سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷

بخش ها

آرشیو ماهیانه


دسته ها:الیزابت رودینسکو و باند رجالگان اش، روانکاوی در انجمن فرویدی، سؤالات در مورد محل تحصیل گهر همایونپور، سؤالات در مورد مدرک تحصیلی دکتر محمد صنعتی، سور مقصور کاسبان روان

For my part

جمعه ۱۱۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
نکات جالبی که در ایمیل ترک قشقایی برای من بود:
۱. آن HR آخر نامه اول توجه مرا جلب کرد!
۲. از کی تا بحال «قاضی» تشخیص میدهد که کسی را برای «بستری» بفرستد؟ آنهم برای (des agressivités verbales) یعنی (verbal aggressiveness)؟! آیا ما در کشوری زندگی می کنیم که هر کس با کسی «مشاجره» کرد باید در بیمارستان روانپزشکی بستری شود؟ یا این وظیفه جدید «قضات» است؟!
۳. این Pour ma part, afin de vérifier ces informations, (مترجم گوگل: For my part, to verify this information,) منظور چه هست؟!!! آیا خانم ترک قشقایی جزو همسایه ها بوده؟ جزو سیستم قضایی بوده؟ جزو پزشکی قانونی بوده؟ جزو پزشکان مسئول در بیمارستان ایران بوده؟ جزو خانواده دکتر کدیور بوده؟ این «part» ترک قشقایی را من نمی فهمم! او چه partی در این قضیه داشته که بخواهد اطلاعات را verify (راستی آزمایی) کند؟!!! آیا کارآگاه خصوصی بوده؟ یا «فرستاده»؟!!!!

۴. Dès mon arrivée, je suis allée directement à la réception du service, et leur ai demandé de me montrer le numéro de chambre du Dr Kadivar. La réception qui se situe au même endroit que les consultations, et à peu près de cinquantaine, était dans l’attente de rencontrer un psychiatre, m’a informé que le Dr Kadivar avait quitté l’hôpital, il y a deux jours.

مترجم گوگل:

Upon my arrival, I went directly to the reception of the service, and asked to show me the room number of Dr. Kadivar. The reception is at the same location as the consultations, and roughly fifty, was waiting to meet with a psychiatrist informed me that Dr. Kadivar had left the hospital, two days ago.

بعنوان یک روانشناس بسیار عجیب است که ترک قشقایی این را نمی داند که در هر بیمارستانی شما باید اولا با کسی که قصد ملاقاتش را دارید «نسبتی» داشته باشید! و نمی توانید هر کس را که دلتان خواست در بیمارستان ملاقات کنید. دوم اینکه برای ملاقات باید در «ساعت ملاقات» مراجعه کنید نه صبح!!!! (که دکتر قدیری کلاس دارد)

۵. Il est nécessaire de vous informer que comme en France, quand les patients quittent l’hôpital, ils doivent être accompagnés d’une personne.

مترجم گوگل:

it is necessary to inform you that as in France, when patients leave the hospital, they must be accompanied by a person.

کسی که در مورد ساعت ملاقات هیچ نمی داند، اینجا خواسته بر این نکته تاکید کند که مثلا دکتر کدیور «مهجور» بوده اند و نمی شده خودشان از بیمارستان خارج شوند!!! خانم ترک قشقایی عزیز! کسی که در «داخل» بیمارستان وکیل می گیرد، و این کار را هم با «امضای خودش» انجام می دهد «مهجور» نیست!!!!

۶. C’est un lieu fermé qui s’appelait « l’hospitalisation d’urgence » et était sous la surveillance d’un gardien afin d’éviter que les patients psychiatriques quittent l’hôpital sans autorisation.

مترجم گوگل:

It is a closed place called “emergency hospitalization” and was under the supervision of a guard to prevent psychiatric patients leave the hospital without permission.

به خانم ترک قشقایی یادآوری می کنم «هر بیمارستانی» «نگهبان» دارد بالاخره نمی شود که هر کس هر وقت دلش خواست و «بدون پرداخت هزینه های بیمارستان» راهش را بکشد و از بیمارستان بیرون برود! نگهبانی که او از آن یاد می کند، اتفاقاً اصلا مخصوص بخش اورژانس نیست، در این بیمارستان بین محوطه ای که تمام بخشها ـ از جمله بخش کودکان ـ قرار دارند با سایر قسمتهای بیمارستان یک در و یک نگهبان هست و بخش اورژانس اصلاً نگهبان مخصوص ندارد!!! یا لااقل ما که ندیدیم شاید «دو روز بعد» گذاشته اند! شاید هم خانم ترک قشقایی از دور همه چیز را دیده و در «گزارشش» استنباطهای شخصیش را از آنچه «از دور» دیده بوده نوشته!

