دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:روانکاوی در انجمن فرویدی

کربلای ۴: به کوری چشم فواد صابران

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

دیدگاه خانم زهرا م. درباره «مافیای روان»
«بچه‌های غواص گروه ما از بچه‌های گروه تخریب و رزمنده‌های اطلاعات عملیات بودند که از زبده‌ترین نیروها به حساب می‌آمدند و قرار بود خط را بشکنند. آنها آموزش‌های لازم را در نقاط مختلف دیده بودند و همه در خرمشهر مستقر شده بودند. ما هر روز صبح تمرین می‌کردیم. آب اروند به ظاهر آرام بود اما در دل بسیار خروشان و حالتی گردابی داشت. آب بسیار سرد بود و ما را اذیت می‌کرد. بچه‌ها برای اینکه توانشان را از دست ندهند هر وقت به داخل می‌رفتند، ۳ قاشق عسل می‌خوردند. زمانی که باران می‌آمد رود طغیان می‌کرد و هر چه در آب بود از غواص گرفته تا پل‌ها را با خود می‌برد. رزمندگان به سختی در این آب گل‌آلود کار می‌کردند. رزمندگان صبح‌ها تمرین می‌کردند و شب‌ها با تمام خستگی‌شان در حسینیه جمع می‌شدند و عبادت می‌کردند. آن زمان نیروهای زیادی وارد خرمشهر نشده بودند تا دشمن از عملیات آگاه نشود. با این حال دشمن با استفاده از جاسوسانی که از رود عبور می‌کردند و وارد خرمشهر می‌شدند از عملیات آگاه شده بود و امنیت کامل در منطقه حاصل نشده بود. یکی از ویژگی‌های این عملیات، شناسایی سخت آن بود. غواصان باید زمان‌بندی بسیار دقیقی انجام می‌دادند زیرا آب اروند به دلیل جزر و مد در روز تغییر جهت می‌داد و این سختی ناشی از سرعت زیاد آب را افزایش می‌داد. غواصان این عملیات کسانی بودند که نمی‌توانستند در عمق عمل کنند و با وزنه‌هایی که به خود می‌بستند و سلاح‌هایی که همراه داشتند ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متر زیر آب حرکت می‌کردند. آنها بدون نیاز به کپسول اکسیژن کار می‌کردند. به دلیل سرعت زیاد آب طناب‌هایی در رود پیش‌بینی شده بود که هر یک از نیروها یک گره از طناب را می‌گرفت تا ستون از یکدیگر جدا نشود. ما باید در جزیره ماهی عمل می‌کردیم که در عمق خاک عراق بود و برای همین باید پیش از همه رزمندگان به آب وارد می‌شدیم. عصر بود که ما به منطقه رهایی پا گذاشتیم. پیش از آن در یک پاساژ جمع شده بودیم. در آنجا توپی منفجر شده بود و خون و گوشت رزمندگان قبلی روی دیوار بود. عصر عملیات بچه‌ها وصیت‌نامه‌هایشان را نوشتند و هر یک به نماز مشغول شدند. پس از نماز مغرب و عشاء به آب زدیم. تعداد زیادی از بچه‌ها می‌دانستند که دیگر امکان برگشت ندارند چون تنها در صورت موفقیت کامل عملیات همه افراد زنده می‌ماندند. با وجود آب رودخانه کسی امکان برگشت نداشت. ..»[۱]. سرانجام در همین عملیات “کربلای ۴”، ۱۷۵ غواص با دستان بسته و چشمان باز زنده به گور شدند. «عملیاتی که صدام نام آن را «دروی عظیم» گذاشت»[۱]. با جان گذشتگی چنین مردان شجاعی بود که امروز در ایران انجمن فرویدی وجود دارد و ایران و ایرانی از برکات انجمن فرویدی برخوردار است. همان مزدورانی که عملیات کربلای ۴ را لو دادند، در سال های پس از جنگ، رشادت و جوانمردی غیور مردان را به باد تمسخر گرفتند. بسیجی های آن دوران موضوع «تحقیقات روانشناسی و جامعه شناسی» محافل علمی روشنفکرمابانه (!) گردید. حتی وقاحت «تشکیلات سازمان جهانی بهایی» و شبکه مافیایی به درجه ای رسید که «وصیت نامه» های شهداء را سوژه خود قرار دادند و با نظریات روانشناسی و تئوری های «روانکاوی وحشی» غریزه مرگ رزمندگان سلحشور را تحلیل کردند. در جامعه دانشگاهی و فرهنگی(!) به دانشجویان ترویج کردند آنان جوانان و افسردگانی نا امید از دنیا بودند که به دلیل مشکلات شخصیتی راهی جبهه ها شدند. تحلیل مزدوران تا جایی پیش رفت که ایثارگری این دلاور مردان با خود کشی یکسان در نظر گرفته شد. البته تاقبل از حضور در انجمن فرویدی گوش من هم از این چرندیات پر بود که نوجوان رزمنده به دلیل اقتضاء سن، آرمان خواه است، یا به دلیل وجود مشکل با والدین…و می خواستم رفتار رزمندگان را با نظریات اریک اریکسون و نظریات روانشناسی تحولی تبیین نمایم. اما امروز که در انجمن فرویدی حضور دارم به این نتیجه رسیده ام که دفاع از مرز و بوم حمیّت است که نشان از ارزش های والای انسانی دارد. در وصیت‎نامه دسته‎ جمعی ۵۰ غواص عملیات «کربلای ۴» آمده است: “کجاست غیرت و جوان‌مردی و فتوت و نوع‌دوستی که یک خانواده ۱۰ نفری دزفولی تکه‌تکه شوند و انسان فقط به زن و فرزند و دارایی خود بچسبد و آن‌وقت هم دم از مسلم و مؤمن بودن بزند ” یا وقتی در وصیت نامه خود می نویسند: “به جوانان عزیز به ویژه دانش‌آموزان سفارش می‌کنیم که مواظبت از سلامتی جسمانی و توجه به درس خویش و از نظر اخلاقی و معنوی خود را بسازند و ایمان خود را قوی‌تر کنند و نه تنها از نظر باطن، بلکه به ظاهر هم توجه کنند و خود را ملبس به لباس و عوام‌فریبی و فتنه‌انگیزی نکنند که استکبار امروزه از این راه وارد می‌شود.” [۲]
کدامیک از این پیام ها بوی افسردگی و نا امیدی می دهد؟!

 

ای خنک آن کاو جهادی می کند
بر بدن زجری و دادی می کند
تا ز رنج آن جهانی وا رهد
بر خود این رنج عبادت می نهد
مولوی

 

[۱] http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=916&pageno=7
[۲] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940328000737


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=11907

  تاریخ انتشار: ۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت: ۱۹:۲۶