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد”! می توان فرض کرد با اینگونه عملکرد غیر اصولی و عدم رعایت ضوابط حرفه ای و انتشار مطالب دروغ و تحریف شده، جایگاه سردبیری ایشان هم زیر سوال می رود و “تنها شبحی از ایشان در مسند (سردبیری) باقی می ماند” و آقای غلامی نیز بعد از این “به دشواری می‌تواند بر مسند (سردبیری شرق) تکیه زند و به تمشیت امور بپردازد”!!
بله! همچنان که سردبیر محترم نوشته است “بی‌اعتمادی، هزینه سنگینی است”!! و “معلوم نیست این تئوری را که مردم بالاخره روزی فراموش می‌کنند، چه کسی در ذهن و زبان (اصحاب رسانه) جاری کرده است”!! اما اگر جناب سردبیر باز چنانچه نوشته اند “اشتباه کرده چرا آن را با اشتباه بزرگ‌تری تاخت زده است” و بجای توضیح در مورد مصاحبه با صنعتی و تصحیح آن مطلب همچنان بر اشتباه خود پافشاری می کند؟!! شاید ایشان نمی داند که ممکن است “مردم بالاخره روزی فراموش کنند” ولی انجمن فرویدی هیچگاه فراموش نمی کند!
“در روش‌شناسی علمی، یک تئوری وجود دارد با عنوان «انتخاب هابسون»، که بی‌تناسب با وضعیت آقای (سردبیر شرق) نیست: اگر روی پیراهن‌تان غبار نشست، می‌توانید آن را با نوک انگشتان‌ پاک کنید، اما اگر جوهر ریخت نمی‌توانید آن را با نوک انگشت‌تان پاک کنید، با این کار تنها آن را گسترش می‌دهید”!!

۱- http://www.sharghdaily.ir/News/61548/%D8%AC%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1–%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-
و تمام موارد داخل گیومه از همین مقاله است.

۲- https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF/
۳- http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=249811
۴-اشاره به بیتی از حافظ.

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
یکی از بستگانم اطلاع داد که مصاحبه صنعتی در روزنامه شرق در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده است.
با خود فکر کردم یعنی اوضاع صنعتی به قدری وخیم شده است که برای تبلیغ خودش در فضای مجازی (وایبر) اقدام به انتشار مصاحبه اش در روزنامه شرق کرده است! عکس صنعتی در این مصاحبه به صورت درشت چاپ شده است. در این تصویر او خود را در میان کتاب هاغرق کرده است تا همه باور کنند او فارغ التحصیل «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است و با این مطالعات بیش از حد است که ایشان توانسته اند «تحلیلی جالب از تحولات رفتاری جامعه» ارائه دهد! تبلیغ در سن هفتاد سالگی؟!! خدایا عاقبت به خیرم گردان!

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م . درباره «مافیای روان»
روشنفکری که از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»(!) فارغ التحصیل شده، “تحلیلی جالب از تحولات رفتاری جامعه” (!) ارائه کرده و این تحلیل و در یک روزنامه «اصلاح طلب» (!) چاپ شده است:
پیش ترها، بسیاری از افراد جامعه ما بیشتر رفتارهای خودمحورانه و پرخاش جویانه داشتند و به خاطر منافع بر حق یا غالبا نابرحق خود به مرزهای یکدیگر کمتر توجه می کردند و تابع قوانین یک جامعه مدنی نبودند. تصور عمومی بر این بود که با زور و خشونت باید حق را گرفت! اصولاشعارهای آسیب زننده ای که «حق گرفتنی است» و لابد تنها راه آن هم جنگ و جدال است! برای بسیاری این معنا را داشت که انگار حق دادنی نیست! طبعا کسی برای حق دیگران که در جایگاه قدرت و تمکن نبودند، ارجی قائل نمی شد! هرکس دستش به جایی بند بود، باور داشت که باید هرچه زودتر با مال مردم بارش را ببندد چون ممکن بود فرصت های طلایی دیگر پیش نیاید!
در این گفت وگو صنعتی به گونه ای حرف می زند که انگار او موجب تحول جامعه شده است. یعنی صنعتی ملت را که توده ای عوام و نفهم هستند، از مرحله بربریت به مرحله جامعه مدنی رسانده است. اگر صنعتی جامعه مدنی را می فهمید که بیش از سی سال با مدرک پزشک عمومی به مردم دروغ نمی گفت که روانپزشکم، اگر صنعتی درکی از جامعه مدنی داشت دیگر او با رابطه و پول و زور در دانشگاه علوم پزشکی تهران دانشیار نمی شد یا از روانکاوی برای بدست آوردن« یک «برج نقلی» ۱۲ اتاقه» استفاده نمی کرد، چقدر دریافت دستمزد صنعتی بیانگر تبعیت وی از قانون مدنی است!
آیا می توان « کلمات مگالومینیاک من… من… من… »[۱] صنعتی در کنگره جعلی را با رفتارهای خودمحورانه مرتبط دانست؟ از همان نوع رفتارهایی که وی معتقد است پیش ترها، بسیاری از افراد جامعه ما به آن مبتلا بودند؟
در ادامه، صنعتی معتقد است حق دادنی است نه گرفتنی. امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه۲۹ نهج البلاغه به یک اصل بسیار مهم در زندگى انسان ها اشاره کرده، مى فرماید: «افراد ضعیف و ناتوان، هرگز نمى توانند ستم را از خود دور کنند و حق جز با تلاش و کوشش به دست نمى آید»(لاَیَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ! وَ لاَیُدْرَکُ الْحَقُّ إِلاّ بِالْجِدِّ). از جمله «لایُدْرَکَ الْحَقُّ إلاّ بالْجِدِّ» به خوبى استفاده مى شود که حقّ گرفتنى است، نه دادنى یعنى «در جوامعى که زورمندان و غارتگران حاکمند، یا در کمین حکومتند، هرگز نمى توان انتظار داشت که با میل و رغبت حقوق مستضعفان را به آنها بدهند چرا که قدرت آنها اصولا از غصب حقوق دیگران به دست مى آید و بازگرداندن حقوق دیگران به آنها مساوى است با از دست دادن قدرتشان و این کارى است که هرگز آماده انجام آن نیستند [۲] .
با تلاش و کوشش است که می توان حق را از غاصب گرفت و اگر غاصب حق را به راحتی به صاحبش برمی گرداند، دیگر نیازی به تلاش و کوشش نبود. توسل به زور و خشونت برای گرفتن حق کجا و تلاش و کوشش برای گرفتن حق کجا. البته اگر غاصبی در جایگاه قدرت و تمکن باشد ونحواهد حق دیگران را به صاحبانش برگرداند، طبیعی است که افراد برای گرفتن حق خود به جنگ و جدال هم متوسل شوند. گویا صنعتی با این سخنان می خواهد یک شخصیت متمایز از خود ارائه دهد که معرف وجود او باشد؛ یعنی وجودی عاری از خوی حیوانی با فرشتگانی در نهان که روشنفکری را برای او به ارمغان آورده اند. البته این رسم معمول صنعتی است. وی در کنگره جعلی روانکاوی نیر تاکید کرد که قلب رئوفی دارد و دوستدار عطوفت است و از جنگ و خشونت بیزار. او در آن کنگره به اعضای انجمن فرویدی پیشنهاد داد که برای جنگ به سوریه و عراق بروند. آیا توهین به اعضای انجمن فرویدی و تحقیر مردم جزء رفتارهای پرخاشگرانه قلمداد نمی شود؟ اما چرا از نظر صنعتی گرفتن حق آسیب زننده است؟ در پاسخ این سوال به پاسخ صنعتی در این مصاحبه اشاره کرد: “هرکس دستش به جایی بند بود، باور داشت که باید هرچه زودتر با مال مردم بارش را ببندد چون ممکن بود فرصت های طلایی دیگر پیش نیاید! ”
و فرصت های طلایی چقدر اصطلاح آشنایی است و این اصطلاح کلمات دیگر را در ذهن فرا می خواند؛ همایون پور، محور صنعتی –همایون پور، مافیای روان، چیدن توطئه ای برای ضایع کردن حق و حقیقتی، …اما در کنگره جعلی روانکاوی اعضای انجمن فرویدی به خوبی نشان دادند حق گرفتنی است و یک قدم از حق خود عقب نشینی نخواهند کرد.

[۱] دیدگاه آقای ناصر درباره «مافیای روان» در تاریخ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
[۲] http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=221848

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»

جناب جلیلی!
سوالی را که انجمن فرویدی بجای شما “حیا” کرد و از شما نپرسید را من می پرسم:
مگر شما یک آیت اله قلابی سراغ دارید که عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باشد، تنها کسی باشد که از طرف این جامعه مجوز تدریس درس خاصی را دریافت کرده باشد و علاوه بر آن برگزار کننده “اولین” گردهمائی “اسقف”!!!های کشورش باشد و در این گردهمائی بگوید “من اسقف!”؟»
خواستم بگم جناب جلیلی واقعا تا کجا حاضرید تو لجن فرو برید بخاطر صنعتی؟ حتما حسابی از صنعتی به شما هم رسیده که اینطور جانسپارانه ازش حمایت می کنید! انجمن فرویدی ته و توی اینم در میاره! فقط بد نیست یه کم بخاطر سن و سالتونم که شده آبروداری کنید! (منظورم برا خودتونه می فهمید که منظورم چیه؟!!!)

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
مطلب «دوستان ما و دوستان روزنامه شرق»
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%82/
خیلی خوب نشان می دهد که موضع و جایگاه انجمن فرویدی کجا قرار دارد. قابل توجه همه آنهایی که هیچ فهمی از NGOها ندارند – به ویژه جناب معنوی پور [ که در کنگره ی خواری درباره NGOها افاضات نمودند] – مسائل اجتماعی، فرهنگی، معیشتی مردم، حقوق زنان و کودکان و محیط زیست و … دغدغه های سازمان های مردم نهاد است. اعضای این سازمان ها به صورت داوطلبانه و نه برای نفع مالی فعالیت می کنند.
چه اهداف این سازمان ها و چه در نظر نگرفتن نفع مالی در اعضای NGOها برای افرادی که در دنیایشان پول حرف اول را می زند، قابل هضم نیست. دنیایی که زرق و برقش فقط پول است و پول و پول.
برای همین است که روزنامه «اصلاح طلب» ما نیز – همان شرق – دوست جناب صنعتی می شود دیگر!

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«همه روانپزشکان عضو IPA وطنی شریک جرم گواهی های صادره کنگره جعلی هستند»
یاد جناب صنعتی افتادم در آخرین روز کنگره ی خواری که داشت گواهی ها رو امضا میکرد و یاد کیکی افتادم که برای «جشن آخر کنگره» خریده بودن ولی زهرشون شد و نتونستن تو «نمایشی» که میخواستن روی صحنه اجرا کنند، کیکو تقسیم کنن بخصوص دلم برا سوفی دو میژولا «میلر»!!! و گهر همایونپور کبابه که چه دلی صابون زده بودن در کنار جناب صنعتی!!! (اشاره به مقاله «یکی دیگر از رسوایی های یک کشور جهان سومی») برای «به نام زدن سند فروید» و «تاریخ سازی» برای تاریخ جنبش روانکاوی در ایران و هزار تا دروغ و دغل دیگه تاااااااا برسه به حذف فیزیکی دکتر کدیور و حذف انجمن فرویدی!
عزیزان من از قدیم گفته اند تا خدا نخواد حتی برگی از درخت به زمین نمیفته و خدا جای «حق» نشسته!

 

 

چهارشنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
«نه شریعت بیسواد نیست فقط «ملزم به اجرای دستورات مافوق» است»
بیخود نبود صنعتی تو کنگره ی خواری اینقدر از master حرف میزد. داشت خودشو توصیف می کرد این «پدر خوانده»!

 

 

پنج شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
«در قالب یک کتاب؛
«کیارستمی» روانکاوی می‌شود

خبرگزاری فارس: «محمد صنعتی» در کتابی که این روزها مشغول نگارش آن است،سینما و شخصیت «عباس کیارستمی» را روانکاوی می‌کند.»

««محمد صنعتی» روانپزشک و پژوهشگر در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس با اشاره به نگارش کتابی درباره «عباس کیارستمی» گفت:این کتاب در رابطه با سینمای عباس کیارستمی است و همینطور کیارستمی به عنوان یک انسان در زندگی روزمره غیرسینمایی خودش. با این نگاه که چقدر ممکن است شخصیت و همینطور رویدادهای زندگی یک مولف در کار هنری‌اش بازتاب داشته باشد. نویسنده کتاب «تحلیل های روانشناختی در هنر و ادبیات» ادامه داد:به عبارت دیگر در این کتاب رابطه مولف را با اثر هنری‌اش بررسی می‌کنم و این مسئله که آیا می‌توانیم مولف را حذف کنیم ؟و یا چقدر شناخت مولف برای تحلیل اثرش می‌تواند مفید باشد؟ صنعتی دلایل خود را برای نگارش این کتاب بیان داشت و گفت: به دلایل مختلفی این کتاب را بدست گرفتم،یکی به این دلیل که کیارستمی مطرح‌ترین سینماگر در تمام طول تاریخ سینمای ایران بوده است،چه سینمایش را دوست داشته باشیم، چه نداشته باشیم. این روانکاو افزود:شاید بتوان گفت که عباس کیارستمی مهمترین مولف ایرانی است که بعد از صادق هدایت توانسته با جهان بیرون از ایران ارتباط پیدا کند و آثارش آن گونه باشد که مهمترین منتقدان و سینماگران دنیا نه تنها او را و سینمایش را بپذیرند بلکه فارغ از مسائل دیگر به دلیل اعتقاد خودشان او را ستایش ‌کنند. صنعتی گفت:وقتی نگارش این کتاب را شروع کردم، انگیزه دیگری هم داشتم و آن این بود که نگاه کیارستمی برخلاف بسیاری از هنرمندان و نویسندگان ایران نگاهی معطوف به زندگی است و این نوع نگاه هماهنگ با کارهایی است که در چند سال گذشته منتشر کردم و مغایر با نگاه غالب معطوف به مرگ است. این مسئله بسیار مهمی است که انگیزه اصلی من بود برای پرداختن به سینمای کیارستمی. براین اساس،این کتاب که هنوز نامی برایش انتخاب نشده است،همراه گفتگویی با عباس کیارستمی به چاپ خواهد رسید. به گزارش فارس، محمد صنعتی تحصیلات عالی خود را در رشته پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان گردید. سپس تحصیلات فوق‌تخصص خود را در رشته روان درمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند.»

http://www.ghatreh.com/news/nn2181409/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF

با توجه به دلیل اصلی جناب صنعتی در انتخاب عباس کیارستمی، فکر می کنید اگر جناب صنعتی در امریکا زندگی می کرد، برای مشهور شدن سراغ «روانکاوی»!!! کردن کدام کارگردان می رفت؟

۱- استیون اسپیلبرگ
۲- وودی آلن
۳- مارتین اسکورسیزی
۴- دیوید فینچر
۵- دیوید لینچ
۵- همه موارد، چرا که نه؟!!!!!!!!!

 

 

پنج شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
چند روز پیش داشتم به رادیو سلامت گوش میدادم. برنامه ای پخش می شد که شامل گزارشی از یک مرکز ترک اعتیاد به روش پرهیز بود یا به عبارتی یک کمپ. در این کمپ تعدادی اقراد بودند که سال ها اعتیاد داشتند و حالا ترک کرده بودند و همانها آنجا را اداره می کردند. مرشد آنها فردی بود به نام «اوس اصغر». خبرنگار از وی پرسید روش شما برای ترک دادن چیست؟ «اوس اصغر » جواب داد: ما دارویی کار نمی کنیم روش ما روانکاویه!!!! یعنی تجربه خودمونو برای ترک برای بقیه هم استفاده می کنیم!! تحصیلات «اوس اصغر» ششم ابتدایی نظام قدیم بود!!!
باور کنید یاد محمد صنعتی افتادم. آخه اگه صنعتی نبود، «اوس اصغر» هم الآن روانکاو نیود! کلا وقتی تصمیم گرفتند جلوی نفس کشیدن دکتر کدیور را بگیرن، همان سال ده ها و بلکه صدها روانکاو متولد شدن!!! درست مثل یک رعد و برق که باعث رشد قارچ می شه؛ ریشه که لازم نداره، فقط کافیه هوا یونیزان بشه تا حضرت قارچ به جهان هستی پا بذاره!
بعد از آن بود که محمد صنعتی تصمیم گرفت چند کلومی «تاریخچه روانکاوی در ایران» را هم بنویسد!! ولذا اره؛ اوره؛ شمسی کوره از روانکاوان نامدار این سرزمین آفت زده شدند و کنگره خواری به آخر رسید،اما صنعتی به مقصد نرسید!!

 

 

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
وقتی مطلب «زنده و پاینده باشی «حراستی» امین آباد» را می خواندم به یاد خانم دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو واقعی ایران زمین افتادم: رفتار بیشرمانه محور صنعتی -همایون پور؛ تشخیص سایکوز، ۵۲ روز بستری اجباری، تزریق روزانه ریسپریدون و …
با خود فکر می کنم دکتر کدیور کدام منافع آنها را به خطر انداخته و می اندازد که آنها با این شیوه می خواسته اند ایشان را از بین ببرند؟
در هر حال باید گفت: «زنده و پاینده باشی» دکتر قدیری، رئیس سابق بیمارستان ایران!

 

 

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
ننگ بر شما «مافیای روان» که علت اصرارتان در شروع درمان اجباری خانم دکتر کدیور در زمان بستری اجباریشان نابود کردن ایشان و تبدیل کردن ایشان به «مک مورفی» در انتهای فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» بود!

واقعاً ننگ بر شما!

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم نوشین درباره «مافیای روان»
دوستان به نظر شما تبلیغ وایبری را همایون پور به صنعتی یاد داد یا صنعتی به همایون پور؟
اما با همین تبلیغ وایبری خوب دم خروس روزنامه شرق بیرون زد. واقعأ این “اصلاح طلبی قند و عسلی” هم مقوله ایست که جای تأمل بسیار دارد!
یعنی خود صنعتی هم می دانست که آن مطلب کاغذ پاره ای روزنامه شرق را ۲۰ نفر هم نمی خوانند ولی فقط “رو انداخت” که بعدأ بگذاردش توی وایبر! جل الخالق از این “ورژن لرزان و فرتوت جولیوس سزار”!

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
من هم این عکس صنعتی را در روزنامه شرق داخل آن جائی که می بایست یک کتابخانه بسیار متراکم بنظر بیاید دیدم. ولی راستش این عکس بلافاصله من را یاد شروع سریال “مرد هزار چهره” مهران مدیری انداخت – باز هم مهران مدیری هنرمند برجسته کشورمان.
آنهائی که این سریال را دیده اند بخاطر دارند که یک بایگان در بایگانی خاک گرفته خود دچار کسالت و ملالت می شود و تصمیم می گیرد جور دیگری زندگی کند و کس دیگری باشد.
خدای من انگار این سریال تمامأ زندگی صنعتی را توصیف می کند! مرحبا به این هنرمند!

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
اولی: اقا می خوام برم توی یه کار باکلاس و پر از ادعای روشنفکری. زحمتش هم کمه.
دومی: چه کاری؟
– خبرنگاری.
– وا اینکه پرزحمته خیلی. تو هم که اصلا اهل مطالعه نیستی. نه بابا! به دردت نمی خوره. هیچ جا هم قبولت نمی کنن.
– کور خوندی! همین حالا ایسنا و اعتماد و شرق رزومه ام رو پذیرفتن.
– نه بابا؟! چطور؟
– ببین می دونی که من با زری و پری و اَکی آشنا ام. اونا ام پیش صنعتی و گهر میرن روانکاوی. خب این خودش میشه چندتا خبر واسه شرق. بعدشم دوستم یه دوستی داره که میره پیش سهیل رضایی. اینم یک عالمه خبر واسه ایسنا! خب دو تا گزارش هم با بر و بچه های صنعتی اینا خودش میشه چند تا خبر واسه اعتماد. دیدی! اینا که هیچ کدوم نه مطالعه می خواد و نه هیچی. فقط یه مشکلی میمونه.
– چی؟
– از پس انجمن فرویدی چطوری بر بیاییم؟!

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
محمد صنعتی به گفته روزنامه سرمایه تا سال ۸۵ هم روانشناس بوده، چی شده اون وقت یکهو تغییر کاربری داده؟
«دکتر محمد صنعتی، روانشناس، نویسنده و منتقد ادبی با حضور در جمع دانشجویان و استادان دانشکده هنرهای زیبا سخنان خود را با عنوان «حقیقت، معنا و مرزهای تفسیر» ارایه کرد.» *
* http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1297532

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم/ آقای م. م. درباره «مافیای روان»
این مطلب “از همین سخنرانی بود که احساس ناامنی صنعتی آغاز شد” مرا بیاد خاطرات آن روزها انداخت.
در آن دوران دکتر میر سپاسی مسئول برگزاری سخنرانی های هفتگی در روزبه بودند و بخاطر دارم که بسیاری از همکاران از این مسئله حرف می زدند که ایشان خیلی از صنعتی گله مند است، چون که ظاهرأ صنعتی مدتها بود که نه تنها هیچ سخنرانیی ارائه نداده بود بلکه حتی بخودش زحمت نمی داده که حداقل برای شنیدن سخنرانی بقیه و یا حداقل برای حفظ ظاهر در این جلسات شرکت کند.
القصه روزگار به همین منوال با دلخوری همکاران سپری می شد تا این که دقیقأ همین سخنرانی دکتر کدیور در روزبه برگزار می شود. برایتان چگونه توصیف کنم که چه ولوله ای بدنبال داشت.
از اولین معجزات این بود که ناگهان صنعتی همه پله ها را یکباره درنوردید و داوطلب شد که خودش مسئول برگزاری این سخنرانی ها هفتگی باشد!!!
در روزبه رسم بود که هریک یک از اساتید مسئول برگزاری، آن مسئولیت را به مدت ۲ سال متقبل می شدند و بعد به شخص دیگری واگذار می کردند. اما “احساس ناامنی” صنعتی آنقدر زیاد بود که حتی برای دوره بعدی هم داوطلب شد و دیگر بخاطر ندارم که تا چند دوره این “فداکاری” را ادامه داد.
دومین معجزه سخنرانی دکتر کدیور این بود که صنعتی هول هولکی رفعتیان را پیدا کرده و او را به عنوان حاذق ترین “روانکاو” به روزبه و سپس به کل ایران معرفی کرد.
این رفتارهای صنعتی آنقدر مایه خنده و تفریح کارکنان روزبه بود که هنوزم که هنوز است آنها نقل محافل هستند.
بعد هم که واقعأ “صنعتی همه تلاشش را کرد که رفعتیان را در روزبه استخدام کند”.
جالب است: صنعتی واقعأ دیگران را احمق فرض می کند.

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
عجب پیشرفتی کردیم و خودمان هم نمی دانستیم!
در سال ۱۹۳۲، اعضای حزب نازی کتابهای فروید را در چندین مراسم کتاب سوزان عمومی در برلین به آتش کشیدند. ارنست جونز در زندگینامه ای که درباره فروید نوشته است از قول او نقل می کند که پس از شنیدن خبر سوزاندن نوشته هایش گفت: «عجب پیشرفتی! اگر قرون وسطی بود خودم را می سوزاندند، اما در این دوره و زمانه به سوزاندن کتابهایم بسنده می کنند.»(۱)
خودمانیم! در سرزمینی که ذکریای رازی را کافر و زندیق می دانستند، و افکار او را هذیانات و دعاوی و خرافات بی دلیل قلمداد می کردند (۲)، در سرزمینی که حلاج را هزار تازیانه زدند و دست و پایش را بریدند و دارش زدند و او را سوزاندند(۳)، آن هم به این جرم که «اسرار هویدا می کرد»، در سرزمینی که عین القضات ها و سهروردی ها به جرم کفر و الحاد سوزاندندو خفه کردند (۴)، و در سرزمینی که چیزی نمانده بود تا بدلیل سعایت و رشک عالم نمایان، شاه عباسش حکم تکفیر و قتل ملاصدرای زمانه را صادر کند(۵)، این یک پیشرفت نیست که به کسی که حرف تازه ای دارد و سخنانش «چارچوبهای کهنه بعد سمبولیک را در هم می شکند» (۶)، حکم به «جنون» کنند؟! آن هم از سوی «اساتید اعاظمی» مانند اساتید روزبه، که مکتب جدیدی در حوزه روح و روان پدید آوردند که در یک جمله خلاصه می شود «فحش خوار مادر علاج خوبی برای علائم هیستری است، گرچه شوربختانه علاجی موقت!!!». خداییش! این یک پیشرفت نیست؟! انصاف هم خوب چیزی است…

(۱) http://www.hawzah.net/fa/Article/View/88689/?SearchText=%u06cc%u0627%u062f%u062f%u0627%u0634%u062a
(۲و۳و۴و۵) خورشید سواران/ زهرا ملک پور/ نشر آریابان / تهران ۱۳۸۶
(۶) نقل به مضمون از دکتر کدیور

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
اگه گفتید اینو کی گفته: « باید به مردم این آگاهی را بدهیم که به هرکسی که در زمینه درمان در حوزه روان ادعایی دارد, بدون تحقیق درباره اینکه آیا از نظام پزشکی یا وزارت بهداشت و درمان مجوز دارد, اعتماد نکنند.» *
محمد صنعتی، پزشک عمومی است که دوست دارد روانپزشک باشد که در نتیجه روانکاو شود (!).
بله آقا!
آگاهی بدهید. «ایشون گفتن ما از همه ی این مسائل اگاه هستیم. گفتن خانم کدیور اسکیزوفرنی هستن و سال قبل بستری بودن در بیمارستان روزبه با تشخیص اسکیزوفرنی و گفتن که ایشون افرادی رو دور خودش جمع کرده و بر علیه دکتر صنعتی صحبت می کنن .ایشون گفتن که خانم کدیور و کلیه ی افرادی که با ایشون در تماس هستن زیر نظر اطلاعات هستن و گفتن که چند وقت پیشا این عده در مکانی که خاطرم نیست شلوغ کاری کردن و شدیدا تحت نظر پلیس هستن و به من هم توصیه کردن که ارتباطی نداشته باشم با این افراد و این انجمن چون برام خطرناک هست و امکان داره من هم تحت تعقیب قرار بگیرم.»**

اینم از آگاهی دادن صنعتی!

بود یقین که زی خراب ره برد/ کسی که شد غراب رهنمای او (بهار)*

* http://www.mohammadsanati.net/1393/t/psychoanalyticalthought/921
** https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86/
*** http://ganjoor.net/bahar/ghasidebk/sh222

 

 

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«از همین سخنرانی بود که احساس ناامنی[۱] صنعتی آغاز شد/ راستی رفعتیان از کی استخدام شد؟»
فکر می کنم رفعتیان از خیلی قبلترا استخدام شده بود چون «یه هویی» که تو سال ۹۱ نشد دوست صنعتی! که بخواد نقش «روانکاو ایرانی»!!! رو بازی کنه. و معلومه دوست خیلی خیلی نزدیکی هم هست که در چنین توطئه ای سر و کله اش پیدا میشه برای ارزیابی دکتر کدیور!!! هر چی نباشه این دکتر رفعتیان عزیز هم با همین عنوان روانکاو «ارتزاق» می کنه! البته اینم که تو کنگره ی خواری صنعتی شرکت نکرد، نشون میده شعورش از بعضی های دیگه بیشتره! شاید چون توی فرانسه بوده و در مورد «بنیانگذار انجمن جهانی روانکاوی» یه چیزایی میدونه! واقعا این مافیای روان فکر همه چیز رو کرده بود بجز «فروید زنده» و البته شاگردان دکتر کدیور. بیچاره نمی دونست که «رابطه آنالیتیک بر اساس عشق به حقیقت بنا شده» (فروید، مقاله «آنالیز با پایان و آنالیز بدون پایان»، ۱۹۳۷)

 

 

 

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای ارشیا عالم زاده درباره «مافیای روان»
با سلام یک سوال داشتم. دکتر حسن مکارمی که در مطالب سایت به تمسخر از او یاد می کنید توسط شخص جان فورتون یکی از شاگردان اصلی لاکان روان کاوی شذه اند و یکی از روان کاو های برجسته ی ایرانی فعال در پاریس هستند علت این کار شما چیست؟ تا آنجا که من مطلع شدم بسیاری از بزرگان روان کاوی وقعی به دو انجمن متولی روان کاوی در جهان نمی گذارند و روان کاو شدن را پروسه ای شخصی می دانند و دعواهای پیرامون این حوزه را صرفا جنگ قدرت می دانند. چرا به نظز می رسد نفی دیگران از جانب شما صرفا به علت انحصار طلبی شماست؟ لطفا توضیح دهید. ضمنا تکفیر صنعتی به معنای تطهیر انجمن فرویدی و رفتارهای توهین آمیز و هیجانی اعضای شما نیست. بهتر نیست کمی در نوشتارهای خود جانب ادب و احترام را نگه دارید؟

 

 

 

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم لاله شیرازی درباره «مافیای روان»
مطلب *<>.. را که خوندم،یاد سوالم از نویسنده ی گفتگو با محمد صنعتی (درباره اتفاقات اخیر) افتادم که از ایشون پرسیدم با ایمیل با دکتر صنعتی مصاحبه کردی؟ گفت که با تلفن.. شماره ی موبایلشو دارم!!!
و از من شماره ی موبایل دکتر کدیور رو خواستش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
* https://freudianassociation.org/?p=10402

 

 

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
«محقق داماد: دوران معاصر دوران هرج و مرج عناوین علمی است

آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد، ریاست شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی در سخنانی در باب جامعیت دکتر موحد، گفت: جای تاسف است که امروز القاب علمی در ادبیات رایج حساب و کتابی ندارد و اگر دوران معاصر را زمان هرج و مرج عناوین علمی بنامیم، گزاف نگفته‌ایم زیرا افراد با دست گشاده اشخاص را ملقب به هرچه قلمشان و بیانشان اقتضا و کشش دارد، معنون می‎سازند و از این رهگذر القابی که در تاریخ ادبیات ما هر کدام تعریفی خاص داشتند و به جهتی موجه به افراد داده می‎شده، موازین خود را از دست می‎دهند.
وی افزود: در سده ۴ قمری عنوان ثقه الاسلام برای محمد بن یعقوب کلینی به کار رفت، علت آن بود که محمد بن یعقوب کلینی در نزد همه طوائف اسلامی مقبول بود، شیعه و سنی به او مراجعه می‌کردند و روی همین اصل به ثقه الاسلام شهرت یافت. او نخستین کسی است که در دوره اسلامی این لقب به وی اختصاص یافت. «در سده پنجم «حجه الاسلام» برای امام محمد غزالی به کار رفت. وی در سال ۴۷۸ هجری، با عنوان «حجه‌الاسلام» و «استاد» برگزیده نظامیه بغدادشد. لقب «محقق» تا قرن‌ها فقط برای صاحب شرایع الاسلام بود و هیچ کس دیگری را بدین لقب نمی‌خواندند.

آیت‌الله محقق داماد ادامه داد: اینک سئوال اینجانب این است که لقب «علامه» و یا دانشمند امروز زیبنده کیست؟ پیشنهاد اینجانب آن است که در دادن این لقب صرفه جوئی کنیم و با دست باز بذل و بخشش نکنیم. این لقب را به اشخاص معدودی اختصاص دهیم که بقیه‌ السلف ماضین هستند و واجد یک ویژگی‎ می‎باشند که متاسفانه امروز گاهی نه کمال که به خطا نقص محسوب می‎گردد و آن ویژگی عبارت است از «جامعیت». جامعیت در رشته‌های مختلف علوم اعم از معقول و منقول در حوزه‌های سنتی سابق ممکن الحصول بود ولی توفیقی بود که به هر کس دست نمی‎داد.»
http://neeloofar.org/mostafamalekian/97-news/1034-130294.html

کنگره جعلی روانکاوی نمونه بسیار بسیار خوبی از این «هرج و مرج عناوین علمی» بود و حتی بهتر است اضافه کنم که نمونه اعلی «هرج و مرج»طلبی علمی بود با کمال تأسف!

 

 

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
این دیدگاه برایم خیلی خیلی جالب بود:
«سخنرانیی که ساختار روزبه را دگرگون کرد»
چقدر یاد حرف صنعتی میفتم که می گفت با کسی خصومت شخصی ندارد!!! وقتی صنعتی و دار و دسته اش حتی نمی توانستند جواب شاگردان دکتر کدیور و اعضای انجمن فرویدی را بدهند دیگر خود دکتر کدیور که جای خود دارند!
جولیوس سزار «مکتب روزبه»:
ای که هفتاد رفت و در خوابی
دیگر پنج روز هم نمانده که دریابی!!!

 

 

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

یه سوال داشتم که مخاطبش، البته به دلایل مختلف، میتونه هر کسی باشه: جناب دکتر صنعتی، دوستان انجمن فرویدی و مافیای روان و…
و اما سوال من: دانشگاه روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!؟!*

*این سوال رو پرسیدم چون اخیرا احساس کردم کمتر داره پرسیده میشه، پیش خودم گفتم منم سهممو ادا کنم. این جور چیزا مسایلی نیست که آدم در مقابلش سکوت کنه یا به این راحتیا فراموش کنه. سی سال تمام این آقا با فریبکاری ملتو سرکیسه کرده و به روانشون به معنی واقعی کلمه ”تجاوز”** کرده! بعیده که مث خیلی چیزای دیگه بذاریم فراموش بشه. اگر میخوایم توی یه کشوری زندگی کنیم که همه در مقابل قانون یکسان باشن و این فجایع کمتر رخ بده،نبااااید این مسایلو رها کرد. من که بالشخصه تصمیم دارم هر وقت این منقل رو به خاموشی رفت، یه فوت توش بکنم تا زمانیکه این ماجرا بالاخره به یه سرانجامی برسه.

**فرهنگ فارسی معین

(تَ وُ) [ ع . ] (مص ل .) درگذاشتن ، فراگذاشتن .

فرهنگ لغت عمید

(اسم مصدر) [عربی] [tajāvoz] ۱. حملۀ نظامی یک یا چند کشور به یک یا چند کشور دیگر.۲. آسیب رساندن یا از میان بردن حقوق دیگران

فرهنگ واژگان مترادف و متضاد

۱. اجحاف، تخطی، تخلف ۲. تعدی، تعرض، دستدرازی، دستاندازی ۳. حدشکنی، مرزشکنی ۴. هتک عصمت، عمل منافی عفت به عنف ۵. اغماض، چشمپوشی، عفو، گذشت ۶. اجحاف کردن، تخطی کردن، حدشکنی …

فرهنگ واژه های فارسی سره

چنگ اندازی، دست درازی، تازش

دوستان جالب نیست؟؟ منظورم معانی نامتداول تجاوزه: اغماض!!، چشمپوشی!!، عفو!!، گذشت!!
به گمونم به این دلیل، تجاوز این معانی رو هم دربرداره که تعدی به دیگران، چه به عنوان پیش زمینه و چه در حین تجاوز، باااید نوعی چشمپوشی و اغماض هم در بر داشته باشه.۴ نوع اغماض و چشمپوشی لازمه تا یه تجاوز اتفاق بیافته:
۱- نادیده گرفتن حقوق شخص قربانی از طرف متجاوز(مثل برگزاری گروه درمانی به نام دکتر صنعتی ولی بدون حضور خودش)-۲- نادیده گرفتن وجود ناظرین و مابقی کسانی که از تجاوز خبردار میشن یا نمیشن و هیچ انگاشتن مابقی انسانها (یاد کلمه توده افتادم!! و تلاش برای حذف فیزیکی خانم دکتر)-۳- نادیده انگاشتن حقوق شخص آسیب دیده توسط ناظرین(یاد نظام پزشکی و سکوتش افتادم. حداقل ما با تکرار همیم سوال معروف که هزار بار پرسیده شده و امروز هم من پرسیدم، از این سومی میشه اجتناب کرد و سهم خود رو انجام داد)-۴-و در نهایت نادیده انگاشتن تجاوز از طرف خود قربانی!(یاد ایمیل بیمار دکتر صنعتی افتادم و اینکه این افراد چقدر خودشون در این تجاوزی که بهشون میشه سهیمن! تجاوز رو به چشم میبینن ولی امان از ژویی سانس! یکی از جملاتش این بود، البته نقل به مضمون، که صنعتی براش خداست!!

 

 

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
“هزینه انجام تخلف پایین است”!!!
این عنوان مطلبی است از روزنامه اعتماد!!!۱
عجب حافظه ضعیفی دارد این روزنامه اعتماد!!! ظاهرا “پاسخی که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد”۲ را فراموش کرده است!!!
باید فقط با تغییر کلمه “فوتبال” به “روزنامه نگاری” تک تک سوالات این مصاحبه را از سردبیر روزنامه اعتماد هم پرسید؛ البته ظاهرا چون “هزینه انجام تخلف (روزنامه نگاری) پایین است” نباید انتظار پاسخ هم داشت!!! نه از اعتماد، نه از ایسنا، نه از مجله تهران و نه از روزنامه شرق!!!
واقعا سردبیرها اما از این جوهرها زیاد دیده اند!!!۳

۱- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3152438

۲- https://freudianassociation.org/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%86%DA%A9%D8%B1/

۳- اشاره به یکی از عناوین سایت انجمن فرویدی.

 

 

پنج شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
آقای ارشیا عالم زاده
برای خروج از عالم بی خبری تان و جهت جلوگیری از هرز رفتن زحمات اعضای انجمن فرویدی که شجاعانه به «باورهای کهنه شما» می تازند، لطفا به چند سئوال زیر فکر کنید و یافتن پاسخ درست البته برای خودتان خیلی مفید خواهد بود:
۱. AMP و IPA یعنی چه؟ چرا بعضی ها اهمیتی به این دو نهاد بین المللی نمی دهند؟ مگر عضویت در این دو نهاد چه مسئولیتی برای فرد به دنبال دارد که از آن بیزارند؟!!
۲. «روانکاوی پروسه ای شخصی است»! مگر منافاتی با عضویت در این دو نهاد جهانی دارد؟
۳. شاگرد اصلی و «شارح آثار لکان» را نام ببرید.
۴. ژک الن میلر کیست؟
۵. انحصار طلبی یعنی چه؟
۶. «تکفیر صنعتی» از نظر شما به معنای این است که صنعتی روانپزشک است نه پزشک عمومی؟ پس می دانید چرا مدرک اش را رو نمی کند؟
۷. میشه محل تحصیل محمد صنعتی را به ما هم بگویید؟ خودش که لال شده انگار!!
راهنمایی: با صرف زحمت می توانید تمام جواب های خود را در سایت انجمن فرویدی بیابید، البته اگر اهل زحمت کشیدن و تلاش هستید!!!

 

 

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای ف. پ. درباره «مافیای روان»
استاد صنعتی عزیز!
واقعا تعجب می کنم از بررسی عالمانه شما که در مورد تاریخچه روانکاوی انجام داده بودید ولی متاسفانه بدلیل ضیق وقت که ناشی از کار زیاد تا پاسی از شب است به این نکته توجه نکردید که حالا که هر «ننه قمری» را به عنوان روانکاو معرفی فرمودید، می توانستید از هر شغلی (اعم از شوفر، شاطر، خدمات، طبیب، خطیب، آبدارچی، تلگرافچی، دواچی، بوقچی، هوچی، آبجی!، جارچی، عکاسباشی، طناز باشی، ناناز باشی، گهر!باشی و … ) کسان دیگر را هم به این عنوان مفتخر کنید. حتی می توانستید از شهربانی کشور هم چند گروهبان و سرجوخه را انتخاب کنید. چه کسی جلویتان را گرفته؟ مدرک می خواهید؟ بفرماین این هم مدرک (گو اینکه شما زیاد از مدرک دل خوشی ندارید) : در نامه شهربانی/ سال سیزدهم/ تاریخ اول مهرماه ۱۳۲۷ ستوان دوم هری تاش در صفحه ۱۱ مرقوم فرموده اند:
«فروید معتقد است که عوامل و عناصری که موجب بیداری غریزه تعیش [جنسی- ظاهرا آن موقع این کلمه ممنوع بوده!] در اوائل کودکی می گردد و اثراتی که در زندگی روحی زمان بلوغ دارد حائز اهمیت فراوان می باشد.»
خب همین چند کلمه نشان می دهد که ایشان حتما روانکاو بوده چون اسم فروید را با املای درستش بکار برده! شما بگویید ایشان بیشتر روانکاو بوده یا آن کسی که می گوید من فرویدی نیستم؟! خدا وکیلی بد می گویم؟؟
چشم به راه تاریخچه های کامل تر شما هستیم!

 

 

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
مقاله ای با عنوان “نرم نشانه های عصبی در زندانیان مرد” وجود دارد که نویسنده مسئول این مقاله پژوهشی اصیل! شریعت است:
“چکیده
مقدمه: نظر به اهمیت رابطه اختلالهای رفتاری با اختلالهای مغزی در این بررسی فراوانی نر م نشانه های عصبی (NSS) و حوز ه های گوناگون آن در مردان زندانی و گروهی از مردان غیر زندانی مقایسه شده است.
مواد و روش کار: در یک بررسی مقطعی- توصیفی ۳۵۱ مرد زندانی (شامل ۵۴ مورد جرایم مالی، ۷۴ مورد جرایم خشن، ۷۱ مورد جرایم غیر خشن، ۷۲ مورد جرایم مربوط به اعتیاد و ۸۰ مورد جرایم منکراتی) به تصادف انتخاب شده، به کمک پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی و مقیاس ارزیابی عصبی با ۸۰ نفر مرد غیر زندانی از نظر نرم نشان ههای عصبی مقایسه شدند.
یافته ها: نمرۀ کل NSS در گروه زندانی بیشتر از گروه غیر زندانی بود. این تفاوت بیشتر در زیر مقیاس های تمامیت حسی، حرکات چشم و بازتاب گلابلا دیده شد. زیرگرو ههای غیر خشن، اعتیاد و مالی بیشترین، و زیرگروه خشن کمترین تفاوت را با گروه غیر زندانی داشتند.
نتیجه گیری: نمی توان انتظار الگوی ثابتی از رابطه NSS و نوع جرم در جوامع مختلف داشت.
در این تحقیق گفته شده است جرایم مالی بیشتر شامل جرایمی چون صدور چک بی محل و کلاهبرداری و جرایم خشن شامل مرتکبین قتل (عمد و غیرعمد )، سرقت مسلحانه و آدم ربایی بودند. افرادی که مرتکب سایر انواع سرقت شده بودند در گروه غیر خشن قرار گرفتند. زندانیان گروه اعتیاد به دلیل مصرف، خرید و فروش یا نگهداری مواد مخدر در زندان به سر می بردند. جرایم گروه منکرات شامل، ساخت، تهیه، نگهداری و یا نوشیدن مشروبات الکلی، ایجاد مراکز فساد، تجاوز به عنف و رابطه نامشروع بود.
این مقیاس دارای ۲۶ ماده می باشد که برای هر کدام نمر ه ای از صفر (منفی ) تا ۲(به وضوح مختل) در نظر گرفته می شود. از جمع این نمر ه ها، نمرۀ کل NSS به دست می آید. این مقیاس حوزه های زیر را می سنجد: ۱-هماهنگی حرکتی: (شامل راه رفتن تاندم، حرکات متناوب سریع، مقابلۀ انگشت ها با انگشت شست و انگشت به بینی)، ۲- تمامیت حسی شامل( تمامیت شنوایی – بینایی استروگنوز ، گرافستزی و شناسایی راست و چپ ) و توالی اعمال حرکتی پیچیده (شامل آزمون مشت –حلقه، آزمون مشت – لبه- کف ، آزمون اُزرتسکی ، آزمون نواختن ریتم ) ۳- حرکات چشم (شامل تقارب، هم حرکتی و ناپایداری نگاه) ۴- بازتاب های فرونتال (شامل چنگ زدن، غنچه کردن لب و مکیدن) ۵- غلبه نیمکر ه های مغزی ( برتری دست، پا و چشم ) ۶ -سایر نرم نشانه های عصبی (رومبرگ ، حرکات اضافی ، لرزش ، حافظه، حرکات آینه ای و بازتاب گلابلا (”

eprints.bpums.ac.ir/2231/1/ijpcp-v11n4p426-fa.pdf

گرچه این مقاله دیدگاه روانپزشکان به وجود آدمی و جرم و جتایت نشان می دهد، اما به شریعت پیشنهاد می شود تا برای تکمیل مقاله خود این موضوع را با سوال های دیگر دنبال نماید:
«حذف فیزکی دکتر کدیور» محور صنعتی – همایون پور درکدام نوع جرائم (خشن، مالی، غیر خشن یا منکراتی) قرار می گیرد و نمره NSS شبکه «مافیای روان» چه نوع اختلالی را نشان می دهد؟
آیا رابطه معناداری بین صدای لرزان و رعشه بر اندام صنعتی در کنگره جعلی روانکاوی در برابر اعضای انجمن فرویدی و جرائم او(«حذف فیزیکی دکتر کدیور» یا کلاهبرداری از ملت و… ) وجود دارد؟
تفاوت شرکاء جرم توطئه بر علیه دکتر کدیور یا «پادو»هایی مثل شریعت، نوحه سرا، کشاورز و سایرین در شبکه «مافیای روان» در کدام زیر مقیاس NSSاست؟
از بین بردن «پرونده پزشکی دکتر کدیور» می تواند چه نوع جرمی تلقی شود؟
همچنین پیشنهاد می شود نمرۀ کل NSS قورخانه چی، مهدی محمدی و… سنجیده شود و با انجام آزمایش بر روی گهر همایون پور نیز محدودیت تحقیق برطرف شود.بدین ترتیب تعمیم پذیری یافته های در این مقاله می تواند مورد بررسی قرار گیرد و در پیشینه های پژوهشی آینده در این موضوع مورد استفاده به کار گرفته شود.

 

 

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
برادر صنعتی!
در یک مورد با شما تفاهم کامل دارم.
یادت هست که در کنگره وقتی گفتی «… منِ روانکاو…» و آن عضو انجمن فرویدی گفت «شما روانکاو نیستی!» و جنابعالی در کمال استیصال گفتی: «منِ احمق!» بی پس و پیش! بی پیشوند و پسوند؟ یادت هست؟ با همین موافقم.
اگر احمق نبودی مردم را احمق فرض نمی کردی و فکر بالا کشیدن «روانکاوی» در ایران در آن کنگره ی خواری خنده دارت به ذهنت خطور نمی کرد و باز هم اگر احمق نبودی، روز اول کنگره فکر روز آخرت (به فتح و کسر خ) را می کردی.
صنعتی! اگر احمق نبودی…

 

 

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
ضمن لذت از خواندن مقاله تحلیلی خانم سوده رخشا از انگلند هم بالاتر، مستقیم از زیر دست چرچیل و تاچر فارغ التحصیل شده و با استناد به خط آخر مقاله ایشان، خواستم بگویم که چرت محمد صنعتی خیلی وقته پاره شده؛ از وقتی که نقشه هایش برای «حذف فیزیکی دکتر کدیور» ناکام ماند….باورش سخت است که حتی بعد از ناکامی در اجرایی شدن نقشه شوم اش، در آستانه هفتاد سالگی!! باز هم از رو نرفت و «کنگره ی خواری» را برگزار کرد!! شاید هم داره گیج ویج می زنه و تلو تلو می خوره که اینطوری به هر دری می زنه و اونطور که دیدیم با صدای بسیار لرزانی شروع به صحبت کرد و اینطور که می بینیم از مسائل کلان کشور در مطبوعات داد سخن می دهد…..نمیدانم این تقلا ها و دست و پا زدن های فعلی اش ماحصل تفکرات متوهمانه خودش است یا اصرار و فشار اطرافیان رانت خوارش که اگر او نبود، اینان هم نبودند!
حافظا! ترک جهان گفتن طریق خوشدلی است،
تا نپنداری که احوال جهانداران خوش است!
از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش
کاندر این دیر کهن حال سبکباران خوش است!

 

 

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
قابل توجه آقای دکتر صنعتی و یاران جیره خوار ایشان!!

نوآم چامسکی، درباره ایران مطالبی مطرح نموده که در کمال شگفتی ۱۸۰ درجه مغایر با افاضات دکتر صنعتی، چاپ شده در رسانه های مطلوب ایشان است. به چند نمونه از آنها توجه کنید:

گفتگوی خبر آنلاین و نوآم چامسکی ، برای مطالعه به آدرس ذیل مراجعه بفرمایید.
http://www.khabaronline.ir/tags/2438/%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C

بحران های امروز جهان در گفتگو با نوآم چامسکی
http://persian.euronews.com/2015/04/17/chomsky-says-us-is-world-s-biggest-terrorist/

چامسکی منتقد آمریکا
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/194998/%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1

چامسکی: آمریکا و اسرائیل نمی خواهند قدرت بازدارندۀ ایران را تحمل کنند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940129000493

مطالب سایت تحلیلی خبری عصرایران
http://www.asriran.com/fa/tag/1/%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85%20%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C

ارزیابی چامسکی از مذاکره ۱+۵ با ایران
http://fararu.com/fa/news/111752/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-51-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

خبرگزاری مهر
http://www.mehrnews.com/news/2561660/%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%DB%B8%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF

امید هسته ای ایرانیان
http://inhnews.ir/fa/news/7423/%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%DB%B8%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF

جناب دکتر صنعتی! بد نیست قبل از اظهارنظرات من درآری کمی مطالعه بفرمایید!!
ایسنا! جهان نیوز! مجلات و رسانه های مبلغ نظرات دکتر صنعتی و جیره خواران! قبل از درج ها خبر بد نیست نیم نگاهی از روی دست همکارانتان داشته باشید. باور کنید این جا تقلب جایز است، حتی از روی دست بی بی سی (به مطلبی از همین سایت به آدرس زیر توجه کنید).
https://freudianassociation.org/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1

 

 

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم هاشمی درباره «مافیای روان»
آقای مصطفی س. راستش را بخواهید تکرار سوال «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟» از سوی شما در ذهن من جرقه ای ایجاد کرد. بیش از ۸ ماه است که این سؤال، تقریباً هر روز و هر روز در جاهای مختلف و به طرق مختلف از سوی اعضای انجمن فرویدی پرسیده شده اما اینکه این بار این سؤال از طرف شخصی که عضو انجمن فرویدی نیست پرسیده می شود، برای من معنای دیگری داشت و شاید چیزی را در ذهنم تکان داد.
آقای مصطفی س. وقتی سؤالتان را خواندم، اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که حالا دیگر می دانم «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست». بله می دانم. آن دقیقاً در ذهن من و شما است. جایی از ذهن من و شمای «توده» که میلی به پرسیدن ندارد. میلی به فکر کردن ندارد. «نمی خواهد بداند». به هیچ وجه از خودش، حتی از خودش، نمی پرسد «دانشکده روانپزشکان» چه صیغه ای است؟ «دانشکده روانپزشکان» یک «دانشگاه» یعنی چه؟ «دانشگاه انگلستان» هم داریم؟ ترکیب «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» چه معنی ای دارد؟ یاد مهران مدیری افتادم. شیرفرهاد را می گویم. می پرسید: اینا که گفتی کلاً یعنیییییی چه؟
بله این دانشکده دقیقاً در جایی در ذهن من و شماست که جرأت پرسش ندارد. می ترسد؛ خیلی زیاد. هرگز نمی پرسد و همیشه دنبال چیزهای ساده است. فروید می گوید «آنها می‌خواهند راه حل‌های ساده داشته باشند». * به همین دلیل هم ۳۰ سال تمام، صنعتی فارغ التحصیل از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را می پذیرد تا شاد و خوشحال باشد که چیز جدیدی آموخته؛ چیز نویی که نام آن روانکاوی است، ولی هیچ چیز، واقعاً هیچ چیز، تغییر نکند.

• مقاله «توضیحات، کاربردها و راهکارها» اثر زیگموند فروید، سایت انجمن فرویدی

 

 

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
“در سایت انجمن علمی روانپزشکان ایران نقل شده است:
“دکتر مینا حسینخانی متخصص داخلی و اعصاب و روان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: نتایج بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که مصرف هفتگی تنها دو گوجه‌فرنگی موجب کاهش علائم افسردگی و اختلالات روانی می‌شود.
وی افزود: طبق گفته محققان افرادی که هفته‌ای دو بار این سبزی مفید را مصرف می‌کنند، ۴۶ درصد کمتر از دیگران به افسردگی مبتلا می‌شوند.
این متخصص خاطرنشان کرد: از سویی دیگر، مصرف غذاهایی همچون کلم، پیاز و کدو هم بر سلامت روانی افراد مؤثر است.
حسینخانی اظهار داشت: به گفته پژوهشگران،‌ گوجه‌فرنگی سرشار از ویتامین‌های مختلف بویژه ویتامین C است که موجب کاهش ۵۳ درصدی احساس اضطراب در افراد می‌شود.”
http://www.iran-psychiatrists-congress.ir/post/11 “*
با خواندن آن مطلب یاد این حکایت افتادم: ابوهریره وقتی که حاکم مکه بود، مرد بیچاره‌ای از «عکّه» پیاز آورده بود که در «مکه» بفروشد. اما کسی از او نخریده بود و نزدیک بود که آن پیاز خراب شود. دست به دامان ابوهریره زد که چکار کنم، ورشکست می‌شوم. ابوهریره روز جمعه بالای منبر رفت و گفت: «سمعت من حبیبی رسول الله من اکل بصل عکه بمکه وجبت له الجنه، یعنی هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب می‌شود! مردم هم مثل مور و ملخ ریختند و تمام پیازهایش را خریدند!».**
حالا مطلب خانم دکتر حسینخانی در سایت انجمن “علمی” روانپزشکان دو حالت دارد: یا این که این دست “متخصصین” با اتحادیه میوه و تره بار قرارداد بسته اند و یا اینکه “متخصص” اعصاب و روان هم دیگر به این صرافت افتاده که دارو ها و تشخیص هایش کاری از پیش نمی برد. در نتیجه مردم بهتر است برای اختلالاتشان به کلم و پیاز و کدو “مراجعه” کنند، جون سودمندتر است و حداقل مردم می دانند که آنها (یعنی کلم و پیاز و کدو) مدرکشان را از “انگلند” نگرفته اند!

*قسمتی از مطلب خانم زهرا م. با عنوان “منبع علمی IPA وطنی: طبق گفته محققان!”
** http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9765&t=qa

 

 

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
شنیده بودیم که میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است ولی طاهرا برای روزنامه شرق میان “تخلف” تا “تخلف” تفاوت از زمین تا آسمان است!!
یکی از مهمترین اخبار و گزارشهای مکرر روزنامه شرق از سال گذشته موضوع تخلفات بورسیه های وزارت علوم بوده است که البته پرداختن به این تخلف و نظایر آن از وظایف رسانه هاست مشروط بر آنکه “تخلف” دوستان با “تخلف” سایرین با یک چشم نگریسته شود و همه در برابر قانون یکسان فرض شوند. روزنامه شرق امروز شنبه ۱۹ اردیبهشت می نویسد: “نماینده خواف و رشتخوار، در گفت وگو با «شرق»، از برخی ناگفته ها پرده برداشته و به صراحت به ماجرای تخلف در جذب هیات علمی یکی از وابستگان معاون کامران دانشجو اشاره دارد.”!!!۱
خبرنگار روزنامه شرق، عسل خانم کذایی، از صنعتی نپرسید که با اتکا به کدام وابستگی، با مدرک دکترای عمومی بیش از ۳۰ سال است که بعنوان هیئت علمی جذب معتبرترین!!دانشگاه علوم پزشکی کشور شده و با اتکا به کدام وابستگی خود را “روانکاو” می نامد و با کدام وابستگی به تخلف او رسیدگی نمی شود و ناگفته های تخلف او چیست؟
و سوالی از روزنامه شرق! چرا این “تخلف” برای شما با آن “تخلف” متفاوت است؟؟؟!!!

۱- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3153371

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
«وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی گفت: نیازمند تجدیدنظر جدی در آموزش پزشکی هستیم چراکه در این سال‌ها درمان، پژوهش و آموزش از روند کنونی آسیب دیده‌اند.

آموزش پزشکی زخم های عمیقی دارد

وی یادآور شد: حوزه آموزش اساس کار ما است در این زمینه زخم‌های عمیقی وجود دارد که باید برخی جراحی و برخی مداوا شوند. ما در آموزش پزشکی و انتخاب‌هایمان دچار مشکل شده‌ایم که باید آن را حل کنیم.»
http://irimc.org/NewsDetail.aspx?nssi=a932866e-6742-47ea-b650-1ae908dc1250&Lang=FA

جناب آقای وزیر راه دوری نروید، از همین دانشگاه تهران شروع کنید این «جراحی» خودتان را. رئیس دپارتمان روان درمانی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران نه مدرک روان پزشکی دارد و نه مدرک روان درمانی و همین شما بودید که به این جناب مجوز فلوشیب رواندرمانی را هم دادید؛ فلوشیپی که از اساس غیرقانونی است و سازمان نظام روانشناسی و انجمن روانشناسی ایران هم به این مجوز اعتراض کردند اما شما نشنیدید چون این طرف ماجرا پزشکان بودند ولی آن طرف نه.
همه اش این روزها با خودم فکر می کنم دوره فلوشیپ که کوتاه است و زود تمام می شود و این افرادی که فارغ التحصیل می شوند فردا مدعی روان درمانی و شما جناب آقای وزیر باید پاسخگو باشید؛ پاسخگوی آسیبی که این افراد به مردم و روح و روانشان می زنند.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
«فروید مهمترین تابوشکن تاریخ بوده است. اگر ابراهیم مهمترین بت شکن کعبه بود – فروید بزرگترین اندیشمندى است که فقط با آنچه تابو بود ستیز مى کرد و از این رو بیش از همه نیز مورد انتقاد قرار گرفت و این همه تلاش به طرد و کشتن او داشته اند – زیرا فروید هم اسفنیکس و هم ادیپ عصر ما بود و براى تابوهاى فرهنگى – با خرد و آگاهى طاعون به همراه داشت – شاید از این رو بود که ویتگنشتاین بارها خود را با او قیاس کرده بود و به او غبطه مى خورد، با اینکه بسیارى از نظریه هاى او نادرست بود و هم خود او و هم پیروانش آنها را تغییر داده و دگرگون کردند. بدون آنکه روانکاوى نابود شود.»

https://freudianassociation.org/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D9%82-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86/

دوستان عزیز منظور جناب صنعتی از مهمترین بت شکن کعبه چیست؟! تا جایی که من یادم می آید حضرت ابراهیم بت های یک بتکده را شکستند نه بتهای خانه کعبه را. البته فکر می کنم از آنجا که فرویدِ جناب صنعتی با فرویدی که ما خواندیم فرق دارد، حضرت ابراهیم و تاریخ مرتبط به او نیز از دید ما با جناب صنعتی فرق می کند.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
انجمن روانپزشکان، IPA وطنی، کنگره روانکاوی!!!!! برگزار می کند، بعد از روانکاو شاکی است که چرا از روانکاوی حراست می کند!!! تازه به کجا شکایت می کند!!! نظام پزشکی!!!!!!
نظام پزشکی صلاحیت ورود به چنین پرونده ای را ندارد و اگر بنا به رسیدگی است باید به تخلف روانپزشکانی که پا از گلیم روانپزشکی به حیطه روانکاوی دراز کرده اند رسیدگی و صنعتی با مدرک پزشکی عمومی را بابت ۳۰ سال ادعای دروغ مجازات کند.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
اینها شرح وظایف اصلی سازمان نظام پزشکی است: «تعیین تعرفه خدمات تشخیصی درمانی در بخش خصوصی، صدور پروانه مطب شاغلین بخش خصوصی، رسیدگی انتظامی به تخلفات حرفه‌ای شاغلین حرف پزشکی از طریق هیاتهای انتظامی، ثبت نام و صدور گواهی عضویت، تعیین ضوابط و نظارت بر تبلیغات پزشکی، ارائه خدمات رفاهی به اعضای سازمان مانند واحد وام، توزیع آرم طرح ترافیک و ارائه خدمات بیمه‌ای مختلف، مشارکت در تعیین مالیات بر درآمد شاغلین بخش خصوصی و اعزام نماینده به هیاتهای حل اختلاف مالیاتی، معرفی نماینده در شورایعالی بیمه و شورایعالی آموزش پزشکی، تعیین شرح وظایف شاغلین حرف پزشکی، برگزاری برنامه‌های باز آموزی و آموزشی، انتشار نشریه سازمان و غیره. البته برخی از این اقدامات مانند برگزاری برنامه‌های ورزشی و هنری و تشکیل واحد وام از وظایف الزامی سازمان نیستند.»

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C
سازمان نظام پزشکی عزیز لطفاً در دادن پروانه مطب خیلی دقت بفرمائید تا مدارک «انگلند دست راست درب سوم» از زیر دستتان در نروند و اگر زیاد برایتان زحمتی نیست سری به مطبهای پزشکان سازمانتان بزنید تا ببینید چه تعرفه هایی برای خود ابداع کرده اند! برای اینکه سختتان نباشد از همین ولیعصر و سعادت آباد [مطب جناب صنعتی و شاگردان] شروع کنید!

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
IPA بارها توسط همدستان داخلی و خارجی خود برای آقای میلر ایمیل فرستادند تا شاید سکوت سنگین حاکم بر جامعه علمی را دوباره به آن برگردانند، همان سکوت سنگینی که در حاشیه امن آن صنعتی بیش از ۳۰ سال به نام روانکاوی تازانده بود و چپاول کرده بود و روانپزشکان نیز روانکاوی را بعنوان یکی از مکاتب روان درمانی بنام خود می زدند! حالا با نا امیدی دست به دامان سازمان نظام پزشکی شده اند تا شاید دوران خوش گذشته را برگردانند یا فکری برای آبروی از دست رفته خود کنند، غافل از اینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!!

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
واقعا IPA وطنی تصور کرده همه جا همینقدر بی در و پیکره که انجمن علمی!! روانپزشکان؟ یه پزشک عمومی مثل صنعتی رو بعنوان روانپزشک به خلق الله غالب کردند!! مگه انجمن روانپزشکان برای عضویت فتوکپی آخرین مدرک تحصیلی رو نمیخواد؟ البته کی جرات داره از صنعتی مدرک طلب کنه؟؟!! سازمان نظام پزشکی که مرجع ذیصلاح رسیدگی به تخلفات در حوزه پزشکیه این جرات رو نداره اونوقت از انجمن روانپزشکان چه انتظاری میره؟؟!!

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«روانکاو» مورد پسند «شرق»: «بسیاری از نظریه های فروید نادرست بود!»
آقای صنعتی عزیز! هر یک از ما در زمان روبرو شدن با آنچه روانکاوی می گوید، برداشتهای شخصی خود را داریم که تقریبا همیشه هم غلط است. دکتر کدیور در کلاسهای عرصه فرویدی ـ مکتب لکان بر این نکته تاکید کرده اند که همه آنهایی که نئو فرویدین و پست فرویدین بودند فقط به خاطر اینکه مسیر تعیین شده توسط فروید را «تا به انتها» طی نکرده بودند، به بیراهه رفتند. این دانش، دانشی نیست که وقتی می شنوید، آن را بفهمید. هر کسی باید تئوری روانکاوی را روی خودش تجریه کند. و خود فروید هم در مقاله «آنالیز پایان یافته و آنالیز بدون پایان» (۱۹۳۷) به «باور راسخ به وجود ناخودآگاه» در «پایان» این راه تاکید دارد. البته برای زدودن هر گونه سوءتفاهمی از شما باید بگویم تمام این گفته ها در مورد کسانی است که لااقل زحمت خواندن آثار فروید را کشیده اند و حداقل آن روانکاوی ای که در IPA هست را تجربه کرده اند گرچه آن هم فقط یک تحریف از فروید است. ولی بهرحال می خواهم تاکید کنم بهیچ وجه این گفته ها شامل حال «شما» نمی شود. حرفهای شما مرا یاد برداشتهای شخصی می اندازد که هر کس می تواند از هر آنچه شنیده است داشته باشد، نوعی تُک زدن به هر اسم یا خلاصه هر نظری. آنها هم که شما را روانکاو می دانند از همان دسته ای هستند که مجله موفقیت را هم یک نشریه روانکاوی می دانند!!! بنابراین زیاد تحویل گرفتنهای شرق و امثالهم را جدی نگیرید. حرفهای مشابه گفته های شما را در میهمانیهای آخر شب که همه به پرگویی می افتند، زیاد شنیده ایم و انصافاً حرفهایتان در نهایت همانقدر ارزش دارند. فی الحال تکلیف مهمتری پیش روی شماست: پاسخ دادن به این سوال که «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» و البته یک سوال دیگر هم با این «طرح شکایت IPA وطنی بر علیه دکتر میترا کدیور در دادسرای نظام پزشکی» مطرح می شود: گستردگی مافیای روان که شما افتخار پدرخواندگی آن را دارید تا کجاست که حتی دادسرای نظام پزشکی هم آلوده آن است؟

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
جالبه که سازمان نظام پزشکی گاهی سرنا رو از ته گشادش میزنه یعنی بجای رسیدگی به تخلفات پزشکی و حمایت از پزشکان عضو سازمان نظام در مقابل مدعیان متخلف این حوزه، از تخلفات پزشکی و پزشکان متخلف حمایت میکنه!!! مثل حمایت از صنعتی!!! بجای اینکه با لغو عضویت صنعتی و پاک کردن سازمان نظام پزشکی از آلودگی افرادی نظیر او که درواقع حمایت از پزشکان متعهد کشوره با اصرار در حمایت از او موجب بی اعتمادی اذهان عمومی نسبت به سایر پزشکان میشه!!! البته باید پرسید همه پزشکان متخلف عضو سازمان نظام شانس صنعتی رو دارن یا این آقا یک استثناست؟!! همه پزشکان عضو سازمان نظام پزشکی در مقابل قوانین آن برابرند یا بعضی برابرترند؟؟!!۱

۱-اشاره به کتاب مزرعه حیوانات، جورج ارول.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
واقعیتش این کلمات در متن برگه طرح شکایت IPA وطنی از دکتر کدیور، برای من قابل تعمق بود:
“پاره ای مذاکرات” !! “پیرامون”!! پرونده مطروحه از سوی انجمن روانپزشکان ایران!!!
پاره ای مذاکرات “مصالحه” را به ذهن من می آورد!!! و “پیرامون” پرونده؟!! متن پرونده را!!!
پاره ای مذاکرات آنهم پیرامون پرونده؟!! چرا نباید بطور جدی و بدون هیچ ملاحظه و مصالحه ای به متن پرونده پرداخته شود؟؟!!! سیاست نه سیخ بسوزه نه کباب!! برای حفظ چه چیزی است؟؟!!
IPA وطنی بعد از تلاش ناموفق برای حذف روانکاو و مدفون کردن انجمن فرویدی حالا دست به دامان بزرگترها شده و با اضافه کردن کمی چاشنی ترساندن با طرح شکایت در دادسرای نظام پزشکی، می خواهد با کدخدامنشی همه چیز فیصله یابد و به سبک فیلمفارسی طرفین دعوا از هم حلالیت بطلبند و آشتی آشتی؟!! همون درخواست صنعتی و روشنایی مقدم در کنگره جعلی!! ما رویکردهای مختلف روانکاوی هستیم!! ما شما رو قبول داریم شما هم کاری بما نداشته باشید تا هر کسی روزی خودش را از روانکاوی داشته باشه!!! ولی IPA وطنی نمی داند که آن کس را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟
خدا را شاکرم که اگر نمیدانم روانکاوی چیست حداقل میدانم که روانکاوی چه چیزی نیست و چه فاصله ای دارند این IPA وطنی از روانکاو و روانکاوی!!!