۷. Le docteur Ghadiri avait déjà entendu le nom de Miller psychanalyste. Ensuite, il m’a raconté ce qui s’est réellement passé dans son service. Voici son récit. Selon lui, Mitra Kadivar est arrivée avec une ordonnance du juge afin que soit examiné son état de santé. Toujours selon lui, « je lui ai demandé si elle avait envie de rester quelques jours ». Et le docteur Kadivar a accepté. Et pour la consoler, il lui a donné la permission de sortir du campus pour se rendre à la bibliothèque qui était à l¹extérieur du service d’hospitalisation d’urgence afin de bénéficier de l’internet.

مترجم گوگل

Dr. Ghadiri had heard the name of Miller psychoanalyst. Then he told me what really happened in his service. Here is his story. He said Mitra Kadivar arrived with a judge’s order to be considered as his health. Still according to him, “I asked her if she wanted to stay a few days.” And Dr. Kadivar accepted. And to console her, he gave her permission to leave the campus to get to the library that was l¹extérieur emergency hospital services to benefit from the Internet.

هر کس یک بار Mitra version beta را خوانده باشد این را می داند که در ابتدا و تا وقتی خانم دکتر در بخش VIP بودند امیر عباس کشاورز با خانم دکتر صحبت کرده بود! بنابراین دکتر قدیری پزشک مسئول نبوده که از خانم دکتر نظر بخواهد که می خواهد در «بیمارستان روانی» بستری باشد «یک چند روزی»؟! و خانم دکتر هم کفته باشند «باشد می مانم»!!! مگر آنجا هتل پنج ستاره بوده؟ بعد هم وقتی دکتر قدیری متوجه نقشه های شوم کشاورز شد، از تاریخ ۲۰ ژانویه برابر با ۳۰ دی ماه دکتر قدیری پزشک in charge شد بجای کشاورز. و در تاریخ ۲ فوریه برابر با ۱۳ بهمن ماه خانم دکتر اولین ایمیلشان را برای اقای میلر فرستادند. بنابراین، بین این اتفاقات فاصله های زمانی هست و البته لازم است «قدری عقل» هم بکار بست!
۸. ترک قشقایی در واقع با این دروغ ها پای دکتر قدیری را به یک «دردسر حسابی» باز می کند چون با استناد به همین حرفهای او می شود از دکتر قدیری شکایت کرد که «اسرار» یک «کیس قضایی» را به «هر از راه رسیده»ای فاش کرده. اما خودتان کلاهتان را قاضی کنید دکتر قدیری چرا باید به کسی مثل ترک قشقایی چنین اطلاعاتی را در مورد دکتر کدیور بدهد؟ اطلاعاتی که حتی حاضر نبودند در باره آنها با شاگردان خانم دکتر حرف بزنند!!! این ترک قشقایی چه نسبتی با قضیه داشته؟ البته شاید هم از طرف همان «همکاران خانم دکتر»!!!! معرفی شده بوده ولی بعید می دانم کسی مثل دکتر قدیری چنین کاری کند آنهم بعد از فهمیدن اینکه تمام آنچه «همکاران خانم دکتر» گفته بودند دروغ محض بوده!

۹. Selon lui, quelques jours plus tard, le comportement du docteur Kadivar a complément changé. Et le docteur Kadivar disait que « je suis la seule psychanalyste lacanienne en Iran et vous m’avez enfermé contre ma volonté ». Et que « en raison des soutiens mondiaux pour moi, vous m’avez laissé utiliser l¹internet et maintenant, vous voudrez me libérer. »

مترجم گوگل

According to him, a few days later, the behavior of Dr. Kadivar has changed complement. And Dr. Kadivar said that “I am the only Lacanian psychoanalyst in Iran and have me locked up against my will.” And that “because of global support for me, you let me use l¹internet and now you want to release me. »

می بینید؟ ترک قشقایی تمام این داستان را از خودش در آورده چون پیشنهاد استفاده از اینترنت نه از طرف خانم دکتر بلکه از طرف خود دکتر قدیری بود! و اینهمه دروغ و به هم بافتن!!! فکر می کنید عصمت ترک قشقایی گفتن چنین دروغهایی را از چه کسی یاد گرفته؟ یادتان است در مورد آن HR اول چه گفتم؟

۱۰. Pour ma part, comme je vous l’ai déjà dit, je ne connais personnellement ni le docteur Kadivar ni le docteur Ghadiri. À ma connaissance, je ne pense pas que cet événement relève d’un acte politique (État).

مترجم گوگل

For my part, as I’ve said, I do not personally know Dr. Kadivar nor Dr. Ghadiri. To my knowledge, I do not think that this event is a political act (State).