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
اینجا سازمان نظام پزشکی ایران است که در صفحه اصلی آن این موارد به چشم می خورد:
سامانه پروانه مطب
پرتال فردی پزشک
جستجوی پزشک
کاریابی ابن سینا
اتوماسیون شهرستان ها
نشریه سراسری
بیمه تامین اجتماعی
صندوق تعاون و رفاه
مجله علمی پژوهشی
رسیدگی به شکایات
تعرفه‌های خدمات پزشکی
پست الکترونیک
کتاب ارزش نسبی خدمات
اصلاحیه کتاب ارزش نسبی خدمات
مشارکت در حوادث غیرمترقبه

http://irimc.org/
در ساختار سازمانی آن آمده:
ساختار سازمان
نمودار سازمان
• مجمع عمومی
• شورای عالی
• رئیس کل
o معاونت ها
§ معاونت پشتیبانی
§ معاونت رفاهی و اجتماعی
§ معاونت برنامه ریزی و نظارت
§ معاونت انتظامی
§ معاونت آموزشی و پژوهشی
§ معاونت پارلمانی و حقوقی
o حوزه ریاست
§ اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل
§ اداره بازرسی، ارزشیابی و رسیدگی به شکایات
§ دفتر مشاوران و کمیسیون‌های تخصصی مشورتی
• هیات‌ مدیره نظام‌پزشکی شهرستانها
• بازرسان
• صندوق رفاه و تعاون

http://irimc.org/DynamicContent.aspx?mi=1f106c0e-65c8-45f8-a70b-8aa1627aa1f2&ci=d1b835f9-8c7c-4adb-9d40-e20d348f6402&Lang=FA
به صفحه معاونت انتظامی سری می زنیم:
معاونت انتظامی
دراجرای ماده ۲ومواد ۲۸ تا ۴۳ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۲۵/۱/۸۳ مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۱۶/۸/۸۳ با اصلاحاتی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده وبه منظور تلاش در راستای پیشبرد و اصلاح امور پزشکی و حفظ شئون جامعه پزشکی و حمایت از حقوق صنفی و حرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و همچنین حفظ وحمایت ازحقوق بیماران، رسیدگی به تخلفات صنفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته موضوع ماده ۴ قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران به شرح مواد آتی در دادسراها، هیاتهای بدوی انتظامی شهرستانها، هیاتهای تجدید نظر انتظامی استانها و هیات عالی انتظامی مستقر در سازمان نظام پزشکی مرکز صورت می گیرد.
هیاتهای انتظامی پزشکی
(ماده ۲۸) سازمان نظام پزشکی به منظور رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای شاغلین حرف پزشکی و وابسته در مرکز دارای هیاتهای عالی انتظامی و در مراکز استان ها دارای هیاتهای بدوی و تجدیدنظر و در شهرستانها دارای هیاتهای بدوی انتظامی پزشکی می باشد.(ماده ۲۹) در معیت هیاتهای بدوی انتظامی , اعضای دادسرا مرکب از دادستان و تعداد مورد نیاز دادیار به تشخیص شورای عالی با رای اعضای هیات مدیره و حکم ریاست سازمان انتخاب می شوند.
ارکان معاونت انتظامی
• هیات عالی
• اداره کل امور هیات‌های انتظامی
• مرکز پیشگیری از قصور و جرائم پزشکی
________________________________________
• معاون انتظامی – دکتر علی فتاحی
• مدیر امور هیات های انتظامی-دکتر فیروزه شاه میرزایی
شرح وظایف
• پی گیری واجرای دستورالعمل های ارسالی از سوی معاونت انتظامی سازمان مرکزی
• اجرای مصوبات هیات مدیره که توسط ریاست هیات مدیره ابلاغ می گردد
• دستور تشکیل کمیته های کارشناسی تخصصی برای بررسی پرونده های ارجاعی و نظارت بر عملکرد آنها
• مکاتبه با مراجع ذیصلاح قضایی و درمانی جهت تکمیل پرونده های انتظامی
• ارتباط و تعامل با دستگاه قضایی و انتظامی
• دستور ثبت اطلاعات مربوط به پرونده های انتظامی در سیستم یکپارچه سازمان مرکزی
• ارایه گواهی عدم سوء پیشینه با هماهنگی معاونت انتظامی سازمان مرکزی
• مشارکت در تشکیل شوراهای حل اختلاف
• مشاوره و راهنمایی مراجعین در حیطه امور انتظامی
• ارایه شکایات رسیده به دادسرای انتظامی جهت ثبت شکایات و راهنمایی شاکیان جهت مشاوره بادادستان یا دادیار اول
• نظارت بر کلیه مراحل رسیدگی به امور پرونده های انتظامی از دادسرا تا هیات تجدیدنظر انتظامی استان
• پاسخ به درخواست های کارشناسی از طرف مراجع ذیصلاح قضایی
• پاسخ به استعلام مراجع قضایی در خصوص عضویت اعضاء و اعلام مشخصات فردی و مکاتباتی اعضاء به مراجع قضایی مطابق ضوابط و مقررات
• بررسی آماری و تحلیل شکایات واصله و آرای صادره از دادسرا و هیات بدوی انتظامی نظام پزشکی
• دستور انتشار موارد شایع قصور پزشکی جهت پیشگیری از تکرار آن در مجلات سازمان نظام پزشکی
• ایجاد پایگاه تحقیقاتی برای بررسی موارد قصور پزشکی و ارایه راهکارهای علمی و عملی برای پیشگیری از تکرار آنها
http://irimc.org/DynamicContent.aspx?mi=9d07bbb9-8d71-4840-87ba-0a2dfeba152b&ci=136a0477-77b4-4ffd-9569-0226843da126
در واقع تشکیل این معاونت « … به منظور تلاش در راستای پیشبرد و اصلاح امور پزشکی و حفظ شئون جامعه پزشکی و حمایت از حقوق صنفی و حرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و همچنین حفظ وحمایت ازحقوق بیماران، رسیدگی به تخلفات صنفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته موضوع ماده ۴ قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران» بوده آنوقت این IPA وطنی از چه چیز شکایت کرده نمی دانم. آیا دکتر کدیور تخلف پزشکی کرده اند که در این دادسرا احضار شده اند؟ و اصولا کار «انجمن فرویدی» چه ربطی به حرفه پزشکی دارد؟ و تاکید می کنم «انجمن فرویدی» و دکتر کدیور هم یک شخصیت حقوقی در این ارتباط هستند؛ «رییس انجمن». آنوقت این انجمن روانپزشکان یا همان IPA وطنی خودمان چه سنخیتی با انجمن فرویدی دارد که بخواهد از رییس آن شکایت کند؟ این از آن کارهایی است که به قصد منصرف کردن انجمن فرویدی از پرسیدن این سوال معروف انجام می شود: «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» اما اینکه دادسرای انتظامی پزشکان هم درگیر این سوال باشد، خیلی خیلی جالب می شود چون نشان می دهد عجب مافیای روان گسترده ای راه انداخته این «پدرخوانده»!
اما بد نیست یک سری هم به سایت IPA وطنی بزنیم:
آشنایی با انجمن علمی روانپزشکان ایران
انجمن علمی روانپزشکان ایران در سال ۱۳۴۵ با تلاش تنی چند از روانپزشکان و پیشکسوتان روانپزشکی ایران باهدف ارائه فعالیتهای علمی ، تحقیقاتی وتخصصی روانپزشکی وبعنوان یک انجمن غیردولتی وغیر انتفاعی تشکیل گردید وبر طبق مستندات موجود تا سال ۱۳۶۵ در بین انجمنهای علمی و تخصصی ، از جمله فعالترین ها بود و روانپزشکی امروز ایران ، مدیون پایه گذاران و گردانندگان آن می باشد.
در سال ۱۳۷۵ با پیگیری تعدادی از همکاران و پس از یک وقفه نسبتا طولانی که ناشی از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور بود، مجددا انجمن احیاء و شروع به فعالیت نمود و با توجه به افزایش تعداد روانپزشکان در سراسر کشور، اقدام به عضوگیری و تشکیل شعبه در استانهای مختلف نمود و در حال حاضر در بیش از ۱۴ استان شعب فعال و مرتبط با انجمن مرکزی فعالیت دارند.

با توجه به نیاز به ارتقاء سطح علمی و آموزشی اعضاء، انجمن علاوه بر برگزاری همایش سالیانه مستمر در اوایل آذر ماه هر سال ، همه ماهه جلسات سخنرانی و هم چنین حدود ۱۵-۱۰ برنامه بازآموزی در سال جهت افزایش آگاهی و معلومات روانپزشکان، پزشکان عمومی ، داروسازان و سایر رشته های پزشکی در برنامه کاری خود دارد ودر بعضی استانها نیز با هماهنگی انجمن مرکزی، سمینارها و سخنرانیهایی مطابق با نیاز اعضاء برگزار می شود.
انجمن علمی روانپزشکان ایران ضمن برقراری ارتباط فعال و موثر با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران بعنوان ۲ نهاد فعال در امور صنفی و تخصصی پزشکی ، با سایر انجمن های پزشکی و هم چنین سازمانها و نهادهای ذیربط نیز همکاری دارد و بعنوان صاحب نظر و مشاور، نظر مشورتی خود را در زمینه های آموزشی، پژوهشی، درمانی ، صنفی و داروهای جدید روانپزشکی ، اعلام می دارد.

انجمن علمی روانپزشکان ایران توسط یک هیات مدیره ۷ نفره اداره می شود که در مجمع عمومی سالیانه توسط اعضاء که در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰ نفر می باشند، بمدت سه سال انتخاب می شوند و در سایر شهرها و استانهایی که بیش از ۱۰ روانپزشک داشته باشند نیز ، با حضور نماینده‏ای از هیات مدیره ، به همین نحو اعضای هیات مدیره ۳ الی ۵ نفره انتخاب و امور مربوط به انجمن را در آن استان یا شهر عهده دار می شوند.

انجمن علمی روانپزشکان ایران، عضو انجمن جهانی روانپزشکان نیز هست و در تمامی کنگره های بین المللی خارج از کشور، روانپزشکان ایرانی بطور فعال شرکت و به ایراد سخنرانی و بیان نقطه نظرات خود می پردازند. هر سال با ابتکار سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران، پزشکان نمونه در تمامی رشته ها انتخاب و معرفی می شوند و انجمن علمی روانپزشکان ایران نیز با توجه به سوابق درخشان و خدمات ارائه شده، در چند سال اخیر، روانپزشکان نمونه را معرفی نموده که مورد تقدیر قرار گرفته اند.

انجمن دارای یک فصل نامه می باشد که آخرین اخبار و اطلاعات همراه با مطالب و مقالات جدید در حیطه روانپزشکی در آن درج شده و به رایگان در اختیار همکاران قرار می گیرد و از اواسط سال ۱۳۸۵ وب سایت انجمن نیز به آدرس http://WWW.Psychiatrist.ir تشکیل شده و در دسترس عموم می باشد.
با تصویب هیات مدیره ، انجمن علمی روانپزشکان ایران دارای ۲۱ کمیته و زیرگروه تخصصی می باشد و اعضاء با توجه به علاقه و حیطه فعالیتشان می توانند در آنها فعالیت نمایند. از سال ۱۳۸۵ با تصویب هیات مدیره کارت های عضویت مطابق با استانداردهای جدید تهیه و در اختیار اعضاء قرار گرفته است.
اعضاء محترم هیئت مدیره
رئیس
دکتر احمد جلیلی
نائب رئیس
دکتر مجید صادقی
دبیر
دکتر سامان توکلی
خزانه دار
دکتر سعید صدر
بازرس
دکتر سید مهدی صمیمی
دیگر اعضاء
دکتر غلامرضا میرسپاسی
دکتر محمدرضا کاظمی
دکتر فربد فدایی
http://www.psychiatrist.ir/about/
پس این IPAوطنی هم کارش این است:
« با توجه به نیاز به ارتقاء سطح علمی و آموزشی اعضاء، انجمن علاوه بر برگزاری همایش سالیانه مستمر در اوایل آذر ماه هر سال ، همه ماهه جلسات سخنرانی و هم چنین حدود ۱۵-۱۰ برنامه بازآموزی در سال جهت افزایش آگاهی و معلومات روانپزشکان، پزشکان عمومی ، داروسازان و سایر رشته های پزشکی در برنامه کاری خود دارد ودر بعضی استانها نیز با هماهنگی انجمن مرکزی، سمینارها و سخنرانیهایی مطابق با نیاز اعضاء برگزار می شود.
انجمن علمی روانپزشکان ایران ضمن برقراری ارتباط فعال و موثر با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران بعنوان ۲ نهاد فعال در امور صنفی و تخصصی پزشکی ، با سایر انجمن های پزشکی و هم چنین سازمانها و نهادهای ذیربط نیز همکاری دارد و بعنوان صاحب نظر و مشاور، نظر مشورتی خود را در زمینه های آموزشی، پژوهشی، درمانی ، صنفی و داروهای جدید روانپزشکی ، اعلام می دارد. »
حالا مانده پاسخ به این سوال که روانپزشکی چه ربطی به روانکاوی دارد؟ این انجمن برود همان آموزش داروییش را بگذارد چکار به روانکاوی دارد؟
هنوز هم کنجکاوم بدانم این سازمان نظام پزشکی واقعا چه شکایتی را ثبت کرده و خودش را کجا قرار داده؟ از آنجا که تابحال خیلی در مورد مافیای روان و جنایات بی مکافاتی که تعدادی از پزشکان انجام داده اند در سایت انجمن صحبت شده، راستش با این احضاریه دیگر همه اش جواب داده شد. وقتی سازمان نظام پزشکی برای رسیدگی به شکایات بیماران و بررسی تخلفات پزشکی وقت ندارد ولی برای رسیدگی به شکایت واهی مافیای روان به نمایندگی از یک پدرخوانده ی «پزشک عمومی» وقت دارد فقط می شود گفت: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
یک حلقه گمشده دیگر از این مافیای روان البته «در غریبی و غربت» (برگرفته از یک عنوان در سایت انجمن) بدست آمد:
شرکت کنندگان در میزگرد روانکاوی در مشرق و در مغرب صوفی دو میژولا که عصمت ترک قشقایی هم در آن شرکت داشت و با مجله تهران معروف آنهمه دل و جگر داد و گرفت:

۲۰۱۰ : La psychanalyse au Maghreb et au Machrek, avec Sophie de Mijolla-Mellor, Jalil Bennani, Saïd Bellakhdar, Patrick Delaroche, Hager Karray, Riadh Ben Rejeb, Raja Ben Slama, Mouzayan Osseiran, Nayla Debs, Rafa Nached, Tevfika Tunabobylu-Ikiz, Pinar Padar, Nader Barzin, Esmat Torkghashghaei, Houria Abdelouahed

و این «نادر برزین» که طبق مقاله «یکی دیگر از رسواییهای یک کشور جهان سومی» مقاله صنعتی را چهار سال قبل از کنگره ی خواری نوشته بود و تمام روانکاوی ایران را به نام محمد صنعتی زده بود، هم در این میزگرد شرکت داشته یعنی: شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند! دست در دست هم داده اند به مهر تا میهن خویش را کنند «عرب»!!! تا شاید بشود آنطوری صنعتی را کسی کرد که «فروید را به ایران» آورده چون تا وقتی ایران «ایرانی» است که چنین چیزی امکان پذیر نیست. فقط من از اینهمه عرق ملی شبکه مافیایی صنعتی ـ همایونپور تعجب می کنم. از این تعجب می کنم که ایران برای گهر همایونپور آنطور که در مصاحبه اش در پاویای ایتالیا در سال ۲۰۱۲ گفته پاداش دهنده ترین جا برای کار کردن است! چقدر این شبکه ایران دوستند واقعا!!! و تنها دلیل این وطن فروشیها آنچیزی است که دکتر کدیور همیشه گفته اند: «ژویی سانس های حقیر» و آنوقت یاد حرف آقای میلر میفتم که در یکی از ایمیلها برای آقای زمانی نوشته بودند هر کسی باید به قوانین کشورش احترام بگذارد. واقعا بین یک روانکاو واقعی و یک روانکاو وحشی میلیونها سال نوری فاصله هست.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
این «طرح شکایت IPA وطنی
بر علیه دکتر میترا کدیور

در دادسرای نظام پزشکی»
به نظرم در نهایت نشان می دهد که IQ مافیای روان چقدر است. خیلی دلم می خواهد بدانم وقتی در این دادسرا هم کنف شدند به کجا شکایت می کنند؟ اینطور که معلوم است خودشان هم فهمیده اند این شکایتها راه به جایی نمی برد و از آخرین «سنگر»ی که فکر می کنند دارند، استفاده کرده اند ـ از همانجایی که «پدرخوانده» هنوز چند نوچه دارد که بخاطر این پیرمردِ بی آبرو شده بخواهند ریش گرو بگذارند! کاش دکتر زالی و دکتر فتاحی قدری بیش از اینها متوجه بودند! حیف…

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران که در جلسه علنی روز سه‎شنبه مورخ ۱/۲۵/ ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۱۳۸۳/۸/۱۶ با اصلاحاتی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده و طی نامه شماره۹۵۴۰۰ مورخ ۱۳۸۳/۹/۱۷ مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت اجرا ابلاغ گردید [۱]. سازمان نظام پزشکی دارای نعریف، اهداف و وظایف و اختیاراتی است که به برخی از آنها اشاره می شود:
فصل اول: تعریف، اهداف
ماده ۱ – سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران که در این قانون ” سازمان ” نامیده می شود ، سازمانی است مستقل دارای شخصیت حقوقی که به منظور تحقق بخشیدن به اهداف و انجام وظایف مقرر در این قانون تشکیل می گردد .
ماده ۲ – اهداف سازمان عبارتند از :
الف – تلاش در جهت تحقق بخشیدن به ارزشهای عالیه اسلامی در کلیه امور پزشکی .
ب – تلاش در جهت پیشبرد و اصلاح امور پزشکی .
ج- مشارکت در جهت ارتقای سطح دانش پزشکی .
د- حفظ و حمایت از حقوق بیماران .
فصل دوم: وظایف و اختیارات
ماده۳ – وظایف و اختیارات سازمان با توجه به اهداف فوق به شرح زیر می باشد :
و – رسیدگی انتظامی به تخلفات صنفی و حرفه ای شاغلین حرف پزشکی که به عنوان جرایم عمومی را نداشته باشند .
ز – اظهار نظر کارشناسی در مورد جرایم پزشکی به عنوان مرجع رسمی به دادگاه ها و دادسراها .
ح- همکاری با مراجع ذی صلاح در جهت رسیدگی به تخلفات غیر صنفی و جرایم شاغلین به حرف پزشکی و و ابسته به پزشکی و اظهار نظرهای کارشناسی مشورتی در این رابطه با مراجع ذی ربط .
ط- همکاری با مراجع ذی صلاح در جهت حفظ احترام و شوون پزشکی در جامعه .
[۱] http://hbadvi.farsedu.ir/Portal/Show.aspx?Page=10684
با توجه به اهداف، وظایف، حدود و اختیارات سازمان نظام پزشکی آیا زمان آن فرا نرسیده است که سازمان به تخلفات و جرایم پزشکان رسیدگی نماید و از حقوق بیماران حمایت کند؟ تلاش در جهت تحقق بخشیدن به ارزشهای عالیه اسلامی در کلیه امور پزشکی، ارتقای سطح دانش پزشکی، تلاش در جهت پیشبرد و اصلاح امور پزشکی از اهداف سازمان با این سوال مهم آغاز می شود: از صنعتی بپرسد:«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!».
در صورت عدم رسیدگی به تخلفات پزشکی صنعتی این فرض مطرح می شود که نفوذ شبکه «مافیای روان» تا کجاست؟! سرزمین محبوب من،«دشمنان ما» حتی سازمان نظام پزشکی را تصرف کرده اند و این سازمان از فارغ التحصیل یا فارغ التحصیلان «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان ؟!» و از شبکه مافیایی حمایت می کند و حقوق بیماران را زیر پا می گذارد. امیدوارم این فرض باطل گردد و نظام پزشکی مهر ننگی بر پیشانی خود نزند.

 

 

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
چهارمین همایش روان پزشکی فرهنگی اجتماعی از روز ۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار می شود.
این برنامه به همت گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، انجمن علمی روان پزشکان ایران و برخی نهادهای علمی دیگر برگزار می شود.
روز اول همایش به روان پزشکی فرهنگی، روز دوم به روان پزشکی جامعه نگر و روز آخر به روان پزشکی اجتماعی اختصاص دارد. در هر روز علاوه بر سمپوزیوم های تخصصی و ارائه مقالات پژوهشی، تعدادی سخنران کلیدی نیز سخنرانی خواهند کرد. دکتر جوِل ایتون، دکتر محمد تقی یاسمی و دکتر حسین راغفر از زمره این سخنرانان هستند.
http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=374
خوب است جامعه روانپزشکان در این همایش فرهنگی و اجتماعی ز سخنرانان کلیدی خود بپرسند استاد خدوم آنها، صنعتی، از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده و مدرک روانپزشکی خود را اخذ کرده است؟ شاید جول ایتون بداند که « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!».

 

 

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
« کمیته اختلالات خلقی

کمیته روانپزشکی اجتماعی و جامعه نگر

کمیته رواندرمانی

کمیته رسانه و روابط عمومی

کمیته انتشارات

کمیته دارویی

کمیته ادبیات و روانپزشکی

کمیته ژنومیکی

کمیته روانپزشکی نظامی

کمیته آموزش

کمیته پزشکی روانتنی

کمیته sex

کمیته نوروسایکیاتری

کمیته اخلاق و قانون در پزشکی

کمیته انگ زدایی

کمیته دستیاران

کمیته اعتیاد

کمیته همایش

کمیته ورزش
»
http://www.psychiatrist.ir/branch/?type=2

اینها کمیته های IPA وطنی هستند. دوستان سؤالی دارم: این کمیته «اخلاق و قانون در پزشکی» اینجا دقیقاً نقشش چیست؟! احتمالاً همان نقش اخلاق در سخنرانی جناب صنعتی با عنوان «اخلاق و تاریخ روانکاوی در ایران» در کنگره جعلی را بازی می کند. این کمیته را دکوری گذاشته اند؛ فعالیت کمیته بسیار بسیار فعالِ (!!!) رواندرمانی، جبران کم کاری های این کمیته را می کند! روانپزشکان اینجوری اند دیگر! کمیته اخلاقشان کار نمی کند عوضش رواندرمانی شان صبح تا شب مشغول کار است!!!

 

 

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
-خداییش کشته مرده ی اون دموکراسی انجمن علمی روانپزشکان شدم! انجمن روانپزشکان آخر انتخابات آزاد، قانون مداری، احترام به حقوق شهروندی و جامعه مدنیه.
“انجمن علمی روانپزشکان ایران توسط یک هیات مدیره ۷ نفره اداره می شود که در مجمع عمومی سالیانه توسط اعضاء که در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰ نفر می باشند، بمدت سه سال انتخاب می شوند و در سایر شهرها و استانهایی که بیش از ۱۰ روانپزشک داشته باشند نیز ، با حضور نماینده‏ای از هیات مدیره، به همین نحو اعضای هیات مدیره ۳ الی ۵ نفره انتخاب و امور مربوط به انجمن را در آن استان یا شهر عهده دار می شوند.”
http://www.psychiatrist.ir/about/
-خوب عزیزم الکی که نیست. پاتوق همه «اصلاح طلب» ها تو انجمن علمی روانپزشکانه. سردمدار اصلی این «اصلاح طلب»ها که اونجاست؛ جایی که صنعتی رئیس کمیته روان درمانی باشه، بیشتر از اون انتظار نمی ره. نمی شناسیش؟! ای بابا! همون که روزنامه های «اصلاح طلب»؛ شرق، اعتماد، … راه به راه ازش مصاحبه و عکس می گیرن، از فروید و روانکاوی می گه، از ادبیات، تاریخ، جامعه شناسی، دین، فلسفله و… می گه، از بس آدم اجتماعی و شوخ طبعیه که وقتی سخنرانی می کنه، می خواهی فقط بشنوی و بخندی. اینقدر همه چیز بلده که میگن زنش رو آنالیز و آنالیست کرده، عاشق توده است. صلح طلب و دوستدار فرهنگه. حیف این ادم که تو کشور ماست، مردم که قدر و منزلتش رو نمی دونن. در عوض انجمن روانپزشکان خیلی خوب قدرش رو می دونن، به سرش قسم می خورن.روانپزشک های انجمن میگن صنعتی یه نابغه است؛آخه اون خیلی خوب بدون مدرک می تونه نسخه بپیچه. نه فقط از رئیس انجمن تا نگهبون جلوش دولا و راست می شن، بلکه سازمان نظام پزشکی هم نبوغ صنعتی را تایید می کنه. تازه، هم دوستاش و شاگرداش هم «اصلاح طلب» اند، جمع «اصلاح طلب»ها تو انجمن جمعه. شیوه بیان «اصلاح طلب» های «مکتب روزبه» خیلی خاصه، و دلنشینه روزنامه های «اصلاح طلب» هست. سامان توکلی یه جوری بااعتماد حرف زده که «اصلاح طلب» ها فقط حرف های اون رو چاپ می کنن.
-نوچ، نوچ، نوچ…
– بذار این هم بگم که بفهمی صنعتی چقدر روشنفکر، مهربون و دلسوزه. پیش خودمون بمونه. یه دوستی داره که انگار تو آشغالا می افته که صنعتی اون رو از اون زباله ها درش می آره، بعد می بره پیش خودش که با هم کار بکنن. میگن یارو، اسمش گهره، حتی مدرک درست حسابی هم نداره؛ فوق دیپلم فنی حرفه ای یا کارشناس علوم اجتماعی از یه دانشگاه دقوزآباد تو آمریکاهستش. البته خودش میگه بوستون درس خونده. اما هر چی هست تو خارج داشته از گرسنگی می مرده که میاد ایران. بعد صنعتی و حلقه روزبه کمکش می کنن، بهش میگن خانم دکتر، آنالیست، محقق و …تا گهر بیچاره احساس تحقیر نکنه.الان همون یه گرگی شده که بیا و ببین. هر چی از دلسوزی صنعتی بگم کم گفتم. این مرد آخر مرام و معرفته. یه خدمتکار داره،اسمش چی بود؟! آهان! شریعت، این آدم تو این دنیا فقط و فقط «کولی» دادن بلده و دیگه هیچیه هیچی بارش نیست، اما صنعتی اون رو رئیس بیمارستان کرده،…
-مدرک صنعتی چی بود؟
– چه فرقی می کنه؟ پزشک عمومی…، اِاِاِ روانپزشک، مگه مهمه،این هم شد سوال؟ روانپزشکِ خیلی خیلی باسوادیه. وااای! از گروه درمانیش بذار بگم که کف بکنی.
-گفتی از کجا فارغ التحصیل شده؟
– «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
– از کجا؟
-« England دست راست درب سوم»
-آهان! فهمیدم.
– جای معتبر و خیلی با کلاسیه.
– خوش به حالش!من عاشق این «اصلاح طلب» هام.

 

 

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
امید است دادستان محترم نظام پزشکی یا همان “مدعی العموم” پس از “پاره ای مذاکرات پیرامون پرونده مطروحه از سوی انجمن روانپزشکان ایران”۱ برای احقاق حقوق “عموم” و رسیدگی به تخلفات کاسبان روان نیز اقدام کنند؛ تخلفات متعدد صنعتی که بیش از ۳۰ سال است بنام روانکاو و روانکاوی از “عموم” کلاهبرداری کرده و با این عنوان مبالغ کلان دریافت کرده و می کند و سالهاست در زمینه ای که تخصص ندارد تدریس و سمت های علمی و دولتی را اشغال و بابت آن از بیت المال حقوق دریافت کرده است و همدستان او که خود را روانکاو می نامند. این موارد از مصادیق بارز جرم عمومی است، مدارک آن در دسترس است و از وظایف “مدعی العموم” است که “باید به نیابت از جامعه به اعاده و استیفای حقوق مردم برخیزد”.۲

۱- طرح شکایت IPA وطنی بر علیه دکتر میترا کدیور.
۲- وظایف ومسئولیتهای دادستان کل کشور در رابطه با ایفای نقش مدعی العمومی
http://www.dadsetani.ir/Default.aspx?tabid=3951
وظایف دادسرای انتظامی سازمان نظام پزشکی
http://www.behdasht.gov.ir/?siteid=1&pageid=13402&newsview=5947

 

 

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای ز. م. ک. درباره «مافیای روان»
روزی «مراد» عاشقان «انیس طوطی» با شاگردان سخت گرم مجادله و مباحثه بودند که مراد پرسشی مطرح کرد.
– آن چه حقی است که چونان کوه بر گردن ما سنگینی می کند و پشتمان را بسان کمانی دوتا کرده است؟
منصوره الدین گفت: حق الله. که خدا هم از پس شما برنیاید.
ملا جعفر در آمد که: حق النفس. که در آتش نفس خود اسیرید. (مریدان آن روز ملاحظه را کنار گذاشته بودند)
شهباز طریقت گفت: حق الناس. که پدر خلق الله را در آوردید.
مراد که برآشفته بود مرتب زیر لب «لا لا» و «لا اله الا الله» می گفت. سخن که به اینجا رسید مراد فریاد بر آورد: خیر کوناس! کوناس!(۱)
چشمان مریدان گرد شد. جملگی پرسیدند: کوناس دیگر چیست؟
مراد پاسخ داد: کوناس قریه ای باشد در دهستان لیتوانی که در آنجا مدارک حواله مان کنند بی حساب و کتاب. حالا برای این مدرکی که حواله ما کرده اند یک قالیچه کافیست؟ یا ریشمان را هم گرو بگذاریم؟
مریدان گریستند در اندوه فرقت از ریش مراد. و این همان مریدان بودند که ساعتی پیش به ریش استاد می خندیدند.
والله اعلم بذات صدور!

(۱) https://freudianassociation.org/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D9%88-%D8%B1

 

 

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»

«
اعتلای ارزش‌های اخلاقی و اسلامی در امور پزشکی
تلاش در جهت پیشبرد و اصلاح امور پزشکی
مشارکت در جهت ارتقاء سطح دانش پزشکی
حفظ و حمایت از حقوق بیماران
حفظ و حمایت از حقوق صنفی
تنظیم روابط شاغلین حرف پزشکی
»
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C
اینها اهداف سازمان نظام پزشکی است. چقدر به راحتی همه اهداف پایمال هدف «حمایت از هم صنفی ها» شده است!

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مهدی ش. درباره «مافیای روان»
آیا در حدود واختیارات سازمان نظام پزشکی هست که از دکتر صنعتی بپرسن دانشگاه روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجا است؟
یا حداقل به این سوال پاسخ بدن که چطور یه شخصی با مدرک پزشکی عمومی میشه دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه تهران؟
یا به این سوال جواب بده وقتی رویال کالج انگلستان خودش تایید میکنه که مدرک روانپزشکی نمیده چطور رئیس انجمن روانپزشکی ادعا میکنه عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است!
و ایا این سازمان میداند روانکاوی چیست و روانکاو کیست؟

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
اقدام دیگر «مافیای روان»:با «طرح شکایت IPA وطنی بر علیه دکتر میترا کدیور در دادسرای نظام پزشکی » بار دیگر شاهد «یکی دیگر از رسوائی های یک «کشور جهان سومی»» شدیم، در زمانی که Lacan quotidien 505 Mitra- Events unfolding Jorge Leon مطرح است.
در روز ۲۳ چهارمین همایش روان پزشکی فرهنگی اجتماعی ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار می شود و این در حالی است که دکتر میترا کدیور را به دادسرای نظام پزشکی احضار کرده اند. حماقت چقدر آدم را پست می کند.
جالب است پرونده مطروحه انجمن روانپزشکان ایران در مورد انجمن فرویدی برای پرسش «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟» است، اما آنها از «شخص دکتر کدیور» شکایت می کنند؟!! چگونه انجمن روانپزشکان شبکه مافیایی را به رسمیت می شناسد ولی از درک یک NGO عاجز است؟ انجمن روانپزشکان چرا نمی خواهند بفهمند و بدانند که خانم دکتر میترا کدیور رئیس انجمن فرویدی است؟

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
“انجمن علمی روانپزشکان ایران دارای ۲۱ کمیته و زیرگروه تخصصی می باشد و اعضاء با توجه به علاقه و حیطه فعالیتشان می توانند در آنها فعالیت نمایند :
کمیته اختلالات خلقی، کمیته روانپزشکی اجتماعی و جامعه نگر، کمیته رواندرمانی، کمیته رسانه و روابط عمومی، کمیته انتشارات ، کمیته ژنومیکی، کمیته دارویی، کمیته ادبیات و روانپزشکی، کمیته روانپزشکی نظامی، کمیته آموزش، کمیته پزشکی روانتنی، کمیته sex ، کمیته نوروسایکیاتری، کمیته اخلاق و قانون در پزشکی، کمیته انگ زدایی، کمیته اعتیاد، کمیته همایش، کمیته ورزش، کمیته دستیاران”[۱]

علی رغم وجود ۱۹ – نه ۲۱- کمیته تخصصی در این انجمن علمی(!) روانپزشکان، هیچ روانپزشکی نگفته است که: «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟». شاید طبیعی باشد چنین سوالی را مطرح نکنند. اغلب اعضای کمیته نام های آشنایی است که انجمن فرویدی آنها را معرفی کرده است:

کمیته رواندرمانی
اعضای کمیته روان درمانی
مسئول: آقای دکتر محمد صنعتی
دبیر: دکتر علی اکبر نجاتی صفا
اعضا: خانمها دکتر الهه سهیمی ایزدیان، دکتر منصوره کیانی، دکتر مهدیه معین الغربایی
آقایان دکتر سامان توکلی، دکتر علی ناظری،دکتر ونداد شریفی، دکتر فرزین رضاعی

کمیته رسانه و روابط عمومی
مسئول: آقای دکتر پرویز مظاهری
دبیر: آقای دکتر ارسیا تقوا
اعضا: خانم دکتر الهام شیرازی
آقایان دکتر احمد جلیلی، دکتر مجید صادقی، دکتر سیدسعید صدر، دکتر افشین یداللهی، دکتر محمدمهدی قاسمی

کمیته دارویی
مسئول: آقای دکتر غلامرضا میرسپاسی
دبیر: آقای دکتر همایون امینی
اعضاء: دکتر امیر شعبانی، دکتر مجید صادقی، دکتر سیدسعید صدر، دکتر فربد فدایی

کمیته ادبیات و روانپزشکی
مسئول: آقای دکتر احمد محیط
اعضا: آقایان دکتر جلیلی، دکتر معزی، دکتر صنعتی، دکتر رازافشاء، دکتر فدایی، دکتر یداللهی، و دکتر رفیعی

کمیته آموزش
مسئول: آقای دکتر سیدعلی احمدی ابهری
اعضاء: آقایان دکتر بابک نژند، دکتر سامرند سلیمی، دکتر بابک ثابتی، دکتر وحید مجتهدزاده، دکتر عباس کشاورز اخلاقی، دکتر علیرضا ناظری، دکتر فرهاد فریدحسینی خانمها: دکتر پدیده قائلی، دکتر پوپک حافظی، دکتر مژگان صلواتی، دکتر مهتاب اسدآبادی، دکتر مریم طباطبایی

کمیته پزشکی روانتنی
مسئول: آقای دکتر نصراصفهانی
دبیر: آقای دکتر علی اکبر نجاتی صفا
اعضاء: آقایان دکتر شکراله طریقتی، دکتر نوربالا، دکتر صادقی، دکتر علی اکبر نجاتی صفا، دکتر محمد اربابی، دکتر ارزاقی
خانمها دکتر نرگس بیرقی، دکتر عاطفه قنبری، دکتر خدایی فر

کمیته اخلاق و قانون در پزشکی
مسئول: آقای دکتر نوربالا
اعضا: آقایان دکتر واعظی، دکتر نصر، دکتر نقوی، دکتر تولایی، دکتر ظهیرالدین، دکتر فرهادی، دکتر آصفی، دکتر صابری، دکتر جلیلی، دکتر عطاری مقدم، دکتر یوسفی

کمیته انگ زدایی
مسئول: آقای دکتر محمدرضا محمدی
اعضاء: آقایان دکتر صابری زفرقندی، دکتر سیدعلی احمدی ابهری، دکتر محمد اربابی، دکتر مهدی حسن زاده، دکتر مجید صادقی، دکتر محسن ارجمند، دکتر فربد فدایی، دکتر جواد محمودِی، دکتر ونداد شریفی، دکتر علی اکبر نجاتی صفا، دکتر سامان توکلی

کمیته همایش
مسئول: آقای دکتر احمد جلیلی
اعضاء: آقایان دکتر غلامرضا میرسپاسی، دکتر پرویز مظاهری، دکتر مجید صادقی، دکتر سیدسعید صدر، دکتر سیدمهدی صمیمی، دکتر محمد اربابی، دکتر همایون امینی، دکتر علی اکبر نجاتی صفا، دکتر امیر شعبانی، دکتر افشین یداللهی، دکتر آذرخش مکری، دکتر بهرنگ شادلو، دکتر سامان توکلی، دکتر محمدرضا خدایی، دکتر غلامرضا حاجتی
خانمها: دکتر مریم رسولیان، دکتر آفرین رحیمی موقر

کمیته ورزش
خانم دکتر سحر انصاری
اعضاء: آقایان دکتر احمد جلیلی، دکتر پرویز مظاهری، دکتر محمد اربابی

به مدد مسئول کمیته روان درمانی، محمد صنعتی، «این «IPA» هم مثل «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است.» و با هدایت فارغ التحصیل «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»، «اسم فارسی «انجمن علمی روانپزشکان ایران» در ترجمه انگلیسی شده Iranian Psychiatric Association ؟!! فقط برای اینکه بتوانند مخفف آن را بنویسند IPA!!! وگرنه می بایست ترجمه می کردند !!!Iranian Scientific Association of Psychiatrists [2]» .
اما نقش سایر اعضای کمیته ها در حمایت از صنعتی چیست؟ منافع آنها در «IPA وطنی» چگونه تامین می شود؟ آیا آنها نیز در شبکه های زیر زمینی با صنعتی همراه هستند…

[۱] http://www.psychiatrist.ir/branch/?type=2
[۲]https://freudianassociation.org/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2 %D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای حامد خطیبی درباره «مافیای روان»
موارد مطروحه در پرونده انجمن روانپزشکان ایران:
سرکار خانم دکتر کدیور، چرا هنگامی که در بیمارستان بودید به حرف پزشکان گوش نکردید؟ چرا داروهایتان را مصرف نکردید و مجبورشان کردید به زور به شما تزریق کنند؟ چرا این قدر با شاگردان‌تان و انجمن جهانی روانکاوی مانع تراشی ایجاد کردید و در نتیجه پزشکان نتوانستند از شوک درمانی استفاده کنند. اصلاً چرا نگذاشتید جلوی نفس کشیدن شما را بگیرند. شما که خودتان پزشک هستید و باید این چیزها را بدانید!
راستی تقارن زمان این احضاریه خنده‌دار با بازگشت صنعتی از لندن احتمال جور شدن مدرک قلابی را بیشتر و بیشتر می‌کند.

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
آقای عاشق لکان و وینی کات
برادر جان، یه توک پا برو دادسرای نظام پزشکی ببین اگه شیرینی نگرفتن، جلدی خودت برو شیرینی بگیر! خدا را چه دیدی بلکه اونجا مدرک روانپزشکی محمد صنعتی رو هم رویت کنیم!! اونوقت بهت قول میدم با هم شیرینی می خوریم!!!
آفرین پسر شجاع! پدر پسر شجاع رو هم اینشالله میبینیم اونجا، مدرک به دست، دست به سینه، حی و حاضر!!!

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
قضیه دارد به جاهای خوبش می رسد… انجمن فرویدی فقط “یک” سوال پرسید و با این “یک” سوال کل جامعه پزشکی را به “تلاطم” انداخت… نه حرکات داعشی کرد، نه بلندگو از کسی گرفت، نه با حراست هماهنگی کرد، نه کسی رو راهی بیمارستان کرد، نه به کسی باج داد، نه برای “حق از دست رفته خود!” نامه نگاری کرد و نه هیچ کار غیر “اخلاقی”. فقط یک سوال پرسید و با این یک سوال خواب تمام جامعه پزشکی را آشفته کرد… “آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان(!) کجاست؟”
خنده دار است… آیا پزشکان “اعاظم” خیال می کنند که این سوال هم یک سریال تلویزیونی است که با “طحدید و عرآب” از ادامه و گسترش آن جلوگیری کنند؟
البته آنها روز و شب دعا می کنند که ای کاش این پروسه هر چه زودتر “ختم به خیر” شود، ولی خب، این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری ها نیست. حالا دادستان انتظامی نظام پزشکی باید پاسخگوی این سوال باشد…

 

 

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
آقای لکان و گرین؛
پسر شجاع!!!!!!حیف اسم لکان که بی اجازه و در کمال وقاحت ازش استفاده می کنی، ولی چه کنیم که آنقدر شجاع هستی که عین پدر پسر شجاع که همیشه و همیشه خودش رو پشت کسان دیگر قایم می کنه (اینبار نوبت سازمان نظام پزشکی نگون بخته) خودت رو قایم کردی!! بذار از روش های مافیایی برات بگم:
«”اُمرتا” یا همان قانون سکوت، قانونی در مافیا که شکستن آن محکومیت به مرگ را در پی دارد. چنین قانونی باعث شده است که تا امروز کسی نتواند افرادی از مافیا را محکوم کند. جزای افرادی که قانون سکوت را نقض کرده و اعتراف کنند در دادگاه با “لوپرا” ( اسلحه ی دو لول ) داده خواهد شد. در دوره ی فاشیست، حاکم ایتالیا، برای مقابله با مافیا، هزاران نفر را بدون مدرک زندانی و شکنجه کرد. مافیا هم مدتی برای به اصطلاح رد گم کردن، هم رنگ آنها شد و البته در عین حال جهانی شدن را شروع کرد.»
حالا خوب طبیعیه که خودنو پشت اسامی دیگه قایم کنی! «قانون سکوت» باعث سانسور هویت ات میشه!! ما که اهل سانسور نیستیم، رقص و پایکوبی ات رو به همه نشون میدیم! فقط نمیدونم وقتی ریش و قیچی دستتونه و اسلحه و نارنجک ما فقط سئوال ماست (دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟) چرا اینقدر خوشحالی؟؟!!!!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
دادستان انتظامی نظام پزشکی تهران بزرگ از دکتر میترا کدیور خواسته تا جهت پاره ای از مذکرات پیرامون پرونده مطروحه از سوی انجمن روانپزشکان ایران در روز چهارشنبه ۹۴/۲/۲۳ در دادسرا حضور بهم رسانند[۱].
“پاره ای از مذاکرات” در متن نامه برایم یادآور مذاکرات ژنو، مذاکرات هسته ای، مذاکرات ۱+۵ و مذاکرات لوزان است.
«مذاکره: ( Negotiation) گفتگویی میان دو یا چند فرد یا گروه است که با هدف دستیابی به یک درک مشترک، رفع نقاط اختلاف، یا رسیدن به منفعتی در نتیجهٔ آن گفتگو، ایجاد توافق در خصوص دوره‌های اقدام، چانه زنی برای منفعت گروهی یا جمعی، یا حصول نتیجه‌ای رضایتبخش برای منفعت تمامی افراد یا گروه‌های درگیر در فرایند مذاکره، انجام می‌شود.
مذاکره فرایندی است که در آن هر طرف درگیر در مذاکرات می‌کوشد تا منفعتی برای خودش در پایان مذاکرات بدست آورد. مذاکره با هدف دستیابی به مصالحه انجام می‌شود. مذاکره در تجارت، سازمان‌های غیرانتفاعی، ادارات دولتی، رویه‌های قضائی و میان ملت‌ها و در شرایطی از زندگی فردی مانند ازدواج، طلاق، بچه دار شدن و یا زندگی روزمره اتفاق می‌افتد.
مذاکره دارای استراتژی‌هایی است و هدف مذاکره رسیدن به توافق برد-برد است، توافقی که هر دو طرف از آن راضی و خشنود باشند. هر نوع توافقی غیر از این، منافع بلند مدت طرفین را در بر نخواهد داشت.
تیم مذاکره کننده با دکتر کدیور از کدام تاکتیک‌های مذاکره استفاده می کند:« شیطان: مذاکره کنندگان از تاکتیک شیطانی استفاده می‌کنند تا وانمود کنند که یک موضوع دارای ارزش اندک یا ناچیز برای یک طرف، برای آنها بسیار حائز اهمیت است. سپس بعدها در مذاکره، این موضوع می‌تواند برای یک امتیاز بزرگتر که دارای اهمیت واقعی است مورد معامله قرار گیرد.
جوجه: مذاکره کنندگان اقدامات پرشدتی را پیشنهاد می‌کنند که اغلب حیله‌ای است که طرف دیگر را به مجبور به ترک صحنه (میدان رقابت) می‌کند و به آنها آنچه را که می‌خواهند می دهد. این تاکتیک می‌تواند خطرزا باشد زمانی که گروه‌ها خواهان پس گرفتن ادعاهای خود و انجام یک اقدام پرشدن نیستند. دفاع در عمق:چندین لایه از اختیار تصمیم گیری برای اجازه دادن به اعطای امتیازات بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اما هر بار این توافق دستخوش اختیار لایه‌های متفاوتی قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر هربار که این پیشنهاد به تصمیم گیرندگان می‌رسد، آن تصمیم گیرنده درخواست می‌کند که امتیازات بیشتری به منظور نزدیک شدن به یک تفاهم و توافق اعطا شود. مهلت‌ها:به طرف دیگر اولتیماتوم دادن و اجبار آنها به اخذ یک تصمیم. این روش از زمان برای اعمال فشار بر گروه دیگر استفاده می‌کند. مهلت‌های داده شده می‌تواند واقعی یا تصنعی باشد. . دریغ و مضایقه کردن و…» [۲]
آیا قرار است سازمان نظام پزشکی با میانجیگری برای حل و فصل اختلافات عمل نماید؟ « یعنی حالتی که در آن یک طرف سوم بی طرف به هر دو طرف بحث گوش می‌دهد و مساعدت می‌کند تا توافقی میان طرفین ایجاد شود. این مفهوم هم چنین می‌تواند با “داوری” مقایسه شود که مشابه یک رویهٔ قضائی است. [۲]» یا سازمان نظام پزشکی همراه با تیم مذاکره کنندگان انجمن روانپزشکان ایران است که با یک نرمش قهرمانانه می خواهند به توافق برد-برد برسند؟ با مذاکره تیم مذاکره کننده می خواهد در معامله به چه منفتی دست یابد؟ برگزاری کنگره جعلی روانکاوی دیگر یا نپرسیدن سوال:«آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! کجاست؟» یا دست یافتن به «آرزوهای بزرگ»؟ در مقابل با این مذاکره آنها چه منفعتی می خواهند به انجمن فرویدی برساند؟ آیا آنها فکر می کنند می توانند با دکتر کدیور سازش کنند؟ اصلا، آیا دکتر کدیور همتایی در مذاکره دارد که ایشان را به پای میز مذاکره می کشانند؟
[۱] https://freudianassociation.org/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ipa-%D9%88%D8%B7%D9%86%DB%8C/
[۲] http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
قابل توجه پسر شجاع!
امروز ما رفتیم پدر پسر شجاع نبود، از خاندان انجمن روانپزشکی هم کسی نبود!! موندم بر چه اساسی شاکی حساب می شن؟؟ بر طبق گفته خودشون جهت «پاره ای مذاکرات» رفتیم و آخر سر گفتند: ببخشید دکتر کدیور ما شما را نمی شناختیم!!
خوب حالت جا اومد؟ چای هم آوردند ولی چون نبودی با شیرینی مدرک پدر پسر شجاع، ننوشیدیم و آمدیم!
چون لحظه به لحظه خبرهای سایت ما رو دنبال می کنی و یه موقع هایی خیلی ذوق زده میشی گفتم دلت نشکنه بنویسیم که چی شد!! حالا اینشالله دفعات بعد یه جا برات نگه میداریم که ورداری با شیرینی مدرک بابات بیای!!!
به مینا/فاطمه جون هم بگو اینو حتما!!!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
راستی راستی حساب کتاب دار بودن سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ!! از سر و روش می بارید!! میگید چطور؟ میگم براتون:
۱. دکتر کدیور که وارد شدند و گفتند شما، ما را خواسته اید، ما اعضای انجمن فرویدی هستیم، گفتند نه ما نخواستیم! جند لحظه بعد گفت: دکتر کدیور؟ خانم دکتر گفتند بله. بعد ما را راهنمایی کرد به اتاق دادستان.
۲. دادستان بعد از «مذاکرات»!! با خانم دکتر ( اجازه ورود ما را ندادند) گفته است: ببخشید ما شما را نمی شناختیم!!
۳. از شاکیان خبری نبود!!
۴. مذاکره تمام شد!!
همین؟؟
آره همین!! مگه چیه؟ نفت بگیرم؟؟
( ببخشید این دیالوگ پسر خاله بود)!!
حالا صنعتی و ورووجک و سامان اینا و همه و همه همین ازشون براومده بود؟؟
به نادانان چنان روزی رساند
که دانا اندر آن عاجز بماند (سعدی)

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
من همه اش یاد عاشق لکان/ عاشق لکان و وینی کات/ آقای لکان و گرین ( طفلک خیلی ترسیده) بودم… گفتم حالا منتظر، چشم به راه، شیرینی به دست، مدرک بابا به دست، چشم دوخته به سایت انجمن فرویدی، بی خبر نذاریمش!!
من چقدر ساده بودم! اولش که رسیدم یه عالمه دکتر مسن کت و شلوار اتو کشیده رفتن داخل، گفتم لاید اعضای هیات مدیره «IPA وطنی» هستند!! آخه شاکی ان دیگه!! ما هم که «خوانده» هستیم به عنوان یک انجمن رفتیم. ای دل غافل خبر نداشتیم که اینا کسای دیگه هستن…..نه پدری نه پسری نه IPA نه وطنی…کشک چی آش چی!!!
دادسرا هم که ته یه راهرو بود! با یه منشی! خبر خاصی هم از شکایت نامه نداشتند! جیزی هم به نام شکایت نامه ارائه ندادند!! پس چی بود؟؟ ما رو بیکار گیر آوردن؟؟

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
بچه که بودم وقتی از پدرم می خواستم چیزی، وسیله ای را برایم بخرد، می پرسید چه خصوصیاتی داشته باشد. من هم هر چیزی را که به ذهنم می رسید بیان می کردم و هر آرزوی گنده ای که داشتم لابلای این تقاضا به پدرم می گفتم. در نهایت آن وسیله با خصوصیاتی که من برایش تعریف کرده بودم، چیزی عجیب و غریب می شد و پدرم می گفت فهمیدم این چیزی که تو می خواهی «نیست در جهان» است و باید از خیرش گذشت. حالا حکایت این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» هم حکایت «نیست در جهان» شده و انجمن روانپزشکان هم می خواهد با «پاره ای مذاکرات» باعث شود ما از خیرش بگذریم ولی محض اطلاع بگویم که این «نیست در جهان» را که ما درست نکردیم که بخواهیم از خیرش بگذریم؛ همانی که ۳۰ سال درستش کرده و از منافع آن سود جسته و همانهایی که از او حمایت کردند باید جوابگو باشند!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
محض اطلاع دادسرای پزشکی سازمان نظام پزشکی
اول بروید قواعد نامه نویسی اداری را یاد بگیرید تا وقتی برای ریاست انجمنی نامه بزنید، بنویسید ریاست محترم انجمن فرویدی؛ بعد هم بروید یاد بگیرید وقتی می خواهید از شخصی حقوقی شکایت کنید باید از شخص حقوقی شکایت کنید نه شخص حقیقی. خانم دکتر کدیور رئیس انجمن فرویدی اند و انجمن فرویدی هیات مدیره دارد، مدیرعامل دارد، عضو دارد و همه اینها یعنی شخص حقوقی.
ملتفت شدید یا نه، یکبار دیگر تکرار کنم.
البته قبل از همه اینها هم بروید کمی مطالعه کنید که بفهمید اصلاً انجمن یعنی چه. اگر برای انجمن روانپزشکان جناب صنعتی و قابیدن روانکاوی معنی انجمن است، قرار نیست همه جا این تعریف قابل قبول باشد!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
یه عنوان انجمن فرویدی رفته ایم دادسرای نظام پزشکی نمی خواهند با ما حرف بزنند، می گویند فقط دکتر کدیور؛ می خواهند خودشان را به آن راه بزنند یا واقعاً دچار جهلند یا شاید هم دچار جهل مرکب.
آقایان/ خانم ها انجمن فرویدی یک شخص نیست. انجمن فرویدی با تک تک اعضایش انجمن فرویدی است؛ اینجا مثل آن انجمن روانپزشکانتان نیست که فقط X و Y معروف یعنی انجمن روانپزشکان!

X و Y هم که معرف حضورتان هست!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
ظاهرا سازمان نظام پزشکی در مورد شرح وظایفش دچار سوء تفاهمات اساسی است چون در دادسرای نظام پزشکی هم ظاهرا نمی دانند مراحل دادرسی چگونه است. عزیزان! وقتی کسی با احضاریه دعوت به دادسرا می شود باید تفهیم اتهام شود نه اینکه دادستان خودش هم نداند برای چه آن شخص را به دادسرا احضار کرده. همینطور هم تا جایی که ما می دانیم، در دادسرا رسم بر این است که هم شاکی و هم مشتکاعنه هر دو باید حضور داشته باشند. حالا اگر از آن IPA وطنی کذایی کسی جرات روبرو شدن با دکتر کدیور را ندارد، دادستان که باید کار خودش را بلد باشد! یا شاید بخاطر گل روی پدرخوانده که حتی فکر حضور دکتر کدیور هم صدایش را خفه می کند، دادستان خواسته از تشریفات قانونی کوتاه کند و بر محتوا بیفزاید!!! در هر حال انجمن فرویدی بار اول نیست که به افراد یاد می دهد کار خودشان را چطور درست انجام بدهند. دادسرای نظام پزشکی هم حالا یاد می گیرد دادرسی صحیح بر اساس آیین دادرسی کیفری کشور چگونه باید انجام شود. و مهمتر از آن یاد می گیرد هیچ کس نمی تواند «انجمن فرویدی» را نادیده بگیرد. ما انجمنمان را در وزارت کشور ثبت نکردیم که هر «ننه قمری» آن را نادیده بگیرد و با شخصیت های حقوقی انجمن ما مثل شخصیت حقیقی رفتار کند.

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
یادتان هست که پدرخوانده در کنگره ی خواری گفت من تحمل خشونت را ندارم؟ این هم تعریف صنعتی از مدنیت و فرهنگ را نشان می دهد که می تواند حتی دادسرای نظام پزشکی را هم «بخرد» تا قانون ممکلت را بخاطر او نادیده بگیرند و هر کسی را که سر راه پدرخوانده قرار گرفته «بترسانند». ظاهرا قبلا این جور شانتاژها جواب داده و زیر دندان پدرخوانده مزه کرده که دوباره آن را تکرار می کند. فقط همانطور که اینقدر احمق بود که تصمیم بگیرد دکتر کدیور را حذف فیزیکی کند، حالا هم آنقدر احمق است که فکر می کند دکتر کدیور بیدی است که با بادهایی که از سوی مافیای روان می وزد بلرزد. صنعتی! بالای صفحه AMP تصویر خدای باد است، کجای کاری مرد؟

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
واقعا IPA وطنی چه شکایتی میتونه از دکتر کدیور داشته باشه؟!!! شکایت از اینکه دکتر کدیور گفتند روانپزشک هستند؟!!!! بدون مدرک قابل ردیابی ادعای روانپزشکی داشتند؟!!! ۳۰ سال در دانشگاه علوم پزشکی، بعنوان روانپزشک، روانپزشکی تدریس کردند؟!!! تا نصفه شب و دم صبح بنام روانپزشک با ویزیت های نجومی بیمار دیدند؟!!!
ای بابا، آقای دادستان جای متهم که نه، جای مجرم و شاکی عوض شده؟!!! شما مدعی العموم بیماران بیچاره هستید یا مدعی الانجمن روانپزشکان آخه؟!!!
۳۰ ساله آقای عضو انجمن روانپزشکان بدون مدرک روانپزشکی مریض دیده!! روانپزشک تربیت کرده!! استاد شده!! از همه مهمتر ۳۰ ساله که از عنوان “روانکاو” سوءاستفاده کرده، خودشو به دروغ روانکاو خونده و هر لاطائلاتی رو به اسم روانکاوی به خورد مردم داده، اسناد و مدارکش هم که در اختیارتون هست، انجمنش هم ازش حمایت کرده یعنی شریک جرمشه، چشمتان را به اینهمه بیداد بسته اید؟!! داد ستان باشید آقا، داد ستان!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
تماس «مافیای روان» با سازمان نظام پزشکی در روز ۹۴/۲/۲۳ جهت پرسش از نتیجه مذاکره در مورد پرونده مطروحه انجمن روانپزشکان:
-الو سلام صنعتیم، چی شد؟ دیگه دل تو دلم نیست.
-شما ها معلومه کجایید؟
-(با صدای لرزان و لرزه بر اندام)الان باید زود برگردم آخه وقت «ناهار و نماز»ه، تتیجه مذاکره چی شد؟
-هیچی باید دنبال یه راه دیگه باشیم. [صدای افتادن یک جسم سنگین به زمین از آن سوی تلفن به گوش می رسد] الو الو محمد! محمد!
-الو الو من سامانم، چی شد؟ چی گفتی که رنگ استاد «خدوم»م عین کنگره جعلی روانکاوی پرید و از حال رفت؟ راستش و بگو شرینیت محفوظه ها؟
-[با صدای بلند] هیچی باید دنبال یه راه دیگه ای باشیم.
-چ____چی چی گفتی؟
-همون که شنیدی.
-الو الو جلیلیم، مذاکره رو چی کار کردی؟ شیری یا روباه؟ همه چیز خوب پیش رفت؟
-باهات خیلی تماس گرفتم ولی اشغال بودی …
-آره آره شریعت پشت خط بود، صد بار از ۵ صبح باهم تماس گرفته که نتیجه مذاکر را بدونه. می گفت که به خاطر مذاکره از شدت خوشحالی یک هفته است نخوابیده.البته این روزها حال همه ما روانپزشکا همینه.
– شریعت با منهم تماس گرفته، اون دوستتون بود، قهاری، حتی اون هم به هم زنگ زد. آخه امروز رو چرا برای همایش انتخاب کردید؟ من رو اینجا تنها گذاشتید. به همه اون روانپزشک هات بگو کارتون تمومه.
-اینجا تو همایش سرم خیلی شلوغه. همه روانپزشکان تو همایش دلشون پیش نظامه. جلالی اینقدر حواسش به مذاکره هست که لیوان های یه بار مصرف دوبار مصرف شدن.
-باید بیخیالش شیم. از دست من هم کاری برنیومد.
-الو امیرعباس کشاورز «اخلاقی»م [با گریه و صدای ملتمسانه] خواهش می کنم راستش رو بگید این چیزهایی که وحید میگه راسته؟
-بله درست شنیدی.
-صدای زنگ….الو الو….

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
پنج ویژگی تکراری میراث مقاله نویسی صنعتی از جانب یکی از شاگردان خدوم ایشان که در کنگره جعلی وظیفه خطیری را به عهده داشت:
۱- «گنج قارون رو می خوام، مال فراوون رو می خوام!»
۲-از قول شاردن:«ایرانیان… تنها چیزی که از دنیا می فهمند عیش است و نوش»- معرفی ایران و ایرانی
۳- اظهار عقیده راجع به «روشنفکران چپ»: «روشنفکران چپ از اقبال مردم به گنج قارون دل گیر شده بودند». (این دیگر trademark است!!!)
۴- «هشیاری و تفکر غم می آورد». – یک تحلیل بکر و مکاشفه مانند
۵- «جامعه بجای گرفتن قارون از آب می خواهد گنج قارون از آب بگیرد… ورسیون امروزی گنج قارون اگر بخواهد بفروشد قهرمان باید قارون باشد و رفتار علی بی غم نکوهش شود» – تعمیم ویژگیهای خود به جامعه

تمام مطالب داخل گیومه از مقاله «گنج قارون» از نگاه روان شناسانه جامعه امروز به قلم استاد امیرحسین جلالی روانپزشک/ مجله فیلم/ شماره ۴۹۱/ ۲۰ اردی بهشت ۱۳۹۴ انتخاب شده اند. بله! حرف به اندازه کافی آدمها را لو می دهد(۱)!

(۱) مضمون از دکتر کدیور

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
واقعا هم مایه خنده است و هم مایه گریه که دادستان نظام پزشکی این مملکت بی اینکه دکتر کدیور را بشناسد ایشان را «جهت پاره ای مذاکرات» احضار می کند! دارم فکر می کنم آدم که پزشک شد از هر چه «دانستن» در این دنیاست، از هر چه «عقل» است، از هر چه «هوش» است بی نیاز می شود؟ آخر پدر من مجبوری هر سازی صنعتی زد برقصی؟ یک جستجوی کوچک هم که در اینترنت انجام میدادی برای خودت خوب بود که بفهمی با کی طرفی! یعنی آدم دادستان بشود بی «ذره ای» کنجکاوی برای دانستن حقیقت؟! آنوقت تعجب دارد که ما «حتی کشور جهان ششمی هم نیستیم»؟ با این سازمان نظام پزشکیمان!!!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباه «مافیای روان»
امروز در دادسرای نظام پزشکی با خودم فکر می کردم چرا اینها اینجوری هستند؟ جالب بود که با شنیدن اسم دکتر کدیور همه جابجا شدند و زیر چشمی و یکه خورده ما را نگاه می کردند. معلوم بود فکر نمی کردند با «انجمن فرویدی» روبرو بشوند. فکر کرده بودند دکتر کدیور را احضار کرده اند دیگر! شاید هم هنوز در سال ۹۱ و رویای ۳۰ ساله صنعتی مانده بودند!! وقتی در یک کنگره ی خواری سخنرانان هم نمی دانند NGO یعنی چه، از سازمان نظام پزشکی چه توقعی است؟ همه علمای اعاظمشان در آن کنگره جمع بودند دیگر! وقتی مغز متفکر محمد صنعتی است، دیگر فاتحه بقیه خوانده است! دادسرای نظام پزشکی هم که شده حیاط خلوت صنعتی و مافیای روان! شرط می بندم از خود انجمن روانپزشکان هم بپرسید نمی تواند بگوید «پرونده مطروحه» چیست! قبول ندارید؟ از جناب جلیلی بپرسید، اگر توانست بگوید!!!

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
وقتی از پله های این «دادسرا» بالا می رفتیم فکر می کردم که عجب مملکت بدبختی داریم ما . Jorge Leon توی یه کشور دیگه درباره جنایت سال ۹۱ (توی ایران) اپرا درست میکنه و کار هنری می کنه* اون وقت اینجا توی کشور ما این انجمن روانپزشکان…. و این صنعتی …. (جاهای خالی را خودتان با کلمه شایسته پر کنید) دنبال حق و حقوق جامونده اشون هستن و دکتر میترا کدیور، تنها روانکاو عضو AMP از دریای سیاه تا دریای چین رو به دادسرا فرا می خونن.

خاک بر سر ما با این همه عقب موندگی!

* https://freudianassociation.org/lacan-quotidien-505/

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
خلاصه، بعد از «تقلاهای» بی پایان برادر صنعتی و بر و بکس «انجمنِ» تاکید می کنم «انجمن روانپزشکان …» بی خیال همون «IPA وطنی» برازنده ترشونه، بعد از این «تقلاها» نوبت به کی بود که خودش رو به حضیض صنعتی بکشونه؟! «سازمان نظام پزشکی»!
بله. امروز بالاخره رسید و دل این جماعت که این ۴ روز رو در بیشترین اندازه از خوف و رجا (در طول این ۷ ماه و نیم بعد از کنگره خواری) گذرونده بودن به یه آرامشی رسید و بالاخره ساعت ۹ شد و دکتر کدیور پیش دادستان رفتند و … همه جا رو خلا فرا گرفت…
و خوف اونها پیروز شد، چون «…جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» *

* سوره الإسراء – آیه ۸۱
http://parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%AC%D8%A7%D8%A1%20%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%82%20%D8%B1%D9%87%D9%82&lang=far&sura=17&ayat=81&user=far

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
امروز منشی دادستان هی رفت و اومد و گفت دادستان (روی در اتاق زده بودن «دادستان») می خوان شما رو ببینن (یعنی دکتر کدیور رو بدون انجمن فرویدی) ما برای دکتر کدیور نامه زدیم و این «دوستانتان (!)» بیرون باشن اگر دادستان اجازه دادند بیایند داخل و اینجور بهونه ها برای «به رسمیت نشناختن انجمن فرویدی» *و وقتی هم که دکتر کدیور پیش دادستان رفتن حرف دادستان معلوم نبود چیه.
«چرا کارت نظام پزشکیتون فلانه»** و از این حرفای حاشیه ای. بالاخره وقتی دکتر کدیور «آوردنش سر موضوع انجمن فرویدی»*** این آقا در رو باز کرد و گفت «خواهش می کنم بفرمایید. با شما نمیشه صحبت کرد.»
یعنی ایشون توقع داشتن چه حرفی زده بشه که خوشش بیاد و رییس انجمن فرویدی رو بفرستن توی گروه «کسانی که میشه باهاشون صحبت کرد»؟
آقای به اصطلاح دادستان (ستاننده ی داد!) اگه قرار به عمل به وظیفه است جنابعالی باید به «تخلف صنفی» همکاراتون در سال ۹۱ بپردازید نه اینکه بخواهید پاپی کار تنها روانکاوی که توی این مملکته بشید، امری که هیچ رقمه هیچ ربطی به شما نداره!
القصه…
این راند هم دستان «صنعتی و دوستان» از پاهاشون درازتر شد!
* و ** و *** نقل به مضمون از دکتر کدیور

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
بچه بودیم یادمه بعضی از این بچه ننر ها وقتی می خواستن یکی دیگه رو بترسونن یا حق خودشون رو بگیرن می گفتن: «به بابام می گم. بابام پلیسه»
حالا صنعتی رفته به اولیاش گفته. چون اولیاش «دادستان «انتظامی» نظام پزشکی تهران «بزرگ»» است.
ولی هیچیک از این گنده گنده ها نتونست موجب ترس رییس انجمن بشه و نتونست موجبات فتح ناحق «صنعتی و دوستان» بشه.

 

 

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پ. درباره «مافیای روان»
در ادامه کامنت قبلی ام به نظرم رسید که مقاله نویسی اصحاب صنعتی فرمول ساده ای دارد:
دوغ و خیار و سبزی و گردو و نون و نعنا را هم بزنید؛ آفرین آبدوغ خیار شما آماده است!!!

 

 

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

در این تقابلی که در این مدت(از لحاظ کرونولوژیک کوتاه ولی از لحاظ روند کار و مسیر طی شده در بعد سیمبولیک، طولانی بوده) بین انجمن فرویدی و مافیای روان رخ داده، فارغ از تمام جار و جنجالها و احساساتی که برون ریزی شده، یه روند زیربنایی بی سروصدا هم در جریان بود که درسته که شاید چندان به چشم نیومد ولی پایه و اساس کار رو تشکیل داد. یاد صحبتهای خانم دکتر در کتاب روانکاوی در قرن بیست و یکم، مکتب لکان می افتم که (نقل به مضمون میکنم چون الان متاسفانه به کتابم دسترسی ندارم)فرمودن که اونهایی که فکر میکنن که درمان روانکاوی از طریق تخلیه احساسات صورت میگیره، دارن این جریان پر سروصدای برون ریزی عواطف رو عمده میکنن و از دیدن حرکت ظریف دال ها غافلن.
حالا حکایت این تقابلیست که صورت گرفته: درسته که روند پر سر وصدایی داشت ولی اصل کار جای دیگه داره رقم میخوره، متعجبم که در این تقابل چقدر متریال برای یادگیری وجود داره!!
خیلی از مسایل تیوریک که برای آدم مبهم بوده شفاف میشه و یا باز هم توی ذهن بهتر چیده میشه. یه مثالش که برای خود من رخ داده رو میگم:
میدونیم که هر پدیده ای میتونه در بعد سیمبولیک، تصویری و یا واقع بازنمایی خاص خودش رو داشته باشه.
بیایید ”دال” رو در نظر بگیریم. دال ”روانکاو” در بعد سیمبولیک تعریف مشخصی داره: کسی که به پایان روانکاوی و عبور از میان فانتاسم رسیده. سرکرده مافیا سی سال تمام این دال رو برداشته بود و به صورت ”تصویری” ازش استفاده میکرد. این دال رو برداشته بود و به یه مدلول بی ربط (پزشک عمومی)، لحیم کرده بود. این جناب با دال روانپزشک هم همین کارو کرده بود و البته با خیلی دالهای دیگه. برای سهم بعد واقع هم همین بس که از طریق این لحیم نابجا، چه اتفاقاتی که در این مملکت ”در سکوت نمیگذشت!”. کاری که انجمن فرویدی و در راس اون خانم دکتر انجام دادن این بود که شروع کردن به افشای این لحیم کاذب و متقلبانه! تا قبل از این، مثل هر پدیده دیگه در بعد تصویری، ما با یک وضعیت دروغین و دلوژنال مواجه بودیم. اما با انجام این کار، اتصال این سه حلقه روز به روز سست و سست تر شد و کار به اینجا رسیده که میبینیم.
چیز دیگه ای که دیده میشه اینه که حقیقتا به قول خانم دکتر شخص میتونه به جایی برسه که عالم و علمش از هم تفکیک ناپذیر باشن. به نظر من این پدیده، حیرت انگیز، تکان دهنده و از لحاظ زیبایی شناختی، مسحور کنندس. یعنی ما مفتخریم به اینکه در این مملکت روانکاوی رو داریم که اونقدر علمش از خودش تفکیک ناپذیر شده که فعالیت و حیات اجتماعیش هم شبیه علمشه!!! و شبیه تیوری و پراکتیک روانکاویه!!
چقدر خوش شانس هستیم که در زمانه ای زندگی میکنیم که روانکاوی رو داریم که به قول فروید، روانکاوی براش مثل عینکی نیست که فقط هر وقت لازم داره به چشم میزنه و هر وقت لازمش نداره، برمیداره.
هنوز هم درشگفتم که حتی حیات اجتماعی خانم دکتر هم اینهمه متریال روانکاوی برای آموزش داره.از ابتدای این تقابل خیلی چیزها یاد گرفتم که اگه بخوام بگم از حوصله دوستان خارج خواهد شد….خیلی چیزا…
دکتر صنعتی به ذهنم میاد. حیات اجتماعی این بشر برای آموزش چی داره به جز تقلب و ژویی سانسهای حقیر(باز هم اصطلاح خانم دکتر!)، حتی گروه درمانیشم تصویریه و متقلبانه و همونی هم که حداقل توی روانشناسی باید باشه نیست!!
هنوز در شگفتم…..هنوز…..

 

 

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
بعد از خروج از دادسرای نظام پزشکی و اتمام مذاکرات «تیم مذاکره کننده»!! با خانم دکتر کدیور، رییس انجمن فرویدی، با خودم فکر کردم محمد صنعتی که اینقدر هم کشته مرده داره، چرا مدرک اش رو رو نمی کنه که مجبور نشه این کمدی شکایت و «پاره ای مذاکرات» را راه بندازه؟؟!!
یک بار دست به دامان رییس بیمارستان روزبه شد که فایده ای نکرد، بار دوم ریاست بیمارستان ایران را تغییر داد، به دکتر جلیلی متوسل شد و حالا نوبت نظام پزشکی بود. کی می خواد دست برداره؟ خوب یه دقیقه مدرک رو کنه برامون قال قضیه رو بکنه!

 

 

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ز. گ. درباره «مافیای روان»
ذکر نشدن سمت خانم دکتر میترا کدیور در مکاتبه دادستان انتظامی سازمان نظام پزشکی از سوی سازمان نظام پزشکی مساله ساده و پیش پا افتاده ای نیست. آیا این مساله را می توان صرفا یک اشتباه تلقی کرد؟ اشتباهی که به دلیل عدم آشنایی با نحوه نگارش مکاتبات اداری پیش می آید؟ قطعا اشتباهی در کار نیست. زیرا پیوندی بین سازمان نظان پزشکی با انجمن روانپزشکان وجود دارد که نقطه تلاقی آن « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است. آیا آنها با این شیوه می خواسته اند انجمن فرویدی و تلاش های دکتر کدیور را در گسترش روانکاوی ناچیز و بی اهمیت بشمارند؟
فکر می کنم ریشه این اشتباه در ترس است. ترس در برابر انجمن فرویدی. ترس از حقیقت می تواند سبب شود فرد مساله اش را کوچک و خوار کند گرچه اهمیت آن برایش صد برایر است. و وقتی فرد نمی داند با مساله چه کار کند از این شیوه ها استفاده می کند: یا آن را تحقیر می کند، چشمهایش را می بنند که آن مساله را نبیند، یا مساله را به قدری تحریف می کند که آن را دیگر نشناسد.

وقتی در دادسرای نظام پزشکی به اعضای انجمن فرویدی و هیات مدیره اجازه ورود به نزد دادستان را نمی دهند و فقط دکتر کدیور را احضار می کنند، دکتر کدیور توضیح می دهد که ما انجمن فرویدی هستیم و نامه را باید به انجمن فرویدی می زدید نه به شخص ایشان. انجمن فرویدی هیات مدیره و مدیر عامل دارد و باید آنها هم حضور داشته باشند(نقل به مضمون).
اما ” این بیان اکنون چو … بر یخ بماند” و مخاطب دکتر کدیور با عصبانیت می گوید که دکتر کدیور نمی فهمد.

 

 

 

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
هربار که مطلب «ظاهرأ حتی پزشکی قانونی هم متوجه شده که برای این ابن سینا «عقب ماندگی ذهنی» درخورتر است»، را می خوانم کلی می خندم! یعنی عنوان سمینار «مصادیق جنون» باشد و سهم آقای دکتر افشین اعتضادی در این کنگره صحبت مورد عقب ماندگی ذهنی باشد!! مصادیق جنون کجا و عقب ماندگی ذهنی کجا……
واقعا سلسله مراتب مافیایی هم عجب موضوع کمیکی است. حالا شما هر چی هم در اینترنت جستجو کنید، دیگه هیچ مطلبی ارائه شده توسط افشین اعتضادی نمی بینید الا همین: «عقب ماندگی ذهنی»!!
تا الآن فکر می کردم محمد صنعتی از ترس انجمن فرویدی دچار «تیرگی شعور» شده، حالا می بینم این بنده خدا که از اول…..به قول معروف: «دست و پا پنبه ای» بوده! نبوغ محمد صنعتی هم دقیقا همین جاست، جنس اش رو خوب جور کرده لامصب!!!

 

 

پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
دادسرای انتظامی نظام پزشکی تهران بزرگ که کارش رسیدگی به تخلفات پزشکی است آیا تخلفات زیر را نمی بیند؟
۱. ویزیت ۳۲۰ هزار تومانی محمد صنعتی به اسم روانپزشکی و با مدرک پزشکی عمومی!!
۲. رییس دپارتمان رواندرمانی دانشگاه تهران با مدرک پزشکی عمومی در حال ریاست است!!
۳. راستی محمد صنعتی در مهرش نوشته روانپزشک، استادیار دانشگاه؟؟ این جرم نیست؟؟
۴. رییس کمیته رواندرمانی انجمن علمی روانپزشکان ایران محمد صنعتی است با مدرک پزشکی عمومی!!
تک تک اینها جرم هستند،بهتر است به جای مذاکره با رییس انجمن فرویدی، به این جرم ها رسیدگی کند!! و بالاخره محل دقیق دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان را هم ردیابی کند!

 

 

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
به برکت افشاگری های انجمن فرویدی، حالا خیلی چیزها معنایشان را از دست داده و معانی جدیدی همراه دارند.
مثلا عدد «۳۰»! این «۳۰» حالا دیگر یادآور سی سال «شیادی» آقای صنعتی «هم» هست که لباس مبدل تن این شیادی کرده و نام «خدوم» به آن داده. البته که معنای همین «خدوم» هم عوض شده.
راستش این به بهانه بزرگداشت «حکیم فردوسی توسی» به خاطرم آمد و آن «سی سال» زحمت او که می گوید :
«بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی»

آقای صنعتی! شما که ناتوانیِ از سر نادانیت را جار می زنی و می گویی: « اما واقعیت این است که نه «هویت ملی» و «ملیت» را می‌توان به سادگی تعریف کرد و برای چیستی «هویت ایرانی» پاسخ‌های روشن و سرراستی یافت…»» [۱] و در شاهنامه «کلیشه» یابی می کنی (!) که: «بنابراین تفاوت بارز بین این پسر پدرکش و کلیشه اسطوره‌ای اش در شاهنامه فردوسی یعنی ضحاک با نمونه غربی‌اش ادیپوس رکس نخست این است که…» [۲] و همچنان در خوار و خفیف کردن ایرانیان کم نمی گذاری و می گویی: «ارسطو بر این باور بود که خودکامگی، مخصوص ایرانیان بوده‌است و سایر ملل از ما تقلید کرده‌اند.» [۳] بسیار دوست دارم بدانم که این قصه پردازیهایت از کجا شروع شد و آیا آنان که مسخ حرفهایت شده اند، نمی بینند که چطور ایران و ایرانی را، از جمله خود همان شنوندگان گنگ را به حضیض می بری؟!
ولی در این سرزمین به لطف پروردگار دیگر کسانی هم بوده اند که فرصت نداده اند آن «۳۰» سال زحمت های فردوسی ها و سعدی ها از بین رود، مثل دکتر کدیور که «به ایران آمدند تا تا زبان سعدی از سخنان فروید بی نصیب نماند»[۴].

«فردوسی پاک زاد» [۵] در «گفتار اندر آفرینش مردم» شعری زیبا دارد که خواندن آن مرا یاد صنعتی انداخت که فردوسی را نقد می کند و مردم را «توده» می خواند.
فردوسی پس از سرودن از آفرینش آتش و زمین و آسمان و افلاک و هرآنچه در زمین است، به آفرینش انسان می رسد:
«چو زین بگذری مردم آمد پدید/ شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند/ به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد/ مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی/ که مردم به معنی چه باشد یکی
مگر مردمی خیره خوانی همی/ جز این را نشانی ندانی همی
ترا از دو گیتی برآورده‌اند/ به چندین میانجی بپرورده‌اند
نخستین فطرت پسین شمار/ تویی خویشتن را به بازی مدار
شنیدم ز دانا دگرگونه زین/ چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین/ چو کاری بیابی ازین به گزین» [۶]

زادروز آنکه «سی سال رنج کشید تا پارسی را زنده نگه دارد» گرامی باد.

۱- http://www.mohammadsanati.net/1391/t/thoughtperceptionculture/766
۲- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/484
۳- http://www.mohammadsanati.net/1390/t/thoughtperceptionculture/536
۴- نقل قول از دکتر کدیور
۵- اشاره به این بیت از سعدی: « چه خوش گفت فردوسی پاک زاد/ که رحمت بر آن تربت پاک باد»
۶- http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh4

 

 

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
سعدی در قرن ۷ هجری وقتی نقل قول می کند منبع حرفش را می آورد:
«چه خوش گفت فردوسی پاک زاد/ که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است»*
ولی در کنگره خواری صنعتی ذکر منبع ناسزایی بود نابخشودنی!
* http://ganjoor.net/saadi/boostan/bab2/sh14

 

 

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
دکتر احسان شمسی کوشکی، نماینده سازمان نظام پزشکی و دبیر کمیته ملی اخلاق در پژوهش حوزه نظام پزشکی:
“این را می‌گوییم که برخلاف آنچه تصور می‌شود که پزشکان به اعتماد مردم نسبت به خودشان احتیاج دارند، ما مدعی هستیم که این اعتماد نیاز مردم است نه پزشکان. یعنی مردم نیاز دارند که به یک پزشک اعتماد کنند تا جان‌شان را در اختیار او قرار دهند؛”!!!!!!*
وقتی گفته های دبیر کمیته ملی “اخلاق”!!!! در پژوهش حوزه نظام پزشکی این باشد عملکرد عضو سازمان نظام پزشکی هم همان می شود که از صنعتی و همدستان دیدیم و می بینیم!!!!
بله این اعتماد نیاز “توده” است و زمانی که “توده ها” تبدیل به “شهروند” شوند** دیگر این “اعتماد” نیاز شما خواهد بود آقای دکتر کوشکی!!!!

*مطلب در این حوزه ضعف های مهم تر از پخش یک سریال وجود دارد.
**مطلب «تبدیل توده ها به شهروند یکی از کارویژه های جامعه مدنی»،گفتیم که دیگر جائی برای صنعتی-همایون پور نیست!

 

 

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی طاهری درباره «مافیای روان»
این اختتامیه عجب افتضاحیه واقعاْ!
در روز روشن بخش پرسش و پاسخ را حذف می کنند و در روز روشن به دروغ می گویند «همانطور که قبلا گفتیم به جای آن به دیسکاشن بین هیأت رئیسه پرداختیم». وا!!! پس چرا ما نشنیدیم که این حرف را «قبلاً» زده باشید و یادمان است پرسش و پاسخ جلسه قبلش را هم به آن جلسه موکول کرده بودید؟ چه جالب! همه آن «۳۰۰ نفر منهای ۱۰ نفر» «قبلاً» شنیده بودند که قرار است بخش پرسش و پاسخ نباشد و فقط ما ۱۰ نفر نشنیده بودیم؟!
حالا اصلاً ما داعشی بودیم، شما، عاشقان دلباخته صنعتی، چرا هی هو می کردید؟! تازه ۳۰۰ نفر هم بودید، از ۱۰ نفر ترسیده بودید؟
بعد آن آقا پشت سر هم اعلام می کند متأسفیم و نباید جلسه «علمی» به این شکل می شد و ما نمی خواستیم و همه تلاشمان را کردیم این طور نشود. وا!!! خب برادر من اولاً که هی تکرار کنی «علمی»، «علمی» که «علمی» نمی شود که. یعنی کلاً اساساً هیچ وقت هیچ جای دنیا با «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» که هیچ، با دانشکده روانپزشکان هیچ جای دیگر هم «علمی» نمی شود. ثانیاً شما تلاشت را اشتباهی کردی. خب به جای تماس تلفنی با این و آن و دیدن این و آن و حذف بخش پرسش و پاسخ و قطع میکروفن و از این جور تلاش ها یک کلام می گفتی «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست».

 

 

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای امین درباره «مافیای روان»
“هاشمی گفت: به هیچ وجه از حقوق مردم کوتاه نخواهیم آمد و مصمم هستیم در موضوع رعایت تعرفه ها نهایت سخت گیری شود.
همچنین ایشان با اشاره به کمک انجمن ها در رفع بسیاری از گرفتاری ها گفته است: انجمن ها متاسفانه شرایطی که دنبال می کنند در جهت برخورد با متخلفان و خلافکاران نیست.”
https://freudianassociation.org/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA/
جناب آقای دکتر هاشمی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
آیا منظور شما در حفظ و احترام به حقوق مردم، بررسی پرونده محمد صنعتی، دانشیار دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، در مورد سرکیسه کردن مردم آن هم بدون داشتن مدرک پزشکی تخصصی است؟ آیا سرانجام می خواهید سوال :«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان! کجاست؟» را بررسی نمایید؟
نظر شما در موردانجمن روانپزشکان ایران در برخورد با متخلفان و خلافکاران چیست؟
جناب وزیر!
وقتی رئیس کمته روان درمانی انجمن روانپزشکان فرد متخلف و خلاف کاری است یا صحیح تر بگویم یک کلاش، کلاهبردار و «مافیای روان» است چگونه انتظار دارید که این انجمن با متخلفان و خلافکاران برخورد کند؟!

 

 

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

“من یک سال بعد از بازگشتم از انگلستان توسط یکی دو تن از دانشجویانم که نفوذی هم داشتند مورد پرسش قرار گرفتم تا موضع خود را نسبت به فروید روشن کنم. پاسخ من این بود که فرویدی نیستم. بسیاری از نظریه‌های او را هم نمی‌پذیرم…. آن‌ها اما یک برداشت داشتند و آن اینکه من یک روانکاو هستم و لاجرم فرویدی. من از تمامیت فروید دفاع نمی‌کنم ولی او را هم به تمامی نمی‌توانم رد کنم″.*

سوال: جناب صنعتی کجای تیوری رو قبول داره و کجاهاشو نه؟ چرا هیچ وقت در این سی سال به صورت واضح این موضوع رو اعلام نکرده؟
برای یافتن پاسخ بیایید تا با ایشون یه مصاحبه فرضی ترتیب بدیم.
مصاحبه گر: جناب صنعتی! چرا در مورد نظریه فروید، موضعگیری شما اینقدر ‘بوقلمون صفتانس’؟

پاسخ (از دهان مبارک خود ایشون): ببینید! توده ها از بعضی جاهای تیوری خوششون میاد، از بعضی جاهاش بدشون میاد و بعضی جاهاش براشون علی السویه است. من ‘موافق’ اون قسمتهایی از تیوری هستم که توده (در حال حاضر) دوست داره(چون باهاش میشه پز روشنفکری داد و البته توده رو سرکیسه کرد). اونجاهایی رو که توده قبول نداره منم قبول ندارم چون ‘عواقب’ داره. و در مورد اونجاهایی که توده نظری نداره، منم معلق وایسادم تا تکلیف معلوم بشه.
پایان مصاحبه!

پانویس ۱- توی متن بالا، کلا منظور از فهمیدن تیوری، سوء تفاهمه.
پانویس ۲- چقدر رفتار یه روانکاو وحشی و موضع گیریش نسبت به روانکاوی، با یه روانکاو واقعی فرق داره. خانم دکتر تا پای جونشون برای روانکاوی وایسادن و البته سعی میکنن سوءتفاهمات آدما در مورد روانکاوی رو برطرف کنن. نمونه اش در روند گرفتن مجوز برای انجمن فرویدی بوده که مطمینا ساعتها وقت صرف شده تا این ابهامات و سوءتفاهمها برطرف بشه تا بشه مجوزی گرفت، برای انجمنی، که نام فروید رو شامل بشه.
پانویس ۳- چقدر این رفتار خانوم دکتر ‘اخلاقی’ است!! اینکه سر حرفشون بایستن حتی اگر منجر به دلخوری یه عده بشه. واقعا این کار، بسیار اخلاقیه، چرا؟ جناب صنعتی رو درنظر بگیرید. چرا ایشون روانکاوی رو غربال میکنه؟ اولین پاسخ اینه که خب روانکاو نیست ولی پاسخ دومی هم در کاره که به مراتب مهمتره: روانکاوی باید مطابق میل (به قول جناب صنعتی )’توده’ باشه تا بدشون نیاد، این، یه وضعیت ایده آل برای یه شیاده! حرفی نمیزنه و کاری نمیکنه که توده بدش بیاد. تا حالا کدوم شیادی رو دیدید که قبل ازینکه به هدفش برسه، قربانیش رو ناراحت کنه؟ اتفاقا تمام سعیشو میکنه که طرفشو راضی نگه داره. ایشون هم مث هر شیاد دیگه طرز رفتارش همینه، مسایل بحث برانگیز تیوری رو کنار میذاره تا مورد قبول توده بشه تااااا بشه روانکاوی رو مثل یه کالا بهشون فروخت. در واقع خانوم دکتر چون نیت سوءی ندارن، براشون به هیچ عنوان’الزامی’ نیست و ضرورتی نداره که بخوان ‘حتما’ ایگوی مخاطبشون ‘راضی’ باشه.
پانویس ۴- و نکته آخر: یه نکته دیگه از نقل قول بالا: پرواضحه که از ابتدای ترک’انگلند’ و ورود ایشون به ایران، ‘دیگرانی’ هم بوده اند که عنوان روانکاو رو به ایشون پیشکش کرده اند و هنوز هم هستند این (نا)کسان.

 

 

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با عرض پوزش منبع رو فراموش کردم.

https://freudianassociation.org/%d8%a8%d8%b1%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%af%da%af%d8%b1-%d9%86%d9%87/

 

 

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
یک افرادی بودن اینجا خودشون رو «خانم/ آقای لکان و گرین» و « آقای عاشق لکان و وینی کات » معرفی می کردن. چی شده که
بعد از «مذاکره» زبونشون بند اومد؟!
حالا اینا که سهلن! همون صنعتی و بر و بچه ها هم یه تیر میزنن و خودشون بدّو میرن «کنگره»! تا گرفتن خبر نتیجه یه سری توی کما هستن و بعد از نتیجه یه سری دیگه!
نگرانشونم که این همه کما آسیبهای روانپزشکی روی مغزشون نذاره! عیب نداره میسپرنشون به چندتا روانپزشک، اونا آب بندیشون می کنن.

 

 

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
خواندن نامه رضا علوی مندرج در سایت سلزمان نظام پزشکی تهران بزرگ!! خظاب به مهران مدیری* نکات بسیار جالب و در عین حال دردناک و تاسف برانگیزی در برداشت که آدمی را سخت به فکر فرو می برد؛ یعنی خندیدن به یک پزشک اینقدر چیز وحشتناکی است؟ یا قضیه چیز دیگری است؟ اصلا قضیه بر سر «قیمت آدمها» است و تعیین «تعرفه» آدم ها و نه چیز دیگر!
۱. محور نامه بر اساس مقایسه درآمد بعضی پزشکان عزیزتر از جان!! بود با درآمد مهران مدیری!! و در نهایت قیمت گذاری آقای مدیری! با خودم فکر کردم در دنیایی که به زعم آقای علوی، همه چیز را با پول قیمت گذاری می کنند، حتی ارزش کارهای معنوی آدم ها [هرچند نمی دانم چطور می شود کار جراحی زیبایی را معنوی فرض کرد!!]**، بسیارخوب، دادسرای نظام پزشکی محترم؛ بفرمایید «قیمت» مدرک استاد اعظم «پنجه طلای» فارغ التحصیل از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» چقدر است؟؟!! که حیثیت و اعتبار یک مجموعه صنفی پزشکی یا حیثیت یک دانشگاه به گرو ابقا ایشان گذاشته شود؟؟
راستی قیمت و بهای شکایت مجموعه تان از ریاست انجمن فرویدی یعنی دکتر کدیور چقدر است؟
۲. «آقای مهران مدیری، گرچه از تعرفه خود چیزی نمی گویید ولی ما همگی به قیمت شما واقف شده ایم.»***
راست می گویید؟ تعرفه قاضی دادسرای انتظامی سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ!! هم به اندازه آن قاضی بود که دکتر کدیور را به بیمارستان ایران فرستاد؟ بیشتر یا کمتر؟؟!!
۳. «، یعنی شما به ازای هر دقیقه حضور ١،٧٠٠،٠٠٠ تومان دریافت کرده اید که میزان حقوق کارگر ایرانی در همان سال (٨٩) ماهانه ٣٠٣ هزار تومان بوده است! شاید بگویید هنر شما بیش از هنر کارگر ارزش داشته باشد، قبول! هنر آن پزشکی که انگشت قطع شده شما را ترمیم کرد چطور؟ آن پزشکی که شما را از افسردگی پس از قهوه تلخ رهاند چطور؟ آن جراحان پلاستیکی که پنجه های طلایی شان را به تمسخر میگیرد و هنرشان اکنون بر رخ و بدن نیمی از بازیگرانتان خود نمایی میکند چطور؟»****
این دیگه شاهکاره! تا الآن این بود که دلت بسوزه و چشم حسود کور اگر فلان جراح درآمد افسانه ای دارد! حالا یهویی درآمد یک کارگر اینجا مرجع مقایسه شد!! خودمانیم اصلا اگر ما درآمد مهران مدیری را نمی دانستیم چی می شد؟؟ اصلا قیمت هنر هم کلید خورد اینجا!!
۴. قیمت قیمت قیمت… اعتراض به دلیل اختلاف درآمد است نه به دلیل مساله طنز و خندیدن به پزشکان! اعتراض به این دلیل است که پزشکی که رینوپلاستی کرده و انگشت دست کارگزدان را ترمیم کرده، نباید دستمزد کمتری از کارگزدان داشته باشد!!
به به مملکت گل و بلبل!! این است اعتراض یک پزشک؟ این است معنای شرافت، معنویت و خدمتگزاری یک پزشک؟؟ راستی راستی دعوا سر قیمت و تعرفه است!! شرم، شرم، شرم…..به یاد یکی از سخنان دکتر کدیور در کلاس های عرصه فرویدی افتادم که در ارتباط با جریمه در روانکاوی گفتند: « پول عینی ترین ابژه در جهان فعلی است.»
* https://freudianassociation.org/%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B3%D9%85/
** با اشاره به این بخش از نامه مذکور: «آن جراحان پلاستیکی که پنجه های طلایی شان را به تمسخر میگیرد و هنرشان اکنون بر رخ و بدن نیمی از بازیگرانتان خود نمایی میکند چطور؟»
*** و **** https://freudianassociation.org/%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B3%D9%85

 

 

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم لاله شیرازی درباره «مافیای روان»
چند تا از دوستام که خارج از ایران زندگی میکنند درباره ی مرخصی گرفتن بچه هاشون از مدرسه میگفتند که خیلی سخت گیری میکنند و غیبت غیرموجه تبعات خودش را به همراه داره مثل جریمه نقدی یا اینکه پلیس میاد دم خونه و یا اگر در زمان مدرسه بچه بدون اجازه ی مدرسه سفر بره تو فرودگاه امکانش هست که پلیس مانع از پرواز بشه
قربونش برم تو ایران هرچقدر دلت می خواد غایب شو، فقط اگر خیلی می خوای به مدرسه احترام بذاری یک برگه استعلاجی تقلبی ویا اینکه دو تا بسته گز و پولکی برای ناظم ببری همه چی حله!!!
یاد صنعتی افتادم، خُب هردنبیل تر از ایران جایی نیستش که بتونه بدون مدرک پول پارو کنه!!!
اینقدر خوشه بنده خدا که به فکر مدرک تقلبی هم نیستش!!
البته خوش بود.

 

 

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
چند سال پیش، فکر کنم سال ۱۳۸۷ بهرام بیضایی فیلمی درباره شرایط سینما در ایران ساخت به نام: «وقتی همه خوابیم» و در آن فیلم به صورت بسیار صریحی نشان داد که مافیابازی حاکم بر سینما، چقدر این هنر را تنزل می دهد.
این عنوان فیلم بسیار فوق العاده بود کما اینکه خود فیلم هم به نظر من بسیار خوب بود.

این «وقتی همه خوابیم» در هرجایی که مافیایی حضور دارد، صدق می کند. ما خواب بودیم که گذاشتیم حوزه روانکاوی را آنقدر تنزل بدهند و تحلیل های آبکی و سطحی را روانکاوی معرفی کنند. هنوز هم مثلاً تحلیل (!!!) جناب صنعتی از اعضای انجمن فرویدی در روز سوم کنگره جعلی یادم هست: «ما نباید همه اش ایدمان را ارضا کنیم، اگرشن خودمان را…»

اما ما، اعضای انجمن فرویدی به برکت حضور و «هدایت» دکتر کدیور بیدار شده ایم، آرزویم این است که این بیداری جاودانه باشد.

 

 

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
قابل توجه جناب صنعتی، جناب تورج مرادی و همه شاگردانشان که «مکتب نرفته ملا شده اند»:

«هرکه او بی مرشـدی در راه شد
او زغـولان گمره و در چاه شد
هرکه گیـرد پیشـه بـی اوستـا
ریشخندی شد به شهـر و روستا
کـار بی استـاد خواهـی ساختن
جاهلانه جان بخـواهــی باختن»

مولوی

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=24642

بله همانطور که گفتیم «اول روانکاوی می شوند» و تازه آنهم توسط یک روانکاو واقعی.

 

 

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
بشنوید و بخندید اختتامیه را گوش کردم و به این فکر می کردم که این همه اعضای انجمن فرویدی پرسیدند: “آقای دکتر صنعتی! دانشگاه روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!”. همه سخنرانان این را می دانستند که برای این سوال هیچ پاسخی وجود ندارد. همه می دانستند که این سوال جزو سوالات ممنوعه است! همه می دانستند که در پس این سوال یک باند مافیایی “لم” داده.
برای هیج کدام از سخنرانان این یک سوال عجیب نبود! هیچ کدام فکر نکردند که این چه سوالیست آخر؟ این محل تحصیل دکتر صنعتیست و “مدارک آن هم موجود است”! این اعضای انجمن فرویدی چرا بی وقفه این سوال را می پرسند؟
و حالا به این فکر می کنم که این باند مافیایی تا رگ و پی جامعه روانپزشکی مملکت رسوخ کرده! اگر کسی با این باند همکاری نکند ولی از اعمال و رفتار آنها آگاه باشد و هیچ اعتراضی نکند هم دست در کاسه صنعتی و دار و دسته اش دارد…
خدا را شکر که انجمن فرویدی هست…
خدا را شکر که دکتر کدیور هست…
و خدا را شکر که انجمن جهانی روانکاوی هست.

 

 

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
«جنجالی ترین متن اعتراضی که در نوع خود بی سابقه است از صبح دهم فروردین ماه بر روی پورتال رسمی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت که بازخورد گسترده ای نیز در فضای مجازی پیدا نمود» [۱]. این متن مربوط به پخش سریال « در حاشیه »مهران مدیری است که از ماه¬ها قبل اعتراضات پزشکان را به دنبال داشته است. سیدحسن هاشمی (وزیر بهداشت)و پزشکان واکنش تندی علیه پخش این سریال داشته اند، اردوکشی خیابانی هفت هزار پزشک برای مقابله با یک کمدی تلویزیونی گرفته تا نامه عجیب رئیس سازمان نظام‌ پزشکی علیه «در حاشیه» مهران مدیری [۲] و هشدارهای رئیس انجمن روانپزشکان ایران… از دیگر اقدامات جامعه پزشکی بر علیه این سریال بود. جامعه پزشکی با نگرانی از تخریب رابطه مقدس پزشک و بیمار از پخش این سریال ممانعت کردند.

“چندی است در سینماهای آلمان فیلم سینمایی El_médico به معنی پزشک به نمایش درآمده است. این فیلم بر اساس رمان The Physician از رمان نویس آمریکایی به نام Noah Gordon توسط یک کارگردان آلمانی و با بازیگران آلمانی ساخته شده است.
داستان این فیلم با نمایش سالیان تاریک قرون وسطا در سده یازده میلادی در اروپا آغاز می شود. راب کول یک بچه یتیم و بسیار فقیر انگلیسی است که والدینش را بر اثر بیماری از دست می‌دهد و به علم پزشکی علاقمند می شود تا بلکه بتواند از مرگ و میر انسانها جلوگیری کند. او پس از یک عمل جراحی آب مروارید از چند کحال یهودی می‌شنود که تنها پزشک و حکیم بزرگ جهان شخصیست بنام ابوعلی سینا که در سرزمینهای شرقی در شهری بنام اصفهان زندگی می کند. او مصمم به سفر به اصفهان و شاگردی و تلمذ نزد شیخ الرئیس می شود. در اصفهان راب کول خود را به شکل یهودیان در می آورد تا بتواند به شاگردی شیخ الرئیس برود (به جهت جنگهای صلیبی، مسیحیان و نیروهای اسلام در زمان فیلم با یکدیگر در جنگند). او بزودی پیشرفتهای سریعی در نزد استاد می کند و رفته رفته از شاگردان محبوب شیخ الرئیس می شود. اما خطر در کمین است و «طغرل» (فرمانده سپاه سلجوقی) قصد فتح اصفهان را دارد اما سلطان علاالدوله دیلمی مانع اوست. روحانیون مسلمان که از تدریس فلسفهٔ ارسطو توسط شیخ الرئیس و نیز حمایت سلطان از آنان و یهودیانِ شهر سخت خشمگین هستند با طغرل پنهانی بیعت کرده و به سلطان خیانت می کنند و اصفهان نهایتاً سقوط می کند. اما سلطان که توسط شیخ الرئیس، راب کول، و دوست یهودی اش مورد عمل جراحی آپاندیس قرار گرفته بوده، بعنوان قدردانی از آنان یهودیان را نجات داده و در لحظات واپسینِ سقوطِ شهر از اصفهان فراری می دهد. روحانیون مسلمان نیز کتابخانه شیخ الرئیس را سوزانده و حکیم که از نابودی مدرسه طبابت خود بشدت دلشکسته شده است بطری زهر می نوشد و در لحظات آخر عمر خویش نوشته های شخصی اش را به راب کول داده و به او سفارش می کند که در غرب راه او را ادامه دهد. سلطان علاالدوله در نبرد با طغرل کشته می شود و اصفهان بدست طغرل و روحانیون مسلمان فتح شده و در آتش می سوزد. راب کول با معشوقه یهودی و ایرانی خود به انگلیس باز گشته و در لندن یک بیمارستان تاسیس می کند. در صحنه نهایی فیلم، کودکی در کوچه های لندن با وجد از طبیبی سخن می گوید که از شرق بازگشته و تمام امراض را مداوا می کند، در حالیکه آفتاب بر فراز لندن در حال طلوع کردن است.” [۳]

در مورد صحت این فیلم ذکر شده است:
“این فیلم درباره زندگی ابوعلی سینای خیالی است و در آن فقط از نام و شهرت و محل زندگی وی الهام گرفته شده است. و شامل مواردی است که با آنچه بر ابن سینا گذشته تضاد دارد. به عنوان نمونه در این فیلم ابن سینا در اصفهان یک معلم وطبیب است و علاالدوله با او رفتاری مناسب ندارد و فقط از او حمایت می‌کند. درحالیکه در واقعیت ابن سینا وزیر علاالدوله بود و علاالدوله بسیار به او احترام می‌گذاشت.
در این فیلم ابن سینا و شاگردش توسط روحانیون به خاطر تشریح بدن میت٬ تکفیر و محکوم به اعدام می‌شوند.در حالیکه ابن سینا با اینکه توسط مقامات روحانی مورد انتقاد بود (به خاطر نظراتش در فلسفه نه در پزشکی) هیچگاه محکوم به اعدام نشد. همچنین در سرزمین‌های اسلامی به جز صوفیان و دراویش در آن دوره هیچ دانشمندی تکفیر و کشته نمی‌شد وهمچنین ابن سینا هیچ شاگرد انگلیسی که نامش در تاریخ ذکر شود نداشته است.
در ضمن علاالدوله در این فیلم پادشاهی مستبد و سکولار در نظر گرفته شده است که در حقیقت چنین نیست و ضمنا در این فیلم اولین تشریح توسط شاگرد انگلیسی ابن سینا انجام می‌شود که این نیز صحت ندارد و قبل از ابن سینا توسط عده‌ای از دانشمندان سرزمین‌های اسلامی جسته و گریخته انجام شده بود همچنین ابن سینا معاصر سامانیان و غزنویان بود نه سلجوقیان و سلجوقیان ۱۰۰ سال بعد از ابن سینا روی کار آمدند و متعاقبا نیز آنها علاالدوله را نکشته و اصفهان را در آن تاریخ فتح نکردند همچنین در سرزمین‌های اسلامی هیچگاه یهودیان و مسیحیان کشتار نمی‌شدند و از حق تحصیل نیز محروم نبودند و در فیلم مطرح می‌شود که مسلمانان در سرزمین‌های اسلامی مسیحیان را راه نمی‌دهند در حالی که اصفهان در ان زمان اقلیتی مسیحی داشت که در آرامش زندگی می‌کردند. و در آخر ابن سینا هیچ‌گاه خود کشی نکرد و به مرض قولنج به صورت طبیعی آن هم نه در اصفهان بلکه در همدان فوت شد.” [۳]
در ایران، اول شهریور ماه، همزمان با زاد روز بوعلی سینا، به پاس تألیفات و خدمات وی، به علوم پزشکی و فعالیت وی در این رشته، و تجلیل از پزشکان، روز پزشک نام گذاری شده‌است [۴] . وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم بوعلی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند.همچنین وی او را مشهورترین دانشمند دیار ایران می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است[۵].
اما این “فاجعه سینمایی”[۶] شخصیت حکیم ایرانی را بسیار تحریف کرده است و به نظرمی رسد ابن سینا را یک پزشک ضعیف، ترسو و سست عنصر و… معرفی می کند که ویژگی های یک استاد واقعی را ندارد. در این فیلم شخصیت مرد انگلیسی-شاگرد بوعلی سینا- قوی تر از استاد است. همچنین در صحنه های آخر فیلم که بوعلی سینا قصد خودکشی دارد ابهت این حکیم کاملا فرو می پاشد و در مقابل بر قدرت مرد انگلیسی افزوده می شود. طبیبی که به دلیل نبوغش در فلسفه، پزشکی، موسیقی، نجوم و ریاضیات در ذهن ما ایرانی ها و مردم جهان از جایگاه خاصی برخوردار است. هدف از تضعیف فرهنگ ایرانی چیست که از «مافیای روان» در ایران گرفته تا افرادی خارج از ایران کمر به همت ان بسته اند؟ آیا فیلم physician یک فیلم «ضد ایرانی و اسلامی» [۷] نیست؟ آیا فیلم physician یک فرهنگ را زیر سوال نمی برد؟ چرا نظام پزشکی این فیلم را به بوته نقد نگذاشت و جنجالی به راه نینداخت؟ چرا با نمایش این فیلم و پخش آن در سراسر جهان، جامعه پزشکان اعم از وزیر، رئیس نظام پزشکی و … اقدام به اعتراضات گسترده نکردند؟ جای شگفتی است، با تحریف بوعلی سینا آب از آب تکان نمی¬خورد، ولی پخش سریال تلویزیونی «در حاشیه» که برخی واقعیات موجود در حوزه پزشکی ایران و مشکلات مردم را در این زمینه نشان می¬دهد جامعه پزشکان این سریال را خطرناک تلقی می کنند و به این دلیل خواستار توقف این سریال می¬شوند.
عدم توجه به این فیلم از سوی پزشکان می تواند بیانگر این باشد که شاید پزشکان مدت زمانی است که بوعلی سینا را فراموش کرده اند. زیرا “پزشکی امروز، امتداد دقیق و کامل طبّ ابن‌سینا نیست. طبیب باید حکیم باشد و فقط چنین انسان‌هایی هستند که حق دارند امراض انسان را درمان کنند و این هم از عجایب و عبرت‌های این روزگار است که افرادی به صرف گرفتن یک مدرک دانشگاهی در حوزه‌ی جسم و بدن انسان و کمترین توجهی به نفس و روح انسان، در مورد وجود انسان، نظر می‌دهند. حکیم، کسی است که بدن انسان را مجزای از نفس و روح او نمی‌بیند (مانند منتقدی که تم و محتوا و قالب اثر هنری را منفک از هم نمی‌بیند) و طی یک سیر از کل به جزء و از عالم اجمال به عالم تفصیل، علت امراض را یافته و آن علت را علاج می‌کند، نه اینکه معطوف به جسم و فعل و انفعالات شیمیایی آن بشود. در پزشکی جدید، منظور از روان، همان فعل و انفعالات شیمیایی بدن و ترشحات غدد مختلف بدن است که منشأ رفتار انسان معرفی می‌شود و این پزشکی، اصلاً متعرض نفس و روح انسان نمی‌شود. مصداق تقریباً فعلیت‌یافته‌ای از روی‌کرد حکیمانه به طبّ، «ابن‌سینا» است که اساس طب او بر نسبت انسان با خلقت و تناسب أخلاط انسانی با فصول طبیعی است و اساساً طبیعت در این نگاه، طبیعت نامیده می‌شود چون چشمه و مخزن و منبع طبایع چهارگانه است.” [۸]
بنابراین، با وجود صنعتی، شریعت، کشاورز، نوحه سرا و… به عنوان پزشک، آیا می توان انتظار داشت که جامعه پزشکی در برابر ساخت چنین فیلم هایی جلوگیری کند؟
سال ۲۰۱۳ عجب سالی برای حکیمان ایرانی بوده است: فاجعه تاریخی «حذف فیزیکی دکتر کدیور» توسط «مافیای روان» و “فاجعه سینمایی” توسط سینمای هالیوودی.
[۱] https://freudianassociation.org/%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B3%D9%85/
[۲] http://snn.ir/mobile/mobiledetail/News/399665/1579
[۳]http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9_(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B3)
[۴]http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9
[۵]http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7#
[۶] http://naghdfa.ir/?p=430
[۷]http://roshangari.ir/video/29280
[۸]http://www.mashreghnews.ir/fa/news/316368

 

 

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«یک نفر در رأس «جنون قدرت» داره»
خانم اردشیرزاده، جناب اعتضادی «نظر و پیشنهاد» نداد بلکه رفت بیمارستان و «اصرار» کرد که باید درمان دارویی شروع بشه با «تشخیصی» که چنین شخصی گذاشته بود: سایکوز!!! در واقع دکتر قدیری تا اون زمان ـ یعنی تا یک ماه ـ اصلا دارویی رو شروع نکرده بود چون چیزی پیدا نکرده بود! ولی وقتی کسی از «پزشکی قانونی» میاد و اصرار میکنه که باید درمان دارویی شروع بشه… دکتر قدیری به ما گفت که اون باید پاسخگوی پزشکی قانونی باشه و «ناچار» هست که درمان دارویی رو شروع کنه!
بله افشین اعتضادی با مدرکی که از دانشگاه آزاد گرفته در شبکه مافیایی صنعتی در «پزشکی قانونی» کار میکنه و برای «تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی از دریای چین تا دریای سیاه» تشخیص سایکوز میذاره، چون در شبکه مافیایی صنعتی ـ همایونپور «سواد» و «صلاحیت» نه به معنای اصلیش بلکه به معنای «میزان سرسپردگی در نوکری» تعریف میشه! و پدرخوانده بر این اساس دست نوکران مافیاییش رو از «دانشگاه» تا «ریاست بیمارستان» تا «پزشکی قانونی» «بند» می کنه! اگر غیر از این بود فکر می کنید شبنم نوحه سرا «دانشیار» می شد؟ همایونپور با مدرک کارشناسی علوم اجتماعی حتی برای یک ترم می تونست توی یکی از بزرگترین دانشگاه های کشور درس بده یا کارگاه برگزار کنه؟ یا وحید شریعت به جای دکتر قدیری رییس بیمارستان ایران بشه؟ این همون اختاپوس شبکه پدرخوانده است.
اونوقت در کنگره ی خواری صنعتی به اعضای انجمن فرویدی که شاگردان دکتر کدیور هم جزوشون بودند ـ یعنی تنها کسانی در این مملکت که زیر نظر دکتر کدیور اجازه انجام روانکاوی مقدماتی دارند ـ و سوادشون در زمینه روح و روان نه فقط از برگزار کنندگان و اعضای شرکت کننده در اون کنگره بلکه شاید از هر کس دیگری در این مملکت «بخاطر شاگری دکتر کدیور» بیشتره، میگفتند «دانشگاه آزادی»!!!
در مافیای روان کلمات و واژه ها کاملاً معنای متفاوتی دارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
باز هم این روزنامه غیرقابل اعتماد اعتماد!! باز هم این واعظ جلوه گر غیرمتعظ!!
(“با تلفن همراهم تماس گرفت و خودش را خانم ز. و نماینده سازمان بیمه سلامت معرفی کرد. پرسید که آیا بیمه تکمیلی دارم؟ گفتم ندارم و او که تمام اطلاعات شخصی من را داشت گفت که می تواند با دریافت رقم ١۴٩ هزار تومان به عنوان حق بیمه تکمیلی برای خودم و سه نفر فرد تحت تکفل، برای من بیمه تکمیلی با اعتبار یک ساله درست کند.” به دنبال اظهارات برخی شهروندان که در گفت وگو با «اعتماد» خبر دادند افرادی در تماس تلفنی، خود را نماینده بیمه های خصوصی یا دولتی درمان معرفی کرده و پیشنهاد صدور بیمه تکمیلی برای آنها دارند، کارشناسان بیمه و متولیان بیمه های خصوصی و دولتی در گفت وگو با «اعتماد»، هشدار دادند که این افراد کلاهبردار هستند و مردم مراقب باشند که فریب اصرار آنها را نخورده تا دچار زیان اقتصادی بر اثر واریز وجوه به شماره حساب های پیشنهادی آنها نشوند.)!!!۱

سرکارخانم بنفشه سام گیس، نویسنده محترم این مطلب! روی سخنم با شماست!!
لطفا از سردبیر خود بپرسید کسی را که بیش از ۳۰ سال، دقت کنید؛ بیش از ۳۰ سال، با مدرک پزشکی عمومی و بدون مدرک تخصصی روانپزشکی به بیماران دارو می دهد! با مدرک پزشکی عمومی و بدون مدرک تخصصی روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تدریس می کند!! با مدرک پزشکی عمومی و بدون مدرک تخصصی روانپزشکی فلوشیپ رواندرمانی می گیرد!! خود را به دروغ “روانکاو” می نامد و سالها با دریافت ویزیت هایی بسیار بیشتر از ۱۴۹ هزارتومان ادعای درمان روانکاوی می کند، چه می نامد؟؟!! آیا کلاهبردار آنهم از نوع خطرناک کلاهبرداری علمی نیست؟؟!!
و بعد روزنامه ای را که در “همدستی” با نوچه۲ این کلاهبردار او را “روانکاوی معرفی می کند که فروید را به ایران آورد”۳ چه عنوانی دارد؟!!!! روزنامه ای که بارها ایمیل هایی با مدارک مستند در مورد این کلاهبرداری دریافت می کند و در حد دو خط به مخاطبین خود توضیح نمی دهد و شرایط “راستی آزمایی”۴ مدعیان را برخلاف ادعاهای مکرر خود بوجود نمی آورد با چه عنوانی باید نامید؟!! شما بپرسید خانم بنفشه سام گیس، شما بپرسید!!!

۱- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3159917

۲- “آیا قابل باور است که روانپزشکی که خود را در مورد اینکه «فروید چگونه به ایران آمد؟» صاحبنظر می‌داند” نتواند به سادگی متوجه شود که صنعتی روانکاو نیست؟؟!!!
اشاره به مطلب “پاسخی که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد” سایت انجمن فرویدی.

۳- مطلب “پاسخی که روزنامه اعتماد هرگز چاپ نکرد” سایت انجمن فرویدی.

۴- اصطلاحی از کتاب روانکاوی در قرن بیست و یکم.

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
مطلب “صنعتی و سامان جان و «گاوآهن»، و یکی دو نفر دیگر” جالب بود؛ دوباره اخلاق در روان درمانی سهم صنعتی شده بود؛ اخلاق و تاریخچه همه چی که تخصص صنعتیه و نکته جالب دیگه “سمپوزیوم نارسیسیم از دیدگاه تحلیلی” روز اول بود! کل سمپوزیوم نارسیسیم رو ۳ نفر برگزار کردند: محمد (صنعتی)، بابک (روشنایی) و سامان (توکلی)!!!
واقعا “یک نفر در راس جنون قدرت داره*” و……!!!

*اشاره به مطلبی در سایت انجمن فرویدی.

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
«صنعتی و سامان جان و «گاوآهن»، و یکی دو نفر دیگر»
بنظرم یکی از شاهکارترین بخشهای این همایش رواندرمانی IPAوطنی همان قسمتی است که صنعتی در مورد اخلاق در رواندرمانی صحبت می کند. احتمالا توضیح داده چطور در حال رواندرمانی من درآوردیتان دل مراجعی را که یک ۳۰-۲۰ سالی از خودتان کوچکتر است طوری ببرید که حاضر شود زنتان شود و بعد هم به درجه اعلای روانکاوی وحشی نائل آید. فقط دلم میخواد بدونم روشهای دلربایی صنعتی در سن بالای ۶۰ سال چجوری بوده!!!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
از تاریخ برگزاری همایش رواندرمانی IPA وطنی معلومه دکتر صابری وقت کافی برای دستور گرفتن از صنعتی داشته که یک ماه بعد در بستری اجباری دکتر کدیور اون و افشین اعتضادی نقششون رو خوب ایفا کنند!

 

 

نج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«صنعتی و سامان جان و «گاوآهن»، و یکی دو نفر دیگر»

۱۵:۳۰-۱۵:۱۰
ادغام زوج درمانی و سکس تراپی
دکتر مهرداد افتخار-روانپزشک
برام جالبه که دکتر افتخار بعد از یک دور دور زدن سکس تراپی «یکهویی» تو کنگره ی خواری صنعتی «روانکاو» از آب در اومد و «ذهن روانکاوانه» داشت!!!
مهردادجان! اگه اینطوری آدما روانکاو میشدن الان باید تمام متخصصان مجاری ادرار و بیماریهای آمیزشی روانکاوان برجسته دنیا باشند!!!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
چقدر این «صنعتی و سامان جان و «گاوآهن»، و یکی دو نفر دیگر» منو یاد کارگاه روانکاوی نوکران همایونپور انداخت که اردیبهشت ۹۲ در ایرسا برگزار کردن!! خوب همه شون جشن پیروزی گرفته بودند!!!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
«صنعتی و سامان جان و «گاوآهن»، و یکی دو نفر دیگر»
خداییش خدا پدرشونو بیامرزه با این کارای خنده دارشون. کلی تفریح کردم. نمیدونید چقدر خندیدم! خیلی جوکن!!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
دقت کردید صنعتی سال ۹۲ اخلاق در رواندرمانی رو می گفته بعد در سال ۹۳ شد تاریخ و اخلاق روانکاوی حالا باید منتظر پرده برداری از اخلاق در یه چیز دیگه در سال ۹۴ باشیم!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم شیماشون اینا درباره «مافیای روان»
۱۲-۱۱:۳۰
نارسیسیسم از دیدگاه روابط ابژه،کرنبرگ
دکتر بابک روشنایی-روانپزشک
نمیدونم چرا صنعتی اینجا «شیما رو ندید» آخه اونم خیلی ادعای کرنبرگ داره!!! ولی خب ظاهرا در سلسله مراتب نوکری پایین تر از بابک جونه!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
واقعا کل کنگره ی خواری یه طرف این اختتامیه اش یه طرف! یعنی آدم یه کنگره برگزار کنه اونم از نوع خواریش بعد ۱۲ نفر آدم بیان کل کنگره تو ببرن زیر سوال هیچکدوم از «اساتید اعاظم»اش ـ از اون دبیر علمیش بگیر تا جناب جلالی ندوشن مسئول لیوانهای یه بار مصرف ـ هم هیچ جوابی به یه سوال ساده و شفاف: «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟» نداشته باشن که بدن، اونوقت مجبور بشن با همه «تبلیغات» مربوط به DVD کنگره، نه فایل صوتی از این کنگره منتشر کنند نه تصویری. بعدشم کلی زور بزنن برن دادسرای انتظامی نظام پزشکی پرونده طرح کنند، دادستانشونم اصلا ندونه لیلی زن بود یا مرد، بعد ادعا کنند «فروید را به ایران» آوردند!!! یعنی آخر جوک این IPA وطنیه و بس!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
این اختتامیه کنگره ی خواری صنعتی آخر بشنوید و بخندیده واقعا! کاش تصویریشم بود. کل یه سالن اصلا نگاه نمی کردند روی سِن داره صنعتی معرفی میشه یا دارن به اعضای کمیته اجرایی تقدیرنامه میدن یا هر چی، همه برگشته بودند به اعضای انجمن فرویدی نگاه میکردند و فقط برای اینکه صدای اونا رو نشنون هو میکردن یا دست میزدند! یعنی فقط متوجه انجمن فرویدی بودند نه دست اندرکاران کنگره! بیچاره صنعتی انقدر که واسه ما دست زدند برا اون که اینهمه زحمت کشید تا بعد سی سال به آرزوی بزرگش برسه دست نزدن!!! من جاش بودم دونه دونه موهامو میکندم. جلو «خارجیا» بدجور آبروش رفت! اونم با همه اون اصراری که رو آبروداری داشت!!!

 

 

پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
اختتامیه کنگره ی خواری بنظر من واقعا در تاریخ روانکاوی ایران ثبت میشه چون دقیقا تجسم اتفاقیه که در روان هر آدمی و در درون هر جامعه ای در زمان روبرو شدن با آنالیز میفته. اون حقیقتی که میخواد خودش رو به ظهور برسونه و اون نیروهای سرکوبگر که میخوان پسش بزنن تا هیچ ردی ازش باقی نمونه!
ولی همه دیدیم که «بشنوید و بخندید» سایت انجمن فرویدی باقی موند و DVD انجمن روانپزشکان هیچ اثری ازش نیست! این چیزیه که من اسمشو میذارم پیروزی! علیرغم همه «طرح پرونده»ها در دادسرای انتظامی پزشکان و نامه به رییس علوم پزشکی تهران و داعشی خواندن اعضای انجمن فرویدی و …

 

 

جمعه ۰۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم/آقای مهمان درباره «مافیای روان»
صنعتی جان!
اینقدر ما رو سر کار نزار. دیگه بی فایدس. قایم موشک بازی بسه. مثل ی مرد پاشو بیا تکلیف قضیه رو معلوم کن. نترس! به اندازه کافی تو این ۳۰ سال پول به جیب زدی. تازه با مدرک پزشکی عمومی هم میتونی امرار معاش کنی. فقط حواست باشه که دیگه ویزیت ۳۲۰ هزار تومنی از ملت نگیری.

 

 

معه ۰۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
با خودشان فکر کردند که «کار دکتر کدیور را ساخته اند»، «جشن» * گرفتند و گواهی پخش کردند و خواستند روانکاوی و تاریخ آن در ایران را تحریف کنند اما خدا را شکر همه نقشه هایشان نقش بر آب شد؛ بله «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».

*
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7

 

 

جمعه ۰۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
این دو تا پریزیدنت فوق العاده ست۱: پریزیدنت IPDPC و پریزیدنت IPA !!!!!
لپ لپ خوردن پنبه دانه هایی در خور IPA وطنی!!! از نوع فدراسیونهای بین المللی که تورج مرادی با انستیتوش مفتخر به عضویت در آنهاست!!!
آنهم در کشوری که یلدای هفت هزار ساله۲ دارد و شاهنامه فردوسی بیان کننده ناخودآگاه تباری اوست۳!!

۱- جشن بی حیایی گربه ها به خیال “حذف” در و بدنه دیزی با هم، سایت انجمن فرویدی:
https://freudianassociation.org/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%a8%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%a6%db%8c-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7/
۲ و ۳- اشاره به مطالبی از سایت انجمن فرویدی.

 

 

جمعه ۰۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی درباره «مافیای روان»
اون روزی که اعضای انجمن فرویدی مراجعه کردند به IPA وطنی، برای گرفتن گواهی های کنگره جعلی (۱) من به خاطر مشکل کاری نتونستم برم. بعد از اون فکرم درگیر بود که یک روز یک وقتی را خالی کنم که برم برای انجام این کار؛ یعنی گرفتن گواهی مذکور. تا اینکه…
تا اینکه گواهی ها به دستم رسید که برای گذاشتن در سایت اسکنشون کنم. در حین انجام کار اسکن، یکدفعه ای رسیدم به گواهی ای که اسم من رویش بود!!! واا!!! مونده بودم که یعنی چی؟!!! بعد دیدم گواهی دو نفر دیگر از اعضا هم که اون روز نتونسته بودند بروند، اونجا بود! چقدر هر کی هر کیه این IPA وطنی عزیز! راستش قبلش از اعضا شنیده بودم که گواهی ها را فله ای روی هم ریخته بودند و به آنها گفته شده بود خودتون بروید مال خودتون را پیدا کنید ولی انصافاً فکرش رو هم نمی کردم که گواهی یکی رو به یکی دیگه بدهند! یعنی چی؟ این گواهی همین قدر می ارزه جناب صنعتی؟ همین قدر فله ای، جناب جلیلی؟
شاید هم تعجب من به خاطر این بود که من چندین سال هست افتخار عضویت در انجمن فرویدی را دارم. در انجمن فرویدی یک کلمه بی حساب و کتاب رد و بدل نمی شود. اینجا برای کوچک ترین و بزرگ ترین امور باید حساب پس داد. هیچ چیز بی حساب و کتاب نمی مونه. حتی یک مداد بی اجازه جابجا نمی شه.
باز هم راستش را بخواهید به این هم فکر کرده بودم که بر چه اساسی این گواهی ها صادر شده؟ آنجا که اصلاً حضور و غیابی در کار نبود. یعنی کافی بود شما روز اول اسمتان را در سیستم ثبت می کردید و آنها مطمئن می شدند که پول را پرداخت کرده اید یا اینکه همان جا پرداخت می کنید. بعد از آن بهتان کیف و کارت می دادند و می توانستید تشریف ببرید منزلتان. خیلی هم عالی. چه معامله خوبی. یک کیف و کارت و یک گواهی به ازای ۱۲۰ هزار تومان. واقعیت این است که اگر انجمن فرویدی ای در کار نبود معامله ای رضایت بخش برای دو طرف بود. آنها به آرزوهای ۳۰ ساله شان می رسیدند و انتهای گواهی ها را امضا می کردند و جشن اختتامیه می گرفتند و… شما هم روانکاو می شدید؛ حتی بدون یک ساعت آموزش.

و از خودم می پرسم آقای جلیلی که زیر گواهی ها را امضا کرده، آیا می داند که بین واژه های «امضا» و «مسؤولیت» چه رابطه تنگاتنگی است؟ و البته همین سؤال را از خودم در مورد آقای صنعتی نمی پرسم!!! چون می دانم که نمی داند.

راستی جناب جلیلی، «عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان (MRCPsych) » که گفته بودید «از معتبرترین مدارک تخصصی روانپزشکی است» هم اعتبارش مثل همین گواهی های فله ای هر کی هر کی است؟!!!

 

۱. https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7/

 

 

 

یکشنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهدیه م. درباره «مافیای روان»
دکتر سید احمد جلیلی،رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران در گفت و گو با “شهروند”:
” کسی که حق مردم را در رانندگی سلب می کند،اگر در موقعیت دیگر قرار بگیرد، دستش را در جیب شخص دیگری هم می کند. راجع به همه موضوع ها می توان این مسئله را تعمیم داد.”(۱)
آقای دکتر جلیلی، رئیس IPAوطنی!
کسی که سی سال است در جایی نشسته که شایستگی اش را ندارد و از آنِ او نیست، اگر در موقعیت های دیگر قرار بگیرد چه کارهایی خواهد کرد؟!
البته همین کس خود در گفت وگویی به گونه ای! پاسخ سوال مذکور را داده است:
“وقتی که سانسورها برداشته می شود، می توان راجع به آن صحبت کرد…اتفاقا زمانی که مسائل پنهان باشند، به صورت پنهانی هم گسترش پیدا می کنند.”(۲)
جناب دکتر جلیلی! جای شما در قلمرو گسترده مافیای روان کجاست؟

۱و۲:
https://freudianassociation.org/%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7/

 

 

یکشنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
«همکار صنعتی در روزبه: مجازات زندان از شش ماه تا یک سال برای سرقت علمی»
جناب آخوندزاده! آقای قائم مقام معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت! قسم حضرت عباستو باور کنیم یا دم خروسو که از پس گردن مکتب روزبه چنان زده بیرون که از چهار راه لشکر تا نوک کوه دماوند قابل دیدنه! تو راست میگی!!!

 

 

دوشنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
با خوندن دیدگاه خانم مرجان م. به تاریخ پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در مورد اینکه اونا «دست میزدند» یادم اومد آنچنان طولانی هو می کردند، دست میزدند و جیغ و داد می کردند و صنعتی صنعتی می گفتند که من فکر کردم هر لحظه ممکنه یکی بره به صتعتی شاباش هم بده!