خانم ترک قشقایی! شمایی که نه دکتر کدیور را می شناسی و نه دکتر قدیری را! پس بگو این my part دیگر چه صیغه ای است؟ در فارسی می گوییم «نه سر پیاز نه ته پیاز»! فقط می توانم بگویم می شود از همین ایمیلی که در اینترنت منتشر کرده ای علیه ات برای دروغ بستن هم به خانم دکتر و هم به دکتر قدیری شکایت کرد! خدا به دادت برسد! تو هم مثل نوحه سرا در همان کوزه افتادی!

 

 

 

جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم مرجان م. درباره «مافیای روان»
راستی یک دم خروس هم یادم رفت که در دیدگاه قبلی بیاورم:

La réception qui se situe au même endroit que les consultations, et à peu près de cinquantaine, était dans l’attente de rencontrer un psychiatre, m’a informé que le Dr Kadivar avait quitté l’hôpital, il y a deux jours

مترجم گوگل

The reception is at the same location as the consultations, and roughly fifty, was waiting to meet with a psychiatrist informed me that Dr. Kadivar had left the hospital, two days ago.

قسمت پذیرش اصلا در جای دیگری از بیمارستان است و بخش اورژانس کلی فاصله مکانی با آن دارد! درمانگاه اورژانس با بخش اورژانس فرق دارد مجید دلبندم!!! اتاق خانم دکتر هم «وسط درمانگاه» نبود!!! فهمیدید؟ ترک قشقایی بخشها را فقط از دور دیده و از درمانگاه آنطرفتر نرفته بعد ادعای چه ها که نکرده! واقعا کسی که حتی فرق درمانگاه را با بخش نمی داند، انتظار چه از او دارید؟

 

شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۳

دیدگاه خانم م. ع. درباره «مافیای روان»
دقت کردید که ترک قشقایی هم در مصاحبه با مجله تهران کلی دروغ گفته و هم در ایمیلی که برای HR!!! فرستاده کلی دروغ در مورد صحبت با دکتر قدیری به هم بافته؟ یعنی در سال ۲۰۱۱ ترک قشقایی «ناگهان» توسط مجله تهران آنهم در «انستیتو جهان عرب»! کشف شد و در سال ۲۰۱۲ با رودینسکو یک مقاله مشترک نوشت و در سال ۲۰۱۳ HR او را برای انجام partاش به بیمارستان ایران فرستاد تا شرح دروغی از ملاقات با دکتر قدیری بدهد و در سایت مرتبط با رودینسکو علیه آقای میلر منتشر شود! این جریان بستری اجباری خانم دکتر مثل حمله ۱۱ سپتامبر میمونه که از قبل فیلمشو ساخته بودند! چه کسی جز خود حمله کنندگان میدونست که قراره همچین حمله ای به برجهای دو قلو انجام بشه؟ چرا اینقدر «یاران» اصرار داشتند در مورد «روانکاوی در ایران» بنویسند؟ اونهم در مجله های فرانسوی زبان؟ از ایرانیش گرفته تا فرانسویش! و همه اونهایی هم که این مطالب رو نوشتند اشخاص گمنامی بودند مثل فواد صابران، نادر آقاخانی، نادر برزین، عصمت ترک قشقایی… که کسی تا قبل از این چیزی از اونها نشنیده بود و نکته مشترک در تمام اونها این بود که وانمود کنند در ایران روانکاوان «زیادی» وجود دارند و قطار روانکاوی «هر چند به سختی» ولی با همت این روانکاوان (که در کنگره صنعتی اسامی تعدادیشون رو شنیدیم) همچنان به جلو میرود! آموزش روانکاوی در ایران با ورود صنعتی در «مکتب روزبه» شروع شده و در «گروه فرویدی تهران» به سر منزل مقصود رسیده! آنها هستند که برای پیشبرد هر چه بیشتر روانکاوی در ایران با همکاری دانشگاه ها و انجمن های «علمی»!!! کنگره روانکاوی برگزار می کنند و «هفته روانکاوی» را در ایران جشن می گیرند. اما از آنجایی که هر چیزی همیشه در دوسطح جریان دارد، آنچه در واقع جشن گرفته می شد حذف میترا کدیور و انجمن فرویدی از صحنه بود. وقتی حضور انجمن فرویدی و دکتر میترا کدیور فقط به «ناظرینی خاموش» که دستشان از همه جا کوتاه بود، تقلیل پیدا می کرد، آنوقت می شد بقیه نقشه را برای حذف کامل دکتر کدیور و انجمنش اجرا کرد اما از آنجایی که به قول دوستمان «همیشه یک امایی وجود دارد» دیدیم که این جشن به عزای «قانونی» برگزار کنندگانش تبدیل شد که هنوز هم «ادامه دارد…».
البته فکر می کنم «هفته روانکاوی» واقعاً جشن گرفته شد منتها توسط «انجمن فرویدی» که دستشان درد نکند!


پیوند کوتاه به این مطلب:

https://freudianassociation.org/?p=8077

  تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت: ۱۵:۳۲