 

دوشنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهدیه مرادپور آرانی درباره «مافیای روان»
«روانکاوی هرگز بی اثر نیست و اثرش آن چیزی نیست که در فرهنگ ساده لوحی چخ بختیارها نگاشته شده است.»(۱)

در این پی نوشت دکتر کدیور بر صورتجلسه اولین جلسه هیات موسس انجمن فرویدی که در بعضی از مطالب سایت انجمن فرویدی نیز تکرار شده است، همیشه عبارت «چخ بختیار» ها برایم غریب بود.
در یک جست وجو در گوگل درباره این عبارت، به مقاله ای از صمد بهرنگی بر خوردم به نام «آقای چوخ بختیار»:

«هر اتفاقی می خواهد بیفتد، هر بلایی می خواهد نازل شود، هر آدمی می خواهد سر کار بیاید، در هر صورت آقای چوخ بختیار عین خیالش نیست، به شرطی که زیانی به او نرسد، کاری به کارش نداشته باشند، چیزی ازش کم نشود. رئیسی خوب است که غیبت او را نادیده بگیرد و تملقهای او را به حساب خدمت صادقانه بگذارد. وزیری خوب است که برای او ترفیع رتبه ای و پولی در بیاورد.
زندگی او مثل حوض آرامی ست. به هیچ قیمتی حاضر نیست سنگی تو حوض انداخته شود و آبش چین و چروک بردارد. آدم سر به راه و پا به راهی است…
وی معتقد است که در اداره نباید حرفی بالای حرف رئیس گفت و دردسر ایجاد کرد.
کار اداری یعنی پول درآوردن برای گذران زندگی. پس چه خوب که بکوشد با کسی حرفش نشود و زندگی آرامش به هم نخورد. معتقد است که شرف و کله شقی آنقدر ها هم ارزش ندارد که به خاطرش با رئیس و وزیر در افتاد.
برای اینکه او را آدم پست و بی شخصیتی ندانند، به جای شرف و کله شقی کلمه زندگی را می گذارد که حرف گنده ای زده باشد و هم خود را تبرئه کند. وی زن و بچه اش را خیلی دوست دارد. همیشه می ترسد که مبادا بلایی سر آنها بیاید، یا بی سرپرست بمانند. دل مشغولی اش این است که نکند با رئیس اختلافی پیدا کند و از کار برکنار شود و آنها از گرسنگی بمیرند.
آقای چوخ بختیار خیلی رنج می برد؛ اما نه مثل گالیله و صادق هدایت. وی رنج می برد که چرا فلان همکلاسش یک رتبه بالاتر از اوست، یا چرا باجناقش خانه دو طبقه دارد و او یک طبقه …
بزرگترین آرزویش داشتن یک ماشین سواری ست از نوع فولکس واگن، و انتقال به تهران، پایتخت.
برای اینکه به آرزویش برسد به خود حق می دهد که مجیز مافوقش را بگوید، و وقت زادن زنش به خانه اش برود و تحفه ای ببرد…
به ظاهر وقت کتاب خواندن پیدا نمی‌کند؛ بعلاوه می‌گوید توی کتاب‌ها افکار ضد و نقیضی بیان می‌شود که به درد نمی‌خورد و ناراحتی فکری تولید می‌کند. اما گاه بیگاه یکی از مجله‌های هفتگی را خریدن برای سرگرمی بد نیست. آموزنده هم هست. زنش از قسمت مد لباس و آشپزیش استفاده می کند و خودش هم جدولش را حل می کند. و بعضی گزارش‌های مربوط به هنرپیشگان سینما را می‌خواند و برای اینکه سوادش زیاد شود گاهی کتاب‌های ادبی و اجتماعی می‌خواند…
مذهب را بدون چون و چرا قبول دارد، حاضر نیست حتی در جزیی‌ترین قسمت آن شک روا دارد. اما فقط روزهای نوزده تا بیست و یک رمضان روزه می‌گیرد و نماز می‌خواند.
آقای چوخ بختیار را همه می شناسند و دیده‌اند. وی در همسایگی من و شما و همه زندگی بی‌دردسری را می‌گذراند و خود را آدم خوشبختی می‌داند.»(۲)
نمی‌دانم اگر بهرنگی قرار بود سال‌های کنونی «آقای چوخ بختیار» را وصف کند چه می‌نوشت! در هر حال، دست سرنوشت با بهرنگی یار نبود و خیلی زود چون «ماهی سیاه کوچولو»یش به قعر دریا رفت و نتوانست بیشتر، از «آقای چوخ بختیار» برایمان بگوید.

و حالا ادامه ماجرا…
«آقای چوخ بختیار» با اراده‌ای آهنین طی سال‌های «خیلی دور- خیلی نزدیک» به گونه‌ای که اگر هر اتفاقی می‌افتاد و نمی‌افتاد و هر بلایی نازل می‌شد و نمی‌شد و هر آدمی سر کار می‌آمد و نمی‌آمد، به شرطی که زیانی به او نمی‌رسید و کسی کاری به کارش نداشت و چیزی ازش کم نمی‌شد به انگلستان رفت و از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» فارغ‌البال شد و پس از آن به بسیاری از علوم زمان خویش، از پزشکی گرفته تا فلسفه، جامعه‌شناسی و ادبیات و… وقوف یافت.
«آقای چوخ بختیار» با عرق جبینی که از تملق‌گویی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها به دست آورده بود و با کد یمینی که با سلسله روابط دوستان و آشنایان(!) حاصل آمده بود کرسی‌های مهمی در دانشگاه‌های کشور «گل و بلبل» به دست آورد.
بله؛ «آقای چوخ بختیار» حالا دیگر به جایی رسیده بود که می‌توانست همچون بادبادکی سبک به بالا برود و به بالا برود و به بالا برود…
او با همان دغدغه‌های اوان جوانی که به دنبال رئیسی بود که خوب غیبت او را نادیده بگیرد و به دنبال وزیری بود که خوب برای او ترفیع رتبه‌ای و پولی دربیاورد، می‌خواست زندگی‌اش مثل حوض آب آرامی باقی بماند. او همچنان به جای کلمه «شرف» کلمه «زندگی» را برگزیده بود و نوع رنج‌هایش نیز همانند عنفوان جوانی بود؛ از این دست که: چرا نتوانسته برجی با طبقات بیشتر برای اهداف خویش تهیه کند؟، چرا نتوانسته مدرک خود را از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان بگیرد؟، چرا نتواسته از رویال‌کالج سلطنتی لندن نه مدرک بگیرد و نه درجه تخصصی؟… و اصلاً چرا نتوانسته یک روانکاو برجسته عضو انجمن جهانی روانکاوی باشد؟!
حالا هم «آقای چوخ بختیار» مصرانه به مطالعه و مصاحبه با نشریاتی ادامه می‌دهد که سرگرم‌کننده هستند و می‌شود جداولش را حل کرد و گزارش‌های به ظاهر روشنفکرانه‌شان را خواند.
او در گذشته مشق رانندگی می‌کرد اما مدت‌هاست که مشق او هدایت یک شبکه مافیایی گسترده است.
«آقای چوخ بختیار» پس از طی تمام این سال‌ها با اینکه موهایش سفید شده، با اینکه احتمالاً خوش‌تیپ‌تر شده و با اینکه نه فقط توانسته آن فولکس‌واگن را به پایتخت بیاورد بلکه پا را فراتر گذاشته و هر از چندی به بیرون از مرزها نیز سفر می‌کند و… همچنان همه او را می‌شناسند؛ تازه! اکنون چهره‌ای جهانی شده!
اما… اما همانند آن روزهای خوب گذشته دیگر آدم خوشبختی نیست!

(۱). پی‌نوشت دکتر کدیور بر صورتجلسه اولین جلسه هیئت مؤسس انجمن فرویدی، ۱۳۸۷/۸/۱۴، برگرفته از مطلب همدون دوره و گردوش نزدیک!، سایت انجمن فرویدی.
(۲).
http://www.noandishaan.com/forums/thread123611.html

 

 

سه شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«تثبیت در تروما»
این عنوان برای من خیلی تامل برانگیز بود، همیشه فکر می کردم بستری اجباری خانم دکتر برای من یک ترومای واقعی بوده ولی این عنوان انگار وجه دیگری از این مساله رو به من نشون داد: تروما برای کی؟
دیدم من دارم در انجمن فرویدی کارم رو میکنم و اگرچه اون اتفاق برای همیشه یک گسل بین اون آدمی که من بودم و این آدمی که بعد از اون اتفاق هستم، ایجاد کرده ولی برای اونهایی که اون سر ماجرا بودند، اونهایی که در محور صنعتی ـ همایونپور فعالیت می کردند، این اتفاق یک ترومای خیلی خیلی بزرگتریه. فکرش رو بکنید: هر شب با کابوس اینکه فردا چه اتفاقی میفته بخوابید و هر روز صبح با این وحشت بیدار شید که امروز تا آخر شب چی میشه! فکر می کنید الان وحید شریعت میتونه بخوابه یا خود صنعتی یا همایونپور یا نوحه سرا یا کشاورز خیلی خیلی اخلاقی؟!!!
ولی من میتونم بخوابم، میتونم کار کنم و میتونم به خودم بگم که هر کاری میتونستم انجام دادم. موقعیتهای خیلی خیلی کمی در زندگیم هست که بتونم بگم هر کاری می تونستم کردم ولی کارهایی که در زمان بستری اجباری خانم دکتر در کنار همرزمانم انجام دادم قطعا اولین اونهاست.
و مهمتر از همه اینا: خانم دکتر در ایران هستند و انجمن فرویدی رو هدایت می کنند. این به تمام اون کارهایی که کردیم، به تمام اضطرابی که کشیدیم و به همه اون جنگی که کردیم می ارزه! «ما» برای محور صنعتی ـ همایونپور «تروما»یی ساختیم که تا دم مرگ همراهشونه! خانم دکتر همون روز اول که توی بیمارستان دیدیمشون گفتند که: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! و همین شد.

 

 

سه شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
مطلب “جناب جلیلی، این افتضاح با این سن و سال شما؟!” رو میخوندم و به این جمله رسیدم که: “چقدر هر کی هر کیه این IPA وطنی عزیز! راستش قبلش از اعضا شنیده بودم که گواهی ها را فله ای روی هم ریخته بودند و به آنها گفته شده بود خودتون بروید مال خودتون را پیدا کنید ولی انصافاً فکرش رو هم نمی کردم که گواهی یکی رو به یکی دیگه بدهند!”!

باید گفت: “شنیدن کی بود مانند دیدن؟”! جای شما خالی گواهینامه های بابک روشنایی مقدم نایب رئیس کنگره!! و الهه ساگارت کاندیدای IPA غیر وطنی!! و… تو تلنبار گواهینامه ها ببینید!! هفت هشت ده کیلو گواهینامه!! دقیقا فله ای! وقتی امضای پرزیدنتهای!!! IPDPC و IPA وطنی برای بابک و الهه خودشون اینقدر بی ارزش باشه از خداشونه به سبک حراجی “یکی بخر، دوتا ببر” یکی بره ۱۰ تا ببره!!!!

 

 

سه شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
همزمان با انتشار مقاله « ما دانشگاه را متلاشی کرده ایم و این قضیه کاملاً عامدانه بوده است» در سایت انجمن فرویدی با خبر «۱۳ دانشگاه ایران در فهرست ۷۵۰ دانشگاه برتر دنیا» مواجه شدم:
گروه رتبه بندی دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام اعلام کرد: براساس رتبه بندی سال ۲۰۱۵ نظام رتبه بندی «لایدن» ۱۳ دانشگاه از ایران در فهرست ۷۵۰ دانشگاه برتر دنیا قرار گرفته اند.
به گزارش سرویس علمی ایسنا نظام رتبه بندی لایدن یک از معتبرترین نظام های رتبه بندی بین المللی و وابسته به مرکز مطالعات علم و فناوری دانشگاه لایدن در هلند است. لایدن برای چهارمین دوره متوالی به معرفی برترین دانشگاه‌های بین المللی پرداخته است. در رتبه بندی سال ۲۰۱۵ لایدن ۷۵۰ دانشگاه برتر جهان را شناسایی، ارزیابی و مورد رتبه بندی قرار داده است. مرجعیت و دیپلماسی علمی دو رکن اساسی این رتبه بندی هستند. مقایسه عملکرد دانشگاه های ایران در رتبه بندی سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ لایدن نشان می دهد که عملکرد پژوهشی دانشگاه های کشور نسبت به سال های گذشته بهتر شده است.

http://www.isna.ir/fa/news/94030200634/13-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-750-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1

به برکت انجمن فرویدی ماه ها است که با دانشگاه علوم پزشکی تهران، یک نمونه کامل از مرجعیت و دیپلماسی علمی (!)آن آشنا شده و از «فسادهای علمی» در دانشگاه ها مطلع شده ایم. پس ناباورانه خبر را چندین بار خواندم. دانشگاه علوم پزشکی تهران با وجود شبکه «مافیای روان» یعنی محور صنعتی- همایون پور چگونه توانسته در این رتبه بندی جا بگیرند؟ دانشگاهی که دارای دانشیاری با مدرک پزشک عمومی است،اما به عنوان یک متخصص در دانشگاه روانپزشکی را تدریس می کند، چگونه می تواند در سهم تولیدات علمی نقش داشته باشد؟ با وجود برخی اساتید و فارغ التحصیلان همین دانشگاه ها چگونه می توان باور کرد که این دانشگاه ها در جمع ۷۵۰ دانشگاه برتر جهان قرار گرفته است؟ آیا برگزاری کنگره جعلی روانکاوی با هزینه شصت میلیون تومان از پول بیت المال از جمله شاخص های لایدن در زمینه همکاری بین المللی بوده است؟ برگزاری کارگاه و نشست توسط همایون پور-با دانشی در حد فوق دیپلم فنی حرفه ای – در دانشگاه شهید بهشتی چگونه می تواند رتبه این دانشگاه را ارتقاء دهد؟ اگر اوضاع دانشگاه های برتر ایران همانند دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی باشد، وضعیت سایر دانشگاه های کشور چگونه است که در این نظام رتبه بندی قرار نمی گیرند؟
البته شاید نظام رتبه بندی لایدن دانشگاه هایی مانند «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» یا BGSP Inc و … را در نظر می گیرد و دانشگاه های «کشور گل و بلبل» توانسته به چنین رتبه های علمی نائل شود.
در جستجویی دیگر در مورد نظام رتبه بندی گزارش خبرگزاری مهر مشاهده می شود:
در جدیدترین فهرست ۴۰۰ دانشگاه برتر جهان، ۷ دانشگاه از آمریکا و ۳ دانشگاه از انگلیس در ۱۰ جایگاه نخست قرار دارند. در فهرست کلی این رتبه بندی نام دانشگاههای صنعتی شریف و صنعتی اصفهان نیز به چشم می خورد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در تازه ترین فهرست منتشر شده توسط Times Higher Education درباره رتبه بندی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جهان انستیتو فناوری کالیفرنیا (کلتک) با کسب ۹۴.۳ درصد امتیاز (از ۱۰۰ امتیاز ممکن) در صدر قرار دارد.
چهار جایگاه بعدی این فهرست به ترتیب به دانشگاه هاروارد، آکسفورد، استنفورد و کمبریج اختصاص یافته است.
همچنین دانشگاههای MIT، پرینستون، کالیفرنیا (برکلی)، کالج سلطنتی لندن و یل در رتبه های پنجم تا دهم برترین دانشگاههای جهان قرار دارند.
در ۱۰۰ دانشگاه نخست این فهرست نام ۱۲ دانشگاه آسیایی نیز به چشم می خورد که عبارتند از : دانشگاه توکیو از ژاپن با رتبه (۲۳)، دانشگاه ملی سنگاپور (۲۵)، دانشگاه هنگ کنگ (۴۳)، دانشگاه پکینگ از چین (۴۸)، دانشگاه تسینگوا از چین (۴۹)، دانشگاه ملی سؤول از کره جنوبی (۵۰)، دانشگاه ملی علوم و فناوری هنگ کنگ (۵۱)، انستیتو علوم و فناوری های پیشرفته از کره جنوبی (۵۲)، دانشگاه کیوتو از ژاپن (۵۹)، دانشگاه فنی نانیانگ از سنگاپور (۶۱)، دانشگاه علوم و فناوری پوهانگ از کره جنوبی (۶۶)، دانشگاه فنی خاورمیانه از ترکیه (۸۵).
همچنین دانشگاه صنعتی شریف به عنوان نخستین دانشگاه ایران در این فهرست در میان ۳۰۰ تا ۳۵۰ دانشگاه برتر جهان جای گرفته است.
پس از این آن نیز دانشگاه صنعتی اصفهان در میان ۳۵۰ تا ۴۰۰ برترین دانشگاههای جهان قرار گرفته است.

http://www.mehrnews.com/news/2539330/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%DB%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7

در جستجوهای خود نتوانستم به آمار دقیقی از دانشگاه های جهان و دانشگاه های برتر جهان دست یابم . اما به شرط اعتبار نظام رتبه بندی لایدن و صحت این ادعا که ۱۳ دانشگاه ایران از آخر (از ۷۵۰) صدر نشین جدول است، پس چرا ما نتوانسته ایم به لحاظ علمی رشد کنیم و مشکلات جامعه خود را حل کنیم؟!! خلاصه کلام اینکه با همه این هیاهو، چرا ما در کار خود مانده ایم.

 

 

سه شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
جناب آقای دکتر سید احمد جلیلی؛
“خدمتگزار طولانی انجمن روانپزشکان ایران۱” و پرزیدنت محترم IPA وطنی۲
با احترام؛

امضای جنابعالی و “همکار عزیز و دانشمند۳!!” شما جناب آقای دکتر صنعتی که “از معتبرترین مراکز آموزشی دستیاران روانپزشکی در سطح جهان۴” یعنی دانشکده روانپزشگان دانشگاه انگلستان فارغ التحصیل شده اند ذیل گواهینامه اولین کنگره روانکاوی!! و روان درمانی پویای ایران!! سند افتخاری!! است که بنام انجمن علمی روانپزشکان ایران و روانپزشکی در تاریخ علمی و تاریخچه روانکاوی و اخلاق علمی در این مرز و بوم کهن ثبت خواهدشد. باشد که خداوند منان از “طول خدمتگزاری” جنابعالی کاسته و به عرض و ارتفاع آن بیفزاید تا شاید بیش از این موجبات شرمساری جامعه پزشکان واقعا خدوم این مرز و بوم فراهم نگردد.

۱- http://www.psychiatrist.ir/news/news.aspx?ID=338
۲-جشن بی حیایی گربه ها به خیال “حذف” در و بدنه دیزی با هم، سایت انجمن فرویدی.
۳- همان پانوشت ۱.
۴- همان پانوشت ۱.

 

 

چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«همکار صنعتی در روزبه: مجازات زندان از شش ماه تا یک سال برای سرقت علمی»
https://freudianassociation.org/%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B4/
این جناب دکتر آخوندزاده که معاون پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران هم هست، به انجمن فرویدی ایمیل زد و درخواست کرد که ایمیلهای کمپین اطلاع رسانی فرویدی در ایران را برایش نفرستند یعنی همان ایمیلهایی که در مورد مدرک نداشته صنعتی از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» بود. حالا همین آقا در مورد جزای حبس برای سرقت علمی حرف می زند!!! جناب آخوندزاده! اگر به اندازه سر سوزن به حرفت اعتقاد داشتی اول از همه «قدری» کنجکاوی در مورد همکارت می داشتی یا شاید شما هم فکر می کنید مرگ خوب است برای همسایه؟!

 

 

چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
رسول قورخانه چی، «نوکر» «اژدهای هفت سر» و سارق ادبی دکتر میترا کدیور و کلاس های عرصه فرویدی لکان، در کنگره جعلی روانکاوی همراه با ۳۰۰ نفر کف می زد تا سوال اعضای انجمن فرویدی پرسیده نشود که «آقای دکتر صنعتی (!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» و وقتی صنعتی به اعضای انجمن فرویدی توهین کرد و آنها را داعشی و جنگ طلب خواند، قورخانه چی غرق در شادی صنعتی را تشویق کرد.او در «کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی» با تمام دل و جان خوش خدمتی خود را نثار اربابانش-محور صنعتی-همایون پور- کرد؛ وارد عرصه پیکار شد، به آنها گفت اغتشاشگر، داعشی و … در آخر قورخانه چی به افرادش دستور داد تا زنجیره انسانی درست کنند و اعضای انجمن فرویدی را هل دهند و به سمت پایین پرت کنند…
همزمان با قرار بازداشت رسول قورخانه چی و مهدی محمدی در ارتباط با«کنگره در گوشی تکمیل سیاه نمایی»، در دادسرای کیفری شکایت دیگری نیز بر علیه قورخانه چی وجود دارد: شکایت خانم م. بخاطر مداخله پزشکی غیر مجاز .
در مورد مداخله غیرمجاز در امور پزشکی بیان شده است:.
“هرکس بدون داشتن پروانه رسمی به امور پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی، آزمایشگاهی، فیزیوتراپی و مامایی اشتغال ورزد یا بدون پروانه از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اقدام به تاسیس یکی از موسسات پزشکی مصرح درماده ۱ نماید یا پروانه خود را به دیگری واگذار یا پروانه دیگری را مورد استفاده قرار دهد، بلافاصله محل کار آن ها توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعطیل و به حبس تعزیری از شش ماه تا سه سال و پرداخت جریمه نقدی از پنج میلیون تا پنجاه میلیون ریال محکوم خواهد شد و در صورت تکرار به حبس از دو تا ده سال و پرداخت جریمه از پنج میلیون تا صد میلیون ریال یا دو برابر قیمت داروهای مکشوفه (هر کدام که بیشتر باشد) محکوم خواهد شد”[۱].
شبکه «مافیای روان» چقدر از افراد با صلاحیت! تشکیل شده است؛ جانیان و مجرمان ریز و درشتی که هیچ بویی از اخلاقیات، شرافت و انسانیت نبرده اند.

[۱] http://siasat.behdasht.gov.ir/index.aspx?siteid=291&pageid=35030

 

 

چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
ویکی پدیا میگه:
«سازمان نظام پزشکی بزرگترین و قدیمی‌ترین سازمان غیردولتی (NGO) در ایران پس از کانون وکلا می‌باشد که در تاریخ ۱۳۳۵/۱۰/۱۷ تاسیس گردیده است.»*
و این سازمان « بزرگترین و قدیمی‌ترین» تقریبا ۶۰ ساله هنوز بد رو از خوب، درست رو از غلط تشخیص نمیده و میره نامه میزنه به رییس این انجمن، بدون ذکر سمت، در دفاع از ممد آقا اینا و نتیجه اش چی میشه؟!…
اینکه «با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش…»**

* http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C

** سعدی میگه:
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش/ با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
واقعا انگار برای صنعتی اینا گفته این رو!

 

 

جمعه ۰۸ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ر. درباره «مافیای روان»
در مخیله حقیر شما مافیای روان هم نمی گنجد که اموال و دسترنج معنوی کسی را به سرقت ببرید و در بیمارستان روانی زندانی اش کنید و قصد جانش را داشته باشید، درست در همان لحظات که فکر میکنید گرفتار چنگالهای کثیفتان است بگوید “عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد”* صنعتی، روز اول کنگره قبل از شروع نمایشتان وقتی دکتر کیانی با هول و اضطراب خبر آورد که “شاگردای خانم دکتر اومدن” دیدم که چطور پشت روشنایی مقدم قایم شدی و در مورد سایت انجمن فرویدی حرف زدی و گفتی یک مشت چرت و پرت. حالا همین چرت و پرتها برای زندگی سی ساله ات شر شده. «و ورای تمام اینها هنوز مانده که آرامش این دنیا را باز هم به روش دیگری که به زودی خواهید شنید به هم بزنیم» (فروید، «تثبیت در تروماها ـ ناخودآگاه»، ۱۹۱۶)**

*برگرفته از دیدگاه مرجان م. سه شنبه ۵ خرداد
** https://freudianassociation.org/%d8%aa%d8%ab%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7/

 

 

جمعه ۰۸ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
در سایت انجمن روانپزشکان ایران سامان توکلی در مورد مقاله ای با موضوع «آیا ضدافسردگی ها مؤثرند؟» مطلبی را تهیه و تنظیم نموه است. توکلی در مقدمه می گوید: “بحث درباره ی اثربخشی داروهای ضدافسردگی و نیز عوارض آن ها (از قبیل بروز علایم ترک یا ایجاد گرایش به خودکشی در مصرف کنندگان این داروها) در چند سال اخیر مورد توجه خاص قرار گرفته است. انتشار نتایج چند متاآنالیز درباره ی این موضوعات نیز باعث شده که این مجادلات جزو بحث های اصلی بسیاری از مجامع علمی روان پزشکی در بیاید. از سوی دیگر، توجه رسانه های غیرتخصصی و برجسته ی دنیا به این مسأله منجر به فراگیر شدن این بحث حتا در بین بیماران و مراجعان به روان پزشکان شده است” . او به مطالعه ی کرش و همکاران (HTML PDF) که ۲۶ فوریه ی ۲۰۰۸ در مجله ی PloS Medicine منتشر شده است، اشاره می کند و به یادداشت مک آلیستر ـ ویلیامز که بر این مطالعه نوشته شده است، می پردازد. توکلی بیان کرده است این یادداشت از آخرین شماره ی مجله ی Evidence-Based Mental Health انتخاب و ترجمه شده است. در این یادداشت آمده است:” انتشار این متاآنالیز در رسانه های انگلیس پوشش فراوانی را به خود اختصاص داد. این امر مغایر با این واقعیت بود که این مرور هیچ یافته ی جدیدی را گزارش نکرده است ـ ضدافسردگی ها مؤثرند و اثربخشی آنها با افزایش شدت پایه ی افسردگی بیش تر می شود. اما این تصویری نبود که در رسانه ها ارایه شد. بلکه نتایجی که نویسندگان گرفته بودند مورد توجه شدید قرار گرفت و انتشار این مقاله ی مروری با برخورد احساساتی از سوی ویراستار مجله ها و رسانه ها مواجه شد. درک کامل علت این اتفاق دشوار است. در سال های اخیر ضدافسردگی ها در برخی زمینه ها (مثل علایم قطع یا ترک این داروها، و گرایش به خودکشی در مصرف کنندگان این داروها) وجهه ی بدی پیدا کرده اند و نتیجه گیری های نویسندگان این مقاله با همین نگرش به ضدافسردگی ها همراه بوده است ـ با این نگرش که ضدافسردگی ها مؤثر نیستند. این نخستین بار نیست که اروین کرش ، استاد روان شناسی دانشگاه هال چنین طوفانی را درباره ی ضدافسردگی ها به راه انداخته است. پیش از این نیز او در مقاله اش BMJ ادعا می کرد که داروهای ضدافسردگی اثرات بالینی قابل توجه کمی دارند یا اصلاً این اثرات را ندارند. این نتیجه گیری شبیه نتیجه گیری همین مقاله ی اخیر است، گرچه با دلایلی متفاوت حاصل شده است. برای درک آن که چه طور با این یافته ها برخوردی احساساتی شده شده است، و به عقیده ی من این یافته ها مورد سوءتعبیر قرار گرفته اند، مهم است که یافته های این متاآنالیز را از نتایجی که نویسندگان آن گرفته اند جدا کنیم.” ر. ه. مک آلیستر ـ ویلیامز نیز تقریظ هایی بر نتایج نویسندگان داشته اند.
در پایان نیز توکلی به عنوان یک روانپزشک متخصص چنین می گوید:”باید توجه داشت که افراد مختلف از داده های یکسان نتیجه گیری های کاملاً متفاوتی می کنند. من، به عنوان یک روانپزشک متخصص در زمینه ی تدبیر اختلالات خلقی، تاکنون برای بیماران ام ضدافسردگی تجویز کرده ام و از این به بعد هم خواهم کرد. من معتقدم که این داروها مؤثرند و در بسیاری از بیماران نسبت خطر به منفعت قابل قبولی دارند. پروفسور کرش مدت ها است که ادعا کرده است داروهای ضدافسردگی مؤثر نیستند یا ارزش محدودی دارند. داده های این متاآنالیز به FDA ارایه شده اند. آنان بر اساس مطالعه ی خودشان نتیجه گرفته اند که این داروها مؤثرند و باید اجازه ی فروش برای استفاده از آن ها در بیماران افسرده داده می شد، و این نتیجه ای است که مراجع نظارتی اروپا خود به طور جداگانه به آن رسیده اند. ” او همچنین دلیل کرش برای نتایج متا آنالیز داروهای ضد افسردگی را تعارض منافع می داند. توکلی اظهار می کند: “نویسنده ی این مقاله به اخذ حمایت برای شرکت در نشست های آکادمیک و نیز پرداخت هایی برای سخنرانی و شرکت در هیأتهای مشورتی از سوی تعدادی از شرکت های داروسازی تولیدکننده ی داروهای ضدافسردگی، از جمله شرکت های زیر اشاره کرده است:

Eli Lilli
GlaxoSmithKline
Lundbeck
Organon
Pfizer
Servier
Wyeth
وی در هیچ شرکت دارویی سهام ندارد.”

http://www.psychiatrist.ir/Article/Article.aspx?ID=10
به نظر می رسد مطالعه ی کرش و همکاران (HTML PDF) سامان توکلی را بسیار نگران کرده است. زیرا صحبت “درباره ی اثربخشی داروهای ضدافسردگی و نیز عوارض آن ها منجر به فراگیر شدن این بحث حتا در بین بیماران و مراجعان به روان پزشکان شده است”. اما آنچه جالب است نتیجه گیری سامان توکلی از مطالعه کرش و همکاران است:” من، به عنوان یک روانپزشک متخصص در زمینه ی تدبیر اختلالات خلقی، تاکنون برای بیماران ام ضدافسردگی تجویز کرده ام و از این به بعد هم خواهم کرد.” گرچه “من” او یادآور استاد «خدوم» ایشان«ورژن ایرانی جولیوس سزار، لرزان و فرتوت» است، اما نتیجه گیری وی نشان می دهد که چقدر این متخصص(!)متکی بر دانش و بر پایه های علمی(!)است. همچنین سامان توکلی معتفد است نتیجه گیری کرش و همکاران به دلیل تعارض منافع است؛ یعنی چون کرش “در هیچ شرکت دارویی سهام ندارد” بر این باور است که داروهای ضدافسردگی مؤثر نیستند.
چنین فردی که حتی نمی تواند یک کلمه علمی حرف بزند و الف را از ب تشخیص نمی دهد، چگونه می تواند از تاریخچه روانکاوی در ایران سخن بگوید؟ جالب تر آن که روزنامه اعتماد نیز مباهات می کند که با شخصیتی چون سامان توکلی مصاحبه کرده است. سخن سامان توکلی از “تعارض منافع” نشان می دهد که او با شبکه مافیایی و تعارض منافع بیگانه نیست. علی رغم سرقت ادبی سامان توکلی از دکتر کدیور،وقتی می گوید «چگونه فروید به ایران آمد» و تاریخچه روانکاوی در ایران را به نام صنعتی ثبت می کند، آیا منافع او در تعارض با روانکاوی واقعی نیست؟ چگونه شبکه مافیایی محور صنعتی -همایون پور می تواند بپذیرد که رابطه ای بین تعارض منافع محققان و محصولات شرکت های دارویی وجود دارد، اما منکر “تعارض منافع” در دلیل «حذف فیزیکی دکتر کدیور» در سال ۲۰۱۳ می شود؟

 

 

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم الهام غ. درباره «مافیای روان»
من در جلسه نبودم و نمیدونم چی شد ولی قبل از آشنایی با انجمن روانکاوی و دکتر کدیور دوران دانشجویی در یکی از کارگاه های دکتر صنعتی بودم و هیچ چیز متفاوتی از آنچه که ایشان در کارگاه ارایه داده بودند با کتابهایی درسی روان شناسی ندیدم وگذشته از این ایشان چگونه خود را روانکاو می خواند بدون گذراندن روانکاوی شخصی واقعا می دانم چه خونه دلی روانکاوی می خواهد خودم در جلسات روان کاوی شخصی در مدت کوتاهی که می روم استرسی را که می کشم هیچ وقت در طول زندگیم نداشتم وایشان با مدرک تقلبی و بدون رفتن به جلسات روان کاوی شخصی خود را روان کاو می خواند بدون حتی استرسی راحت راحت فکر کنم.

 

 

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«همکار صنعتی در روزبه: مجازات زندان از شش ماه تا یک سال برای سرقت علمی»
این صحبتهای جناب آخوندزاده بنظرم فقط ریاکاری آنچه را که در دانشگاه نام «علم» گرفته نشان می دهد: حرفهای ظاهرا زیبا و منطقی بی هیچ عمل در خوری. همین جناب آخوندزاده بعنوان قائم مقام «تحقیقات» و فناوری وزارت بهداشت نمی توانست یک «تحقیق» در مورد مدرک همکاری کند که بیخ گوشش سالهاست کار می کند و گند مدرک نداشته اش کل دنیا را پر کرده؟ بجای آن از انجمن فرویدی خواسته ایمیلهای کمپین را بایش نفرستند! اینهم از این! آنوقت بی هیچ کنجکاوی برای دانستن «حقیقت» این آقا شده قائم مقام تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت!!! این هم از منصب پخش کردن وزارت بهداشت!
این «اطلاعات» بی «اخلاق» است که امروزه بنام «علم» به خورد دانشجویان داده می شود. همین بی اخلاقی در دانشگاه رواج داده می شود تا آدمها فقط اطلاعات در ذهنشان جمع کنند و از خودشان نپرسند اطراف ما چه می گذرد؟ در اعمالمان و گفته هایمان چقدر similarity ratio هست. آقایان! سعدی که صدها سال پیش گفته عالم بی عمل مانند درخت بی بر است ولی خب کو کسی که در حد فهم زبان سعدی باشد؟ و این است که دانشگاه های ما واقعا در منجلاب فرو رفته اند وقتی اساتیدشان این ریاکاران هستند!

 

 

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
گهر همایون پور دو جمله از یک جلسه پنجشنبه های فرویدی را می قاپد۱ و IPA را انگشت به دهن می کند و حالا عصمت ترک قشقایی همدست همایون پور، از زمستان ۹۳ که مقاله “یلدای هفت هزار ساله” منتشر شده تا حالا، نشسته کلی زحمت کشیده تا با قاپیدن از این مقاله یک سخنرانی برای خودش جفت و جور کند!!! منشا ایرانی مذاهب!!!!!
وقتی پدر خوانده صنعتی باشد که ۳۰ سال سابقه جعل عنوان و ادعای روانکاو بودن دارد و حتی با مدرک پزشکی عمومی سالهاست استاد روانپزشکی است!! از نوچه ها چه انتظاری می رود. تکرار مداومی در ذهنم دارد این جمله “…در این دنیای گوساله ها و گرگ ها و کفتارها که گویی اجازه هر کاری از قبل توسط ضحاکی دیوسیرت صادر شده است….”۲

۱- اصطلاحی از یکی از مقالات فروید منتشر شده در سایت انجمن فرویدی.
۲- بخشی از پی نوشت دکتر کدیور بر صورتجلسه ششمین جلسه هیئت مدیره مورخ ۸۷/۹/۱۶.

 

 

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ا. ا. درباره «مافیای روان»
با خواندن مطلب( پس بگو! همه «هیس هیس» می کنند که «لایدن» خبردار نشود!)
به این نتیجه رسیدم .اقای صنعتی هم قبل از اینکه نام کشوری که میخواست مدرک بگیرد رتبه بندی دانشگاههای برتر جهان را در اینترنت سرچ میکرد کشور امریکا که رتبش در جهان بیشتر به جای<> قرار میداد.امریکا هم با کلاس تر بود و هم وسیع تر از انگلستان میگشت حداقل یک جای را پیدا میکرد .البته اگه عقلش میرسید.

 

 

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم/آقای مهمان درباره «مافیای روان»
با درود فراوان بر انجمن فرویدی و به ویژه درود ویژه بر خانم هاشمی.
با تمام تفحصی که در سایت دارم از سه مقاله شما با عنوان: “نامه به پدرم” و دو عنوان مشابه دیگر غافل مانده بودم.
این مقالات به شدت حال حقیر رو منقلب کرد به طوری که از ادامه خواندن آن ناتوان و حیران شدم.
باید گریست…
به حال خودم…
به حال پدر…
به حال مافیای روان…

 

 

جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«فؤاد صابران، در سال ۱۹۴۱، برابر ۱۳۲۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در ایران و عراق و تونس انجام داد. در فرانسه، به تحصیل پزشکی (در استراسبورگ) و روانپزشکی (در کرتی در حومه پاریس) انجام داد و سپس به صورت حرفه‌ای به کار روانپزشکی و روانکاوی بالینی پرداخت.»*
خوب چنین کسی می خواهد درباره تاریخ ایران و تاریخ روانکاوی در ایران تحلیل ارائه کند!! با اعطای جایگاه «روانکاوی» به خودش به جای «روانپزشکی» تحلیلگر تاریخ این مرز و بوم فرض می شود!! تا هرچه چرندیات در ذهن اش دارد، به اسم تاریخ!! نثار این کشور می کند آنهم از طریق محمد صنعتی!! «تاریخچه روانکاوی در ایران» را می نویسد و می دهد دست صنعتی تا از رویش بخواند!! این آقا طوری حرف می زند که انگار از ایرانی بودن خود شرمسار است!!! او با یک تیر چند نشان می زند: هم تاریخ را تحریف می کند و هم جایی برای خودش باز می کند و هم به مطیعان اوامرش بابت خوش خدمتی شان پاداش می دهد: بیا پیرمرد برو حالشو ببر! اینو بخون و اینایی که نوشتم رو اسم ببر تا همه فکر کنن به به مگه کسی به پای صنعتی هم میرسه؟؟!
صابران فقط حساب سن و سال صنعتی و ترس از دکتر کدیور را نادیده گرفته بود و نمی دانست که صنعتی چقدر چقدر از دکتر کدیور وحشت دارد! به طوری که وقتی احتمال داده بود که دکتر کدیور ممکن است در روز اول کنگره ی خواری حضور داشته باشد، تمام اعضا و جوارح اش به رعشه افتاده بود!! و اعلام کرد که ممکن است نتواند به دلیل بدحالی اش سخنرانی اش را تمام کند!!!!
* http://azadeh-negahiebe.blogspot.com/2014_03_12_archive.html

 

 

شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ. ز. درباره «مافیای روان»
مراسم اختتامیه کنگره جعلی
روشنایی مقدم: وقت این جلسه به پایان می رسه- و به قسمت هیجان انگیز آن می رسه که مراسم اختتامیه هستش.
اعضای انجمن فرویدی: پرسش و پاسخ؟؟!! پرسش و پاسخ؟؟!!
روشنایی مقدم : این جلسه همانجور که از پیش گفتم به جای اختصاص به جلسه پرسش و پاسخ به دیسکاشن بین هیات مدیره بوده، هرکسی که از من یا از دکتر همایون پور یا …
(طبق توافق قبلی صنعتی، همایون پور ،جلالی و روشنای مقدم و… در یک جلسه محرمانه این جلسه پرسش و پاسخ حذف شده است)
اعضای انجمن فرویدی: چرا؟ ما سوال داریم، چرا بخش پرسش و پاسخ حذف شد و…
روشنای مقدم: من اینجا هستم شما می تونید سوالتون را از من بپرسید جلسه اختتامیه را شروع می کنیم.
روشنایی مقدم با بی اعتنایی به سخنان اعضای انجمن فرویدی می خواهد جلسه را ادامه دهد.
اعضای انجمن : آقای دکتر جلیلی، آقای دکتر جغتایی، آقای دکتر هاشمی و آقای دکتر رفعتیان چرا نیومدند؟، «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، مدرک دکتر صنعتی(!) از کجاست؟ میزبان کنگره کجاست؟ ما سوال داریم، اگر کنگره شما وجاهت داشت….
هوادران صنعتی: هو هو هو …
روشنایی مقدم(درحالی که میکرفون را از پایه آن جدا کرده و تا نقطه انتهایی سن به جلو آمده): اجازه بدید، اجازه بدید، … هر فضایی چارجوبی داره و شایسته یک احترامه. اما شما توی درمان به درمانگرتون به عنوان اتوریته احترام میذارید … چون توی یه چارجوبی اینجایید… اینجا یه چارچوبی وجود داره.
اعضای انجمن فرویدی: ما اینجا برای محافظت از نام پدر که لکان گفته که اون روانکاویه امروز اینجاییم و برای ما هیچ بزرگ دیگری بزرگ تر از لکان و روانکاوی وجود ندارد که ما بخواهیم بهش احترام بذاریم. ما از صنعتی سوال داریم….
هوادران صنعتی: هیس…. هلهله و کف، به افتخار آقای دکتر صنعتی( کف زدن و هورا کشیدن ممتد برای صنعتی)
اعضای انجمن : آقای دکتر جلیلی، آقای دکتر جفتایی، آقای دکتر هاشمی و آقای دکتر رفعتیان چرا نیومدند؟، «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، مدرک دکتر صنعتی(!) از کجاست؟ میزبان کنگره کجاست؟
جلالی ندوشن: (با عصبانیت و فریاد) سرکار خانم خواهش می کنم بشینید، بلند نشید، یه لحظه آورم باشید، خانوم محترم، خانوم محترم گوش کن
اعضای انجمن فرویدی: دکتر صنعتی باید به ما جواب بدهند که « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»
جلالی ندوشن (با فریاد): آقا ایشان را از جلسه اخراج کنید. خانم اجازه بده نظم سالن رو نریز بهم.
اعضای انجمن : ما نرختیم بهم، سوال را جواب بدین «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» …
صنعتی در ردیف اول جلوس کرده و از همان اول با شنیدن صدای اعضای انجمن فرویدی که «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!» با دلهره سرش را برمی گرداند و به اعضای انجمن فرویدی که چند ردیف بالاتر از او هستند، نگاه می کند. گویی سنکوب کرده. او در آن زمان به صندلی چسبیده و فقط نگاه می کند. او که تا این زمان تصور می کرد خطر از کنارش گذشته و تا یک ساعت دیگر(پایان مراسم اختتامیه) همه چیزتمام خواهد شد و نام «پدر خوانده» در تاریخچه روانکای ثبت خواهد شد، یکه می خورد. با نگاهی از ترس به اعضای انجمن فرویدی چشم می دوزد . اما نگاهی که در آن بی شرمی موج می زند. او فکر می کند اگر چشم بر چشم اعضا بدوزد و به آنها زل بزند، پیروز خواهد شد و دیگر سوالی از « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» پرسیده نمی شود. شاید با این نگاه می گوید که روانکاو است و از چیزی نمی ترسد. او با نگاهش می خواهد اعضای انجمن فرویدی را بترساند. البته او با نگاه می خواهد چهره ها را به خاطر بسپارد. او در جایی می فهمد اعضای انجمن فرویدی همچنان سوال خود را خواهند پرسید و از پرسش های خود دست نمی کشند. وقتی صدای یارانش را می شنود فکر می کند این نگاه و سکوت می تواند برای طرفدارانش مفید باشد: ییرمردی فرهنگی ۷۰ سال که خیلی خیلی معصوم (!) است، اما توسط چند نفر مورد بی احترامی قرار گرفته است و او پاسخی برای آنها ندارد. چون فردی بی نهایت با سواد، فرهنگی و صلح طلب است، سپس با حمایت دوستان و اعوان به پا می خیزد.
یکی دو نفر از هواداران صنعتی به اعضای انجمن فرویدی هجوم می آورند تا آنها را کتک بزنند. اما یکی از دوستان هواداران صنعتی مچ دست رفیقش را می گیرد و از او می خواهد خود را کنترل کند. همچنان صدای اعضای انجمن فرویدی در سالن همایش طنین می اندازد که «آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»
جلالی ندوشن(با فریاد): سوالتون را بعدا بپرسید نمی تونید نظم اینجا را به خاطر یه سوال بهم بریزید. خواهش می کنم بلند شید. زنگ بزنید انتظامات بیاد،…
هواداران صنعتی، فارغ التحصیل « دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را روی سن می خوانند، برایش گل هدیه می دهند، در آغوشش می کشند، برایش هورا می کنند و کف می زنند تا صدای اعضای انجمن فرویدی گوش آنها را کر نکند. صنعتی، آنگاه نفسی می کشد، گل از گلش می شکفت و خنده بر لبانش نقش می بندد. چون می فهمد هنوز افرادی هستند که نمی گذارند کسی بفهمد «پادشاه لخت است» و او همچنان می تواند «پدر خوانده » ی باشد که شبکه «مافیای روان» را رهبری کند و به ثروت اندوزی ادامه دهد. و مهمتر آن که از آن منصب می تواند حقیقت را به ورطه نابودی بکشاند. اما «زهی خیال باطل»! چون در هیاهوی هوادران صنعتی؛ هیس، هو هو هو…. و کف زدن هنوز صدای اعضای انجمن فرویدی شنیده می شود که با شجاعت می پرسند:«آقای دکتر صنعتی(!) دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!»، این شجاعت وصف ناپذیر شجاعتی است که به حقیقت و روشنایی متصل است.

 

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
چی شد دون صنعتی ( بر اساس دون کورلئونه)؛ پارسال می گفتی از هر خشونتی بیزاری، حالا می گی: « به عبارت دیگر، خشونت با همه سرشت ویرانگرش، برای حفظ امنیت و بقای انسان ضروری است؛ علاوه بر این‌که برخی روانکاوان مانند ژاک لکان برای پرخاشگری، البته نه در حد خشونت و ویرانگری بلکه در حد ابراز وجود ارزش می‌شناسند.»!!!*
آخه چرا یه دقیقه ساکت نمی شی!! مگه سئوالای قبلی انجمن فرویدی کم ات بود که حالا می خوای بازم ازت سئوال کنند این فرویدی ها؟؟
دست از فروید برداشتی رسیدی به لکان؟ احیانا «هرمون های مردانه» شما قبلا کم بود از خشونت بیزار بودی حالا زیاد شده میگی خشونت خوبه؟؟ به نام لکان به کام خودت یه چیزی می گی؟؟ ای کلک!!
بانو مهدیه خبر داره؟؟ نکنه با ازدیاداین هرمونا یک بار دیگه هوس تجدید فراش به سرت بزنه؟؟
هرمون مردونه و پرخاشگری و کراوات و لبخند ژوکوند و روانپزشکان و…
عکس ات هم که آدمو یاد تبلیغ خمیردندون می اندازه !!

* https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2/

 

 

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
این جمعه کنکور سراسری ورود به دانشگاه ها برگزار می شود. بد نیست این سئوال تستی هم به محتوای آزمون اضافه شود:
رابطه محمد صنعتی با مافیای روان مثل:
۱. رابطه مرغ با تخم مرغ
۲. رابطه تز و آنتی تز
۳. هر دو
۴. لازم است از بقیه خاندان مافیا در خارج از کشور هم سر در بیاوریم!
لازم به ذکر است که “سامان تقلا” جایگاه ویژه خود را در ایت سلسله مراتب با “تقلای ” زیاد همچنان حفظ کرده است.

 

 

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
۳ مطلب “دقیقاً به این دلیل است که فواد صابران هم دشمن جمهوری اسلامی است و هم دشمن نادرشاه” این پرسش را ایجاد می کند که فواد صابران و همدستان داخلی اش دقیقا “جاده صاف کن۱” چه چیزی هستند؟!!
آیا فقط قصد سوءاستفاده حرفه ای- مالی از روانکاوی داشته اند یا قصد داشته اند با ساختن اسب تراوایی از روانکاوی مقاصد شوم خود را پوشش دهند؟!!! آیا واقعا صنعتی چیزی بیش از “فقط یک جاده صاف کن بوده است”؟؟!!

۱- آیا صنعتی فقط یک جاده صاف کن است؟، سایت انجمن فرویدی.

 

 

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
به نظر من لقب “دروغگوی پست کم حافظه” برای فواد صابران خیلی خیلی کم است.
باورتان می شود که او ادعا می کند که در سال ۱۹۷۴ میلادی مطابق با ۱۳۵۳ خورشیدی در زمانی که هویدا نخست وزیر ایران بوده به ایشان بخاطر بهائی بودن کار نداده باشند؟!!!!!!
فواد صابران، محمد صنعتی، گهر همایون پور و دویچه وله مردم ایران را چه فرض کرده اند؟ مشتی احمق؟ “توده” گوسفند؟

 

 

پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
«دوره میانی زندگی این جهان، دوره ای هراس انگیز است، دوره آمیختگی نیروهای نیک و بد است. دوره کشتارها، جنگ ها و بدی هاست. در این دوره انسان های ضعیف و ناپارسای گرفتار اهریمن می شوند و اهریمن آنان را از آن خویش می سازد، ولی پارسایان، پهلوانان و سپاهیانی که برای حق و عدالت می جنگند همیشه پیروزند…»(۱)
وقتی آدمی متون کهن را می خواند از خود می پرسد آیا پیشینیان هرگز می توانستند به وجود آمدن اینهمه تباهی را پیش بینی کنند؟ آیا فکر می کردند که جامعه انسانی به جایی خواهد رسید که اهریمنان از بدی و زشتی اهریمن بگویند؟ آیا حدس می زدند که واژه ای پر ارج یعنی «تمدن» ابداع خواهد شد که سرآغاز آن «مصادف با انسان شدن انسان است و انسان شدن انسان مصادف بر چیره شدن بعد سمبولیک بر او، مصادف بر حدوث کلمه بر او…»(۲)؟ آن وقت کسانی پیدا می شوند که همین کلمه متبرک را از دهانی خارج می کنند که آلوده به هزار کلام نامبارک و تباه و ضد تمدن است؟!
آیا به راستی معنی این کلمات که می آیند غیر از این است که جلویشان نوشته شده یا زبان فارسی دچار تحول شده و من بی خبر مانده ام؟!:
کلاهبرداری: ادعای داشتن مدرکی که وجود خارجی ندارد
تجاوز: نادیده انگاشتن حقوق کسانی که برای کسب مدارج عالیه سالها دود چراغ خورده اند
فریبکاری: مجموعه ای از اعمال اهریمنی که مشخصه آنها ناراست بودن آنهاست
راستش وقتی آدم به این جمله دکتر صنعتی در یادداشت هفته نامه زندگی مثبت(۳) می رسد که: « چرا کلاهبرداری و تجاوز و فریبکاری جزو رفتارهای روزمره و هنجارهای اجتماعی درآمده؟» بایستی از شدت تعجب روی سر خود دست بکشد ببیند شاخی سبز نشده؟ همان یادداشتی که وی مزورانه خطاب به «شاگردان»(۴) خود در آن چنین جمله ای آورده:
« برخی روانکاوان مانند ژاک لکان برای پرخاشگری، البته نه در حد خشونت و ویرانگری بلکه در حد ابراز وجود ارزش می‌شناسند. این خصوصیت پارادوکسیکال خشونت و پرخاشگری است که برای جامعه انسانی معضل‌آفرین شده است.»
آقای دکتر! من از شما سوالی دارم: چطور وقتی بطور شفاهی زبان را به بدگویی از بزرگان دانش – از دکتر میترا کدیور گرفته تا دکتر حبیب الله قاسم زاده – در کلاسها و حتی حیاط بیمارستان روزبه می گشایید، در عقده گشایی هیچ حریمی را محترم نمی دارید، ولی وقتی قلم به دست می گیرید، خود را زیر خروارها ماسک و نقاب پنهان می کنید، و «زیرجلکی» به خیال خودتان – با آن درکی که از لکان یا به قول خودتان دال و مدلول و این حرفها! دارید – به انجمن فرویدی گوشه می زنید؟! کجا رفته شجاعت و «ابراز وجودتان»؟ نکند می خواهید بگویید در من از این خشونت های ضد تمدن خبری نیست؟!
البته این کلمات بیشتر کلمات کسی است که در تاریکی خود نشسته و از هجوم نور به لرزه افتاده است. بله! پیشینیان زیبا گفته اند که:
«… پارسایان، پهلوانان و سپاهیانی که برای حق و عدالت می جنگند همیشه پیروزند…»
شما هم اگر دلتان می خواهد اسم آن را خشونت طلبی بگذارید. شاید اینطور کمی آرامش پیدا کنید.

(۱) جهان فروری (بخشی از فرهنگ ایران کهن)/ دکتر بهرام فره وشی/ انتشارات دانشگاه تهران/ چاپ سوم ۱۳۹۰
(۲) از کتاب مکتب لکان دکتر میترا کدیور
(۳) https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2/
(۴) البته معنی کلمه شاگرد هم ظاهرا از زمان ظهور صنعتی تغییراتی اساسی کرده است. شاگرد ظاهرا کسی است که از طرف استاد خود به «مناصبی» می رسد نه کسی که از استاد خود چیزی می آموزد.

 

 

پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«علی ممتاز در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه خراسان، با اشاره به اینکه هدف انجمن علمی این دانشکده بیشتر برگزاری و تقویت کارگروه‌ها است، تصریح کرد: برگزاری کارگروه‌های تخصصی،‌ آموزشی و انجام همایش‌ها و سمینارهای تخصصی از برنامه‌های آینده انجمن علمی هستند.
وی ادامه داد: سلسله سمینارهای تخصصی روان‌کاوی، سمینار ملی روان‌شناسی اجتماعی، همایش‌های ملی هپنوتیزم، روانشناسی اسلامی، ‌باورهای ناکارآمد روابط زناشویی و همایش تخصصی ADHD از برنامه‌های برگزار شده توسط انجمن علمی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی است. »
http://isna.ir/fa/news/93112715055/%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
انجمن علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد «سمینار تخصصی روانکاوی» را در کنار همایش‌های ملی هپنوتیزم، ‌باورهای ناکارآمد روابط زناشویی و همایش تخصصی ADHDقرار می دهد. انتظار دارید این «سمینار تخصصی روانکاوی» چه باشد؟ آدم یاد همایونپور می افتد که در موزه فروید با خنده می گوید ما هفته گذشته «three essays on sexuality» فروید را در مشهد خواندیم! و توضیح می دهد که مشهد یکی از مذهبی ترین شهرهای ایران است! کسی که تصاویر مشروبخواریش را با لباس دکولته روی سایت گذاشته بوده تا همه دنیا ببینند «روانکاو ایرانی»!!! چه عروسی افسانه ای در ساحل بدروم ترکیه داشته!!! راه افتاده رفته مشهد و «سه جستار در باب سکسوالیته» فروید را مثلا درس داده، کسی که در همان سخنرانی موزه فروید می گوید as far as I know sex is sex، کسی که می گوید
…there are people like me who are trying very slowly saying Libido instead of sex
یعنی برایش لیبیدوی فروید، سکس است!! آنوقت چرا باید راه بیفتد چنین تحریفی را در شهری مذهبی مثل مشهد رواج بدهد؟ هم در یک شهر مذهبی تبلیغ کنند که «هر کاری تو را شاد می کند انجام بده حتی اگر آن کار خوابیدن با شوهر دوستت باشد» و سیامک موحدی هم این «فتوا» را بدهد!!! و هم بگویند فروید مروج بی بند و باری است و سکس خودشان را به جای سکسوالیته فروید و به نام روانکاوی در یک شهر مذهبی رواج بدهند. در حالیکه به برکت زحمات دکتر کدیور در کتابهای درسی بجای حرفهای ناروایی که ۲۰ سال پیش راجع به فروید می زدند، امروزه از فروید بعنوان یک دانشمند یاد می کنند. راستی این همایونپور و دار و دسته اش ـ گروه فرویدی تهران ـ از رواج بی بند و باری به نام روانکاوی چه سودی می برند؟ هیچ از خودتان پرسیده اید؟ یا صنعتی از اینکه کشور ما را بی فرهنگ نشان دهد و حتی تا آنجا گستاخی را پیش ببرد که جنگ های جهانی آلمان نازی را هم توجیه کند
https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2/
و در مقابل، روی خشونت ایرانیها و فرهنگ خشونت در ایران تاکید کند، چه منفعتی دارد؟! چرا این محور صنعتی ـ همایونپور سعی دارد فرهنگ ایرانی را تا این اندازه تحقیر کند و کثافت کاریهای غربی ها را لاپوشانی کند یا حتی متعالی جلوه بدهد؟ و همه اینها هم به نام روانکاوی انجام شود؟ به اینها دزدی ادبی از دکتر کدیور (قورخانه چی، همایونپور، ترک قشقایی)، تلاش برای حذف دکتر میترا کدیور به هر قیمتی، دروغ بستن به جمهوری اسلامی ایران، سیاه نمایی در مقابل خارجیها، ارتباط نزدیک با عضو شبکه جهانی بهاییت فواد صابران، قرارهای بازداشت صادر شده برای اعضای کمیته علمی و اجرایی کنگره در گوشی همایونپور، پرونده مداخله پزشکی غیر مجاز رسول قورخانه چی، حیف و میل بیت المال در کنگره ی صنعتی برای دعوت از یک عده نوجوان خارجی فارغ التحصیل از انستیتو روانکاوی برلین (باز هم همان آلمانی که صنعتی از انسان دوستی اش جانبداری می کند و می خواهد روی جنایت جنگ جهانی نازیها را بپوشاند) و … را هم اضافه کنید. واقعاً چه نتیجه ای می گیرید؟!

 

 

پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
صنعتی در مطلب «این همه ناشی از «هورمون های مردانه»! از نوع «صنعتی» است» گفته: «چرا باید مردم ما هنوز هم خشونت و پرخاشگری را گزینه انتخابی برای حق‌طلبی بدانند؟»
جناب صنعتی! حق طلبی خشونت و پرخاشگری نیست، غیرت و شجاعت است. اگر نیاز به فریاد است، اگر نیاز به مبارزه است برای این است که کسانی مثل تو مثل مارهای ضحاک مغز جوانان این مرز و بوم را طعمه خود کرده اند، با زد و بند با هر چه خائن به وطن است چنان به مقام و منصب رسیده اند و جا خوش کرده اند که راهی جز فریاد، جز مبارزه باقی نگذاشته اند. راستی جناب صنعتی! یادت رفت از امام حسین هم انتقاد کنی که چرا اینقدر خشونت طلب بوده که با یزید جنگیده!!! بگو خجالت نکش! یا شاید بخوای فواد صابران این حرفها رو بجای جنابعالی بزنه؟!!!

 

 

پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
«خشونت‌خوانی: جامعه‌ای که به سوی جنگ با خودش پیش می‌رود»
https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2/
حرفهای صنعتی را در کنار این بگذارید:
«سومین همایش روان‌پژوهان ایرانی در خارج از کشور با عنوان «خشونت و روان ما» طی دو روز دهم و یازدهم ماه مه ۲۰۱۴ در شهر کلن آلمان برگزار شد.
در این همایش دو روزه که حول محور «بررسی پدیده خشونت در بین ایرانیان از وجوه مختلف» صورت بندی شده بود، ده تن از روان‌پژوهان ایرانی از آلمان، فرانسه، بلژیک، سوئد و انگلستان دیدگاه‌ه‌ها و تحقیقات خود را با حاضران در جلسه در میان گذاشتند.
سومین همایش خشونت و روان ما در پی دو همایش «مهاجرت، تبعید و روان ما» و «فرهنگ و روان ما»، با سخنان حسن مکارمی، روانکاو و پژوهشگر دانشگاه سوربن آغاز شد.
مکارمی که تحت عنوان «خشونت و ساختار روان ما»، سخن می‌گفت، به‌طور مشخص به تاثیر دشنام، ناسزا و فحش بر فرد و جامعه پرداخت. او معتقد بود که ساختار روان بر میل و خواست اولیه استوار است و هویت فرد را می‌سازد.
به عقیده مکارمی دشنام از آنجا که به هویت آدمی حمله می‌کند، در نتیجه او را به دفاع وامی‌دارد.»
http://www.radiozamaneh.com/144990
چه نتیجه ای می گیرید؟ بخصوص وقتی می فهمید در این همایش این افراد حضور فعال داشتند:
فواد صابران، حسن مکارمی، اکبر پویانفر، رضا کاظم زاده، عباس ابطحی، علی فتوتی، مژگان کاهن، ناهید کشاورز، وحید رواندوست، و کبری قاسمی!

 

 

پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی درباره «مافیای روان»
این مطلب «جناب صابری، رفعتیان و همایون پور و موحدی و ترک قشقائی و بقیه را کی خبر کرده بود؟» * هم عجب مطلبی است ها! دقت کردید؟ خیلی جالبه؛ دو سخنرانی جالب از طرف دو سخنران جالب. نگاه کنید:
توی اون کنگره روان درمانی، اول، طبق روال همیشگی و معمول این جور کنگره ها، محمد صنعتی درباره «اخلاق» در روان درمانی سخنرانی کرده.
در این سخنرانی مورد علاقه «پدرخوانده»، وی گفته: «متاسفانه بسیاری از متخصصان در پزشکی قانونی با موازین حرفه ای روان درمانی و منشور اخلاقی آن آشنا نیستند و برای همین گاهی روان درمانان خودشان را در مقابل قانون احساس می کنند.»
با توجه به آن منظوری که می دانیم پدرخوانده از «موازین حرفه ای روان درمانی و منشور اخلاقی » دارد، ادامه جمله اش کاملا غلط است. خب پدر من، در ماجرای سال ۲۰۱۳ که دیدیم پزشکی قانونی با شما «روان درمانان» چقدر «داداشی» بود! غیر از این است؟ یعنی منظورتان این است که از این هم بیشتر «با موازین حرفه ای روان درمانی و منشور اخلاقی» شما آشنا بشوند؟ یعنی دودستی پزشکی قانونی را بدهند به خود خود شما راضی می شوید؟
واقعا جالب است که بعد از سخنرانی «غرای» پدرخوانده درباره «اخلاق»، جناب صابری راجع به «جزای فاش کردن اسرار» می گوید: «۴ آیتم بی مبالاتی،بی احتیاطی،عدم رعایت قوانین حرفه ای و دولتی ، عدم مهارت،دادن و گرفتن هدیه و ارتباط با بیمار سبب شکایت از روان درمانان می شود.»
«صابری با اشاره به ماده ۶۴۸ قانون مجازات اسلامی گفت:جراحان،ماماها،متخصصان و اطبا محرم اسرار هستند و هرگاه غیر از موارد قانونی اسرار را فاش کنند به سه ماه و یک روز تا یک سال حبس و یک میلیون و ۵۰۰ تا ۶ میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شوند.»
خب جناب صابری، «محرم اسرار» عزیز، ای آشنا با «موازین حرفه ای روان درمانی و منشور اخلاقی» جناب صنعتی، بالاخره هم که نگفتید در آن ماجرای سال ۲۰۱۳ «رفعتیان و همایون پور و موحدی و ترک قشقائی و بقیه را کی خبر کرده بود؟»

 

 

جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
مطلبی می خواندم با این محتوی: «تغییر دادن کاریکاتور هاشمی؛ عملکرد غیرحرفه‌ای مطبوعات ادامه دارد
عملکرد عجیب روزنامه شرق در تغییر دادن کاریکاتور
حرفهای خود کارتونیست (شهاب جعفر نژاد) رو بخونید:
باور کردنی نیست! طرحی که من برای روزنامه شرق امروز زدم و طرحی که چاپ شد! من فکر می کنم اگه از نتیجه یک کار راضی نیستیم بهتره چاپش نکنیم تا یه همچین بلایی سر کار در بیاریم…» *
برایم خیلی جالب بود. این روزنامه به اصطلاح «اصلاح طلب» شرق زمینه ای نیست که درش کوتاهی (!) کند!
چه گزارش در پیت با روانکاو دروغی، محمد صنعتی که دوست عسل خانم پیشش می رود، چه تغییر کارکاتور و گذاشتن امضای طراح اولیه روی گندی که خودشان زدند.
کلا در شرق چه خبر است؟!
* http://www.nazarnews.com/34579

 

 

جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهمان درباره «مافیای روان»
با خواندن مطالب اخیر در مورد فواد صابران و شنیدن فایل اختتامیه فقط میتوانم بگویم انجمن فرویدی زنده باشی و پاینده! خانم دکتر میترا کدیور یک سلحشور «سربلند و آزاده» و یگانه است. او «کاروانی ست که به تهایی میگذرد». تنها اوست که می تواند این موجودات رذل و دون و وطن فروش و دروغگو و شر را رسوا کند و با آنها بجنگد و حق روانکاوی و انسانیت و علم را در این مملکت احیا کند. کاش سایر علوم هم صاحبانی چنین شجاع و حق طلب داشتند تا میدیدم چطور امثال این مافیا همه جای این مرز و بوم را در تملک خودشان کشیده اند و قصد نابودی آن را دارند. منتظر روزی هستیم که در سایت انجمن فرویدی خبر دادگاه صنعتی و همایونپور را ببینیم و تا آن روز خسته نباشید!

 

 

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
در کنگره جعلی روانکاوی وقتی لرزه صنعتی در برابر «شاگردان خانم دکتر کدیور» و اعضای انجمن فرویدی به پایان رسید، گفت:
“… در اینجا می خواهم به مترجمین آثار روانکاوی نیز اشاره کنم. علاوه بر دکتر صناعی که “روش تفسیر رویا” را پیش از انقلاب ترجمه کرده بود و دکتر صاحب الزمانی که “تحریم زنا با محارم” را به فارسی برگردانده بود مترجمین برجسته ی چون … فولادوندو بسیاری دیگر برخی از آثار فروید، یونگ، اریک فروم و کارن هورنای را تا پیش از دهه ۷۰ ترجمه کرده بودند. از مترجمین خوب آثار فروید باید از دکتر شجاع شفتی(روان پزشک) نام برد که از دهه ۶۰ متون فرویدی را ترجمه کرد و همینطور شیوا رویگری که “تفسیر رویای فروید “را.
از گروهی در نشریه ارغنون دو جلد ترجمه مقالات مهم روانکاوی را در سال ۱۳۸۲ منتشر کردند. افراد برجسته ای مانند دکتر اباذری(استاد جامعه شناس). دکتر حسین پاینده(استاد زبان و ادبیات انگلیسی) و مراد فرهادپور نام ببریم. مراد فرهادپور و صالح نجفی و دوستانش پس از سال ۱۳۸۸ گروه رخداد را تشکیل دادند و بیشتر به ترجمه آثار ژیژک و لکانین ها پرداختند؛ البته خانم دکتر میترا کدیور هم در دهه ۷۰ به ایران بازگشتند و “مکتب لکان در قرن بیست و یکم” را در ۱۳۸۱ منتشر کرد و همین طور دکتر موللی که ساکن فرانسه است کتاب هایی مربوط به مفاهیم لکانی را ترجمه یا تالیف کرده است. و بسیاری دیگر به ویژه مترجمین جوان جذب اندیشه های لکانی شده و به ترجمه آنها پرداخته اند. من نمی توانم و قرار نیست از همه مترجمین نام ببرم. با این که جای standard edition فروید هنوز خالی است ولی کتاب های مولفین روانکاوی چه در حیطه تکنیک و چه در حوزه تحلیل فرهنگ به سرعت ترجمه شده و انتشار می یابد.
در دهه ۸۰ روانکاوان و روان درمانگران تحلیلی دیگری به ایران بازگشتند که باید از دکتر گوهر همایون پور و سوگل اخوان نام ببریم که ابتدا در دانشگاه شهید بهشتی پژوهشکده خانواده مشغول کار شدند و سپس با همکاری دکتر ایرج مرادی یک انستیتو روانکاوی تاسیس کردند. ولی در زمان کوتاهی از هم جدا شدند و هر دو فعالانه در بخش خصوصی به آموزش روانکاوی مشغولند.
دکتر همایون پور اخیرا کتاب “روان کاوی در تهران” را منتشر کرده و علاوه بر آموزش و تعلیم روان درمان گران تحلیلی در برگزاری
سمینارهای روانکاوی با حضور روانکاوان برجسته ی از سایر کشورها بسیار فعالند. ”
این حرف ربط “البته” در معرفی خانم دکتر کدیور، رئیس انجمن فرویدی، از سوی صنعتی به چه معنا می باشد؟ شبکه «مافیای روان» برای حفظ منافع خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند. روزی ژک آلن میلر، موسس «عالی‌ترین مرجع روانکاوی لکانی در جهان ا کول فرویدی فرانسه (ECF)» و «تنها شارح آثار لکان»، را دشنام می دهند و روز دیگر با او برای مظلوم نمایی مکاتبه می کنند. آشنایی این شبکه مخوف با میلر تا جایی است که کشاورز به میلر می نویسد: my dream is to attend [1] in your courses !!!!!!!!!!.
پس از زمره محالات است که شبکه «مافیایی» سخنان میلر را در مورد دکتر کدیور نشنیده و دکتر کدیور را نشناخته باشند و ندانند که: «در نوامبر ۲۰۰۹ در پاریس ژک الن میلر در سخنرانی افتتاحیه دانشگاه مردمی ژک لکان (Universite populaire Jacques Lacan (UPJL از تلاش‌های ۱۶ ساله دکتر کدیور برای ارتقا جایگاه روانکاوی در ایران تجلیل کرد و در ژوئیه ۲۰۱۳ در کنگره بین المللی فدراسیون اروپایی روانکاوی (PIPOL 6) در بروکسل به منظور بزرگداشت او یک بخش از کنگره به نام «میترا» نامگذاری شد» . گویی درد اژدهای هفت سر»(فواد صابران«نابکار»، محور صنعتی- همایون پور، ترک قشقایی «بی هویت»، …. زمانی به اوج خود می رسد که می فهمند «دکتر میترا کدیور بارها میهمان افتخاری و سخنران ویژه کنگره‌های بین المللی بوده است که از آن جمله می‌توان کنگره بین المللی انجمن جهانی روانکاوی (WAP) در آوریل ۲۰۱۰ در پاریس و کنگره بین قاره‌ای اکول لکانی بین ¬المللی (NLS) در ژوئن ۲۰۱۳ در ژنو را نام برد».[۲]
در همان سال نیز این شبکه مخوف مافیایی در یک توطئه به قصد نابودی تنها روانکاو ایران، دکتر میترا کدیور برآمدند. «تشکیلات جهانی بهائی» و محور مافیایی صنعتی-همایون پور خوب متوجه نقش دکتر میترا کدیور در «استحکام پایه های فرهنگی» ایران شدند. زیرا سخن گزافی نیست اگر گفته شود که دکتر کدیور بیش از هر فردی معنی ایران و ایرانی را می فهمد و هویت ایرانی را می شناسد. اثبات این ادعا تاسیس انجمن فرویدی، «یلدای هفت هزارساله خجسته باد»[۳] ، فردوسی شناسی[۴] وی و… است. دکتر کدیور کسی است که روانکاوی را به جامعه ایرانی معرفی کرد و آن را گسترش داد، او “خواست تا زبان سعدی از گفتار روانکاوی بی نصیب نماند”(نقل به مضمون).
در خلاصه کلام می توان گفت:” البته” ی صنعتی در کنگره جعلی روانکاوی، ادامه همان مصاحبه ترک قشقایی در مجله تهران با «هدف:مدفون کردن نام انجمن فرویدی»است و ادامه ی آن “البته”، همان عدم ذکر سمت خانم دکتر کدیور در نامه دادستانی نظام پزشکی است. به عبارتی، این “البته” صنعتی، نشان از وجود مافیایی فراتر از «مافیای روان» است. امروز دیگر با وجو فواد صابران معنی “البته” جور دیگری درک می شود: «ایران ستیزی و اسلام ستیزی».
[۱] https://freudianassociation.org/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2/
[۲] به نقل از سایت انجمن فرویدی
[۳] https://freudianassociation.org/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF/
[۴] https://freudianassociation.org/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%81%D8%B1

 

 

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
راستی شریعت!
گفتی: « افراد دارای شخصیت سالم می‌توانند حتی در شرایطی که برایشان دلخواه نیست خود را کنترل کنند و به شکلی از خود انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط محیطی اقدام لازم را بکنند» *
حالا یه جا [صداش دراومده که] صنعتی نتونست مثل «افراد دارای شخصیت سالم» خودش رو «کنترل کند و به شکلی از خود انعطاف نشان دهند». نمیشه استثنا قائل شد؟!

یعنی حکم چیه وقتی صنعتی نتونست حضور دکتر کدیور و «احساس ناامنی» رو تحمل کنه؟ (می دونی که در مورد چی میگم ؟! «از همین سخنرانی بود که احساس ناامنی[۱] صنعتی آغاز شد/ راستی رفعتیان از کی استخدام شد؟») آیا اقدام علیه حذف فیزیکی یک آدم، اون هم یک روانکاو، اون هم تنها روانکاو در ایران، و البته در سراسر فاصله دریای سیاه تا دریای چین، نشونه شخصیت سالمه؟

یعنی صلاحیت نداره برای تدریس و کار توی بیمارستان روانی؟! یه باره بگو روانکاو هم نیست دیگه!!

چی؟! این یکی استثنا است؟

* اشاره به مطلب «شریعت شناسی: «همه چیز در درون توست» اما بیرونت را «وفق» بده، «کنترل» کن، «انعطاف» داشته باش»
** https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%DB%B1-%D8%B5

 

 

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی
واااااقعا این جناب صنعتی عین اختاپوس به تمام حوزه روان در ایران چنگ انداخته و چنبره زده. یه اتفاق دقیقا همین امروز برای خود من افتاده که واااااقعا عصبانیم کرده. من از طریق وبسایت شما مدتهاست که کل وقایع مربوط به این آقا و امثالش رو دنبال میکنم اما به هیچ عنوان حتی تصورشم نمیکردم که این جناب یه روزی دامن منم بگیره.
من کارشناس ارشد روانشناسی بالینی هستم. چند ماه پیش یکی از آشناها پیشنهاد داد که ترجمه یه کتاب ۴۷۰ صفحه ای رو بر عهده بگیره و منم (چون دستی به قلم دارم و با این حوزه آشنا هستم) ویراستار کتاب بشم. منم موافقت کردم چون هم متن کتاب، جامع و مناسب بود و به درد کار درمانهای روانشناسی میخورد و هم برای خودم رزومه میشد. تو این جریان حتی پول هم به هیچ عنوان برام مطرح نبود و اعلام کردم که صرفا از روی علاقه و بعدشم برای رزومه خودم این کتابو ویرایش میکنم. ماههاست که کم خوابی و گاهی بیخوابی کشیدم و گاهی برای انتخاب معادل صحیح یک واژه، ساعتها و گاهی روزها وقت گذاشتم و به کتابهای و نرم افزارهای مختلف سرک کشیدم تا هم ترجمه درخوری از آب دربیاد و هم بر خلاف خیلی از ترجمه ها توی حوزه روان، که قابل فهم نیستن، متن روان و جونداری بشه. مساله ‘زمان’ هم به خاطر قراردادی که شخص مترجم با انتشارات بسته بود و قرار بود که متن رو توی همین هفته برسونیم هم باعث فشار مضاعفی بود. اینها و تمام زحمات دیگه که جای گفتنش اینجا نیست به کنار. اصل مطلب اینها نیست.
امروز مترجم به من زنگ زد و گفت که رییس انتشارات بهش گفته که میخواد کتاب ما رو بده به یه روانکاو خبره و معروف!!!! حدستون درسته، رییس انتشارات گفته بود که میخواد کتابو بده دست جناب صتعتی که براش مقدمه بنویسه!! باور کنید از شدت شوک و عصبانیت سر جام میخکوب شده بودم. به مترجم گفتم که جریان چیه. گفتم این آقا شیاده و…خلاصه کل چیزایی که از طریق وبسایت انجمن و جاهای دیگه مطلع شده بودم به مترجم گفتم و تاکید کردم که به انتشارات بگو که اولا این جناب روانپزشک هم نیست چه برسه به روانکاو، ثانیا شیاد و کلاهبردار و کلاشه، ثالثا متن این کتاب در مورد روانشناسیه، گیرم که جناب صنعتی روانکاو یا روانپزشک باشه، چه ربطی داره به روانشناسی آخه؟؟
خلاصه مترجم زنگ زده به انتشارات….واقعا که نوروز یک ندانستن نیست، یک نمیخواهم بدانمه. رییس انتشارات گفته این حرفا جنگ و دعواهای داخلی بین خود این جماعته و به ما مربوط نیست. یه کنگره هم بوده که خواستن صنعتی رو توش بدنام کنن و….اما صنعتی یه روانکاو واقعیه!!! حتی دکتر نفیسی هم صنعتی رو میبرده سر کلاساش و از روی همین معلومه که شخص خیلی باسوادیه! مترجم در جواب، حرفای منو تکرار کرده و گفته بود که ویراستار میگه که تنها روانکاو حتی از دریای سیاه تا دریای چین، خانوم دکتر کدیوره و صنعتی اصلا مدرک روانپزشکی هم نداره چه برسه به اینکه روانکاو باشه، چطور میگید باسواده؟؟ جواب ویراستار خشمی رو در من به وجود آورد که مدتها بود این شدت خشم رو تجربه نکرده بودم. طرف با وقاحت تمام دراومده گفته که: حتی اگر صنعتی مدرک هم نداشته باشه ولی آدم معروف!! و باسوادیه!!!!!!! و قصد قطعی دارم که مقدمه رو بدم به اون.
با این حرف انگار دنیا رو سرم خراب شد.اینهمه زحمت و آخرشم این بشه؟!؟ ولی از طرف دیگه بین از بین رفتن زحماتم و بی آبرو شدن، من اولی رو انتخاب میکنم.
این حرفو که شنیدم به مترجم با قاطعیت اعلام کردم که من از اولش هم قصدم تقویت رزومه ام بود نه خریدن بی آبرویی. اگر قرار باشه اسم این کلاهبردار کنار اسم من بیاد پس اسم منو حذف کنید و اگر اسم منو اون کنار هم بیاد من میدونمو شماها….
بعد گفتم که رییس انتشارات چشمشو رو حقیقت بسته چون میخواد از معروفیت کاذب صنعتی سوء استفاده کنه و کتابو بفروشه. والا بلا این کار لازم نیست. اولا کلی استاد روانشناسی دیگه تو این مملکت هست که میشه مقدمه رو اونها بنویسن و ثانیا متن کتاب، برای روانشناسا کاملا کاربردیه و حتی اگه رییس صرفا دنبال پوله، اینو بهش بگو که این کتاب به احتمال زیاد، بدون اسم صنعتی یا هر شخص دیگه، هم پرفروش خواهد شد. کاااار من روانشناسیه و حداقلش اینه که میتونم متن بی مایه رو از متنای دیگه تمیز بدم.
وااای به حال مملکتی که قشر به اصطلاح فرهنگیش این باشه.

خلاصه من موندمو یه زحمت شبانه روزی بر باد رفته.

 

 

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
فکر می کنم قدرت جناب صنعتی حتی از قدرت یک رئیس جمهور بیشتر است؛ باور نمی کنید مطلب زیر را بخوانید:

«پال اشمیت، رئیس جمهور مجارستان، در پی رسوائی سرقت علمی در تنظیم رساله دکترا از سمت خود استعفا داده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر، پال اشمیت استعفای خود را در مجلس اعلام کرد که این اقدام مورد استقبال مردم مجارستان و طبقه سیاسی کشور قرار گرفته است. آنها اعتقاد دارند این استعفا می باید زودتر از این صورت می پذیرفت.
پال اشمیت رئیس جمهور مستعفی مجارستان طی سخنانی در مجلس خطاب به نمایندگان مجلس گفت: براساس قانون اساسی که من آن را امضا کرده ام، رئیس جمهور باید عامل وحدت ملت باشد اما درشرایط کنونی مسئله شخصی من موجب تفرقه ملت محبوب من به جای وحدت شده است، لذا وظیفه خود می دانم به ماموریت خودم به عنوان رئیس جمهور پایان دهم.
پال اشمیت شصت نه ساله و متحد ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، هفته گذشته از عنوان دکترا به دلیل سرقت علمی محروم و این مسئله موجب جنجال در کشور شد؛ منتقدان اعتقاد دارند برملا شدن سرقت علمی پال اشمیت در تدوین رساله ای که به دریافت دکترا در بیست سال قبل انجامیده، به وجهه مجارستان آسیب رسانده است .
پال اشمیت در سال ۲۰۱۰ از سوی مجلس مجارستان به مدت پنج سال به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. او نخستین رئیس جمهور پس از دوران حاکمیت کمونیست ها در مجارستان است که از سمتش استعفا می دهد.»

http://alef.ir/prtfmcdyew6djta.igiw.html

 

 

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
وقتی این مطلب «سیرک وحید شریعت در بیمارستان ایران» را خواندم اولین چیزی که به نظرم رسید این بود که وحید شریعت حالا می خواهد آن «فاجعه تاریخی» را که در سال ۹۱ اتفاق افتاد به یک «خطا» تقلیل دهد!!! احتمالا سخنرانی دکتر صابری را خوب گوش داده. البته این هم هست: حالا که «پدرخوانده» کم کم مهره سوخته می شود، باید ادعای نوکری او را پس گرفت پس چه کاری بهتر از این که ادعا کنی همه چیز «فقط یک خطا» بوده و بس!!! ای وحید ناقلا!!!!!!!

 

 

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم رکسان واقعا ایرانی درباره «مافیای روان»
«سیرک وحید شریعت در بیمارستان ایران»
نمی دونم این وحید شریعت فکر کرده بیمارستان ایران بجای جاده مخصوص کرج وسط خاک بهشته که فرم درست کرده مردم «خطا»هاشونو «داوطلبانه» گزارش کنند؟ آخر مرد حسابی آدما هزار تا شاهد و مدرک برای خطاشون هست حاضر نیستند قبول کنند اونوقت فکر کرده ای بخاطر گل روی یکی مثل تو که همه چیزت رو از سر سپردگی و نوکری «پدرخوانده» داری به خطاهاشون اقرار می کنند؟ خود تو کردی که انتظار داری اونا بکنند؟! با این IQ باید میشدی وزیر بهداشت، ریاست یه بیمارستان فکسنی واقعا کمه برات!!!!!!

 

 

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
گزارشی از همایش «روانشناسی پویایی»!!!

یک جماعت بسیار فرهیخته!!! یعنی جناب آقایان فاطمی، صنعتی، عابدین و خانم ها همایون پور و اخوان که هیچ کدام روانکاو نیستند، یک همایشی می گذارند به اسم «روانشناسی پویایی» و در آن در مورد همه چی حرف می زنند و روانکاوی را هم قاطی حرفهایشان می کنند. اسم خودشان را هم «کارشناس» می گذارند! «کارشناسی» که حتی نمی فهمد رواندرمانگر با روانکاو فرق دارد!!! «کارشناسی»!!! که به نفعش است که روانپزشکی، روانشناسی و روانکاوی را با هم قاطی کند.

«دکتر عابدین با ذکر این نکته که بعد از انقلاب شاهد افزایش جمعیت در کشور بوده ایم و مهاجرت ها از روستا به شهر شدت گرفت. سوال کرد تکلیف روان درمانگر در مواجهه با افراد از فرهنگ و زبان های مختلف چیست؟
نظر دکتر فاطمی بر این بود که روانکاو باید با هوشمندی کلیدهای خاص فرهنگی بیمار را پیدا کرده وبه وسیله آنها و برای بهبود فرایند درمانی وارد دنیای بیمار شود و گرنه همین عوامل فرهنگی می توانند خودشان به مانعی بر سر راه درمان تبدیل شوند. شناخت از مسائل فرهنگی و جوی که بیماران در آن به سر می برد ابزار کارآمد و بسیار خوبی برای درمان محسوب می شود.»

«کارشناسانی» که خوب بلدند «لالایی» بخوانند ولی خودشان خوابشان نمی برد! خوب بلدند توصیه به آموزش کنند ولی خودشان آموزش ندیده اند:

«سوال یکی از حاضرین درباره تجویزهای بی حد و مرز کارشناس و غیرکارشناس در رسانه ها و البته توصیه های جاهلانه مردم به همدیگر بود.
در یک برآیند کلی نظر جمع بر این قرار گرفت که جای خالی آموزش های صحیح، علمی و اصولی خالی است. بنابراین «عمه تراپی ها» – اصطلاحی که کارشناسان از آن استفاده کردند – این خلأ را پر می کند.»

جالب اینجاست که این جماعت خیلی خوب هم بلدند آمار بدهند:

«از آنجا که اکثر کارشناسان در خارج از کشور هم طبابت می کنند، چند دقیقه ای وضعیت مراجعه به روانشناس را در داخل و خارج از کشور مقایسه کردند. همان طور که می شود حدس زد افراد در خارج از کشور خیلی راحت تر با مشکلات روانی خود کنار می آیند و می پذیرند که باید به روانکاو مراجعه کنند. همچنین ترس انگ دیوانه خوردن را هم ندارند. اما جالب است با اینکه آمار مراجعه در کشورهای پیشرفته بالاتر از ماست، اما در ایران بیماران در جلسات روانکاوی بسیار راحت تر و صاقانه تر از خارجی ها از مسائل آشکار و پنهانشان حرف می زنند.»

و همین آمار باعث نوشتن چنین تیتری می شود: «ایرانی ها در روانکاوی راحت تر حرف می زنند»!!!

باز هم جماعت «کارشناس» ما نسخه می دهند که فرد خود باید «تحلیل» شده باشد اما اینکه چرا خودشان «تحلیل» نشدند حتماً به دلیل «ثبات نسبی» ازلی و ابدی شان است دیگر:

«همه متفق القول بودند که هر دانشجوی رشته روانشناسی خودش باید طی دوره ای مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. البته سن و سال مشخصی ندارد همین قدر که شخص به یک ثبات نسبی رسیده باشد، شرط لازم و کافی محقق شده است. به هر حال هر چه باشد آنها قرار است در آینده به عنوان روان درمانگر احساسات یک بیمار را درک کنند.»

و در نهایت «پدرخوانده» هم سخن از پول می کند و به «توده» می گوید: «تا پول ندهی خوب نمی شود»

«دکتر محمد صنعتی گفتند در یک نگاه کلی هزینه خرید وسایل پزشکی بالاتر از کشورهای خارجی در می آید. ضمن اینکه ارزش مالی مطب یا اجاره آن، همراه مالیات، پول آب، برق، گاز، تلفن همه و همه در میان هستند. اما بیمار تنها به پولی که می پردازد فکر می کند و بیشتر درمانی را قبول دارد که سریع نتیجه می دهد و نتایج آن را هم با چشم می بیند.
یعنی اگر یک مشکل جسمی داشته باشد، وارد اتاق عمل شده و سالم بر می گردد. اما بیماری های روانی اثر مشهود ندارند، در این صورت بیمار ممکن است فکر کند پولش صرف هیچی شده است.
بیمه بیماری های روانی را پوشش نمی دهد. دلیل هم اینکه قول مشهوری می گوید تا پول ندهی خوب نمی شود و اگر بیمه بخش زیادی از هزینه را تقبل کند، بیمار دیگر دلش نمی خواهد روند درمانش تمام شود. چه کسی از درد دل کردن و گپ زدن با کارشناس و سنگ صبور بدش می آید.»

و نتیجه گیری نیز همان است که اول گفتم: این همایش برگزار می شود تا مرز بین روانکاوی، روانشناسی و روانپزشکی آنقدر مغشوش شود تا هرکس هرکار دلش خواست انجام دهد.

«واقعیت این است که بعضی افراد از این موضوع واهمه دارند که روانکاو حرفشان را باور نکند. اما این تفکر درستی نیست. روان شناس و روانپزشک به گفته های مراجعان باور دارند ؛ چرا که گفته های بیمار، همان مطالبی است که ذهن او را درگیر کرده است.»

http://www.niksalehi.com/pezeshki/view/167033.php

 

 

جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم/ آقای آرزوهای جناب صنعتی درباره «مافیای روان»
ای کاش…
خدایا! چی می شد مگه؟
واقعاً چی می شد؟ توی کل این کره خاکی ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربعی، یه جایی به اندازه ۳ یا ۴ هزار متر، مگه چقدر جا می گیرد؟
آخ اگه می شد، چه خوب می شد.
ی دانشکده ۴۰۰۰ متری که روانپزشکان توش جمع شده باشند. حتی اگه توی انگستان هم نباشد، اشکال ندارد یه جوری وصلش می کنیم و می گیم مال انگلیس است. این جور کارها برای انگلیسی ها کاری ندارد. فقط یک جایی باشد. یک ساختمونی باشد که بشه اسمشو گذاشت دانشکده روانپزشکان، اون وقت هیچ کس نمی پرسید: «آقای دکتر صنعتی! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان (!) کجاست؟» این کابوس هم بالاخره تموم می شد.
کاش می شد! کاش…

 

 

شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
این مطلب «دو مستر صاد: صنعتی و صابران»(۱) را در سایت می خواندم با خود گفتم اگر موساد را هم با صاد می نوشتند بیشتر با این دو مستر صاد جور در می آمد! دو مستر صاد، در خدمت موساد!
حالا اگر به خیانت این افراد به این آب و خاک هم کاری نداشته باشیم، آیا مردم و سلامتیشان هم هیچ اهمیتی ندارد؟ همین حدود یک ماه پیش در آنسوی اقیانوس اطلس در آمریکا، یک پزشک را که کلی جایزه پزشکی برده و برنامه تلویزیونی اش حدود ۴ میلیون بیننده دارد – یعنی دکتر اُز – توسط انجمن پزشکی آمریکا احضار شده (۲) تا از صیانت علم پزشکی در برابر حرف های عوامانه ای که به اسم این علم توسط ایشان در تلویزیون زده می شود دفاع شود. تازه این کسی است که صلاحیت علمی اش هم زیر سوال نیست و در دانشگاه انگلستان هم درس نخوانده! آن وقت در این مملکت نظام پزشکی استاد دکتر کدیور را به دادسرایش فرا می خواند… واقعا جای افسوس و آه نیست؟
تفو بر تو چرخ گردون، تفو… واقعا نبایستی گفت:
میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است

(۱) https://freudianassociation.org/%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86/
(۲) http://www.vox.com/2015/6/13/8773695/AMA-dr-oz

 

 

شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

اخیرا وقتی به فاجعه بستری شدن اجباری خانم دکتر فکر میکنم، یه نکته بسیار مهم ذهنمو درگیر میکنه. اینکه این جماعت بی وجدان، با چه دقت و برنامه ریزی ای، یه زنجیره کامل از مهره ها و مزدوراشون رو پشت سر هم چیده بودن و خانم دکتر رو از محل کار تاااااا بیمارستان روانی دست به دست دادن تا ایشون سر از اونجا دربیاره. یعنی اگر یک آدم منصف یا حتی بی طرف توی این زنجیره وجود میداشت، این ماجرا به اون سرانجامی که رسید، نمیرسید. از همسایه ها تا ماموربازجویی، از اونجا تا پزشکی قانونی، از پزشکی قانونی تا بیمارستان، تااا در بیمارستان که نوبت شریعت و کشاورز رسید. یعنی عین یه تونل که مبدا رو به مقصد وصل میکنه، کاری کرده بودن که خانم دکتر از این خبیث به دست خبیث بعدی بره تا بشه اونی که نباید میشد. یعنی تونلی انسانی(حیف نام انسان) درست کرده بودن که هییییچ کسی جز مهره های مافیا، توی این جریان نتونه مداخله کنه و امکان حضور نداشته باشه. این جریان تونل مافیا، همزمان نشوندهنده این نکته هم هست که این جماعت چقدر سیستماتیک عمل میکنن و تا چه حد، گسترده شدن و عین یه سرطان تا اعماق حوزه روان درین مملکت متاستاز دادن.

واقعا هر روزی که میگذره بیشتر میشه به حقانیت انجمن پی برد. مثلا این منش انجمن، که به عنوان یه اقدام بنیادی و مهم، برخورد با مافیای روان رو در دستور کار قرار داده واقعا جای تقدیر داره.

این دو موضوع رو به عنوان مقدمه گفتم تا برسم به مطلب اصلی.
توی دیدگاه قبلی که براتون ارسال کرده بودم، اتفاقی رو که در مورد ویرایش یه کتاب برام افتاده بود براتون نوشته بودم. بشنوید بقیه ماجرا رو. واقعا خودم از شدت تعجب و نفرت، نمیدونم چکار کنم و کاملا هنگ کردم.
بعد ازون صحبتهایی که با مترجم داشتم و مترجم با انتشارات داشت، دو سه بار دیگه، به صورت تلفنی با مترجم صحبت کردم. مجبور شدم یه کاری کنم که واقعا در مورد انجامش تعارض داشتم. به مترجم گفتم که حق ندارید از ویرایش من استفاده کنید. چون مترجم از آشنایان من بود، این، تصمیم سختی بود چون زحمات ایشون هم بر باد میرفت. هم خود ایشون و هم ناشر، خوب میدونستن که اون ترجمه بدون ویرایشی که روش انجام شده کاملا ناقصه. ولی از طرف دیگه، نمیخواستم که باجی به صنعتی و ‘انتشارات مافیا’ بدم. به مترجم گفتم که به انتشارات بگه که یا صنعتی باید کنار بره یا حق ندارید از ویرایش من استفاده کنید و اگر استفاده کنید از انتشارات شکایت خواهم کرد. با اعلام این موضع، مدیر انتشارات ظاهرا به دست و پازدن افتاد و گفت صنعتی رو حذف میکنم اما!!!! یه گزینه دیگه گذاشت رو میز: پروانه محمدخانی!!!!

یکی میتونه برای من توضیح بده که این جماعت مافیای روان، چجوری تا این عمق در حوزه روان کشور ما نفوذ کردن؟ لطفا یکی توضیح بده که چجوریه که همه جا به صورت دسته جمعی حضور دارن؟ دلسوزان واقعی حوزه فرهنگ ایران زمین کجا بوده اندو هستند که این جماعت این همه فرصت برای چنگ انداختن به زیر و بم حوزه روان داشته اند و دارند؟ اوضاع شبیه اون اژدها در افسانه ها شده، یه سرشو که میبری دو تا سر به جاش در میاد! صنعتی رو از گود بیرون میکنی، محمد خانی به جاش سبز میشه!! عجب حکایتی شده واقعا.

ظاهرا ماجرا ادامه داره. من ساکن شهرستانم و قرار شده طی چند روز آتی یه روز بیام تهران و خودم مستقیما با ‘انتشارات مافیا’ سنگامو وابکنم.
البته حالا دیگه یه نکته رو خووووب میدونم. اینکه تمام این جریانا، بده بستونای ژویی سانسه. مافیای روان برای مطرح شدن و قالب کردن خودشون به مردم نیاز به بلندگو و ‘رسانه’ دارن. رسانه ها هم برای دوزار سود نامشروع بیشتر، از مافیا بت میسازن و براشون انواع القابی که باید با خون دل بدست بیاد رو خرج میکنن و همه اینها بدست نمیاد جز با زدن چوب حراج به روان ایرانی. واقعا که تاسفباره.
ببخشید ازینکه این مطلب، بر خلاف عادت و رسم همیشگیم، طولانی شد. ولی نتونستم حرف دلمو موجزتر ازین بگم، به گونه ای که در عین حال گوشه ای ازین کثافتکاریها رو بتونه روشنتر کنه.

ظاهرا که این غایله ادامه داره…

 

 

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
مطلب «یک وقت فکر نکنید که عفونت بعد از عمل جراحی یک خطای پزشکی است! هرگز!! هین طور هم انتقال متقابل، به ویژه از نوع اروتیک و پرخشگرانه اش!!!» رو خوندم، فکر کردم این «هورست کشله» کم توی کنگره خواری حرف زد، حالا هم کتابش توی ایران ترجمه می شه به قیمت ۳۰ هزار تومان فروخته می شه! که هر چی وقت نشد توی کنگره ای که مردم برای شرکت توش ۱۲۰ هزار تومان داده بودن، حرف بزنه و اراجیف تحویل بده، اینجا وقت هست و الحمدلله که ما مردم ایران پول داریم، زیادی هم داریم. میریم می خریم و از رموز روانکاوی (!) سر در میاریم. اونم چه روانکاوی‌ای؟! «روانکاوی وحشی»!
۳۰۰ تومان هزینه روانکاوی بدی بعد بری پیش یه پزشک عمومی! صنعتی!
۶۰ میلیون از بیت المال بزنی بدی از قضا به همین پزشک عمومی که مردم رو به فیض یه کنگره جعلی روانکاوی برسونه با افتخار حضور هورست کشله و امثال درب و داغونش!
۲ روز سالن بین الملل پارک پردیسان رو رایگان بدی به یکی که توی خارج ایران و حجاب و جمهوری اسلامی رو به کثافت می کشه! زوج کاری صنعتی: همایونپور
بعد هم کتاب اون کشله که توی اون کنگره خواری اراجیف بافته رو تحویل مردم بدی، به قیمت ناقابل ۳۰ هزار تومان!
داشتم فکر می کردم ما واسه چی باید انقدر پول بدیم، که یه مطلبی به خاطرم اومد:

دکتر کدیور در پی نوشت مورخ ۸۷/۷/۲ بر صورتجلسه سی و ششم هیأت مدیره انجمن ارتباط با جامعه جهانی روانکاوی به تاریخ ۸۷/۱/۲۴ می گوید: «فروید در پاسخ به خرده گیرانی که اظهار می کنند روانکاوی بسیار پرهزینه است می گوید:«هیچ چیز به اندازه بیماری گران تمام نمی شود، و البته حماقت». (قابل توجه جریمه پردازان!)»

 

 

دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
در مطلب «جناب صابری، رفعتیان و همایون پور و موحدی و ترک قشقائی و بقیه را کی خبر کرده بود؟» از صنعتی نقل کرده که «او با بیان اینکه در منشور اخلاقی رابطه همکاران با یکدیگر بسیار مهم است ادامه داد:اختلاف نظرها را نباید به عنوان تقابل دید و باید اصول حرفه ای خودمان را به جامعه و کسانی که بر کار ما نظارت دارند یعنی پزشکی قانونی و نظام پزشکی نشان دهیم.»
من فکر می کردم خدا به کار ما نظارت داره!
اینا پزشکی قانونی و نظام پزشکی رو ناظر به کارشون می دونن که جنایت سال ۲۰۱۳ رو مرتکب میشن. خب یه باره بگو ناظر ندارید دیگه!

 

 

دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
«درصد قابل‌ملاحظه‌ای از مردم اگر نگوییم اکثریتی، دیگر پایبند هیچ چیز نیستند، نه آیین و نه اخلاق! انگار اینها واژه‌های کهنه و منسوخ شده‌ای است! جز منافع شخصی و لذات آنی و غیرقابل‌ کنترل خودشان که به هر بهایی باید به آن دست یابند! به ‌خصوص لذت از خشونت و تجاوز به حقوق دیگران! »*
«ظاهراً در چند سال اخیر کم‌کم داریم سر عقل می‌آییم که بفهمیم تمدن در میدان جنگ و با قلدری و گردن‌کلفتی و خشونت به وجود نمی‌آید»**

بله آقا! بله! راه های قدیمی و سلاخانه رو می شه رنگ و لعاب علمی بودن بهشون زد و بعدش هم «لذت از خشونت و تجاوز به حقوق دیگران» رو برد. دیگه هم کسی جرات نداره بگه بالا چشمت ابرو، بخصوص، بخصوص اگه «استاد» دختر وزیر بهداشت مملکت هم باشی! آقای صنعتی!

تخت شوک الکتریکی و تزریق های اجباری خوب روشهای علمی ای هستن برای حذف و هر چی دلت خواست، اونم از مدل «سر عقل آمده»

* و ** این همه ناشی از «هورمون های مردانه»! از نوع «صنعتی» است

 

 

سه شنبه ۰۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی درباره «مافیای روان»
«دکتر علیرضا عابدین دبیر همایش در میانه برنامه های روز دوم همایش از غالب کارشناس ها دعوت کرد تا روی سن حاضر شوند و جلسه پرسش و پاسخ صمیمانه ای[!] را ترتیب داد. این بخش از برنامه که قرار بود ظرف یک ساعت تمام شود، به خاطر طرح مباحث کلی و مهم در رابطه با وضعیت روانشناسی در ایران، چند ساعت طول کشید بی آنکه کسی سالن محل گفت و گوشت فروشی [!] را ترک کند.» *
عجب «پرسش و پاسخ»ی بوده ها! توی کنگره جعلی تحمل نیم ساعت پرسش و پاسخ رو نداشتند و حذفش می کردند، اون وقت اینجا یک ساعت می شه چند ساعت و هیچ کس محل را ترک نمی کند!
«جناب آقایان فاطمی، صنعتی، عابدین و خانم ها همایون پور و اخوان»** چه می کنند واقعاً! چقدر صمیمیت (!) حاکم بوده در بین این جمع!
حالا وسط این همه صمیمیت، حرف های «پدرخوانده» خیلی جالبه! تیترش اینه: «بی مزد است و منت». متنش هم اینه: «دکتر محمد صنعتی گفتند در یک نگاه کلی هزینه خرید وسایل پزشکی بالاتر از کشورهای خارجی در می آید. ضمن اینکه ارزش مالی مطب یا اجاره آن، همراه مالیات، پول آب، برق، گاز، تلفن همه و همه در میان هستند. اما بیمار تنها به پولی که می پردازد فکر می کند و بیشتر درمانی را قبول دارد که سریع نتیجه می دهد و نتایج آن را هم با چشم می بیند.
یعنی اگر یک مشکل جسمی داشته باشد، وارد اتاق عمل شده و سالم بر می گردد. اما بیماری های روانی اثر مشهود ندارند، در این صورت بیمار ممکن است فکر کند پولش صرف هیچی شده است…»
خب «پدر» جان! یعنی این «توده» تا چه اندازه احمق باشند، شما دیگه خیالت راحت می شه؟ الان منظورت اینه که مردم بیایند سالها و سالها پیش شما هی ویزیت های «بی مزد و منت» ۳۲۰ هزار تومانی بپردازند و بعد هم هیچ «نتیجه مشهودی» نداشته باشه و هی باز بیایند و هی ادامه بدهند و…
والا من دیگه حرفی ندارم. فقط خیلی زیاد یاد تماس مریض صنعتی با همراه مدیرعامل می افتم که با حالت استیصال می گفت: «من نباید در روند درمان خودم بهبودی احساس کنم؟» ***

*
http://www.niksalehi.com/pezeshki/view/167033.php

**
https://freudianassociation.org/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%B1%D8%B1-%D9%86/

***
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84

 

 

سه شنبه ۰۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
این ها خلاصه ای از صحبتهای نادرآقاخانی، روانکاو لکانی !!! است:
«مریض به کسی می گوییم که تقاضای درمان داشته باشد یا پیش پزشک رفته باشد!!!
بعضی افراد شاید مشکل داشته باشند، اما خودشون تعادل بین تکانه های مرگ و زندگی شون رو حفظ کردن و پیش پزشک نمی رن. اینها نمی شه بهشون گفت مریض.
من درباره روانکاوان در ایران تحقیق کردم!!!
اگه الان روی اینترنت هم بروید می بینید انستیتو های مختلف روانشناسی و روانکاوی در ایران باز شده؛ انجمن روانشناسان هست، انجمن روانپزشکان هست؛ این به صورت کلی.
من با دو نفر از روانکاوانی که الان دارن در ایران کار می کنند یعنی هم مطب خصوصی دارند، هم در دانشگاه و بیمارستان هستند من مصاحبه کردم و گروه هاشون رو رفتم. این ها می گویند اینقدر روانکاوی در ایران تقاضا [برای آن] زیاد شده است که هیچ کس جلویش را نمی تواند بگیرد. چون تقاضا هست نمی تواند هیچ دولتی جلوی اجازه… بیاید بگوید نمیشه این کار رو کرد.
یکی از روانپزشکانی !!! که من باهاش کار می کردم با گروه کارش رو شروع کرده بود. اولش زنونه مردونه بود ولی بعدش مجبور شده زنونه مردونه اش رو جدا کنه. اون می گفت یه عده از اینها اصلاً می اومدند واسه دختربازی و خواستگاری و جلسات دیگه درمان نبود.
(جمع فرهیخته با خنده)!!!: این هم خودش رواندرمانیه.
…»

روانکاو لکانی !!! که فرق روانشناسی، روانپزشکی و روانکاوی را نمی داند!
روانکاو لکانی !!! که نمی داند چیزی تحت نام مریضی و سلامت روان در روانکاوی وجود تدارد!!!
روانکاو لکانی ای !!! که نمی داند هدف روانکاوی تعادل بین تکانه مرگ و زندگی نیست!!!
روانکاو لکانی !!! که رواندرمانی و روانکاوی را قاطی می کند و از گروه درمانی صحیت می کند در صورتی که در روانکاوی چیزی به نام گروه درمانی معنایی ندارد!!!
و در پایان اینکه این روانکاو لکانی!!! ما خوب شریکی برای مزخرفاتش در مورد روانکاوی در ایران پیدا کرده یعنی محمد صنعتی. همو که روانپزشک ؟؟؟؟ است و در بیمارستان و مطب و دانشگاست و همو که کارش را با گروه شروع کرده و همو که مثل هم محوری هایش نگران این است که دولت جلوی آنها را بگیرد. برای همین است که از ازدیاد تقاضا!!! به عنوان دلیلی یاد می کنند که باعث می شود کسی جلوی آنها را نگیرد!!!

آن را که حساب پاک است/ از محاسبه چه باک است

سؤال من این است که شماها دارید چکار می کنید که اینقدر نگران دولت هستید؟!

 

 

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«نادر آقاخانی و فواد صابران…
دو دلقک و دو پادوی محور صنعتی-همایون پور»
برایتان حرفهای این دو پادو آشنا نیست؟ فکر نمی کنید در کنگره ی خواری پدرخوانده هم مشابه همین حرفها را شنیدید؟ یعنی مکتب روزبه بعد از گرفتن فلوشیپ رواندرمانی از وزارت بهداشت «جمهوری اسلامی ایران»، یک کنگره ی خواری برگزار کرده تا سخنرانان آن همان حرفهای اعضای شبکه جهانی بهاییت در «آن سوی مرزها» را غرغره کنند!!!!!!!!! چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یادتان که نرفته گهر همایونپور هم در موزه فروید گفته بود «جمهوری اسلامی ایران روانکاوی را دشمن درجه یک خود اعلام کرده و من هم با آن موافقم» بعد همین خانم در سالن بین المللی پارک پردیسان و با بیت المال همین مملکت و در همین رژیم جمهوری اسلامی ایران کنگره ی شخصی برگزار کرده!!!! فکر می کنید آن یکی دو روانکاوی که نادر آقاخانی از آنها حرف میزد چه کسانی بجز صنعتی و همایونپور هستند؟ این همان روانکاوی است که گهر همایونپور دوره افتاده و در شهر مذهبی مشهد تبلیغش می کند ـ روانکاوی ای که از دل شبکه جهانی بهاییت گذشته!!! بیخود نبود «مریض دکتر صنعتی» او را خدا می دانست! در ضمن حالا فهمیدم نه فقط عصمت ترک قشقایی بلکه فواد صابران هم «عرب» است!!!! برای همین هم بود که اصرار داشتند ایران را عرب کنند! یعنی یک مخلوق فرانکشتاین درست کرده اند بنام روانکاوی ای که صنعتی «به ایران آورد» و در آن برای بیمارانشان «خدا» درست می کنند، لابد ترسیده اند مردم ایران از «بی خدایی» بمیرند!!!!

 

 

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
«نادر آقاخانی و فواد صابران…
دو دلقک و دو پادوی محور صنعتی-همایون پور»
برام جالبه جایی که تبلیغ همدستان صنعتی را می کند، با برادر شاه معدوم مصاحبه می کند آنهم با عنوان «اعلیحضرت»! و سوالش هم این است که شما برادرتان را اعلیحضرت خطاب می کردید؟!!! و این آدمها با «IQ در حد ملخ» دارند در مورد روان ایرانیها حرف می زنند!!! محور صنعتی ـ همایونپور از یک طرف با شبکه جهانی بهاییت و از طرف دیگر با جان نثاران شاه معدوم در ارتباط است!!! خب انتظار دارید نخواهند کسی را که «ناخودآگاه موروثی» را می نویسد و تاریخمان را به یادمان می آورد، کسی که «یلدای هفت هزار ساله» را بزرگ میدارد، از روی زمین محو کنند؟ وقتی هدف آنها این است که ایران را عرب کنند، چرا باید بگذارند کسی به یادمان بیاورد که ایرانی چه میراثی از فرهنگ و تمدن دارد و جهان تا چه اندازه وامدار تمدن ایران است؟

 

 

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
خیلی خیلی جالب بود این ویدیوی « نادر آقاخانی و فواد صابران…دو دلقک و دو پادوی محور صنعتی-همایون پور».
اولا که نادر محمدخانی در حرف هایش بدون اسم بردن مستقیم از محمد صنعتی ، سندی از ارتباط مستقیم اش را با محمد صنعتی به ما داد. او می گوید: « …من خودم با دوتا از کسایی که الآن در ایران روانکاوی کار می کنن؛ یعنی هم مطب خصوصی دارن هم توی دانشگاه کار می کنن، هم تو بیمارستان کار می کنن، با آنها یک مقدار مصاحبه داشتم و رفت و آمد داشتم و در گروه هاشون هم شرکت کردم! و این دوستان می گن روانکاوی، همانطور که شما گفتید، میگن در هر صورت الآن در ایران آنقدر تقاضا زیاد شده که هیچ کس جلوشو نمی تونه بگیره! یعنی هم در مطب ها، هم در بیمارستان ها، هم در گروه ها، دوموند (= تقاضا ) هست و به همین دلیل تقاضا هم که باشه، هیچ دولتی نمیتونه بگه که اجازه این کار را نمیشه داد! یکی از روانپزشکانی که من باهاش کار می کردم، می گفتش که من اول جلسه های ۱۰ نفره ۱۲ نفره داشتیم، اینجا بهش میگن پسیکوتراپی دوغوب(؟ گروپ انگلیسی؟) با اینجوری تونستن کارشونو شروع کنن، اونم اولش زنونه مردونه بودش و بعدش مجبور شده زنونه اشو از مردونه جدا کنه که اینم مربوط به دولت و در رابطه با رابطه زن و مرد در ایران بود…»*
دقیقا همان حرف هایی که محمد صنعتی در بخش سخنرانی اش در مورد تلاش هایش!!! برای روانکاوی در ایران گفت! و در مورد گروه هاش همین ها را گفت!!**
پس جناب آقاخانی اومده روزبه و در گروه های محمد صنعتی هم شرکت داشته! سند از این دست اول تر برای ارتباط اینها با هم؟
یک عضو گروه بهایی معاند با جمهوری اسلامی ایران، با رییس دپارتمان رواندرمانی کشور در ارتباطات صمیمانه ای است!! فقط نمی دانم چرا صنعتی در کنگره ازش نامی نبرد!!!! وقتی روابط اینهمه صمیمانه است، عجیب نیست نامی از وی برده نشود؟؟
به این میگن هم از آخور خوردن و هم از توبره جناب پدرخوانده!!

* https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86/

** https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF

 

 

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«پادو بودن» این دو نفر برای آن محور غاصب هم بسیار بسیار جالب و قابل تامل است!! این چرندیات فقط چرند نیست، بلکه هدفمند است! چه هدفی؟ اینکه محمد صنعتی عین ماشین آشغال جمع کن شهرداری ( راس ساعت ۹ شب) بیاد همه آشغال ها را یک جا تو کنگره کذایی جمع کند هم از روی تصادف که نیست!! اینکه در تاریخچه کذایی تر از کنگره اش بیاد از همه اسم ببرد به جز آنکه باید، هم تصادفی نبود!
اصلا در این دنیا هیچ چیز تصادفی نیست، همه می دانیم او وقتی اعضای انجمن فرویدی را دید، چه وحشتی از احتمال حضور دکتر کدیور در آن کنگره داشت، چه رعشه ای به جانش افتاد!
پس به تکاپو افتادن این جماعت رانده مانده از صحنه گیتی ایران زمین، در آنسوی آبها هم تصادفی نیست! تند و تند سمینار و هی اسم فروید و لکان و یک شبه روانکاو بالینی شدن!! و… این حرف ها به قصد چیست؟؟
به آن صابران خل مشنگ و آقاخانی تازه به دوران رسیده باید گفت: ای جماعت نادان! می خواهید محمد صنعتی پدرخوانده تان باشد و به او اتکا کنید؟؟ شما که پادویی بیش نیستید، چه وعده هایی به شما داده شده؟
می خواهید برای مردم سرزمینی دم از روانکاوی بزنید که تنها روانکاو عضو جامعه جهانی روانکاوی (AMP) در ایران و بخش عمده آسیا، در آن از ۲۰ سال پیش حضوری پربار دارد؟
صابران؛ با تخریب نادر شاه افشار، مشکل ات حل نمی شود! پادوی پدرخوانده بودن درد بزرگی است! چه می شود توقع داشت از « چمدان وطنی» مانند تو!!
نادرآقاخانی تو هم که که در تمام مدت صحبت کردن دایم سرو گردن و دماغ! و جوارح و اعضایت را می خاراندی، بهتر است به همان تدریس تارت بپردازی!! هرچه باشد وجهه اش از پادویی بهتر است!
آخر شما را چه به روانکاوی!
مانده ام که محمد صنعتی این نوابغ!! را چه جوری پیدا کرده؟؟!!
اینهم نبوغ از نوع پدرخوانده بودن!!
به محمد صنعتی هم باید گفت: « با دم شیر هم بازی؟»
حالا می خوای چکار کنی؟؟ها؟؟!!

 

 

چهارشنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
با آن قسمت از حرف نادر آقاخانی ( پادوی محور صنعتی – همایونپور) کاملا موافقم؛ تقاضا برای روانکاوی در ایران زیاد شده، اما دلیل آن به خاطر گروه های محمد صنعتی در روزبه نبوده بلکه به دلیل خدمات و زحمات ۲۰ ساله دکتر کدیور برای بنیان نهادن گفتار روانکاوی در این سرزمین است. آنها این خیال خام را در سردارند که ماحصل این زحمات را به صورت یک ابزار در خدمت اهداف شومتان بگیرند! مقدمه آن هم تلاش برای حذف فیزیکی دکتر کدیور بود! اما نتوانستند و پس از آن حتی احتمال حضور فیزیکی دکتر کدیور در کنگره ی سراپا خواری شان رعشه بر اندام پدرخوانده شان انداخت!!! چه برسد به این خیالات خام!!
با استناد به حرف خود آقاخانی در مورد تغییر معنای کلمات، با این قسمت از حرفش هم موافقم: « …گذاشتن نام کلمه آزادی برای گروهی که بخواد فکر را زندانی کنه، و یواش یواش معنای آزادی از بین میره اینطوری!»*
خوب حالا معلوم میشه چرا پادو شدید: « خود روانکاو خواندن» خودتان، نه ببخشید لقب اعطایی به شماها توسط شخص شخیص پدرخوانده!! آنهم به صورت یک شبه!! شروعی است تا معنا و مفهوم روانکاوی را درزبان فارسی از معنا تهی کنید و به گند بکشید!!
باز هم کور خوانده اید!! باز هم فراموش نکنید که دکتر کدیور از ۲۰ سال پیش کار خود را به شکلی اصولی شروع کرده و«اکنون این مسیر بسیار آبرومند و افتخارآمیز»** است.

* https://freudianassociation.org/%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86/

** نقل به مضمون از دکتر کدیور

 

 

یکشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
وقتی این عنوان “نگران نباش جناب صابری،از نظر قضایی در دست “بررسی”است حدس بزن در چه سطحی؟! م ک” را در سایت انجمن دیدم فکر کردم شاید “درخواست حسن هاشمی از آیت‌الله آملی‌لاریجانی/ مانع از حبس پزشکان شوید*” هم خیلی بیراه نباشد!!!

 

 

یکشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
وقتی با سوءاستفاده از نام روانکاوی قصد دارند ملتی را خالی از اعتقاد و غیرت کنند، وقتی با سوءاستفاده از نام روانکاوی قصد دارند “سکس” را بجای “عشق” به ملتی قالب (و غالب!!) کنند این دیگر فقط روانکاوی وحشی نیست! خیانت است!! در اینصورت بستری کردن اجباری دکتر کدیور توجیهی کاملا منطقی پیدا می کند؛ از میان برداشتن کسی که همه نقشه های شوم آنان را نقش بر آب می کند!
و باید پرسید راستی چرا باید “نامه های فروید جزئی از اسناد فوق سری کتابخانه کنگره امریکا*” باشد؟

*مطلبی در سایت انجمن فرویدی.

 

 

یکشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سپیده درباره «مافیای روان»
چی شد مهدی صابری-صابران؟!
از توی کنامت درآمدی؟
داریم زیادی به باند ۹ نفره فواد موصاد! نزدیک میشیم؟
برای تو هم عدد ۹ معناداره؟
نکنه با اون خرس شپشو نادر آقاخانی با همدیگه از صنعتی “مدرک روانکاوی” گرفتین؟
یا این که قبیله بزرگ صابری-صابران ها به جنب و جوش افتاده؟

 

یکشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
دوستی در کامنت خود نوشته بود: «مافیای روان توصیه می کنم این جلسه اختتامیه را هزاربار گوش کنید؛ صدای انجمن فرویدی همین قدر که در این فایل صوتی رساست، رسا و بلند است. ما دیگر نمی نشینیم که شما هر مزخرفی را روانکاوی و هر «ننه قمری» را روانکاو معرفی کنید.
بهتر است بگویم «شهر هرت» تمام شد!»

فکر می کنم من باید به این کامنت این را هم اضافه کنم خطاب به «مافیایی فراتر از مافیای روان»؛

ما نمی نشینیم که شما برای اهداف سیاسی و تجاری و … از روانکاوی و نام آن سوءاستفاده کنید. بهتر است دست از این حقه های کثیفتان بردارید.

 

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
از هم نسلان خودم گله دارم؛ از آنهایی که هیچ چیز دیگر آنها را آنقدر نمی رنجاند که خونشان به جوش آید؛ از آنهایی که شعارشان مدارا و ژست روشنفکری شان کنار آمدن با همه چیز است؛ همه آنهایی که فقط بلدند ناله کنند و فکر می کنند مشکلات کشور ما فقط و فقط به دست مسئولین باز می شود و بس!

دوستی می گفت چرا عصبانی هستی؟

گفتم چرا نباشم؟! واقعاً چرا عصبانی نباشم وقتی می شنوم که به اسم روانکاوی، گروه درمانی در تهران برگزار می شود که تهش به سکس پارتی ختم می شود؟! چرا عصبانی نباشم وقتی می شنوم نادرآقاخانی وقتی در مورد گروه درمانی روانکاوانه!!! جناب صنعتی حرف می زند، می گوید عده ای می آمدند برای دختربازی!!!
چرا عصبانی نباشم وقتی می بینم مردم کشورم به سختی هزینه های زندگی شان را درمی آورند، آن وقت عده ای به اسم روانکاوی درامدهای آنچنانی بدست می آورند و بعد همین ها ژست روشنفکری و خیرخواهی برای مردم می گیرند؟!

واقعاً چرا عصبانی نباشم وقتی کنگره ای با نام روانکاوی و با هزینه ای برابر با ۶۰ میلیون تومان برگزار می شود و جناب موحدی در آن قصه عشق خودش و شاگردانش نسبت به مراجع یکی از آنها را تعریف می کند و ۳۰۰ نفر هم برایش کف می زنند؟!

چرا عصبانی نباشم وقتی می شنوم گروه فرویدی تهران از طریق تلفن ۳ ماهه روانکاو تولید می کند و روانکاو محترم!!! نیز از همان بدو کار، تخت روانکاوی می خرد و تداعی آزاد را به مراجع نگونبختی که حتی شاید ساختار سایکوتیک داشته باشد، تکلیف می کند؟!

و هزار نمونه دیگر و دلیل دیگر برای عصبانی بودنم

آقایان/خانم ها
من از اینکه روانکاوی بازیچه و ملعبه ای شده که با آن، دنبال پول و قدرت و شهرت و لذات اروتیک هستند عصبانی ام.
من نمی خواهم اهل مدارا باشم، اینجا جای مدارا نیست.

این جملات جان استوارت میل را خیلی وقت پیش خوانده بودم اما این روزها مدام به ذهنم می آمد و فکر می کنم چقدر خوب گفته است:
«جنگ چیز زشتی است، اما نه زشت‌ترین چیز: وضع و حال رو به زوال و تحقیرشدهٔ حس اخلاقی و میهن‌پرستانه که این عقیده را القا می‌کند که هیچ‌چیزی ارزش جنگیدن ندارد بد‌ترین چیز است… انسانی که چیزی ندارد که بخواهد برایش بجنگد، چیزی که بیش از سلامتی و امنیت شخصی‌اش برایش اهمیت داشته باشد، چنین انسانی موجودی نگون‌بخت است که از امکان آزاد بودن برخوردار نیست، مگر آنکه چنین آزادی‌ای از طریق جد و جهد انسان‌های بهتر از خودش سرشته و صیانت شود».

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»

یکی دیگر از چهره های پلید و پشت پرده فاجعه تاریخی ۲۰۱۳، نقشه مافیایی بر علیه دکتر میترا کدیور فاش شد:
“صابری درباره در مورد فردی (م ک) که ادعا شده بی‌دلیل بستری اجباری شده است، خاطرنشان کرد: مانند هر مورد دیگری می‌توانند به مراجع قضایی شکایت کنند تا رسیدگی شود. البته همگان می‌دانند که بسیاری از بیماران شدید روانپزشکی خود را بیمار نمی‌دانند و حاضر به معالجه نیستند و این موارد معمولاً با دستور قاضی و جلب نظر کارشناس متخصص بستری می‌شوند که تصور می‌کنم مورد یاد شده نیز چنین روندی داشته است و اگر غیر از این بوده قابل بررسی از نظر قضایی است.” *
امروز کمتر کسی از اهل فرهنگ و علم است که شخصیت دکتر میترا کدیور را در ایران نشناسد و با احترام از ایشان یاد نکنند. اگر صابری،رئیس بخش روانپزشکی پزشکی قانونی، شهامت داشت و بزدل نبود نام تنها روانکاو ایران را بر زبان می آورد. آیا به زبان آوردن میترا کدیور همانند «پدر خوانده» رعشه و لرزه بر اندامش می اندازد؟ یا فکر کرده اگر بگوید (م ک) اخلاق حرفه ای خود را نشان می دهد؟ صحبت های پوچ و بیهوده سید مهدی صابری نشان می دهد که:

• هنوز نقشه مافیایی محور صنعتی –همایون پور ادامه دارد. بی حیایی و بی شرمی از «اژدهای هفت سر» گرفته تا «پادوها» در این شبکه مافیایی موج می زند.
• سخنان صابری، ««عقب ماندگی ذهنی» افشین اعتضادی»** را نیز نشان می دهد که چرا «افشین اعتضادی «رفت» بیمارستان و «اصرار» کرد که باید «درمان» شروع شود»***.
• این سخنان پاسخ سوال «جناب صابری، رفعتیان و همایون پور و موحدی و ترک قشقائی و بقیه را کی خبر کرده بود؟» را روشن می کند که همگان در توطئه برای«حذف فیزیکی دکتر کدیور» همدست بوده اند. در این صورت همدست شدن با تشکیلات جهانی بهائی تاوان و بهای سنگینی دارد.
• صابری پیشتر از این در مورد قصور پزشکی اظهار نظر کرده بود: ” قصور پزشکی به معنای این است که پزشک به طور عمد لطمه‌ای مستقیم به پزشک وارد کند یا سهل‌انگاری در درمان از سوی پزشک صورت گیرد”. اکنون متوجه «یک لغزش زبانی بسیار بسیار معنا دار»**** صابری می شوم.
* https://freudianassociation.org/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%AF/
** https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF%DB%8C/
*** https://freudianassociation.org/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7/
**** https://freudianassociation.org/%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم خ. ف. درباره «مافیای روان»

مهدی صابری
این یک جنایت است. یک جنایت متوجهی ؟!!!!
جنایتی که به کمک امثال تو در مافیای روان انجام شده و تحقیق درباره این جنایت از محور صنعتی -همایون پور شروع شد و اکنون نوبت به محور صابری-صابران رسیده البته تو نوبت خودت را با این مصاحبه جلو انداختی و ….

گفته بودیم که ادامه دارد….

این مملکت آنقدرها هم که فکر کردی بی صاحب نیست

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ز.گ. درباره «مافیای روان»

روز شنبه ششم تیر ماه ۱۳۹۴ یک پیروزی دیگر برای سربازان حق رقم خورد که شکستی برای جبهه باطل یعنی محور مافیایی صنعتی – همایون پور و پادوهای آنها رسول قورخانه چی و مهدی محمدی بود. عظمت انجمن فرویدی چنان نوری تابانده بود که دشمنان روانکاوی واقعی و فرهنگ را خوار و خفیف کرده بود. در جبهه حق می توانستی دکتر میترا کدیور-روانکاو اصیل و واقعی- را ببینی که آزادی و انسانیت را به ارمغان داشت، در این جبهه بوی عشق به مشام می رسید. در گرمای طاقت فرسای تابستان، خنکای این نسیم روح و جان را نوازش می داد. در آن سوی جبهه می توانستی نظاره گر سردمداران محور مافیایی صنعتی – همایون پور باشی: عجز، بی شرمی، خفت و خواری در چهره های شان نمایان بود و بوی تعفن در فضا منتشر بود. آنها مدام تکرار می کردند که «در کنگره در گوشی برای تکمیل سیاه نمایی» فقط دستور دکتر(!) گوهر همایون پور را اطاعت کرده اند و به فرمان او اجازه ورود به اعضای انجمن فرویدی را نداده اند، آنها تنها آمر و مامور بوده اند. در روز کنگره در گوشی قورخانه چی، مهدی محمدی، علیرضا محمدی، آرش حسام و فردی به نام امیر و … از اهانت، توهین و هتک حرمت و… به اعضای انجمن فرویدی هیچ دریغ نکردند. گوهر همایون پور که بدون داشتن مجوز برگزاری کنگره (!) در یک مکان دولتی، مهمانی یا تولدی را از بیت المال تدارک دیده بود با نام «یک کنگره در گوشی برای تکمیل سیاه نمائی » پرداخت تاایران و فرهنگ ایرانی سوژه ای برای «کریستف کلمب ها» و فواد صابران، نادر آقاخانی و…باشد. همایون پور خوب پاسخ نگهبانانش را داد؛ او که می دانست شکست شان در ششم تیرماه ۱۳۹۴ حتمی است برای چند روز و هفته فرار را بر قرار ترجیح داد و نگهبان و نوچه هایش را ترک کرد، این موجودات سخیف را تنها گذاشت تا آب از آسباب بیفتد.
کجا بودند معنوی پور و یاران شبکه مافیایی صنعتی –همایون پور که وقتی از این سازمان مردم نهاد سخن گفته شد؟ چهره قورخانه چی و محمدی تماشایی بود! وقتی در کنگره جعلی روانکاوی اعضای انجمن فرویدی خود را عضو انجمن معرفی می کردند، رئیس، دبیران علمی و اجرایی، سخنرانان، مخاطبان کنگره و معنوی پور، اعضای انجمن فرویدی را به باد تمسخر می گرفتند. در دادسرا نیز شاهد بودم که قورخانه چی هر بار با شنیدن نام این سازمان مردم نهاد لبخند تمسخر آمیزی را بر لبان خود جاری می کرد. اما در روز ششم تیر ماه این لبخند به اشک تبدیل شد و آنها با سرافکندگی از برابر انجمن فرویدی گریختند.

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»

«صابری درباره در مورد فردی (م ک) که ادعا شده بی‌دلیل بستری اجباری شده است، خاطرنشان کرد: مانند هر مورد دیگری می‌توانند به مراجع قضایی شکایت کنند تا رسیدگی شود. البته همگان می‌دانند که بسیاری از بیماران شدید روانپزشکی خود را بیمار نمی‌دانند و حاضر به معالجه نیستند و این موارد معمولاً با دستور قاضی و جلب نظر کارشناس متخصص بستری می‌شوند که تصور می‌کنم مورد یاد شده نیز چنین روندی داشته است و اگر غیر از این بوده قابل بررسی از نظر قضایی است.»*
کم مونده از وقاحت این آدم شاخ دربیارم!!!
خوب همین که الآن این آدم مورد سئوال قرار گرفته در مورد بستری اجباری دکتر کدیور، حکایت از خبررسانی خوب انجمن فرویدی در اینمورد است. ولی آخه از کی رسم شده که قاضی دستور بستری کسی رو بده؟؟ قاضی از پزشکی قانونی نظر می پرسه و این پزشکی قانونیه(کارشناس متخصص!!!!!) که دستور بستری رو صادر می کنه! این « جلب نظر کارشناس متخصص»!!! یعنی چی؟؟ این کارشناس متخصص تان همان افشین اعتضادی نابغه!! است؟ همان که در سمینار مصادیق جنون در مورد عقب ماندگی ذهنی صحبت می کند؟؟!!
یعنی پزشکی قانونی مملکتی که سرنوشت خیلی آدم ها به تصمیم آنها وابسته است اینطوری اداره می شه؟؟ به دست کسایی که حتی، حتی مراحل قانونی بررسی مورد یک نفر که پایش به آنجا رسیده را به صورت «فراقانونی» اجرا می کنند؟؟ بگذیریم که این آدم (م ک ) از افراد برجسته این کشور است و به اندازه کافی همه او را می شناسند.
وای به حال مردم!!!
اما به نظرم این صحبت ها نه از روی «نظریه کارشناسی»!!! بلکه از روی ترس است!! ترسیدی آقا! بدجوری ترسیدی!!
درست مثل پدرخوانده ات که در کنگره خواری تان حتی از احتمال حضور دکتر کدیور به رعشه افتاد!
این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست، نیست دیگه نیست!!
به خدا خیلی دردناکه، خیلی زیاد……

*https://freudianassociation.org/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%AF

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم پ.ز. درباره «مافیای روان»

مهدی صابری
با دسیسه چینی و بستری اجباری دکتر کدیور برای نابودی ایشان می خواستی به استقرار عدالت سازمان پزشک قانونی کمک کنی؟!در مکتب روزبه هر کلمه مفهوم و فرهنگ خاص خود را دارد. در این مکتب ضد انسانی جانبداری از ظلم معنای عدالت است و معنای خدمت فساد.
برای این خدمات غیر انسانی که در سازمان ارائه می دهی از حقوق کم می نالی؟! تو هم مثل «پدر خوانده» ات برای هر فسادی که مرتکب می شوی، اجر و مزد می خواهی و آن را بی مزد و منت می خوانی؟!

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه آقای امین درباره «مافیای روان»
من فکر می کردم در سازمان پزشکی قانونی «عقب ماندگی ذهنی» افشین اعتضادی درخور توجه است و درصد عقب ماندگی او بر مدیران و روسا محرز شده است. در سازمان پزشکی قانونی چه خبر است؟! این همه «ابن سینا»! بیخود نیست که هر روز شاهد تحول در سازمان پزشکی قانونی هستیم! اکنون در این سازمان از ابن سینای دیگر به نام صابری-صابران «مکتب روزبه» پرده برداری می شود. گویا میزان «عقب ماندگی ذهنی» صابری- صابران بیش از افشین در خور توجه است. زیرا او مدیر افشین است و یک پله به محور صنعتی -همایون پور نزدیک تر است؟
فکر می کنید ابن سینای بعدی چه کسی باشد؟

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی درباره «مافیای روان»

آقای صابری!
یه روزی فقط ۵ دقیقه به ۴ تا از شاگردان دکتر کدیور وقت صحبت کردن دادی، در نتیجه الان مجبوری کل شبانه روز بشینی پای سایت انجمن فرویدی تا ببینی چه چیز تازه ای راجع بهت روی سایت می آد! احتمالا اونقدر که تو توی سایت ما هستی، من شخصاً نیستم! خب حق داری، معلوم نمی کنه که چه موقع مطلب جدید می آد روی سایت. کل شبانه روز رو چک می کنی و بعد با یک تأخیر حداقل «۳۶» روزه به خودت جرأت می دی که به حساب خودت به «م ک» جواب بدی.
این کارت که به صحبت های شاگردان دکتر کدیور اعتنایی نکردی و اصلاً به حرفشون گوش ندادی، برام یادآور یک استدلال درباره وجود روز قیامت توی کتاب دینی دوران مدرسه مون بود. یادمه که برای اثبات وجود معاد روز قیامت (آقای صابری! یادآوری می کنم که معاد یکی از اصول دینمان است. این پرانتز فقط محض یادآوری بود.) استدلال هایی وجود داشت که آخرینش این بود: می گفت حتی اگر در نظر نگیریم که پیامبران الهی انسان های درستکار و امین و صادق و…ی بودند و نخواهیم بر این اساس حرفشون را باور کنیم، باید در نظر بگیریم که اگر یک روزی یک آدم دیوانه بیاد و بگه فلان جا آتیش گرفته یا داره سیل می آد یا به هر حال از یک خطر بزرگ خبر بده، شرط عقل اینه که بررسی کنیم ببینیم راست می گه یا نه. چون اگه یک درصد هم راست بگوید، نشنیدن و بی اعتنایی به حرفش ضرر جبران ناپذیری برای خودمان دربرخواهد داشت.
حالا گیریم شما فقط فقط صنعتی دانشکده روانپزشکان رو می شناختی و نمی دونستی دکتر کدیور کیه! نمی دونستی AMP کجای دنیاست و برای چی ساخته شده! نمی دونستی لکان کیه! نمی دونستی ژک الن میلری توی این دنیا وجود دارد! نمی دونستی شاگرد دکتر کدیور بودن یعنی چی! شرط عقل نبود وقتی دارند راجع به یک «فاجعه تاریخی» حرف می زنند، حداقل بهشون وقت بدی حرف بزنند و موضوع رو بررسی بکنی؟
راستی چرا این استدلال ساده که توی کتاب های دوران بچگی مون بود رو یادت رفته بود و اونقدر راسخ به تشخیص «فول سایکوتیک»ی که افشین اعتضادی دانشگاه آزادی گذاشته بود، اعتقاد داشتی؟ این اعتقادت از کجا ناشی می شد؟

 

 

دوشنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم خ. ف. درباره «مافیای روان»

وزیر بهداشت،درمان وآموزش پزشکی گفت: مواردی از برخی پزشکان دیده‌ام که واقعاً خجالت کشیده‌ایم.۱
وزیر محترم بهداشت

در قسمت روان وزارت بهداشت وضع خیلی بدتر از بقیه قسمتهاست. یکی از بزرگترین جنایات در تاریخ علم در همین قسمت توسط مافیای روان به سرکردگی جناب صنعتی و همراهی امثال مهدی صابری و افشین اعتضادی انجام شده که باعث خجالت و شرمساری هر انسانی و بالاخص هر ایرانی است.

که پرونده آن در حال بررسی است….

منبع: شفاآنلاین

 

 

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
بنظر می آید همونطور که پرسش از ادعای روانکاوی صنعتی به این رسید که اصلا دانشگاه محل تحصیل روانپزشکی ادعایی او وجود خارجی ندارد و او حتی روانپزشک هم نیست کم کم کار “مافیای روان” هم دارد بجاهای باریکتری می کشد؛ “تشکیلات جهانی بهایی”، “صیهونیزم جهانی”، “کودتای روانی”، “براندازی”؟؟؟!!!!
ظاهرا دیگر باید بجای “آرزوهای بزرگ۱″ از آرزوهای خیلی خیلی بزرگ” استعمار جهانی گفت!!! تجزیه ایران بوسیله تهی کردن جوانان این مرز و بوم از غیرت و حمیت و شجاعت!!!
واقعا مگر آنها دارند به اسم روانکاوی چکار می کنند که آنقدر نگران دولت هستند؟۲

۱- اشاره به اصطلاحی از سایت انجمن فرویدی در مورد مافیای روان.
۲- اشاره به عنوان مطلبی از سایت انجمن فرویدی؛ مگر شماها دارید به اسم روانکاوی چکار می کنید که انقدر نگران دولت هستید؟

 

 

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
داشتم این مطلب را می خواندم:
«مهدی صابری-صابران، اینها حرف های وزیر بهداشت این کشور است
گفتم که با هم کار داریم!

م ک»*

رسیدم به این عبارت در جملات وزیر محترم بهداشت : «…فارغ التحصیلان جدید ما با این آدرسهای غلطی که به آنها داده‌ایم…»، دو چیز به یادم آمد:

فارغ التحصیلان جدید ما: فرزندان وزیر محترم بهداشت
این آدرسهای غلطی که به آنها داده‌ایم: دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان!

راستی جناب وزیر! آدرس درست اینجا کجاست؟ همین جایی که استاد دخترتان می گوید از آن فارغ التحصیل شده را می گویم…

https://freudianassociation.org/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8

 

 

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهدیه مرادپور درباره «مافیای روان»
در مسیری که معمولا هفته ای چند بار آن را طی می کنم، راه پیاده رویی است که می بایست از آن بگذرم. مسیر خلوت و کم رهگذری ست. کنار باغچه ها سوراخ زیاد است و آسفالت های کنده شده، ترمیم نشده است و بسیار پیش آمده که از داخل سوراخ ها، در همان پیاده رو موش ها بیرون می آیند و از یک سمت معبر به سمت دیگر می دوند و داخل سوراخ دیگر می شوند و یا در باغچه ها راه می روند و روی کیسه های زباله خشک انباشته شده روی هم، بو می کشند. موش ها در این پیاده رو زیاد دیده می شوند. هر وقت می خواستم از این مسیر بگذرم نا خواسته بازوانم را منقبض می کردم و با تصور اینکه ممکن است الآن یکی از آنها از روی کفش هایم رد شوند و یا دقیقا جلوی پایم سبز شوند با ترس گام بر می داشتم. تا اینکه…
تا اینکه به نظرم رسید مسیر دیگری وجود دارد، می توان آن را تجربه کرد. می دانستم آن مسیر پر رهگذرتر است و شاید ترس من کمتر می شد. اعتراف می کنم اول برایم سخت بود که مسیر را تغییر دهم اما ترس موش ها آن قدر زیاد بود که بتوانم تصمیم بگیرم که از معبر پر رفت و آمدتر بگذرم.
روزی که داشتم راه جدید را امتحان می کردم به نظرم آمد که موش ها کمتر دیده می شوند. اصلا موشی در آن مسیر پیاده رویی که می گذشتم ندیدم. چرا؟! اولین پاسخ این بود که در این مسیر “آدم” ها بیشتر تردد می کنند و انگار جایی که آدم ها بیشترند موش ها جرات بیرون آمدن از سوراخ هایشان را ندارند.
اما بهتر دیدم کمی در مورد این موجود کوچک بیشتر بدانم:
“هیچ موجودی بیش از موش در جهان الهام بخش ترس نیست. این موجود نمادی از مرگ و طاعون است. آنها کابوس ما می شوند وقتی در دیوارها، خانه می کنند و به راحتی آنجا رفت و آمد دارند. دم فلس مانند آنها واقعا آزار دهنده است. موش های صحرایی در هر سال باعث میلیاردها دلار خسارت می شوند، آنها منابع غذایی را می خورند و انواع دیگر آنها از طریق جویدن سیم های برق، گاز گرفتن کودکان و … باعث آزار و اذیت و ناراحتی ما می شوند… موش سیاه و بدریخت مناطق استوایی… همانا ناقل طاعون سیاه بود. ککی که بر روی بدن این موش ها زندگی می کرد، عامل انتقال آفات باکتری های یرسینیا به میلیون ها نفر از قربانیان بی خبر طاعون بوده است… این تقریبا غیر ممکن است که به طور کامل خانه شما ضد موش ساخته شده باشد . آنها می توانند به راحتی از طریق هر دهانه کوچکی به قطر یک چهارم بدنشان وارد محیط شوند. با توجه به مقایسه های انجام شده، سختی دندان موش، سخت تر از آهن یا فولاد است و می تواند به راحتی هر چیزی را گاز بگیرد. هنگامی که آنها به خانه حمله می کنند، گرفتن آنها بسیار دشوار است؛ چون موش باهوش است… آنها می توانند خودشان را بدون مشکل زیادی با محیط های مختلف منطبق کنند… بدن بسیار مقاومی در برابر سقوط از ارتفاع دارند. آنها می توانند مقدار زیادی در برابر اشعه های مختلف دوام بیاورند… در طول نسل ها، آنها نسبت به سموم مختلف مصونیت خاصی بدست آورده اند…
اما دهمین موضوع جالب درباره موش ها اتفاقی است تحت عنوان موش پادشاه که شاید یک اتفاق عجیب و غریب باشد. در جایی موش های بسیاری، از دم به هم می چسبند و در نهایت دم های آنها به هم تنیده می شود. چند نمونه از این اتفاق در قرون وسطی یافت شده است؛ گرچه اشکالات و شبهات زیادی در این مورد وجود دارد. بزرگترین پادشاه موش شناخته شده، یک خوشه متشکل از ۳۲ سر موش سیاه صحرایی مومیایی شده در یک شومینه میلر در Buchheim، آلمان به سال ۱۸۲۸ که می توان آن را بر روی صفحه نمایش در موزه Mauritianum در Altenburg، آلمان دید. از لحاظ تاریخی، موش پادشاه به عنوان یک فال وحشتناک در ارتباط با مرگ و بیماری دیده می شود.”(۱)
برایم عجیب بود که هر بار از این مسیر عبور می کنم اینقدر به موش ها فکر می کنم!
حالا به ذهنم می رسد خیلی هم عجیب نیست! این مسیر تکرار شونده، مسیر “مرکز روانکاوی آفریقاست”!

جایی که در آن کسی است که “در کنگره بین المللی فدراسیون اروپایی روانکاوی در سال ۲۰۱۳ که در ژنو برگزار شد بخشی از کنگره به نام او بود «Mitra»: ، کسی که ژک آلن میلر ـ بنیان‌گذار انجمن جهانی روانکاوی و تنها شاگرد لکان که اجازه نشر آثار او را دارد ـ درباره‌اش گفته: «دکتر کدیور اعتباری برای ایران است» ، کسی که در افتتاحیه دانشگاه مردمی ژک لکان، آقای میلر تجربه ایشان را در ایران مشوقی برای تأسیس این دانشگاه دانستند، کسی که «از دریای چین تا دریای سیاه تنها روانکاو عضو انجمن جهانی روانکاوی است».(۲) کسی که از “نا خود آگاه موروثی ” می نویسد و کسی که…

و باید هم در این مسیر از موش ها غافل نماند!

از آنان که “نمادی از مرگ و طاعون” اند و “کابوس ما می شوند” وقتی در وطن مان لانه می کنند! از آنها که “ناقل طاعون سیاه” اند و خسارات مادی و معنوی بسیاری به کل جامعه و “قربانیان بی خبر طاعون” وارد می کنند و “از طریق هر دهانه کوچکی … وارد محیط می شوند.”
از آنان که می توانند “به راحتی هر چیزی را گاز بگیرند” و فراتر از آن تصمیم به حذف فیزیکی کسی بگیرند که “اعتباری برای ایران” است! و تازه! پس از آن، از قصور” غیر عمد و از روی سهل انگاری” حرف بزنند!

از شاه موش! از آنهایی که دم هایشان آنچنان به هم گره خورده که “یک فال وحشتناک در ارتباط با مرگ و بیماری” را نشان می دهند! و به همین دلیل هم است که می توانند “خودشان را بدون مشکل زیادی با محیط های مختلف منطبق کنند” و “بدن بسیار مقاومی در برابر سقوط از ارتفاع دارند” و همچنان به تفرج در کوچه علی چپ مشغول اند!(۳)
از آنان که در برابر روشنگری های “انجمن فرویدی” تاکنون دوام آورده اند و سالیان درازی ست “نسبت به سموم مختلف مصونیت خاصی” یافته اند!
درباره موش ها گفتیم وقتی” به خانه حمله می کنند، گرفتن آنها بسیار دشوار است؛ چون موش باهوش است”. شاید دشواری گرفتن موش ها به دلیل هوش این موجودات باشد اما اینکه امثال به ظاهر ! انسانی موش ها را به دشواری می توان رسوا کرد از هوش سرشار آنها نیست! بلکه از این است که با همان ظاهر انسان گونه به حیات خرابکارانه شان ادامه می دهند؛ و الا بلاهت آنان به وفور ثابت شده است!
اما همچنان به این می اندیشم که انگار جایی که آدم ها بیشترند موش ها جرات بیرون آمدن از سوراخ هایشان را ندارند!

پانوشت ها:
۱-
http://www.beytoote.com/scientific/nature/amazing-weird-animals.html
۲- سایت انجمن فرویدی/ درباره ما/ دکتر مرجان پشت مشهدی
۳- سایت انجمن فرویدی / اشاره به عنوان مطلب “داستان تفرج مجید جان ها در کوچه علی چپ”

 

 

پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
دوستمان خانم ز. ن نوشته بودند: «چرا عصبانی نباشم وقتی می شنوم گروه فرویدی تهران از طریق تلفن ۳ ماهه روانکاو تولید می کند و روانکاو محترم!!! نیز از همان بدو کار، تخت روانکاوی می خرد و تداعی آزاد را به مراجع نگونبختی که حتی شاید ساختار سایکوتیک داشته باشد، تکلیف می کند؟!»
خواستم اضافه کنم البته بعد از خریدن تخت به مقام «دربان» سرای همایونی ارتقا پیدا می کنند و بعد هم با چند پرونده کیفری سر از دادگاه در می آورند. از اول این «مسیر پرافتخار»۱ تا انتهای آن هم زمان زیادی نمی برد! به قورخانه چی و مهدی محمدی نگاه کنید، برای آنها چقدر پیمودن این «مسیر پرافتخار» که گهر همایونپور و محمد صنعتی به همراه شبکه جهانی بهاییت تدارک دیدند، چقدر طول کشید؟ بقیه هم همینطورند، آسیاب به نوبت!
۱- برگرفته از یکی از دستورجلسات انجمن فرویدی: «مسیر پرافتخار جعفری نژاد»

 

 

پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
«از زمانی که اسنادی دربارۀ سرقت ادبی – یا انتحالِ – تنها استاد تمام شاغل گروه فلسفۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران هفته‌هایی گذشته است، اما تاکنون، به مصداق «برنیاید زکشتگان آواز»، نه از استاد مظنون و متهم به سرقت کلمه‌ای صادر شده است و نه از گروه، دانشکده و دانشگاهی که ردای استادی را بر قامت یکی بزرگ‌ترین طراران همۀ ادوار دانشگاه تهران راست کرده‌اند. من از نخستین سال‌های دهۀ چهل شمسی تحولات رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تهران را دنبال کرده‌ام، در سه دانشکدۀ حقوق، ادبیات و الهیات دانشجوی رسمی و مستمع آزاد بوده و گاهی نیز از بدِ حادثه درسی داده‌ام، اما در این نیم سده به چنین موردی برنخورده بودم. در چند روز گذشته، بالاخره، اعلامیه‌ای از «حوزۀ ریاست و روابط عمومی» دانشگاه تهران صادر شده که به نظر من بیشتر از آن‌که بتوان آن را از شرایط مخففۀ گناهی به شمار آورد که از مسئولان دانشگاه سر زده، هم چون بیانیه‌ای است که «حوزۀ ریاست» علیه خود صادر کرده است…
در نخستین واکنش دانشگاه تهران، که از طرف دفتر ریاست با عنوان «ادارۀ کل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه تهران» صادرشده و جز شعار هیچ نکته مشخصی در آن وجود ندارد، آمده است : «نظر به نشر شایعاتی مبنی بر عدم رعایت امانت داری علمی یکی از اعضاء هیأت علمی دانشگاه تهران در فضاهای مجازی و عدم موضع‌گیری سلبی و ایجابی ایشان (!!) و انتشار گمانه‌زنی‌هایی (!!) از سوی افراد مختلف، موارد ذیل را به استحضار عموم دانشگاهیان و جامعۀ علمی کشور می‌رساند : دانشگاه تهران همواره بر رعایت اخلاق علمی، حفظ حقوق معنوی و مالکیت فکری افراد حقیقی و حقوقی و نیز مجامع دانشگاهی و علمی اهتمام و تأکید ویژه داشته و دارد (العهده علی الروای) و این امر مهم و بدیهی را جزو وظایف ذاتی و اصول مسلّم و راهبردی خود می‌داند و برای نیل به این مقصود، اندک تسامح و مجامله‌ای را نخواهد پذیرفت. از این‌رو به منظور حفظ و حراست از حقوق و حیثیت دانشگاه و فرد یا افراد ذی‌حق، کمیته‌ای متشکل از برجسته‌ترین استادان مرتبط (کذا!) تشکیل داده تا این موضوع را با سرعت، دقت و جدیت تمام مورد بررسی تخصصی قرار دهند. بدیهی است هر نتیجه‌ای که از این بررسی حاصل آید ملاک و مناط عمل قرار خواهد گرفت و جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهد شد. دانشگاه تهران در صورت اثبات تخلف مزبور، برخورد قاطعانه و قانونی را با فرد متخلف انجام داده و با ارجاع موضوع به مراجع ذی‌صلاح از انجام رفتارهای غیر اخلاقی و غیر حرفه‌ای تبرّی خواهد جست (کذا!). هم‌‌چنان‌که اگر اتهام وارده اثبات نگردد، دفاع از حیثیت شغلی و صنفی اعضای هیأت علمی را وظیفه همیشگی و لازم خود می‌شمارد».
عبارت‌های ناروشن این نخستین اعلامیه، که تا این لحظه گویا واپسین اعلامیه نیز هست، خود نشانه‌ای از بی‌خبری دانشگاه از کلاهبرداری احتمالی واپسین «فیلسوف زندۀ» ایران است، زیرا اگر استادی مراحل ارتقاءِ از استادیاری پایه یک به استادی تمام گروه فلسفه را به طور قانونی طی کرده، یعنی همه مدارک و مستندات مربوط به تقاضای پایه‌ها، سنوات خدمت و مراتب عضویت در هیأت علمی مورد بررسی قرار گرفته، چرا دانشگاه باید «کمیته‌ای متشکل از برجسته‌ترین استادان مرتبط تشکیل» دهد تا با نتیجه‌ای که از تحقیقات آنان به دست خواهد آمد «جهت تنویر افکار عمومی» (کذا!) اطلاع رسانی کند. آن‌چه نویسندگان این بیانیه برای «تنویر افکار عمومی» نمی‌دانند این است که «افکار عمومی» – که بخش مهمی از آن را نظر دانشجویان تشکیل می‌دهد – نیازی به تنویر مسئولانی که نمی‌دانند در دانشگاه چه خبر است ندارند، یعنی توهمی به چنین تنویرهایی ندارند! مسئولان دانشگاه، پیش از تنویر افکار عمومی، بهتر است از دانشجویان نظرخواهی کنند تا بدانند علم «استادان مرتبط» تا چه پایه است، اما پرسش این است که، اگر شورای گروه فلسفۀ دانشگاه تهران و شورای پژوهشی دانشکدۀ ادبیات مدارک «فیلسوف زندۀ ایران» را بررسی کرده‌اند، چرا و چگونه به هیچ اشکالی در میان انتحال‌های متعدد استاد برنخورده‌اند؟ اگر شورای گروه و دانشکده کار خود را به درستی انجام نداده‌اند، لاجرم، باید به جای بررسی نسبت انتحال به واپسین «فیلسوف زندۀ ایران»، در درجۀ نخست، مدیر وقت و استادان گروه فلسفه را مقصر دانست! آنان می‌بایست نگاهی به نوشته‌های همکار پیش‌کسوت خود می‌انداختند، که گویا نیانداخته‌اند، و اگر انداخته‌اند آیا کسی در میان آنان نبوده است که بداند ابن طفیل، ملاصدرا نیست و … اعلامیۀ «حوزۀ ریاست» بیش از هر چیز نشان از استیصال آن حوزه و شخص رئیس دانشگاه دارد که با وجود شوراهای آموزشی، پژوهشی و … به جای «استادان مرتبط» چند استاد کاردان و دانشگاهی واقعی ندارد که به محض آشکار شدن چنین کلاهبرداری‌هایی همان روز کار را یکسره کند. اگر چنان‌که شاگرد سابق استاد ادعا کرده، کتاب چاپ شده‌ای را از انگلیسی به فارسی و به نام استاد ترجمه کرده، بررسی چنین موردی کار چند ساعت یک آدم زبان‌دان و آشنا با فلسفه است. اگر ریاست دانشگاه، بویژه معاون پژوهشی او، به چند استاد برجسته در علوم انسانی دسترسی می‌داشتند، و البته می‌دانستند که استادان واقعی همان «استادان مرتبط» نیستند، تردیدی نیست که می‌توانستند این قائله را در همان ساعات نخستین بخوابانند!
این‌که در هفته‌های گذشته واپسین «فیلسوف زندۀ ایران»، چنان‌که سیرۀ فیلسوفان بزرگ است، خود را از رسانه‌ها پنهان نگاه داشته امری طبیعی است، اما مگر گروه فلسفه، دانشکده و دانشگاه نمی‌دانند که یکی از مهم‌ترین رونمایی‌های آنان در قلمرو فلسفه در سطح جهانی در کجاست؟ مگر گروه فلسفه، دانشکده و دانشگاه نمی‌توانستند از استاد خود بخواهند که به سلب یا ایجاب به اتهامی که به او زده می‌شود، و اتهام به دانشگاه نیز هست، پاسخ گوید؟ اگر استاد در سفر فرصت مطالعاتی است نمی‌تواند بدون اجازۀ دانشکده و دانشگاه رفته باشد، در این صورت چرا دانشکده و دانشگاه دسترسی به استادی که به او ارز حواله می‌کند ندارد؟ اگر سکوت و اختفای استاد هم‌چنان ادامه یابد – که یافته است – در این صورت استاد به عنوان کلاهبردار، خائن به بیت المال و به اتهام لکه دار کردن نام دانشگاه تهران قابل تعقیب است و دانشگاه باید توضیح دهد که چرا تقاضای استرداد او را نکرده است. این استاد، به عنوان واپسین «فیلسوف زنده»، بدیهی است که باید هنوز زنده باشد، سبب مماشات حوزۀ ریاست دانشگاه تهران با او چیست؟ اگر دانشگاه تهران «دفاع از حیثیت شغلی و صنفی اعضای هیأت علمی را وظیفه همیشگی و لازم خود می‌شمارد»، که البته من به عنوان شاهد عینی زنده هیچ تردیدی در این‌باره ندارم! چرا در چنین مواردی در عدم دفاع از اعتبار دانشگاه در کشور از فقدان اعتبار و حیثیت استاد متهم به انتحال مایه می‌گذارد؟ پرسش‌هایی از این سنخ مبیّن این است که مدیر و همۀ اعضای گروه فلسفه، شورای پژوهشی دانشکدۀ ادبیات و شورای آموزشی و پژوهشی دانشگاه تهران، به حکم قاعدۀ الاول فالاول، متهمان ردیف نخست هستند. به لحاظ علمی، هر یک از افرادی که در این سلسله مراتب بوده‌اند، در حدّ مسئولیتی که داشته‌اند مقصرند. این‌که هیچ کسی از جمع «استادان مرتبط» از کلاهبرداری در چنین ابعادی و در طی سال‌های طولانی در هیچ یک از مراحل آن «بویی» نبرده، بیش از هر چیزی نشان از افلاسی دارد که دانشگاه مادر در آن سقوط کرده است! ظاهر این کلاهبرداری، به صورتی که در رسانه‌ها شمّه‌ای از جزئیات آن آمده، بیش از آن‌که استاد را در مظان اتهام قرار دهد، متولیان دانشگاه را در ردیف نخست متهم قرار می‌دهد، زیرا آنان در دهه‌های گذشته با ناکارآیی خود دانشگاه را به گاوشیردهی برای افراد و گروه‌هایی سودجو و فاقد امانتداری علمی تبدیل کرده‌اند.
به عنوان مثال، من در سال‌های اخیر به مناسبت نقدهایی بر برخی کتاب‌های دانشگاهی نظر مسئولان را به این نکته جلب کرده بودم که برخی از استادان دانشگاه مادر حتی زبان ملی را درست درنمی یابند و نه تنها از فهم ظرایف آن ناتوان هستند، بلکه تسلطی در املاء و انشای فارسی ندارند. مسئولان دانشگاه و وزارت‌خانه‌ای که متولی آموزش عالی در کشور است، هرگز چنین اعلام خطرهایی را جدی نگرفته‌اند. تردیدی نیست که وضع «دانشگاه مادر» کشور، که در دهه‌های اخیر به صورت‌های مختلف آسیب‌های بسیاری بر آن وارد شده، در قلمرو علوم انسانی، کمابیش در مرز فاجعه است. افشای کلاهبرداری یکی از استادان این دانشگاه تنها افشای یکی از ناشیانه‌ترین این کلاهبرداری‌ها و بی‌اهمیت‌ترین آن‌هاست. اگر آن استاد ناشیانه عمل نمی‌کرد و از جاه‌طلبی کمتری بهره می‌داشت، می‌توانست مانند «دزد ناشی به کاهدان» نزند! چنان‌که بسیاری توانسته‌اند نزنند و اینک در زمرۀ «استادان مرتبط» هستند و قرار است به پروندۀ آن دزد ناشی رسیدگی کنند. اینک که سبویی شکسته و پیمانه‌ای ریخته، فرصت مناسبی است تا مسئولان دانشگاهی به فکر چاره بیفتند و مقدمات اصلاحاتی اساسی را فراهم آورند. مورد این واپسین «فیلسوف زندۀ» ایران در مقایسه با سرنوشت دانشگاه مادر و نظام علمی کشور هیچ اهمیتی ندارد؛ «آمد مگسی و ناپیدا شد!» اما دانشگاه باید فکری به حال خودش بکند : کافی است کسی از «حوزۀ ریاست» سری به دکه‌های روبروی دانشگاه بزند و آگهی‌هایی را که بر روی دیوارها و تنۀ درختان الصاق کرده‌اند از نظر بگذراند تا بداند که چه بر سر علم آمده و چگونه تولید علم به مناقصه گذاشته شده است. »

http://gadim-va-jadid.blogfa.com/post-425.aspx

اینها قسمتی از صحبتهای دکتر جواد طباطبائی در مورد سرقت علمی دکتر!!! محمود خاتمی استاد تمام گروه فلسفه دانشگاه تهران است.
در این نوشته به حق آمده است که غیر از آن استاد تمام!!! گروه فلسفه و دانشگاه تهران نیز مقصر هستند و شریک جرم.
همین وضعیت در مورد دانشگاه علوم پزشکی تهران هم وجود دارد. اینکه آقایان و خانم های مسئول در دانشگاه علوم پزشکی تهران افتضاح جناب صنعتی (پدرخوانده) را به روی خود نمی آورند و این طرف و آن طرف باز این جناب در کنگره ها حضور دارد؛ نشان از همدستی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با این جناب دارد که این هم به موقعش پرداخته می شود.
وقتی تخلفات ایشان در دادگاه به اثبات رسید، آن وقت اسم شماها می شوید شریک جرم؛ ملتفت هستید؟!

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم راحله ع. درباره «مافیای روان»
جناب صابری گفتند که دکتر کدیور با «جلب نظر کارشناس متخصص» بستری شدند!!!
حالا لطف کنند بفرمایند آیا این «کارشناس متخصص» عزیز مثل خود جناب صابری از محصولات «مکتب روزبه»اند یا نه،
محصول مشترک صنعتی و همایون پورند؟!

والا شنیده ها و دیده ها حاکی از این است که روانشناسا و روانپزشکای پزشکی قانونی هرکدومشون یک نسبتی با این محور معروف دارند؛ از کسی که با دکتر کدیور مصاحبه می کنه، تا کسی که تشخیص می گذاره و تا «کارشناسی»!!! که دستور به بستری اجباری و درمان اجباری می ده، همه یه جورایی شاگرد با واسطه و بی واسطه این محورند!!!

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
توی کنگره جعلی هر سه روزش هرجا که می رفتی سخن از انجمن فرویدی بود. یک بار من تو صف ناهار جلوی دو نفر روانپزشک ایستاده بودم و آنها داشتند از انجمن فرویدی بدگویی می کردند. یکی از آنها همکلاسی دکتر پروا بود. و در حرفهایش به این قضیه اشاره کرد. او داشت از کارش برای دوستش تعریف می کرد. او می گفت روانکاوی طولانی مدت!!! کار می کند و دوستش می گفت من کوتاه مدت!!! سپس همین جناب گفت که از پارسال طولانی مدت را با بیمارانش شروع کرده و ۳۵ بیمار دارد از پارسال تا الان که خیلی خوب جواب گرفتند با این روش !!!

بعد از کنگره جعلی، همین جناب در یک کامنت فیسبوکی آشکار کرد که پیش جناب صنعتی تحلیل شده!!! و این تحلیل !!! شدن مجوزی به او داده برای کار کردن با بیماران!
جالب بود که در همین کامنت او از دیگرانی که بدون تحلیل شدن مبادرت به روانکاوی کردن دیگران می کنند گله داشت!!!
و می گفت خیلی اوضاع روانکاوی در ایران بده!!! هرکی بدون اینکه تحلیل شده باشد شروع به کار می کند!!!

چند روز پیش هم مطلبی از همین جناب دیدم به نام «فروید به زبانی ساده ولی علمی»!!! که هر کس این مطلب رو بخونه، می فهمه این آقا چقدر دانش در زمینه روانکاوی دارد. دو کتاب روانشناسی یا روانپزشکی گذاشته جلویش و برای مردم «فروید به زبانی ساده ولی علمی»!!! نوشته است. اصلاً هم خبر ندارد که این مراحل ۵ گانه (دهانی، مقعدی، آلتی، نهفتگی و تناسلی) را فروید نگفته و بعدها مثلاً مفسران!!! چنین مرحله بندی ای را به او نسبت دادند!

http://ravanpezeshkonline.com/SC.php?type=component_sections&id=69&sid=44

البته اصلاً جای تعجب ندارد که از گروه درمانی های نصفه شبی جناب صنعتی، چنین محصولاتی بیرون بیاید. روی نصفه شبی تأکید می کنم چون فکر می کنم همه دوستان می دونند که مغز توی نصفه شب چه جوری کار می کنه!!!

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
این تیتر فوق العاده است: «بحمدالله هم یک «پدرخوانده» اصلاح طلب داریم و هم یک «پدر خوانده» اصولگرا!»

https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%87%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AF/

چقدر این دو نفر شباهت دارند، خانم اردشیرزاده در مطلبی در مورد «پدرخوانده» اصلاح طلب نوشته بود: «می دانید که ایشان دستی هم بر ادبیات دارند، راجع به سینما نظر می دهند، شخصیت های برجسته را فرموله می کنند، در فرهنگستان هنر موقعیتی دارند، انواع و اقسام اظهار نظرها را راجع به روانکاوی و فروید هم به زبان می آورند. هرجا سرم را می چرخاندم نام دکتر صنعتی می درخشید: یاد یک کارتون دوران کودکی- نوجوانی ام افتادم: زبل خان اونجا، زبل خان اینجا، زبل خان همه جا…»

همین مطلب چقدر در مورد این «پدرخوانده» اصولگرای ما صدق می کند. در این مطلب نوشته شده: «مدرس عالی روانکاوی…
این استاد برجسته روان شناسی در دانشگاه ماساچوست…
استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا…
این استاد دانشگاه تورنتو…
شاگرد مرحوم علامه جعفری….»

استاد… استاد… استاد…
یعنی وای خدای من
زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه جا

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
یکی از دوستانم فیلم world war Z را تعریف می کرد که در این فیلم همه مردم دنیا دارند «زامبی» می شوند و اسراییلی ها دور اورشلیم را یک دیوار می شکند. آخر سر کاشف به عمل می آید که خود آنها مردم را زامبی کرده اند.
یاد این جمله نادر آقای خانی افتادم در مطلب «نادر آقاخانی و فواد صابران…دو دلقک و دو پادوی محور صنعتی-همایون پور»: «…و این دوستان می گن روانکاوی، همانطور که شما گفتید، میگن در هر صورت الآن در ایران آنقدر تقاضا زیاد شده که هیچ کس جلوشو نمی تونه بگیره!»

«تقاضا زیاد شده» و « خود آنها مردم را زامبی کرده اند»


باز هم یاد دوستی می افتم که در حین انتخابش بین یک روانکاو (آن موقع نمی دانستم از چه کسی می گوید) و دکتر کدیور، آن دیگری را انتخاب کرد، صنعتی را. بعد از چند سال، شاید ۳ سال یا کمتر، وقتی از دروغ ها و شیادی صنعتی با او حرف می زدم دیگر نمی فهمید چه می گویم!

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«وی تأکید کرد: جامعه پزشکی یک جامعه فرهیخته است و خودش می تواند این حرفه را از ناهنجاری ها پالایش کند، نیازی به قیم ندارد، اجازه دهید شاخ به شاخ نشویم، اهانت نکنید و گرنه می دانیم چه کار کنیم.»*
شما الآن با کی شاخ می شوی برای کی؟؟ پزشک؟ یا بعضی پزشکان معززتان؟؟ همانها که وقتی هر میزان دلشان خواست زیرمیزی می گیرند، از مالیات معاف اند، سهام داران بیمارستان هایی هستند که پات اونجا برسه گوشت تو دستته!! یا همان پزشکانی که در نقاط دورافتاده و با یک حقوق حداقلی زندگی می کنند و تا ریال آخر هم مالیات شان را کسر می کنید؟ هان ای برادر! منظورتان کدام پزشک است که خونت به جوش آمده؟؟!! کسی به پزشکی خدمت گزار توهین کرده؟؟ یا همان پزشکانی مورد سئوال قرار گرفته اند که فاتحه وجدان و اخلاق را خوانده اند!!! آنهم برای نسل های متوالی!! تا اینچنین داد جامعه بلند شود!! شما به همانها «فرهیخته» می گویید؟؟ میشه معنی فرهیخته را هم برایمان بگویید تا تکلیف مان مشخص شود؟؟ فرهیخته مثل محمد صنعتی؟ کسی با مدرک پزشکی عمومی استادیار دانشکاه تهران است و ویزیت ۳۲۰ هزارتومانی می گیرد؟؟ فرهیخته مثل کسی که به بیمار رو مرگ می گوید چون من تنها کسی هستم که این عمل را می توانم انجام دهم پس شما باید برای نجات جانت صد میلیون تومان زیر میزی به من بدهی؟؟ اینها مصداق های فرهیختگی هستند در فرهنگ لغت محدود و کوچک شما؟؟ بگید دیگه!!

https://freudianassociation.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%AF/

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«بعد از آن علیرضا زالی، رئیس سازمان نظام پزشکی اعلام کرد که این سازمان هیج اختیار و وظیفه ای برای نظارت بر تعرفه ها ندارند و اساساً چنین اختیاری به سازمان نظام پزشکی داده نشده که بخواهند بگیرند، با این حال پنجشنبه طی تفاهمنامه ای سازمان نظام پزشکی اختیارات خود را برای نظارت بر پزشکان به مجمع انجمن های علمی پزشکی واگذار کرد.»*
اگر واقعا چنین است که دکتر زالی می گوید:
۱. این شکایت انجمن روانپزشکان از دکتر کدیور چه بود؟؟!! سازمان نظام پزشکی چه وظیفه ای دارد که به شکایت انجمن روانپزشکی بپردازد؟؟!!
۲. اگر اساساٌ چنین اختیاری به این سازمان داده نشده، چرا حالا این اختیار که مثل «هلو» پرید تو گلوشون، تفویض کردند؟ آنهم به انجمن ها؟؟
۳. با این حساب آقای دکتر جلیلی دیگر سراغ چه کسی برود تا پدرخوانده را تحت حمایت خود قرار دهد؟؟ تکلیف دادسرای نظام پزشکی تهران بززززرگ چه می شود؟؟!!
۴. تکلیف ویزیت ۳۲۰ هزار تومانی محمد صنعتی چه می شود؟؟ تکلیف گروه درمانی های شبانه وی؟!!
یعنی از این به بعد؛
۱. دکتر سعید جلیلی راه به راه میره قلب بیمارستان روزبه ( بایگانی) تا ببینه مدرکی از صنعتی هست یاسالها پیش ( در اوج جنگ تحمیلی به ایران یعنی سال ۶۲) موش اونو جویده رفته پی کارش!!!
۲. دکتر سعید جلیلی یه دوره آموزشی در مورد مدرک روانپزشکی و تفاوت اش با مدرک پزشکی عمومی و آزمون بورد تخصصی و این حرفا رو میگذرونه تا ببینه که چطوری کسی این مدرکو میگیره؟؟!!
۳. دکتر سعید جلیلی به محمد صنعتی میگه: یعنی چه این ویزیت؟؟ چرا این مبلغ ( پول زور) را از مراجعین ات میگیری؟؟
۴. سامان توکلی از تقلا دست برمیداره؟؟
یعنی واقعاٌ…..؟ آره؟؟

https://freudianassociation.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%AF/

 

 

جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«دبیر مجمع انجمن‌های علمی گروه پزشکی ایران گفت: به کسانی که این روزها در رسانه‌ها علیه جامعه پزشکی حرف می‌زنند می‌گوییم با پزشکان، ناشیانه برخورد نکنید و در نیفتید، اگر هم مشکلی هست، خود جامعه پزشکی می‌تواند پالایش کند.»
ببخشید جناب نوبخت!! پالایش؟؟!! بگو جون تو!! پالایش کی؟؟
مثلا؟؟!! یه مثال بزنید دیگه!
پ مثل پالایش؛ م مثل مدرک،محمد(مدرک محمد صنعتی)!
«اگر در جامعه پزشکی ناهنجاری وجود دارد، خود جامعه پزشکی می تواند از درون پالایش کند. هر انجمن پزشکی می تواند، بر پزشکان خود نظارت کند و رعایت اخلاق و حقوق را نهادینه کند.»
اگر!!! از درون!!! نهادینه کردن رعایت اخلاق و حقوق!!
جمع کن بابا!!!
چطور این بی اخلاقی را جمع می کنید که وقتی کسی مدرکی ندارد تازه همین جنابان فرهیخته تان!! همان اخلاق مدارانتان!! همانها که سینه شان پر از مدال های زرین روزبه ای است، همان کهنه سربازان عرصه شارلاتانیسم! به دفاع از او برخاسته و دریغ از یک پاسخ!!!!
جناب نوبخت! وارونه کردن معانی در این عرصه نامش پالایش است؟؟
می خواهید وجدان، شرف، مسئولیت و پاسخگو بودن را پالایش کنید؟؟!!
چرا به یکباره نمی گویید: همینه که هست! واس ماس!!!

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
داشتم مطلب «صابری-صابران «مکتب روزبه»، دکتر کدیور «بیگانه» کامو را در ۱۵ سالگی می خواند!» (۱) را می خواندم که چندتا نکته به نظرم جای تامل داشت:
صابری، سرپرست بخش روان‌پزشکی سازمان پزشکی قانونی: «رشته تحصیلی من روان‌پزشکی است و در دانشگاه تهران تحصیل کرده ام. دوره تخصص را نیز در همین دانشگاه و بیمارستان روزبه پشت سر گذاشته و در سال ۱۳۷۱ فارغ‌التحصیل شدم.»
خب! صابری هم از زیر دست صنعتی بیرون آمده! و آشنایی اش با «پدرخوانده» حداقل تا جایی که خودش اینجا اعلام می کند دیرینه است و مربوط به قبل تر از سال ۹۱! بیخود نیست دکتر کدیور از بیمارستان روانی سر در آوردند.

«در عبارتی کوتاه چه تعریفی از سازمان ارایه می کنید؟
نظم،‌کمک به استقرار عدالت و حقوق کم. در واقع می توان گفت کار سخت و حقوق کم همراه با علاقه و اشتیاق به کار که این موضوع در مورد تمام پرسنل سازمان صدق می کند.»
«علاقه و اشتیاق به [کدام] کار»؟!
معلوم است که «تمام پرسنل سازمان» باید «علاقه و اشتیاق به کار» داشته باشند تا بتوانند فاجعه ای را تا لبه پرتگاه حدوث ببرند.

«برای نشان دادن علاقه تان به سازمان چه نمره ای می دهید؟
به کار خودم علاقه بسیار دارم و به آن نمره بالایی می دهم همچنین نقش سازمان در کمک به اجرای عدالت نیز نمره بالایی دارد. اما اگر بخواهیم به امکانات، فضای فیزیکی و رفاهیات نمره بدهم، بسیار کم و پایین است.»
این چه «کاری» و چه «عدالت»ی است (نمی دانم چرا کلمه «مظلومیت» یادم آمد!) که با این همه نکات منفی که از آن یاد می کند از جمله « کار سخت و حقوق کم»، « امکانات، فضای فیزیکی و رفاهیات» با نمره «بسیار کم و پایین»، باز هم صابری می گوید «علاقه بسیار دارم و به آن نمره بالایی می دهم»؟!

«چه موضوعات خبری را بیشتر پیگیری می کنید؟
اول اخبار ورزشی و بعد اخبار هیجانی و اتفاقات نادر. اخبار سیاسی را هم تنها در دوره هایی خاص مثل انتخابات و یا اخذ تصمیمات جدید پیگیری می کنم. به نظر من مسایل سیاسی ایجاد تنش می کند.»
بله! اصلا ایجاد تنش خوب نیست.
باید کارت را در کمال سکوت و آرامش از همان «کنامت» (۲) انجام بدهی. چطور؟ اینکه اول می روی سراغی از «م ک» می گیری و وقتی مطمئن شدی که «م ک» در شعاع چندین کلیومتری ات نیست و درنتیجه همه چیز می تواند تحت «کنترل» باشد از همان «کنام» بیرون می آیی («۳۸ روز بعد») و … ولی باز هم گیر افتادی!
راستش این کارت خیلی مرا یاد عصمت ترک قشقایی می اندازد وقتی برای (۳) her part رفت بیمارستادن! دقیقا زمانی که می دانست دکتر کدیور آنجا نیست!

«آقای دکتر برای آینده سازمان چه آرزویی دارید؟
امیدوارم روزی سازمان صاحب تشکیلاتی قوی و منسجم در زمینه روان شناسی قانونی شود به نحوی که همه افراد برای آموزش بیشتر ناچار باشند به این بخش مراجعه کنند. آرزو دارم روان پزشکی سازمان به یک مرکز پرآوازه ونامدار در جهان تبدیل شود و با مراکز دیگر در دنیا مرتبط باشد.»
این کلمه «ناچار» را نمی فهمم اینجا! مگر چه چیزی قرار است آموزش دهید که ملت باید از سر «ناچار»ی بیایند آنجا؟
البته شما که در آن «فاجعه تاریخی» کم نگذاشتید، خب معلوم است که حالا می خواهید آن را به هر ضرب و زوری است به «همه افراد» « آموزش» دهید.

«آرزوی شخصی شما؟
اگر روزی ایده های من در بخش روان پزشکی قانونی به مرحله عمل برسد به آرزوی خود رسیده ام. اما در مورد آرزوی شخصی هم اکنون در شرایطی نیستم که آرزوی شخصی داشته باشم به نظرم خودم آنچه را می خواستم شخصا تجربه کرده ام .»
کسی که نامش «صابری-صابران» شده، آرزوهای شخصی اش چیست؟
۱- https://freudianassociation.org/%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87%D8%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B1/
۲- سومین مستر صاد: خطر! به فواد موصاد نزدیک می شوید!

https://freudianassociation.org/%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9/
۳- For my part
https://freudianassociation.org/part

 

 

جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
«یواشکی»، «مخفی» و «درگوشی» بودن «کنگره» و«کارگاه»های گهر همایون پوز از ویژگی های برجسته گردهمایی های علمی(!) محور مافیایی صنعتی-همایون پور است که بدون پوستر و فراخوانی اقدام به برگزاری چنین «کنگره» و«کارگاه»هایی می کند، آن هم در یک مکان دولتی و از جیب بیت المال. اما جای شگفتی است که چرا جامعه دانشگاهی خواسته یا ناخواسته برای این جماعت مافیایی بستر مناسبی فراهم می کند و ضربه مهلکی را به خود وارد می سازد؟ یک بار دیگر، در دانشگاه شهید بهشتی کارگاهی «یواشکی» توسط همایون پور در ۲۴ خرداد ۹۴ با عنوان ” “سایکوز از دیدگاه روانکاوی” ” برگزار شده است. لذا روی سخنم با مسئولان دانشگاه شهید بهشتی (رئیس دانشگاه؛ محمد مهدی طهرانچی و ریاست دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی؛ محمد علی مظاهری) است. در برگزاری این کارگاه نکاتی قابل تامل است که باید مسئولان امر پاسخگو باشند:
نکته اول این است که طبق اطلاع رسانی انجمن فرویدی مسئولان دانشگاه باید دریافته باشند که روانکاوی علمی مستقل از روانشناسی است و «روانکاوی هم مثل هر شاخه دیگر علمی دارای یک اساس تئوریک است که باید در عمل آزموده شود. شاید روانکاوی را بتوان از نظری «تجربی‌ترین» علوم دانست زیرا که اساس تئوریک آن بدون یک تجربه واقعی کلماتی بی‌معنا بیش نیست. آزمایشگاه روانکاوی دفتر روانکاو است و موضوع مورد آزمایش خود شخص. فقط و فقط در اثر مطالعه بر روی شخص خود است که این کلمات بی‌معنا کم کم دارای معنا می‌شوند و مطالبی که در ابتدا خیالبافی محض به نظر می‌رسیدند جنبه واقعیت می‌یابند. تا کسی رؤیاهای خود را مطالعه نکند، لغزش‌های زبانی و رفتاری خود را بررسی نکند، به این نتیجه نرسد که دارای افکاری است که از خودش نیز پنهان می‌کند و این که آنچه را که در زندگی شکست و بد اقبالی محسوب می‌کرده چیزی جز به تحقق رسیدن خصوصی‌ترین تمایلاتش نبوده است، چگونه می‌تواند به وجود ناخودآگاه و قدرت بی حد و حصر آن پی ببرد. روانکاوی یعنی علم ناخودآگاه و این علم فقط از طریق مطالعه ناخودآگاه خود شخص قابل حصول است و بس.»(کدیور، ۱۳۸۱، ص ۵۵). بنابراین مباحث روانکاوی ممکن نیست در قالب کارگاه آموزش داده شود و بتوان با چند راهکار به درک سایکوز نائل شد. پیچیدگی و دشواری بحث سایکوز همین بس که گفته شود هم اکنون در کلاس های آشنایی با فروید و لکان همه «شاگردان دکتر کدیور» مقالات مرتبط با پسکوز را قرائت نمی کنند.
نکته دوم: همان گونه که مسئولان دانشگاه مطلع هستند گهر همایون پور فارغ التحصیل BGSP inc است. یعنی مدرک او معادل فوق دیپلم یا در نهایت کارشناسی علوم اجتماعی است. در مورد صلاحیت او در روانکاوی نیز باید گفت که ایشان عضو هیچ یک از سازمان های معتبر روانکاوی نیستند، حتی IPA. یعنی همایون پور نه تنها در حوزه روانکاوی صلاحیت ندارد و متخصص محسوب نمی شود، بلکه مدرک و تخصص او به به لحاظ روانشناسی نیز مردود است.
با این مقدمات سوالاتی از مسئولان دانشگاه مطرح می شود:
آیا می دانید در مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره که در حوزه تحت ریاست شما است، چه اقداماتی صورت می گیرد؟ آیا مطلع هستید از افرادی غیر متخصص جهت آموزش(!) دانشجویان استفاده می شود؟ آموزشی که ممکن است با فعالیت های زیر زمینی مرتبط باشد. اگر به دلیل رشته تحصیلی یا باور غلط تصور می کنید روانکاو جزیی از روانشناسی است، پس چرا علم و اطلاعات خود را به روز نمی نمایید؟ از آنجایی که یقین دارم با انجمن فرویدی و همین طور با شبکه مافیایی محور صنعتی و همایون پور آشنا هستید، چرا به این اطلاعات وقعی نمی نهید؟ اما بدانید که برای ترویج روانکاوی وحشی و همدستی با شبکه مافیایی باید پاسخگوی انجمن فرویدی باشید. متعجبم از ریاست افرادی که نمی دانند در اطرافشان چه خبر است. در صورت پاسخگو نبودن مسئولان دانشگاه شهید بهشتی باید به این مساله فکر کرد صدور مجوز فعالیت برای محور مافیایی به چه دلیل است: اهداف و منافع مشترک یا ترس یا …، کدامیک؟

 

 

جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
انجمن فرویدی سازمانی مردم نهاد است که با موضوع فرهنگی به فعالیت می پردازد ( نقل به مضمون از ماده ۲ اساسنامه انجمن فرویدی). بی سبب نیست که برای انجمن فرویدی میراث فرهنگی از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است؛ در انجمن فرویدی «یلدای هفت هزارساله خجسته»* است و عظمت فردوسی**، سعدی، حافظ و… به گونه ای دیگر تجلی می یابد و حتی این انجمن با «ثبت جهانی» «شوش» و «میمند»*** خشنود می شود. بین روانکاوی و فرهنگ گره ای گسست ناپذیر وجود دارد که شاید با استناد به جملاتی از فروید بتوان تا اندازه ای این رابطه را درک کرد:
• فروید معتقد است که انسان با چشم پوشی از غرایزش بخصوص با چشم پوشی از غریزه جنسی و از غریزه پرخاشگری توانست فرهنگ و تمدن را بنا نهاده و به پیش برد(به نقل از کدیور ، ۱۳۸۱، ص ۲۰۰).
• «برای تعریف فرهنگ اجازه دهیم که زبان و کاربرد زبان شناسی ما را هدایت کنند. در اولین مرحله تمام آن فعالیت ها و منابعی را که برای به خدمت در آوردن طبیعت مفیدند برمی شمریم»( همان).
• « اما ما علاوه بر این دستاوردها توقعات دیگری نیز از فرهنگ و تمدن داریم که دیگر بر مبنای سودمندی تعریف نمی شوند و اگر خوب به آنها بنگریم می بینیم که آنها متعلق به مقوله زیبایی و زیباشناسی هستند»(به نقل از کدیور ، ۱۳۸۱، ص ۲۰۱-۲۰۰).
• «اما آنچه که بیش از همه برای تعریف فرهنگ و تمدن ضروری است احترام و تشویقی است که برای فعالیت های متعالی ذهنی بشر از جمله دستاوردهای علمی و هنری و برای نقش رهبری کننده ایده ها در زندگی انسان قائل می شود»(به نقل از کدیور، ۱۳۸۱، ص ۲۰۱).
• فروید معتقد است که سیستم های مذهبی مهم ترین جایگاه را در میان این ایده ها دارند و تفکرات فلسفی و «ایده آل ها» به ترتیب مکان های بعدی را اشغال می کنند»( همان).
• فروید می گوید: «ما نبایست اجازه دهیم به خاطر قضاوت های ارزشی مان درباره یک مذهب بخصوص یا یک سیستم فلسفی خاص دچار گمراهی گردیم، چه ما فکر کنیم که آنها بالاترین دستاوردهای روحی بشر هستند و چه معتقد باشیم که انحرافاتی بیش نیستند در هر صورت باید اذغان کنیم آنجایی که آنها حضور دارند و بخصوص آنجایی که آنها غلبه دارند بشر به سطح بالایی از فرهنگ و تمدن نائل شده است» (همان)****.
بنابراین، یک روانکاو واقعی می تواند معنی فرهنگ وتمدن بشری را بفهمد و پایه های فرهنگی جامعه را مستحکم سازد. انجمن فرویدی با ریاست خانم دکتر میترا کدیور قادر است در «صیانت از تاریخ و هویت کشور» نقش به سزایی داشته باشد. گرچه ممکن است همین مساله یکی از دلایل دشمنی شبکه مافیایی صنعتی –همایون پور و تشکیلات جهانی بهایی مانند فواد صابران، یعقوب نیمرودی و… با انجمن فرویدی و دکتر کدیور باشد. امروز باید بسیار مراقب بود تا نقشه های مافیایی به نام روانکاوی پیاده نشود و اهداف «ایران ستیزی» تشکیلات جهانی بهایی عملی نگردد. البته به نظر می رسد مرزی بین شبکه مخوف مافیایی با تشکیلات جهانی بهایی وجود ندارد.

*https://freudianassociation.org/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF/
** https://freudianassociation.org/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%81%D8%B1/
***https://freudianassociation.org/%D8%B4%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF/
**** دکتر میترا کدیور، کتاب مکتب لکان ـ روانکاوی در قرن بیست و یکم، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱، از فصل تمدن وپسیکانالیز

 

 

وشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجام م. درباره «مافیای روان»
«روزنامه اعتماد کسی را که اهل زدوبند، حقه بازی، جاسوس صفت و… باشد بزرگ می داند!»
https://freudianassociation.org/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%8C-%D8%AD%D9%82/

«یادآور می‌شود الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه اعتماد، همزمان مدیر مسئول روزنامه اقتصادی تعادل می‌باشد و در عین حال در شمال شهر نیز رستوران‌داری می‌کند. اعتماد تا مدت‌ها گزارش‌ها و تحلیل‌های جهت‌دار شبکه بی‌بی سی را به نام خود منتشر می‌کرد. مدیر مسئول اعتماد در عین حال مورد التفات شهرام جزایری مفسد اقتصادی دوره اصلاحات بود.»
تعجبی داره که الیاس حضرتی پاسخ نایب رییس انجمن فرویدی رو به مقاله «فروید چگونه به ایران آمد» چاپ نمی کنه؟ کسی که از یک فراماسون خائن به وطن حمایت می کنه و ارتباط نزدیک با مفسدان مالی داره باید هم از «پدرخوانده» مافیایی حمایت کنه. بین فراماسون و مافیا همیشه ارتباط نزدیکی هست. اصلا تا بحال بجز همین آدمهای «مساله دار» چه کسی از محور صنعتی ـ همایونپور حمایت کرده؟ همین آدمها هستند که در شبکه های زیرزمینی و رو زمینی در حال تخریب مال و فرهنگ این مملکت هستند. پشت کلمه «اصلاح» قایم می شوند و از «اعتماد» مردم سوء استفاده می کنند آنوقت تحلیل های بی بی سی را به خورد مردم ایران می دهند. آیا «سناتور مسعودی» کاری جز این می کرد؟
جناب حضرتی! الحق که خوب درستان را پس دادید!!!

 

 

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«دو استاد اعظم لژ روزبه که نادر آقاخانی با خارش و با مشمشه در محضرشان کسب «تشرف» کرده»
https://freudianassociation.org/%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8/

این کلمه «لژ» در کنار روزبه حالا معنای دیگری پیدا می کند، حالا که فهمیدیم:
«بزرگداشت یک فراماسون در روزنامه اصلاح طلب/ مرد «۸۵۰ هزار نسخه ای» یا خائن به کشور؟»
https://freudianassociation.org/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD/

و در هر دو مورد این روزنامه «اصلاح طلب»؟؟؟ «اعتماد»!!! است که چنین «بزرگداشت»هایی را برای «یک پدرخوانده» و «یک فراماسون» بر پا می کند!!!

 

 

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«افشین اعتضادی «رفت» بیمارستان و «اصرار» کرد که باید «درمان» شروع شود»
حالا که دست شبکه مافیایی پدرخوانده رو شده و ارتباط آن با شبکه جهانی بهاییت به همت انجمن فرویدی برملا شده، بستری اجباری خانم دکتر برای من معنی دیگری پیدا کرده. آن روز فکر می کردم که چرا اینها اصلا به حرف ما گوش نمی کنند؟ انگار یک پنبه در گوشهایشان فرو کرده بودند. با هر کس حرف می زدی از قبل جواب آماده برای همه حرفها داشت! و دکتر قدیری بجز بار اول هرگز تنها با ما روبرو نشد. همه اینها حالا جواب داده شده. فقط می توانم بگویم خدا جای حق نشسته که دکتر قدیری عضو این شبکه مافیایی نبود و همه اضطراب او هم بخاطر همین بود. بی دلیل نبود که گذاشت خانم دکتر به اینترنت دسترسی داشته باشند. می دانست که این دسترسی یعنی آقای میلر و انجمن جهانی روانکاوی و سازمان ملل و … ولی آن روز خیلی چیزها با امروز فرق داشت. هیچوقت به اندازه الان احساس نکرده بودم که ما یک انجمن هستیم. و شبکه مافیایی آن روز نمی دانست بستری اجباری رییس انجمن فرویدی یعنی چه! بستری اجباری عضو برجسته انجمن جهانی روانکاوی یعنی چه! بستری اجباری تنها روانکاو ایران یعنی چه! آنهم با تشخیص سایکوز!!!!!!!! امروز دیگر همه می دانیم که همسایه ها و شکایت و پزشکی قانونی و حکم نداشته قاضی برای این بستری و فیلم «فول سایکوتیک» و صابری – صابران و افشین اعتضادی و شاگرد همایونپور و وحید شریعت و شبنم نوحه سرا و عصمت ترک قشقایی یعنی: یک توطئه سیستماتیک برای حذف «آن که می داند»!

 

پنج شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴

 

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور،(به گواه پادوی هروئینی اش) عجب مطلبی است!الان که دقیقا می دانیم این “یک روانپزشک – روانکاو در ایران که قبلاً چند بار در طی سفرهایم به ایران او را ملاقات کرده ام”۱ نادر آقاخانی چه کسی۲ است!همان کسی که “به پزشک [خانم کدیور] توصیه کرده که به محض اینکه وضعیت خانم کدیور اجازه دهد او را مرخص کند تا بتواند به فرانسه بازگردد تا اینکه این موضوع ابعاد وسیعی به خود نگیرد.”!!همان “رابط”!! نادر آقاخانی در ایران “که قرار است با همکاران دیگر جمع شده” و “بگویند که میل دارند چه کاری برای حمایت از آنها از جانب” آنها!!! “صورت گیرد.”!!! و این کلمه “رابط”! “رابط”! “رابط”!!!!

۱- همه موارد داخی گیومه از همان مطلب “استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور”، سایت انجمن فرویدی است.
۲- سند از این دست اول تر؟ جناب «پدر خوانده»، سایت انجمن فرویدی.

 

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
یک بار دیگر تجسم موقعیت هولناک!! و فقط سه ساعت خواب شبانه ماحصل خواندن سندی دیگر از جنایت مافیایی ها در سایت مان: «استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور». هرسندی که چاپ می شود برای من هم یک تروماست؛ مواجهه با چنین شبکه کثیف و معاند در خارج از ایران!!
این روانپزشک!! و روانکاو!! که «دلش نمی خواهد نامی از او برده شود»!!!! با این معاندان کشور چه ارتباطاتی داشته!! این روانپزشک و روانکاو یا همان پدرخوانده خودمان (محمد صنعتی) همان که در کنگره ی کذایی اش رو به اعضای انجمن فرویدی گفت: من روانکاو!!!!…با اعتراض یکی اعضای انجمن که، شما روانکاو نیستید، ادامه داد: من احمق!!! حالا این جمله دو کلمه ای « من احمق» بازهم برجسته تر و واضح تر می شود….

 

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«فساد دانشگاه‌ و احتمال فروپاشی اجتماعی ایران»
این همان چیزی نیست که شبکه مافیای روان با همکاری شبکه جهانی بهاییت و اسراییلی ها سعی در انجام آن دارد؟ «فروپاشی اجتماعی ایران». وقتی پدرخوانده «لژ روزبه» مهره های خودش را در دانشگاه های کشور می چیند و هر جا که نگاه می کنی یک «عامل» پدرخوانده است که مشغول جان نثاری است (چون در غیر اینصورت باید میرفت گاوش را در آبیک می چراند)، وقتی مهره های پدرخوانده حتی در پزشکی قانونی هم به «خدمت» مشغولند، وقتی گهر همایونپور پایش به ایران نرسیده در دانشگاه شهید بهشتی واحد میگیرد، وقتی تا به ایران می رسد فارسی را بلد و نابلد مطب می زند و کسی مثل قورخانه چی دربان اعظم برایش از دانشگاه آزاد و بیمارستان رازی و دانشگاه علوم بهزیستی شاگرد و «مریض» جمع می کند تا آنها را شستشوی مغزی بدهد و بعد در گروه فرویدی تهران سیامک موحدی فش فشو فتوا بدهد که هر کاری آنها را شاد می کند بکنند حتی اگر این کار رابطه جنسی با شوهر دوستاشان باشد، وقتی پادوهای «آمر» همایونپور حتی متوجه نیستند که در دادگاه رسمی این مملکت حضور دارند و فکر می کنند برای زدن مردم فقط گفتن اینکه «دکتر همایونپور گفت» برای قاضی کفایت می کند، آنوقت است که می شود بفهمی این فساد سیستماتیزه چطور دارد هدف نابودی اجتماعی ایران را دنبال می کند. واقعا این نوچه ها و پادوهای صنعتی و همایونپور آنقدر از دنیای خارج بریده اند که حتی متوجه نیستند ضوابطی در این دنیا وجود دارد. آنها آنقدر شستشوی مغزی شده اند که در دنیای واقعی قدم نمی زنند. آنها در همان لجنزار «ژویی سانس های حقیر» (از درسهای دکتر کدیور) در هم می لولند و افرادی مثل «مریض دکتر صنعتی» را در گروه هایشان به بردگی می کشند که مثل یک معتاد آنقدر به گروه وابسته است که نمی تواند آن را بعد از ۷ سال «ترک کند». بله این کاری است که پدرخوانده می کند!

 

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
«آفتاب آمد دلیل آفتاب»
با فاش شدن «طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور» اکنون دلیل آن همه ترس و وحشت محمد صنعتی، دبیر علمی کنگره جعلی روانکاوی، در سال ۹۳ آشکار می شود که چرا با دیدن شاگردان خانم دکتر کدیور و اعضای انجمن فرویدی رعشه و لرزه بر وجودش افتاده بود.
این سند دیگری است که نشان می دهد «بستری اجباری دکتر کدیور» نه تنها قصور پزشکی نبوده، بلکه یک جنایت هولناکی بوده است. این سند معنای «لغزش زبانی» سومین مستر صاد از قصور پزشکی را روشن می سازد. حالا این سند نشان می دهد ««مجازات حبس» دقیقاً چه کسانی از «پزشکی قانونی» را «به خود مشغول کرده»»؟
این سند سوالات ذهنم را فرا می خواند: چرا احساس ناامنی صنعتی با سخنرانی “عینیت و واقعیت در فیزیک و در روانکاوی لکانی» دکتر کدیور آغاز شد؟ و چرا می خواسته در سال ۲۰۱۳ تنها روانکاو ایران را نابود کند؟ چرا و از چه زمانی رفعتیان استخدام شد؟ این روانکاو لکانی مگر کدام منافع محور مافیایی صنعتی -همایون پور را تهدید می کرده که او و شبکه مافیایی اش در داخل و خارج از کشور؛ از همایون پور گرفته تا «قبیله بزرگ صابری-صابران» و… درصدد نقشه «حذف فیزیکی» دکتر کدیور برآمدند؟ صنعتی چرا از سیاسی شدن «بستری اجباری دکتر کدیور» هراس داشته و چه پیشنهاداتی به نادر آقاخانی-پادوی هروئینی اش- داده تا توسط تشکیلات مخفی برای حمایت آنها بکوشند تا به چنگ قانون نیفتند؟ هدف تربیتی مکتب روزبه چیست و چرا این همه جانی در این مکتب وجود دارد؟ چرا دانشگاه های علوم پزشکی و سازمان نظام پزشکی از این صنعتی مجرم حمایت می کنند؟ چرا قوه قضائیه در برابر جرم سکوت می کند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

 

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم ز. ن. درباره «مافیای روان»
از صحبتهای نادر آقاخانی چند سؤال برای من پیش اومد:

https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87/
۱- این جمله یعنی چی؟ «با وجود همه احترامی که برای پزشک معالج او قائل است کسب اطلاعات کرده»؛ هیچ جوری این جمله برای من هضم شدنی نیست.
۲-«او حتی به پزشک [خانم کدیور] توصیه کرده که به محض اینکه وضعیت خانم کدیور اجازه دهد او را مرخص کند تا بتواند به فرانسه بازگردد تا اینکه این موضوع ابعاد وسیعی به خود نگیرد. این به ما بستگی دارد که ببینیم چگونه می توانیم به روانکاوان در ایران کمک کنیم و خصوصاً سیاسیون را شعله ور نکنیم که بتوانند در نتیجه آن اقداماتی را علیه این کار و کارگزاران آن [یعنی روانکاوی و روانکاوان!!!] تدارک ببینند.»

یعنی چی به اونها بستگی داره؟ به کی دقیقاً؟! گرند لژ اونجا منظور شه؟ اونها چکاره اند که فکر کردند می تونند به «روانکاون در ایران» کمک کنند؟! منظورشون از «روانکاوان در ایران» دقیقاً کیا هستند؟! چرا باید سیاسیون [در این اقدام کمکی!!!] شعله ور نشوند؟! این چه جور اقدام کمکی!!! است که سیاسیون را شعله ور می کند؟!

۳- «من در انتظار پیشنهادات رابط خود در ایران هستم که قرار است با همکاران دیگر جمع شده و به ما بگویند که میل دارند چه کاری برای حمایت از آنها از جانب ما صورت گیرد.»

یعنی چی که در انتظار پیشنهادات رابط خود هستند؟!
رابط شان صنعتی است یا آنها رابط صنعتی هستند؟!
حمایت از انها یعنی حمایت از کیا؟!
خانم دکتر را در بیمارستان به زور بستری کرده اند، بعد دنبال حمایت از خودشان هستند؟! مگر چه شده است که نگران هستند این قدر؟!

۴- «او خیلی نگران وضعیت خانم کدیور است و از طریق پزشک بیمارستانی که او در آن بستری است [اوضاع را دنبال می کند].»
جانم «پدرخوانده» که نگران شده؛ خدا اون روز رو نیاره که «پدرخوانده» نگران شود. چون عواقب نگرانی اش را به وضوح دیدیم: شروع درمان اجباری تا کار یکسره شود.

 

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
«
جایگزینی ارزان برای جلسات گران روانکاوی
محققان می گویند می توانید راهی ساده تر و کم هزینه تر از مراجعه هفتگی به روانشناس را برای تغییر خلق و خوی تان امتحان کنید.
به گزارش خبرنگار کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ محققان می گویند اگر هر روز یک کاسه ماست میل کنید خیلی زود روی تان باز می شود و می توانید راحت حرف های دلتان را به گوش دیگران برسانید.

بررسی ها نشان می دهند، خوراکی هایی مانند ماست حاوی باکتری های پروبیوتیک هستند یا انواع شکلات، می توانند شما را از کم رویی نجات دهند.

ماست حتی می تواند در موارد شدیدی که افراد دچار کم رویی هستند و از رو به رو شدن با آدو های دیگر یا قرارگرفتن در محیط های شلوغ می ترسند هم به کمک آن ها بیاید.

محققان می گویند ترس از رو به رو شدن با غریبه ها یا اضطرابی که در زمان استفاده از تلفن همراه سراغ آن ها می آید همه با خوردن خوراکی های پروبیوتیک مانند ماست می تواند از بین برود.»

http://www.yjc.ir/fa/news/5266943/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C
اولش که این خبر را دیدم، گفتم باز یک هنرنمایی!!! دیگر از محققان، اما بعد که خوب فکر کردم با خودم گفتم مردم ماست بخورند بهتر است تا اینکه بروند پیش صنعتی و همایون پور و گروه فخیمه!!! فرویدی تهران برای روانکاوی!!!

 

 

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
“آخه مگه میشه؟!” این سوال رو در کما ناباوری بعد از خوندن “استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور
(به گواه پادوی هروئینی اش نادر آقاخانی)” هی با خودم تکرار می کردم!
اینهمه نفوذ! این همه عمق؟! عمق توی کثافت؟! این همه قدرت گرفتن یه مشت خائن توی یه مملکت؟!

این تازه بخشی از “مافیای روان” هست که کمی افشا شده، باقی جاها دارن چه غلطی میکنن؟! و بابت پنهان کردن دوباره این بخش افشا شده دارن چه کارهایی می کنن؟!!

خیلی وحشتناکه! این سرزمین همیشه همینجوری زمین خورده، نیم خیز شده، بلند شده، قد راست کرده و باز هم زمین خورده! انگار یه کرمهایی درون بدنه این سرزمین هستن و هیچ دشمنی از بیرون به پرواری این کرمها، این اساتید اعاظم یا بهتره این یکی رو با نام خودش اسم ببرم “استاد اعظم گرند لژ روزبه” و نوچه هاش نیستن!

باز هم دوره رنسانس مدام یادم می آد…

 

 

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
مطلبی می خواندم در مورد مرحوم دکتر مصدق*.

اینکه «مردم در جریان انقلاب اسلامی …او را کابوس بیگانگان می دانستند … .»
« کابوس بیگانگان» در تقابل با محمد صنعتی: رییس انجمن فرویدی، دکتر میترا کدیور!
«رهبر مخالفان کمپانی نفت ایران و انگلیس، دکتر محمد مصدق بود که در هفتادسالگی مانند یک مبارز ورزیده و آتشین مزاج، جریان استیفای حقوق ملت را پیگیری می کرد. او منبع تمام بدبختی های ملت و شکنجه مردم ایران را کمپانی نفت می دانست و از این رو قطع دست آن از منابع نفتی ایران را به عنوان یک خواست غیرقابل مذاکره، مطرح می کرد.»
«غیرقابل مذاکره» بودن همان چیزی است که «انجمن فرویدی» از زمان کنگره خواری تا به حال به صورت علنی به آن متهم شده. ولی بهتر است بگویم من تازه فهمیدم که اتفاقا چیزهایی هست که به طور کل «غیرقابل مذاکره» است.

«چیزی صرفاً در حد اعاده حقوق اقتصادی و افزایش درآمدهای مالی ایران نبود، بلکه نهضتی بود که منجر به احیای غرور و عزت پایمال شده ایرانیان گشت … »
نمی دانم این را کجا شنیده ام، اینکه اصل و نهاد چیزهایی که حق است، یک چیز است.

* همه مطالب از ماهنامه عصر انرژی نقل شده
http://asreenergy.ir/%28S%28xe2fri45yetgfvn4mj4o5j55%29%29/Default.aspx?FSID=32&SSLID=46

 

 

چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴

دیدگاه آقای Farzad Va درباره «مافیای روان»
واقعا برای شما و خوانندگان شما متاسفم که حتی توانایی سرچ کردن در اینترنت رو ندارید یا شایدم جز فارسی زبونی بلد نیستید ، من مجبور شدم برای شما این اطلاعات رو که از سایت انجمن روانپزشکان سلطنتی پیدا کردم ، کپی پیست کنم :
The list is provided as a service to the public. We make every attempt to keep the information up to date, but if you have a query about a psychiatrist’s membership of the College please write to our Membership Office at the College.

Results 1 – ۱ of 1
Name Grade Year of election Region
Prof. Mohammad Sanati Fellow 1983 Iran

http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/publicmemberslist.aspx

New Search

 

 

پنج شنبه ۰۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
علی نوبخت،دبیر مجمع انجمن‌های علمی گروه پزشکی ایران افزود: اگر در جامعه پزشکی ناهنجاری وجود دارد، خود جامعه پزشکی می تواند از درون پالایش کند. هر انجمن پزشکی می تواند، بر پزشکان خود نظارت کند و رعایت اخلاق و حقوق را نهادینه کند.
https://freudianassociation.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%AF/
آقای نوبخت!
آیا جامعه پزشکی می داند صنعتی از کجا فارغ التحصیل شده؟ چرا جامعه پزشکی بیش از سی سال است که نمی تواند از درون خود را پالایش کند تا بفهمد که «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» کجاست؟ موضوع جالب تر این است که صنعتی بدون تخصص رئیس کمیته یک انجمن تخصصی (روانپزشکی )است. به نظر شما این انجمن علمی روانپزشکی -همان « IPA وطنی»- وقتی با صنعنی شریک جرم است چگونه می تواند بر پزشکان خود نظارت کند و رعایت اخلاق و حقوق را نهادینه کند؟! آقای نوبخت! خوب است منظور خود را از پالایش، رعایت اخلاق و حقوق روشن کنید تا اصلا ببینیم زبان مشترکی با مردم دارید.

 

 

پنج شنبه ۰۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«چیزی به‌نام بحران روان‌کاوی نمی‌تواند وجود داشته باشد»
https://freudianassociation.org/%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7/
«ژاک لکان: …. مسأله‌ی‌ بعدی فروید است. چطور می‌توان گفت او را پشت سر گذاشته‌ایم حال آن‌که هنوزکامل درکش نکرده‌ایم؟ … دوباره می‌گویم: ما خیلی مانده به فروید برسیم. از اسم او برایِ سرپوش گذاشتن بر خیلی چیزها استفاده شده؛ انحرافات و تقلیدهای درجه دومی بوده که چندان به الگوی فروید وفادار نبوده‌اند؛ همه‌ی‌ این‌ها باعث آشوبی شده که منظور و مقصود فروید را در محاق فرو برده است. پس از مرگ او در سال ۱۹۳۹، برخی از شاگردانش هم ادعا کردند که با فروکاستن آموزه های او به یک مشت فرمول مبتذل، شکل دیگری از روانکاوی را در پیش گرفته‌اند: تکنیک را بدل به آیین کردند و عمل آن‌ها فقط معطوف به درمان رفتار آدم‌ها بود، آن هم برای این‌که فرد را دوباره با محیط اجتماعی‌اش سازگار کنند. چنین کاری دقیقاً نفی فروید است: قسمی روان‌کاویِ دلخوش‌کننده و رسمی.»
این دقیقا مرا یاد کنگره ی خواری، هورست کشله، IPA و تمام آن هجویاتی می اندازد که محور صنعتی ـ همایونپور با کمک شبکه جهانی بهاییت و اسراییلی ها سعی دارند به خورد مردم ایران بدهند: «روانکاوی دلخوش کننده و رسمی». وقتی انجمن فرویدی سوال می کند، فقط از صنعتی که نمی پرسد، از تمام کسانی هم که به چیزی به نام «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» باور دارند یا دل خوش می کنند یا ارجاع می دهند، می پرسد. کسانی مثل «مریض دکتر صنعتی». و این پرسش نه فقط برای رسوا کردن محور صنعتی ـ همایونپور بلکه برای به خود آوردن آنهایی هم هست که با «خواب»شان به پیشرفت این محور کمک می کنند از جمله وزارت بهداشت محترم!

 

 

پنج شنبه ۰۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
نوبخت گفته است: “جامعه پزشکی الماس است و به قول دکتر فاضل جز الماس نمی تواند الماس را ببرد…” [۱]
در ویژگی های الماس می گویند: “الماس یک شبکه ی به هم پیوسته از اتم های کربن است . بلور الماس را می توان یک مولکول غول آسا دانست که از اتصال میلیاردها اتم کربن ساخته شده است. موادی از این نوع را که در آن همه ی اتمها به وسیله ی پیوندهای کووالانسی به یکدیگر متصل شده اند و شبکه ای دو یا سه بعدی ایجاد کرده اند جامدهای کووالانسی یا جامد مشبک می نامند. الماس مانند تمام جامدهای کووالانسی دیگر، نقطه ی ذوب بسیار بالایی دارد زیرا باید بر تمام پیوندهای کووالانسی بین اتمهای کربن غلبه کنیم که این امر نیاز به گرمای زیادی دارد. الماس به دلیل شفاف و زیبا بودن و هم چنین عدم تمایل به واکنش پذیری، برای تهیه زینت آلات در جواهر سازی مورد استفاده قرار می گیرد. از سویی به دلیل سختی زیاد، الماس در تهیه ی نوک مته ها و ابزار برش کاربرد دارد.”[۲]
وجود شبکه و پیوند در الماس و جامعه پزشکی( شبکه مافیایی و پیوندهای کوولانسی که در مکتب روزبه وجود دارد و در نهایت به گلدکوئیست های صنعتی –همایون پور می رسد)، انتخاب حرفه پزشکی فقط برای زینت آلات، سخت پذیری نسبت به انتقادات و سوء استفاده از حرفه پزشکی (مانند اجرای نقشه های مافیایی برای «حذف فیزیکی دکتر کدیور» ) قیاس خوب نوبخت و فاضل است. آقایان نوبخت و فاضل لطفا مشخصات دیگر الماس یا جامعه پزشکی را مشخص کنید تا بتوان به تشابه بیشتری بین الماس و جامعه پزشکی دست یافت:
رنگ، رنگ خط سائیدگی (StreakColour)، سختی مو، وزن مخصوص، تورق یا کلیواژ، فرم شکستگی، سیستم کریستالی، شفافیت، میزان ضریب شکست نور، شکست دوگانه، پراکندگی نور، پدیده چند رنگی، طیف جذبی نور، پدیده فلورسانس [۳] ،شکل الماس، استخراج از معادن، نوع الماس…
راستی منظور نوبخت و فاضل از الماس کدام است؟الماس واقعی که چند میلیون سال طول می کشد تا ساخته شود یا الماس تقلبی. میزان سنجش و رده بندی الماس در جامعه پزشکی چگونه است؟ آیا مدرک تحصیلی، ارتقاء و ترفیع صنعتی با واحد قیراط سنجیده و اندازه گیری می شود که او اکنون دانشیار دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران است؟
همچنین به آقای نوبخت پیشنهاد می شود به دلیل تشابه جامعه پزشکی با الماس تفاهم نامه ای نیز با زمین شناسی منعقد نمایند تا به کشفیات جدیدی نائل شوند.

[۱]
https://freudianassociation.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%AF/
[۲]
http://www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-187012.html
[۳]
http://www.angoshtar.com/blog/76-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%81.aspx

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
«…برای همین بود که به سراغ محمد صنعتی، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم. وی تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی خود را در بیمارستان های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن گذرانده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان (MRCPsych) شده است.»

اعتمادجان! صنعتی تا تاریخ ۲۹ مهر ۹۳ در رزومه اش نوشته بود «تحصیلات فوق تخصص خود را در رشته رواندرمانی دانشگاه روانپزشکی لندن در سال ۱۳۶۲ به پایان رساند»
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/

بعد از افشاگریهای انجمن فرویدی، از تاریخ ۲۹ مهر ۹۳رزومه اش را اینطور تغییر داد:
«وی در سال ۱۳۶۲موفق موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید.»
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038

«دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» و « دانشگاه روانپزشکی لندن» که روی کره خاکی ما موجود نیست.

و اما در مورد گروه بیمارستانهای دانشگاهی میدلسکس:
در بیمارستان میدلسکس شمالی وجود تخصص روانپزشکی ذکر نشده
http://www.northmid.nhs.uk/Our-Services/Accident-and-emergency

بیمارستان میدلسکس جنوبی تا پیش از سال ۱۹۸۳ هیچ سرویسی در زمینه روانی ارائه نمی کرده و در این سال با ۱۰۲ تخت به بیمارستان روانی برای سالمندان تبدیل شد و در سال ۱۹۹۱ نیز بسته شد.
http://ezitis.myzen.co.uk/southmiddlesex.html

بیمارستان میدلسکس مرکزی (یا مرکز مراقبت از سلامت شمال غربی لندن)
http://www.lnwh.nhs.uk/#
که در دو بیمارستان آن Central Middlesex and Northwick Park Liaison Service (و Ealing Liaison Service)بیماران بستری) تخصص روانپزشکی با تمرکز روی ارتباط بیماریهای جسمی و روانی (liaison psychiatry) ذکر شده.
http://www.lnwh.nhs.uk/services/a-z-services/p/

بیمارستان میدلسکس غربی نیز در تخصص های خود روانپزشکی ندارد.
http://www.west-middlesex-hospital.nhs.uk/patients-and-visitors/a-z-of-services/

و البته یادمان نرود که در هیچیک از این بیمارستانها «روانکاوی» آموزش داده نمی شود!!!
جناب الیاس حضرتی! ای «اصلاح طلب» رستوراندار! اول یک کم تحقیق کن بعد کامیون کامیون برای «پدرخوانده» لقب بار بزن خب!

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
در ادامه کامنت قبلیم خواستم بگویم در سایت دانشگاه تهران هم هیچ اشاره ای به تحصیلات یا آموزش روانکاوی صنعتی نشده:
http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038&refresh=1

و البته خواستم یادآوری کنم که رویال کالج انگلستان هم که با زبان خودش گفته بود «ما نه مدرک می دهیم و نه درجه تخصصی»
https://freudianassociation.org/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%86/

ضمنا توجه کنید که جناب صنعتی با روش اجی مجی لاترجی در یک سال (سال معروف ۱۳۶۲) هم تخصص روانپزشکی گرفته بود و هم فوق تخصص رواندرمانی!!!
فقط معلوم نیست چطور «یه هویی» از رواندرمانی به روانکاوی رسید!
این هم از شاهکارهای «پدرخوانده» بودن و ارتباط با شبکه جهانی بهاییت است. مگر غیر از این است که اسراییلی ها هم یک شبه «صاحب»!!! سرزمین های اشغالی شدند؟ پدرخوانده هم یک شبه ره صد ساله را طی کرد و روانکاو شد!!!
البته با کمک «اصلاح طلبان»ی!!! مانند الیاس حضرتی و رسانه های «همکار»!!! از جمله اعتماد، شرق و…

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

اعتماد جان! اگر توانستی مکان جغرافیایی «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» را روی کره زمین پیدا کنی، باید در کتاب گینس نامت را ثبت کنند:
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
«جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

جناب الیاس حضرتی! رستوراندار اعظم!
در شبهای برره یک کسی بود به نام خرزوخان که فکر کنم الان بشود روی این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» هم همان اسم را گذاشت!!!

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
از افاضات محمد صنعتی معلوم الحال،در روزنامه ای که حامی اوست (اعتماد!): “اما در کشور ما مبارزات انتخاباتی دو هفته است، از سوی دیگر توده ها چندان عادت به تفکر انتقادی و تحلیلی ندارند.”*
بله، محمد صنعتی هم عادت به تفکر انتقادی ندارد. به خاطر همین تمام سپاهیانش را از فرانسه تا بیمارستان ایران و پزشک قانونی بسیج کرده بود تا تنها روانکاو واقعی ایران را “ساکت” کند!
او ادامه می دهد: “مردم ما کتاب نمی خوانند و با حروف چاپی قهر هستند. در زمان انتخابات نیز قرار است فقط از طریق گوش و چشم تصمیم بگیرند. آن هم در عرض دو هفته شور و هیجان و قیل و قال و تبلیغات است به همین دلیل است که ظواهر افراد نقش تعیین کننده ای دارد.” و در چند خط پایینتر می گوید: “مردم ما کتاب نمی خوانند و با حروف چاپی قهر هستند. تیراژ کتاب در جامعه ٧٠ میلیونی، هزار نسخه است! نقش روشنفکران هم که بسیار محدود است. در زمان انتخابات نیز قرار است فقط از طریق گوش و چشم تصمیم بگیرند. آن هم در عرض دو هفته شور و هیجان و قیل و قال و تبلیغات است. به همین دلیل من از ابتدا راجع به ظواهر صحبت کردم.”
این که مردم ما اهل مطالعه نیستند، اهل تحقیق و تفحص نیستند یا در عرض فقط دو هفته با شور و هیجان و قیل و قال و بدون تفکر و تحقیق به یک کاندیدا رأی دهند، موضوعی است که صنعتی و امثال صنعتی از آن سالهاست ارتزاق می کنند و محمد صنعتی بدون هیچ پرده پوشی با صدای بلند آن را در روزنامه خودش اقرار می کند.
ولی خوب آقای صنعتی، در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد!
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
محمد صنعتی در روزنامه اعتماد!: “در قرن بیستم غالب سیاستمداران پوپولیست به ویژه آنها که بر احساسات ملی مردم سوار بودند محبوب بوده اند (آیا به نظر صنعتی “احساسات ملی مردم”، اسب است که سیاست مداران بر آن سوار می شوند؟!!) و پس از ده ها سال هنوز بت سیاسی جوامع خویش اند. بنابراین از این نظر غالبا محبوبیت آنها را اسطوره آنها رقم می زند و نه واقعیت شان. گرچه این اسطوره، در رابطه با نیاز ها و آرزوهای مردمان جامعه ای در شرایطی خاص شکل می گیرد یا امروزه احزاب و تشکل های سیاسی و رسانه ها می توانند به آن شکل دهند.”*
وقتی این جمله را خواندم، آنجا که به تاثیر رسانه ها تاکید می کند، به یاد این مطلب سایت انجمن فرویدی افتادم: “می بینی ایسنای عزیز، رسانه ها صنعتی ها را می سازند”* * موضوعی که بیش از ۹ ماه است که انجمن فرویدی هر روز با ارسال ایمیل و گذاشتن کامنت زیر دو مطالب سراسر پوچ سایت ایسنا آن را متذکر می شود ولی سایت ایسنا گویی مادرزاد “کر و کور” است!
این که مجله تهران که به قول خودشان، وظیفه شناساندن فرهنگ ایرانی را به فرانسوی زبانان دارند، با یکی از سرشاخه های محور صنعتی – همایونپور یعنی عصمت ترک قشقایی مصاحبه می کند و آن هم چه مصاحبه ای!! خانمی که هنوز بین ایران و عرب تفاوتی قائل نیست! و آنوقت از چاپ مقاله “یلدای هفت هزار ساله خجسته باد” دکتر کدیور سرباز می زند! عجب شناساندن فرهنگ ایرانی ای!!!! و یا روزنامه اعتماد که کلا تریبون آزاد محمد صنعتی است. مصاحبه های طولانی و از هر دری گذری او را چاپ می کند! عکس و مطلب صنعتی را با بیشترین فضا در صفحه اول به او اختصاص می دهد! ولی اگر انجمن فرویدی که طبق اساسنامه اش در حوزه فعالیت خود و برای پاسداری از حریم روانکاوی با سند و مدرک، با این روزنامه تماس بگیرد و خواستار چاپ دفاعیاتش شود، “اعتمادی ها” وقعی نمی نهند!
جالب اینجاست که اعتماد خود را “اصلاح طلب” معرفی می کند! ولی کدام اصلاح؟ در جهت بهبود شرایط مملکت یا دوستان! و یاران!؟ و یا اینکه اصلاح طلب بودن فقط یک پز اجتماعی ست و تحت لوای آن چه کارها که برای نابودی فرهنگ نمی کنند؟ از چاپ مصاحبه با سامان توکلی که ورود فروید به ایران را به نام صنعتی زده و مطالب کتاب “مکتب لکان” دکتر میترا کدیور را به نام خودش تحریف می کند تا بزرگداشت یک فراماسون –سناتور مسعودی- و الان هم که صنعتی طی یک مصاحبه طول و دراز در مورد سیاست مداران مملکت نظر می دهد!
راستی آیا واقعا کسانی که به نام اصلاح طلب در این مملکت شناخته می شوند، روزنامه اعتماد و الیاس حضرتی را نمی بینند؟ اگر می بینند و اگر مخالف با این روند فعالیت او هستند چرا از او تبری نمی جویند؟ یا این که اصلاح طلبی مفهومی غیر از آنچه معنای کلمه اش یدک می کشد دارد؟

*http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156
**https://freudianassociation.org/%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D8%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%B1

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
صنعتی در روزنامه محبوبش اعتماد!: “به هر حال میانگین سنی در دهه های ۴٠ و ۵٠ خیلی پایین تر بود. الان هم به همین شکل است، به طور کلی جوامع جهان سومی جوامع جوانی هستند.”*
یک ضرب المثل هست که می گوید: جوانی است و خامی”. ولی خوب اگر ۳۱ سال قبل جوانان ما خامی نمی کردند و به هر کسی که خود را روانپزشک یا روانکاو می نامید اعتماد نمی کردند الان این “پدر خوانده” با آن گردن کلفتی نمی گفت “جوامع جهان سومی جوامع جوانی هستند”! کلا این ما هستیم که امثال صنعتی را پرورش می دهیم و آنها هرکاری بخواهند با جسم و روح ملت، پول بیت المال و سرزمین چند هزار ساله ما می کنند!
اگر الان هم بدون تحقیق و تفحص به هر کسی اعتماد کنیم اوضاعمان از این هم بدتر خواهد شد! نه تنها جهان سومی نخواهیم بود، بلکه چیزی به نام جامعه هم نخواهیم داشت!

* http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
محمد صنعتی: “در این صورت بخشی از رای توده مردم بسته به ظواهر است اما اینکه این محبوبیت چقدر دوام پیدا می کند و همچنین محبوبیت در میان روشنفکران و سرآمدان فکری، بستگی به برنامه ها، توانمندی ها و کارآمدی فرد دارد. عامل دیگری که بر رای مردم تاثیر زیادی دارد تبلیغات است.”*
دقیقا به خاطر همین تبلیغات است که صنعتی همچنان از مصاحبه با روزنامه ها مخصوصا آن که نام “اصلاح طلب” را با خود یدک می کشد دست بر نمی دارد. با وجودی که دیگر آبرویی برایش باقی نمانده و بعد از روشنگری های انجمن فرویدی خواب خوش هم از او گرفته شده!
خوب است صنعتی جان، ادامه بده. اجازه بده که باز هم روزنامه اعتماد تو را با مدرک نداشته ات و کالج سلطنتی که وجود خارجی ندارد، اینگونه معرفی کند: “به سراغ محمد صنعتی، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم. وی تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی خود را در بیمارستان های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن گذرانده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان (MRCPsych) شده است.”**
بیشتر باعث خنده ملت می شوی… سریال طنز که نداریم ولی خوب رسانه هایی داریم که اسباب تفریح ملت می شوند…
*و** http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
“این ممکن است حقیقت داشته باشد که هنوز هم سطح خشونت و رابطه آن با حق طلبی در جامعه ما قابل توجه است.”*
این جمله ایست که محمد صنعی می گوید. کسی که برای مخدوش کردن نام روانکاوی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. از تولید روانکاوان!! خودرو تا استفاده از شبکه های بهاییت (البته تمام اینها برای از بین بردن فرهنگ ایرانی) کسی که برای حذف تنها روانکاو واقعی از دریای سیاه تا دریای چین و کسی که اعتبار جامعه ایرانیست از تمام نیروهای شیطانیش استفاده کرد. ولی به یاری پروردگار نتوانست و نمی تواند چون “وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا “**
* http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156
** سوره الإسراء- آیه ۸۱

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
“اما از طرف دیگر اگر مطبوعات و رسانه ها وجود داشته باشند و قشر روشنفکر سیاسی یا غیرسیاسی داشته باشیم که بتوانند گفتمان انتقادی را حمایت کرده و پیش ببرند، کارکرد بهتری خواهند داشت اما در اینجا است که ما فقیر و گسسته هستیم.”*
من واقعا با این جمله صنعتی موافقم. فقط نمی دانم او چطور برضد خودش حرف زده! (البته اینجور آدمها جملات گنده گنده و دهن پرکن می زنند بلکه جلب توجهی باشد و “اصلاح طلب” جلوه کنند. مخصوصا در روزنامه “اعتماد”!)
بگو آخر برادر من، اگر اینگونه که تو می گویی بشود که حضرتعالی نیست و نابود می شوی…

*http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
سوال خبرنگار را داشته باشید: “شما چه راهکاری را برای جریان های سیاسی که دغدغه توسعه سیاسی دارند پیشنهاد می کنید تا بتوانند تا حدی مساله ای را که به آن اشاره کردید مهار کنند؟” *
یعنی واقعا روزنامه اعتماد و خبرنگارش با خودشان چه فکری کرده اند که از فرد معلوم الحالی مثل صنعتی برای جریان های سیاسی که دغدغه توسعه سیاسی دارند، راهکار می خواهد؟ یعنی به نظر روزنامه اعتماد هیچ آدم فهمیده و دانایی خصوصا در عرصه سیاست وجود ندارد که یک نفر با مدرک پزشکی عمومی که خود را ۳۱ سال است روانپزشک و روانکاو جا زده باید در این مورد اظهار نظر کند؟
صنعتی که ۳۱ سال است شرم را خورده و حیا را قی کرده! او که به کنار… روزنامه اعتماد که حداقل در زمینه “دروغ و دغل” عمر کمتری نسبت به صنعتی دارد، چرا …؟ یا شاید هم مدت زمان تاثیر چندانی ندارد! مثلا گوهر همایونپور که با سن زیر ۴۰ سالش آنچنان در این گنداب فرو رفته که یک سر این محور شده!

*http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
“از زمان مشروطه تا به حال نیز مطبوعات را داشته ایم اما شرایط خوبی ندارد یعنی امروز یک روزنامه داریم اما معلوم نیست فردا این روزنامه باز هم وجود داشته باشد.”*
صنعتی جان شما نگران تریبون آزادت نباش. فعلا تا روزنامه اعتماد هست هر چرت و چرتی دلت خواست بگو. اعتماد هم چاکرته و دست به سینه جمله های صدتا یه غازت رو چاپ میکنه. تو غصه نخور، یه وقت گوشتی که از ویزیت های ۳۲۰ هزارتومنیت به تنت چسبیده آب میشه خدای نکرده!
* http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

یکشنبه ۰۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم افروز ر. درباره «مافیای روان»
“البته همیشه این طور نیست. مردم ما گاه به حداقل هایی رضایت داده اند. جامعه ما جامعه ای است که خیلی بر اندیشه خود متکی نیست بلکه بیشتر بر القائات و تقلید متکی است. جامعه ای است که در لحظه زندگی می کند و خیلی آینده نگر نیست. ضمنا خیلی سابقه جامعه مدنی در آن وجود نداشته است.”*
یعنی صنعتی، ننگ بر تو باد که معتقدی خیلی سابقه جامعه مدنی در این مملکت وجود نداشته! آدمها وقتی حرف می زنند از بزرگی و کوچکی خودشان است که حرف می زنند. و این تویی که نمی دانی مدنیت چیست. نمی دانی سابقه زندگی، تمدن و فرهنگ آدمیان در سرزمین ایران به چه زمانی برمیگردد. نمی دانی دانشمندان و بزرگان این سرزمین که برخاسته از میان مردم هم عصر خود بوده اند، چه کرده اند و چه گفته اند. نمی دانی که تمدن و فرهنگ این سرزمین چه تاثیراتی بر جوامع اطراف خود گذاشته. تویی که از هنر مردم این سرزمین بی خبری. تورا با جامعه مدنی چه کار؟ تو مدنیت نمی دانی… اگر می دانستی که با مغز هشت پا گونه ات “درصدد از بین بردن فرهنگ این مملکت نبودی”.
*http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

سه شنبه ۰۶ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
«… برخلاف تصور عامه، بزرگترین تبهکاران، کسانی مانند ریچارد سوم و یاگو در نمایشنامه های شکسپیر یا بعضی از شخصیت های داستایفسکی نیستند که بد می کنند و از بدکاری خود دچار عذاب می شوند، بلکه کسانی اند همچون آیشمان [جنایتکار اردوگاه های نازی] که هرگز زحمت آشنایی با آن خویشتن درونی را به خود نداده اند. آرنت می نویسد: فیلسوفان و پدیدآورندگان گرانقدر آثار بزرگ ادبی بدکار را فقط کسی می دانند که درمانده می شود و هیچ بارقه ای از امید در دلش نمی ماند و همین یأس و درماندگی به او نوعی بزرگی می بخشد. آرنت ادامه می دهد که من منکر وجود این گونه بدکاران نیستم ولی یقین دارم که بزرگترین شر و بدکاری از کسانی سر نمی زند که بناچار بارها باید با خودشان روبرو شوند و نمی توانند فراموش کنند. بزرگترین بدکاران کسانی اند که اساساً به یاد نمی آورند … و اگر کسی شری را که مرتکب شده است به یاد نیاورد هیچ چیز جلو دارش نیست…»(۱)
«به نوشته آرنت آنچه کسانی مثل آیشمان را به افرادی آدمکش و ویرانگر تبدیل می کند همین عجز از تفکر است. از نشانه های این گونه افراد، زبان و بیانشان است. به جای فکر در مغزشان مشتی عقاید تقلیدی و ایده ئولوژی و پیشداوری جاگرفته است که هرگاه دهن باز می کنند در قالب مشتی الفاظ و اصطلاحات و تعبیرات و ضرب المثل های کهنه و فرسوده و عاریتی بیان می شود…».(۲)
وقتی این کلمات هانا آرنت را می خواندم گریزی نداشتم که به یاد دکتر صنعتی بیفتم، همو که مدتی است سخت به تکاپو افتاده و بی محابا مرتب در روزنامه ها و فضای مجازی و حتی کتابفروشی به بیان عقاید «تقلیدی و تکراری» خود می پردازد، خود را روانکاو جا می زند و ویرانگری فرهنگی می کند، غافل از اینکه این ویرانگری دقیقاً به این دلیل است که همان طور که آرنت می گوید او «هرگز زحمت آشنایی با خویشتن درونی را به خود نداده است»، به عبارت دیگر تمام مشکل از همینجاست که این آقای «روانکاو»، روانکاوی نشده است!!! و این چنین است که وی و شاگردانش، در تطابق با «گفتار کاپیتالیسم»(۳) و در نقطه مقابل با «تمام مذاهب، اکثر دیدگاه های فلسفی و انواع تفکرات عرفانی و آنچه که اصطلاحا فرزانگی شرق نامیده شده»(۴) در صحبت ها و «روانکاوی» شان در جهت گسترش این ایده فعالیت می کنند که «ژوئی سانس نه تنها نمی بایست محدود شود بلکه بایستی تبدیل به نوعی فریضه گردد»(۵) و «بایستی لذت برد، باید به هرقیمتی که شده لذت برد»(۶) به عبارت دیگر تو می توانی ژوئی سانست را داشته باشی و بهایش را هم نپردازی!(۷) و صد اسف که «در این گفتار، فقط آنجایی که انسانی مصرف می شود ژوئی سانس حاصل می گردد»(۸). چیزی که در مراجعین قبلی این حضرات که امروز به مرکز روانکاوی آفریقا مراجعه می کنند به وفور دیده می شود چنین فاجعه های انسانی است. اما دریغ که تا دیروز اگر مشکل وی تنها «یبوست فکر» بود، امروز «اسهال کلام»(۹) نیز به آن اضافه شده است، به قول معروف می گویند «گل بود، به سبزه نیز آراسته شد»!
در اوایل کار خیلی تعجب می کردم که چطور مدیر مسؤول روزنامه ای «اصلاح طلب» یعنی آقای الیاس حضرتی، از چنین محصول دوران احمدی نژادی حمایت می کند، و حتی در صفحه اول برای او تبلیغ می کند. اما امروز که بیشتر با خط مشی این روزنامه و مدیر مسؤولش آشنا شده ام دیگر برایم تعجب آور نیست که کسی که رستوران داری هم می کند از کسی که مبتلا به «اسهال کلام» است حمایت کند: لابد این مائیم که معنی «اصلاح طلبی» را متوجه نشده ایم. آقای حضرتی! شما بفرمایید اصلاح طلبید یا اسهال طلب؟!! آیا از تفاوت این دو اصطلاح خبر دارید؟!

(۱و۲)مفهوم شر در فلسفه هانا آرنت/ عزت الله فولادوند/ مجله بخارا زمستان ۱۳۸۵ شماره ۵۸
(۳و۴) کتاب مکتب لکان/ دکتر میترا کدیور
(۵) کتاب مکتب لکان/ دکتر میترا کدیور (با اندکی تغییر در عبارت)
(۶)کتاب مکتب لکان/ دکتر میترا کدیور
(۷)نقل به مضمون از دکتر کدیور
(۸)کتاب مکتب لکان/ دکتر میترا کدیور
(۹)این دو اصطلاح از دکتر حسن عشایری است

 

 

سه شنبه ۰۶ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
«تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران»
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/

اعتماد جان! احتمالا به این دلیل اسم خودت را رسانه «اصلاح طلب»!!! گذاشته ای که بتوانی «گند»های پدرخوانده را با این «پیمانکاری» اخیرت «اصلاح» کنی. اصلاح کن باباجان، اصلاح کن!

 

 

سه شنبه ۰۶ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
«جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

راستش حالا که جناب الیاس حضرتی اصلاح طلب!!! و روزنامه اصلاح طلب تر اعتماد!!! اینطور برای شبکه پدرخوانده جان نثاری می کنند، به نظرم رسید جا دارد این سوال را از آنها پرسید ـ شاید که جوابی برسد!!!:
روزنامه اعتماد! دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟!!!

 

 

چهارشنبه ۰۷ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
با سلام؛
برای مقاله ی «سیاست مداری که در قدرت نیست؛ قهرمانی است در زندان» که روزنامه اعتماد به نقل از دکتر صنعتی چاپ کرده، متن زیر را خواستم ارسال کنم ولی گزینه ارسال نظرات غیر فعال بود!!
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

در اینکه جناب دکتر محمد صنعتی تمایل شگفت انگیزی برای به نام زدن همه چیز برای خودشون، حتی سیاست را دارند، اصلاً شکی نیست. همچنین، این تیتر مقاله روزنامه اعتماد هم انگار می خواد بگه علت اینکه جناب صنعتی یک سیاست مدار نیست، دلیل بر کج بودن زمین است نه رقص بلد نبودن ایشان!!
https://freudianassociation.org/%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af/

اما سمت جدید روزنامه اعتماد را به عنوان کاسه لیس و نانخور باند کاسبان روان و طرفدار بهائیت و مخالفین نظامی که هم اکنون زیر سایه اش کار می کنید تبریک می گیم.

 

 

پنج شنبه ۰۸ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
پرسش های مطلب «خانم دکتر را به زور در بیمارستان بستری کرده اند بعد دنبال حمایت از خودشانند؟!» [۱] دقیقا برای من نیز مطرح است و خانم م.ن این سوالات را برایم شفاف کرد. برایم اقدام شبکه مافیایی در «بستری اجباری دکتر کدیور» و صحبت های نادر آقاخانی [۲]قابل «هضم» نیست. راستش را بخواهید نامه را چند بار خوانده ام، ولی نتوانستم جملات را به یکدیگر ربط دهم. فکر می کنم علت اصلی عدم درک جملات، پافشاری شبکه مافیایی صنعتی-همایونپور بر پسیکوتیک بودن خانم دکتر است. مگر این تشخیص(بحران پسیکوتیک)چگونه می توانست نقشه «حذف فیزیکی دکتر کدیور» را عملی سازد و وقوع قتلی را بی سر و صدا میسر کند؟
«او خیلی نگران وضعیت خانم کدیور است و از طریق پزشک بیمارستانی که او در آن بستری است [اوضاع را دنبال می کند]».اصلا نمی توانم از این جمله به راحتی بگذرم: چرا صنعتی اینقدر نگران وضعیت دکتر کدیور بوده؟ همه می دانیم که شبکه مافیایی صنعتی- همایون پور چه موضعی در مقابل دکتر کدیور دارند: صنعتی در تاریخچه گنگره جعلی روانکاوی از دکتر کدیور با «البته» یاد می کند، سامان توکلی در روزنامه اعتماد سند تاریخچه روانکاوی در ایران را به نام صنعتی می زند، ترک قشقایی «با هدف مدفون کردن نام انجمن فرویدی» مصاحبه می کند و به خوبی به یاد داریم که سازمان نظام پزشکی چگونه در نامه خود دکتر کدیور را خطاب قرار داد. حالا چه اتفاقی رخ داده است که این افراد نگران خانم کدیور شده بودند؟ معنای «وضعیت خانم کدیور» چیست؟ در این «فاجعه تاریخی» رابطه سیاست با پسیکوتیک چیست؟ مگر همایون پور نگفته بود که «دولت جمهوری اسلامی ایران دشمن درجه یک روانکاوی است»، اما چرا این شبکه مافیایی وقتی در برابر دکتر کدیور می ایستند، به میلر و دوستانشان خرده می گیرند که برای سیاسی کردن بیماری خانم کدیور کمی عجله کرده اند و همایون پور در ایمیل خود به ژک آلن میلر می گوید: this case is not a political case![3]
اما باید ما ایرانیان از ژک آلن میلر و دوستانشان، شاگردان دکتر کدیور، امضاء کنندگان کمپین و… قدردان باشیم. زیرا نه فقط انسان بی گناهی کشته نشد، بلکه تنها روانکاو برجسته لکانی از دریای سیاه تا دریای چین -به کوری چشم دشمنان- از دست جانیان و مجرمان نجات یافت و ایران با «میترا» جانی تازه گرفت.
[۱]https://freudianassociation.org/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%A9/
[۲]https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87/
[۳]https://freudianassociation.org/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D9%87%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%98%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82

 

پنج شنبه ۰۸ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای مصطفی س. درباره «مافیای روان»
با سلام و احترام فراوان خدمت اعضای محترم انجمن فرویدی

اخیرا نکته ای رو متوجه شدم که بد ندونستم بنویسمش. این نکته دقیقا بعد از خوندن مطلب ‘دندان کاو’ به ذهنم رسیده.
تا حالا به این موضوع توجه کرده بودم که خود جناب صنعتی مستقیم نمیاد در مورد مدرکش جروبحث کنه، و یه تعداد نوچه سینه چاک در این مورد یقه درانی میکنن. دلیلشم واضحه. خود صنعتی بهتر از هر کسی میدونه واقعیت چیه.
بله…به این نکته دقت کرده بودم اما فکر میکردم که این سکوت سرکرده و هوارکشی نوچه ها مختص به صنعتیه اما بعد از خوندم مطلب ‘دندان کاو’ متوجه شدم که نخیییر، انگار، این ماجرا یه روند تکرارشونده و قاعده منده.اصلا روتین جریان همینه. اساسا ‘نمیییشه که’ جور دیگه ای باشه. این پدرخوانده ها دقیقا عین سرکرده ی مافیای سیسیل کنار میشینن و اعمالی مثل ایجاد وحشت و ترور و …رو میسپارن به عناصر فرودست خودشون. دلیلشم واضحه. این سرکرده ها بر خلاف جلال و جبروتی که در ظاهر به وجود میارن، در واقع آدمای بزدلی هستند که از زیر مسوولیت اعمالشون در میرن…
و دو تفاوت مهم اینجاست. اولا اینکه بر خلاف بقیه مردم که ممکنه این تهدیدا روشون اثر داشته باشه، اینجا طرف حساب این جماعت مافیای روان، یه روانکاو فرویدی-لکانیه. این جماعت انگار متوجه نیستن که ریسس انجمن فرویدی بیدی نیست که از این بادها بلرزه!! بر خلاف جناب فاطمی و صنعتی و امثالهم که پشت نوچه هاشون قایم میشن، توی صفحه اصلی وبسایت انجمن نوشته چی؟ سردبیر: دکتر میترا کدیور. آخه بزدلا! روانکاو رو چه به قایم شدن پشت این و اون؟ وقتی توی صفحه اصلی نوشته که سردبیر وبسایت چه کسیه، به طور واضح اعلام شده که مسوولیت مطالب منتشر شده با چه کسیه. و این، تفاوت دوم این قیاس بین مافیا و مردم از یک طرف، و مافیای روان و انجمن فرویدی از طرف دیگس. در واقع دو تفاوتی که وجود داره میشه به این صورت خلاصه کرد: اولا اینجا طرف حساب شماها کسی نیست که ازین هارت و پورتای مسخره بترسه و ثانیا اینجا طرف حسابتون کسی نیست که بخواد از زیر مسوولیت اعمالش و اشتیاقش در بره.

برید خدا روزیتون رو جای دیگه حواله کنه. بهتره به جای تلاش مذبوحانه جهت ایجاد ترس در یک روانکاو!!! دنبال سوراخ موش بگردید برای روز مبادایی که چندان هم دور نیست.
توی یکی از مطالب قبلیم هم نوشته بودم که وقتی کسی شجاعت این رو داره که با خودش روبرو بشه و تا انتهای آنالیز پیش بره، با این پخ کردنای مسخره شماها که دچار ترس نمیشه که…
دریغ و صد افسوس که نمیتونید همین موضوع ساده رو هم بفهمید.
مشغول باشید عزیزان…به تلاش مذبوحانه تون ادامه بدید…..

 

 

پنج شنبه ۰۸ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم دوستدار انجمن فرویدی درباره «مافیای روان»
با دیدن عنوان”عجب! بوی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» به روزنامه ایران هم رسید/ مگر سی و سه پل و چهلستون و نقش جهان به لاپوشانی آیند”، به صفحه آخر روزنامه ایران ۹۴/۵/۵ مراجعه کردم. در مطلب “غم و شادی در ادبیات فارسی” چند نکته توجه مرا جلب کرد:
اول اینکه واقعا انگلستان چه سرزمین عجیبی ست!هم “دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان” دارد و هم می توان در آنجا روانکاوی را تا مقطع دکترا در بیمارستان های لندن ادامه داد!
دوم اینکه در بخش “چهره خبر”[ساز] باز هم این “محمد صنعتی” ست که سر و کله اش پیدا و از پیوندش میان روانکاوی و ادبیات! صحبت می شود.
سوم اینکه از کل سه پاراگراف این مطلب، پاراگراف اول که لید خبر بود؛پاراگراف دوم درباره عقبه محمد صنعتی و پاراگراف سوم افاضات وی در چند سطر درباره سیر شادی و غم در شعر فارسی ست!
جناب حمیدرضا محمدی! چه بجا در بالای مطلب شما در همان صفحه آخر روزنامه ایران،بخش نگاره آمده است:
در غم آباد فلک رخنه آبادی نیست
چشم تا کار کند حلقه دام است اینجا
(صائب تبریزی)

 

 

پنج شنبه ۰۸ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم دوستدار انجمن فرویدی درباره «مافیای روان»
مطلب “حوالی فرهنگ/ شعر ایران شادی می خواهد!” در صفحه آخر روزنامه ایران(۹۴/۵/۷)با یک جمله عجیب آغاز می شودو من نمی فهمم که این جمله ی یزدان سلحشور است یا محمد صنعتی:
“آدم که نباید همه اش انتقاد کند یا یقه این آدم و آن آدم را بگیرد، یک جایی هم باید حرف خوب را نقل کند.”
و بعد ارتباط این جمله را هم با بازاریابی ای که نویسنده برای صنعتی کرده متوجه نمی شوم!
فقط یک جای مطلب که مرا یاد یکی از درسنامه های دکتر کدیور انداخت برایم جالب بود؛اینکه از قول محمد صنعتی نوشته بود:
“گاه تصور این بود که شعر و هنر از غم و رنج سرچشمه می گیرد در حالی که شعرهایی در تجربه خوشحالی و سرخوشی سروده شده است. باید تصور اینکه شعر از رنج یا مرگ و فراق سرچشمه بگیرد، تغییر کند.”
درسنامه ای درباره “وجودی برای مرگ” و “وجودی در جست و جوی مرگ “!(۱)

۱- درسنامه دکتر کدیور، جلسه پنجم دوره اول (۱۳۸۰/۰۳/۲۴)از کلاس‌های عرصه فرویدی ـ مکتب لکان، سایت انجمن فرویدی

 

 

جمعه ۰۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. م. درباره «مافیای روان»
این مطلب «عکس یادگاری» واقعا منزجرکننده است. اصلا انگار در هیچ کجای این شهر دیگر نمیشود نفس کشید. در تیتر انجمن تاکید میشود «دیدگاه را حتما بخوانید». این دیدگاهها صدای مردم است. صدایی که معلوم نیست قرار است کی به گوش مسوولین برسد. همان مردمی که وقت بیماری چاره ای ندارند جز مراجعه به این جانیان کوچک که بیشتر تعلیم عشوه و خودنمایی میبنند تا طبابت. اینها همان پزشکانی میشوند که پرونده های پزشکی مورد شکایت را ویرایش و تکمیل میکنند؟* گرفتن عکس یادگاری با تکه های اجساد؟! انوقت این روزنامه اعتماد نون خور اصلاحات به جای اینکه صدای مردم باشد عکس «استاد اعظم گرند لژ روزبه» را منتشر میکند.

*اشاره به دیدگاه مهدی ش. درباره «مافیای روان»

 

 

 

جمعه ۰۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
از وقتی خبر «استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور (به گواه پادوی هروئینی اش)»[۱] منتشر شده است، روزنامه هایی مانند اعتماد، ایران .. و برخی خبرگزاری ها (امید، کاوشگران روابط عمومی، …) به دست و پا افتاده اند. از آن زمان تاکنون، این رسانه ها با مشاهده این خبر به تبلیغات گسترده در حمایت از صنعتی پرداخته اند. روزنامه اعتماد در یک اقدام عاجلانه مصاحبه ای با صنعتی ترتیب داد و در سایت های مختلف این گفت و گو را درج کرده اند یا روزنامه ایران سفارش مقاله ای در مدح و ستایش صنعتی کرده است. رابطه محمد صنعتی با این قبیل روزنامه ها و خبرگزاری ها چیست؟
در مقاله سفارشی، روزنامه ایران سبک جدیدی(مدل سوم) از رزومه یا بیوگرافی صنعتی ارائه می دهد: «محمد صنعتی» که زاده شهر سی و سه پل و عمارت چهلستون و میدان نقش جهان است، در سال ۱۳۴۲، در رشته پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، مشغول تحصیلات عالیه شد و هفت سال بعد هم فارغ التحصیل شد. او اما سپس به انگلیس رفت تا روانکاوی را تا مقطع دکترا در بیمارستان های لندن ادامه داد تا جایی که به عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان (MRCPsych) درآمد و البته ۱۰ سال بعد، به سبب فعالیت برای ارتقا و گسترش دانش روانپزشکی، به مرتبه عضویت ممتاز این کالج (FRCPsych) رسید. [۲]
گویی با «پاشیدن آهک بر روی تعفن دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» از صنعتی تعفن بیشتری ساطع می شود. در مدل اول رزومه، محل اخذ مدرک روانپزشکی صنعتی به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان اشاره دارد، در مدل دوم گفته شده است صنعتی از بیمارستان های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن فارغ التحصیل شده است و اما در مدل سوم دیگر خبری از تحصیلات روانپزشکی صنعتی نیست و تحصیل در روانکاوی تا مرحله دکتری بر داشتن تخصص روانپزشکی کفایت می کند. به نظر می رسد این مقاله سفارشی نکته جالبی را مطرح می کند: نویسنده روزنامه ایران به طور مفصل زادگاه صنعتی را توصیف کرده، ولی از محل تحصیل روانپزشکی ایشان هیچ سخنی نگفته است. همین نکته سوالی را دوباره مطرح می کند: چگونه صنعتی بدون تحصیلات روانپزشکی عضو هیات علمی شده و به مقام دانشیاری روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران ارتقاء یافته است؟ گرچه، نویسنده مقاله سفارشی برای «آهک پاشیدن بر روی تعفن» و اثبات مدرک نداشته صنعتی از روانکاوی خرج کرده است، اما آموزش در بیمارستان های لندن یا عضویت کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان هیچ دلیلی بر روانکاو بودن و دارا بودن مدرک روانپزشکی نیست. دوستان «استاد اعظم گرند لژ روزبه» با «پاشیدن آهک بر روی تعفن »، صنعتی و شبکه مافیایی اش را بیشتر رسوا می کنند. انجمن فرویدی نیز همچنان منتظر «پاشیدن آهک بر روی تعفن دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» است.

[۱]https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87/
[۲]https://freudianassociation.org/%D8%B9%D8%AC%D8%A8-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D9%81%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4/
جمعه ۰۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
فیلم کمال الملک را می دیدم. ساخته سال ۱۳۶۳! باز هم همان دهه غریب!
هرگز آن را اینطور به حکم وظیفه ندیده بودم و اتفاقا هرگز از آن اینطور لذت نبرده بودم.
تاریخ می خواندم انگار، تاریخی که یک عمر خوانده بودم ولی هیچ از آن نمیدانستم و اجازه می داد همین نادانی تا آنان که «صنعت»شان دریدن تاریخ سرزمین من و هویت من است، کارشان را به پیش ببرند، به غایت!

صنعتی از جلوی چشمانم دور نمی شد وقتی کمال الملک از همه چیزش می گذشت برای سرزمینش! وقتی از شاه نترسید، چه رسد به اتابک اعظم او.
فکر کردم صنعتی هرگز لذت تعلق خاطر داشتن به میهن را نچشیده و دارد این لذت را از چشم توده هم می اندازد. آن را قلیل می کند و کم کم خوار! و چه چیز را جایگزینش می کند؟ «برهنگی»! هم برهنگی تن، هم «برهنگی فرهنگی» [۱]! هر کدام باشد به کار او می آید.

آه! کلمه ای دیگر هم بود که صنعتی را به یادم می آورد: «رعیت»! کلمه ای که صنعتی «توده» را جایگزینش کرده! همان کسانی که آن «برهنگی» را بر سرشان می آورد.
اتابک به کمال الملک می گفت به ایران کوچک هم نظری بیندازید، کمال الملک می گفت ایران بزرگ می شود، اگر شما بگذارید! [۲]

آقای صنعتی!
«استاد اعظم گرند لژ روزبه»!
ما منتظر نمی مانیم تا شما بگذارید یا نگذارید که که سرزمین ایران بزرگ شود! ما کارمان را می کنیم با هدایت او که «خودش به تنهایی کاروانی است که می گذرد» [۳]!

۱- این عبارت، فارغ از متن، برگرفته از عنوان کتاب «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» نوشته غلامعلی حداد عادل می باشد.
۲- نقل به مظمون از همان فیلم
۳- کتاب مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم، نوشته دکتر میترا کدیور، چاپ اول، ۱۳۸۱، صفحه ۷۰

 

 

شنبه ۱۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباره «مافیای روان»
«هدف شما از نگارش این اثر چه بوده است؟
منظور اصلی من از نگارش این کتاب الزاماً آشنا کردن جوانان با افکار انتزاعی فلسفی اعم از مشائی یا اشراقی نبود، بنده می خواستم جوانان با خواندن این کتاب با چهره های سنت فرهنگی ایران انس بگیرند. انس گرفتن با یک فیلسوف با شناختن انتزاعی افکار او فرق دارد. هدف این بوده که جوانان نوعی عشق نسبت به گذشتگان پیدا کنند و اثرشان را تمام شده و شخصیت شان را باطل شده تلقی نکنند. نظرم از نگارش کتاب این بوده که در مقدمه کتاب هم آن را آوردم.» [۱]
این پرسش و پاسخی است از خبرنگار مهر و کریم مجتهدی، نویسنده کتاب سهروردی و افکار او؛ تأملی در منابع فلسفه اشراق. عبارات «انس گرفتن»، « عشق نسبت به گذشتگان»، «…جوانان نوعی عشق نسبت به گذشتگان پیدا کنند و اثرشان را تمام شده و شخصیت شان را باطل شده تلقی نکنند.»…

چه فاصله بزرگ و عمیقی دارد با آن صنعتی که تمام تلاش خود را می کند تا ما را تخلیه هویتی کند و با آن فواد صابران که همه را «دیوانه» می خواند و اصرار دارد که مولانا و حافظ به زمانه ما ربطی ندارند و آنها پیشینه ی حالای ما نیستند.

«در دوره مغول تخت سلیمان(معید شیز) که در غرب ایران هست و عبادتگاه زرتشتیان بوده تعمیر شد و کاشی هایی پیدا شده که در دوره مغول در آنجا نصب شده است و تالارهایی ساخته شده است که باستان شناسان آلمانی در قرن هفدهم آنها را استخراج کردند و با خودشان بردند. عکس دو تا از کاشی ها را در کتاب آوردم که یکی از آنها سیمرغ سهروردی است و دیگری قسمتهایی از شاهنامه است که مستشرقین فکر کردند عربی است اما به زبان فارسی است. تعداد اینها خیلی زیاد بود که به خارج رفته گویا یکی از کاشی های شکسته در موزه قزوین هست.» [۲]
صنعتی برای من کم از آن باستان شناسان دزد و مستشرقینی ندارد که حتی نمی توانند بفهمند اگر خط پارسی و عربی در ظاهر شباهت دارند ولی یکی نیستند. این جماعت فقط می دزدد و غارت می کند.
البته از یک «استاد اعظم گرند لژ روزبه» [۳] جز ویرانی این سرزمین انتظار دیگری هم می توان داشت؟!
باز هم یاد «حذف فیزیکی دکتر میترا کدیور» می افتم؛ یک ویرانی دیگر! و خاموش کردن کسی که از پیشینه ای چون «یلدای هفت هزار ساله» [۴] می داند و می گوید.

۱ و ۲ – https://freudianassociation.org/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%AE/
۳- برگرفته از عنوان « استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور/ (به گواه پادوی هروئینی اش نادر آقاخانی)»
https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87/
۴- یلدای هفت هزارساله خجسته باد
L’inconscient héréditaire

https://freudianassociation.org/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF

 

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ن. درباره «مافیای روان»
“…فراماسونری که انگلیسهااز ۳۵۰ سال قبل آنرا با کلمات دلپذیر آزادی، برادری، برابری و نوعدوستی رواج دادند، از قرن هیجدهم به بعد به بزرگترین وسیله استعمار ملتها تبدیل شد. مردم بی خبر و خوش باور افریقا، آسیا و خاورمیانه که در گرداب جهل و نادانی، ظلم و شقاوت و بیدادگری گرفتار بودند، بزودی فریب نیرنگ های پیشقدمان فراماسونری را خوردند و مخصوصا با کوشش مداوم عمال سیاست استعماری که اکثرا فراماسون بودند قسمتهایی از ایران از دست رفت. فراماسونهایی که در نقش عاملین استعمار ظاهر شدند، اساس ملیت ها را بر هم زدند، افتخارات ملی را مسخره کردند و بکرات بیگانه پرستی را جایگزین وطن پرستی ساختند…”

رائین، اسماعیل- فراموشخانه و فراماسونری در ایران- جلد اول- انتشارات امیرکبیر- ۱۳۵۷

 

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سمیه ر. درباه «مافیای روان»
آقای Farzad Va که غوره نشده خیال کردی مویز شدی!
کاش بگی که کی مجبورت کرد که واسه ما این سرچ رو بکنی و کپی کنی… ( «من مجبور شدم برای شما این اطلاعات رو که از سایت انجمن روانپزشکان سلطنتی پیدا کردم ، کپی پیست کنم»)
ظاهرا بر و بچه هاتون خیلی سر کارِت گذاشتن و بهت نگفتن رویال کالج آبان پارسال جواب «انجمن فرویدی» رو داده!*
این بار خواستی راجع ممد آقا سرچ کنی اول سایت «انجمن فرویدی» رو سرچ کن، به اندازه کل گوگل از صنعتی بهت مطلب میده.

* پاسخ رویال کالج به استعلام ما: در کشور خودتان دنبال مدرکش بگردید!

 

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم فاطمه س. درباره «مافیای روان»
جناب آقای فرزاد عزیز
که یا هنوز خوابی یا تازه از خواب پا شدی.
اول اینکه رویال کالج مدرک روانپزشکی نمی دهد
دوم اینکه جناب صنعتی از سال ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۷ با پرداخت حق عضویت، عضو اینجا بود و از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ نیز چون اصلاً به همین عضویت هم نیاز نداشت، حق عضویت را پرداخت نکرده بود و دیگر عضو نبود اما در یک حرکت انتحاری بعد کنگره، دوباره عضو شد یعنی دوباره بعد ۷ سال. من ادعایی برای زبان انگلیسی دانستن ندارم اما با همون زبان انگلیسی دست و پا شکسته ای که می دونم اجازه نمی دهم سرم کلاه بره جناب فرزاد. ایمیل های منو به رویال کالج ببینید:
قبل کنگره:

Sat, Sep 27, 2014 at 9:36 PM

 

Dear Sir or Madam

I would like to know whether Iranian psychiatrists are members of Royal college and If Iranian psychiatrists are members of Royal college, I would like to know their names.
If you help me, I will be very grateful.

Best

Salmanizade

***
Tue, Sep 30, 2014 at 2:04 PM

Dear Salmanizade

Thank you for your email.

You can check to see if doctors are members through our public members list:

http://www.rcpsych.ac.uk/usefulresources/membersarea/publicmemberslist.aspx

If you have any queries, please do not hesitate to contact me.

Kind regards

Ameze Ukwuoma

Membership Data Administrator

Royal College of Psychiatrists

۲۱ Prescot Street

London E1 8BB

Tel: +44 (0)20 3701 2580

Email: membership@rcpsych.ac.uk

Web: http://www.rcpsych.ac.uk

***
Wed, Oct 1, 2014 at 10:31 PM

Dear Ameze Ukwuoma

Thank you for your answer. I would like to know if Mohammad Sanati is member of Royal college. I check in your public members and I could not find his name. But I want to know if he was a member of Royal college in the past.
If you answer me, I will be very grateful.

Best

Salmanizade

***
Thu, Oct 2, 2014 at 8:15 PM

Dear Salmanizade

Thank you for your email.

Yes, Dr Mohammed Sanati was a Fellow of the college but is no longer.

If you have any queries, please do not hesitate to contact me.

Kind regards

Ameze Ukwuoma

Membership Data Administrator

Royal College of Psychiatrists

۲۱ Prescot Street

London E1 8BB

Tel: +44 (0)20 3701 2580

Email: membership@rcpsych.ac.uk

Web: http://www.rcpsych.ac.uk

***

 

Thu, Oct 9, 2014 at 11:38 PM

Dear Ameze Ukwuoma

I Thank you a lot for your answers. I have a question again. I would like to know Dr Mohammad Sanati during what periods or years was a member of Royal college.

If you help me, I will be very grateful.

Best

Salmanizade

***
Mon, Oct 13, 2014 at 3:36 PM

Dear Salmanizade

Thank you for your email.

Prof Mohammed Sanati became a Member in 1983 and stopped being a Fellow in 2007. This does not mean that he cannot become a Fellow again as he is able to reinstate his Fellowship.

If you have any queries, please do not hesitate to contact me.

Kind regards

Ameze Ukwuoma

Membership Data Administrator

Royal College of Psychiatrists

۲۱ Prescot Street

London E1 8BB

Tel: +44 (0)20 3701 2580

Email: membership@rcpsych.ac.uk

Web: http://www.rcpsych.ac.uk

***

Wed, Oct 15, 2014 at 9:21 PM

Dear Ameze Ukwuoma

I Thank you a lot for your answers. I have a question again. I would like to know where Dr Mohammad Sanati was trained for psychiatry or What university was he trained for psychiatry?
If you help me, I will be very grateful.

Best

Salmanizade

***

بعد کنگره:

Tue, Oct 21, 2014 at 5:28 PM

Dear Salmanizade

Thank you for your email.

Professor Mohammad Sanati is now a current Fellow of the college (FRCPsych).

Due to data protection we do not give out details of members work or training history. The university that confers a doctor’s medical degree is usually held by a country’s governing medical body, for example in the UK this is the General Medical Council.

If you have any queries, please do not hesitate to contact me.

Kind regards

Ameze Ukwuoma

Membership Data Administrator

Royal College of Psychiatrists

۲۱ Prescot Street

London E1 8BB

Tel: +44 (0)20 3701 2580

Email: membership@rcpsych.ac.uk

Web: http://www.rcpsych.ac.uk

بله بالاخره جناب صنعتی باید به یه جاییی که اسم روانپزشکی دارد، وصل باشد یا نه؟!

چون تا قبل کنگره به این وصل شدن نیازی نبود، حق عضویت را پرداخت نکرده بود اما با پرسشگری انجمن فرویدی او مجبور به انجام این کار شد ولی حالا اصلاً فرض کنیم که این فاصله ۷ ساله عدم عضویت هم در این رویال کالج وجود نداشت؛ در اصل قضیه فرقی نمی کند جناب فرزاد؛ چون خود رویال کالج به ما جواب داده که:
«

———- Forwarded message ———-
From: careers
Date: Mon, Oct 27, 2014 at 1:36 PM
Subject: RE: a question
To: “maryam.xxxxxxxx@gmail.com”

Dear Mari,

Thank you for your email. The Royal College of Psychiatry does not give diplomas or degrees but instead is the body responsible for setting the standards of training for Psychiatrists in the UK.

In order to become a Psychiatrist in the UK you will need to register with the GMC and obtain a licence to practice medicine. Information on this can be found here: http://www.gmc-uk.org/.

In order to begin training as a consultant in psychiatry you would also have to gain specialist registration with the GM. To do this you will have to complete 6 years of specialist training in UK training schemes and gain a Certificate of Completion of Training (CCT). For information on where to apply to this training please visit the webpage of the North Western Deanery. Information on Core Psychiatry training recruitment can be found here:

https://www.nwpgmd.nhs.uk/national_CT1_Psychiatry_Recruitment.

Alternatively you can contact the North Western Deanery directly for more information:

nwd.psychiatryrecruitment@nw.hee.nhs.uk.

More information on the different options and details on how to apply for each can be found on our website: http://www.rcpsych.ac.uk/traininpsychiatry/trainees/routestospecialistregister.aspx.

If you have any further queries please feel free to contact me.

Kind regards,

Kate Medland

Training & Workforce Assistant

Training & Workforce Unit

Professional Standards Department

Royal College of Psychiatrists

http://www.rcpsych.ac.uk

Direct Line: 0203 701 2627

Book now for the Foundation Educators’ Conference 2014

تیر خلاص رویال کالج: ما نه مدرک می دهیم نه «درجه تخصصی»

اگر سایت ما را دقیق سرچ می کردی، نیاز به سرچ در رویال کالج نداشتی.

 

 

دوشنبه ۱۲ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم معصومه هاشمی درباره «مافیای روان»
آقای Farzad Va
برادر جان! حالت خوبه؟
خود صنعتی نزدیک به یک ساله داره می گرده. نه تونسته «مدرکش» رو پیدا کنه و نه «محل تحصیلش» رو. حالا شما تازه از خواب پا شدی؟ یا توی کوچه علی چپی؟ یا اینکه یکی از همکاران «پیمانکاری روزنامه اعتماد»ی(۱)؟ چی بگم والا.
«تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی»(۲) و «تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران»(۳) رو ندیدی یا اینکه زبون «فارسی» بلد نیستی؟!
اگر فارسی بلد نیستی، خب این سری مطالب را بخوان:
ظرافت یک پاسخ انگلیسی (۴)
پاسخ رویال کالج به استعلام ما: در کشور خودتان دنبال مدرکش بگردید! (۵)
تیر خلاص رویال کالج: ما نه مدرک می دهیم نه «درجه تخصصی» (۶)
خود رویال کالج می گه: « The Royal College of Psychiatry does not give diplomas or degrees » بعد شما کاسه داغ تر از آشی؟! این جمله که دیگه «انگلیسی» است و «فارسی» نیست که نفهمی.
راستی می دونستی که این جناب اینقدر مردم ایران را «توده»های خوبی فرض کرده بود که از سال ۲۰۰۷ به بعد حتی به خودش زحمت پرداخت حق عضویت در رویال کالج را هم نداده بود؟ با خودش گفته بود: «خب چه کاریه؟ اینها که خوب توده اند، برای چی پولم را حروم کنم؟» عضویت دوباره اش توی این رویال کالج، مربوط به سال ۲۰۱۴ است. یعنی درست زمانی که اعضای انجمن فرویدی این «تحقیق» را شروع کردند.
از همه این حرف ها که بگذریم، به نظر شما حالا که اینقدر حرف و حدیث درباره مدرک صنعتی و دانشگاه محبوبش «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» پیش آمده، بهتر نیست صنعتی یک اسکن از مدرکش رو بذاره روی سایتش و همه این قیل و قال ها را بخواباند؟ تا شما هم «مجبور» نباشی در به در دنبال مدرک ایشون بگردی. واقعاً این طوری بهتر نیست به نظرت؟
راستی تا یادم نرفته این را هم بگم. بی زحمت به صنعتی بگو ما این «فوق تخصص در رشته رواندرمانی دانشگاه روانپزشکی لندن» (۷) را هم یادمون نرفته ها!
در هر حال گند تعفن این «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» و «دانشگاه روانپزشکی لندن» خیلی خیلی بیشتر از میزان آهکی است که شما در دست دارید. به فکر چاره دیگری باشید. باور کن احداث این «دانشکده» خرج کمتری دارد تا پاشیدن آهک روی تعفن آن. این آهک پاشیدن ها کفاف نمی دهد.
۱.
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
۲.
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7/
۳.
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
۴.
https://freudianassociation.org/%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C/
۵.
https://freudianassociation.org/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AE/
۶.
https://freudianassociation.org/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%86/
۷. صنعتی بی خیال فوق تخصص شد جلیلی بی خیال روانکاوی
https://freudianassociation.org/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84

 

چهارشنبه ۱۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«فساد دانشگاه‌ و احتمال فروپاشی اجتماعی ایران
https://freudianassociation.org/%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9/
»
حالا اینکه پدرخوانده مهره هایش را در دانشگاه ها و بخصوص دانشگاه های بزرگ کشور می چیند معنای دیگری برایم دارد. آیا این جامعه شناس از همان چیزی که انجمن فرویدی از سال پیش تاکنون در مورد آن روشنگری کرده حرف نمی زند؟ آیا این جامعه شناس از نتایج کارهای پدرخوانده و مافیای روان صحبت نمی کند؟ تنها فرقش این است که انجمن فرویدی از «عامل» آن: محور صنعتی ـ همایونپور و حالا هم شبکه جهانی بهائیت و اسراییلی ها شروع کرده و رییس انجمن جامعه شناسی از «نتایج» آن سخن می گوید. ولی هر دو از یک چیز می گوییم: به ویرانی کشاندن دانشگاه و در نهایت ساختن یک ویرانه از ایران ما!

 

 

 

جمعه ۱۶ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه آقای فرزام پروا درباره «مافیای روان»
«شیخ ما را پرسیدند، در سرخس، که «ظریف کیست؟» گفت: «در شهر شما، لقمان.» گفتند: «ای سبحان الله، در شهر ما هیچ کس از او بشولیده تر [آشفته تر] نیست و شوخگن تر». شیخ گفت: «شما را غلط افتاده است. ظریف پاکیزه باشد و پاکیزه آن بود که با هیچ چیزش پیوند نباشد، و هیچ کس از او بی پیوندتر و بی علاقه تر و پاکیزه تر نیست که با هیچ چیز پیوند ندارد، نه با دنیا، نه با عقبی، نه با نفس.»(۱)
«وقتی فروید خصوصیات یک روانکاو را بر می شمرد ابتدا صحبت از «درستی و راست قامتی روانی» می کند. که همانطور که قبلا نیز اشاره کرده ام این مقوله هیچ ربطی به موضوع نرمال بودن ندارد. درستی و راست قامتی روانی به معنای اصلاح و سرراست کردن رابطه با بعد واقع است و با نرمال بودن که چیزی جز یک بالماسکه در بعد تصویری نیست، فرسنگ ها فاصله دارد».(۲)
فکر می کنم اگر مافیای روان می دانست با چه کسی در افتاده، قالب تهی می کرد… پس همان بهتر که در این خواب خرگوشی باقی بماند، یا شاید هم چاره ای ندارد که در خواب خرگوشی باقی بماند و فعالیت های روشنگرانه انجمن فرویدی را به هیچ بینگارد…

(۱) بوی دل خوشی/ گزیده اسرار التوحید محمد بن منور/ گزینش و توضیح: محسن بابایی / انتشارات معین ۱۳۹۱
(۲) مکتب لکان / دکتر میترا کدیور

 

 

یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
۱- جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
«صنعتی به واسطه حضور چند ساله اش در لندن بر تحولات سیاسی بریتانیا و برخی کشورهای غربی اشراف دارد و همین امر بر غنای تحلیل روانشناختی او از میزان محبوبیت سیاستمداران می افزاید.»!!!

۲- تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
«
۳- تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7/

اعتماد جان! صنعتی بر مدرک خود هم اشراف ندارد چه برسد به «تحولات سیاسی بریتانیا و برخی کشورهای غربی»!!!!

 

 

دوشنبه ۱۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ر. درباره «مافیای روان»
روی مطلبی از صنعتی در سایت معتمدالدوله “اعتماد” چند کلمه ای می نوشتم، به رسم تذکار! دیده به اختیار خود به پایین مطلب رفت به جستجو و چیزی یافت غریب: ” تعداد بازدید : ١١١٨ ”
هروله کنان رفتم به جستجوی ۱۰ فقره از مطالب همان سایت اعتماد خراب کنِ روزنامه اعتماد…
بیشترین تعداد بازدید ۴۰۲۱ بود (مطلبی در باب دهه شصتی ها) و پس از ۱۰۷۸ و زان پس پانصد و خرده ای! گفتم “جل الخالق”! این همه بازدید از مطلب این “استاد اعظم” از چه کس ساخته است جز “انجمن فرویدی”ها و این همه سانسور دیدگاه ها از چه کس ساخته است جز “اعتماد”!

 

 

دوشنبه ۱۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
” مافیا شاید برای ما واژه ای تکراری به نظر برسد اما واقعا این مهم است که “بودن یا نبودن ” مسئله ای چون مافیا در هر چیزی از جمله نفت به طور دائم پایش شود. مافیا کلمه ای است که گاهی وجودش انکار میشود، گاهی تفسیرش می کنند و برایش مثال می آورند و به اشخاصی نسبتش میدهند، همه جا هست و هیچ جا نیست و خلاصه نمیتوان برای مافیا زمان و مکان یا نام و نشانی گذاشت.
با توجه به تجربه نسبتاً طولانی مردم و مسئولان نسبت به پدیده مافیا، تقریباً همه ما به این باور قطعی رسیده ایم که مافیا حتماً بزرگ است، به همین دلیل وقتی با مسئله کوچکی مواجه می شویم به آن اهمیتی نمی دهیم و آن را فساد و حاصل دست مافیا نمیدانیم. عادت کرده ایم که هرچقدر صفرهای عدد اختلاس و دزدی و فساد بیشتر باشد، مافیا و پشت پرده اش را بیشتر باور کنیم.”

اینها جملاتی از شماره ۲۳ ماهنامه تخصصی نفت،گاز و پتروشیمی است، درباره مافیای نفتی. بیایید بجای مافیای نفتی بخوانیم “مافیای روان”!

 

 

سه شنبه ۲۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
تعارفات روزنامه اعتماد را در معرفی صنعتی در کنار این حقیقت بگذارید که صنعتی پس از شروع پرسشگری انجمن فرویدی در مورد مدرکش چند بار صفحه ویکی پدیایش را تغییر داد:
تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7/
و دانشگاه فخیمه علوم پزشکی تهران هم اطلاعات مدرک صنعتی را از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» به رویال کالج تغییر داد:
تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
همه، واقعا همه در تقلا هستند که سوال مربوط به مدرک صنعتی را «خاموش» کنند و خود این حقیقت فقط یک چیز را ثابت می کند:
ارتباط نزدیک دانشگاه و رسانه با مافیای روان (که می دانیم با شبکه جهانی بهائیت و اسرائیلی ها یار غار است)!!!

 

 

سه شنبه ۲۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
«صنعتی به واسطه حضور چند ساله اش در لندن بر تحولات سیاسی بریتانیا و برخی کشورهای غربی اشراف دارد و همین امر بر غنای تحلیل روانشناختی او از میزان محبوبیت سیاستمداران می افزاید.»
راستی هیچ متوجه شده اید که علاقه پدرخوانده آرام و بیصدا از غریزه مرگ و صادق هدایت و سینما به سمت «سیاست» تغییر جهت داده؟ آن از مصاحبه روزنامه شرق با صنعتی در مورد «توافق لوزان» و این هم از اعتماد در مصاحبه اش با پدرخوانده و «تحلیل روانشناختی سیاستمداران»!!! صنعتی به کجا می خواهد برسد؟ آنهم با این شتاب؟!!!!!!!!!

 

 

سه شنبه ۲۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»

مردی از جنس صنعتی و «شبکه مافیای روان»
“محمدعلی طاهری متولد ۱۳۳۵، در اواخر دهه چهل، پس از گذراندن دوره ابتدایی به همراه خانواده از کرمانشاه به تهران عزیمت کرد. او که در دوران تحصیل چندان موفق نبود؛‌ حتی دوره‌ی متوسطه را هم نتوانست تکمیل کند و دیپلم بگیرد. طاهری که به کارهای فنی علاقمند بود، استعدادش را در درست کردن هواپیماهای مدل که در آن روزگار باب بود، نشان داد و با شرکت در نمایشگاه ابداعات و اختراعات جوانان، از دست نخست وزیر وقت (هویدا) جایزه دریافت کرد؛ طاهری با پیروزی انقلاب اسلامی گرایش‏هایی به ماتریالیسم و گروهک‏های چپ‏گرا پیدا کرد.
در بازرسی کمیته انقلاب اسلامی از منزل وی تعدادی کتاب و اعلامیه‏‌های این گروهک‏‌ها کشف و برای مدت کوتاهی نیز بازداشت شد. طاهری بعدها با سفر به کشور‏های خارجی سعی کرد ادامه تحصیل بدهد. ابتدا به ژاپن عزیمت کرد؛ اما به گفته‏ خودش، به علت مشکل بودن فراگیری این زبان و بالابودن مخارج، پس از حدود یکسال مجددا به کشور بازگشت. سپس به ترکیه رفت. اما در این سفر او ابهاماتی وجود دارد! طاهری ادعا می‏‌کند در دانشگاه “ارتادو” تحصیل کرده‏‏؛ ولی دانشگاهی به این نام در ترکیه وجود ندارد. او (طبق گفته‏ خودش)، پس از سه سال ( قبل از پایان یک دوره کارشناسی) به کشور بازگشته است و در ایران خود را ”مهندس مکانیک” همان مهندسـی فنی، که خواسته‏ی قلبیش بوده است، معرفی می‏‌کند؛ در حالی‌که حتی مدرک دیپلم هم ندارد و پس از مطرح شدن فریب دیگران با عناوین مهندس و دکتر، کسب دکترای افتخاری را مطرح کرد. افراد این فرقه بر این موضوع که طاهری از کشورهای مختلف مدارک و جوایزی را در جهت تأیید فرادرمانی و سایمنتولوژی [ادعای آموزش شناخت انسان، نرم‏افزارهای وجودی او و همچنین تشخیص و درمان اختلالات ذهنی- روانی و مشکلات ناشناخته در حلقه] گرفته است، تأکید و به آن فخر و مباهات می‏ورزند؛ هرچند این مدارک صرفا افتخاری یا با پرداخت مبالغ هنگفت بوده و دالّ بر تأیید علمی بودن فرادرمانی و سایمنتولوژی نیست.
اما طاهری که با ناکامی ازتفکرات مارکسیستی، با مطالعات مداوم به دنبال یافتن فلســفه‌ای جدید برای خود بود، بالاخره به “عرفان التقاطی حلــقه” رسید!! وی با کنار هم گذاشتن بخش‏هایی از دیگر مکاتب و فِرق و تعریف جدید از اصطلاحات رایج در آن‏ها، فرقه‏ای جدید به وجود آورد و این موارد را به دریافت‏های عرفانی حاصل از “اتصال با شعور الهی” نسبت داد! طبق مدارک موجود، در اوایل دهه‏ی هفتاد کلاس‏هایش را با عنوان “تله انرژی پاتی” تشکیل می‏داد و اتصالاتی را که بعدها به فرادرمانی و اتصال به روح القدس و شعور کیهانی مرتبط شد، در آن کلاس‏ها با عنوان تمرکز و انرژی معرفی می‏کرد. با گذشت زمان و در اوایل دهه‏ی ۸۰ کلاس‏ها با عنوان جدیدعرفان کیهانی و فرادرمانی که هیچ پیش نیازی جز مبلغ پنجاه هزارتومان پول و یک تصویر از شناسنامه و پنج قطعه عکس نداشت، رشدی قارچ‌گونه را آغاز کرد و سال‌های ۸۶ تا ۸۹ به صورت هرمی توسعه یافت. آقای طاهری مدعی است که حدود ۳۰ سال برای کسب معارف زحمت کشیده و مطالب طرح شده در کلاس‏هایش را الهامی معرفی می‏کند.
هر فرد تنها با گذراندن یک دوره ۶ جلسه‏ای در دوره‏ی فرادرمانی که اولین دوره‏ی کلاس‏های ده ترم (هشت ترم درسنامه‏‌ها و یک ترم تشعشع دفاعی و یک ترم سایمنتولوژی) می‏تواند، درمانگر شود و پس از گذراندن ترم پنجم و دوره تشعشع دفاعی، می‏تواند مستر شده و خود به تعلیم آموزه‏های فرقه بپردازد. این فرقه اهدافی متعالی برای اعضای خود تعریف می‌کند؛ ولی در عمل برخلاف اهداف تعریف شده، اعضای آن دچار مشکلات و گرفتاری‏های روحی و جسمی می‌شوند.

مسترهای حلقه بدون دریافت مجوز به‌راحتی و بدون هیچ ممانعتی از سوی مسئولین به تشکیل کلاس در منازل و یا دفاتر کار خود می‏‌پرداختند و برای هر دوره‏ مبلغ ۵۰ تا ۱۵۰ هزار تومان دریافت می‏کردند و درصدی از آن را به عنوان کمیسیون به دفتر مرکزی این فرقه می‏دادند. این کلاس‏ها پول بادآورده‏ی سرشاری را به حساب‏های بانکی فرقه سرازیر می‏کرد. درآمدی بدون سرمایه‏ی اولیه و تنها بر مبنای درس‌هایی با تکیه بر الهاماتی که صحت و سقم آن زیر سؤال بوده و هیچ توجیه علمی و قانونی نداشت. طاهری حتی در مکان‌هایی چون دانشگاه دامپزشکی تهران و علوم پزشکی‌ ایران و … با مجوز جعلی به آموزش عرفان حلقه می‌پرداخت.
حلقه علیرغم ادعایی که بر عرفان ایرانی- اسلامی‏‌ بودن خود دارد، برداشت‌هایی انحرافی از اسلام و سایر ادیان و فرق از مسیحیت، یهودیت گرفته تا بهائیت، وهابیت، آموزه‏‌های یوگا، کابالا، پنطیسکاست‏ها، تفکر نوین و… داشته است. این فرقه با زیربنای فکری ماتریالیسم با استفاده از آیات قرآن و مشابهت سازی‏‌هاو تفسیر به رأی‌هایی که انجام داده است، انحرافات و تناقضات بسیاری ایجاد کرده و همچنین به بهانه‌ی درمان و خارج کردن ارواح سرگردان و اجنه از جسم (تشعشع دفاعی و سایمنتولوژی) آسیب‌های جدی روحی و روانی در آن‌ها ایجاد کرده است. شاهد مثال آن مرد جوانی است که دراین کلاس‏ها و دچار بیماری روانی وحشتناکی شده که دیگر قادر نیست در مکان‏های عمومی حاضر شود یا خانم جوانی است که همسرش با مستر خود که چندین سال از او بزرگتر بوده، متواری شده و با داشتن پسری ۴ ساله زندگی‌اش از هم ‌پاشیده و آقای چهل و دو ساله‌ای که پس از دوره‏ی دفاعی و فرآیند به اصطلاح برون‏ریزی دچار بیماری دوقطبی شده و در بیمارستان روانی بستری شد‏ و ده‌ها مورد دیگر…‏.
طاهری با ورود به مباحث عرفانی و دینی سیر تکاملی خود را هدفمندانه طی کرد و به گمان باطل خود، ایدئولوژی خود را ارائه نمود و به تشکیل کمیته‏‌هایی با عناوین عرفان، قرآن پژوهی، پزشکی و… پرداخت. در این کمیته‏‌ها کسانی حضور داشتند که با ظن رسیدن به بلوغ فکری کافی در زمینه‏ی دین و قرآن و تفاسیر و مطالب مطرح شده، هر آنچه که به ذهن طاهری تداعی می‏شد و در قالب الهامات و آگاهی‏‌ها ارائه می‏کرد را به گونه‏‌ای عجیب و غریب به آیات قرآن می‌‏چسباندند.

با دریافت گزارشاتی مبنی بر انحرافی بودن کلاس‌های عرفان حلقه و اینکه افراد مختلف به‌واسطه‌ی حضور در این کلاس‌ها دچار آسیب‌های جسمی و روحی شده‌اند، تحقیقات دقیقی بر روی کلاس‌های خود طاهری و مسترهای او در نقاط مختلف تهران و استان‌های دیگر آغاز شد و به‌ویژه پس از بررسی‌های کافی و وافی از شخصیت طاهری، آموزه‏ها و وضعیت کلاس‏ها و جمع‌آوری مدارک و براهین و مستندات لازم از سوی مسئولین امر و طی مراحل قضایی در اواخر اردیبهشت ۱۳۸۹ برای اولین بار دستگیر شد؛ ولی پس از امضای تعهدنامه مبنی بر توقف کلاس‏های غیرقانونی و اعلام برائت و درخواست از مسترها در جهت تعطیلی کلاس‏ها به قید ضمانت آزاد شد. اما با گذشت چند ماه، فعالیت‏های خود را متوقف نکرد و کلاس‏ها همچنان ادامه داشت و حتی با ملاقات‌هایی که با مسترها داشت (نوروز ۹۰)،‌آنان را به اشاعه‌ی آموزه‌ها مکلف ‌کرد. تا اینکه مجددا در اوایل سال ۱۳۹۰ بازداشت و محاکمه شد.
جرائم اثبات شده‏ی طاهری و مجازات‌هایی که برای آن‏ها تعیین شده است:
توهین به مقدسات : پنج سال حبس تعزیری
مداخله غیر قانونی در امور پزشکی و درمان بیماران: پنجاه میلیون ریال جزای نقدی و ابطال پروانه موسسه عرفان کیهانی.
ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع با لمس نامحرم: هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری.
تهیه و توزیع آثار سمعی و بصری و فعالیت‏های غیر مجاز: ده میلیون ریال جزای نقدی.
تحصیل مال نامشروع: هشت میلیارد و نهصد میلیون ریال جزای نقدی.
استفاده غیر مجاز از عناوین علمی‏( دکتر و مهندس ): شش میلیون ریال جزای نقدی.
کتب و آثار وی از موارد ضالّه و مضلّه می‏باشد: جلوگیری از چاپ مجدد آثار مکتوب و جلوگیری از تکثیر سی‏دی‏ها، حکم بر امحاء کتب و آثار وی.
از زمان دستگیری و زندانی شدن طاهری، مسترها شروع به ساخت و انتشار شایعات و اکاذیب بسیاری برای طاهری کردند! در کلاس‌ها طرح مقدس نمایی و امام زمان نمایی طاهری در سطحی گسترده با برنامه‌ی مشخص یا بدون برنامه‌‏ریزی قبلی آغاز شد! همچنین به توصیه‌ی طاهری و با همت شهناز نیرومنش، عنصر فراری حلقه و ساکن آمریکا با فعالیت‌های بین‌المللی و استمداد از مدعیان بین‌المللی حقوق بشر سعی در سیاسی جلوه‌دادن حبس طاهری داشتند.
در خصوص اتهامات افساد فی الارض و ارتداد طاهری، دادگاه طبق دستور قاضی پرونده تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد و به درخواست آن، سه تن از مراجع بزرگوار، گروه تحقیق تشکیل دادند و تمام کتب و جزوات و سی‏دی‏‌های عرفان کیهانی را بررسی کرده و درنهایت اعلام کردند که مسئول و نویسنده‌ی موارد مورد مطالعه، مرتد و کتاب‌هایش ضاله و شرکت در کلاس‏هایش حرام است. اما با وجود این که فتواها براساس مطالعات و اخبار دقیق صادر شده بود، قاضی پرونده بر اساس فتاوی مراجع عمل نکرد و بررسی دقیق‌تری صورت داد.
از اواخر سال ۹۳ علی‌رغم اینکه اعضای عرفان حلقه تحصن‌هایی در مکان‌های مختلف داشتند و آزادی او را طالب بودند، در چند دادگاه متوالی مطالب ارائه شد و سرانجام در مرداد ۹۴ با ادله و براهین متقن، صدور حکم افساد فی‌الارض او اعلام شد. توهین به مقدسات، گسترش باورهای انحرافی و منحرف کردن افراد در گستره‌ی جغرافیایی وسیع و کسب مال نامشروع و به عبارتی گرفتن مال مردم با عملیات فریبکارانه، اقامه‌ی شهود دروغین و جعل نوشته‌ی دیگران از دلایل شمول او بر این حکم است. گفته می‌شود مبلغی که آقای طاهری در ازای آموزش عرفان کیهانی به دست آورده، بیش از دو میلیارد تومان پول نقد بوده است …
هر چند احتمال دارد با اجرای حکم اعدام بنیانگذار فرقه کیهانی، دفتر آن بسته شود؛ اما از آنجا که فعالیت‌های اعضای آن به انحاء مختلف از جمله تشکیل کلاس‌ها در اجتماع یا حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی ادامه خواهد داشت لازم است تا متولیان دین و محققان حوزه و دانشگاه این‌گونه کالاهای تقلّبی با ظاهر آراسته و زرپیچ عرفان نما را با محک قرآن و روایات احسن اهل بیت (علیهم السلام) بسنجند و با دیدی دقیق، آلودگی‏‌های آن را زیر ذره‌بین نقد ببرند و با معرفی عرفان ناب اسلامی، طالبان و سالکان را در مسیر درست هدایت کنند.”[۱]
همچنین مداخله غیر قانونی در امور پزشکی و درمان بیماران توسط طاهری چقدر یاد آور «پادوی» شبکه «مافیای روان» یعنی رسول قورخانه چی نیز هست[۲].

[۱] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/447927/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85

[۲] https://freudianassociation.org/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%81

 

 

شنبه ۲۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
با سلام
بدین وسیله به اطلاع تمام نشریات و سایت های خبری منتشر کننده مطالب خلاف واقع می رساند که جناب صنعتی همه فن حریف هستند و از روانپزشکی، روانشناسی، روانکاوی، جامعه شناسی، هنر، سیاست، ادبیات، دین و مذهب، تاریخ، فلسفه و خلاصه هر حوزه ای از علم و دانش بشری که فکر کنید، صاحب نظرند و آمادۀ اظهارنظر. لطفاً نگران کمبود موضوع و مطلب برای هیچ کدام از صفحات نشریه خود نباشید، فقط کافیست به آدرس انگلند دست راست درب سوم
https://freudianassociation.org/england-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D9%85/
و یا به دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان مراجعه کنید تا هم از “مشروعیت درونی” ایشان و یارانشان مطلع شوید و هم شما را در جریان کنگرۀ خواری کاسبان روان قرار دهند. کسانی که زودتر با ایشان مصاحبه کنند، و آن را در نشریه خود بچپانند به عنوان هدیه می توانند ظرف مدت ۲۴ جلسه
https://freudianassociation.org/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B2%DB%B4-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4/
یا یک کارگاه نصف روزه توسط رسول قورخانه چی و گهر همایونپور از هر لحاظ تبدیل به روانکاو شوند! البته پول خرید کوچ روانکاوی بر عهده جناب صنعتی یا گهربانو نمی باشد.
اگر باز هم باور ندارید به لینک های ذیل مراجعه کنید.

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/820427/news/socie.htm

http://nasour.net/1387.01.19/141.html

http://www.mohammadsanati.net/1390/t/psychoanalyticalthought/488

 

 

شنبه ۲۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
“از جنبه های اصلاحی قائم مقام می توان به سامان دهی وضع دربار از پادشاه گرفته تا درباریان اشاره کرد. او حقوق همه ی درباریان را باتوجه به میزان کارآیی آنها تعیین نمود. شاید شایسته سالاری منطق حکومتی او بود. به همین دلیل صرف داشتن ارتباط با دربار را شایسته ی گرفتن حقوق نمی دانست. در خصوص خوش گذرانی ها وعیاشی های درباریان و شخص شاه هم نظری غیر از آنچه مرسوم بود، داشت و ایده های نوین خود را در این عرصه بی پروا بیان می داشت.”

http://www.artmarkazi.ir/Default.aspx?page=8180&section=litem&mid=21496&id=111552

“تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی او [محمد صنعتی] در بیمارستان‌های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان‌های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن بوده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان(MRCPsych) گردید. طی ده سال بعد به دلیل فعالیت برای ارتقاء و گسترش دانش روانپزشکی به مرتبه عضویت ممتاز این کالج(FRCPsych)رسید. وی هم‌اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و دانشیار گروه روانپزشکی در بیمارستان روزبه و دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول به کار است. صنعتی همچنین رئیس واحد روان‌درمانی در بیمارستان روزبه و نیز مسئول کمیته روان‌درمانی در انجمن روانپزشکان ایران است.”

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C

اگر دوره قائم مقام بود صنعتی الان داشت چی کار می کرد؟!
اگر صنعتی استاد دروغین دختر وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نبود الان داشت چی کار می کرد؟!
اگر همین وزیر محترم نگاهی به عملکرد قائم مقام فراهانی داشت…

 

 

شنبه ۲۴ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
«جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
اعتماد جان! زیاد به تعارفات صنعتی و «دوستان» هم محوری در مورد مدرک نداشته پدرخوانده «اعتماد» نکن. قبلاً ها هم از «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان» می گفتند. خواندن که بلدی پدر جان! خودت بخوان:

– تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
– تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7

 

 

یکشنبه ۲۵ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده ص. درباره «مافیای روان»
با سلام
روزنامه اطلاعات درتاریخ پنجشنبه ۲۲ امرداد ۱۳۹۴ یا ۱۳ آگوست ۲۰۱۵، سال نودم، شماره ۲۶۲۲۶ مقاله ای درباره فرافکنی از دیدگاه حکیم ناصر خسرو قبادیانی‏، به قلم
دکتر احمد کتابی، استاد بازنشسته پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر نمود.

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=201588-12\20-04-15.htm&storytitle=%DD%D1%C7%DD%98%E4%ED%20%C7%D2%20%CF%ED%CF%90%C7%E5%20%CD%98%ED%E3%20%E4%C7%D5%D1%20%CE%D3%D1%E6%20%DE%C8%C7%CF%ED%C7%E4%ED%FE
اولین نکته ای که در مقاله توجهم را جلب کرد اعطای عنوان روانشناس و روانپزشک به دکتر زیگموند فروید بود و این در حالی است که جناب صنعتی و یاران شون به خود عنوان روانکاو می دهند و مطبوعات هم منتشر می کنند!! ظاهراً هدف همان روانکاوی بدون فروید است. به خصوص که یکی از موارد ذکر شده در پی نوشت از کتاب فرویدیسم نوشته دکتر آریانپور، نام برده شده است.
بعد از مطالعه سایر نوشته های آن به این نکته پی بردم که فردی غیرمتخصص می تواند حرفی درست بیان کند، بدون سوء استفاده از نام فروید و مطالب تئوریک روانکاوی. به بیان دیگر، “سخن چو از دل برآید لاجرم بر دل نشیند”. مقایسه این نوشته با تحلیل های ادبی و هنری جناب صنعتی مرا به یاد نوشته های سرکار خانم دکتر کدیور انداخت. واقعاً،با کمی تأمل به وضوح می توان دید که
“میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است”.
مقاله به شرح زیر بود: فرافکنی ‏‎(Projection)‎، به مفهوم اخص کلمه، عبارت است از نسبت دادنِ ناخودآگاهانه کاستی‏ها، خطاها، تقصیرها، قصورها، اعمال ناروا و مشکلات خودساخته خود به دیگران یا عوامل خارجی به‏ منظورِ اجتناب از احساسِ حقارت، ناکامی، ناخشنودی و یا گناهکاری. بنابر تعریف یاد شده، فرافکنی فقط شامل متوجه کردنِ کمبودها، ایرادهای وارده و رفتارهای ناشایست و یا غیرمنطقیِ خود به سایر افراد نیست، بلکه منتسب کردن آنها را به عواملی نظیر شیطان، قضا و قدر، شانس، قسمت، سرنوشت، بخت، چشم بد و امثال آن و نیز بدخواهی و توطئه‏چینی بیگانگان (= نظریه توطئه) نیز در برمی‏گیرد.

کشفِ سازوکارِ ‏‎(mechanism)‎‏ فرافکنی گرچه از دستاوردهایِ روان‏شناسی مغرب ‏زمین، و به ‏ویژه از ابداعات زیگموند فروید ـ روان‏پزشک و روان‏شناس نامدارِ اطریشی ـ شمرده می‏شود؛ ولی توجه به این مفهوم البته به شکل ساده و غیر روش‏مند آن در فرهنگ و ادب فارسی هم بی ‏سابقه نیست و شواهد و مصادیقِ متعدد آن را می‏توان در آثار اندیشمندان و سخنوران بزرگ ایران‏ زمین ـ اعم از متقدمان (نظیر ناصرخسرو، عطار، مولوی) و متأخران (از قبیل پروین اعتصامی،…) ـ به وفور یافت.۱ ‏

در این مقاله برآنیم تا شواهد مفهوم فرافکنی را در آثار ناصر خسرو، اندیشمند و سخن سرایِ سُتُرگِ سده‏های چهارم و پنجم هجری، ردیابی و تحلیل کنیم:


مفهوم فرافکنی از نظر ناصرخسرو

تا آنجا که نگارنده آگاهی دارد، ناصر خسرو از جمله نخستین سخنوران فارسی است که به مفهوم فرافکنی توجه یافته‏ اند. افزون براین، وی از این امتیاز برخوردار است که برای این مفهوم تعبیر یا اصطلاح خاصی ـ برافگندن ـ به کار برده است:۲ ‏

چند بنالی که بد شده است زمانه؟

عیبِ تَنَت۳ بر زمانه برفگنی چون؟‏

دیوان ناصر خسرو، مصححِ مینوی و محقق، قصیده ۴۰، ص۹


۱. نفیِ فرافکنی بر دیگران

ناصر خسرو، در چندین جای دیوان خود، آدمیان را به مثابه آیینه ‏هایی تلقی می‏کند که چهره و خویِ سایرین را، زشت یا زیبا، عیناً منعکس می‏کنند. از این‏رو، بدگویی و یا خوب ‏گویی آنان را از یکدیگر، در واقع، به منزله گونه ای «قیاس به نفس» و یا «حدیث نفس» به ‏شمار می‏آورد:

ای به سویِ خویش کرده صورتِ من زشت

من نه چنانم که می‏بری تو گمانم

آینه‏ ام من، اگر تو زشتی زشتم

ور تو نکویی نکوست صورت و سانم

همان، قصیده ۹۷، ص ۲۱۱‏

بیت زیر نیز مبینِ همین معنی است:

نباشد دوست جز آیینه دوست

به جان و دل هم آن این و هم این اوست

دیوان ناصر خسرو، مصحح تقوی، روشنایی‏نامه، ص ۵۳۲

وی، در مواضعِ متعددِ دیگری، از فرافکنی، به ‏طور اعم، انتقاد می‏کند:

چون لعنت کند بر بدان بد کُنش‏

همی لعنت او بر تنِ خود کند

چو هر دو تهی می‏ برآیند از آب

چه عیب آوَرَد مر سبد را سبد؟

‏ مصحح مینوی و…، قصیده ۱۲۸، ص ۲۷۳

و از تنها به قاضی رفتن آدمیان شکوه‏ ها دارد:

چو خود بد کنیم از که خواهیم داد؟ مگر خویشتن را به داور بریم!

چرا پس که ندهیم خود دادِ خود؟

از آن پس که خود خصم و خود داوریم؟

‏ همان، قصیده ۲۴۱، ص ۵۰۴

در بیتی دیگر آدمیان را برداشت کننده محصولِ کشتِ خویش ـ اعمالش ـ می‏داند:

بد به تنِ خویش چو خود کرده‏ ای

باید خوردنت ز کِشتارِ خویش

‏ همان، قصیده ۸۱، ص ۱۷۷

و نیز: ‏

ور عیبِ من ز خویشتن آمد همه

از خویشتن به پیشِ که افغان کنم؟

‏ همان، قصیده ۱۷۷، ص ۳۷۱

در جایی دیگر، دشمن انگاشتن دیگران را، درحالی‏ که همه تقصیرها و مسئولیت‏ها متوجه خودِ ماست، ناروا و نامعقول می ‏شمارد:‏

ای عجب ار دشمنِ من خود منم! ‏

خیره گله چون کنم از دشمنم؟

‏ همان، قصیده ۱۴۳، ص ۳۰۳

و نیز:

چو بد کردی مشو ایمن ز آفات ‏

که لازم شد طبیعت را مکافات

‏ نقل از امثال و حکم دهخدا، ص ۶۳۳

و مخصوصاً از واعظِ غیرمتعظ بودن برخی انسان‏ها به ‏شدت مذمت می‏کند:

پندم چه دهی؟ نخست خود را محکم کمری ز پند دَر بَند

چون خود نکنی چنانکه گویی ‏

پند تو بود دروغ و ترفند

دیوان ناصر خسرو، مصحح مینوی و…، قصیده ۱۱، ص ۲۳

ابیات آتی هم، کم و بیش، حاویِ انتقادها و هشدارهایی از همین ‏گونه است:

بت‏ پرست از بت‏ برست و توهمی

رست نتوانی از این ملعون وَثن۴

بت نشسته در میان پیرهنت ‏

تو همی لعنت کنی بر بَرهَمَن

همان، قصیده ۷۳، صص ۱۶۱ـ۱۶۰

گر تو را جز بت ‏پرستی کار نیست ‏

چون کنی لعنت همی بر بت ‏پرست؟

‏ همان، قصیده ۱۶، ص ۳۳

حکایت‏های شاهان را همی خوانی و می‏خندی ‏

همی برخویشتن خندی نه بر شاهِ سمرقندی

‏ همان، قصیده ۱۵۸، ص ۳۳۴

  1. نقدِ فرافکنی برقضا و قدر

چنانکه در آغاز مقاله گفته شد، یکی از جلوه ‏ها و مظاهر فرافکنی نسبت دادن تقصیرها و قصورهای خود به قضا و قدر است. ناصرخسرو، در اشعار خود، بیش از همه، بدین ‏گونه فرافکنی توجه یافته و به نفی و ذمِ آن پرداخته است؛ تا آنجا که کمتر بخشی از دیوان این شاعر یافت می‏شود که در آن، با صراحت و یا به تلویح، در این باره تأکید نورزیده باشد:‏

نکوهش مکن چرخِ نیلوفری را

برون کُن ز سر بادِ خیره سری را

بری دان ز افعال چرخِ برین را

نشاید ز دانا نکوهش بری را

چو تو خود کنی اخترِ خویش را بد ‏

مدار از فلک چشمِ نیک اختری را

‏ همان، قصیده ۶۴، صص ۱۴۳-۱۴۲

و نیز:

به دستِ من و توست نیک اختری ‏

اگر بد نجوییم نیک اختریم

‏ همان، قصیده ۲۴۱، ص ۵۰۴

هم او، ضمن قصیده‏ ای دیگر، آدمیان را از این رفتار سفیهانه و خودفریبانه برحذر می‏دارد که مسئولیت گناهان و تنبلی‏ های خود را متوجه قضا و قدر سازند:

از پسِ۵ آن که رسول آمده با وعد و وعید

چند گویی که بد و نیک به تقدیر و قضاست؟

گنه و کاهلیِ خود به قضا بر چه نهی؟ ‏

که چنین گفتنِ بی‏ معنی کارِ سفهاست‏

همان، قصیده ۱۰، صص ۲۱ـ۲۰

در همین قصیده، ناصر خسرو، مقصر دانستن تقدیر را به منزله مقصر شمردن باری تعالی تلقی می‏کند و کسانی را که مرتکب این عمل می‏شوند ریاکارانی توصیف می‏نماید که به زبان، خداوند را عادل و حکیم می‏ خوانند ولی در دل، وی را مسئول نقصان‏ها و گناهان و مصائب و حوادث ناگوار می‏شمارند:‏

گر خداوند قضا کرد گنه بر سَرِ تو

پس گناهِ تو به قولِ تو خداوندِ تو راست

بد کنش زی تو خدایست بدین مذهب زشت

گرچه می‏گفت نیاری۶ کِت۷، از این بیمِ قفاست۸

اعتقاد تو چنین است و لیکن به زبان

گویی او حاکمِ عدل است و حکیم الحکماست

با خداوند زبانت به خلافِ دل توست ‏

با خداوندِ جهان نیز تو را روی و ریاست

همانجا

و نیز: ‏

ز بهتان گویدت پرهیز کن و آنگه به طمع خود ‏

بگوید صد هزاران بر خدای خویش بهتان‏ها

‏ همان، قصیده ۲۱۱، ص ۴۴۴

و نیز:

خویشتن را چون فریبی؟ چون نپرهیزی ز بد؟ چون نِهی، چون خود کنی عصیان، بهانه برقضا؟

‏… چون نیندیشی که می‌برخویشتن لعنت کنی؟

از خرد برخویشتن لعنت چرا داری روا؟

‏… دست و قولت دست و قولِ دیو باشد زین قیاس ‏

ور نباشی تو نباشد دیو چیزی سوی ما

‏ همان، قصیده ۲۳۶، ص ۴۹۴

و در جایی دیگر، قضا را خرد و قَدَر را سخن می‏نامد و این هر دو را راهبرِ خود تلقی می‏کند:‏

هر کس همی حَذَر ز قضا و قدر کند

وین هر دو رهبرند قضا و قدر مرا

نام قضا خِرَد کُن و نام قَدَر سخن

یاد است این سخن ز یکی نامور مرا

و اکنون که عقل و نفسِ سخنگوی خود منم ‏

از خویشتن چه باید حذر مرا؟

‏ همان، قصیده ۶، ص ۱۳

و نیز نسبت دادن امور و حوادث را به گردون علامتِ بی‏خردی و نشانه جهالت می‏شمارد:‏

عقل گِردِ آن نگردد۹ کو به جهل اندر جهان ‏

فعل را نسبت به سوی گنبدِ خضرا کند‏

‏ همان، قصیده ۱۸۴، ص ۳۸۹

و در تأیید همین معنی، در قالب سئوال و تمثیلی هوشمندانه، چنین استدلال می‏کند:‏

گناهِ کاهلیِ خود را همیشه بر قضا بندی

که: «کاری ناید از من تا نخواهد قادرِ سبحان»۱۰

چرا چون گرسنه باشی نخسپی و ز قضا جویی

که پیش آرد طعامت؟ بل بخواهی نان از این و ز ان۱۱

‏ همان، قصیده ۱۳۶، ص ۲۹۱

در قصیده‏ای دیگر، جهان را به منزله مادرِ آدمی و نکوهش آن را کارِ نادان می‏شمارد:‏

جهان را چو نادان نکوهش مکن

که بر تو مر او را حقِ مادری است

به فعل اندر او بنگر و شُکر کن ‏

مر او را که صنعش بدین مکبری است۱۲

‏ همان، قصیده ۴۹، ص ۱۱۰

و نیز:

نگر که هیچ گناهت به دیو بر ننهی

اگرت هیچ دل از خویشتن خبر دارد

مباش عام۱۳ که عامه ز جهل تهمت خویش

چه برقضایِ خدای و چه بر قَدَر دارد۱۴

‏ همان، قصیده ۱۳۱، ص ۲۸۰

۳. ذمِّ فرافکنی بر روزگار و تغییرِ زمانه

ناصر خسرو، در چندین جای دیوان خود، به مذمت و انتقاد از افرادی می‏پردازد که گناه و مسئولیت همه عیب‏ها و کارهای ناروا و دشواری‏های خود را به تغییرِ ـ بد شدنِ ـ زمانه نسبت می‏دهند و به این واقعیت توجه ندارند که، در حقیقت، این خودِ آنانند که دچار دگرگونیِ احوال ـ انحطاط ـ شده‏ اند. شاهد گویای این معنا منظومه‏ ای است که از بیت اول آن قبلاً یاد شد: ‏

چند بنالی که بد شده ‏ست زمانه؟

عیبِ تنت بر زمانه برفگنی چون؟

هرگز! کی گفت این زمانه که بد کُن؟

مفتون چونی به قول عامه مفتون؟

تو شده‏ ای دیگر این زمانه همان است ‏

کی شود ‌ای بی‏خبر این زمانه دگرگون؟۱۵

‏ همان، قصیده ۴، ص ۹

‏و در بیتی دیگر با طرح استفهامی انکاری، پاسخ بدیهی آن را خود عرضه می‏دارد:‏

من دگرم یا دگر شده ‏ست جهانم؟ ‏

هست جهانم همان و من نه همانم

‏ همان، قصیده ۹۷، ص ۲۰۹

و نیز در قصیده‏ ای به همین نکته اشاره می‏کند:‏

گویی که روزگار دگرگون شد

ای پیرِ ساده دل، تو دگرگونی!‏

‏… با تو فلک به جنگ و شبیخون است ‏

پس تو چه مرد جنگ و شبیخونی؟

‏ همان، قصیده ۱۸۱، ص ۳۸۱‏

در جایی، مقصر شمردن و دشمن پنداشتنِ روزگار را نشانه جهل می‏داند زیرا که از جهان، بدون مشیّتِ خداوند، کمتر کاری ساخته نیست: ‏

چون با خرد،‌ای بی‏خرد، نسازی

جز رنج نبینی و سوگواری

‏… آنگه گنه از روزگار بینی

و ز جهل معادایِ۱۶ روزگاری‏

ناید ز جهان هیچ کار و باری ‏

الا که به تقدیر و امرِ باری

‏ همان، قصیده ۱۴، ص ۳۰
و نیز:

نگیرد هرگز اندر عقلِ من جای ‏

که گردون «خیر» داند کرد یا «شر»‏

نقل از تصویری از ناصر خسرو، علی دشتی، ص ۲۰۵‏
پی‌نوشت:‏

  1. برای آگاهی بیشتر از تعریف و مفهوم فرافکنی و شواهد و مصادیق تفصیلی آن در آثار سخنوران فارسی ـ از فردوسی گرفته تا پروین اعتصامی ـ فرافکنی در فرهنگ و ادب فارسی، تألیف احمد کتابی، ۱۳۸۳، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  2. شایان توجه است که استاد فقید دکتر امیرحسین آریانپور در اثر گرانقدر خود فرویدیسم، با اشاراتی به ادبیات و عرفان در ترجمه ‏Projection‏ از همین تعبیر (= برفگنی) استفاده کرده است.
  3. در دیوان مصحح سید نصرالله تقوی به جایِ «عیبِ تنت»، «عیب و بدت» ضبط شده است.‏
  4. بت
  5. بعد از آنکه ‏
  6. جرأت اظهار آن را نداری. ‏
  7. مخففِ که ات
  8. از قفا (= پس گردنی، کنایه از تنبیه و مجازات) می‏ترسی
  9. برای عقل قابل قبول نیست.‏
  10. این معنی در اشعار سخنوران دیگر فارسی نیز به کرات آمده است از آن جمله:

چو از تو بود کژی و بی‏رهی

گناه از چه برچرخِ گردان نهی؟

اسدی طوسی (مأخذ: امثال و حکم دهخدا)‏

چرا من خویشتن را بد پسندم

بهانه ز ان بدی بر چرخ بندم؟

‏ فخرالدین اسعدگرگانی (ویس و رامین، مأخذ: امثال و حکم دهخدا)‏

گله از هیچ‏کس نباید کرد

کز تن ماست آنچه برتن ماست

‏ مسعود سعد سلمان (مآخذ: امثال و حکم دهخدا)

نان تو دیرتر برسد خلق کُشتنی است

از تو نماز فوت شود گویی از قضاست! ‏

کمال‏الدین اسماعیل (مآخذ: امثال و حکم دهخدا)‏

  1. عظمت، جلال
  2. جاهل، نادان، عامی (فرهنگ فارسی، دکتر معین)‏

۱۴.چرخ کج رو نیست تو کج بینی‌ای دور از حقیقت

گر همه کس را نکو خواهی برو خود را نکو کُن

‏ نظام وفا (مآخذ: امثال و حکم دهخدا)‏

  1. ‏همان است گیتی و یزدان همان دگر گونه ماییم و گشتِ زمان

نه آشوب گیتی به هنگامِ توست

که تا بُد همیدون بُداست از نخست ‏

‏ اسدی طوسی (مأخذ: امثال و حکم دهخدا)‏

  1. دشمن

 

مآخذ:

ـ دشتی، علی (۱۳۶۲). تصویری از ناصر خسرو، تهران: انتشارات جاویدان.‏

ـ دهخدا، علی‏ اکبر (۱۳۵۷). امثال و حکم، ۴ جلد، چاپ چهارم، تهران: انتشارات امیرکبیر.‏

ـ فیروز، شیر زمان (۱۳۷۱). فلسفه اخلاقی ناصر خسرو ریشه‏ های آن، اسلام آباد پاکستان: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان. ‏

ـ ناصر خسرو قبادیانی، ابومعین (۱۳۴۸). دیوان اشعار، به تصحیح سید نصرالله تقوی با مقدمه سید حسن تقی‏زاده و مجتبی مینوی، به کوشش مهدی سهیلی، تهران، چاپ افست. ‏

ـ (۱۳۵۳)، دیوان ناصر خسرو، جلد ۱، به تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.‏

 

 

پنج شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
“البته همیشه این طور نیست. مردم ما گاه به حداقل هایی رضایت داده اند. جامعه ما جامعه ای است که خیلی بر اندیشه خود متکی نیست بلکه بیشتر بر القائات و تقلید متکی است. جامعه ای است که در لحظه زندگی می کند و خیلی آینده نگر نیست. ضمنا خیلی سابقه جامعه مدنی در آن وجود نداشته است.”
پدرخوانده عزیز! نادانی تو دلیل بر نبودن سابقه جامعه مدنی در ایران نیست! آنها که باید بدانند می دانند. تو هم اگر دو تا کتاب خوانده بودی اینطور خودت را با این دروغهای شاخدار مضحکه نمی کردی! از سنت کاش خجالت می کشیدی پدربزرگ!!!

 

 

پنج شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7
نمی دانم این روزنامه اعتماد و الیاس عزیز در چه سالی زندگی می کنند ولی قطعا در سال ۱۳۹۴ خورشیدی که زندگی نمی کنند چون از هیچی خبر ندارند؛ نه مدرک نداشته صنعتی، نه ریختن آبروش توی کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران، نه اخبار داغ محور صنعتی ـ همایونپور! واقعا هیچی! فقط شریک توهم صنعتی هستند و بس: «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»!!!!
شراکت هم بعضی وقتا بد دردیه!

 

 

پنج شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
«آموزشکده جامعه مدنی توانا» در صفحه فیس بوکش داستان “طنزی” منتشر کرده بدین شرح که؛ فردی در ایران به دکتر مراجعه میکند و در حین معاینه بازرسی وارد مطب میشود و از آن دکتر مدارک پزشکی اش را درخواست میکند. آن دکتر که مدارکش تقلبی بوده بازرس را به کنار میکشد و پولی به او میدهد و از او میخواهد تا ماجرا را نادیده بگیرد. بازرس نیز پول را میگیرد و به سمت در خروجی حرکت میکند. بیمار که از دیدن این صحنه ناراحت شده به بازرس اعتراض میکند که چرا جلوی فعالیت این دکتر قلابی را نمیگیرد؟ بازرس به او پاسخ میدهد که من پول خودم را گرفتم و حالا تو هم میتوانی از این دکتر شکایت کنی و خسارت بگیری. مریض افسوس میخورد و میگوید که متاسفانه نمیتوانم شکایت کنم چرا که دفترچه بیمه ام مال خودم نیست و دارم از دفترچه کس دیگری استفاده میکنم! در جمله آخر این داستان چنین نتیجه گیری شده که “حکایت ما در جامعه‌ی مثل این داستان است. چون هرکدوم‌مون به نوعی آلوده هستیم،نمی‌تونیم جلوی فساد رُو بگیریم”.
«آموزشکده توانا» همراه با این داستان کاریکاتوری را نیز منتشر کرده که دو دوست را نشان میدهد که همدیگر را بغل کردند و در عین حال دارند از جیب یکدیگرند دزدی میکنند. سپس «توانا» از مردم خواسته تا نظرشان را در این مورد بنویسند.*
با خواندن این مطلب بلافاصله یاد محور شرارت صنعتی – همایونپور افتادم و کسب و کار مافیایی آنها در حوزه روح و روان! و بعد از آنهم به یاد «سکوت» محافل روانپزشکی افتادم؛ «خود را به آن راه زدن» ی به وسعت حتی ۳۰۰ نفر یکجا** و جیغ کشیدن دم گوش آنها که بابا نگاه کنید، ببینید!! «دانشکده روانپزشکی دانشگاه انگلستان کجاست؟»
به عبارتی همان سکوتِ « السکوت علامت الرضا» که حتما دلیلی پشت اش هست. بله همین مافیا است که بساط کاسبی و نان خوری افرادی را فراهم کرده که می خواهند بدون زحمت و فقط با وصل شدن به جریان قدرت، کاسبی کنند، نه سوادی نیاز هست نه زحمتی! یک شبه روانکاو می شوی، افه هم داره و هرغلطی هم دلت خواست بکن تحت لوای روانکاوی!! به قول سعدی: « تو ا دشمن نفس همخانه ای / چه در بند پیکار با دشمنی».
اما…مافیایی ها در محاسباتشان یک اشتباه کرده اند؛ اعضای انجمن فرویدی سکوت نمی کنند و به افشاگری هایشان ادامه می دهند!!
اشتباهی که حالا برایشان یک کابوس شده!!
*https://www.facebook.com/ali.nasri.9216/posts/10153403868260673
** اشاره به کنگره ی خواری برگزار شده در مهرماه ۱۳۹۳

 

 

پنج شنبه ۲۹ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
با عرض پوزش، فراموش کرده بودم آدرس سه خط اول این کامنت را بنویسم که تصحیح می کنم:
« او خیلی نگران وضعیت خانم کدیور است و از طریق پزشک بیمارستانی که او در آن بستری است [اوضاع را دنبال می کند.]»*
او در اینجا همان «رابط» است!!
«او» یعنی رابط چند خط بالاتر می گوید: « او [خانم کدیور] یک بحران سایکوتیک را سپری می کند و به خاطر همین در بیمارستان است.»!! «او» به آقاخانی این را گفته!! این رابط به نادر آقاخانی « پادوی هرویینی گرند لژ روزبه» گزارش می دهد و بعد آقاخانی به «الیزابت رودنیسکو»! یکبار هم عصمت ترک قشقایی برای «سوفی دومیژولا» گزارش «شهادت دست اول» برده!!
دارودسته سوفی دومیژولا و آقاخانی و الیزابت رودنیسکو درفرانسه باطراح اصلی یعنی «استاد اعظم گراند لژ روزبه» درایران همه با هم منتظر پیاده شدن نقشه کثیف «حذف فیزیکی دکتر کدیور» توسط مجریان آنها در پزشکی قانونی و بیمارستان ایران، بودند.
اما نقشه ها شان با درایت آقای میلر و شاگردان دکتر کدیور ساقط شد و دست از پا درازتر شدند!!
چه جدول ارتباطی مخوفی دارند این مافیائی ها!!
عجب دنیایی داریم ما!! پر از بد سگالان و پر از زحمت برای نیک سرشتان!

جهان گر شود رام با کام من/ ببینند تیزی و آرام من
ور ایدونک با ما نسازد جهان/ بسازیم ما با جهان جهان
برادر جهان ویژه ما را سپرد/ ازیرا که فرزند او بود خرد
فرستم روان ورا آفرین/ که از بدسگالان بشست او زمین*
*https://freudianassociation.org/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%84%DA%98-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87/
**شاهنامه، فردوسی [درباره پادشاهی اردشیر نکوکار]
http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/nekookar/sh1

 

 

جمعه ۳۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مهین ن. درباره «مافیای روان»
در روزنامه های ایران چه خبر است؟!
بعد از مراسم بزرگداشت فردی “اهل زدوبند، حقه بازی، جاسوس صفت و…”۱ در روزنامه اعتماد، حالا نوبت روزنامه شرق است که به تبلیغ فراماسونری در ایران بپردازد!
مطلب “فراماسونرهای کویتی”۲ با این جمله آغاز می شود: “تعداد فراماسونرهای کویتی به هزار و ۵۰۰ نفر رسیده که شماری از آنان به درجه استاد اعظم و بالاترین رتبه این گروه ضاله رسیده‌اند”.
بلافاصله نوشته به شکلی ادامه می یابد که خواننده آرزو می کند ایکاش بتواند هرچه زودتر از زیر سنگ هم که شده یک لژ “گروه ضاله” پیدا کند تا افتخار عضویت در آن نصیبش شود!!
عضویت در “گروه ضاله”ای که “برای عقاید دیگران احترام قایل باشد، خوشنام، بافرهنگ و دارای جایگاه اجتماعی معتبری باشد”۳ واقعا افتخار است!! “گروه ضاله ای” که توانسته “مسلمان و مسیحی و یهودی را زیر یک سقف جمع” کند و “بدون توجه به تفاوت طبقاتی، سطح علمی و رنگ و نژاد همه را به اخلاق والا و به سازندگی و معماری آزادانه سوق” دهد و “هدف بسط و توسعه اصول اخلاقی و تعمیم مبانی انسانی والاست”!! “گروه ضاله”ای که می گوید: “هدف و انگیزه ما مالی نیست و پول را وسیله می‌دانیم نه هدف، زیرا هدف ما انسان است و نه چیز دیگر و از نظر ما پول و سرمایه عامل ارتقای تمدن‌ها نیست.”!! ظاهرا “ضاله” در فرهنگ لغات شرق و روزنامه های هم پیمان معنای دیگری دارد!!!
فقط مشکل برای افتخار عضویت در این “گروه ضاله” این است که “معرفی حداقل دو فراماسونر باسابقه برای عضویت لازم است”! خدا را سپاس می گوییم که این مشکل نیز با وجود گراند لژ روزبه۴ و استاد اعظم آن در ایران از پیش حل شده است! همان استادی که در فرهنگ لغات شرق و روزنامه های هم پیمانش “روانکاو”!۵ است!!
حال این شرق و هم پیمانان عزیزش چگونه بدون دریافت مواجب، صادقانه برای فراماسونری تبلیغ و به منظور ننگ زدایی و تطهیر این “گروه ضاله” فخیمه تلاش می کنند، خدا عالم است!! کافی است روزنامه شرق+فراماسونری را در گوگل جستجو کنیم؛ نتایج این تلاش صادقانه چندین ساله را خواهیم یافت!!!
۱- روزنامه اعتماد کسی را که اهل زدوبند، حقه بازی، جاسوس صفت و… باشد بزرگ می داند!، سایت انجمن فرویدی.
۲- فراماسونرهای کویتی، سایت انجمن فرویدی.
۳- تمام موارد داخل گیومه از فراماسونرهای کویتی، سایت انجمن فرویدی.
۴- اشاره به مطالبی در سایت انجمن فرویدی.
۵- http://sharghdaily.ir/News/59964/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%AD%D9%85%D9%84-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C

http://sharghdaily.ir/News/65662/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF

 

 

جمعه ۳۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7
اعتماد جان! آب از سر گذشته کجای کاری پدرجان؟

 

 

جمعه ۳۰ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/

«برای همین بود که به سراغ محمد صنعتی، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم. وی تحصیلات روانپزشکی و روانکاوی خود را در بیمارستان های دانشگاهی لندن مانند گروه بیمارستان های Middlesex لندن و انستیتوی روانپزشکی لندن گذرانده و در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ عضویت در کالج سلطنتی روانپزشکان انگلستان (MRCPsych) شده است. »
اعتماد جان! حواست کجاست؟ صنعتی در یک اقدام انتحاری «تصمیم گرفت» از کالج سلطنتی «فارغ التحصیل» شود!!!

http://medicine.tums.ac.ir/default.aspx?p=2038

«وی در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته روانپزشکی از رویال کالج روانپزشکان انگلستان گردید.»
چرا «رد» مدرک پدرخوانده رو هی گم می کنی آخه؟!!!

 

 

شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سحر ر. درباره «مافیای روان»
روز نخست از شهریور ماه را به بهانه زادروز ابن سینا روز “پزشک” نامیده اند. این روز را به نام ابن سینا نیکو گردانده اند.

دلم به درد می آید! برعکسِ تمام عمر بیهوده ام که از شنیدن نام ابوعلی سینا به خود می بالیدم، حالا با شنیدن این نام به یاد افشین اعتضادی، کاظم علوی فاضل، صابری- صابران و استاد اعظم گرند لژ* روزبه و این دست “موجودات” می افتم و البته یک مشت “دکتر طلبکارِ” نه پزشک و نه طبیب!

قدیم ها وقتی می شنیدم قطعه ای از آثار باستانی سرزمینم به یغما رفته – همان زمانی که دیگر فکر می کردم دستانم کوتاهتر از اندوهم است- می اندیشیدم که ای کاش همه را ببرند و در جایی از آنها مراقبت کنند، ما که لیاقت نداریم. با تازگی اندکی می فهمم که این حرفهای صنعتی از کجا بر می خیزد، که ما مدنیت با قدمتی نداریم** و …

حالا ولی فکر می کنم اندوهم بزرگ است اما همت ام بزرگتر و توان این “انجمن فرویدی” بسیار بزرگتر از هر دو!
این “سازمان مردم نهاد” با کمک تمام آنان که این سرزمین را عزیز می دارند، دستان این موریانه ها را از این مملکت کوتاه خواهد کرد.

روز پزشک، بر پزشکانی که بر قسم خود پایبند هستند مبارک!

* استاد اعظم گرند لژ روزبه طراح اصلی نقشه بستری اجباری دکتر کدیور
(به گواه پادوی هروئینی اش نادر آقاخانی)

**
*http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3196156

 

 

شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
دیروز:
تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5/
تفاوت ویرایش های صفحه ویکی پدیای محمد صنعتی
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7
امروز:
جدیدترین «پیمانکاری» روزنامه اعتماد: آهک پاشیدن روی تعفن «دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان»
https://freudianassociation.org/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF/
اعتماد عزیز! کاش میدونستی ذهن آدما عطف بما سبق نمیشه! ما این مسیرو از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان تا کالج سلطنتی و تا هیییییییییییچ بعدش آمده ایم. با ما دیگه چرا؟!!!!!

 

 

یکشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۴

دیدگاه خانم منصوره اردشیرزاده درباره «مافیای روان»
و قضیه «ماست مالی»! راستی ریشه این ضرب المثل رو می دونید؟ شنیدنش بی مناسبت با رابطه «اعتماد» عزیز تر از جان و پدرخوانده اعظم و پروفسور دوران! نمی باشد.
«شادروان محمد مسعود، در دهه ۲۰ خورشیدی در روزنامه مردامروز در توضیح اصطلاح «ماست مالی کردن» می نویسد: «هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه، خواهر ملک فاروق پادشاه وقت مصر چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیله راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند و به این منظور متجاوز از یک هزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیه دیوارها را ماست مالی کردند.»

به گفته مسعود این رویداد تا مدت ها موضوع اصلی طنز و شوخی های محافل و مجالس ایرانیان بود. »*
«اعتماد» جان نثارانه بدجوری افتاده به ماست مالی کردن ننگ های جناب پدرخووانده!! چپ و راست «از هر دری سخنی» های استاد اعظم را منتشر می کند! آخه دوستان عزیز «اعتماد»ی اگر که گوشی برای شنیدن ندارید، اما «تاریخ» که هست و همه چیز در حافظه آن ثبت خواهد شد!!
* http://fararu.com/fa/news/44444/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C

 

 

یکشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۴

دیدگاه خانم سوده رخشا درباره «مافیای روان»
مطلب “فراماسونرهای کویتی” رو از سایت می خوندم. فکر کردم اینا کیو سر کار گذاشتن که دارن از آزادی و عدم رابطه با صهیونیست ها حرف می زنن!!؟؟

 

 

یکشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۴

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5
هنوز هم برای من جالبه که علوم پزشکی تهران «بی سر و صدا» محل اخذ مدرک صنعتی رو از دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان به رویال کالج انگلستان تغییر داد! هیچ هم از خودش یا کس دیگه نپرسید اصلا اسم این دانشگاه عجیبه، اصلا روی کره زمین موجود هست؟ نمی دونم چطور جایی که روی کره زمین موجود نیست میتونه مدرک به کسی بده!!! فوق تخصص رواندرمانی صنعتی رو هم از «اون صفحه قبلی» به «این صفحه جدید» فاکتور گرفت!!!اونم فوق تخصصی که همون سال تخصصش گرفته بود!!! ظاهرا تو علوم پزشکی تهران ـ این دانشگاه «مادر»!!! ـ ازین شاهکارا زیاد میشه زد. بیخود که روزبه «مکتب» نشد!
بازم بگید مگه میشه؟! مگه داریم؟! اونم تو دانشگاه علوم پزشکی تهران؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

یکشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۴

دیدگاه خانم آ. ف. درباره «مافیای روان»
تفاوت ویرایش های سایت (!) شخصی دکتر محمد صنعتی در سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران
https://freudianassociation.org/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5
«دانشگاه آزاد» میخواید حق التدریس دو روز کار کنید باید دونه به دونه مدارکتونو از دیپلم به بعد تحویل بدید اونم کپی همراه با اصل که مسئول مربوطه مطمئن بشه مدرک درسته اونوقت توی «دانشگاه مادر» این بابا ۳۰ سال آزگاره کار می کنه یکی ازش مدرک نخواسته تازه بهش درجه دانشیاری و ریاست بخش رواندرمانی رو هم داده اند!!! حالا واقعا دانشگاه آزاد رو سفید نشد؟!

 

مؤسسان مکتب روزبه (!)، دانشکده روانپزشکان دانشگاه انگلستان کجاست؟ (۴)


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=11197

  تاریخ انتشار: ۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت: ۱۱:۲۷